<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مشاور فرهنگی ایدز وزارت بهداشت</title>
        <link>https://virgool.io/hivsti/feed</link>
        <description>شبکه رسمی اطلاع رسانی ایدز و بیماری های آمیزشی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 12:28:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/svitk03kdbyr/ecptr9.png</url>
            <title>مشاور فرهنگی ایدز وزارت بهداشت</title>
            <link>https://virgool.io/hivsti</link>
        </image>

                    <item>
                <title>همسفره با همراهان اچ‌آی‌وی مثبت</title>
                <link>https://virgool.io/hivsti/%D9%87%D9%85%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DA%86%D8%A2%DB%8C%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-uxfvqmwjifi3</link>
                <description>مدیر باشگاه مثبت زمزم می گوید: چهار سال است که به مناسبت روز جهانی ایدز یک روز را به برگزاری جشنواره غذاهایی که مبتلایان به ایدز آنها را تهیه کرده اند، می گذرد و ما از این غذاها می خوریم و با گذشت چهار سال هنوز در سلامت هستیم. این یعنی ایدز از غذا یا ظروف مورد استفاده فرد مبتلا، به دیگری منتقل نمی شود.امسال هم همچون سال های گذشته،‌ سازمان ها و نهادهای فعال در این حوزه به مناسبت روز جهانی ایدز، اقدام به اطلاع رسانی درباره راه های انتقال این بیماری، پیشگیری و درمان آن کردند. بیشتر آنها در تلاش برای آگاهی بخشی به جامعه برای شناسایی بیماران و ترغیب آنها برای انجام فرایند درمان بودند اما در این میان برنامه های مفرحی هم برای مبتلایان به ایدز و خانواده هایشان توسط نهادهای مربوطه برگزار شد تا یکبار دیگر مبتلایان به این باور برسند که با ایدز هم می شود زندگی کرد.در همین راستا باشگاه مثبت زمزم زیرنظر مراکز بهداشت جنوب تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز سعی داشتند با برگزاری جشنواره غذا میان خانواده مبتلایان به ایدز، فضای دوستانه و گرمی را برای آنها رقم بزنند. این جشنواره با عنوان «جشنواره غذای سالم» فرصتی برای رقابت دوستانه میان مبتلایان به ایدز و ارائه غذایشان برای گرفتن امتیاز و جایزه بود.در همین رابطه رضا موسی نژاد مدیر باشگاه مثبت زمزم روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا، درباره برگزاری جشنواره غذا توسط خانواده های مبتلا به ایدز افزود: امسال برای چهارمین سال پی در پی، جشنواره غذای سالم با حضور ۱۰۰ نفر شرکت کننده مبتلا به ایدز در باشگاه مثبت زمزم برگزار شد. در این میان حتی یکی از داوران که مسئول امتحان کردن غذاها بود و به دستپخت ها امتیاز می داد، مسئول بهداشت منطقه بود.وی تصریح کرد: این مثال را زدم برای اینکه بگویم همه ما و به ویژه مسئولینی که در این جشنواره حضور داشتند، همگی از غذاها تست کردیم و هیچ کدام مبتلا نشدیم. این تصور اشتباه برخی از مردم است که فکر می کنند ایدز از غذا یا ظروفی که فرد مبتلا استفاده می کند، منتقل می شود.مدیر باشگاه مثبت زمزم تاکید کرد: در روز جهانی ایدز بیشتر برنامه ها برای اطلاع رسانی و آگاهی مردم و جامعه درباره ایدز و ترغیب آنها برای انجام آزمایش است اما هدف ما بیشتر ایجاد فضایی شاد و دوستانه و رقابتی سالم میان خانواده های مبتلای تحت پوشش باشگاه مثبت است.