رتوریک سفرنامه‌های فرنگ در عصر قاجار

عادت داریم که سفرنامه های ایرانیان به فرنگ را همچون سندی از شیفتگی و دستپاچگی ایرانیان در مشاهده دنیای متجدد اروپایی بخوانیم. کتاب بازخوانی سفرنامه های اروپایی ایرانیان در عصر قاجار سعی میکند جور دیگری به این سفرنامه ها بنگرد. البته آنچه را در این کتاب آمده شاید نتوان به همه سفرنامه ها تعمیم داد اما دست کم آنهایی را که حاصل سفرهای رسمی و به قلم نویسندگان درباری بودند میتوان از این منظر بازخواند. این کتاب را نغمه سهرابی نوشته و به قلم محمد سروری زرگر به فارسی ترجمه شده است.

تصویر جلد کتاب بازخوانی سفرنامه های اروپایی ایرانیان در عصر قاجار
تصویر جلد کتاب بازخوانی سفرنامه های اروپایی ایرانیان در عصر قاجار

سخن این است که سفرنامه های ایرانیان به اروپا را نباید همچون شرح تجریبات آنان از این سفر خواند. این متون را باید همچون متون بلاغی (رتوریکی) خواند. این متون برآنند مفاهیم را با هدف و مقصودی خاص به خواننده منتقل کنند و خیلی وقت ها کارکرد سیاسی دارند. این البته درباره هر متنی میتواند صادق باشد. نویسنده تاکید میکند که برخلاف آنچه معمولا پنداشته میشود آشنایی ایرانیان با غرب تنها از رهگذر سفرنامه ها صورت نگرفته بلکه سفرنامه نویسان پیشاپیش از راه های دیگر تصویری از غرب کسب کرده بودند و در سفرنامه هایشان هم مشاهده گرانی بدون پیش فرض یا بی قصد نبودند.

بازنمایی قدرت شاه قاجار در سفرنامه های فرنگ

متونی که توسط سفیران رسمی یا هیئت همراه آنان نوشته شدهاند میخواهند بزرگی ایران یا بزرگی شاه ایران را در جهان یا در اروپا نمایش دهند. مثلا حیرت نامه ابوالحسن خان ایلچی که معمولا همچون متنی ساده لوحانه تلقی میشود و مثالی از حیرت ایرانیان در مواجهه با غرب متجدد به شمار میآید، تنها شرح حیرت سفرنامه نویس از مظاهر تمدن اروپایی نیست بلکه در عین حال شرح حیرت اروپایی ها است از عظمت ایلچی که خود نمایشی است از عظمت شاه ایران. همین قصد کم و بیش در چهارفصل گرمرودی هم هست. از همین رو است که تشریفات سیاسی و شیوه استقبال از سفیران در این سفرنامه ها به دقت شرح داده میشود یا جزییات اقدامات هیئت اعزامی در بزرگداشت نام شاه ایران یا نمادهای ایران مانند پرچم یا اشیای نمادین به دقت توصیف میگردد. سفرنامه های ناصرالدین شاه به فرنگ هم تنها آیینه دیده ها و تجربیات او از اروپا نیست بلکه متنی است که به دقت تنظیم شده تا در پس زمینه، قدرت ملوکانه و عظمت سلطنت قاجار را بازنمایاند.

این پرتره ابوالحسن خان ایلچی است که در انگلستان در سال 1807 نقاشی شده است؛ بازتابی از شکوه و جلال فرستاده شاه ایران.
این پرتره ابوالحسن خان ایلچی است که در انگلستان در سال 1807 نقاشی شده است؛ بازتابی از شکوه و جلال فرستاده شاه ایران.

بدین ترتیب این قبیل سفرنامه های فرنگ، شرح قدرت دربار قاجار اند و برای مصرف دربار تهران نگاشته میشوند. نویسنده کوشیده که نشان دهد این قصد و مضمون چگونه با استفاده از ابزارهای بلاغی در متن گنجاده شده است. او این خط را هم در حیرت نامه ایلچی، هم در چهارفصل گرمرودی و هم در سفرنامه ناصرالدین شاه دنبال میکند و ساختار و ویژگیهای بلاغی و شیوههای روایت را در این متن ها را تحلیل میکند. به قول نویسنده در خوانش او از سفرنامه ها، تمرکز بر مقصد سفر نیست بلکه تمرکز بر خود سفرنامه به مثابه متنی است که دغدغه اش مبدا سفر و تحولات آن است.

در اواخر عصر ناصرالدین شاه اتفاق دیگری هم افتاد و آن دسترس پذیری سفر برای گروه ها و طبقات دیگر اجتماعی است. حاصل آن نگارش سفرنامه های غیر درباری یا غیر رسمی بود. این سفرنامه ها امکانات دیگری را در سفرنامه نویسی باز کردند. مثلا نویسنده به بررسی سفرنامه حاجی پیر زاده نائینی می پردازد. پیرزاده سفرنامه نویسی از سفرش به غرب را به کار گرفت تا به نقد غرب بپردازد. اما سفرنامه نویسی همچنین همچون ابزار اعتراض علیه قاجاریان هم استفاده شد چنان که در سفرنامه ابراهیم بیگ.