<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</title>
        <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/feed</link>
        <description>اینجا پناهگاه آدم‌های بسیار حساس است. اینجا در مورد آدم‌هایی که حواس پنجگانه بسیار قوی و سیستم عصبی فعالی دارند و به اشتباه زودرنج تلقی می‌شوند اطلاع رسانی می‌کنیم.
 به پناهگاه ما خوش آمدید!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:39:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/mj5pko64ez7b/yrooq5.jpeg</url>
            <title>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</title>
            <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خودسرزنشگری و HSP‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-hsp-%D9%87%D8%A7-g2vyvajfzw6m</link>
                <description>به عنوان یک آدم بسیار حساس همیشه با حس خودسرزنشی و انتقاد شدید از خودم دست و پنجه نرم کردم و می‌کنم انگار که خودمو دوست نداشته باشم یا یک صدایی درونم مدام زمزمه می‌کنه که من کافی نیستم، من باید تغییر کنم و من مقصر هستم، حتی برای کار‌هایی که اصلا ربطی به من نداشته و مسائل دیگران بوده. این حس آزاردهنده بعضی وقت‌ها واقعا کلافه کننده می‌شه و غیر قابل تحمل، اما از وقتی فهمیدم که تنها من نیستم توی این دنیا که این حس رو تجربه می‌کنه آروم تر شدم و با خودم راحت‌تر کنار میام. شاید این برمی‌گرده به اون حس آگاه بودن ذاتی ما از احساسات دیگران که این می‌تونه منجر به مقصر دونستن خودمون بشه حتی در مواردی که هیچ ربطی به اون موضوع نداشتیم. طبیعتا این حس منحصر به آدم‌های بسیار حساس نیست و همه ممکنه تجربش کنن اما مثل تمام تجارب و عواطف ما اونو بیشتر و شدید‌تر تجربه می‌کنیم و به همین دلیل باید از خودمون بیشتر مراقبت کنیم تا آسیب جدی نبینیم. من هم می‌خوام راه‌هایی رو که به خودم در این زمینه کمک کرده باهاتون به اشتراک بزارم امیدوارم براتون مفید باشه: اولین راه برای بهبود این وضع و خیلی از افکار آزاردهنده دیگه اینه که زمانی که این افکار به ذهن ما حمله ور می‌شن مکث کنیم و نفس عمیق بکشیم و به خودمون یادآوری کنیم که ما کافی هستیم و لزومی نداره خودمون رو در هر مسئله‌ای مسئول بدونیم، از اون موضوع یکم فاصله بگیریم و از بیرون بدون سوگیری بهش نگاه کنیم ببینیم آیا ما مسئولیتی در اون مورد داریم اگه داریم که سعی کنیم راهی براش پیدا کنیم اگرم نه که تلاش کنیم که رهاش کنیم چون کنترلی روش نداریم، در غیر این صورت انرژی‌ای برای زندگی برامون نخواهد موند. دومین راهی که سعی کنیم با خودمون همون طوری که با دیگران رفتار می‌کنیم برخورد کنیم، یعنی اون مهر و رفتار مهربانانه و درک عمیقی که به دیگران داریم رو معطوف به خودمون کنیم و یادمون نره در وهله اول باید با خودمون رابطه محبت‌آمیزی داشته باشيم تا از پس زندگی بربیایم. گاهی وقتا انقدر درگیر عواطف دیگران می‌شیم که خودمونو یادمون می‌ره، ولی می‌تونیم سعی کنیم به تدریج به خودمون بیشتر توجه کنیم. و در نهایت یادآوری این نکته به خودمون بسیار آرامش بخشه که ما هم ‌می‌تونیم اشتباه کنیم و کامل نباشیم، حق داریم گهگاهی ناراحت باشیم یا هیچ کاری نکنیم، اصلا مگه کسی هست که کامل باشه؟ اصلا ممکنه همچین چیزی؟ پس می‌تونیم سعی کنیم به مرور زمان و اجازه ندیم که سرزنشگر درونمون کنترل زندگی ما رو به دست بگیره و ما خودمون اونو مدیریت کنیم. این مسئله هم نباید یادمون بره که فراگرفتن هر مهارتی زمان بر هست و باید برای زمانی طولانی تمرین کرد تا در اون زمینه خبره شد، به خصوص ما آدم های بسیار حساس که اکثرمون اون طوری که باید تربیت نشدیم و شناخته شده نیستیم، پس عجیب نیست که فرایند تغییر ذهنیت‌های منفیمون زمان ببره.می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Mon, 29 Aug 2022 12:27:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضطراب اجتماعی و HSP ها</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-hsp-%D9%87%D8%A7-kql1mnnzmnsg</link>
                <description>اضطراب اجتماعی و بسیار حساس بودن ممکنه شباهت‌هایی به هم دیگه داشته باشن و هم پوشانی‌ای بینشون دیده بشه اما یکی نیستن و تفاوت اون‌ها اینه که اضطراب اجتماعی یک اختلال روانشناختی هست که نیاز به درمان شدن داره اما بسیار حساس بودن صرفا یک ویژگی شخصیتی هست و اختلال نیست. در مورد رابطه این دو نکاتی وجود داره که دونستنشون خالی از لطف نیست: ۱. اضطراب اجتماعی دقیقا چیه؟ بر اساس تعریف DSM-5 (راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی) اضطراب اجتماعی یعنی &quot; ترس یا اضطراب شدید از موقعیت های اجتماعی است که ممکن است فرد در آن‌ها مورد موشکافی دیگران قرار بگیرد&quot;. در عوض حساسیت پردازش حسی یک ویژگی شخصیتی هست که شامل واکنش‌های قوی به محرک‌های حسی و فیزیکی است. در مقایسه با افراد دیگه، افراد مبتلا به اصظراب اجتماعی و آدم‌های بسیار حساس نسبت به خود و محیط خود آگاه‌تر هستن. و به این دلیل که اضطراب اجتماعی یک اشتغال ذهنی اذیت کننده است در این باره که دیگران شما را چگونه می‌بینند و ارزیابی می‌کنند، آگاهی زیاد از محیط می‌تونه باعث تشدید این افکار بشه. و بسیار حساس بودن لزوما به معنی داشتن اصظراب بیشتر نیست. ۲. ژنتیک چند دسته از ژن‌ها شناسایی شده که می‌تونه منجر به بسیار حساس بودن بشه، همچنین اضطراب اجتماعی هم تا حدودی منشا ژنتیکی داره. اگر یکی از اعضای خانواده شما با این اختلال دست و پنجه نرم می‌کنه، احتمال ابتلا شما هم افزایش پیدا خواهد کرد. ۳. درمان درمان اضطراب اجتماعی مثل خیلی از اختلال‌های دیگه زمان بر و تدریجی هست. طبق پرسشنامه دکتر آرون، HSPها احتمالاً در ابتدا به فرآیندهای درمانی تدریجی و دوزهای کمتر دارو نیاز دارند. به دلیل حساسیتی که داریم، احتمالاً به زمان بیشتری برای تطبیق با روال‌های جدید نیاز داریم که در نهایت به ما کمک می‌کنه تا پیشرفت کنیم. اگر برای اضطراب اجتماعی به درمانگر مراجعه می‌کنین، حتما به درمانگر خود اطلاع بدین تا بدونه که شما یک HSP هستید.۴. بسیار حساس‌های دارای اضطراب اجتماعی دیدگاه‌های منحصر به فردی را به جهان می‌آورند. ترکیبی از اضطراب اجتماعی و HSP بودن می‌تونه ایجاد احساس انزوا بکنه. ما زمان تنهایی خودمونو دوست داریم، اما همچنین می‌خوایم زمانی که در موقعیت‌های اجتماعی شرکت می‌کنیم، احساس «عادی بودن» داشته باشیم. در عین حال HSP های مضطرب موجودات با‌ ارزشی هستند که با حساسیت نسبت به نیاز‌های دیگران می‌تونن باعث تلطیف این دنیای خشن بشن. از طریق شفقت به خود، دریافت کمکی که نیاز داریم، و در آغوش گرفتن جنبه‌های حساس خود، می تونیم در جهت یافتن آرامش، بازگردوندن تعادل و ابراز وجود خودمون به روش‌هایی که می‌خوایم تلاش کنیم. (و این شامل «نه» گفتن به دعوت‌ها می‌شه وقتی که بدن ما برای شارژ مجدد به زمان نیاز داره!)می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jun 2022 18:27:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رانندگی و HSPها</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-hsp%D9%87%D8%A7-phxchuvrgogo</link>
                <description>اگر شما یک آدم بسیار حساس هستین و توجهتون به این مقاله جذب شد پس حتما قبول دارین که رانندگی کردن برای ما بسیار حساس‌ها چه قدر چالش برانگیز و گاهی اوقات عذاب آوره، چون ما تک تک صدا ها، حرکات، تغییر لاین‌ها و مود رانندگان اطرافمون رو عمیقا پردازش می‌کنیم و علاوه بر دست و پا زدن در این اقیانوس محرک‌ها، پشت فرمون هم هستیم و مسئولیت جون افراد متعددی یا دست کم خودمون رو بر عهده داریم که این بار سنگینی رو روی دوش ما می‌ذاره که افرادی که حساس نیستن طبیعتا همچین احساساتی رو تجربه نخواهند کرد. حالا می‌خوام براتون از راهکار‌هایی بگم که برای خودم مفید بوده و تونسته از استرس رانندگیم مقداری کم کنه و بتونم اونو راحت‌تر مدیریت کنم: اول این که به این واقعیت فکر کنیم که ما قرار نیست حین رانندگی همه راننده‌های دیگه رو راضی نگه داریم و مطابق میل اونا عمل کنیم، مثلا به محض این که ماشینی پشت سر ما شروع کرد به بوق زدن ما سریعا موظف نیستیم که راه رو برای اون هر طور که شده باز کنیم، شاید توی شرایطی نباشیم که این کارو انجام بدیم یا اصلا مایل نباشیم، به هر حال این حس که تنها ما مسئول راحتی دیگران هستیم احساس واقعی‌ای نیست و نباید به اون دامن بزنیم. دومین راه اینه که سعی کنیم با تمرین و به مرور زمان تمرکزمون رو صرفا روی رانندگی در همون لحظه نگه داریم و تا جای ممکن به چیز دیگه‌ای فکر نکنیم چون با توجه به ذهن بازیگوش ما این خطر وجود داره که به هر جا که دلش می‌خواد سرک بکشه و از تمرکز دورمون کنه که باعث به خطر افتادن جون خودمون و دیگران می‌تونه بشه، و این که به دلیل این که ما ذهنمون جوری تنظیم شده که یک کار رو در لحظه عمیقا پردازش می‌کنه از انجام چند کارگی پرهیز کنیم که باعث آشفتگی و حواس پرتی زیادی برای ما ممکنه بشه. و در نهایت این که چراغ قرمزها، ترافیک و هر موقعیتی رو که ناچار هستیم برای مدتی توقف کنیم رو با این که معمولا باعث کلافگی و عصبانیتمون می‌شن، به عنوان فرصتی برای استراحت ذهنمون و بعد دوباره ادامه دادن نگاه کنیم. این طوری دیگه اون حس گیرافتادن و محصور شدن توسط موانع رو به خودمون القا نمی‌کنیم. این‌ها ترفند هایی که بود که برای من مفید بوده و امیدوارم برای شما هم مفید باشه، اگه راهکار یا ایده دیگه‌ای سراغ دارین توی قسمت کامنت‌ها برام بنویسین.می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Tue, 24 May 2022 11:54:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پناهگاه عزیز ما، دومین سالروز تولدت مبارک!</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-n1hktuol8juk</link>
