شمس و قمر

من قمرم ز تو نورانی بی تو سردم

من شمسم عاشق قمرم

بی قمر می سوزم بی ثمر بی اثر

جهان ، جهانِ شمس و قمرِ

شمس گر سوخت ز شوق قمرِ

قمر گر حول و هوایی دارد

قمر گر جذر و مدی می سازد

ز شوق جذبه نورانی

نوری گرمی جذبی

یکی آتش یکی خاک سرد

عاشق و معشوق

لیک من با قلب تپنده

بی شعور از لبیک محبوبم

هوشنگ فنائیان هشت دی 1404