به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
بابا Ai داد انواع سواد در قرن 21
فکر کنم در جهان قرن 21 داستان بابا نان داد باید کمی تغییر کند
الان بابا باید هوش مصنوعی را خودش یاد بگیرد و مسلط بشود
بابا باید زبان انگلیسی را در حد مکالمه بیاموزد
بابا باید سوادهای مختلف را داشته باشد
البته در دیدگاه یونسکو 12 سواد مطرح شده که به نظر من خیلی خیلی بیشترِ
◾سواد فراتر از خواندن و نوشتن
«تشخیص» و «درک» و «تفسیر» و حتی «خلق» و «محاسبه» و «ایجاد ارتباط» به مولفههای سواد افزوده شده است. پس اگر کسی خواندن و نوشتن میداند اما نمیتواند متنهای مورد نیازش را کامل درک کند، یا اینکه خواندن و نوشتن میداند، اما نمیتواند نامهای را که برای کارهای روزمرهاش لازم دارد بنویسد (مصداقِ خلق) باسواد محسوب نمیشود.
◾حد مورد نیاز سواد
وقتی از توانایی درک مطلب یا توانایی تفسیر متن و یا محاسبه و توانایی برقراری ارتباط حرف میزنیم، منظورمان چه سطحی از توانایی است؟ مثلاً آیا همه باید بتوانند متون حقوقی را بخوانند و درک کنند؟ یا هر فرد باسواد باید بتواند گزارشهای آماری را بخواند و تحلیل کند؟
بر اساس تعریف یونسکو از سواد، یکی از مهمترین معیارها این است که سواد فرد باید در حدی باشد که بتواند در جامعه مشارکت کامل داشته باشد.
◾سواد یک طیف است
چنانکه در تعریف یونسکو آمده، و البته درک آن هم دشوار نیست، سوادی که به این شکل تعریف میشود کاملاً طیفی است. یعنی ما نمیتوانیم انسانها را به دو دستهٔ باسواد و بیسواد تقسیم کنیم. بلکه باید یک طیف در نظر بگیریم که یک سمت آن بیسوادی است و انسانها با یادگیری و توسعهٔ توانمندیهای خود، از نقطهٔ بیسوادی دور شده و به سمت باسوادی حرکت میکنند.
انواع سواد

انواع سواد در قرن ۲۱/ جدیدترین تعریف سواد ازنظر یونسکو
تعاریفی که ما همیشه از سواد داشته ایم همیشه متفاوت با آن چیزی است که امروزه سازمان یونسکو از آن دارد.اگر چه تعریف قدیمی سواد توانایی خواندن و نوشتن بود، ولی امروزه در قرن بیست و یکم، توانایی خواندن و نوشتن، تنها بخش کوچکی از تعریف شواد است و حتی داشتن مدارک و مدارج عالیه دانشگاهی نیز، دلیل بر باسوادی افراد نیست.
مفهوم سواد در گذشته آن قدر کلی و مبهم بود که هر الفبادانی را باسواد لقب می دادند و بعضا انتظاراتی که از یک پزشک، ادیب، منجم و ...می رودرا به طور همزمان از او داشتند. این مسئله البته در فرهنگ ما ریشه دار و به سبب داشتن بزرگانی است که در تاریخ آن ها را با نام «حکیم» می شناسیم. افرادی که به سبب تحصیل در سیستم آموزشی مکتبی و تلاش و پشتکار خودشان بر عمدۀ شاخه های علمی زمان خود اشراف داشتند و البته در هر صد سال و به سختی نام یکی از آن ها گل می کرد و مشفقانه جوابگوی نیازها و پرسش های مختلف مردم یک کشور بودند. اما همین بزرگ مردان نادر و نابغه و شریف روزگاران گذشتۀ ایران در واقع سالیان سال این انتظار بزرگ را از هر تحصیلکردۀ امروزی بوجود آورده بودند که چون سواد خواندن و نوشتن دارید، پس خیلی چیزها را باید بدانید و وقتی سوالی با این پیش زمینه مطرح می شد و با جواب «نمی دانم» یک با سواد امروزی مواجه می شد، دو واکنش از سوی پرسش کننده بیشتر نداشت: ۱. مگر تو سواد نداری و ۲. پس در این مدرسه ها به شما چه چیز یاد می دهند!؟
این تخصص ها و سوادهای یک بعدی امروزی وقتی با مشاهدۀ تحصیلکرده هایی که حتی بویی از سواد در رشتۀ تحصیلی تخصصی خودشان نیز نبرده بودند همراه شد، کم کم مفهوم سواد را در اذهان تودۀ مردم جا به جا کرد. این رویکرد اگرچه بر زبان عامه با عباراتی مثل: «تحصیل که شعور نمی آورد» و «درک بهتر از مدرک است» و... رواج گرفته بود اما به تازگی یونسکو به صورت علمی به این مسئله پاسخ داد.
