میان سطرها گم میشوم، میان سایهها مینویسم. شاید روزی کلماتم پیدا شوند…
حالا نوبت ماست.....✨

آزادگی، میراث ماست،
نه چون نسل به نسل بر دوشمان نهاده شده،
بلکه چون هر نسلی برای داشتنش، تاوان داده است.
مادربزرگی که در شبهای کودتا شعر گفت،
پدری که نان را بخشید و گرسنگی را بلعید،
کودکی که از خط کشِ قضاوت نترسید و رنگ خودش را باور کرد...
همهی آنها «آزاد» بودند؛
نه در بند نبودند، که خود را در بند نمیخواستند.
آزادگی آن نیست که دیوارها را بشکنی،
آزادگی آن است که بایستی،
در برابر دیوارهایی که میخواهند تو را از خودت جدا کنند.
آزادگی شاید ساده آغاز شود،
در دل کودکی که نمیخواهد دروغ بگوید،
در ذهن نوجوانی که میپرسد «چرا؟» به جای «باشه»،
در تصمیم زنی که دیگر نمیخواهد برای دوستداشتنی بودن، خودش را کوچک کند.
اما همین «آغازِ ساده» است که جهان را تغییر میدهد.
در تاریخ ما، آزادگی صدای آشناییست؛
صدای فریاد کاوه بر دربار ضحاک،
نجوای زرتشت کنار آتش،
نگاه بلند بابک خرمدین از پشت میلهها،
و سکوت سنگین زنی که هنگام سوزاندن کتابهایش، لبخند میزد.
اینهمه، نه گذشتهاند،
بلکه در سلولهای ما نشستهاند.
تو، من، ما!!
وارثان خاموشِ آزادگیایم،
که قرنهاست خسته شده،
اما نمرده است.
آزادگی، زخم دارد،
زخمهایی که گاهی با هیچ مرهمی التیام نمییابند،
اما شرافت میبخشند، روشنایی میآورند.
و تو، وقتی تصمیم میگیری آزاد باشی،
یعنی تصمیم میگیری انسانی باشی با زخمهایی روشن،
نه پوستی سالم و خاموش.
و مهمتر از همه اینکه...
آزادگی، از دیگران نمیجوشد،
از حکومت، از مدرسه، از خانواده، از کتاب... نه.
آزادگی، از دل تو آغاز میشود،
از جایی که چشم باز میکنی و میفهمی
که دیگر نمیخواهی خودت را سانسور کنی،
دیگر نمیخواهی حقیقت را پنهان کنی
تا مبادا کسی دلگیر شود.
آزادگی یعنی انتخاب انسانبودن،
در دنیایی که همه، نقش بازی میکنند.
پس من؟
من اگر از آزادگی نوشتم،
نه برای آن بود که در اوج باشم،
بلکه چون خودم سالهاست در تقلای رهاییام؛
من هنوز در بندم،
اما دیگر بند را نمیپرستم.
و اگر قرار است فرهنگی ساخته شود،
اگر قرار است خاکی دوباره ببالد،
اگر قرار است نسلی دوباره برخیزد،
باید از همین نقطه آغاز کند:
از آزاد بودن،
از انسان ماندن،
از خودِ واقعیاش بودن.
نه فردا،
نه در آیندهای دور،
که همین امروز،
همین حالا.
در دل من.
در دل تو.
در دل ما💚🌱
مطلبی دیگر از این انتشارات
طبیعت هنوز هم زنده است.....🌱
مطلبی دیگر از این انتشارات
اگر قرار است جرقهای باشم.......✨
مطلبی دیگر از این انتشارات
نامهای از دل غبارها....✨