<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات هاگوارتز</title>
        <link>https://virgool.io/hogwarts/feed</link>
        <description>پست‌های مربوط به دنیای جادوگری رولینگ: هاگوارتز، هری پاتر و حواشی آن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 16:26:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/b7zu1qsoruso/zottj1.png</url>
            <title>هاگوارتز</title>
            <link>https://virgool.io/hogwarts</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هری پاتر کتاب یا فیلم؟</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-igpmoirs4kip</link>
                <description>HaRrY pOtTeسلام ??حاوی اسپویل .تازگیا برای هزارمین بار به ویروس هری پاتر دچار شدم و از همه (حتی غریبه ها) میپرسم:سلام هری پاتر رو خوندی؟ اونا هم میگن نه یا فیلمشو دیدم. یک روز دوستم گفت فیلمش رو دیدم ولی خوشم نیومد چون هیچ ریزه کاری ای نداشت ون با دهن باز نگاهش کردم و بعد شکستن دماغش به فکر نوشتن این مطلب افتادم. حالا این مطلب چیه؟ این مطلب در حقیقت فرق های کتاب هری پاتر و فیلمش رو میگوید.ببخشید اگر چیزی رو جا انداختم چون زیادن.۱-شخصیت تانکس یک دگرگون نما بود و کاملا دست و پا چلفتی و در کتاب نقش زیادی داشت ولی در فیلم زیاد دیده نمی شد.در حالی که خیلی شخصیت جالبی داشت.عمو ورنون:دادلی با عصای جدیدت هری رو بزن.۲-شروع هر فیلم سازندگان سعی زیادی دارند تا هری هرچه سریع‌تر به هاگوارتز برگردد و وقت زیادی را صرف زندگی هری در خانه خانواده دورسلی نمی‌کنن.در حالی که توی کتاب کاملا توضیح میده و راستش توی فیلم زیاد بی مهری این خانواده نسبت به هری پیچاره احساس نمیشه.تولدت مبارک هری۳-در فیلم هری پاتر و سنگ جادو زمانی‌که هری برای اولین بار هاگرید را می‌بیند و متوجه می‌شود که یک جادوگره درواقع این اتفاق در تاریخ ۳۱ ژوئیه و در تولد هری اتفاق می‌افته. آن‌ها پس از آن دیدار به کوچه دیاگون می‌روند و وسایلی که هری برای رفتن به هاگوارتز نیاز دارد را تهیه می‌کنند. هاگرید پس از آن هری را به ایستگاه قطار میبره تا او با اون قطار به هاگوارتز بره.در این فیلم هری یک ماه زودتر از موقع مشخص به هاگواتز می‌رسه.در کتاب ولی داستان متفاوته:هری پس از خرید وسایل مورد نیاز به خانه دورسلی‌ها برمی‌گرده و موظف است که باقی‌مانده تابستان را در آن خانه سپری کنه. موضوعی که باعث می‌شود خواننده بیشتر متوجه رابطه سرد میان هری و خانواده دورسلی میشه. در تاریخ اول سپتامبر زمانی‌که قطار هاگوارتز به سمت این مدرسه حرکت می‌کند، ورنون دورسلی هری را به ایستگاه قطار می‌برد و هیچ خبری از هاگرید در این قسمت از داستان نیست.ولی توی فیلم هاگرید بچه رو بی هوا ول میکنه و میره و این خیلی حرص منو در میاره.۳-در کتاب هری پاتر و سنگ جادو می‌توانیم داستان بسیار مهمی را بخونیم که به‌طور کامل از فیلم حذف شده و من واقعا نمیدونم چرا!هری پاتر در نخستین شب حضورش در مدرسه هاگوارتز خواب بسیار مهمی می‌بینه؛ خوابی که نه‌تنها در ادامه داستان آن قسمت که در ادامه داستان کل مجموعه تاثیر زیادی داره. در آن خواب هری دستار پروفسور کویرل را بر سر دارد و روی سر او گیر کرده و هری نمی‌تواند آن را از سر خود برداره. کلاه به او می‌گوید که از گریفیندور جدا شده و به گروه اسلیترین بپیوندد. او در آن خواب همچنین می‌بینه که دریکو مالفوی به پروفسور اسنیپ تبدیل می‌شود. این خواب بسیار واضح به رابطه ذهنی هری پاتر و لرد ولدمورت اشاره می‌کنه.تهوع نه،ت.ه.و.ع۴_هرمیون یا هرماینی در کتاب هری پاتر و جام آتش گروه ت.ه.و.ع را میسازه.گروهی برای حمایت از جن های خانگی.که دابی بلافاصله عضو می شه. همچنین وینکی جنی که به تازگی اخراج شده است(حالا میگم براتون).و هرمیون تمام مدت سعی می کند صد جنی که در آشپزخانه‌ی هاگوارتز هستند را راضی کنند که در این گروه عضو بشن. در جلد آخر کریچر هم عضو می شود.اما در فیلم بجز دابی(که به زور نشونش میدادن) هیچ جنی وجود نداشت و من واقعا سر این سکته‌ مغزی کردم چون من عاشق این جنام و همشون خیلی بامزه و مفیدن و قسمت بزرگی از کتاب ۴ و ۵ان.پ.ن:ببخشید کوتاهه توی گوشیم زیادتر بود ولی متاسفانه گوشیم خراب شد?مانلی</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>Manely ghanaat</author>
                <pubDate>Wed, 23 Nov 2022 17:53:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصور کن توی هاگوارتز درس می خونی!</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C-leinsxzs8zqj</link>
                <description>این روزها ممکنه حوصله مون سر رفته باشه و ندونیم چی کار کنیم.من یه پیشنهاد عالی دارم!اگر طرفدار هری پاتر هستید، می تونید با انجام یه سری کار ها احساس کنید توی مدرسۀ هاگوارتز درس می خونید!چه جوری؟ الان می گم!یکی از راه ها، ساختن شناسنامۀ جادویی خودتونه!برای این کار، اول باید مشخصات جادویی مثل گروهبندی، نوع چوبدستی، و پاترونوس خودتون رو مشخص کنید.برای این کار توی اینترنت یه عالمه کوییز هست که بعد از پرسیدن چند تا سوال درمورد شما، این چیزا رو براتون مشخص می کنه!می تونید به این لینک ها مراجعه کنید! کوییز های خیلی خوبی هستن!برای این که بدونید کلاه گروهبندی شما رو توی چه گروهی قرار میده: https://play.howstuffworks.com/quiz/which-hogwarts-house-would-you-belongبرای این که بدونید چوبدستی مناسب شما چیه:https://play.howstuffworks.com/quiz/what-would-your-wizarding-wand-beبرای این که بدونید پاترونوس شما چیه:https://play.howstuffworks.com/quiz/what-is-your-true-patronusبرای این که بدونید اگر یک جانورنما بودید به چه شکلی در می اومدید:https://play.howstuffworks.com/quiz/what-should-your-animagus-form-be-learnخیلی وبسایت های دیگه هم می شه پیدا کرد که از اینجور کوییز ها دارن.همین طور میشه توی سایت رسمی هری پاتر ثبت نام کرد و اون جا از این کوییز ها داد! تازه، این سایت چیزای باحال دیگه هم داره! لینک سایت رسمی هری پاتر:https://www.wizardingworld.com/راجع به گروه بندی باید بگم که قطعا شما خودتون، خودتون رو بیشتر و بهتر از یه کوییز می شناسین، پس اگه نخواستین کوییز بدین، می تونین ویژگی های هر گروه هاگوارتز رو بررسی کنید، و بعدش ویژگی های خودتون و ویژگی هایی که براش ارزش قائل هستین رو، و در نهایت تصمیم بگیرید که کدوم گروه برای شما بهترینه. من ویژگی های اصلی اعضای هر گروه رو می نویسم:ویژگی های اعضای گروه گریفیندور (Gryffindor): شجاعت، جوان مردی، و عزم و اراده ویژگی های اعضای گروه اسلیترین (Slytherin): بلندپروازی، زیرکی، و تدبیرویژگی های اعضای گروه ریونکلا (Ravenclaw): هوش، خلاقیت، و خردمندیویژگی های اعضای گروه هافلپاف (Hufflepuff): مهربانی، وفاداری، و سخت کوشیخودتون می تونین بیشتر در مورد هر گروه تحقیق کنید. نکته: ممکنه شما ویژگی های مختلف از گروه های مختلف رو داشته باشین. ولی باید بررسی کنید و ببینید که کدوم ویژگی ها در شما بیشتر دیده می شه و کدومشون براتون ارزش بیشتری داره.حالا وقت اینه که شناسنامه رو بسازید! توی شناسنامه مشخصات خودتون (مثلا اسم، تاریخ تولد، رنگ مو و چشم، و ...) و همچنین مشخصات جادویی خودتون رو بنویسید.می تونید از عکس هایی که توی اینترنت هست استفاده کنید و مشخصاتتون رو کامل کنید، مثل این ها:گریفیندوراسلیترینهافلپافریونکلااگه کمی گیج شدید: منظور از Animagus همون جانورنما هست (جادوگری که به شکل یک جانور در میاد.) و جلوش باید جانوری که می تونید به شکلش در بیاید رو بنویسید. (کوییزش رو گذاشتم.) و جلوی Boggart باید چیزی که بیشتر از همه ازش می ترسید رو بنویسید. Boggart به شکل چیزی که بیشتر از هر چیز دیگه ای ازش وحشت دارید در میاد. Patronus یا پاترونوس هم سپر دفاعی شما است. (کوییزش رو گذاشتم.)اگر میخواین شناسنامه رو خودتون طراحی کنید، اینا ایده های من هستن!به نظر من، استفاده از یه کاغذ پوستی (یا اگر میخواین با کامپیوتر یا موبایل کار کنید عکس کاغذ پوستی.) بهترین ایده برای پس زمینه هست، چون توی فیلم و کتاب هری پاتر هم از این نوع کاغذ خیلی استفاده می شد. مثلا این شکلی:اگر شناسنامه تون رو دستی می سازید و از کامپیوتر یا موبایل استفاده نمی کنید اما کاغذ این شکلی در دسترس ندارید، می تونید یه چای کیسه ای که تازه از چای دراومده رو بردارید و کمی فشارش بدید، و روی کاغذ گلاسه بکشید و بذارید خشک بشه. کاغذتون بعد از خشک شدن رنگ کرمی می گیره و شبیه عکس می شه. (امیدوارم.)