                <description>دومین سالگرد دور هم بودنمون مبارک ?تا به حال به شما گفتن که &quot;بیش از حد حساس&quot; هستین؟ براتون پیش اومده که بعد از یه روز حضور در دنیا نیاز به استراحت و تجدید قوا داشته باشین؟ آیا ظرافت‌هایی رو در اطراف خودتون می‌بینید که به نظر می‌رسه اطرافیانتون به اون‌ها توجه نکردن یا متوجه اون‌ها نیستن؟ به نظرتون میاد که به راحتی به خاطر محرک‌های اطرافتون بیش از حد تحت تاثیر قرار می‌گیرین؟ خب ممکنه شما یک آدم بسیار حساس باشید.بسیار حساس بودن یه ویژگی‌ شخصیتی ذاتی هستش که تو ۱۵-۲۰ ٪ از جمعیت انسان‌ها مشاهده می‌شه که به خاطر این ویژگی مغز شما اطلاعات رو بیش از حد پردازش و عمیق‌تر از دیگران در مورد اون‌ها فکر می‌کنه. آدم‌های بسیار حساس (HSP یا Highly Sensitive Person) اغلب درک نمی‌شن و ممکنه برای گذران زندگی در دنیایی که متناسب با نیازهای اون‌ها نیست، مشکل داشته باشن.یادتون باشه که درک و شناخت شرایط می‌تونه زندگی شما رو تغییر بده…&quot;پناهگاه آدم‌های بسیار حساس&quot; که با زحمات خانم دکتر نسیم خوشدل عزیز پایه گذاری شده و جون گرفته، این جاست تا به ما  کمک کنه اون قطعه گم شده‌ای که در زندگی هر کدوم از ما بسیار حساس‌ها وجود داره رو پیدا کنیم و بتونیم در جهانی که توش خیلی در مورد ما صحبت نمی شه و اطلاعات کافی وجود نداره، با شناخت خودمون بتونیم زندگی شادتر و رنگی‌تری رو تجربه کنیم؛ رنگی که شاید توی دنیای خیلیامون وجود نداره و این شناخت و راهکار‌هایی که این جا آموزش داده می‌شه می‌تونه جای خالی اون دست نوازشی که خیلی وقت‌ها از خودمون دریغ می‌کنیم رو پر کنه. و چه قدر لذت این حس بیش‌تر می‌شه وقتی که بتونیم افراد دیگه‌ای رو هم مثل خودمون به این درک از خودشون برسونیم.امیررضا دوست خوبمون که این روزها برای پناهگاه می‌نویسه، راجع پناهگاه می‌گه:&quot;از دگرگونی‌ای که پناهگاه و آموزش‌هاش توی زندگی خودم ایجاد کرده هر چی بگم کم گفتم، واقعا انگار یک تولدی دوباره رو تجربه کردم. از وقتی که خودم رو بیش‌تر شناختم و با پناهگاه آشنا شدم و دیدم چه حس فوق العاده می‌تونه باشه که ببینی آدم‌های زیاد دیگه‌ای از گوشه کنار دنیا شبیه تو هستن و با همون چالش‌هایی رو به رو هستن که تو باهاشون درگیر هستی و این یک دلگرمی و حمایت عجیبی به وجودت تزریق می‌کنه. امیدوارم بتونیم در کنار هم به درک تازه ای از خودمون برسیم و این حس رو همه جای دنیا پخش کنیم.&quot;منم می‌نویسم که: &quot; روزی که با کلمه hsp آشنا شدم کلی تو یوتیوب و گوگل گشتم و فیلم و مقاله و کتاب راجع بهش پیدا کردم. مطلب فارسی نبود یا اگر بود خیلی کلی به این ویژگی اشاره کرده بود. با پیدا کردن نسیم عزیز و پناهگاه و کلی دوستای هم جنس خودم، انگار از اون حس تنهایی دراومدم. با حس و نیت خوبش همراه شدم تا بقیه دوستان بسیار حساسم هم این حس درک شدن رو بچشن.&quot;امروز سالروز شروع این اتفاق خوبه که اسمش رو گذاشتیم &quot;پناهگاه آدم‌های بسیار حساس&quot; من از طرفش براتون می‌نویسم که:اینجا پناهگاه آدم‌های بسیار حساسه. اینجا در مورد آدم‌هایی که حواس پنجگانه بسیار قوی و سیستم عصبی فعالی دارن و به اشتباه زودرنج تلقی می‌شون اطلاع رسانی می‌کنیم. به پناهگاه ما خوش آمدید!امیررضا  معصومیانمرضیه عسگری</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>مرضیه عسگری</author>
                <pubDate>Fri, 22 Apr 2022 19:52:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم‌های بسیار حساس و مقایسه</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-moltiqb1lh19</link>
                <description>اغلب آدم‌های بسیار حساس در کودکیشون متوجه‌ تفاوتی که با دیگران یعنی افراد غیر حساس دارن می‌شن. و این تفاوت ممکنه این ذهنیت رو براشون به وجود بیاره که مشکلی دارن، مخصوصا که تعداد آدم‌های بسیار حساس هم کم هست و این خودش می‌تونه مزید بر علت بشه. مقایسه به خودی خود مضر نیست اما اگه به شکل اشتباهی انجام بشه می‌تونه مضراتی داشته باشه مخصوصا برای آدم‌های بسیار حساس.حالا سوال اینجاست یک فرد بسیار حساس که تمام عمرشو مشغول مقایسه خودش با دیگران مخصوصا غیر حساس‌ها بوده می‌تونه این عادت رو کنار بذاره؟ همین آگاه شدن در مورد این مقایسه‌ها که دائم در ذهنمون در حال رخ دادنه کم کم باعث این میشه که اونارو توی زندگی روزمرمون در هر زمینه‌ای بتونیم تشخیص بدیم و همین به مرور زمان کمک می‌کنه قدرت و شدت اون‌ها کم بشه.یکی از مسائل مهمی که آدم‌های بسیار حساس باهاش درگیر هستن ترس از مورد نقد قرار گرفتن و قضاوت شدن هست که ریشه اون هم برمی‌گرده به مقایسه کردن خود با بقیه چون وقتی ما در ذهنمون دائما از کودکی در حال مقایسه خودمون با بقیه هستیم و غالبا از نتیجه این مقایسه احساس ناامیدی حاصل می‌شه و خودمون رو پایین‌تر و ضعیف‌تر از دیگران فرض می‌کنیم، این ترس درون ما به وجود میاد که حالا که من از بقیه ضعیف‌تر هستم مبادا بقیه متوجه این موضوع بشن و مورد قضاوت و سرزنش اون‌ها قرار بگیرم.اقدام اصلی در زمینه مقایسه اینه قبول کنیم که به دلیل این که سیستم عصبی ما با دیگران فرق می‌کنه پس طبیعتا خیلی از عادت‌هامون، نحوه برقراری ارتباطمون، اهدافمون، خوابیدنمون و تقریبا تمام زندگمیون با دیگران متفاوت خواهد بود و هر کسی در زندگی مسیر خودش رو داره.مثلا اگه دوستتون فلان ماشین یا خونه‌ رو خریده یا تشکیل خانواده داده این معنیش این نیست که شما ازش عقب موندین یا توانش رو نداشتین، هر وقت این مقایسه سراغتون اومد ارزش‌های خودتون رو اون امور و اهدافی رو که براش زندگی می‌کنین رو توی ذهنتون مرور کنین، شاید اصلا اون دستاورد‌های دوستتون جزو ارزش‌های شما نباشه.در نهایت پیدا کردن افرادی مثل خودتون و انتقال تجربه‌ها و صحبت درباره چالش‌های بسیار حساس بودن می‌تونه بسیار دلگرم کننده و کمک کننده باشه تا چالش‌های زندگی رو راحت‌تر باهاشون کنار بیایم، امیدوارم هممون حداقل یک دوست بسیار حساس نصیبمون بشه!می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 12:45:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم بسیار حساس و زمان خاموشی</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-w3ctgtwezpp8</link>
                <description>تا حالا شده که بعد از تعطیلات یا مسافرت احساس خستگی بیشتری بکنید؟ شاید وقتی دیدید دوستانتون یا همسفرانتون به راحتی به روال عادیشون بر‌می‌گردن، با خودتون فکر کردید این شما هستید که مشکلی داره، چرا که در اولین صبحی که باید به سر کار برگردید، احساس می‌کنید که روی تختتون چسبیدید. در واقع شما هیچ مشکلی ندارید، احتمالاً فقط احساس می‌کنید که بیش از حد تحریک شدید؛ یک مبارزه کاملا عادی برای یک آدم بسیار حساس.در طی کارگاه آموزشی اخیر در مورد مراقبت از خود برای آدم بسیار حساس با دکتر الین آرون و آلن فروند، به من یادآوری شد که برای HSPها مهمه که نسبت به بقیه افراد به زمان استراحتمون متفاوت نگاه کنیم. نه تنها خودمراقبتی ضروری‌تر هستش، بلکه شیوه‌های معمولی خودمراقبتی متشکل از فعالیت‌های اجتماعی و تفریحی حال ما رو بهتر نمی‌کنه و به احتمال زیاد باعث می‌شه که احساس خستگی، فشار و تحریک‌پذیری کنیم. حتی فعالیت‌های به ظاهر آرامش‌بخشی مثل رفتن به سینما با دوستان یا حل یک پازل بعد از کار می‌تونه باعث بشه که ما انرژی ذهنی بیشتری نسبت به افراد غیر HSP مصرف کنیم، چرا که مغز ما برای پردازش تمام اطلاعات دریافتی سخت‌تر کار می‌کنه.درعوض، HSPها باید شیوه‌های خودمراقبتی خودشون رو حول آرامش و زمان خاموشی با کیفیت‌تر متمرکز کنند. زمان خاموشی نه تنها به مغز ما اجازه می‌ده تا تمام اطلاعاتی را که در طول روز دریافت می‌کنیم پردازش کنه، بلکه به سیستم عصبی ما زمان می‌ده تا استراحت کنه. ازاون جایی که HSPها به مراقبت از خود نیاز دارند تا بدون تحریک در آرامش باشند، مهمه که مراقبت از خود و سرگرمی‌ها رو به عنوان فعالیت‌های جداگانه‌ای در نظر بگیریم.خودمراقبتی برای HSP چگونه است؟ضروری‌ترین تمرین در مراقبت از خود برای آدم‌های بسیار حساس این هستش که هر شب به اندازه کافی بخوابیم (حداقل ۸ تا ۹ ساعت اما افراد متفاوت هستند) به علاوه اینکه هر روز یک زمان خاموشی به تنهایی برای پردازش و تفکر داشته باشیم. دکتر الین آرون موارد زیر را توصیه می‌کنه:دو ساعت زمان خاموشی در روزیک روز خاموشی در هفتهیک هفته خاموشی در هر فصلاز اون جا که مهمه که حداقل یک بار در هفته خودمراقبتی معنادارتری داشته باشیم که احساس تسکین و بازسازی برای ذهن و انرژیمون باشه، فعالیت‌های زیر پیشنهاد میشه:خلق یا مشاهده هنررقصیدن یا نرمشگوش دادن به موسیقی الهام بخشتمرین‌های معنویوقت گذروندن با حیواناتبودن در طبیعتروزانه نویسی یا به طور کلی نوشتنخودمراقبتی برای آدم بسیار حساس نه تنها شامل خواب کافی و استراحت می‌شه، بلکه نحوه ساختار برنامه روزانه‌مون رو هم شکل می‌ده. از اون جایی که HSPها قبل از هر عملی بسیار فکر می‌کنن، ما از مغزمون برای تصمیم‌گیری‌های کوچیک و جا‌به‌جایی بین وظایف زیادی استفاده می‌کنیم. به همین دلیل مهمه که یک برنامه روزانه قابل پیش بینی برای خودمون داشته باشیم.