|| نویسنده، پژوهشگر، تحلیلگر و روزنامهنگار / مشاور، مدرس و مربی || *** [منتخبی از مقالات، یادداشتها، تحلیلها و گفتوگوها را در اینجا میخوانید.] *** {kamalionline@gmail.com}
حکمروایی دیجیتال سازوکار پیش روی ما برای آینده است/ در آیندهپژوهی رسانهها در انتظار عصر پسا سواد هستیم

با شیوع کروناویروس، سبک زندگی مردم و بسیاری از مشاغل تحتتأثیر قرار گرفت و فضای مجازی محوریت ویژهای پیدا کرد و دورکاری پررنگتر شد. با تمرکز بر شرایط فعلی، عقلانیت حکم میکند که با تشکیل تیمهای کارشناسی آیندهپژوهی، به آینده نسبتاً طولانی همراه با کرونا و بعد از کرونا فکر کنیم.
در گفتوگو با سید تقی کمالی، آیندهپژوه و پژوهشگر ارتباطات و رسانه سعی داریم به بررسی تأثیرات این دوران بر گسترش فضای ارتباطی و وسایل ارتباطی بپردازیم و تأثیرات دوران پساکرونا بر فضای رسانهای و اقتضائات آن را برشماریم.
کمالی معتقد است که حکمروایی دیجیتال (Digital Governance) سازوکار پیش روی ما برای آینده است و هوشمندسازی اساس چنین اکوسیستمی است.
او میگوید: شکلگیری جامعه هوشمند از طریق تجهیز به فناوریهای مدرن نیازمند هوشمندی، خردورزی و عقلانیت جامعه اعم از دولتمردان، مدیران و شهروندان است. رسانهها در دوران پساکرونا باید بتوانند خود را با این اکوسیستم همراه کرده و سیاستها، راهبردها و برنامههای خود را در همین راستا تنظیم کنند.
فکر میکنید که این دوران چه تأثیری بر فرم، سازمان و محتوای رسانهها میگذارد و بهتر است رسانهها خود را برای چه تغییر و تحولاتی در آینده آماده کنند؟
برای پاسخ به این سئوال لازم است از دو وجه ویژگیها و ابعاد ساختاری و فرایندی و همچنین آثار و نتایج اجتماعی رسانهها سخن بگوییم که ماحصل برنامهها و اقدامهای آنها نقشآفرینی برای بهسازی اجتماعی و فرهنگی در مقاطع گوناگون با هدف حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی و انتقال میراثفرهنگی است. ازسویدیگر مهم است بدانیم، ما در دورانی زندگی میکنیم که VUCA خوانده میشود؛ یعنی بیثبات (Volatile)، نامعلوم (Uncertain)، پیچیده (Complex) و مبهم (Ambiguous) است.
بنابراین هر سازمانی اعم از سازمان رسانهای برای امکانپذیر ساختن تداوم حیات خود نیاز دارد این موارد را در تنظیم خطمشیها و تصمیمگیریهای خود وارد کند و متناسب با تغییرات و تحولات مبتنی بر سیگنالهای دریافتی، دیدهبانی، پویش و پایش محیطی برنامهریزی پابرجا و پایداری را برای مسیر پیش رو طراحی کرده و منابع و سرمایههای خود را بر مدار یک نگاه همهجانبه و کلنگر مدیریت کند. بر همین اساس شکل ساختاری و سازوکارها و رویههای رسانهها منبعث از تنوع تحولات و تغییرات، روندها و رویدادها قابل بازتعریف و انعطافپذیری میشود.
مخاطرات و بحرانها در کمین هر سازمان و کسبوکاری است چه اینکه این مخاطرات و بحرانها بیماریهای واگیر مانند کووید – ۱۹ باشد که در یک مقطع آثار فوری و فراگیر ایجاد میکند و چه تغییرات اقلیمی که در خط سیر روند خود آثار طولی و درازمدت را به وجود میآورد. مخاطرات متعددی امکان وقوع دارند که با هوشمندی میتوان در برابر آنها غافلگیر نشد چه بلایای طبیعی باشند و چه حملات سایبری.