پیشنهاد من برای فونت و دستخط برای نوشته های روی شناسنامه، چیزایی شبیه ایناس:حالا وقتشه که به صورت دلخواه، شناسنامه رو تزیین کنید! یه پیشنهاد خوب اینه که تم رنگی گروهبندی تون (کوییزش رو گذاشتم.) رو بهش بدید. برای گریفیندور قرمز و زرد، برای اسلیترین سبز و نقره ای، برای هافلپاف زرد و مشکی، و برای ریونکلا آبی و رنگ برنز. می تونید آرم هاگوارتز و یا نشان گروهتون رو روی شناسنامه چاپ کنید یا نقاشی کنید. خیلی کارای باحال دیگه میشه کرد!یه راه دیگه، نوشتن نامۀ هاگوارتزه!اگه یادتون باشه توی فیلم و کتاب هری پاتر، برای جادوگرا نامه فرستاده می شد تا بهشون خبر داده بشه که توی وجودشون جادو دارن و می تونن توی هاگوارتز به تحصیل بپردازن! حس خیلی خوبیه که آدم یکی از این نامه ها داشته باشه!برای نامۀ هاگوارتز هم به نظر من همون نوع کاغذ و فونت که برای شناسنامه گفتم بهتره. اگه از همین عکسی که گذاشتم استفاده کنید، فقط کافیه اسمتون رو روی اون خط بنویسید. اگه میخواین خودتون نامه تون رو بنویسید، هم می شه متن عکس رو نوشت هم می شه یه متن دیگه نوشت. وقتی نامه رو پرینت گرفتید یا خودتون درستش کردید، پیشنهاد من اینه که یه همچین پاکتی درست کنید و بذاریدش توش:و پشت پاکت هم اسم خودتون و آدرستون رو بنویسید.فن فیکشن بنویسید!برای این که حس کنید دانش آموز هاگوارتز هستید، می تونید داستان هایی بنویسید که خودتون توی اونا هستین و مثلا با شخصیت های هری پاتر دوست می شید یا با یکی از اونا ازدواج می کنید یا دنیا رو از دست لرد ولدمورت نجات می دید یا ... . هر چیزی که دوست دارید! تخیل کردن محدودیتی نداره و با خیال پردازی می شه توی دنیا های مختلف زندگی کرد!این کار خیلی هیجان انگیزه!کتاب جادویی خودتون رو بسازید!می تونید کتاب یا دفترچۀ جادویی خودتون رو بسازید! یعنی طلسم هایی که توی کتاب ها و فیلم های هری پاتر هستن رو پیدا کنید (توی سایت های مختلف راحت می شه پیداشون کرد.) و به همراه کاربرد هاشون برای خودتون بنویسید. یا مثلا موجودات و وسایل جادویی رو معرفی کنید. با این کار می تونید احساس کنید واقعا دارید توی هاگوارتز تحصیل می کنید!می شه از دفتر های واقعی استفاده کرد، و یا با استفاده از نرم افزار ها توی گوشی یا کامپیوتر این کار رو انجام داد. جلد کتابتون رو به صورت جادویی تزیین کنید. مثلا روی جلدش آرم هاگوارتز و یا نشان گروهتون رو نقاشی کنید یا چاپ کنید. یه سری دفتر ها هم هستن که به این شکل تزیین شدن و می شه اونا رو تهیه کرد. مراقب باشید! اگر از دفتر واقعی استفاده می کنید، تعداد برگه ها به اندازۀ نیازتون باشه، که کاغذ حروم نشه و به طبیعت آسیبی نرسه! ممنون!چوبدستی تون رو بسازید و یا خریداری کنید!می شه چوبدستی رو خرید و یا درست کرد! برای درست کردن چوبدستی چند تا راه وجود داره!مثلا این ویدیو یکی از راه ها رو آموزش می ده:https://www.pinterest.com/pin/762656518153778331/راهی که من انتخاب کردم، این بود که اول چوب یکی از قلم مو هایی که احتیاج نداشتم رو رنگ کردم. بعد یک سومش رو توی فویل مچاله شده پیچیدم و روی فویل رو هم رنگ کردم. بعد سیم گلسازی رو دور انگشتم پیچیدم تا به شکل سیم تلفن در بیاد و بعد اون رو به دو سوم باقیموندۀ چوبدستی وصل کردم. نتیجه این شد و من خیلی دوستش دارم:عکس های خودتون رو ادیت کنید!می تونید عکس های خودتون رو در حالی که در کنار شخصیت های هری پاتر هستید یا با چوبدستی تون جادو می کنید یا ... ادیت کنید!برنامه های مختلفی برای این کار وجود داره، برای مثال فوتوشاپ و یا پیکس آرت.این یکی از ادیتای منه:خب اینا پیشنهاد های من بودن! امیدوارم کمکتون کنه! اگر ایده های دیگه ای هم دارید توی کامنتا با من در اشتراک بذارید!ممنونم:) ایشالا همیشه خوشحال باشید! نظرتون رو برام کامنت کنید!</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>Queen Viana</author>
                <pubDate>Sat, 07 Aug 2021 21:13:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>50چیز که احتمالا درباره اما واتسون نمی دانستید</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/50%DA%86%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-aqcteiwgv8pv</link>
                <description>اما واتسون بیش از هر چیز به خاطر نقش هرمیون بهترین دوست هری پاتر (دنیل رادکلیف) در مجموعه فیلم های هری پاتر شناخته میشود در این مقاله با همراه باشید تا ۵۰ چیز خیلی جالب که احتمالا در باره اما واتسون نمی دانستید را بهتان بگوییم 1. اسم کامل او اما شارلوت دوئر واتسون است 2 . اما از تبار ترک و بریتانیایی است 3 . علیر غم بریتانیایی بودند درواقع در ۱۵ آوریل ۱۹۹۰ در پاریس فرانسه به دنیا آمده است 4 . والدین او ژاکلین لوبسی و کریس واتسون هردو وکیلایی بریتانیایی هستند 5 . وقتی که اما ۵ ساله بود والدینش از هم دیگر طلاق گرفتند و اما همراه با مادرش و برادرش به آکسفوردشایر انگلستان برگشت 6 . اما یک برادر کوچک تر به نام الکساندر برادری ناتنی از پدر بیولوژیکیش به نام توبی ودو خواهر دوقلو ناتنی از پدرش به نام های نینا ولوسی دارد 7 . اماواتسون وارد مدرسه هنر های تائاتری استیچ کوچ شهر آکسفورد شد اوخواننده گی  بازی گری و رقص یادگرفت ودر نمایش های مدرسه اجرا میکرد 8 . اما هاکی روی چمن . تنیس . راندرز . و نت بال بازی میکند همچنین به سبک های مختلفی مانند رقص بریک ومدرن میرقصد و دوست دارد درکلاس های هنری شرکت کند 9 . مباحث مورد علاقه ی او در مدرسه شامل هنر تاریخ و زبان انگیلیسی است به ریاضی و جغرافیا کم تر از همه علاقه دارد 10 . زمانی که معلمان تائاتر برای فیلمی براساس رمان های پرفروش هری پاتر اورا به آژانس های  انتخاب بازی گری معرفی کردند اما به صورت حرفه ایی بازی نکرده بود 11 .  اماواتسون برای نقش هرمیون گرنجر که اورا به شهرت جهانی رساند هشت بار تست داد 12 . جی کی رولینگ نویسنده هری پاتر از همان اولین تست بازی گری را برای نقش هرمیون می خواست جی کی رولینگ 13 . زمانی که اولین فیلم این مجموعه به نام هری پاتر و سنگ جادو در نوامبر ۲۰۰۱ اکران شد، اما تنها ۱۱ سال سن داشت. این فیلم بیش از ۹۷۴ میلیون دلار در سراسر دنیا فروش داشت و در اولین روز اکران در ایالات متحده، به رقم بی‌سابقه‌ی ۳۳.۳ میلیون دلار فروش رسید.14 . پس از بزرگ شدن در کنار دنیل رادکلیف و روپرت گرینت، بازیگران همکارش در هری پاتر، با آن‌ها دوست صمیمی است. او آن‌ها را برادرش صدا می‌کند.15 . در ۱۲ سالگی عشق زودگذری به تام فلتون داشت، بازیگر همکارش در هری پاتر که نقش دارکو مالفوی را بازی می‌کرد.تام فلتون (دراکو مالفوی)۱۶. به اشتباه گزارش شد مچ دستش در جریان فیلم‌برداری هری پاتر و تالار اسرار (۲۰۰۲) شکسته شده است.۱۷. واتسون دهه‌ی بعد را مشغول بازی در مجموعه‌ی هری پاتر بود.۱۸. اما شخصیت هرمیون گرنجر را به عنوان الگوی بالقوه‌ای برای دختران جوان و یک قهرمان اکشن مونث عالی درنظر می‌گیرد.۱۹. به گفته‌ی اما احتمال آن‌که زمانی در پروژه‌ی دیگری به موفقیت هری پاتر درگیر شود، بسیار کم است.۲۰. کتاب مورد علاقه‌ی او از مجموعه‌ی هری پاتر، هری پاتر و زندانی آزکابان است.۲۱. اما باید تا ۱۵ سالگی صبر می‌کرد تا بتواند گوش‌هایش را سوراخ کند.۲۲. در ۲۰۰۴ اما به پیرس برازنان، کنت برانا، و سامانتا مورتون ملحق شد تا به عنوان هیئتی، فیلم‌سازان نوجوان مراسم “جوایز فیلم اولین روشنایی” را انتخاب کنند که در میدان لستر شهر لندن برگزار شد.۲۳. در ۲۰۰۵ اما به مدت چهار ماه دندان‌هایش را سیم‌کشی کرد، و می‌گوید این کار مهم است زیرا یک لبخند تا آخر عمر با شما می‌ماند.۲۴. در ۲۰۰۷ مجله‌ی فوربس درآمد سالانه‌ی او را ۴ میلیون دلار برآورد کرد. در آن زمان او ۱۷ سال داشت. هم‌چنین از سوی کتاب رکوردهای گینس، ‘پرفروش‌ترین بازیگر زن دهه’ نام گرفت. در دهه‌ی گذشته فیلم‌های او در سراسر دنیا بیش از ۵.۴ میلیارد دلار فروش داشته است.۲۵. در ۲۰۰۵، وقتی ۱۵ سال داشت، جوان‌ترین فردی بود که روی جلد مجله‌ی ووگ نوجوان ظاهر شد.۲۶. در ۲۰۰۸ اما در انیمیشن افسانه‌ی دسپرو صدایش را به شخصیت شاهزاده پی بخشید.