به عنوان یک آدم بسیار حساس، داشتن خودمراقبتی معنادار برای اینکه بتوانیم سطح انرژی‌مون رو حفظ کنیم و در کار و در کنار افراد زندگیمان حال خوبی داشته باشیم، حیاتیه. زمانی که آرامش داشته باشیم می‌تونیم به بهترین نحو به نقاط قوت حساس‌مون (خلاقیت، ادراک، همدلی، شهود، سخت کوشی و غیره) دسترسی پیدا کنیم. در غیر این صورت، اونقدر خسته می‌شیم که نمی‌تونیم هم از نظر شخصی و هم حرفه‌ای درست ظاهر شیم.مزایای استراحت و خودمراقبتی چیست؟تمرکز بیشتر برای تصمیم‌گیریاحساس انگیزه برای کار روی پروژه‌های خلاقانهافزایش انرژی و تمرکز ذهنیافزایش پذیرش خوداز نظر جسمی و روحی شاداب‌ترهمه ما اهمیت خودمراقبتی و زمان خاموشی رو می‌دونیم، اما به عنوان یک آدم بسیار حساس، باید این خود مراقبتی رو به یه سطحی بالاتر ببریم تا عمیقاً خودمون رو تخلیه کنیم و از غلبه بر اضطراب و افسردگی جلوگیری کنیم. زمانی که برای لذت بردن از اشکال معنادارتر مراقبت از خود، مانند فعالیت خلاقیت محور یا گشتن در طبیعت (برای اطلاع بیشتر درمورد این موضوع به بخش آخر این مقاله &quot;حمام جنگل&quot; و همینطور مقاله &quot;طبیعت پناهگاه آدم‌های بسیار حساس&quot; سری بزنید) وقت می‌گذاریم، نه تنها با خودمون ارتباط برقرار می‌کنیم، بلکه به بسیاری از موهبت‌های وجودمون هم دسترسی پیدا می‌کنیم؛ ویژگی‌هایی که به ما این امکان رو می‌دن که بهترین خود حساس‌مون باشیم.در آخر پیشنهاد می‌کنم مقاله مراقبت از خود دقیقاً یعنی چی کار کنیم؟ رو بخونید. ممنون از همراهی‌تون ?منبع: www.expansiveheart.com</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>مرضیه عسگری</author>
                <pubDate>Wed, 06 Apr 2022 15:46:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم‌های بسیار حساس و رهبری</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-ruu8msdcnajb</link>
                <description>آدم‌های بسیار حساس می‌شه گفت رهبر‌ها و مدیر‌های ذاتی‌ای هستن که ویژگی‌هایی دارن که باعث می‌شه اونا در زمینه رهبر و مدیر بودن امتیاز‌هایی داشته باشن که تمایز ایجاد می‌کنه براشون، چندتا از این ویژگی‌ها از این قرار هستن:۱. درک عواطف دیگرانآدم‌های بسیار حساس به طور ذاتی قادر به تشخیص عواطف دیگران هستن که این فوق‌العاده مهم هست در زمینه رهبری چون شما وقتی احساسات و خواسته‌های کارکنانتون رو بدونین می‌تونین راحت تر وظایف و اموری که اون‌ها در اون مناسب هستن رو تشخیص بدین و بیشترین بازده رو از کارکنانتون شاهد باشین، و واسه یک مدیر و یک سازمان چیزی مهم تر از بازده بالا نیست!۲. مشاهده جزئیاتآدم های بسیار حساس جزئیاتی رو در محیط کار و به طور کلی در زندگیشون می‌بینن و تجربه می‌کنن که دیگران معمولا قادر به ادراک اون‌ها نیستن و باعث می‌شه که یک سری از اطلاعات محیطی رو از دست بدن. شاید این جزییات کوچیک بی اهمیت به نظر بیان اما در بلند مدت تفاوت زیادی رو ایجاد خواهند کرد که شگفت‌انگیزه، مخصوصا وقتی اون جزییات مربوط به کارکنانشون باشه، مثلا این که دقیقا اون‌ها چه نیاز‌هایی دارن و در چه محیط و شرایطی عملکرد بهینه‌تری دارن.۳. اعتمادآدم‌های بسیار حساس معمولا افرادی صادق‌تر و قابل اعتماد‌تر هستن و با روراستی خود واقعیشون رو به دیگران نشون می‌دن همراه با ضعف‌هاشون و این مسئله منجر به شکل‌گیری اعتماد بین اون‌ها و کارکنانشون می‌شه چون اون‌ها هم می‌فهمن که کاستی‌ها بخشی از وجود تمام انسان‌ها هست و این حس هم‌دلی و اعتماد متقابل رو تقویت می‌کنه.۴. تاملآدم‌های بسیار حساس قبل از هر انتخاب و تصمیمی عمیق و دقیق اون موضوع رو بررسی می‌کنن و به خصوص قبل از گرفتن تصمیم‌های بزرگ و سرنوشت ساز بیشتر از بقیه تامل می‌کنن و این می‌تونه اونارو از اشتباهات و مخاطرات احتمالی دور نگه داره و تصمیم بهتری رو اتخاذ کنن.این‌ها چندتا از ویژگی‌های آدم‌های بسیار حساس در زمینه رهبری بود که سعی کردم توی این مقاله به چندتاش اشاره کنم، دیگه وقتشه کم کم کلیشه مربوط به مدیران که باید افراد خشمگین و با صدای بلند باشن که کارکنانشون رو مجبور به انجام کار‌ها می‌کنن از بین بره، امیدوارم به این امر حتی خیلی کم کمک کرده باشم.می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 11:39:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسیار حساس بودن و درون گرایی (۳)</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B3-ss0v9e384n1c</link>
                <description>علاوه بر شباهت هایی که بین آدم‌های بسیار حساس و درونگرا‌ها وجود داره تفاوت‌هایی هم بینشون هست که در این مقاله قصد دارم به اون‌ها اشاره کنم. بریم سراغ تفاوت‌های آدم‌های بسیار حساس و درونگرا‌ها و ببینیم که دقیقا چه چیزی اون‌ها رو از هم متمایز می‌کنه:آدم‌های بسیار حساس می‌تونن برونگرا باشندرونگرایی/برونگرایی و بسیار حساس بودن دو خصیصه متمایز هستن و علی رغم این که ۷۰ درصد آدم‌های بسیار حساس درونگرا‌ هستن ۳۰ درصدشن برونگرا هستن و همین امر ساده ثابت می‌کنه که درونگرایی با بسیار حساس بودن یکی نیست.آدم‌های بسیار حساس نسبت به بیش برانگیختگی حساس‌تر هستنهمه درونگرا‌ها کم و بیش مستعد رسیدن به بیش برانگیختی هستن اما آدم‌های بسیار حساس سریع‌تر به این نقطه می‌رسن، و این احتمال وجود داره که آدم‌های بسیار حساس به حدی از برانگیختی برسن که درونگراها عموما اونو تجربه نمی‌کنن.آدم‌های بسیار حساس بیشتر تحت تاثیر تغییرات قرار می‌گیرناکثر درونگرا‌ها تحت تاثیر تغییر قرار می‌گیرن اما این موضوع می‌تونه برای آدم‌های بسیار حساس خیلی شدیدتر باشه، حتی در مورد تغییراتی که ما خواهان اونا هستیم.به عنوان مثال خریدن یک خونه جدید یا شروع کردن یک رابطه تازه همون میزانی که می‌تونه برای آدم‌های بسیار حساس هیجان انگیز باشه، استرس زا هم هست.آدم‌های بسیار حساس نسبت به درد، عواطف، تغییرات محیطی و تحریکات حسی حساس‌تر هستندآدم‌های بسیار حساس دنیا رو شدیدتر تجربه می‌کنن، انگار که یکی صدای دنیا رو برای اون‌ها نسبت به بقیه بیشتر کرده باشه. سیستم عصبی و نورون‌های آیینه‌ای اون‌ها حساس تر هستن و این به این معنی هست که اون‌ها دنیا رو روشن‌تر، پر سر و صدا‌تر و شلوغ‌تر از دیگران می‌بینن. و همین طور درد فیزیکی و عواطف خودشون و ديگران رو شدیدتر ادارک می‌کنن.در آخر ذکر این نکته خالی از لطف نیست که درسته درونگرا‌ها هم معمولا درجاتی از حساسیت رو تجربه می‌کنن، اما نه به اندازه آدم‌های بسیار حساس. می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 20:37:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایای مثبت‌اندیشی و اینکه چطور مثبت‌نگر باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-k0r9datg7cvs</link>
                <description>شما جزو اون دسته از آدما هستین که همیشه نیمه خالی لیوان رو می‌بینن یا نیمه پر لیوان؟ تحقیقات نشون دادند که هر دو می‌تونه بر سلامت جسمی و روانی شما تأثیر بذاره و قطعا مثبت‌اندیش بودن بهتر هستش.یه مطالعه اخیر ۷۰۰۰۰ خانم را از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲ مورد بررسی قرار داد و نشون داد که افرادی که خوش‌بین بودند به طور قابل توجهی کمتر در معرض خطر مرگ بودند. (مقاله ترجمه شده به عوارضی که منفی‌نگری برای ما داره هم اشاره کرده بود که من تصمیم گرفتم ترجمه نکنم و مثبت باقی بمونم :) اگر دوست داشتید می‌تونید منبع مقاله رو چک کنید.)مزایای اثبات شده مثبت‌اندیشی:کیفیت زندگی بهترسطوح انرژی بالاترسلامت روانی و جسمی بهتربهبودی سریع‌تر از آسیب یا بیماریسرماخوردگی کمترافسردگی کمترمدیریت استرس و مهارت‌های مقابله‌ای بهترطول عمر بیشترمثبت‌اندیشی جادو نیست و همه مشکلات شما رو از بین نمی‌بره. کاری که انجام می‌ده اینه که مشکلات رو قابل کنترل‌تر جلوه بده و به شما کمک کنه با سختی‌ها به شیوه‌ای مثبت‌تر و سازنده‌تر برخورد کنین.چطور به افکار مثبت فکر کنیممثبت‌اندیشی رو میشه از طریق چند تکنیک مختلف که اثربخشی اون‌ها ثابت شده، مثل خودگویی و تصویرسازی مثبت به دست آورد.در ادامه نکاتی رو بهتون می‌گم که برای شروع به شما کمک می‌کنه تا مغزتون رو آموزش بدید که چطور مثبت فکر کنه:روی چیزهای خوب تمرکز کنیدموقعیت‌ها و موانع چالش برانگیز بخشی از زندگی همه ما هستن. وقتی با یکی از اون‌ها روبرو می‌شین، روی چیزهای خوب تمرکز کنید، مهم نیست که چقدر کوچک یا به ظاهر بی‌اهمیت به نظر برسن. اگر به دنبالش بگردید، همیشه می‌تونید روزنه امید رو در هر شرایطی پیدا کنید! مثلا اگه شخصی برنامه‌اش با شما رو لغو می‌کنه، روی این موضوع تمرکز کنین که چطور وقت شما رو برای دیدن یه فیلم یا کار دیگه‌ای که ازش لذت می‌برید آزاد کرده.قدردانی را تمرین کنیدثابت شده که تمرین قدردانی باعث کاهش استرس، بهبود عزت نفس و تقویت انعطاف‌پذیری حتی در مواقع بسیار دشوار می‌شه. به آدم‌ها، لحظات یا چیزهایی فکر کنین که به نوعی باعث آرامش یا شادی برای شما می‌شن و سعی کنین حداقل یک بار در روز قدردانی خودتون رو ابراز کنین. این قدردانی می‌تونه تشکر از یکی از همکارانتون برای کمکش در انجام پروژه، تشکر از یکی از عزیزانتون برای شستن ظرفا یا تشکر از سگتون برای عشق بی‌قید و شرطی باشه که به شما می‌ده.یک دفتر خاطرات سپاسگزاری داشته باشیدطبق تحقیقات انجام شده، دریافته‌اند که نوشتن چیزهایی که به خاطر اون‌ها سپاسگزار هستید می‌تونه خوش بینی و احساس خوب بودن شما رو بهبود ببخشه. می‌تونین این کار رو با نوشتن هر روز در یک دفترچه قدردانی انجام بدید، یا فهرستی از چیزهایی را که در روزهای سختی پشت سر می‌گذارید، یادداشت کنید.