رسانهها در این شرایط ضمن اینکه نیاز به بازتعریف موقعیت خود دارند از لحاظ کارکردی در آموزش و راهنمایی، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی بهمنظور کمک به بهبود وضعیت جامعه ایفای نقش میکنند. شیوع ویروس کرونا سبب شد حساسیت سازمانها و حکومتها به آیندهپژوهی و کندوکاو راهکارهای هوشمندانه برای زیست در عصر جدید معطوف شود و این اتفاق خجستهای است.
بااینحال برای آمادگی در چنین فضایی رسانهها نیازمند چه ملزوماتی هستند؟
برای آمادهسازی رسانهها در مواجهه با شرایط مخاطره و بحران ابتدا باید تفکر بلندمدت و آیندهاندیشی در میان مدیران رسانهها شکل بگیرد و بر اساس چنین تفکری هفت اصل را در دو بخش سختافزاری اعم از ساختاری، راهبردی و سیستمی و همچنین نرمافزاری شامل کارکنان، مهارتها، سبکها و ارزشها مدنظر قرار بدهند. رسانهها لازم است بر مبنای شرایط تمرکز، رسمیت و پیچیدگی ساختاری را بهگونهای تعریف کنند تا بتوانند در موقعیتهای مختلف متأثر از رویدادهای احتمالی بازآرایی ساختاری متناسب با آن شرایط را به وجود بیاورند و در کنار آن راهبردهای مقتضی را برای مواجهه با تغییرات و تحولات که در شکل مسئولیتها و تعهدات نمایان میشود تدوین کرده و سیستمهای اطلاعاتی و فناوری خود را در همین راستا تجهیز و بهروزرسانی کنند.
ازسویدیگر منابع انسانی رسانهها اعم از سردبیران، دبیران، خبرنگاران، عکاسان و متخصصان فنی، هنری و … که فعالیتهایشان در وضعیتهای متفاوت ثابت یا متغیر و تماموقت یا پارهوقت است در چارت تشکیلاتی ایفای نقش دارند که ساماندهی آن متأثر از شرایط از لحاظ کمیت و کیفیت دستخوش تغییر میشود و این بهعنوان امری گریزناپذیر با عوامل متعددی مرتبط است. باید به توانمندسازی منابع انسانی هم توجه داشت.
اینکه در موقعیتهای گوناگون به چه دانشها و مهارتهایی نیاز است و چگونه میتوان با دگرگونیهای محیطی و فراگیر روبهرو شد. سبک مدیریتی اصل دیگری است که مبین الگوی رفتاری مدیران رسانه در مقاطع مختلف است تا ضمن وجود یک الگوی پایه بتوان شیوههای مدیریتی در شرایط متغیر را تعریف و اجرا کرد که به ورزیدگی و نخبگی رهبران و مدیران بستگی دارد. در نهایت این ارزشهای مشترک هستند که دوام و پایداری و تحملپذیری را میسر میکنند تا افراد در کنار یکدیگر در انواع شرایط و حالات بتوانند مأموریتها و وظایف رسانهای خود را به نحو مطلوب ایفا کنند.
بهطورکلی اقتضائات دوران پساکرونا برای رسانهها (از نظر فعالیت نیرو، فرم، سازمان، محتوا، مباحث فنی، زیرساختی و…) چیست؟
ما در موج چهارم فناوری قرار داریم. ویژگی برجسته این موج مجازیشدن امور است. کرونا سبب شد این روند تسریع شود و جهان با قدرت و سرعت بیشتری مجازیشدن امور را در دستور کار قرار بدهد. حکمروایی دیجیتال (Digital Governance) سازوکار پیش روی ما برای آینده است و هوشمندسازی اساس چنین اکوسیستمی است. شکلگیری جامعه هوشمند از طریق تجهیز به فناوریهای مدرن نیازمند هوشمندی، خردورزی و عقلانیت جامعه اعم از دولتمردان، مدیران و شهروندان است.
رسانهها در دوران پساکرونا باید بتوانند خود را با این اکوسیستم همراه کرده و سیاستها، راهبردها و برنامههای خود را در همین راستا تنظیم کنند. سیاستگذاران، ناشران و پلت فرمها در این فضا نقش بارزی دارند. روزنامهنگاری آنلاین رسانهها را وارد وادی جدیدی میکند که الزامات قابلتوجهی دارد. انطباقپذیری با فضای جدید و درک فرصتها و چالشهای آن یک ضرورت است.