۲۷. او در اولین امتحان رانندگی‌اش در ۲۸ ژانویه‌ی ۲۰۰۸ قبول شد.۲۸. علارغم سپری کردن روزهای نوجوانی‌اش سر صحنه‌ی فیلم‌برداری، روزی ۵ ساعت تدریس خصوصی داشت. اما با نمرات بالا فارغ‌التحصیل شد.۲۹. می‌تواند تا حدودی فرانسوی صحبت کند.۳۰. ۱ متر و ۶۷ سانتی‌متر قد دارد.۳۱. واتسون سخت تلاش کرده است از قالب یک ستاره‌ی کودک خارج شود، که بسیار با مجموعه فیلم‌های هری پاتر گره خورده است. او در مصاحبه‌ای با ووگ گفت ” من در یک حباب کامل زندگی کرده‌ام. من را پیدا کردند و برای نقش انتخاب کردند. حالا به شدت در تلاش هستم راه خودم را در آن پیدا کنم.”۳۲. او دائما در صدر فهرست‌ خوش‌پوش‌ترین‌ها قرار می‌گیرد. واتسون می‌گوید “من عاشق مد هستم. به نظرم مهم است، چون از طریق آن است که خودتان را به دنیا نشان می‌دهید.”۳۳. اما به عنوان چهره‌ی کلکسیون پاییز/زمستان ۲۰۰۹ و بهار/تابستان ۲۰۱۰ بربری انتخاب شد.۳۴. در ۲۰۱۰ طرفدارانش را با مدل موی پیکسی بامزه‌اش شوکه کرد. این مدل مو باعث شد بالغ‌تر به نظر برسد.۳۵. در جولای ۲۰۱۱ روی جلد مجله‌ی ووگ ظاهر شد.عکس اما واتسون روی مجله ۳۶. اما در سال ۲۰۰۹ در دانشگاه براون ثبت نام کرد، یکی از دانشگاه‌های آیوی لیگ آمریکا که در آن به تحصیل در رشته‌ی ادبیات مشغول شد.۳۷. وقتی از او سوال شد چرا به جای یک موسسه‌ی تحصیلات عالی بریتانیایی یک موسسه‌ی آمریکایی را انتخاب کرده است، جواب داد به دلیل آن که سیستم آمریکا به دانشجویان اجازه می‌دهد همزمان چندین شاخه را مطالعه کنند.۳۸. یکی از هنرپیشه‌های محبوب او جانی دپ است.جانی دپ ۳۹. واتسون در فیلم مزایای گوشه‌گیر بودن (۲۰۱۲) بازی کرد.۴۰. اما عاشق گربه است و دو گربه به نام‌های بابلز و دومینو دارد.۴۱. اما طرفدار پروپاقرص جولیا رابرتز است.جولیا رابرتز ۴۲. او ناتالی پورتمن و رنه زلوگر را به خاطر اشتیاق به بازی کردن نقش‌های چالش‌برانگیز تحسین می‌کند، حتی اگر شخصیت‌های زیبایی نباشند.۴۳. رنگ مورد علاقه‌اش آبی است.۴۴. با افتخار خودش را فمینیست و اهل رقابت اعلام می‌کند.۴۵. در سال ۲۰۱۱ اما در رده‌ی ۶۹ فهرست جذاب‌ترین زنان مجله‌ی ماکسیم قرار گرفت.اما واتسون (هرمیون گرنجر)۴۶. فیلم مورد علاقه‌اش ” ناتینگ هیل” (۱۹۹۹) است. مجموعه‌ی تلویزیونی محبوبش “دوستان” (۱۹۹۴) است.۴۷. خوانندگان محبوبش آلانیس موریست و جاستین تیمبرلیک هستند.جاستین تیمبرلیک ۴۸. خودمانی‌ها او را ام صدا می‌زنند.۴۹. ارزش خالص دارایی‌های اما ۶۰ میلیون دلار است.۵۰. نویسنده‌ی موردعلاقه‌اش کارلوس رویز زافون است و عاشق “سایه‌ی باد” و پیش درآمد آن “بازی فرشتگان” است.￼</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>Elina gholami</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 12:25:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دراکو مالفوی در فیلم هری پاتر یک شخصیت منفی است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-m8j3px8dg4ht</link>
                <description>مالفوی را می‌توان اولین شخصیت منفی و رقیب هری پاتر به حساب بیاوریم که در کتاب‌ و فیلم‌ها با او آشنا شدیم، پسری رنگ پریده با موی بور، از خانواده‌ای مشهور و اشرافی.اما برخی از رفتارهای مالفوی اصلا با شخصیت‌های خبیث و منفی سازگاری ندارد، او تقریبا دربرابر دامبلدور گاردش را پایین آورده بود و حتی می‌توان گفت که به عمد، هری را در برابر مرگخواران شناسایی نکرد، همچنین هرگز در طول جنگ هاگوارتز، کسی را نکشت. این مسائل باعث می‌شود ما واقعا شک کنیم که آیا او در حقیقت انسان بدی بود؟ ما در این مقاله تلاش کردیم تا سه تا از مهم ترین دلایلی که باعث شد مالفوی نتواند جزو شخصیت‌های مثبت باشد را بررسی کنیم.۱٫او شناخت درستی از جبهه تاریکی و روشنایی نداشت.هری پاتر در خانه دروسلی‌ها بزرگ شد، نا آگاه از تمام توانایی‌های درونش، جادو برای او شگفت انگیز بود اما برای دراکو مالفوی، ماجرا شکل دیگری رقم خورده بود. او در خانواده‌ای به دنیا آمده بود که اکثر آنها مرگخوار بودند و به جادوی سیاه علاقه داشتند. برای او این چیزها یک مسئله عادی بود و شاید فرصتی کسب نکرده بود تا بتواند بفهمد دقیقا دوست دارد به چه چیزی بپیوندد. ما دیدیم که او در اولین سال‌های تحصیلش، کارهای بسیاری از جمله تحقیر هرمیون، دعوت هری به دوئل و حتی سرشاخ شدن با یک هیپوگریف را انجام داد. اما هرچه بیش‌تر می‌گذشت، او بیش‌تر می‌ترسید، زیرا که با جنبه‌هایی دیگر از جادوی سیاه آشنا شده بود. فهمیده بود هواداری از لرد سیاه برای او چیزهایی بیش‌تر از ثروت و برتری به ارمغان می‌آورد. دراکو مالفوی بسیار دیر فهمید که آسیب دیدن و آسیب رساندن به دیگران دقیقا چه معنایی دارد.۲٫او نیاز به تشویق داشت.مالفوی در کتاب‌ها اول به عنوان پسری به تصویر کشیده شد که قصد دارد با هری طرح دوستی بریزد. گرچه هری در گروه رقیب افتاد اما دراکو باز هم به او پیشنهاد دوستی داد ولی این رون ویزلی بود که مانع این دوستی شد. زیرا هری باید بین او و دراکو یک نفر را انتخاب می‌کرد. همین دلیل محکمی شد تا مالفوی تمام سال‌های تحصیلش را صرف این کند که هری را به خاک بزند. از این همین سو او توسط همگروهی‌های خودش تشویق می‌شد و انگیزه بیشتری برای دشمنی با هری پاتر و دیگر دوستانش پیدا می‌کرد. شاید اگر هری می‌توانست با دراکو دوستی کند، دراکو هم کم کم به سمت دامبلدور و دیگر جادوگران محفل ققنوس جذب می‌شد، تقریبا می‌توانیم بگوییم این خود هری بود که دشمنی با دراکو را آغاز کرد.۳٫پدر و مادرش او را بیش از حد دوست داشتند.درست است که لوسیوس و نارسیا، شیوه تربیتی پتونیا و ورنون را پیش نگرفته بودند و ما بارها دیدیم که دراکو توبیخ و تنبیه شده است دراکو مالفوی (تام فلتون)</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>Elina gholami</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 17:54:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دراکو مالفوی</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%88%DB%8C-lakhx7foc9k1</link>
                <description>دراکو مالفوی (زاده ۵ ژوئن ۱۹۸۰) یکی از شخصیت‌های اصلی رمان هری پاتر است. او پسری بی‌روح، از خود راضی، بور و زیبا، چشمانی خاکستری رنگ است. پدر او لوسیوس مالفوی (به انگلیسی:lucius malfoy) یک مرگ‌خوار اصیل است؛ و مادر او نارسیسا بلک یک اصیل‌زاده از خاندان بلک است. خاله او بلاتریکس لسترنج به مدت سیزده سال در زندان آزکابان بود که بعد از آنجا فرار کرد و در آخر به دست مالی ویزلی کشته شد. دراکو مالفوی یک اصیل‌زادهٔ پولدار و زیبا است او در ۱۱ سالگی به هاگوارتز فرستاده می‌شود تا جادوگری را به خوبی یاد بگیرد. دراکو در ۱۶ سالگی یک مرگ‌خوار می‌شود و از سوی لرد ولدمورت مأموریت می‌یابد که آلبوس دامبلدور را بکشد و مرگ‌خواران لرد سیاه را به هاگوارتز ببرد. اما به دلیل اینکه قلب کاملاً سیاهی ندارد و ناخواسته این سرنوشت برای مجازات بی‌رحمانه پدرش توسط لردسیاه دارد و نمی‌خواهد آسیبی به دامبلدور بزند فقط می‌تواند دامبلدور را خلع سلاح کند؛ که در پی این موضوع ابرچوبدستی آلبوس دامبلدور به مالکیت او در می‌آید؛ که بعد از آن هری پاتر بدون آنکه خودش بداند با خلع سلاح کردن دراکو مالفوی مالک ابرچوبدستی می‌شود.در انتهای مجموعه وی زنده مانده و صاحب فرزند میشود.دراکو مالفویشخصیت هری پاترتام فلتون as Draco Malfoyin هری پاتر و زندانی آزکابان (فیلم)نخستین حضورهری پاتر و سنگ جادو (1997)آخرین حضورهری پاتر و یادگاران مرگ (2007)خلق‌شده توسطجی.کی. رولینگمجسم‌شده توسطتام فلتونهاگوارتزهاگوارتزاطلاعات در جهانخانوادهمرگ‌خوار (father)فهرست شخصیت‌های مکمل هری پاتر (mother)همسرفهرست شخصیت‌های مجموعه هری پاترفرزندهادراکو مالفوی (son)خویشاوندهافهرست شخصیت‌های مکمل هری پاتر و Bellatrix Lestrange (aunts)محفل ققنوس (cousin)Born5 June 1980دراکو در هاگوارتز	منابع</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>Elina gholami</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 17:21:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جی کی رولینگ، نویسنده جادوگر</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%B1-pziv0apw2ouw</link>