دلتون رو به روی طنز باز کنیدمطالعات نشون داده که خنده استرس، اضطراب و افسردگی رو کاهش می‌ده. همچنین مهارت‌های مقابله، خلق و خو و عزت نفس رو بهبود می‌بخشه.در همه موقعیت‌ها، به‌ویژه شرایط سخت، از شوخ طبعی استقبال کنید و به خودتون بی‌قید و شرط بخندید. خندیدن فوراً حال و هواتونو بهتر و کارها رو کمی راحت‌تر می‌کنه. حتی اگه این مسئله رو احساس نکنید؛ وانمود کردن یا مجبور کردن خود به خندیدن می‌تونه خلق و خوی شما رو بهبود ببخشد و استرس رو کاهش بده.وقت خودتون رو با آدم‌های مثبت سپری کنیدمنفی و مثبت بودن مسری هستش. آدم‌هایی رو که باهاشون وقت می‌گذرونید رو در نظر بگیرید. تا حالا توجه کردید که چطور بد‌اخلاقی و حال بد یک نفر می‌تونه تقریباً حال همه آدم‌های یک اتاق رو بد کنه؟ یک فرد مثبت بر روی دیگران اثر معکوس داره.ثابت شده که بودن در کنار افراد مثبت باعث افزایش عزت نفس و افزایش شانس شما برای رسیدن به اهدافتون می‌شه. اطراف خودتون رو با آدم‌هایی پر کنید که شما رو بالا می‌برن و به شما کمک می‌کنن جنبه‌های مثبت زندگی رو ببینید.خودگویی مثبت رو تمرین کنیدغالب اوقات ما تمایل داریم که نسبت به خودمان سخت‌گیرترین باشیم و همیشه بدترین منتقد خودمون هستیم. این کار با گذشت زمان می‌تونه باعث بشه که نظر منفی در مورد خودمون تو ذهنمون ایجاد کنیم که تغییر دادنش خیلی سخت باشه. برای جلوگیری از این مسئله، باید حواستون به صدای ذهنتون باشه و با پیام‌های مثبت، که به خودگویی مثبت هم شناخته می‌شه، به اون‌ها پاسخ بدید.تحقیقات نشون می‌ده که حتی یک تغییر کوچک در نحوه صحبت با خود می‌تو‌نه روی توانایی شما در تنظیم احساسات، افکار و رفتار تحت استرس تأثیر بذاره.بذارید یه مثال از خودگویی مثبت بهتون بگم: به جای اینکه فکر کنید &quot;بازم گند زدم&quot;، سعی کنید بگید&quot;دوباره با یه راه جدید امتحان می‌کنم.&quot;حوزه‌های منفی خودتون رو شناسایی کنیدبه موضوعات مختلف زندگیتون خوب نگاه کنید و مواقع یا موضوعاتی رو که در اون‌ها بیشتر از همه منفی‌ هستید، شناسایی کنید. مطمئن نیستین؟ از یک دوست یا همکار قابل اعتماد بپرسید. به احتمال زیاد، اون‌ها می‌تونن کمکتون کنن. همکارتون ممکنه متوجه بشه که شما در محل کار منفی‌نگر هستین. همسر شما ممکنه متوجه بشه که شما هنگام رانندگی منفی‌نگر می‌شید. بهتره که دونه دونه و با هر کدوم در زمان مشخصی مقابله کنین.هر روز رو با یک نکته مثبت شروع کنیدبرای خودتون مراسم صبحگاهی داشته باشید که در اون هر روز رو با چیزی نشاط‌آور و مثبت شروع کنید. این پایین چند تا ایده براتون می‌ذارم:به خودتون بگید که امروز یه روز عالی هست یا هر تأیید مثبت دیگه‌ای که دوست دارید.به آهنگ‌های شاد و مثبت گوش بدید.با تعریف کردن یا انجام کاری خوب برای کسی، حال خوبتون رو به اشتراک بذارید.وقتی همه چیز بد پیش میره چطور مثبت فکر کنیم؟تلاش برای مثبت اندیشی در هنگام سوگواری یا تجربه ناراحتی‌های جدی دیگه ممکنه غیرممکن به نظر برسه. در این مواقع، مهمه که فشار رو از خودتون دور کنید تا روزنه امید رو پیدا کنید. در عوض، این انرژی رو در جهت جلب حمایت دیگران هدایت کنید.مثبت‌اندیشی به معنای دفن هر فکر یا احساس منفی یا دوری کردن از احساسات بد و سختی‌ها نیست (با این قسمت مقاله خیلی موافقم و با خوندنش یاد آدم‌های افتادم که کورکورانه ادای مثبت بودن و مثبت‌اندیشی رو در میارن...). بد‌ترین لحظات زندگی ما اغلب مواقعی هستن که ما رو برای حرکت و ایجاد تغییرات مثبت ترغیب می‌کنند.تو این مواقع، سعی کنید خودتون رو مثل یه دوست صمیمی ببینید که نیاز به آرامش و حرف‌های درست داره. بهش چی می‌گید؟ احتمالاً احساساتش رو تصدیق می‌کنین و بهش یادآوری می‌کنین که حق داره احساس غمگین بودن یا عصبانیت بکنه و بعد با یادآوری ملایمی حمایتش می‌کنین و بهش میگید که اوضاع بهتر میشه.شما نمی توانید سال‌ها بدبینی و افکار منفی رو یک شب از بین ببرین، اما با کمی تمرین، می‌تونین یاد بگیرین که چجوری با دید مثبت‌تری با مسائل برخورد کنین.بیاید با هم شروع کنیم. من می‌خوام قدم اولم رو تو زمینه درست صحبت کردن با خودم بردارم و با خودم مهربون‌تر بشم. تو هم اگه دوست داری با من این راه رو شروع کنی تو قسمت کامنت‌ها بهم بگو.منبع:https://www.healthline.com/health/how-to-think-positive#overview</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>مرضیه عسگری</author>
                <pubDate>Wed, 02 Feb 2022 16:22:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسیار حساس بودن و درونگرایی (۲)</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B2-krvjxbkgh9ue</link>
                <description>علی رغم شباهت هایی که این دو ویژگی به هم دارن(درونگرایی و بسیار حساس بودن) اما با هم یکی نیستن. حالا بریم سراغ شباهت هایی که این دو مقوله با هم دارن: ۱. هر دوی این خصیصه‌های روانشناختی ژنتیکی هستن و از طریق ژنوم والدین به فرزندان منتقل می‌شن و در واقع اکتسابی نیستن و همین طور نمی‌شه اون‌ها رو از بین برد و کم رنگ کرد چون توی ساختار ژنتیکی ما ثبت شدن و تنها باید این ویژگی خودتون رو بپذیرید و نحوه سازگاری باهاش رو یاد بگیرین که در این زمینه تحقیق و مطالعه درباره خودتون و همچنین کمک گرفتن از یک متخصص می‌تونه فوق العاده کمک کننده باشه و دیدگاهتون نسبت به خودتون و دنیا رو دگرگون بکنه. ۲. هم افراد درونگرا و هم آدم‌های بسیار حساس درصد کم‌تری از جامعه رو نسبت به افراد برونگرا و غیرحساس به خودشون اختصاص می‌دن و در اقلیت قرار دارن که این اون‌ها رو با چالش‌ها و معضلات فراوانی می‌تونه رو به رو بکنه به دلیل آگاهی پایین جامعه راجع به این افراد و مهم تر از همه شناخت کم خود افراد از خودشون که این باز هم لزوم آگاهی و خودشناسی رو در همه افراد مشخص می‌کنه به ویژه این دو گروه. طبق آمار رسمی یک سوم تا یک دوم جامعه رو درون گرا‌ها و ۱۵ تا ۲۰ درصد جامعه رو آدم‌های بسیار حساس تشکیل می‌دن. پس اگه فکر می‌کنین آدم عجیبی هستین یا مشکلی دارین و علت تفاوت خودتون با اطرافیانتون رو نمی‌دونین نگران نباشین شاید شما هم مثل من فقط درونگرا یا بسیار حساس هستین، همین که در مورد خودتون مطالعه و تحقیق کنین و خودتونو بشناسین متوجه می‌شید که تنها نیستین و هستن آدم‌‌های زیادی که شخصیتی مثل شما دارن، شایدم یه روزی یکی از اونارو از نزدیک ملاقات کردین! ۳. آدم‌های بسیار حساس و درونگرا‌ها هر دو به طور میانگین بیشتر و سریع تر از بقیه برانگیخته می‌شن و واکنش های شدیدتر و سریع تری رو به محرک های محیطی نشون می‌دن، حالا این محرک می‌تونه هر چیزی مثل محرک های مربوط به حواس پنج گانه باشه مثل نور، صدا، بو‌های مختلف و... یا محرک‌های عاطفی مثل استرسور های محیطی، مود یا حال عاطفی اطرافیان و... که همه این‌ها روی تمامی افراد بدون شک تاثیر خاص خودشو داره اما روی این دو گروه معمولا تاثیر شدیدتر و بیشتری رو داره به همین دلیل هم هست که انرژی روانی این افراد زودتر تخلیه می‌شه و زمان بیشتری رو به تنهایی و با خود بودن نیاز دارن تا دوباره شارژ بشن و کارکرد طبیعی خودشونو داشته باشن. این بود خلاصه ای از شباهت‌های آد‌م‌های بسیار حساس و درون گرا‌ها، توی مقاله بعد می‌ریم سراغ تفاوت‌های اون‌ها.می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.و این مقاله هم می‌تونه مفید باشه براتون.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jan 2022 11:24:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمام چیزهایی که محققان  تا سال ۲۰۲۱ در مورد بسیار حساس بودن می‌دانند</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-so1agtk4ecwe</link>
                <description>نوشته پروفسور مایکل پلوسیکی از برترین محققان HSP در جهان پیشرفت‌های چشمگیر در تحقیقات در مورد حساسیت  و معنی آن‌ها برای هر فرد HSP را توضیح می‌دهد.حساسیت (Sensitivity) به عنوان یک ویژگی شخصیتی هنوز یک مفهوم نسبتاً جدید در زمینه روانشناسی محسوب می‌شود، اما حداقل ۲۵ سال است که توسط دانشگاهیان و پزشکان به طور فعال مورد تحقیق قرار گرفته است و حالا زمان خوبی است تا با هم آنچه را که تا اینجا می‌دانیم، آنچه را که نمی‌دانیم و اینکه آدم‌های بسیار حساس چگونه می‌توانند بیشترین بهره را از تحقیقات جاری ببرند، بررسی کنیم. ساده می‌گویم: به عنوان یکی از محققانی که مستقیماً در این کار مشارکت دارد، معتقدم که هرچه بیشتر در مورد آدم‌های بسیار حساس بدانیم، بهتر می‌توانیم نیازهای آن‌ها را برآورده کنیم و من می‌خواهم دانش خود را تا حد امکان در دسترس شما قرار دهم.برای انجام این کار، می‌خواهم تمام چیزهایی را که درباره حساسیت می‌دانیم با عباراتی ساده و قابل درک بیان کنم، از روزهای اولیه شروع کرده و تا به امروز ادامه می‌دهم. با توجه به تعداد زیادی از مطالعات انجام شده در این بازه زمانی، این نوشته به دنبال پوشش دادن تمامی مباحث مختلف در این زمینه نیست، بلکه مواردی را که برای درک عمومی مرتبط‌‌تر هستند از جمله برخی از چشمگیرترین پیشرفت‌های اخیر را با هم می‌خوانیم.