اگر در گذشته مجری های تلویزیونی حین تحسین یک فرد موفق در جامعه می گفتند: «اگر چه سواد ندارد اما به این حد از مهارت رسیده» و آن فرد موفق را در برزخ غرور و حقارت فرو می بردند، امروز باید بگویند: «این فرد موفق سواد فلان مهارت را دارد.» حتما دور و برمان بسیاری از پدربزرگ ها و مادر بزرگ هایی هستند که با شنیدن تعریف تازۀ سواد خوشحال می شوند چون عمر درازی است که سواد عاطفی، مالی، ارتباطی و خیلی سواد های دیگر را داشته اند اما چون فقط از سواد خواندن و نوشتن و یا سواد رایانه محروم بوده اند، یک عمر گمان می کرده اند که بی سوادند و از نوه های الفبا دانشان عقب ترند. این تعاریف البته از اهمیت توجه به سواد خواندن و نوشتن نمی کاهد اما اندکی در این تصویر ثابت و بی کارکردی که از سواد وجود دارد، تغییر ایجاد می کند. توجه به انواع سواد همچنین می تواند ذهنیت والدین را نسبت به نمره گرفتن یا نگرفتن فرزندشان در مدرسه عوض کند و آن ها را متوجه ابعاد گسترده تری از سواد کند که یقینا در آموزش این انواع سواد به نسل بعدی جامعه، وظیفۀ کسی جز خود آن ها نخواهد بود.
تعریف سواد ازنظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، تعریف جدیدی از باسوادی ارائه داده است.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو بهصورت رسمی اعلام میشود. بهطور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
با تعریف جدیدی که یونسکو ارائه داده باسوادی توانایی «تغییر» است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
یونسکو برای قرن ۲۱ انواع سواد را در شش دسته سواد عاطفی، سواد ارتباطی، سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد تربیتی و سواد رایانه ای تقسیم بندی کرده است. هر فردی به فراخور شرایطش نیازمند ارتقا توان خود در یک حوزه از این دسته بندی است اما شاید در نظر بسیاری با توجه به همه گیر شدن استفاده اینترنت و شبکه های اجتماعی ارتقا سواد رسانه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد.
به راستی بر اساس این دسته بندی و توضیحات آن هر یک ما در قرن ۲۱ سوادمان چقدر است؟
در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
اولین تعریف
توانایی خواندن و نوشتن، اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفاً به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی باسواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
دومین تعریف
اضافه شدن یادگرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد.
قاعدتاً طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
سومین تعریف
اضافه شدن ۱۲ نوع سواد:
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، بازهم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلاً ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا میشود، حدود ۵ درصد باسواد است. این مهارتها عبارتاند از:
سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخلوخرج
سواد رسانهای: اینکه فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
سواد رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه
سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها
سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
سواد بومشناختی: دانستن راههای حفاظت از محیط زیست
سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیشفرض
سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی
سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حلوفصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب
ازآنجاکه باسواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتاً سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متأسفانه فعلاً سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری درزمینه آموزش مهارتهای ذکر شده نکرده است.
جدیدترین تعریف
علم با عمل معنا میشود.
بااینحال و بهتازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی قرارگرفته است یعنی شخصی باسواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. درواقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفاً دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. درصورتیکه مهارتها و دانشآموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آنگاه میتوان گفت این فرد انسانی باسواد است.
چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟
جالب است بدانید که یادگیری در متون روانشناسی، بهصورت ایجاد تغییر پایدار در رفتار تعریف میشود. پس ایجاد تغییر در رفتار، مهمترین مؤلفه باسواد بودن است.

شاید به سواد از زاویه دیگری نگاه کنیم و اینگونه بنویسیم
وقتی به مفهوم سواد فکر میکنیم، چه چیزی به ذهنمان میرسد؟ برای اکثر مردم، سواد صرفاً بهمعنای توانایی خواندن و نوشتن است. با این حال، تجربههای آموزشیمان درک ما از سواد را محدود کردهاند. کسانی از ما که در فضای آموزشی هستیم، میدانیم که انواع مختلفی از سواد وجود دارد. همۀ این اَشکال سواد برای گذران زندگی و مشارکت کامل در جامعۀ پیچیدهمان بسیار مهم هستند. در این یادداشت، بهطور خلاصه ۱۳ نوع سواد را تعریف خواهم کرد و امیدوارم بتوانم در آینده با مجموعهای از مقالات، به شرح مفصل هرکدام از آنها بپردازم.