                <description>طرفداران پر و پا قرص هری پاتر مطمئنا این شخصیت را میشناسند، نویسنده کتاب های هری پاتر که از آن فیلم های پرفروشی هم ساخته شد و باعث شد رولینگ به شهرت جهانی برسد.داستان های افراد موفق در ایران معمولا با اغراق بیان میشود و میخواهند به شدت نشان دهند که آنها بدبخت و بیچاره بوده اند و بعد به خوشبختی عظیمی رسیدند و الان هم دیگر هیچ مشکلی ندارند.مثلا در مورد همین خانم رولینگ داستان هایی شنیدم از اینکه داستان های خود را روی دستمال کاغذی مینوشته و میفروخته تا پول بدست آورد ولی هرچقدر تحقیق کردم در زندگینامه او همچین موردی را ندیدم.خب گرچه شاید این مدل داستان ها برای ما خوشایند باشد و انگیزه بیشتری به ما دهد اما من در این مقاله بیشتر میخواهم به رابطه تیپ شخصیتی رولینگ و موفقیت در نویسندگی بپردازم و از مدل شخصیتی MBTI استفاده میکنم.جو جوآن رولینگ یا همان جی کی رولینگ(نام هنری) در سال 1965 در انگلستان به دنیا آمد شاید دلیل اصرار او بر انتخاب بازیگران انگلیسی در مجموعه هری پاتر ملی گرایی او بوده، تحصیلات رولینگ زبان و ادبیات فرانسه بود.جی کی رولینگ برای تدریس زبان انگلیسی به پرتغال نقل مکان میکند و همانجا با روزنامه نگاری آشنا میشود و بعد از دو سال آشنایی با هم ازدواج میکنند، این دو صاحب یک دختر بنام جسیکا میشوند که هم اکنون با رولینگ زندگی میکند و البته بچه بعدی رولینگ هم خود بخود سقط میشود.جی کی بعد از مدتی متوجه میشود که با این روزنامه نگار سر سازگاری ندارد و از هم جدا میشوند، همزمان در آن سالها درس میخوانده و بعد از فارغ التحصیلی به همراه یک دختر 7 ساله و از دست دادن کار احساس بی عرضگی شدیدی میکند.جی کی رولینگ در سال 1990 مادر خود را از دست میده، احساس افسردگی بهمراه ازدواج بی فرجام و یک دختر 7 ساله و نداشتن پول و زندگی خوب شاید دلیل اصلی خودکشی نافرجام جی کی رولینگ بود که بعد از مدتی بستری شدن و روان درمانی بالاخره زندگی عادی خود را شروع میکند.بعد از این قضایا دوباره به نویسندگی روی می آورد و این بار کتاب هایی مینویسد اما بیشتر انتشارات او را رد میکنند و یک انتشاراتی قبول میکند در ازای مبلغ ناچیز کتابش را چاپ کند.شاهزاده وارد میشودو بالاخره اثر شاهکار هری پاتر را در سال 1996 مینویسد.ایده هری پاتر در یک سفر طولانی قطار به ذهن رولینگ خطور میکند و او شروع میکند به نوشتن و بعد از چاپ این کتاب طرفداران زیادی پیدا میکند بصورتیکه در هفته های اول تمام نسخه کتاب تمام میشود.کتاب هری پاتر به 65 زبان زنده دنیا ترجمه شده و 450 میلیون نسخه از آن به فروش رفته و این باعث شد که جی کی رولینگ ثروتمند شود.خب از داستان رولینگ بگذریم....یک بررسی بر تیپ شخصیت رولینگ انجام دهیم که آیا این تیپ شخصیتی به او در این مسیر کمک کرده؟تیپ شخصیتی  INFPدرونگراشهودیاحساسیمنعطفالبته این مورد را هم اضافه کنم که فیلم جدیدی با اقتباس از اثر رولینگ بنام جانوران شگفت انگیز ساخته شده که این فیلم هم بسیار پرفروش بوده  INTROVERT درونگراییدرونگرایی به رولینگ کمک کرده تفکراتش را بنویسد و وقت این را داشته باشد که داستان پردازی کند چون درونگراها افرادی هستند که خیلی به تنهایی و تفکر علاقه دارند و همچنین دوستان کمی دارند و آدم هایی نیستند که همیشه در جمع باشند و در حال مهمانی یا خوشگذرانی و یا اینکه زیاد حرف بزنند.منظور من این نیست که درونگراها این کارها را انجام نمیدهند بلکه منظورم این است کشش آنها بسمت تنهایی و خلوت بودن است.این ویژگی نیاز اصلی یک نویسنده است.INTUITIVE شهودیشاید به این دلیل که با درونگرایی اشتباه نشود آن را به N نشان میدهند.این مدل افراد درک شهودی دارند یعنی رویاپرداز هستند و میتوانند چیزهایی که به آنها الهام میشود را دریافت کنند و یکی از دلایل نوشتن داستان های جادویی و جادوگری همین ویژگی جی کی رولینگ باشد.افراد شهودی اطلاعات را بصورت کلی میگیرند و همچنین آنها توانایی رویایی فکر کردن را دارند.شاید بتوان شخصیت رولینگ را آرکی تایپ جادوگر نامید. و این دلیلی است بر نوشتن داستان های جذاب جادویی و خلق شخصیت های خیالی...FEELING احساسیاین شاخص بیشتر مربوط به قسمت تصمیم گیری ما هست که البته کل زندگی هر آدمی نوعی تصمیم گیری است، افراد احساسی راحت میتوانند خود را جای شخصیت مقابل بگذارند و همذات پنداری کنند و یکی از دلایل خلق شخصیت های جذاب در داستان های جی کی رولینگ همین همذات پنداری است.مطمئنا شما اگر داستان و فیلم های هری پاتر را دنبال کرده باشید این شخصیت را دوست خواهید داشت. یک آدم احساسی توانایی این را دارد که شخصیتی خلق کند که همه عاشقش شوند.PERCEIVING منعطفاین شاخص را بی نظم یا ادراک گرا هم می نامند، این مدل افراد خیلی در بند چارچوب نیستند و میتوانند خارج از چارچوب فکر کنند و همچنین افراد بی نظمی اند و شاید دلیل خلاقیت زیاد آنها همین بی نظمی شان باشد که باعث میشود بتوانند خارج از هر موضوعی را ببینند.شخصیت منعطف اگر شهودی هم باشد مثل جی کی رولینگ بسیار خلاق میشود و از ایده های ساده میتواند داستان های شگفت انگیزی بسازد، همانطور که یک بار در خاطراتش گفته یکی از دشمنان هری پاتر همان دمنتور ها ناگهان به ذهنش خطور کرده و آن را وارد شخصیت های داستان کرده. این مدل افراد محدودیتی برای ذهن خود قایل نیستند.خلق شخصیت های خیالی مثل دامبلدور، لرد ولدمورت، دمنتور، و مدرسته هاگوارتز از نشانه ذهن نامحدود جی کی رولینگ است.جی کی رولینگ همانی است که باید باشد، نویسنده کتاب های خیالی شاید جی کی رولینگ به ناخودآگاه و بخاطر علاقه به سمت نویسندگی کشیده شده ولی در کل این کار با شخصیت او هم جور در آمده و او  امروز یکی از از تاثیر گذارترین نویسندگان زن در دنیاست و همچنین یک زن میلیاردر خودساخته.شناخت شخصیت به ما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف خود را بدانیم و به جای هدر دادن وقت مان با کارهای بیهوده سعی کنیم در راهی قدم بگذاریم  که استعداد و نقطه قوت ما آن جا است.</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>naef raspana</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2020 21:29:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گروه های هاگوارتز</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B2-uocvmleljffv</link>
                <description>هشدار: این پست حاوی اسپویل استنماد هاگوارتز هرکدام از گروه‌ها در یک شرایط سخت چه می‌کنند؟داستان افتتاح شدن هاگوارتز (از کتاب هری پاتر و حفره ی اسرار آمیز و همین‌طور یکم از زبان خودم): هاگوارتز بیش از هزار سال پیش تاسیس شده. تاریخ دقیقش نامشخصه. چهار نفر از برجسته ترین جادوگرها و ساحره‌های آن دوران، هاگوارتز را تاسیس کردند. اسم این چهار شخص سرشناس: گودریک گریفیندور، هلگا هافلپاف، روونا ریونکلا و سالازار اسلیترین بود. چهار گروه مدرسه را به افتخار آنها نام گذاری کرده‌اند. اونا به کمک هم دور از چشم مشنگ‌ها این قلعه را ساختند. چندین سال پی‌در‌پی بنیانگذاران مدرسه، در صلح و صفا با هم همکاری کردند. دنبال بچه‌هایی می‌گشتند که آثار و نشانه‌ای از سحر و جادو در وجودشان بود و اونا رو به قلعه می‌آوردند که به تحصیل در زمینه‌ی سحر و جادو بپردازند. اما کم‌کم بینشون اختلاف به وجود آمد. هر کدام معتقد بودند که باید یک‌سری افراد را قبول کنند و بعضی را نه. اسلیترین عقیده داشت که علم و دانش سحرآمیز باید در خانواده‌ی جادوگرهای اصیل باقی بماند. او دلش نمی‌خواست جادوگر‌های مشنگ‌تبار به هاگوارتز راه پیدا کنند. چون عقیده داشت آنها مورد اعتماد نیستند. ریونکلا می‌گفت که من فقط به بچه‌های زرنگ و باهوش درس می‌دهم. گریفیندور می‌گفت من هم فقط به کسانی درس می‌دهم که شجاع و جسور باشند. اما هافلپاف همه را قبول داشت و بین کسی فرق نمی‌گذاشت. بعد از مدتی اختلاف اسلیترین و گریفیندور بالا گرفت و اسلیترین از مدرسه رفت.عکسی از ( از بالا سمت راست ) روونا ریونکلا گودریک گریفیندور سالازار اسلیترین و هلگا هافلپافاصلا این گروه‌ها چه هستند؟در هاگوارتز (مدرسه‌ی علوم‌وفنون جادوگری در دنیای هری‌ پاتر) ۴ گروه به نام های گریفیندور، هافلپاف، ریونکلا و اسلیترین وجود دارد که هر دانش آموز در یکی از آنها قرار می‌گیرد و از آن به بعد او را عضو آن گروه می‌دانند.دانش‌آموزان از چه طریق در این گروه‌ها قرار می‌گیرند؟