رسانهها در ایجاد، کسب، انتقال دانش و اصلاح رفتار خود در واکنش به شرایط بینش تازه به دست میآورند و روزنامهنگاری آنلاین در پوستاندازی، رشد و بقای رسانهها میدانداری میکند. اصحاب رسانه برای موفقیت در این عرصه نیاز به شناخت مفاهیم جدید و بازنگری در رفتار، توسعه مهارتها و کسب تواناییهای جدید و بهبود عملکرد دارند.
با توسعه روزنامهنگاری آنلاین ضمن دسترسی گسترده، فراگیر و ارزان به اخبار، مسائل و موضوعات محلی بیشتر در معرض تهدید قرار میگیرند. مطالب مربوط به سیاست، امور مالی، سرگرمی و ورزشی بیشتر از سوی مردم پیگیری میشود؛ اما نگرانی درباره انتشار اخبار مربوط به منافع عمومی با هدف پیگیری مسائل جامعه (دموکراسی، مشارکت و توسعه) در سایه اخبار سبک زندگی و سرگرمی وجود دارد که روزنامهنگاری با کیفیت (High – quality Journalism) را تهدید میکند هر چند بازنشر اخبار در شبکههای اجتماعی بیشتر میشود؛ اما گسترش اطلاعات نادرست و اخبار جعلی این نگرانیها را دوچندان میسازد که در خصوص بیماری کووید – ۱۹ نیز این موضوع مشاهده شد.
رسانهها با کاهش تعداد کارکنان، دفاتر محلی و دسترسی به منابع سرمایهگذاری مواجهاند. این موارد رسانهها را نیازمند مهندسی مجدد در ساختار و فرایند میکند تا راهحلهای مناسب را متناسب با زمانه بیابند. مدلهای تجاری و کسب درآمد رسانهها تغییر میکند. اگر پیشازاین تبلیغات و تیراژ محل اصلی درآمدزایی نشریات بود، امروزه تبلیغات آنلاین و بهرهگیری از هوش تجاری با دامنه وسیع و متنوع خود فرصتهای جدیدی را پیش روی رسانهها و شرکتهای فناوری گسترانده است. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ فروش نشریات چاپی ملی و محلی حدوداً به نصف کاهشیافته و این همچنان ادامه دارد. ضمن اینکه در سال ۲۰۱۸، ۷۴ درصد بزرگسالان و ۹۱ درصد جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال در بریتانیا به طور هفتگی به شیوه آنلاین اخبار را پیگیری کردهاند.
درعینحال که از تعداد کارکنان کاسته میشود شکل همکاری نیز تغییر میکند. دورکاری و کاهش ساعات حضور در دفاتر رسانهها از این جمله است. برای درک این روند که کرونا آن را تشدید کرده است بهعنوان نمونه میتوان رسانههای بریتانیا را مثال زد که کارکنان آنها از سال ۲۰۰۷ تاکنون از حدود ۲۳ هزار نفر به ۱۷ هزار نفر رسیده است. یک وجه این تعدیل نیرو هوشمند شدن سامانهها و تجهیز تحریریهها به فناوریهای مدرن از جمله هوش مصنوعی است که در رسانههای سازگار با اکوسیستم مشاهده میشود.
این رسانهها موقعیت خود را بازتعریف کرده، نهتنها درآمدزایی را حفظ میکنند؛ بلکه آن را به طور چشمگیری ارتقا میدهند؛ اما در مقابل پیامد این دگرگونی در سایر رسانهها کاهش درآمد، تعداد تیراژ (ریزش مخاطب) و سفارش تبلیغات است؛ بنابراین باید بگویم که رسانهها برای دوام و بقای خود به مشاوران کسبوکار و همکاری آیندهپژوهان نیاز دارند تا بتوانند نوآوری داشته و فناوری را به کار بگیرند و مدلهای تجاری خود را ترسیم کنند. بی شک بازار اخبار در حال تحول است؛ چون روزنامهنگاری آنلاین شیوه مصرف خبری مردم را تغییر داده است.
رسانهها در عصر دیجیتال باید با اقتصاد شناور همراه بشوند. اقتصاد شناور متکی بر تعریف فضای خود، باز تعریف آن و موقعیتیابی مجدد است. برای آن باید تجربههای کسب شده را احصا کرد، دایره ذینفعان را شناخت، راهبردهای مناسب را طراحی کرد، منابع جدید درآمدی در موقعیت جدید را مشخص نمود و پیشرانها برای حرکت در این فضای رقابتی را شناسایی کرده و به کار گرفت.
