این فرد زندگی و کسب و کارت را نابود می کند

این مقاله خیلی مهم است و شاید بتواند زندگی اقتصادی و کسب و کارت را نجات بدهد

دوستم تعریف می کرد با دوستش که بیست سال از نوجوانی با هم بزرگ شدند شریک شد آنقدر به او اعتماد داشت که حرفهای مختلف اطرافیان نمی توانست چشم بسته او را باز کند

همسر شریکش که از دو فرزند داشت و گفت که شریکش با چند زن و دختر رابطه دارد و دوستم می دانست که همسر شریکش دروغ نمی گوید ولی در نهایت فکر کرد که رابطه زناشویی آن دو به او ربطی ندارد ، ولی داشت شریکی که به تعهد همسرش خیانت کرد بعد از چند ماه صدها میلیون تومان از شرکت برد و خورد

اگر می خواهید با فردی شریک شوید در ریزه کاری زندگی او دقت کنید آیا او فرد متعهدی هست ؟ اگر نه ریسک نکن و فردا و سالیان طولانی در دادگاه دنبال حقوق به باد داده نگرد

بعد از مقاله قبلی فردی تماس گرفت و تجربه عجیبی را تعریف کرد نوشته بود : با فردی بسیار ساعی و کوشا شریک شدم و در مدت دو سال یک دام پروری را با هم گسترش دادیم ولی در اوایل شراکت یک داستان مسخره را تعریف می کرد که من به آن دقت نکردم شریکم تعریف می کرد که سند مغازه برادرش را از خانه پدرش کش رفته و برای پس دادن سند چند میلیون پول گرفته و خیلی خوشحال بود و از خنده نمی توانست درست حرف بزند من دقت نکردم که یعنی چه این یک شوخی با برادرش بوده یا او دزدی کرده یا دقیقا چی اتفاقی رخ داده فقط بی خیال شدم و دو سال بعد روزی وارد سالن دامداری شدم ، سالن خالی بود همه را برده بود سالن خالی خالی خالی بود

فردایش شریکم آمد و دلیل را پرسیدم : راحت گفت که اموال خودش را برده و من حقی در آن دامداری نداشتم

قراردادی نداشتم ولی شکایت کردم پنج سال دویدم ولی به نتیجه ای نرسیدم قاضی می گفت دلیل محکمه پسندی که بتواند او را قانع کند که من حق دارم وجود ندارد چون او همه دفاتر و مدارک را برده بود ، همین

دیگری برایم نوشت که شوهرش شریک اقتصادی او هم بوده و بنا به اعتمادی که به شوهرش داشته وکالت تمام الاختیار به او داده بود و روزی شوهر عزیزش تمام اموال خانم را می فروشد

خلاصه شراکت داستانی دارد که باید دقت کنیم دروغگو و دزد و خائن نمی تواند شریک خوبی باشد