با کلاهی به نام کلاه گروه‌بندی. دانش‌آموزان سال‌اولی برای قرار گرفتن در گروه خودشان، در مراسم اول سال کلاه گروه‌بندی را بر سرشان می‌گذارند. کلاه جادویی با توجه به ویژگی‌های شخص، او را در گروهی قرار می‌دهد. گاهی اوقات هم از روی علاقه‌ی اون شخص داوری می‌کند. اما به هر حال شکی در کارش وجود ندارد. کلاه در آغاز هر جشن گروه‌بندی شعری می‌خواند. من چندتایشان را برایتان اینجا قرار می‌دهم:از کتاب هری پاتر و سنگ جادو:کلاه تکانی خورد و و شکافی که نزدیک به لبه‌ی آن بود مثل دهانی باز شد و شروع به آواز خواندن کرد:اینو نبین که زشتم زیباست ولی سرشتم           -           هیچ می دونی باهوشم باهوش مثل خرگوشماینو بدون تو دنیا بنده ندارم همتا                -                 من کلاه قاضی ام از شغل خود راضی ام (در جلد اول ترجمه ی متفاوت بوده است اما ما همان کلاه گروه بندی می خوانیمش ) اگه منو بپوشی هر چه قدر هم بکوشی           -              بهت می گم چی داری خوشحالی یا بیمارییک روش و راهی بهت می گوییم کجایی        -          اگه تو گریفیندوری حتما اینو می دونیاون جا همه شجاعند آماده ی دفاعند            -          هم مهربون و خوبن دلیر ولی محجوبندهستی توی هافلپاف اصلا نباش خیال باف     -        چون که اونا پر کارند با وفا و پربارنداگر که هستی ناقلا جای تو هست ریونکلا      -        اونجا همه زرنگند بادشمنا می جنگندشاید برای اسلیترین که تقریبا هست بدترین   -      اگر که باشی اینجا زیاد داری تو همراهپس حالا من رو سر کن یکمی هم خطر کن    -    از من نترس بچه جون چون من هستم مهربونکلاه خوب و دانام                   -                     این بود تموم حرفام از کتاب ۴ هری پاتر و جام آتش:هزاران سال پیش یا حتی بیشتر               -              همان دوران که من بودم جوان ترچهار جادوگر خوب و گرامی                 -                   زرنگ و همدل و پر کار و نامی   که بعد از چرخش زمانه                   -                    هنوزم اسمشان بر هر زبانهدر این دنیای پر جنجال و غوغا             -                 نشستند دور هم هر یک ز یک جا گریفیندور بی باک از  یلان بود             -                ریونکلا عاقل و شیرین زبان بود یکی هافلپاف پر عدل و انصاف               -              یکی اسلیترین خودبین و پرلافهمه هم فکر و هم آواز و هم سو            -               همی کردند فکر بکر از این روبنا کردند دانشگاه هاگوارتز                 -                  که آموزش دهند جادو و پروازهمان روزی که کار آغاز کردند              -                 گروهی بهر خود بنیاد کردند  گریفیندور شجاعت ارج بنهاد                -               ولی ریونکلا هوشش بها داد  هافلپاف سختکوشی می پسندید            -              بهین شرط پذیرش را همین دیدولی اسلیترین قدرت طلب بود              -              از این رو طالبین جاه بستودولی این چهار استاد بانی                   -                 همی بودند در دنیای فانیگروه خود را گلچین نمودند               -              همه در کار خود استاد بودندولی روزی که این گوهر شناسان         -             برفتند از جهان با درد و نقصانکدامین ساحر از روی فراست            -            شجاعان را ز رندان وا شناسدکه گوید در هزاران سال دیگر            -            گروه دانش آموزان برترگریفیندور چو راه چاره را یافت         -         مرا از سر چو بادی تند برداشتیکایک بانیان عقلم نهادند            -          شعور قدرت تشخیص دادنداگر من را شما بر سر گذارید          -          بگویم بی خطا در سر چه داریدنگاهی می کنم بر فکر و خویت       -         گروهی می نهم در پیش رویت از کتاب هری پاتر و محفل ققنوس:یادم می آید اون قدیما که من بودم تازه و نو    -   هاگوارتز شروع نکرده بود هنوز تا اون وقت کاروپایه گذاران همین مدرسه ی هاگوارتز ما        -      هرگز به خواب نمی دیدند جدایی از همدیگه رو اونا به عشق یک هدف یکدل و یک زبون بودن  -  یگانه بود آرزوشون همدل و هم زبون بودنآرزوشون ساختن یک مدرسه ی جادوگری    -     مدرسه ای که نداره لنگه و تا و همتاییتا بتونن درس بدن هر چی را که آموخته بودند   -   تا دیگه انتقال بدن هرچی که اندوخته بودن هر چار نفر گفته بودن می سازیم این مدرسه رو  -   هر چار نفر گفته بودن درس می دهیم این بچه ها رو هرگز به خواب نمی دیدند جدایی از همدیگه رو  -   هرگز به خواب نمی دیدن کشمکش و درگیری رو گریفیندور سلیترین دوست بودن چه دوستایی   -   ندیده بود هیچ کسی نظیر اون رو جاییغیر از دو یار دیگشون هافلپاف و ریونکلا      -     دوستان خوب و مهربون قدرشناس و باوفاچی شد چه اشتباهی شد چه اشتباه زاری شد؟  -  رشته ی این دوستی خوب چگونه پاره پاره شد ؟من که خودم اونجا بودم الان می گوییم سیر تا پیاز    -   قصه ی پر غصه شون بشنو ز من ای دلنوازاسلیترین گفت ما فقط به بچه هایی درس می دهیم   -   پاک باشه نژادشون پاک تر از اون و از اون ریونکلا گفت که من درس می دهم به اون کسی     -     که باشه تیز هوش و زرنگ نباشه مثل اون بسیگودریک گریفیندور می خواست به اون کسی درس بده  -   که از همه شجاع تره جسور بی پرواترهاما هافلپاف می گفت من درس می دهم به همشون    -    همه رو به یک چشم می بینم فرقی نباشه بینشونوقتی که اختلافشون ابراز گشت و شد عیان        -       تلخ شد اوقات همه از نظر دیگرانهر یک از این چهار نفر بنیانگذاران مدرسه        -       گروهی داشتن که راه می دادن بی وسوسهعده ای از بچه ها را مطابق با سلیقه شون         -           هر کسی را به میل خود می بردند به گروهشونبرای مثال اسلیترین اصیل ها رو جدا می کرد    -    زیرک و ناقلا ها را مثل خودش سوا می کرداونا که بودن زیرک ترین باهوش ترین و بهترین       -        در گروه ریونکلا درس می خواندن نازنینپس گریفیندور شجاع برمی گزید در این گروه   -    شجاع ترین بچه ها رو جسور و بی پروا ها روهافلپاف عزیز ما بقیه شون را بر می داشت   -   با دست و دل باز خود یاد می داد هر چی را که داشتاز این طریق چهار گروه و بانی های خوبشون -  جلا دادن به دوستیشون اون دوستی واقعیشونچندین و چند سال بعد از اون با شادی و با همدلی     -     هاگوارتز خوب تدریس می کرد درس های جادوگری  اما بعد از مدتی نفاقی افتاد بین ما              -                 دلیل این نفاق چی بود جز ترس و کوتاهی ما ؟ چهار گروه که یک روز مثل یک ستون بودند        -          حافظ این مدرسه و پایه ی زیر اون بودندمی افتادن به جون هم با طعنه و پرده دری        -       هرچار تاشون جدا ز هم به دنبال سلطه گریچه می شه وقتی که دویار جدال و بلوا می کنن ؟    -    چه می شه کرد وقتی که دوئل و دعوا می کنن ؟آخر کار روزی رسید روز بد و تاری رسید        -         که یارشون اسلیترین رفت و به فردا نرسیدبا رفتن اسلیترین تموم شد اون جنگ و نزاع     -    چه فایده که درد غمش هنوز مونده در دل ما وقتی چهار بنیانگذار شدن سه تا جای چهار    -    ندید کسی رنگ وفاق میان این سه یار غاراینجاست حالا کلاهشون کلاه دسته بندیشون   -    شما دیگه باخبرین از اینجا سیر تا پیازش روکلاه قاضی بنده ام شما رو تقسیم می کنم        -      چرا که کار من اینه چاره ای جز این ندارماما در این سال جدید پامو فراتر می گذارم     -     با گوش جان گوش کنین چیزی که اینجا می خوانم :اگر چه محکوم شده ام جدا کنم شماهارو    -    اما خودم ناراحتم که می کنم من این اشتباه روبا این که چاره ای ندارم جز انجام وضیفه ام   -    ناچارم شماها رو به چهار تقسیم بکنماما بازم شک می کنم که این گروهبندی ما    -    باعث بشه تموم نشه این دعوا ها حالا حالاآهای خبردار باشین از خطر أگاه باشید      -     نشونه هارو ببینید از خطر عبرت بگیریدهاگوارتزمون در خطره دشمن بیرون منتظره  -  دشمن ما رحم نداره خیلی پلید و مکارهباید توی مدرسمون همه با هم یکی بشیم   -    وگرنه از همین درون خرد و پراکنده می شویمحرف هامو گفتم به شما آگاه شدین از خطرا   -      بیاین گروهبندی مون رو شروع کنیم همین حالاگروه‌ها به چه دردی می‌خورند؟هم‌گروهی‌ها با هم به کلاس می‌روند، در خوابگاه و سالن عمومی با آنها شریک می‌شوند، در یک میز غذا می‌خورند، حتی در مسابقات کوییدیچ گروه‌ها به همان صورت باقی می‌ماند و کلا سال‌های تحصیلی‌ات را در گروه و با هم‌گروهی‌هایت می‌گذرانی.