موسی نژاد اضافه کرد: این خانواده ها نیاز دارند که دیده شوند. بسیاری از آنها با بیماری خود کنار آمده و تحت درمان هستند. درمان باعث شده بار ویروس در بدن خیلی از آنها به صفر برسد و از این بابت خیلی خوشحال اند و متوجه تغییر در بدنشان می شوند.وی بیان کرد: چیزی که مبتلایان را بیش از هرچیزی نگران و ناراحت می کند، انگ مردم و طرد شدن از جامعه است. به همین دلیل برگزاری این جشنواره ها و برنامه های مشابه در کنار ایجاد فضای شاد برای مبتلایان، این آگاهی را به جامعه می دهد که راه های انتقال ایدز از طریق رابطه جنسی و خونی یا مادر به کودک است و با خوردن غذا کسی ایدز نمی گیرد.موسی نژاد با اشاره به اینکه در این جشنواره دیوار نوشته ای هم برای ثبت جملات مبتلایان در محل جشنواره نصب شده بود، خاطرنشان کرد: زیباترین جمله ای که در این دیوار نوشته به چشم می خورد، این جمله بود: «من زندگی را دوست دارم». جمله به صراحت نشان دهنده امیدواری فرد مبتلا به ادامه زندگی است.مدیر باشگاه مثبت زمزم خاطرنشان کرد: انواع غذها از جمله خورشت ها، سالادها، دسر و ترشیجات غذاهای درست شده توسط مبتلایان به ایدز بودند که در پایان به سه نفر اول به خاطر رعایت سه اصل سالم بودن غذا، خوشمزگی و ظاهر آن جوایزی اهدا شد و حاضران در جمع از غذای مبتلایان تست کرده و از کیفیت غذاها و مزه های بی نظیر آن لذت بردند.بیماران مبتلا به ایدز باشگاه مثبت امام خمینی (ره) و باشگاه میخک نیز از شرکت کنندگان در این جشنواره بودند.ایدز نوعی بیماری است که در دستگاه ایمنی و توسط ویروس نقص ایمنی (HIV) ایجاد می‌شود. بیماری ناشی از HIV دارای سه مرحله اصلی است.در مرحله اول (عفونت حاد) فرد ممکن است برای مدت کوتاهی بیماری شبه آنفلوآنزایی را تجربه کند. در مرحله بعد، این بیماری تا یک دوره طولانی بدون هیچ علائمی دنبال می‌شود که به این مرحله از بیماری، دوره نهفتگی گفته می‌شود. هر چقدر که بیماری پیشرفت یابد، تداخل بیشتری با دستگاه ایمنی بدن پیدا می‌کند و باعث می‌شود که افراد به عفونت‌هایی مانند عفونت فرصت‌طلب و تومور دچار شوند، البته معمولاً در افرادی که دستگاه ایمنی آن‌ها به خوبی عمل می‌کند تأثیرگذار نیست. در نهایت بیماری زمانی وارد مرحله سوم یا ایدز خواهد شد که سیستم ایمنی بدن آسیب جدی دیده و بیمار نیاز به مراقبت ­های حرفه ای بالینی پیدا می کند.ویروس HIV ، عمدتاً از طریق آمیزش جنسی محافظت نشده، انتقال خون آلوده و سرنگ آلوده و از مادر به فرزند در طول بارداری، زایمان یا شیردهی منتقل می‌شود. در ایران، با تلاش بسیار، انتقال ویروس از مادر مبتلا به کودک، مهار شده و تقریباً به صفر رسیده است. اما موج سوم این بیماری در کشور از طریق الگوی جنسی انتشار می­ یابد که این امر لزوم آشناسازی جوانان را به خوبی توضیح می­ دهد.برای این ویروس یا بیماری، هنوز هیچ‌گونه درمان یا واکسن قطعی وجود ندارد؛ اگر چه درمان ضدویروسی یا ARV، می‌تواند باعث کاهش دوره بیماری و امید به زندگی نزدیک به طبیعی شود. با وجود این که این نوع درمان خطر مرگ و عوارض ناشی از این بیماری را کاهش می‌دهد، اما این داروها گران‌قیمت هستند و ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند. پس بهترین راه جلوگیری از انتشار ویروس، پیشگیری است.</description>
                <category>مشاور فرهنگی ایدز وزارت بهداشت</category>
                <author>وحید جهانمیری نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 17 Dec 2019 11:44:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من اولین متولد ایدز خراسان رضوی هستم...</title>