ریشه‌های تحقیقریشه‌های اولیه تحقیقات در مورد حساسیت در واقع به ۱۰۰ سال قبل برمی‌گردد، زمانی که روانپزشک کارل یونگ پیشنهاد کرد که برخی از افراد با &quot;حساسیت ذاتی&quot; مشخص می‌شوند. از آن زمان، برخی از بخش‌هایی از آنچه ما اکنون حساسیت می‌نامیم، تحت مسائل مختلفی بررسی شده‌اند (به عنوان مثال، در حین مطالعه درون‌گرایی، یا در زمینه بازداری رفتار - توانایی ما برای کنترل تمایلات تکانشی). در اواسط دهه ۱۹۹۰ بود که نظریه‌های خاص‌تری در مورد حساسیت ظاهر شد و محققان شروع به بررسی حساسیت به عنوان یک ویژگی در نوع خود کردند. این تئوری‌های جدید علاقه گسترده‌ای را برانگیختند و تحقیقات جدیدی را پایه گذاری کردند.اولین نظریه‌های حساسیت و شواهد تجربی اولیه (۱۹۹۵-۲۰۱۵)سه نظریه مجزا۲۰ سال اول تحقیقات عمدتاً بر نظریه متمرکز بود. در روانشناسی، داشتن یک نظریه محکم قبل از انجام تحقیقات تجربی، برای آزمایش و پیشرفت آن بسیار مهم است. سه نظریه فردی از محققان مختلف تقریباً همزمان به عنوان پاسخی به مشاهدات بالینی یا تحقیقات آکادمیک در مورد رشد کودک ظهور کردند. نظریه‌ها عبارت بودند از:حساسیت پردازش حسی  (Sensory Processing Sensitivity- SPS) توسط الین و آرتر آرون، که اصطلاح &quot;آدم بسیار حساس&quot; را ابداع کردند.دریافت حسی (حساسیت) متفاوت توسط جی بلسکی (Differential Susceptibility- DS)حساسیت بیولوژیکی (زیستی) به شرایط محیطی ( Biological Sensitivity to Context- BSC)  توسط تام بویس و بروس الیسموضوع مشترک همه این تئوری‌ها این است که برخی افراد به شدت تحت تأثیر آنچه تجربه می‌کنند، هستند.در طی روزهای اولیه تحقیقات، مطالعات به طور محدود بر روی برخی جزئیات کاملاً خاص از نحوه کارکرد حساسیت متمرکز بودند و هر یک از این سه نظریه رویکرد متفاوتی داشتند. به عنوان مثال، تحقیقات حساسیت پردازش حسی  در درجه اول بر شخصیت در بزرگسالان، حساسیت افتراقی متمرکز بر نوزادان، و حساسیت زیستی به زمینه‌ای بر واکنش‌های استرس فیزیولوژیکی در کودکان متمرکز بود.یکی از پیشرفت‌های مهم اولیه، مقیاس خود ارزیابی حساسیت بود (اساساً، یک سری سوالات که افراد می‌توانستند به آن‌ها پاسخ دهند که میزان حساسیت آن‌ها را مشخص می‌کرد) که به عنوان مقیاس آدم‌های بسیار حساس شناخته می‌شد. این روش راه را برای تعداد زیادی از مطالعات بعدی که به بررسی چگونگی ارتباط حساسیت با سایر صفات می‌پرداختند، هموار کرد (به عنوان مثال، در این دوره بود که فهمیدیم حساسیت همان درونگرایی نیست).از مطالعات مختلف، انواع مختلفی از داده‌ها جمع‌آوری شد: تحقیقات SPS بزرگسالان را مورد بررسی قرار داد، که به ما کمک کرد تا ببینیم چه بخش‌هایی از رفتار انسان با حساسیت مرتبط است و کدام نیست. در همین حال تحقیقات DS و BSC به اصطلاح به تحقیقات طولی مشغول شدند و کودکان حساس را در بازه زمانی از سن پایین تا بزرگسالی دنبال کردند. این کار بینش‌های کلیدی را در مورد آنچه آدم‌های بسیار حساس برای رشد نیاز دارند به دست داد.این نوع مطالعات با هم، شواهد تجربی قوی برای مفهوم حساسیت به عنوان بخشی از شخصیت انسان ارائه کردند که درها را برای مرحله بعدی باز کرد: بررسی عملکرد مغز و ژنتیک حساسیت.موجی از پیشرفت‌های جدید (۲۰۱۵-۲۰۲۱)پنج سال اخیر تحقیقات حساسیت با دو تغییر عمده شکل گرفته است: نظریه حساسیت محیطی - نحوه نگاه ما به حساسیت اصلاح شده است و سه نظریه اولیه ذکر شده در بالا در یک چارچوب واحد ترکیب شده‌اند. ما این چارچوب را حساسیت محیطی می‌نامیم (3،4). عباراتی مانند آدم بسیار حساس (HSP) یا &quot;گل ارکیده و قاصدک&quot; به سادگی روش‌های مختلفی برای توصیف این چارچوب هستند.تحقیقات تجربی بیش از هر زمان دیگری در مورد حساسیت - تحقیقات گسترده‌تر شد و به دنبال درک عمیق‌تری از مؤلفه‌های روانی، فیزیولوژیکی و ژنتیکی حساسیت بود. روش‌های جدیدی برای اندازه‌گیری حساسیت در کودکان و نوجوانان، از جمله ارزیابی‌های مبتنی بر مشاهدات رفتاری توسط کارشناسان آموزش‌دیده ایجاد شد.این دو تغییر در شش سال گذشته باعث پیشرفت‌های زیادی شد:پیشرفت شماره ۱: به نظر می‌رسد، حساسیت یک پیوستار استتا این دوره، چندین نظریه تمایل داشتند بین دو گروه از افراد تمایز قائل شوند: آن‌هایی که بسیار حساس هستند و کسانی که حساس نیستند. با این حال، مطالعات جدید در نمونه‌های بسیار بزرگ‌تر در این دوره منجر به کشف این شد که حساسیت باید در امتداد یک پیوستار در نظر گرفته شود (همه تا حدی حساس هستند و برخی از دیگران حساس‌تر هستند).با استفاده از این پیوستار، افراد را می‌توان به سه گروه حساسیت کم، متوسط ​​و زیاد طبقه‌بندی کرد. هر کدام از این سه گروه نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند. شما می‌توانید این گروه‌ها را مانند قاصدک‌ها، لاله‌ها و ارکیده‌ها در نظر بگیرید. قاصدک‌ها (آدم کم حساس) در هر جایی رشد می‌کنند و در شرایط سخت زنده می‌مانند. ارکیده‌ها (آدم‌های بسیار حساس) برای شکوفایی به شرایط رشد بسیار خاصی نیاز دارند، اما زمانی که نیازهای خود را برآورده می‌کنند، به طور ویژه‌ای خیره کننده می‌شوند. لاله‌ها (آن‌هایی که در وسط هستند) کمی از ویژگی‌های هر دو گروه را در اشتراک دارند.پیشرفت شماره ۲: حساسیت مشخصات شخصیتی خاص خود را دارددر این دوره، پیشرفت قابل توجهی در رابطه با رابطه بین حساسیت و سایر ویژگی‌های مشترک شخصیتی نیز حاصل شد که به یک پروفایل شخصیتی خاص در زمینه حساسیت اشاره کرد. به طور خاص، تحقیقات نشان داد که حساسیت با افزایش روان رنجوری و گشودگی به تجربیات مشخص می‌شود و درون‌گرایی نقش کمتری نسبت به آنچه قبلاً تصور می‌شد بازی می‌کند. اگر شبیه اصطلاحات روان‌سنجی به نظر می‌رسد، ترجمه می‌کنم: اگر خلاق هستید و برای ایده‌های جدید باز هستید، اما احساسات شما اغلب بدون هشدار تغییر می‌کنند، این احتمال وجود دارد که حساسیت بالایی داشته باشید.پیشرفت شماره ۳: یک مغز حساس از (بسیاری) ژن می‌آیددر رابطه با علوم اعصاب حساسیت، ساختار و عملکرد چندین ناحیه مغز، مانند هیپوکامپ و آمیگدال، نقش مهمی ایفا می‌کنند. در همین حال، دسترسی به معیارهای جدید و نمونه‌های بزرگ‌تر نیز باعث پیشرفت‌های اساسی در درک ما از نقش ژنتیک در حساسیت شد، مطالعات نشان داد که حدود ۵۰ درصد از تفاوت‌های بین افراد را می‌توان با عوامل ژنتیکی توضیح داد. به عبارت دیگر، اگر بسیار حساس هستی اینطوری به دنیا آمده‌ای. علاوه بر این، این عوامل ژنتیکی به‌جای بازتاب یک «ژن حساسیت» به‌طور گسترده در کل ژنوم توزیع می‌شوند.تحقیقات تجربی با ایجاد و گسترش در مکان‌های جغرافیایی، فرهنگ‌ها و زمینه‌های فراتر از ایالات متحده و بریتانیا، مانند ایتالیا، بلژیک، آلمان، لبنان، ژاپن و آفریقای جنوبی ادامه پیدا کرد و تنها به ذکر چند نمونه اشاره کرد. در نهایت، و مهم‌تر از همه، طرح‌های تحقیقاتی نیز در این زمان تقویت شدند، با مطالعاتی که رویکردهای تجربی و طولی بیشتری اتخاذ کردند. آن‌ها همچنین به طور فزاینده‌ای حساسیت را در پاسخ به تجربیات مثبت به جای تمرکز بر تجربیات منفی بررسی کردند و مزایای بسیاری از حساسیت بالا را برجسته کردند.آنچه ما نمی‌دانیم و تحقیقات بعدی به کدام سو می‌رود (۲۰۲۱-۲۰۳۰)اگرچه در بیش از ۲۰ سال گذشته پیشرفت قابل توجهی در تحقیقات روی حساسیت صورت گرفته است، دانش فعلی ما دارای شکاف‌هایی است که باید در تحقیقات آینده مورد توجه قرار گیرد.در این میان این سؤال است که حساسیت دقیقاً چگونه در طول زمان ایجاد می‌شود و آیا در دوران کودکی ایجاد می‌شود یا می‌تواند در بزرگسالی بیشتر شود. به منظور بررسی این موضوع، ما نیاز به بهبود توانایی خود برای اندازه‌گیری دقیق حساسیت با شناسایی و گرفتن ضروری‌ترین ویژگی‌های حساسیت داریم. در حالت ایده‌آل، چنین اقداماتی عینی، قابل اجرا برای افراد در سنین و فرهنگ‌های مختلف خواهد بود و شامل مولفه‌های بیولوژیکی حساسیت نیز می‌شود.به همین ترتیب، در حالی که پیشرفت اولیه در درک ما از زیست شناسی زیربنای حساسیت وجود داشته است، کار بسیار بیشتری با تمرکز بر علوم اعصاب، فیزیولوژی و ژنتیک مورد نیاز است. مطالعات عصب شناسی و فیزیولوژیکی با برنامه‌ریزی دقیق برای پیشرفت درک ما از حساسیت اساسی است. با این حال، انجام مطالعات ژنتیکی ممکن است چالش برانگیز تر باشد، زیرا آ‌ن‌ها به حجم نمونه بسیار بزرگی نیاز دارند (شمال ۱۰۰۰۰۰ نفر).در نهایت، اندازه‌گیری بهبود یافته حساسیت نیز برای پیشبرد درک ما از رابطه بین حساسیت و سلامت روان حیاتی است.https://highlysensitiverefuge.com/heres-everything-researchers-know-about-high-sensitivity-as-of-2021/</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>مرضیه عسگری</author>
                <pubDate>Thu, 23 Dec 2021 21:10:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسیار حساس بودن و درونگرایی (۱)</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%B1-lir20pvn0vrw</link>
                <description>به طور کلی این دو ویژگی یعنی درون گرایی و بسیار حساس بودن بسیار مظلوم واقع شدن و کم‌ تر کسی پیدا می‌شه که درباره این دو چیزی بدونه یا اگرم اطلاعاتی داشته باشه بسیار سطحی هست اغلب و علمی نیست، تا جایی که خیلی ها این دو رو با هم یکی می‌دونن و تفاوتی بینشون قائل نمی‌شن.درسته که این دو شباهت های زیادی به هم دارن اما با هم یکی نیستن و دو خصیصه مجزا از هم هستند. از هم پوشانی این دو هم نباید غافل بشیم به طوری که طبق آمار ۷۰ درصد آدم های بسیار حساس رو درون گرا ها تشکیل می‌دن، این یعنی هر فرد بسیار حساسی رو که میشناسین و یا دیدین به طور میانگین به احتمال ۷۰ درصد این فرد درونگرا هم هست.گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که هیچ دو درونگرای بسیار حساس هم کاملا شبیه به هم نیستن و می‌تونن درجات مختلفی رو از درونگرایی و بسیار حساس بودن نشون بدن، در واقع هیچ دو نفری توی دنیا صد درصد شبیه به هم‌ نیستن و اگر فرض کنیم که ۷ میلیارد نفر روی زمین سکونت دارن ما با ۷ میلیارد شخصیت متمایز و منحصر به فرد رو به رو هستیم.این مقدمه و خلاصه ای بود برای توصیف این دو خصیصه، در مقاله های بعدی این رشته مقاله به توضیح کامل اون ها می‌پردازم.می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 23:34:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکامل هویت ۳</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DB%B3-w8mbwyyzeq93</link>