نماد گریفیندور گریفیندور:گروه گریفیندور به دست گودریک گریفیندور ساخته شده است. او یک شمشیر برای جنگیدن داشته است که بعد ها به دست هری پاتر می‌رسد. ویژگی‌ آن‌ها شجاعتشان است. حیوان نمادینشان شیر، رنگ قرمز و بعد زرد.برج غربی در هاگوارتز، سالن عمومی گروه گریفیندور است که برای وارد شدن به آنجا رمز ورودی لازم است. رمز چند وقت یک بار عوض می‌شود. سرگروهشان پرفسور منیروا مک گونگال، استاد درس تبدیل شکل هست. جستوجوگر تیم کوییدیچشان (در دورانی که جی کی رولینگ نوشته) هری پاتر است. شخصیت شناخته شده در گروه گریفیندور در زمان تحصیل هری در هاگوارتز، هری پاتر است اما در کل دامبلدور. در کتاب، هری، رون و هرماینی و بیشتر قهرمان‌های داستان، گریفیندوری هستند. پس در کتاب بیشتر از گریفیندور گفته شده. شمشیر گریفیندور بعد‌ها به زهر باسیلیسک آلوده می‌شود. از همین طریق هری، رون و هرمیون تعدادی از جان‌پیچ‌ها را از بین می‌برند.ویدا اسلامیه هرمایونی را هرمیون ترجمه کرده‌است. مترجم در انتهای محفل‌ ققنوس به این موضوع اشاره می‌کند و ماجرای این اشتباه را توضیح می‌دهد. متن زیر بخشی از نوشته‌ی مترجم است.  در کتاب به صورت مستقیم به گروه دامبلدور اشاره نشده. کنجکاو بودم و خیلی به گروه‌ش فکر می‌کردم. خودم فکر می‌کردم به‌نظر ریونکلایی می‌آید. اما در بخشی به هری که در اتاق گروهشان بود می‌گفت که همیشه از پرده‌های آن‌جا بدش می‌آمده و حتی یک بار از عصبانیت پرده‌ای را آتش زده. پس یعنی قبلا گریفیندوری، و در آن سالن بوده که همچین تجربه و احساسی داشته. دلیل دیگر برای گیریفنیدوری بودنش در فیلم محفل ققنوس است. در نبرد با ولدرمورت، از چوب‌دستی دامبلدور رنگ قرمز و از چوب‌دستی ولدرومورت رنگ سبز بیرون می‌آمده. رنگ نمادین اسلیترین سبز است و همه می‌دانیم که تام ریدل (ولدرمورت) اسلیترینی بوده. رنگ نمادین گریفیندور نیز قرمز است، آیا این می‌تواند دلیل بر گریفیندوری بودن دامبلدور باشد؟ اگر بله، می‌توانیم او را قدرت‌مندترین جادوگر گریفیندوری خطاب کنیم!شخصیت‌های گریفیندوری‌ای که در متن نام برده‌ام نماد ریونکلاریونکلا:گروه ریونکلا به دست روونا ریونکلا ساخته شده. او یک دیهیم برای تقویت هوش داشته، که بعد‌‌ها به دست دخترش می‌رسد. ویژگی آن‌ها هوش‌شان است. حیوان نمادین‌شان عقاب، رنگ آبی و بعد نقره‌ای. برج شرقی در هاگوارتز، سالن عمومی ریونکلا است. برای ورود به سالن باید به معمایی جواب دهند، چون معما در سطحی است که فقط ریونکلایی‌ها می‌توانند جوابش بدهند و وارد سالن بشوند. سرگروهشان پرفسور فلیوس‌فلیت‌ویک، استاد وردهای جادویی هست. جستجوگر تیم کوییدیچشان (در دورانی که جی کی رولینگ نوشته) چوچانگ، و شخصیت شناخته شده در گروه ریونکلا (در داستان) لونا لاوگود است.شخصیت‌های ریونکلایی که در متن نام برده‌ام  نماد هافلپافهافلپاف:گروه هافلپاف به دست هلگا هافلپاف ساخته شده. او فنجانی داشته که بعدها به دست پیرزنی می‌رسد. پیرزن به وسایل عتیقه علاقه داشته و علاوه بر این یکی از نواده‌ها بوده. ویژگی هافلپافی‌ها مهربانی و سختکوشی‌شان است. حیوان نمادینشان گورکن، رنگ زرد و بعد سیاه است. سالن عمومی‌ آن‌ها زیرزمین در راهروی منتهی به آشپزخانه و پشت بشکه‌های سرکه که اگر به ریتم هلگا هافلپاف به آن‌ها ضربه بزنید ورودی نمایان می‌شود. سرگروهشان پرفسور پمونا اسپراوت، استاد درس گیاه‌شناسی هست. جستوجوگر تیم کوییدیچ‌شان (در دورانی که جی‌کی رولینگ نوشته است) سدریک دیگوری است که در مسابقه‌ی سه جادوگر به دست ولدرمورت کشته می‌شود (خدا رحمتش کنه، مرد خوبی بود?). شخصیت شناخته شده در گروه هافلپاف همان سدریک دیگوری است. شخصیت‌های هافلپافی‌ای که در متن نام برده‌امنماد اسلیتریناسلیترین: گروه اسلیترین به دست سالازار اسلیترین ساخته شده. اوقاب‌آویزی داشته که بعد‌ها به دست ولدرمورت می‌رسد.ویژگی اسلیترنی‌ها جاه‌طلبی و اصیل‌زاده بودن‌شان است. تعداد کسانی که اصیل‌زاده نیستند ولی اسلیترینی هستند، خیلی کم است. در داستان معمولا آدم‌بده هستند. حیوان نمادینشان مار است (می‌شود از یکی از دلایل‌ش به این اشاره کرد که خود سلازار اسلیترین، مارزبان بوده). رنگ نمادینشان سبز و بعد نقره‌ای. دخمه در هاگوارتز سالن عمومی آنهاست.سرگروهشان پرفسور سوروس اسنیپ، استاد درس معجون سازی هست (در بیشتر سال های تحصیلی هری و دوستانش). جستوجوگر تیم‌ کوییدیچ‌شان دراکو مالفی است که با باج دادن وارد تیم می‌شود. شخصیت‌های شناخته شده دراکو مالفی و ولدرمورت هستند.ویدا اسلامیه اسلایترین ترجمه کرده. درحالی که تلفظ درستش در فیلم اسلیترین است.(slythrvin)ولدرمورت اسلیترینی‌ای اصلیل از نوادگان اسلیترین و مارزبان بوده. مرگ‌خوارها نیز مثل ولدرمورت اسلیترینی بوده‌اند. درواقع آن‌ها جمع دوستان مدرسه‌ی تام‌ ریدل (ولدرمورت) بوده‌اند.همون‌طور که در اول پست اشاره‌ کردم، هرکدام از چهار موسس هاگوارتز دنبال یک نوع از دانش‌آموزان بودند. سالازار اسلیترین دنبال جادوگر های اصیل زاده بود. کسانی که اصالتا خانوادگی جادوگر باشند. و مشنگ‌زاده‌ها (کسانی که پدر و مادرشان جادوگر نیست) را بد می‌دانست و به آنها گندزاده می‌گفت. برای همین باسیلیسک (نوعی مار بزرگ تخیلی که هر کسی که با نگاه کردن درون چشم‌هایش می‌میرد) را در دستشویی دخترانه‌ی هاگوارتز مخفی کرده تا نواده‌هایش بروند و آزادش کند تا آن هیولا همه‌ی مشنگ‌زاده‌ها و دورگه‌ها را بکشد و یا خشک کند تا فقط اصیل‌زاده‌ها در هاگوارتز باقی بمانند. اما طی ماجراهایی هری و دوستانش باسیلیسک را نابود می‌کنند و به این ماجرا خاتمه می‌دهند.شخصیت های اسلایترینی ای که در متن نام برده‌ام </description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>رستا ناصری</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2020 22:03:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور دانش آموز هاگوآرتز باشیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DA%AF%D9%88%D8%A2%D8%B1%D8%AA%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-fhqkq9triuva</link>
                <description>به جادو بعنوان یک دانش آموز شرقی نگاه کنیدکیه که دلش نخواد دانش آموز هاگوآرتز باشه ؟ با تعطیلی لژ بزرگ تهران بعد از انقلاب اسلامی و انتشار کتاب فراموشخانه ایران عملا ساحره های جوان از ابراز خودشون نا امید شدن و پنهان از دید جامعه به زندگیشون ادامه دادن . تازه متولد شده ها بدون داشتن درکی از تاریخ سحر و جادوی ایران شیفته هاگوآرتز و سلیقه انگلیسی ها میشن و از عناصر شرقی جادو بی خبر میمونن . ولی حتما به مرور زمان براشون سوال پیش میاد که آیا ایرانم مدرسه جادوگری داره یا نه ؟ دمنتور میگه :  اگر مثل هر آدم سالم و طبیعی دیگری، هری پاتر خوانده باشید، احتمالا یک جایی وسط ماجراهای هری با اژدهای شاخدم مجارستانی و کلاس‌های تغییر شکل پروفسور مک‌گونگال، از خودتان پرسیده‌اید که آیا ایران هم مدرسه آموزش جادوگری دارد یا نه؟ خود جی کی رولینگ که در کتاب «کوییدیچ در گذر زمان»، غیرمستقیم اشاره کرده لااقل وزارت جادوگری را در ایران داریم و تازه، جای جاروی پرنده، این دور و اطراف قالیچه پرنده پیدا می‌شود. نمیدونم برای آموزش جادو - ی مثبت -  تو ایران باید درویش شد یا محصل حوزه یا هر چی . فقط میدونم که فعلا وزارت سحر و جادوی تهران قصد آشکار سازی نداره و حالا حالا ها خبری از مدرسه جادوگری نیست . این اتفاقا باعث شده تا جادگرای سطح شهر دست بکار بشن و خودشون فضایی که باهاش حال میکنن و درست کنن . در ادامه من از تجربیات خودم راهنماییتون میکنم که چطور میتونین بدون رفتن به مدرسه جادوگری حس و حال و فاز هاگوآرتزو بگیرین !هافلپاف ! صبور و عادل .1 - آیا شما جادوگرین یا مشنگ ؟اولین سوالی که باید از خودتون بپرسین اینه که شما جادوگرین ؟ یا فقط به مجموعه هری پاتر علاقه دارین ؟ به کودکی خودتون برگردین . من وقتی بچه بودم میگفتن این چرا با همه فرق داره . من ذهن خیلی فانتزی داشتم و خلاقیتم به صد تا دنیا اون ورد تر پر میزد . معمولا جادوگرا کودکی خیلی عجیب غریبی دارن طوری که بقیه کاملا متوجهش میشن . روراست باشم ... درواقع جادوگر تعبیریه از متفاوت بودن ... تاثیر گذار بودن ... ماجراجو بودن ...  جاه طلب بودن و شاید خیلی چیزای دیگه . اگه این ویژگیا رو ندارین پس شما مشنگین ! بمعنی بی جادو . مشنگا هیچ چیز خاصی تو خودشون ندارن که رو دنیا و ماهیت اون تاثیر بزارن ! اونا بدنیا میان . کار میکنن .  