                <link>https://virgool.io/hivsti/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B2-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-fbprza0c26cm</link>
                <description>اگر در زندگی خیلی از مبتلایان به ایدز تحقیق کنید به این نتیجه خواهید رسید که خیلی از آنها از سر ناآگاهی به این بیماری مبتلا شده‌اند. عدم آگاهی برای پیشگیری و در مرحله بعد عدم آگاهی برای آزمایش، کنترل بیماری و درمان آن.شاید خیلی‌ها درکی از ضرورت اطلاع رسانی در خصوص ایدز نداشته باشند اما در این گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا به سراغ یکی از مبتلایان ایدز رفته است. دختر جوانی که اگر خانواده اش اطلاع و آگاهی از این بیماری داشتند شاید هیچ وقت فرشته به این بیماری مبتلا نمی شد.فرشته دختر ۲۵ ساله ای است که با ایدز به دنیا آمده است. این بیماری پدر و مادرش را از او گرفت. به خاطر ایدز از تحصیل بازماند و ازدواجی نافرجام را تجربه کرد. اما امروز این دختر جوان با بیماری اش زندگی می کند، آموزشگر همسان است و در مرکز بهداشت شهرشان در خصوص ایدز مشاوره می دهد.مادر مُرد از بس جان نداشتفرشته ۲۵ سال دارد و متولد شهر مشهد است. خودش می گوید: من اولین کودک متولد ایدز خراسان رضوی هستم.زندگی اش را از زمانی تعریف می کند که متولد نشده بود و نمی دانست چه سرنوشتی انتظار او را می کشد. لبخند کمرنگی روی لبش می نشیند و ادامه می دهد: پدر و مادرم زندگی خوبی داشتند. پدرم سفر تفریحی زیاد می رفت. سال ۷۳ متولد شدم و از آنجایی که نوه کوچک خانواده بودم همه مرا دوست داشتند.زندگی برای فرشته پر از معنا بود و همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه سال ۸۰ شاهد بیمار شدن پدرش بود. «از سال ۷۹ تا ۸۰ پدرم زجر می کشید و یک پایش خانه بود و پای دیگرش دکتر تا اینکه زیر بار بیماری نتوانست دوام بیاورد و سال ۸۰ فوت شد».زندگی فرشته از زمانی رنگ باخت که پس از مرگ پدرش همه او و مادرش را طرد کردند. «آن زمان ۷ سال بیشتر نداشتم اما یادم هست که همیشه از خودم می پرسیدم چرا خانواده ام، پدربزرگ و مادربزرگم که آنقدر مرا دوست داشتند به یکباره رهایمان کردند. حتی به دنبال گناه در خودم بودم. فکر می کردم شاید من کار اشتباهی کرده ام که آنها ما را طرد کردند».اما قصه تلخ زندگی دخترک از وقتی تلخ تر شد که مادرش نیز بر اثر ایدز بیمار و در نهایت جانش را از دست داد. «وقتی از خانواده جدا شدیم مادرم خیاطی می کرد و از این راه خرجمان را درمی آورد اما سال ۸۶ مادر حالش بد و بدتر شد. هر دکتری که می رفتیم درمان ها فایده ای نداشت تا اینکه در آخرین بیمارستان اعلام کردند که مادرم مبتلا به ایدز بوده و بدون اینکه مادرم را با آن حال بد پذیرش و بستری کنند، ترخیصش کردند و آدرس یک مشاور را به ما دادند». اما به گفته فرشته درمان مادرش دیر انجام شد. درست وقتی که «مادر مُرد از بس که جان ندارد».پس از سال ها فهمیدم مبتلا به ایدز هستمپس از مرگ مادر فرشته، هیچ کسی سرپرستی وی را برعهده نگرفت. به همین دلیل به بهزیستی شهرستان محل زندگی اش منتقل شد. «در این مدت روی بدنم دانه هایی قرمز رنگ نمایان می شد. گاهی به بیماری های دیگر ارتباطش می دادند اما وقتی اثر دانه ها نرفت از من آزمایش گرفتند». جواب آزمایش که آمد در بهزیستی رفتارها با دختر نوجوانی که همه زندگی اش را از دست داده بود، عوض شد. «ظرف غذا و همه وسایل مرا از دیگر بچه ها عوض کردند اما نمی دانستم چرا؟ هیچ کس دلیل این رفتارها را برای من توضیح نمی داد. تا اینکه مرا به خوابگاهی در مشهد انتقال دادند. درحالی که ۲ روز اول در قرنطینه بودم». فرشته بغضش را فرو می دهد. مکثی می کند. نفس عمیقی می کشد و چشم هایی را که از یادآوری خاطرات تلخ تر شده اند، می بندد. به سختی ادامه می دهد: مدام از خودم می پرسیدم چرا اما جوابی برای چراهای ذهنم نداشتم. بعد از دو روز مشاور خوابگاه با پرسنل آنجا صحبت کرد و در نهایت آنها رضایت دادند من وارد خوابگاه شوم». فرشته در این مدت بارها به مرکز مشاوره رفت و یکسری دارو به او دادند. دختر جوان داروها را مصرف می کرد اما دلیل آن را نمی دانست و کسی هم نبود که توضیح بدهد. «تا اینکه بالاخره در یکی از جلسات مشاوره فهمیدم مبتلا به ایدز هستم».به پیشنهاد مرکز مشاوره ازدواج کردمفرشته ناخواسته مبتلا شده بود. شاید اگر این موضوع به خوبی در جامعه اطلاع رسانی شده بود، پدرش به موقع اقدام کرده و این بیماری را به همسرش منتقل نمی کرد. شاید اگر مادر می دانست تحت مراقبت های پزشکی قرار می گرفت و فرزند مبتلا به ایدز به دنیا نمی آورد. در واقع شاید بتوان گفت نه ایدز بلکه فقر ندانستن، خانواده فرشته را از او گرفت.فرشته تا سال ۸۹ در خوابگاه به زندگی اش ادامه داد اما غافل از اینکه مسئولان خوابگاه خواب بدی برای او دیده اند. «در آن سال از مرکز مشاوره مردی را برای ازدواج به من معرفی کردند. آن زمان حدود ۱۶ سال داشتم و به پیشنهاد مرکز مشاوره قبول کردم. چون درکی از ازدواج نداشتم». دختر جوان به اینجای حرف هایش که می رسد می گوید: فکر می کردم خاله بازی است. از طرفی تصور می کردم کسی پیدا شده که دستم را بگیرد و پشت و پناهم شود». بله گفتن دختر جوان مثال افتادن وی از چاله به چاه بود. «اوایل همه چیز خوب بود اما بعد درگیری و سوءظن شروع شد. فهمیدم آن مرد اعتیاد به شیشه دارد و تعجب می کردم مرکز مشاوره چطور با همکاری مسئولان خوابگاه بدون تحقیق مرا پای سفره عقد نشاندند». درگیری و تنش در زندگی دختر جوان آنقدر بالا گرفت که دیگر فرشته احساس امنیت جانی نداشت. این بود که از خانه فرار کرد و بار دیگر به بهزیستی پناه برد. «بعدها متوجه شدم مسئولان مرکز مشاوره می دانستند که آن مرد اعتیاد به شیشه دارند اما گویا مسئولان بهزیستی طبق گفته خودشان خبر نداشتند. در این مدت مشغول کارهای طلاقم بودم که شنیدم آن مرد در اثر مصرف مواد فوت کرده است».بازگشت قهرمانانه دختر مبتلا به ایدز به زندگیتصور این همه سختی و بلا غیرممکن است اما فرشته ۲۵ ساله این اتفاقات را از سر گذرانده و امروز به جای اینکه گوشه نشین شود و زانوی غم بغل بگیرد با خودش عهدی بسته؛ عهد و پیمان برای نجات خانواده ها و کودکانی که به سرنوشت وی دچار نشوند. «از سال ۹۰ آموزشگر همسان و برای مشاوره وارد مرکز بهداشت شدم. چرا؟ این همان سوالی است که همیشه در ذهن خودم بود و هیچ کسی به آن درست جواب نمی داد. به خاطر عدم آگاهی و اطلاع رسانی درست از خانواده طرد شدیم، زندگی ام را از دست دادم و تصمیم گرفتم کاری کنم که هیچ فرد دیگری آنچه را که من تجربه کردم، تجربه نکند».فرشته با ژستی قهرمانه نفسی عمیق می کشد و ادامه می دهد: دیگر نمی خواهم کودک دیگری با سختی هایی که من کشیدم و متولد شدم، به دنیا بیاید. من اولین کودک مبتلا به ایدز خراسان رضوی بودم اما امروز تعداد کودکان مبتلا بیشتر شده است. می خواهم به این کودکان و خانواده هایشان کمک کنم، مشاوره دهم و با راهنمایی برای بهبود حالشان قدم بردارم».