با هر کسی شریک نشو

در حال ذخیره‌سازی...

من هوشنگ فنائیان هستم در مسیر کسب و کار چالش های زیادی داشتم و هنوز هم دارم بارها آسیب دیدم و نمی خواهم تو هم همان آسیب را در زندگی خودت تجربه کنی

همه ما تشنه گسترش کسب و کار هستیم و شراکت را معمولا یک راه راحت می دانیم

اما

چنین آسان نیست معمولا ما با دوستان و آشنایان و بستگان که تصور می کنیم آنها را می شناسیم یا آنها پیشنهاد شراکت می دهند یا ما معمولا به افرادی که یا سرمایه یا دانش خاصی دارند پیشنهاد شراکت می دهیم

بدون اینکه برنامه مدونی برای آینده شرکت داشته باشیم

اینکه مسئولیت و حوزه اختیارات هر کدام چیست ؟

معمولا کسانی که قدرت مالی یا دانش فنی بالایی دارند از قدرت خود برای تحمیل دیدگاه خود سوءاستفاده می کنند و سایر شرکا که دانش فنی و سرمایه مالی ندارند تسلیم دیدگاه آنها شده و بتدریج شرکت از مسیر اصلی خود منحرف می شود

شما برای ورود به یک شرکت چه قدرتی دارید ؟

سایر شرکا را تا چه حد می شناسید ؟

گاهی برخی از ما بسیار ساده هستیم و مثلا برای ورود به شرکت براحتی خانه و زمینی را وثیقه بانک قرار می دهیم در حالی که با وکیل مشورت نکرده ایم و خیلی سریع و بی مورد اعتماد بی جا می کنیم

گاهی برخی از ما زمینی داریم یا خانه ای داریم و متوجه ورود برخی افراد به زندگی خودمان نمی شویم سالها دوستی در زندگی ما بسیار به ما کمک می کند و اعتماد ما را جلب و جذب می کند

این ایرادی ندارد ولی اینکه نتیجه این اعتماد تصور این باشد که می توانیم زندگی اقتصادی خودمان را به دیدگاه آنان پیوند بزنیم بسیار خطرناک است

چند نفر که این متن را مطالعه می کنند برای عقد قرار داد در یک پروژه کاری یا شراکت با فردی مطلع از دیدگاه حقوقی مشورت کرده ایم ؟

شراکت در همه جای دنیا باعث رشد و گسترش فعالیت های اقتصادی بوده و خواهد بود ولی در کشورهای جهان سوم مشکل این است که سواد حقوقی بسیار کم اهمیت است

حتی در یک ازدواج ما معمولا خیلی راحت با فردی وارد زندگی می شویم و محتوایی را براحتی بدون مطالعه امضاء می کنیم و سریع هم به زندان می رویم چون میلیاردها تعهد را بدون درک و شعور پذیرفته ایم

شراکت اقتصادی باید روزها و گاه ماهها با مشورت و مطالعه و مشخص شدن نقش هر یک از شرکا بتدریج به نتیجه برسد

اکثر ما معمولا در اثر فشار اقتصادی و نبود کسب و کار با اولین پیشنهاد سریع وارد شده و نقشی را که برایمان طراحی کرده اند پذیرفته و کار و کسب شروع می کنیم

گاهی با پیشنهاد مدیر عامل یا رئیس هیات مدیره جوگیر شده و احساس قدرت می کنیم بعد هم سریع در یک بانک جساب باز کرده و دست چک و چند ماه بعد هم مشکلات شروع میشود

شاید بگوئید نباید اینقدر بدبین و سخت گیر باشیم

قبول دارم سخت گیر نباش اما مشورت کن و عجله نکن و سریع دسته چک به نامت نگیر و زمانی نمی دانی که پول خرید از کجا باید تامین بشود چک را امضاء نکن

خلاصه با هر کسی راحت شریک نشو

گاهی شما دانشی دارید که خودتان ارزش زیادی برای دانش خودتان قائل نیستید اما برای ساخت یا اداره یک شرکت دانش شما ضروری است ولی شما نمی دانید دانش شما هم مثل سرمایه مالی دیگران ارزش اقتصادی دارد ولی شما بدون توجه مجبور میشوید که بغیر از داشن خودتان سرمایه مالی یا وثیقه در شرکت قرار بدهد

گاهی شما زمینی دارید و وقتی آنرا وثیقه می گذارید به عنوان سرمایه شرکت پذیرفته نمی شود و فقط یک کار ساده به نظر می رسد ولی زمانی که شرکت دچار چالش اقتصادی می شود وثیقه شما مصادره و زندگی شما نابود می شد پس اگر خانه یا زمین یا کارخانه ای وثیقه می گذارید صد در صد با وکیل مشورت کنید

گاهی شما دانش فنی دارید و براحتی دانش فنی را بتدریج در شرکت به دیگران آموزش می دهید و زمانی فرا می رسد که چندین نفر این دانش را در اختیار دارند ، خوب حالا چرا باید سهمی در شرکت داشته باشید ؟

اما اگر دانش فنی را در شرکت مطرح نکنید شرکت چگونه به کار بپردازد ؟ شاید لازم باشد سهام به عنوان آموزش فنی به شما داده شود و براحتی نتوانند شما را حذف کنند

گاهی شما تنها یک خط اطلاعات دارید ولی نمی دانید این یک خط میلیارد تومان ارزش اقتصادی دارد ، اما آیا شما اینرا باور دارید ؟ اگر به کسی اعتماد کنید و این یک خط را مطرح و منتشر کنید دیگر شما صاحب یک دانش میلیاردی نیستید ؟

برای اینکه این متن کاملتر بشود تجربه شما چیست ؟

با هر کسی شریک نشو
با هر کسی شریک نشو