                <description>وقتی تو سن‌های نوجوانی به سر می‌بریم اغلب خیلی درک واقع بینانه‌ای از خودمون و یا حتی دنیا نداریم و با تناقض احساسات دست و پنجه نرم می‌کنیم، سنی که کامل استقلال فکری و اجتماعی پیدا نکردیم و به نظرمون هر چیزی در دنیا امکان پذیر هست بدون این که به محدودیت‌ها فکر کنیم! یکی از مهم‌ترین نکاتی که باعث می‌شه بتونیم به سلامت این دوران رو طی کنیم این مورد هست که بپذیریم امکان این که تو انتخاب رشته دانشگاه یا روابط دوستانه و عاطفی اشتباه انجام بدیم هست و ما تو سنی هستیم که یا با آزمون و خطا و یا الگو برداری از اطرافیان می‌خوایم یک هویت کسب کنیم. تکامل هویت مخصوصا در دورانی که ما هستیم و از نظر تکنولوژی پیشرفت کردیم مساله پیچیده‌ای شده و اغلب آدم‌ها نمی‌تونن در ۱۸ سالگی به طور جدی پیش بینی کنن که نقشه‌شون برای زندگی تا آخر عمر چی هست. مواردی که کمک می‌کنه این دوران راحت‌تر بگذره داشتن دایره امن عاطفی از اطرافیان شامل دوستان و خانواده هست و همینطور انجام دادن یک ورزش یا یک هنر که هم به سلامت جسم و هم به تخلیه عاطفی کمک بکنه. در این دوران آدم خودش و اطرافیان رو مقایسه می‌کنه و کم کم به نقاط ضعف و قوت خودش و ویژگی‌های منحصر به فردش پی می‌بره و در نهایت وقتی به صلح درونی و آرامش با خود می‌رسیم که درک واقع بینانه از خودمون و دنیا به دست بیاریم.در ادامه متن تجربه یکی از دوستان پناهگاه رو با هم می‌خونیم:کلاس سوم ابتدایی نقطه تغییر برای من بود. درست مثل اینکه یک دفعه چشمم به این دنیا وا شده باشه و همه چیز رو متفاوت ببینم. دغدغه‌ها و درگیری‌های ذهنیم از همون روز شروع شد. اما نمی‌دونستم داستان از چه قراره و برای بقیه اینطور نیست... اگه جوری که بقیه می‌خوان بشم، نباشم چه اتفاقی می‌افته؟ اگه حرف بقیه رو گوش نکنم و خودم بخوام امتحان کنم چی می‌شه؟ و چی می‌شه ماجرا رو دیدم :)گذشت... دوران راهنمایی با همه دوستام متفاوت بودم. چیزایی که براشون حکم مرگ و زندگی رو داشت اصلا برای من ملاک نبود!! این دفعه اون حسی که می‌گفت خودت باش و خودت تجربه کن رو نادیده گرفتم و سعی کردم باهاشون بیشتر بُر بخورم اما نتیجه کاملا برعکس شد و کم کم از گروه دوستان به حاشیه رونده شدم :)همچنان نمی‌تونستم خود واقعیم رو ببینم و دنبال علاقه‌ها و حرف دیگران می‌رفتم. طبق روال رفتم به رشته ریاضی و سال سوم نتیجه این مرحله رو هم خوب دیدم :)رسیدم به کنکور و رقابت بزرگ برای پیروزی شروع شد! از بین زمختی‌های این رشته، معماری رو انتخاب کردم تا حداقل خیلی جزئی به سمت علاقه خودم کشیده بشم ولی خوب چون از اول مسیر اشتباه بود نتیجه‌ای نداد و شدم پشت کنکوری... حرفای مختلف از دور و نزدیک به گوشم می‌رسید... خسته بودم اما نمی‌دونستم چرا... نمی‌دونستم جامعه و افراد دور و برم چه تاثیری روم گذاشته بودن و می‌ذاشتن... تصمیمم رو گرفتم تا خلاف همه چیز برم و راه خودم رو پیدا کنم. موفقیت‌ها شروع شد. بیشتر با اطرافیانم بُر می‌خوردم. خودم انتخاب می‌کردم، خودم پیروز می‌شدم و خودم می‌باختم.نتیجه بخش بودن این انتخاب راه جدیدی رو پیش روم گذاشت. چشمام رو بیشتر باز کردم و سعی کردم خود واقعیم رو بیشتر و بیشتر بشناسم. دیگه اونقدرها به خودم سخت نگرفتم و سرعت همه چیز رو کم کردم و بالاخره دوستی من با خودم شروع شد...</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>آنا</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 19:28:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی؛ سرزمین عجایب</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%A8-igzh0z5grtwl</link>
                <description>اگر آدم بسیار حساسی هستین حتما تا حالا متوجه شدین که چه قدر گوش دادن به موسیقی حس خوشایندی رو به شما می‌ده فارغ از این که چه سبک موسیقی‌ای گوش می‌‌دین. البته واضحه که برای هر کسی موسیقی گوش دادن لذت بخشه و شاید کسی پیدا نشه توی دنیا که با هیچ نوع آهنگی ارتباط برقرار نکنه، اما برای آدم‌های بسیار حساس یک چیزی فرا تر از حس عادی هست و عملا این افراد غرق در حس اون آهنگ می‌شن، چه غمگین چه شاد.تجربه‌ای که خودم در این زمینه دارم اینه که روزی نیست که حداقل یک آهنگ گوش ندم چون واقعا تاثیر شگفت انگیزی روی مودم می‌زاره تا حدی که حدودا یک پنجم حجم گوشیمو آهنگام تشکیل می‌دن که عاشقشونم. پیشنهاد می‌کنم اگر آدم بسیار حساسی هستین حتما موسیقی رو توی برنامه روزانتون قرار بدین هر چه قد کم اما بازم تاثیرشو می‌ذاره.و مسئله مهم تر این که خود آدم بتونه موسیقی تولید کنه و سازی رو یاد بگیره که حتما فوق العادست، و یکی از برنامه های مهم زندگی خودم در آینده است.حتی وقتایی که غمگین هستین هم اگر سعی کنین آهنگ های شاد گوش بدین واقعا تاثیرش خیلی زیاده و باعث میشه روحیتون بهبود پیدا کنه البته اصلا کار آسونی نیست چون طبیعتا آدم حس این کارو نداره موقع ناراحتی اما وقتایی که خودم امتحان کردم واقعا تاثیرشو دیدم که خوب بوده.خلاصه که موسیقی رو دریابید!می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.اگر‌ می‌خواین در این مورد بیشتر بدونین پیشنهاد می‌کنم این مقالرو حتما مطالعه کنینچرا آدم‌های بسیار حساس به موسیقی احتیاج دارند!</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 11:15:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد بسیار حساس (قسمت ۲)</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B2-ndndpvlhox87</link>
                <description>چگونه هم حساس و هم قوی باشیمدر پست قبلی خودم توضیح دادم که چطور جامعه بیان احساسات یا حتی اعتراف به حساس بودن رو برای مردان دشوار می‌کنه. مردان باید خشن، تهاجمی و فعال باشن. اون‌ها به طور دائم تشویق می‌شن که احساساتی مثل ترس یا غم رو از خودشون نشون ندن، انگار هیچ چیز نباید اون‌ها رو آزار بده، چون این باعث می‌شه که ضعیف به نظر برسن. این انگ منفی زندگی رو برای مردانی که بسیار حساس هستند، چالش برانگیزتر می‌کنه. تمایل طبیعی اون‌ها به همدلی، شفقت، قدردانی از هنر و خلاقیت به عنوان ویژگی‌های &quot;زنانه&quot; مورد تحقیر قرار می‌گیره و سرکوب می‌شه، که می‌تونه باعث استرس، افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین بشه.دکتر الین آرون می‌گه که تقریباً بیست درصد از جمعیت دنیا بسیار حساس هستن و این ویژگی به طور مساوی بین زن و مرد تقسیم می‌شه. این رقم به این معناست که تقریباً بیست درصد از همه مردان بسیار حساس هستن.دن کیندلون و مایکل تامپسون در کتاب خودشون «پرورش قابیل» نشون می‌دن که چجوری زندگی عاطفی پسران توسط بزرگسالان و همسالانشون محدود می‌شه، چون اون‌ها از ایجاد ویژگی‌هایی مثل شفقت، حساسیت و همدلی دلسرد می‌شن. پسران در معرض خطر بالای خودکشی، سوء مصرف الکل و مواد مخدر، خشونت و تنهایی هستن. خودکشی بزرگترین قاتل مردان زیر 45 سال هستش و در ایالات متحده، مردان 3.5 برابر بیش‌تر از زنان در معرض خودکشی هستن. بعضی از مردان به جای جستجوی کمک، سعی می‌کنن با مواد مخدر یا الکل &quot;خوددرمانی&quot; کنن.به گفته دکتر تد زف نویسنده کتاب پسر قوی و حساس: به پسر خود کمک کنید تا به مردی شاد و با اعتماد به نفس تبدیل بشه. حتی اگه به پسرها آموزش داده بشه که کنترل عاطفی خودشون رو حفظ کنن، مطالعاتی که در موقعیت‌های برانگیختگی هیجانی ضربان قلب یا عرق کردن کف دست‌هاشون رو از نظر احساسی اندازه‌گیری کرده، نشون داده که تفاوتی بین پاسخ‌های پسران و دختران وجود نداره. پسرها هم مثل دختران نیازهای عاطفی دارن.همه HSPها اطلاعات بیش‌تری رو از دنیای اطراف خودشون نسبت به غیر HSP ها جذب می‌کنن، که می‌تونه اون‌ها رو به احساس غرق شدن در افکار، احساسات و نیاز به تنهایی برای شارژ مجدد سوق بده، و این شامل مردان بسیار حساس هم می‌شه. برای مردان بسیار حساس ضروریه که راه‌هایی برای بیان احساسات خود به شیو‌ه‌ای سالم پیدا کنن. اما چطور این کار رو انجام بدیم؟ وقتی به شما آموزش داده می‌شه که احساسات خودتون رو پنهان کنید، فقط فکر ابراز احساسات می‌تونه باعث بشه که احساس کنین خودتون رو در معرض تمسخر، تحقیر و شرم قرار می‌دین. اما در آغوش گرفتن جنبه حساس خودمون به این معنا نیست که مردانگی‌تون رو کنار بگذارین. به عنوان یک مرد بسیار حساس، می‌تونید هم حساس و هم قوی باشید...چطور به عنوان یک مرد بسیار حساس رشد کنیم؟یادگیری نحوه ابراز وجود و پذیرفتن خود به عنوان یک آدم بسیار حساس نیاز به تمرین دارد. وقتی همه عمرتون رو با این باور گذروندید که پسرها گریه نمی‌کنن و نشون دادن دلسوزی نشونه‌ی ضعفه، پایین آوردن گاردتون ممکنه احساس عجیبی داشته باشه اما تسکین دهنده هم خواهد بود و شما مردی سالم‌تر و شادتر خواهید بود که می‌تونه خودش رو دوست داشته باشه و به افرادی که دوستشون داره محبت کنه.