فرشته آگاهی رسانی به جامعه را از خودش شروع کرده است. او امروز سفیر اطلاع رسانی حوزه ایدز در شهر خودشان است. فرشته با ایدز زندگی می کند، در حال ادامه تحصیل است و با وجود اینکه می داند تا رسیدن به کورس پزشکی راه درازی در پیش دارد اما عزمش را جزم کرده تا پزشک شود. این دختر جوان به اندازه توان خودش می خواهد دنیا را از این بیماری مزمن پاک کند اما سوال این است من و شما چقدر برای اطلاع رسانی در زمینه کاهش ایدز در جامعه قدم برداشته، شفاف سازی کرده یا در حوزه کاری مان برای کاهش این بیماری سیاست گذاری کرده ایم؟شما گزارش ایرنا از زندگی اولین کودک مبتلا به ایدز در خراسان رضوی را با عنوان من متولد ایدز هستم، نوشته خانم فاطمه شیری را مطالعه کردید!</description>
                <category>مشاور فرهنگی ایدز وزارت بهداشت</category>
                <author>وحید جهانمیری نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 11:40:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسانه، شمشیر دو لبه...</title>
                <link>https://virgool.io/hivsti/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D9%84%D8%A8%D9%87-wq6kz334jh5s</link>
                <description>سخن از اچ‌آی‌وی/ایدز است. عفونتی که قریب به چهار دهه پیش، موجی از وحشت را در دنیا پدید آورد و خرد و کلان و سیاه و سپید و مرد و زن را از یکدیگر باز نشناخت! نزدیک به هشتاد میلیون مبتلا و چهل میلیون کشته کافی است تا حساب کار دستمان بیاید که ایدز با کسی شوخی ندارد و و اگر به صورتی جدی برای پیشگیری از آن، آستین همت بالا زده نشود، نه تنها بر کیفیت و کمیت زندگی افراد، که بر صنعت، اقتصاد، آموزش، فرهنگ و سیاست جامعه نیز تاثیری به سزا میگذارد.معروف است که این عفونت درمان قطعی و واکسن ندارد ولی واکسن اصلی برای پیشگیری موثر از آن ، آگاهی حداکثری جامعه است. این جمله و نظایر آن میتواند در حد یک شعار بی مصرف باقی بمانند و تنها در مناسبت هایی، لق لقه زبان گردند و یا آن که به صورتی جدی سرلوحه سیاست های کلان آموزشی و فرهنگی جوامع قرار گیرند و آنها را از در افتادن به ورطه بحرانی فراگیر، برهانند.بی تردید نقش رسانه‌های جمعی، از بین ابزارهای متعددی که میتوانند در آموزش و اطلاع رسانی، تغییر نگرش و در درازمدت، تغییر رفتار افراد جامعه، ایفای نقش نمایند، بی بدیل است. رسانه‌ها، اعم از رسانه‌های مکتوب، رادیو و تلویزیون و ... میتوانند در کوتاه مدت، پیامی واحد را به جمعیتی انبوه عرضه و یک تنه نگرش افراد جامعه را نسبت به یک پدیده، دستخوش دگرگونی نمایند. تکرار این پیام‌ها به شیوه‌هایی متفاوت در دراز مدت میتواند، سطح آگاهی افراد را بالا برده و نهایتا به تغییر رفتار آنها کمک نماید. از سوی دیگر واضح است که که ارائه الگویی منفی از سبک زندگی توسط رسانه‌ها، میتواند به شکلی وارونه تاثیرگذار باشد و نهایتا به رفتاری منفی در جامعه دامن زند.اما اگر به صورت ویژه، بخواهیم به نقش رسانه در زمینه پیشگیری از ایدز و با در نظر گرفتن شرایط کنونی کشور خود اشاره نماییم، قضیه اندکی پیچیده‌تر است که آنچه در پیش رو می‌آید بخشی از پیآمدهای مطلوب و نامطلوبی است که میتوان در این باره متصور شد.تاثیرات نامطلوببعید است که هیچ یک از اصحاب رسانه روزی از خواب برخیزند و تصمیم بگیرند که به گسترش اچ‌آی‌وی / ایدز در جامعه خود دامن بزنند! اما این عمل نادانسته و به کّرات، از بسیاری از آنان به شیوه‌های زیر، سر زده و می‌زند.