میخورن . میخوابن . تولید مثل میکنن و بعد میمیرن . جادوگرا هر کدوم ویژگی های منحصر بفردی دارن و برای تبدیل کردن دنیا به یه جای بهتر تلاش میکنن. این جادوی اوناس ... البته من یه جادوگر دورگه ام! مادر من جادوگره و پدرم مشنگ ! حالا سوال اینجاس ... آیا تو درون خودت چیزی داری که بتونه رو محیط اطرافت تاثیر بزاره ؟ آیا اثر تو بعد از مرگت باقی میمونه ؟ آیا بطور ذاتی علم روانشناسیو بلدی تا بتونی روی محیط اطرافت تاثیر بزاری ؟ اگر آره . پس تو یه جادوگری :) اسلام کوئست میگه : علوم غریبه، علومی است که در دسترس همه افراد قرار نمی گیرد، و حدود سی شاخه مختلف دارد که برخی از آنها عبارت اند از: علم رمل، جفر، اعداد، و ... . امّا پنج علم کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا در علوم غریبه، به خمسه محتجبه معروف است؛ یعنی پنج علمی که مخفی است و تمام آن، از اسرار است. نکته دیگه ای که هست اینه که بعضیا جادوگر بدنیا میان ولی خانواده مجبورشون میکنه مشنگ باشن . بهشون اجازه بروز خلاقیتشونو نمیده و سرکوبشون میکنه تا مسیر اونا و راه و روش سنتی رو پیش بگیرن . کریندس نمونه بارز این مثاله که ذات واقعیش هر روز در خانواده سرکوب میشد . دمنتور میگه : کریدنس بربون، پسرخوانده‌ی وسطی مری لو بربون، گوشه‌گیر، به‌شدت خجالتی و به مراتب آسیب‌پذیرتر از دو خواهرش می‌نماید. کوچک‌ترین نافرمانی از قوانین سفت و سخت مری لو، خشونتی را گریبان‌گیر کریدنس می‌کند که او در برابرش کاملاً بی‌دفاع است. اما تنهایی‌اش، باعث شده هدف مناسبی برای تطمیع و تحریک توسط پرسیوال گریوز باشد که توجه خاصی به کریدنس پیدا کرده است. افرادی که محبت . عشق و احترامو در خانواده پیدا نمیکنن . بیروز از فضای خونه بدنبال اون میگردن و متاسفانه خلاقیت و جادوی وجود اونا در مسیری شیطانی و تیره قرار میگیره . اجازه ندین این اتفاق بیفته خودتونو رها کنین . مستقل شین و با جرئت ذات واقعی خودتونو دنبال کنین . و ازش استفاده مثبت کنین . من تو یه خانواده سنتی عشایر بزرگ شدم اما هیچوقت اجازه ندادم جادوی وجودم بمیره - درباره من -.2 - وقت ثبت نام و  گروه بندیه ! در جهت اهداف گروهتون تلاش کنین !شما باید اطلاعات خودتونو در وبسایت جهانی پاتر مور ثبت کنین تا پروندتون رسما تو دنیای جادوگران تشکیل بشه . هاگوآرتز تمامی دانش آموزاشو در 4 گروه :‌ گریفیندور . هافلپاف . اسلیترین و ریونکلاو گروه بندی میکنه . و دانش آموزا بستگی به شخصیتی که دارن تو گروهای مختلف قرار میگیرن . گروه بندی توسط کلاه گروه بندی انجام میشه ولی زمانی که تو ایران وزارت سحر و جادو نداریم . میتونیم از شعبه آنلاین هاگوآرتز تو ایران استفاده کنیم . فقط کافیه به یک سری سوالای شخصیت شناسی جواب بدین تا گروهتون مشخص بشه! پرونده جادوی من در وبسایت پاترمورهر گروه اهدافی داره ... مثلا من یه هافلپافیم پس باید عادل و وظیفه شناس باشم و سعی کنم این خصلتا رو تو جامعه گسترش بدم ! حالا برای نهایی کردن ثبت نام باید عکس بندازین . در نبود وزارت سحر جادوی تهران ... شعبه هایی هستن که اینکارو انجام میدن . مثلا ایران کاسپلی خیلی کارش خوبه و منم همین عکسمو که تم هافلپافی داره اونجا انداختم . البته اون موقع چوبدستی نداشتم از کسی قرض کردم :دی . پیشنهاد میکنم راجب نمادتون کنجکاو باشین مثلا ببینین چرا رنگ گروهتون - اگر هافلپافه -  زرده ! . مجله دیجیکالا میگه : رنگ زرد در حالی که می‌تواند یک رنگ انرژی بخش باشد، روی دیگری هم دارد. برخی مواقع زرد می‌تواند به شدت پرخاشگر و تهاجمی باشد. بسیاری از مواقع وقتی افراد در جایی قرار بگیرند که با رنگ زرد محاصره شده باشد، ممکن است بسیار تحریک‌پذیر یا حتی عصبانی شوند. افراد اعلام کرده‌اند وقتی که در اتاقی که تمام دیوارهایش زرد است قرار می‌گیرند، میزان تحریک‌پذیری آن‌ها افزایش پیدا می‌کند؛ تفاوتی هم ندارد که با حس و حال خوب وارد اتاق شده باشند یا نه. خیلی از افراد این رنگ را رنگ برون‌گرایی می‌دانند که نمی‌توان وجود آن را انکار کرد و احساسات خود را نسبت به آن واکنش نداد. افرادی که رنگ زرد را برای لباس، یا ماشین خود انتخاب می‌کنند نیز معمولا به برون‌گرایی تمایل بیشتری دارند و ارزش زیادی برای منحصربه‌فرد بودن قائل هستند.  https://www.aparat.com/v/js8cC یا این که چرا نماد حیوانی هافلپاف یک قاقمه ؟ - از خانواده راسوها و بومی بخش‌های شمالی اوراسیا و آمریکای شمالی است - قاقم نسبت به راسو کمی بزرگ‌تره و دم بلندتری داره که انتهای آن تیره است.اونطور که خوندم قاقما معمولا خیلی آرومو بی سروصدان ولی به وقتش حتی با حیوانات بزرگتر از خودشونم میجنگن ! همه این ها با هم جمع میشن تا ویژگی های شخصیتی یک فرد هافلپافیو نشون بدن . 3 - چوبدستی خودتونو سفارش بدین !شعبه آقای الیواندر در تهران یکی دیگه از کارای مهم و لازم داشتن چوبدستیه ! البته دمنتور میگه چوبدستی برای اینگیلیسیاس و ما تو تاریخ جادوی ایران چوبدستی نداشتیم و به جاش علم سیمیا داشتیم :علم حروف، شاخه‌ای از علوم جادویی شرقی است که به آن سیمیا هم می‌گویند. علم‌حروف از این جهت در شرق متولد شد که برای متکلمین زبان‌های عربی و فارسی، سخنوری و کتابت اموری مهم بوده‌اند. به همین خاطر، برای حروف نقش و خاصیت جادویی در نظر گرفته‌اند. یعنی به عقیده برادران عزیز اخوان‌الصفا و جناب مجریطی و ابن مسره و باقی رفقا، کلمات تنها نماینده و نمایاننده اشیا و مفاهیم نیستند، بلکه منعکس‌کننده ماهیت و جوهر آن‌ها هستند، یا حتی فراتر از این، اسم هر شیء، دربردارنده حقیقت و ماهیت وجودی آن شیء و خود جوهر آن است و با شناخت اسم هر شیء، می‌توان روی وجود و ذاتش حکم راند.  مخلص کلام این‌که در هاگوارتز ایرانی، شاید روی چوب جارو ننشینید و با مدیومی مثل چوب‌دستی جادو نکنید، ولی عوضش خواص حروف را یاد می‌گیرید تا با داد زدن سر صندلی‌تان یا نوشتن تعویذ و وردی روی دسته‌اش، تبدیلش کنید به هرچیزی که دلتان می‌خواهد. حتی خود دامبلدورم جایی به علم سیمیا اشاره کرده و گفته که جادوی واقعی اونه : جملات پایدار ترین سرچشمه جادوی ماست . که هم میتونه باعث تخریب بشه و هم درمان ! آلبوس دامبلدور شاید همه اینا یعنی چوبدستی صرفا یک ابزاره برای بیشتر فانتزی جلوه دادن سری هری پاتر و اصل جادو علم سیمیاس . شاید منظور دامبلدور این بود که آدما با حرفاشون انرژی های مثبت و منفیو تو دنیا آزاد میکنن . و جادوی واقعی اینه که با استفاده از کلمات دنیا رو به جای بد تر یا بهتری تبدیل کنیم ! مثل نیلیون . ولی به هر حال برای داشتن حال و هوای هاگوآرتز نمیشه از چوبدستی گذشت . اونطور که هاگرید میگفت بهترین سازنده چوبدستی آقای الواندره . که اتفاقا تو تهرانم یه شعبه داره که آنلاین چوبدستی میفروشه ! کافیه وارد وبسایت فانتزیو بشین و چوبدستی که میخواینو سفارش بدین. اتفاقا سفارش خود منم چند روز پیش رسید !4 - استایل کلاسیک یک جادوگرو حفظ کنین !استایل کلاسیک یک جادوگرو حفظ کنینتو قرن 21 نمیشه ردای بلند پوشید و توی خیابونا قدم زد ! و همچنین توی سال 1397 هم نمیشه مثل دوران قاجار و دراویش لباس پوشید و تو شهر چرخید ! البته که این نوع لباسا برای مراسمای خاصی استفاده میشن ولی بعنوان یک جادوگر خصوصا تو این دوره زمونه مدرن ... باید به سبک خاصی از فشن و مد برسین . پیشنهاد من اینه که سبک و سیاق مدرنو حفظ کنین . و در اون از عناصر کلاسیک و دنیای جادوگری و هاگوآرتز استفاده کنین . مثلا روی بافتتون پیکسل گروهتونو بزارین . یا از گردنبند. ساعت و دستبند یادگاران مرگاستفاده کنین . یادتون باشه اصلا لازم نیست سبک پوششیتونو کاملا عوض کنین فقط یکم اصالت بهش بدین!5 - پاترونوس یا نقطه امنتونو تعیین کنین !پاترونوس من یک قاقمهافراد مشنگ یا بی جادو نقطه امن دارن . جایی در اعماق ذهنشون که با سفر به اون نقطه به آرامش و شادی میرسن . یکجور تخیل دل انگیز ! این نقطه امن در دنیای جادوگری پاترونوس نام داره که در هری پاتر اونو با ورد اکسپکتو پاترونوم به یاد داریم . هری پاتر این طلسمو در برابر دمنتور ها یا دیوانه سازها به کار برد . موجودات پلیدی که روح افرادو میمکن . تو دنیای مدرن دیوانه ساز های زیادی داریم ... اشخاص ... موجودات و اتفاقاتی که بخشی از روح ما رو میگیرن و ما رو از درون تهی میکنن . پاترونوس یک حیوان همزاد با درونیات مائه . که از شیرین ترین و قشنگ ترین خاطره و لحظه عمرمون میاد . خاطره ای که باعث میشه در برابر مشکلاتی که روحمونو ازمون میگیرن قوی باشیم و ادامه بدیم . اما چطور از پاترونوس استفاده کنیم ؟ اول باید وارد سایت پاترمور بشین و به سوالات بخش پاترونوس جواب بدین تا حیوون همزادتون مشخص بشه . مثلا پاترونوس هرماینی سمور آبی بود . پاترونوس من یک قاقمه ! حالا این موزیک که پیشنهاد پاتر مور هستو دانلود کنین . بهش گوش بدین و به شیرین ترین لحظات عمرتون فکر کنین  . اکسپکتو پاترونوم !6 - ماجراجو . شجاع و تنوع طلب باشید !تصویر نقاشی شده از من با تم هاگوآرتزتوی مدرسه هاگوآرتز یه عالمه کارای باحال برای انجام دادن هست ! کلی جاهای هیجان انگیز برای دیدن ! کلی سرگرمی های بامزه و کلی خوراکیای خوشمزه ! فعلا که ما به هاگوآرتز دسترسی نداریم . ولی جامعه ما پره از جادوگرای خلاق و خفن . دکتر . مهندس . نقاش . رفتگر . دوبلور : خودم :) -  . فریلنسر !  و ... مثلا این نقاشی از منو رزکوکی کشیده . یا ادیتای جادویی عکسامو پوریا انجام داده . تازه کلی کافه های خفن و جادوییم تو تهران راه افتاده ! مثل کافه سکو :  خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، خیابان ژاندارمری پلاک ۱ کافه سکو - تهرانشکمو باشید . سفر کنید . بلند بلند بخندین . عجیب و غریب باشین . کتاب بخونین . مهارت یاد بگیرین و از ذات جادوییتون لذت ببرین . اینا تمام چیزایی بود که فعلا برای نوشتن این مقاله به ذهنم رسید . ولی اگه بازم چیزی به ذهنم اومد حتما راجبش مینویسم . فقط این که حتما درساتونو بخونین و هیچوقت دنبال جادوی سیاه نرین ! ... راستی ما با یه سری بچه ها یه رادیو اینترنتی برای جادوگرای ایرونی راه انداختیم که توش راجب مسائل مختلفی حرف میزنیم . اگه خواستین از شنوتو بشنویدش :) جادویی باشبن و موفق . منتظر نظراتتون هستم و اگه خواستین میتونین منو تو اینستاگرام دنبال کنین . ❤️?</description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>وفا باقری</author>
                <pubDate>Tue, 25 Dec 2018 22:54:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رولینگ و قلم سحرآمیزش</title>
                <link>https://virgool.io/hogwarts/j-k-rowling-and-her-magic-pen-sgziyztbquss</link>
                <description>مجموعه هفت جلدی هری‌پاتر، معروف‌ترین کتاب سبک کودک و نوجوان تاریخ به شمار می‌رود. تقریبا همه ما دهه هشتادی‌ها و اکثر دهه هفتادی‌ها هری پاتر را خوانده‌اند یا مجموعه فیلم‌هایش را دیده‌اند و به‌زودی هیولاهای متولد دهه نود هم به جمع ما می‌پیوندند!هری پاتر در کنار رون ویزلی و هرماینی گرینجربه گفته خانم رولینگ، داستان هری پاتر را وقتی یک روز که در قطار بوده خلق کرده است:در خلال چهار ساعت تأخیر قطار، به‌سادگی نشستم و به فکر فرورفتم، همه جزئیات در ذهنم شکل گرفتند، تصویر پسرکی لاغر و نحیف، با موهای پرکلاغی که عینکی به چشم دارد و هیچ نمی‌داند که یک جادوگر است، برای من بیشتر و بیشتر، شکل واقعیت به خود می‌گرفت.هری‌پاتر می‌توانست یک داستان عادی مثل خیلی از داستان‌های دیگر باشد. مثل خیلی از کتاب‌های دیگر که پس از چاپ سال‌ها گوشه کتاب‌فروشی‌ها خاک می‌خورند تا اینکه به دست بازیافت سپرده شوند. اما چرا سرنوشت هری‌پاتر چیز دیگری بود ؟چرا هری‌پاتر را دوست داریم؟برای جواب دادن به این سوال، بیایید یک قدم به عقب برگردیم و داستان هری‌پاتر را مرور کنیم. هر رازی در این ماجرا نهفته است؛ راهی به قلم جادویی رولینگ دارد. داستان از دنیایی عادی شروع می‌شود. محله‌ای مثل همه محلات دیگر، در خانه‌ای مثل بقیه خانه‌ها. در خانه‌ای که هری، پسرک یتیمی که با خاله و شوهرخاله‌اش زندگی می‌کند؛ پسرکی که با بی‌مهری اعضای خانواده مواجه است و فکر می‌کند برای شکست خوردن به دنیا آمده است.خیلی از نوجوان‌ها، تا این‌جای داستان با هری‌پاتر همزادپنداری می‌کنند. نه از نظر اینکه یتیم هستند بلکه فکر می‌کنند که با بی‌مهری اطرافیان مواجه‌اند. دنیا را علیه خود می‌بینند و آینده‌ای تلف شده را برای خود متصور می‌شوند. پس قصه هری‌پاتر را داستان زندگی خود می‌بینند. از طرفی هری‌پاتر می‌تواند یک دوست خوب برای آن‌ها باشد. دوستی که تقریبا هم‌سن و سالشان است و مانند خودشان احساس تنهایی می‌کند.هری پدر و مادر خود را از دست داده بود و با خاله پتونیا و شوهرخاله‌اش زندگی می‌کرددر ادامه داستان، ورق برای هری‌پاتر بر می‌گردد. ناگهان متوجه می‌شود که جادوگر است و قرار است به مدرسه جادوگرها برود! از این‌جای کار است که پای دنیای جادویی به جهان ما باز می‌شود. هری درمی‌یابد که دنیای جادویی، جایی در میان دنیای عادی نهفته است. جایی در میان دیوارها، ایستگاه‌های قطار و کافه‌ها!این‌جا جایی است که تقریبا همه نوجوان‌ها به داستان جذب می‌شوند. دنیایی جادویی که بشود در آن کارهای عجیب و غریب کرد؛ پای ثابت همه خیالات و رویاپردازی‌های کودکانه است و حالا، نوجوان وارد این دنیا می‌شود. نکته جالب این است که این دنیا جایی در آسمان‌ها یا هزاران متر زیر زمین پنهان نشده است! بلکه در میان دنیای حقیقی جریان دارد. می‌توان با گفتن چند رمز به دیوار به آن وارد شد یا با قطار به آن‌جا سفر کرد! همه این‌ها، دنیای جادویی را برای خواننده واقعی‌تر از آنچه می‌پنداشته به نمایش می‌کشد و این باورپذیری، خیالات او را غرق در داستان می‌کند. درست مثل اینکه خودش پا به پای هری و دوستانش اتفاقات داستان را تجربه می‌کند.کوئیدیچ خاطره‌انگیز دریکو ملفوی و هری‌پاتر :)ورود به دنیای جادویی، پایان دردسرهای هری نیست! هری از بدو ورود، با دردسرهای زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. او متوجه می‌شود که در نظر خیلی‌ها قهرمان است چرا که در کودکی، شرورترین جادوگر زمان را نابود کرده اما آن‌قدر کوچک بوده که از این کار چیزی به‌خاطر نمی‌آورد. با ورود هری به مدرسه جادوگری هاگوارتز، زمزمه‌های بازگشت لرد سیاه به گوش می‌رسد. جنگ میان خیر و شر، کم‌کم پررنگ می‌شود. از طرفی هری محبوب همه نیست! خیلی‌ها در هاگوارتز هستند که از او دل خوشی ندارند!رولینگ به خوبی داستان را به نبرد خیر و شر می‌کشاند. نبرد بین خوبی و بدی مطلق، از چیزهاییست که هر نوجوانی عاشقش می‌شود. از طرفی هری ضعیف‌تر از آن است که بتواند بر ترس‌هایش برای پیوستن به این نبرد غلبه کند. چیزی که هر نوجوانی هزاران بار آن را تجربه می‌کند! تجربه روبرو شدن با چیزهایی که از آن وحشت دارد! همین‌طور فراموش نکنیم که رولینگ به خوبی فضای مدرسه را به تصویر می‌کشد. مدرسه جایی است که هر دانش‌آموز بیشترین وقت خود را در آن صرف می‌کند. اینکه مدرسه محور اصلی داستان باشد؛ باعث می‌شود قصه بهتر از هر چیز دیگری برای دانش‌آموز آشنا و دوست‌داشتنی باشد!نبرد هاگوارتز؛ نمادی از نبرد خیر و شر در هری‌پاترهمه این‌ها در کنار سیر فوق‌العاده هیجان‌انگیز داستان، باعث می‌شود هر نوجوان و حتی بزرگ‌سالی عاشق کتاب شود. گفته می‌شود جلدهای دیگر کتاب هری‌پاتر، در فصل مدارس منتشر نمی‌شد تا سرگرمی خواندن رمان باعث نشود دانش‌آموزان از درس و مدرسه غافل شوند! اما آیا این همه جذابیت هری‌پاتر به دلیل اتفاقات هیجان‌انگیر آن است؟ مشخصا نه!رولینگ احساسات یک نوجوان را به خوبی درک کرده و آن را در داستان‌هایش گنجانیده است. احساساتی مثل ترس، غرور، شجاعت، تعصب، شکست، پیروزی، عشق، دلتنگی و تنهایی. همه این‌ها باعث می‌شوند. فرد هری‌پاتر و دنیایش را نه یک کاراکتر ساختگی بلکه دوست صمیمی و همراه واقعی خود بداند.رولینگ و طرفداران هری‌پاتر در افتتاحیه نمایش هری‌پاتر و فرزند نفرین شدهمطلب نسبتا طولانی که خواندید؛ حاصل تفکرات شخصی و ساخته و پرداخته ذهن این نگارنده کم‌سواد بود. اگر شما هم نظری در این‌باره دارید؛ خوش‌حال می‌شوم مطرح کنید. ضمنا بررسی و معرفی سایر کتاب‌های نوشته شده توسط جی.کی.رولینگ، به‌زودی قرار خواهد گرفت!کلیپی که به مناسبت بیستمین سالگرد هری پاتر منتشر شد: https://www.aparat.com/v/xtDWA میتوانید این مطلب را در وب شخصی من هم ببینید: http://dankoob.blog.ir/post/74 </description>
                <category>هاگوارتز</category>
                <author>احمدرضا</author>
                <pubDate>Fri, 17 Aug 2018 01:42:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>