۱. پذیرش خود اولین قدم این هست که تشخیص بدید مردی بسیار حساس هستید. این بخش مهمی از شخصیت شماست. اگر مطمئن نیستید، می‌تونید تست الین آرون را در اینجا انجام بدید. بسیاری از آدم‌های بسیار حساس دارای ویژگی‌های مثبت مشترک هستند، از جمله حساسیت به اطلاعات حسی، شهود و خلاقیت، که می‌تونه به تقویت روابط شما، موفقیت در کار و لذت عمیق از فعالیت‌های هنری کمک کنه. آگاهی می‌تونه به شما کمک کنه تا متوجه تغییرات در محیط بشید، از نشت گاز گرفته تا لحن صدای فرزندتون. حساسیت یک قدرت است، اما نه به روشی تهاجمی و کلیشه‌ای. آرون HSP ها را به عنوان «کشیشان مشاوری» توصیف می‌کنه که تعادل اساسی را برای «پادشاهان جنگجو» جهان فراهم می‌کنن. ما متفکرانی هستیم که برای بررسی و تأمل مکث می‌کنیم، زمانی رو برای تأمل درمورد هر آن چه در زیر سطح می‌گذره صرف می‌کنیم و با بینش و شهود پیش می‌ریم.۲. خودآگاهی اگه نمی‌دونید چه احساسی دارید، چجوری می‌تونید اون رو بیان کنید؟ درک اینکه کی هستید و چه احساسی دارید کلید ایجاد اعتماد به نفس در شما به عنوان یک آدم بسیار حساس هستش. از خودتون بپرسید، چه احساسی نسبت به این وضعیت دارم؟ من سعی دارم با چه چیزی ارتباط برقرار کنم؟ شاید مطمئن نیستید که باید این احساس رو داشته باشید یا مطمئن نیستید که چجوری می‌تونید اون احساسات رو به روشی سازنده بیان کنید. شاید نگرانید که ممکنه دیگران درمورد شما قضاوت منفی بکنن یا احساساتتون رو درست بیان نکنید؟ به عنوان یک HSP، شهود و همدلی طبیعی شما به شما کمک می‌کنه تا پاسخ این سوالات را پیدا کنید. نکته کلیدی اینه که از خودتون بپرسید و منتظر بمونید تا به پاسخ برسید، نه اینکه احساساتتون رو کنار بگذارید. با تمرین، به توانایی خود در درک احساسات خود و ابراز اون‌ها به روشی مناسب اعتماد خواهید کرد.۳. صداقتوقتی که متوجه احساسی می‌شید، از خودتون بپرسید، این احساس از کجا می‌آد؟ آیا من از دست این شخص عصبانی هستم یا به دلیل اینکه تو ترافیک گیر کردم حالم بده؟ استرس من به خاطر نگرانی درباره سخنرانی هست یا اینکه خانواده‌ام در مورد من چه فکری می‌کنند باعث احساس اضطراب در من می‌شه؟ وقتی بتونید در مورد دلایل واقعی احساساتتون صادق باشید، بهتر می‌تونید اون‌ها رو مدیریت کرده و احساسات خودتون رو بیان کنید.۴. توجهبه سیگنال‌های فیزیولوژیکی بدنتون بیش‌تر توجه کنید. ذهن و بدن ما به هم متصله بنابراین وقتی که احساس شدیدی مثل عصبانیت، نگرانی یا اضطراب دارید، اغلب به شکل فیزیکی مثل عرق کف دست، سردرد یا ناراحتی معده ظاهر می‌شه. ممکنه متوجه بشید که وقتی استرس دارید، دندون‌های خودتون رو به هم فشار می‌دید. باز هم از خودتون بپرسید آیا عصبانی هستم؟ و چه چیزی می‌تونه باعث اون بشه؟ در بسیاری از موارد، شما ممکنه تحت تأثیر اطلاعات حسی بیش از حد قرار گرفته باشید یا با جذب احساسات دیگران پریشون بشید. اگر اینطوره، استراحت کنید، جایی آرام پیدا کنید و نفس بکشید. HSP ها برای شارژ مجدد نیاز به استراحت، زمان خاموشی و زمان آرامش دارن. مجبور نیستید در سرگرمی‌های دیگران در اوقات فراغتشون شرکت کنید. کاری رو که برای شما مناسب هست انجام بدید، فرقی نداره که این کار راه رفتن در جنگل باشه یا فقط گوش دادن به موسیقی.۵. خلاقیتآدم‌های بسیار حساس اغلب بسیار خلاق هستن، بنابراین سعی کنید افکار و احساسات خودتون رو از طریق یک اثر هنری مثل طراحی، نقاشی، نوشتن، نواختن موسیقی یا آشپزی بروز بدید. فعالیت‌های خلاقانه به شما کمک می‌کنه تا افکار و احساسات خودتون رو بروز بدید و اون‌ها رو در قالب نماد، استعاره‌ و تصویر بیان کنید. محصول نهایی مهم نیست، بلکه آزادی که انجام این کار به شما می‌ده تا خودتون رو به روش خودتون بیان کنید، مهمه.۶. شفقت به خودشما به اندازه هر کس دیگه‌ای لایق عشق و احترام هستید. اگر نگران این هستید که دیگران به خاطر حساس بودن، ابراز همدردی یا بیان جنبه خلاقانه خودتون در مورد شما بد فکر کنند، به یاد داشته باشید که تنها نظری که اهمیت دارد، نظر شماست. اگر کسی به شما گفته که باید «همرنگ جماعت باشید»، به شما دروغ گفته. تنها چیزی که باید باشی خودت هست چون دنیا به تو و حساسیت تو نیاز داره.بیش‌تر پسرها طوری تربیت می‌شن که احساسات خودشون رو پنهان کنن و عواطف خودشون رو بروز ندن، اما این امر باعث شده که مردان در درک خود یا انتقال احساسات خود به افرادی که براشون مهم هستن ناتوان باشن. برای مرد بسیار حساس، خودآگاهی و پذیرش خود بسیار مهمه زیرا حساسیت بخش اساسی شخصیت شماست. سرکوب خود واقعی شما می‌تونه افسردگی، اضطراب یا مشکلات سوء مصرف مواد، همراه با عزت نفس پایین، عدم اعتماد به نفس و ناراحتی ایجاد کنه. حساسیت در یک مرد خصلتی نیست که باید دفن بشه، بلکه باید اون رو در آغوش گرفت. مزایای این ویژگی شخصیتی، مثل همدلی، خلاقیت، شهود و آگاهی می‌تونه باعث بشه که نه تنها نسبت به خودتون احساس خوبی داشته باشید، بلکه به مردی تبدیل بشید که دنیا بهش نیاز داره.به ما در انتشارات پناهگاه سر بزنید.منبع:www.psychologytoday.com</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>مرضیه عسگری</author>
                <pubDate>Thu, 02 Dec 2021 01:41:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکامل هویت ۲</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DB%B2-ohnzpuriplws</link>
                <description>تکامل هویت به معنی پاسخ به سوال‌هایی مثل اینه که نقش من در جامعه چی هست و چه شخصیتی دارم، نقاط ضعف و نقاط قوتم چی هست و همینطور تقریبا رسیدن به یک ثبات نسبی در مورد نحوه روش زندگی.حس‌هایی که می‌تونه در مورد تکامل هویت خیلی آزاردهنده باشه این موارد هست: حس بی‌ثباتی زندگی، حس این که می‌خوایم خودمون جهان و دنیا رو کشف کنیم پس فکر می‌کنیم کسی زیاد ما رو درک نمی‌کنه و افراد دیگه حاضر به شنیدن نظرات متفاوت نیستن و....به نظر من اولین قدم برای این که این دوران راحت‌تر طی بشه این هست که بدونیم ما در دورانی هستیم که از نظر روانشناسی پذیرفته شده و تقریبا همه آدم‌ها اون رو می‌گذرونن پس ما در یک مرحله از زندگی هستیم که ناشناخته نیست و اسم مخصوص به خودش رو داره. دومین قدم می‌تونه شامل این باشه که از خودمون توقع واقع‌بینانه داشته باشیم، خیلی از ماها کتاب‌های موفقیت رو دیدیم که با شعار‌هایی مثل کافیه اراده کنی موفق می‌شی و ‌‌... کلی فروش داشتن ولی واقعیت این هست که این مرحله از زندگی ما، اولا صرف جستجو و کارهای مختلف می‌شه دوما وقتی هم با عقل و قلبمون مسیر زندگیمون رو انتخاب کردیم می‌تونیم کم کم سبک زندگی دلخواهمون رو اجرا کنیم ولی مثل یاد گرفتن یک مهارت جدید باید به پیشرفت‌های خودمون نگاه کنیم و فشار زیادی رو به خودمون وارد نکنیم چون مغز کم کم شروع به عادت کردن به موارد جدید می‌کنه و موفق شدن علاوه به تلاش خودمون به مواردی هم ربط داره که در حوزه اختیارات ما نیست و متاسفانه تا الان هم ما آدم‌ها در یک دنیای ایده‌آل منصفانه زندگی نکردیم. سومین مرحله می‌تونه شامل نوع نگاه ما به جهان باشه به عنوان یک آدم که خیلی تفکرات احساسی و فانتزی داشتم‌ و دارم می‌تونم بگم گذر از این مرحله مثل این هست که می‌تونی نقاط سیاه و سفید زندگی رو کنار هم ببینی و تصمیم‌گیری‌هات بیش‌تر با عقل و احساس انجام می‌شه.</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>آنا</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 13:13:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرواز با قلم؛ نوشتن درمانی برای آدم‌های بسیار حساس</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-hgl8zol0tuih</link>
                <description>در این دنیای پرهیاهو و رقابتی که کار‌ها خیلی سریع پیش می‌ره و پر هست از عوامل حواس‌پرتی و استرس‌زا یک گوشه خلوت برای آدم‌های بسیار حساس حیاتی هست تا به نوعی برای چند دقیقه هم که شده ترمز این دنیا رو بکشن و توی افکار خودشون غرق بشن و به عمق فرو برن و چه فعالیتی بهتر از نوشتن و تخلیه کردن افکار روی کاغذ!نوشتن نه تنها برای آدم‌های بسیار حساس بلکه برای همه افراد از کوچیک تا بزرگ فواید زیادی به همراه داره، مهم هم‌ نیست که چه چیزی و چه جوری می‌نویسین یا اصلا قرار هست اون نوشته‌ها منتشر بشه یا نه، مهم خود فرایند نوشتن هست که باعث خالی شدن ذهن و پاکسازی اون می‌شه به ویژه وقتی که از نگرانی‌هاتون و افکار منفیتون می‌نویسین. با نوشتن انگار یک باری از روی دوشتون به مرور زمان برداشته می‌شه و از قدرت نگرانی‌ها و تفکرات منفی شما کاسته می‌شه و راحت‌تر می‌تونین با اون‌ها کنار بیاین. البته که راه تبدیل شدن به یک نویسنده یا شاعر حرفه‌ای هم از همین مسیر می‌گذره و همین قدم‌های کوچیک و مورچه‌ای شاید یه روزی از شما یک فرد برجسته در نوشتن بسازه، که با توجه به ذهن پویا و خلاقیت آدم‌‌های بسیار حساس بعید هم نیست.پس اگه آدم بسیار حساسی هستین یا اگرم نیستین همین الان یه قلم و کاغذ بردارین و شروع کنید به نوشتن و هر چیزی که در اون لحظه به ذهنتون میاد رو بریزین روی کاغذ و این کار رو برای یک مدت مستمر ادامه بدین، شاید خود واقعی‌تون رو لا به لای کاغد‌های دفترتون پیدا کردین!می‌تونید برای خوندن مقالات بیشتر به پناهگاه آدم‌های بسیار حساس سر بزنید.برای شناخت راه‌های مراقبت از خود هم این مقالرو می‌تونین مطالعه کنین.راه‌های مراقبت از خود</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 13:08:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد بسیار حساس</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-gqvafz2olzbs</link>