بازنشر نادانسته شایعات و اطلاعات غلط: اولین اتفاقی است که در جامعه‌ای که شفافیت و صراحت ااز آموزش‌های آن حذف شده است، قابل پیشبینی است و چه بسا برخی رسانه‌ها نیز به جای آن که پیشگام دادن آگاهی و اطلاعات درست و به روز به جامعه باشند، طوطی‌وار به باز نشر انواع خرافه، اطلاعات غلط یا شایعات بپردازند و بسته به اعتبار و موضوع، توان بیرون آوردن آن را نداشته باشند. به ویژه با سر بر آوردن رسانههای بسیار پرمخاطب در فضای مجازی، همه روزه حجم انبوهی از شایعات بیاساس، به ویژه در زمینه انتقال اچ آی وی دست به دست می‌گردد و جالب آن جاست که در موارد بسیاری، حتی بازتاب سخنان کارشناسان و متخصصین نیز در پاسخ به این شایعات کارگر نمی‌افتد و کفه ترازوی اقبال عمومی همچنان نسبت به نشر اکاذیب سنگینی می‌کند. یک روز موزهای آغشته به خون توسط گروه داعش به وسیله کشتار جمعی ایرانیان بدل می‌شود و روز دگر، پرتغالهای تو سرخ یا سس کچاپ فلان ساندویچی معروف تهران. زمانی سرنگ آلوده بر نازل‌های پمپ بنزین، نیمکت پارک‌ها و یا صندلی‌های اتوبوس و مترو هراس به دل مردم میافکند و روزی کارکنان بهداشتی با تست های قند خون کمر به نسل کشی یک قوم میبندند! و همه اینها حاصلی ندارد جز ایجاد وحشتی دائمی در دل مردم و بلندتر شدن دیوار بی‌اعتمادی بین مردم و سیستم بهداشتی درمانی، در حدی که بسیاری حتی نسبت به واکسیناسیون فرزندان خود نیز دچار تردید می‌شوند. از سوی دیگر، همه روزه، نسبت افرادی که وسواسی بیمارگونه نسبت به اچ‌آی‌وی دارند، بیشتر و بیشتر می‌شود و حجم مراجعات بیهوده را به آزمایشگاه‌ها و مراکز مشاوره بیماری‌های رفتاری، برای دریافت مکرر خدمات تشخیصی بالا میرود.یکی دیگر از تاثیرات منفی و غیر مستقیم رسانه‌ها که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، نقش آنها در انگ زدایی از رفتارهای پرخطر است. این امر در کشور ما به ویژه، در مورد انگ زدایی از مصرف مواد توهم زا قابل مشاهده است و به عنوان مثال دربرخی آثار سینمایی و یا کمدیهای استندآپ، مصرف موادی چون گل و حشیش، به تبدیل این پدیده به یک &quot;نرم اجتماعی&quot; کمک کرده است. تاثیر سوء این مواد بر افزایش رفتارهای پرخطر جنسی نیز در پژوهش های مختلف به اثبات رسیده که شرح آن ازحوصله این نوشته خارج است.اما پیچیده ترین وجه تاثیرنامطلوب رسانه ها در کنترل عفونت اچ آی وی در جامعه به اعتقاد من توسط رسانه هایی رقم میخورد که اتفاقا دلسوزانه و از سر خیرخواهی مایلند به اطلاع رسانی در این زمینه بپردازند اما بعضا به دلیل پژوهش ناکافی و ندانستن یا از قلم انداختن بخشهای مهمی از این پازل پیچیده، آن چه در دل مخاطب خود می کارند، جز هراسی موهوم نیست. این رسانه ها بدون آن که در پیام های خود، بر قابلیت کنترل اچ آی وی به شرط تشخیص و پای بندی به درمان تاکید کنند، بر عواقب و عوارض خطرناک آن تاکید می نمایند و ناخودآگاه مخاطب را به این نتیجه میرسانند که عطای این بحث را به لقای آن ببخشد و هرگز برای دریافت خدمات تشخیصی پیشگام نشود.تاثیرات مطلوببه طبع، وارونه تمامی حالات پیش گفته منجر به تاثیر مثبت رسانه ها در کنترل عفونت اچ آی وی/ایدز در جامعه می شود.