سواد انتقادی
سواد انتقادی مجموعهای از مهارتها و رفتارها است که به پرورش تدریس نوآورانه، کاوشگری فعالانه و تفکر انتقادی کمک میکند. سواد انتقادی یادگیرندگان را تشویق میکند تا عمیقاً دربارۀ آنچه میخوانند، بیاندیشند و بهجای بررسی سطحی، بهدنبال اطلاعات بیشتر باشند.
سواد رشدی
این نوع سواد، مرحلۀ رشدی کودک را در نظر میگیرد و اساساً، دستورالعملهای آموزشی متناسب با سطح رشد کودک را به او عرضه میکند.
سواد دیجیتال
تعریف سواد دیجیتال طیف گستردهای از مهارتها را پوشش میدهد که برای موفقیت ما در دنیای دیجیتال ضروری است. همان طور که بیشتر و بیشتر بر رسانههای اطلاعاتی دیجیتال تکیه میکنیم، توانایی درک اطلاعات آنلاین حیاتیتر و مهمتر میشود. یادگیرندگانی که فاقد مهارتهای دیجیتال هستند، بهزودی در تلاش برای همگامی با پیشرفتهای دیجیتال با دشواری روبهرو خواهند شد.
سواد چندفرهنگی
سواد چندفرهنگی بهمعنای توانایی ارجنهادن و درک شباهتها و تفاوتها میان مجموعههای اعتقادی، ارزشها و آیینهای مختلف است.
سواد اطلاعاتی
نخستینبار دبی اَبیلاک (Debbie Abilock) این سواد را بهمثابۀ فرایندی دگرگونکننده توصیف کرد که در آن یادگیرنده باید اطلاعات را بیابد، درک کند، ارزیابی کند و بهنفع خود از آن بهره ببرد. این سواد میتواند شامل ابعاد جهانی، اجتماعی و شخصی باشد.
سواد محتوایی
این سواد شامل بهرهبرداری از سواد در زمینههای موضوعی خاص مانند سواد ریاضیاتی یا سواد برنامهنویسی میشود.
سواد رشتهای
سواد رشتهای به آموزشهایی اشاره دارد که متخصصان در رشتههای مختلف در زمینۀ توانایی خواندن، نوشتن و تفکر انتقادی یادگیرندگان به آنان میدهند و به رشتهای خاص مرتبط است.
سواد کارکردی
سواد کارکردی به مهارتهای سوادآموزانهای اشاره دارد که برای زیستن در جامعه بهمثابۀ عضوی کارآمد ضروری هستند.
سواد مدنی/شهروندی
سواد مدنی دانش چگونگی مشارکت فعالانه و تأثیرگذاری بر دگرگونیها در سطح اجتماع محلی یا جامعه است.
سواد تفریحی
سواد تفریحی شامل فعالیتهای مستقلی میشود که علاقهمندیها، نگرشهای مثبت و عادات سوادآموزانۀ ما را پرورش میدهند. این فعالیتها میتوانند ورزشی یا حتی موسیقی و رقص باشند.
سواد متعادل (تعادلی)
سواد متعادل (تعادلی) به برنامۀ آموزش خواندنی گفته میشود که از روشهای مختلف آموزشی بهره میبرد تا آموزش خواندن گوناگونسازیشدهای را به یادگیرندگان عرضه کند.
سواد اولیه
این سواد به آنچه اشاره دارد که کودک پیش از یادگیری رسمی خواندن و نوشتن، دربارۀ ارتباط، خواندن و نوشتن میداند.
سواد رسانهای
سواد رسانهای بهمعنای توانایی دسترسی، تحلیل، خلق، ارزیابی و عمل با استفاده از همۀ اَشکال ارتباطی است. اساساً، سواد رسانهای هر چیزی از درک پیامهای اصلی در تبلیغات آنلاین گرفته تا تفسیر شکلکها (ایموجیها) را پوشش میدهد و شامل شناسایی تبلیغات اصیل و حتی تحلیل ویدیوهای پربازدید نیز میشود.
منبع : اینترنت
مطلبی دیگر از این انتشارات
Dorothy
مطلبی دیگر از این انتشارات
کولبر زندگی دارد و شاید من نه
مطلبی دیگر از این انتشارات
جدول صرف فعل در 16 زمان زبان انگلیسی