                <description>بسیار حساس بودن برای یک مرد می‌تونه چالش‌های منحصربه‌فردی ایجاد کنه، چرا که مردان جوامع ما هنوز به معیاری از مردانگی پایبند هستند که اغلب شامل بروز ندادن احساساتشان می‌شه. تلاش برای مقابله با احساس غرق شدن در اطلاعات حسی و عاطفی و استرس زندگی مدرن، بخش جدانشدنی از دنیای هر آدم بسیار حساسی هست و پیدا کردن فرصت‌هایی برای بیان این احساسات می‌تونه دشوار باشه. اما مردان بسیار حساس با درک خودشون و قدردانی از ویژگی‌هاشون، می‌تونن متوجه بشن که حساسیت اون‌ها هم یک موهبت و هم یک قدرت هست.از اون‌جایی که حساسیت بالا به این معنیه که ما روزانه مقدار زیادی اطلاعات را از محیط خودمون جذب می‌کنیم، یکی از چالش برانگیزترین جنبه‌های این وضعیت مقابله با احساس غرق شدنه. گاهی اوقات ما از این حس آگاه هستیم، مثل وقتی که وارد اتاق می‌شیم و صدای موسیقی اون قدر بلند هست که واقعا آزار‌دهنده است. اما بعضی اوقات هم ناخودآگاه ما کار جمع‌آوری اطلاعات رو برامون انجام می‌ده. ما همیشه از تأثیری که خلق و خوی بد رئیسمون روی ما می‌ذاره یا استرس ناشی از یه برنامه شلوغ، آگاه نیستیم. اما چه از این عوامل استرس‌زا آگاه باشیم چه نباشیم، همه اونا روی ما تأثیر می‌ذارن. این نحوه برخورد ما با اون‌هاست که بین سلامتی و بیماری، شادی و ناامیدی تفاوت ایجاد می‌کنه.در حالی که خیلی از مردم دلایل ناراحت شدن یک زن بسیار حساس به خاطر صدای جیغ نوزاد یا هیاهو جمعیت تو یه نمایشگاه رو نمی‌دونن، اما معمولاً واکنش اون رو می‌پذیرن. ولی مردان بسیار حساس اغلب به این شکل پذیرفته نمی‌شن. از مردها انتظار می‌ره که احساسات خودشون رو پنهان کنن و تو دلشون نگه‌دارن و از قبول این احساسات سرباز بزنن.نتیجه این می‌شه که در تلاش برای انطباق با فشار اجتماعی و به عنوان راهی برای مقابله با احساساتی که دارن برای درکشون تلاش می‌کنن، آقایون اغلب احساساتشون رو دفن می‌کنن. این نوع تقسیم کردن احساسات (یعنی جدا کردن احساسات از افکار و اعمالتون) یه تاکتیک ناخودآگاه مقابله است. با قرار دادن احساسات ناخوشایند مثل خشم، ترس، اضطراب، نگرانی و صدمه تو یه جعبه خیالی، مرد بسیار حساس می‌تونه راحت‌تر به راه خودش ادامه بده. اما متأسفانه شما نمی‌تونید انتخاب کنین که چه احساساتی تو این جعبه حبس بشن و اگر یکی بره، همه می‌رن! از جمله موارد مثبت مثل شادی، اشتیاق و عشق. این استراتژی ممکنه زندگی رو برای مرد بسیار حساس آسون‌تر کنه، اما زندگیش رو سرد و سطحی می‌کنه و در نهایت تنها می‌شه.نشان دادن احساسات خود بدون تمرین دشواره و این مساله در آقایون شدت بیش‌تری داره تا حدی که ممکنه حتی ندونن از کجا می‌تونن این کار رو شروع کنن. علاوه بر این، حتی ممکنه دیگه از احساسات خودشون هم آگاه نشن و مدام اون‌ها رو نادیده بگیرن. در نتیجه، وقتی کسی از این فرد می‌پرسه که چه احساسی داری، جواب می‌ده که حالش خوبه و هیچ مشکلی وجود نداره. با این حال، مشکل اینه که این مرد بسیار حساس از نظر عاطفی از افرادی که بهشون اهمیت می‌ده و به او اهمیت می‌دن، دور و دورتر می‌شه و دریافت عشق و حمایت مورد نیاز رو براش تقریبا غیرممکن می‌کنه.تفکیک کردن احساسات می‌تونه یک تکنیک مفید و اغلب ضروری برای مقابله با احساسات طاقت‌فرسا باشه به خصوص در موقعیت‌هایی که از بروز احساسات جلوگیری می‌کنن. با این حال برای مردان بسیار حساس، آگاه شدن و ابراز احساسات به طور منظم برای حفظ حس مثبت نسبت به خود و همچنین ابزاری قدرتمند برای کاهش سطح استرس بسیار مهمه. آدم‌های بسیار حساس (HSP) به دلیل بار بیش از حد محیطی استرس زیادی رو تجربه می‌کنن که مواجهه با احساسات اون‌ها برای سلامتیشون اساسی و ضروریه. کنار زدن احساسات و نادیده گرفتنشون باعث ناپدید شدن اونا نمی‌شه. در واقع، هر چی بیش‌تر ازشون دوری کنید، احساسات بیش‌تر می‌شن. این حقیقت نشون می‌ده که چرا بعضی از مردان آروم به نظر می‌رسن و به خوبی با آدم‌ها کنار می‌آن تا زمانی که یهو از عصبانیت منفجر شن.شناخت و پذیرش خود به عنوان مردی که بسیار حساسه اولین قدم هستش. بسیار حساس بودن یه هدیه است، نه یه ضعف و به این معنیه که شما خلاق، همدل و قادر به قدردانی از عناصر حسی شگفت‌انگیز در زندگی هستید، مثل موسیقی، هنر، عطرها و رنگ‌ها که افراد دیگه اغلب حسرتشون رو می‌خورن. بسیار حساس بودن همچنین به این معنیه که شما توانایی کمک به دیگران رو دارید. دفن احساسات راحت‌تره، اما صحبت کردن در مورد احساسات شهامت می‌خواد. با آگاه شدن از احساسات خود و یادگیری بیان اونا، نه تنها افراد دوست داشتنی را به سمت خود جذب می‌کنید، بلکه می‌توانید به دیگران هم یاد بدید که چجوری با اون کنار بیاین، فقط با نشون دادن چشمه‌ای از این ترکیب جادویی حساسیت و قدرت.در پست‌های بعدی در مورد راه‌های نجات مردان بسیار حساس در جامعه امروزه خواهم گفت...تو قسمت نظرات از سختی‌ها و درک نشدن‌هاتون به عنوان یک آدم بسیار حساس برام بگید. حرفاتون خیلی برام ارزشمنده ✨ منبع:www.psychologytoday.com</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>مرضیه عسگری</author>
                <pubDate>Wed, 17 Nov 2021 01:03:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طبیعت؛ پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-jfhymcb9c8uy</link>
                <description>طبیعتا طبیعت و دیدن مناظر سبز و پر از درخت برای تمامی انسان‌ها لذت بخش و آرامش دهنده هست اما برای آدم‌های بسیار حساس این ارتباط بین خودشون و طبیعت بیشتر حس می‌شه و یک حال و هوای دیگه‌ای داره برای اون‌ها.اگر می‌خواین به عنوان یک آدم بسیار حساس سلامت روانتون رو ارتقا بدین و زندگی آروم تر و شادتری رو داشته باشین وقت گذروندن در طبیعت باید یکی از برنامه های روتین شما در زندگی باشه، البته اگه همین الانشم نیست!علاوه بر اون حس آرامش و خارج شدن از فشار زندگی،  طبیعت گردی می‌تونه باعث خلق و ظهور ایده‌هایی بشه که در غیر این صورت شاید هرگز به ذهن آدم نیاد، به طور مثال چارلز داروین بنیان گذار نظریه تکامل به گفته خودش قسمت بزرگی از ایده‌ها و ذهنیت‌های خلاقانه‌اش رو مدیون همین قدم زدن تنهایی میون جنگل‌ می‌دونه.فقط برای بهره‌ وری حداکثری از طبیعت باید چند نکته رو رعایت کرد؛ اول این که این کار باید به دور از هر نوع عامل حواس پرتی به خصوص موبایلتون انجام بشه تا اون‌ حس رهایی و آرامش رو به نحو احسن تجربه کنیم یا مثلا این که ترجیحا در تنهایی و خلوت خودتون انجامش بدین تا تاثیر واقعیش رو متوجه بشین.در آخر هم بگم‌ که فکر‌ نکنین حتما باید وسط یک جنگل انبوه و طبیعت بکر باشین تا حس خوشایندی بهتون بده، یه پارک معمولی نزدیک خونتون هم کارتونو راه می‌ندازه!البته علاوه بر طبیعت یک پناهگاه دیگه هم برای آدم‌های بسیار حساس هست که توش می‌تونین مقاله‌های زیادی راجع به خودتون بخونین و بیشتر خود واقعیتون رو بشناسین. ?پناهگاه آدم‌های بسیار حساس.در این مقاله هم می‌تونین این مطلب رو به طور جامع تر دنبال کنین. چهار تکنیک جعبه ابزار سلامت روان</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>امیررضا معصومیان</author>
                <pubDate>Mon, 15 Nov 2021 16:43:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکامل هویت ۱</title>
                <link>https://virgool.io/hsp-sanctuary/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%DB%B1-jfwkmkk9i4sc</link>
                <description>اولین بار  سال پیش با واژه تکامل هویت یا (identity development ) آشنا شدم  و این که تعریف اون چی میتونه باشه و  از لحاظ روانشناسی میتونه تا سن ۲۹ سالگی هم طول بکشه.دورانی که از نوجوانی شروع میشه و آدم شروع به پرسیدن سوال های ارزشی از خودش میکنه که چه ارزش هایی تو زندگی مهم هستن،هدف زندگی چیه،خدا وجود داره یا نه و یا این که چه فرقی با بقیه آدم ها داره چه ویژگی های مثبت و منفی داره و در آینده میخواد در چه جایگاهی تو اجتماع قرار بگیره و قراره روابط دوستانه و عاطفیش چجوری باشه.برای من بحران هویت از سن ۱۴ سالگی شروع شد و خیلی رفتار هایی که قبلا انجام می‌دادم رو شروع کردم به بازبینی و زیر سوال بردن که ادامه بدم یا نه.دقیقا یادمه جلوی هر جمله ای من میتونستم علامت سوال بزارم و میخواستم راه و شخصیت خودم رو پیدا کنم حسش مثل این بود که انگار دارم تو مهی از احساسات شدید راه میرم  و نمیتونستم دقیقا بگم یک چیز خوب یا بد مطلق هست،اون دوران میتونه از لحاظ کنکور و معدل دبیرستان برای قبولی در دانشگاه سرنوشت ساز باشه و هندل کردن همه این ها با هم دیگه مخصوصا تو شرایط فرهنگی جامعه ما که در حال گذر از سنت هستیم میتونه خیلی سخت باشه.در پست های بعد من در مورد تجربه خودم از این دوران و نتیجه گیری های خودم تا به این سن ۲۳ سالگی میگم و همینطور در مورد راهکارهایی برای بهتر گذر کردن از این دوران از زبون دیگران  مینویسم و امیدوارم نوشته هام باعث بشن  اگه تو این دوران هستید یا راحت تر این دوران رو بگذرانید یا اگه این دوران براتون تموم شده از تجربه خودتون برام بنویسید .</description>
                <category>پناهگاه آدم‌های بسیار حساس</category>
                <author>آنا</author>
                <pubDate>Thu, 11 Nov 2021 23:11:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>