ایران امروز ما در زمینه ارائه خدمات محرمانه و رایگان مشاوره ای، تشخیصی و درمانی از کشوهای پیشرفته دنیا چیزی کم ندارد و حتی در زمینه پیشگیری سطح سوم، دربین مصرف کنندگان تزریقی مواد و ارائه خدمات کاهش آسیب، جزء کشورهای پیشرو محسوب می‌شود. اما چیزی که وضعیت ما را از باب کنترل این عفونت به شدت بغرنج کرده است، عدم اقبال عمومی نسبت به انجام آزمایش اچ‌آی‌وی است که ناشی از ناآگاهی، ترس و نگرش منفی به کسانی است که با این بیماری زندگی می‌کنند. انکار، سکوت و انگ، سه ضلع مثلث شومی هستند که حاصلی جز ناآگاهی عمومی، عدم پیشگیری، عدم مراجعه به مراکز مشاوره و ناشناخته ماندن بخش بزرگی از مبتلایان ندارد. ما به مانند سایر کشورهای جهان متعهد شده‌ایم که تا سال 2020، نود درصد از مبتلایان به اچآیوی را شناسایی کنیم، از میان شناسایی شدگان، دست کم نود درصد را تحت درمان قرار دهیم و از این بین، با انجام آزمایش‌های تخصصی، از موفقیت درمان و رسیدن بار ویروسی نود درصد از آنان به صفر، اطمینان حاصل نماییم. آن چه امروز به شدت جای نگرانی ایجاد کرده، نود اول است که در خوش بینانه ترین حالت، ما تنها به چهل درصد از آن دست یافته‌ایم. و یادمان باشد که بیش از هشتاد درصد موارد جدید اچ‌آی‌وی توسط کسانی اتفاق میافتد که بیماریشان تشخیص داده نشده یا تحت درمان نبوده‌اند. به یاد هنگامه بمباران شهرها درزمان جنگ می افتم که پس از پخش آژیر قرمز، گوینده جمله‌ای با این مضمون میگفت که علامتی را که هم‌اکنون می‌شنوید آژیر قرمز است و معنی و مفهوم آن، این است که حمله هوایی دشمن اتفاق افتاده است و ...؛ آژیر قرمز امروز هم به ما میگوید که ده ها هزار نفر (در حالت حداقلی، چهل هزار نفر) که عمده آنها در سنین جوانی هستند، بدون آن که خبر داشته باشند ناقل اچ‌آی‌و‌ی هستند. به عبارتی ویروس نقص ایمنی دارد آرام آرام سیستم ایمنی این افراد را ضعیف و آنان را به سمت سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) پیش میبرد. آنها ناخواسته شرکای جنسی خود را نیز درگیر بیماری می‌کنند و با تصاعدی هندسی این تعداد افزایش می‌یابد. اینان همان ها هستند که در صورت تشخیص و درمان به موقع می‌توانستند از موهبت یک زندگی نسبتاً طبیعی و طول عمر بالای هفتاد سال بهرهمند شوند و به دلیل بار ویروسی صفر، حتا دیگر ناقل آن نیز به دیگران نباشند.به اعتقاد من وظیفه رسانه ها در شرایط فعلی و در پاسخ به همه گیری اچ‌آی‌وی/ایدز، اعلام همان آژیر قرمز است! اما آژیر قرمزی که به جای ترس و هراس، در وهله نخست، نوید و بشارت دهد. علامتی که معنی و مفهوم آن این باشد که اچ‌آی‌وی دیگر آن بیماری کشنده نیست، اچ‌آی‌وی به راحتی قابل پیشگیری، تشخیص و کنترل است اما به شرط آگاهی، تعهد و نگاه انسانی ما به کسانی که با آن زندگی می‌کنند. از آن سو، به تاسی از &quot;مبشراً و نذیرا&quot; باید پیاپی تاکید گردد که عدم آگاهی، عدم پیشگیری، قضاوت کردن دیگران و خدشه‌دار کردن کرامت انسانها، می‌تواند به بحرانی ملی در این زمینه بیانجامد و آن روز حسرت زمانی را خواهیم خورد که می‌شد با همدلی و وفاق ملی، جلوی آسیبی بزرگ را گرفت.</description>
                <category>مشاور فرهنگی ایدز وزارت بهداشت</category>
                <author>وحید جهانمیری نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 17:29:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انگ و تبعیض از خود بیماری ایدز ویرانگرتر است!</title>
                <link>https://virgool.io/hivsti/%D8%A7%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B2-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-q19hygu2qg82</link>
                <description>انگ و تبعیض واژه ای است که در یک ثانیه می شود آن را به زبان آورد اما باید دید در عمل چه تاثیراتی دارد؟ انگ و تبعیض از خود بیماری ایدز ویرانگرتر است. بیماری به راحتی پس از تشخیص و شروع درمان کنترل می شود ولی انگ و تبعیض مانع بزرگی برای خدمت رسانی است.برای پیشگیری به ویژه در نوجوانان و جوانان از نظر آگاهی و کار داوطلبانه بسیار ضعیف و در ابزار متنوع آموزشی فقیر هستیم.در بحث فشار خون یا دیابت، بسیج ملی تشکیل می دهیم اما در پرداختن به موضوع «اچ آی وی» فقط به برگزاری نشست هایی در این روز اکتفا می کنیم.بعد از حادثه لردگان متاسفانه شاهد این هستیم که محصولات کشاورزی این منطقه را خریداری نمی کنند یا عده ای با زدن ماسک در صدد پیشگیری از ابتلا به ویروس «اچ آی وی» هستند که این فقر ندانستن و عدم آگاهی جامعه را نشان می‌دهد. به گفته بعضی از کارشناسان ما در زمینه قوانین ضد انگ و تبعیض علیه بیماران، حتی از کشورهای منطقه هم عقب‌تر هستیم.  سن رفتارهای پرخطر کاهش یافته است!درصد نوجوانانی که فیلم های غیراخلاقی می بینند بسیار بالا است و این متاسفانه سبب انتقال غلط ترین و زیان بخش ترین اطلاعات به آنان می شود. وقتی در این شرایط نوجوانانی را داریم که به انواع اطلاعات غلط دسترسی دارند، نمی شود سکوت کرد. چرا که با این اطلاعات غلط و عدم استفاده از کاندوم مبتلا به انواع بیماری ها می شوند.  از زمانی که ایدز شایع شده، سل نیز رایج شده است. و وقتی سل رایج شود دیگر جلوی آن را نمی شود گرفت و تر و خشک را با هم می سوزاند.  تحقیقات نشان می‌دهد سن اولین مصرف مواد در ۹۰ درصد از معتادان تحت مطالعه، زیر ۱۸ سال بوده است. همچنین اگر رابطه جنسی زیر ۱۸ سال رخ دهد ابتلا به بیماری های آمیزشی محتمل تر است به این دلیل که فرد در این سن هم از لحاظ فیزیولوژیک و هم بلوغ فکری آماده نیست و آگاهی کافی در این زمینه را ندارد.  سالها پیش در مطالعات، مشخص شد ۲۵ درصد افرادی که تزریق مواد داشته اند «اچ آی وی» (HIV) مثبت بودند و ۵۰ درصد همزمان در رابطه زناشویی با همسر خود بودند که این امر و سکوت برخی در آن مقطع، سبب ورود ما به اپیدمی متمرکز شد. اما با برنامه های کاهش آسیب که توسط وزارت بهداشت، بهزیستی و سازمان زندان ها انجام شد، امروزه درصد شیوع در بین مصرف کنندگان تزریقی مواد به نصف دهه قبل رسیده است.اگر به موضوع پیشگیری، آموزش و اطلاع رسانی، بی توجهی شود شاهد رایج شدن ایدز در جامعه خواهیم بود. ماجرای لردگان مشت نشانه خروار است. اگر در لردگان شاهد این اتفاق بوده ایم در شهرهای دیگر نیز این موضوع وجود دارد. همه ایران می تواند لردگان باشد.  باید قبول کنیم زیر پوست شهرمان خبرهایی است که سعی در انکار آن می کنیم در حالیکه مشکل ایدز و بیماری های آمیزشی، بدون شک در وهله نخست با آگاهی و اطلاع رسانی درمان می شود.ما یک زمان طلایی داریم که افراد زیر ۱۸ سال را با آموزش، از آسیب دیدن نجات دهیم. حتی دوران کودکی را نباید نادیده گرفته چراکه کودکی دوره بسیار مهمی است و با آموزش هایی از جمله شناخت نقاط خصوصی و تفاوت راز خوب و بد، نه گفتن و... می توان از برخی آزارها پیشگیری کرد.</description>
                <category>مشاور فرهنگی ایدز وزارت بهداشت</category>
                <author>وحید جهانمیری نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 10:32:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>