باتوجهبه نیاز مضاعف به رسانهها بهویژه تلویزیون و رسانههای اینترنتی در این دوران، تمرکز آنها باید به چه رویکرد و تولید چه محتوایی باشد؟
همانطور که اشاره کردم پیگیری مطالب خبری در فضای جدید گرایش پررنگی به سبک زندگی و سرگرمی دارد. حتی دنبالکردن اخبار سیاسی با چنین گرایشی است. رسانهها برای اینکه روزنامهنگاری خوب (Good Journalism) را تقویت کنند باید ضمن مدنظر قراردادن علایق کاربران توجه آنان را بهسوی اخبار مرتبط با منافع عمومی جلب کنند. ارتقای سلامت، ایمنی و امنیت مردم و نظارت بر عملکرد مسئولان و مطالبهگری از ایشان از جمله این اخبار است.
در واقع با تقویت این اخبار است که جایگاه واقعی رسانهها بهعنوان رکن چهارم دموکراسی نمایان میشود. طراحی و عرضه بستههای رسانهای در قالب «سرگرمی اجتماعی» برای شرایط خاص مانند دوران کرونا بهمنظور ارتقای آموزش و ترویج و هدایت رفتار کاربری مؤثر هستند.
کاهش تیراژ نشریات را میتوان پوسته تحول رسانهای دانست و ساختار و محتوا را هسته آن. اهمیت و ماهیت رسانهها و نیاز بدانها تغییر جدی نمیکند آنچه دستخوش تغییر و تحول است به طور عمده دگرگونی در شیوههای دسترسی، توزیع و درآمد و گسترش گزینههای انتخاب، شخصیسازی و جستجوی علایق است. در این فضا تصویر، ویدئو و بازی جایگاه برتر را دارند. بصری شدن محتوا رسانههای جدید را به تولید و اشتراکگذاری عکس و فیلم سوق میدهد.
مشارکت کاربران در رسانههای اجتماعی و شهروند – خبرنگاران در رسانههای جریان اصلی و یا ترکیب هر دو به بازار رسانهای رونق بسیاری داده است. حجم بازار جهانی رسانهها و سرگرمی در سال ۲۰۰۸، ۱.۷ تریلیون دلار بود که تا سال ۲۰۲۴ به ۵.۷ تریلیون دلار میرسد. پس مشخص میشود که رسانهها برای سودآوری نیاز به شناخت ذائقه کاربران دارند تا شیوه کسبوکار خود را بر مدار آن تنظیم کنند. در آیندهپژوهی رسانهها ما در انتظار عصر پسا سواد هستیم که در آن محتوای نوشتاری به حداقل میرسد. در سالهای پیش رو اینترنت، تلویزیون دیجیتال، تلویزیون آنالوگ، بازیها، رادیو دیجیتال، رادیو آنالوگ، سینما و نشریات چاپی به ترتیب در اولویت قرار میگیرند.
فکر میکنید جهان مجازی و اینترنت بر روی زندگی و مشاغل آینده چه تأثیری خواهد گذاشت؟
در حکمروایی دیجیتال نیاز به تفکر دیجیتال است. تحول دیجیتال پارادایمها را تغییر میدهد و راهبردها و راهکارهای جدید خلق کرده و آنها را جایگزین شیوههای گذشته میکند. در عصر دیجیتال سازمانها به نگاه نو، نوآوری و رهیافتهای خلاقانه احتیاج دارند. سرمایهگذاری بر روی فناوریهای نوظهور روزبهروز فزونی میگیرد. هم اکنون هوش مصنوعی دستکم بازار ۷۰ میلیارد دلاری در اختیار دارد و از آن با عنوان «آینده همه چیز» تعبیر میشود.
هوش مصنوعی در روزنامهنگاری آینده نقشمحوری خواهد داشت. بازار تجاری با همراهی رسانهها و فناوریها، اندیشه و هنر و تلفیق یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی و شبکههای عصبی موجب تحول در صنایع، کسبوکار و رسانهها میشود و شکلگیری زنجیره ارزش دیجیتال را به دنبال دارد.
این چیزی است که در مدیریت رسانهای (به طور خاص) و در عرصههای اقتصادی، صنعتی، تجاری و خدماتی (به طور عام) طرف توجه قرار میگیرد. وارد عرصههای جدید حکمروایی میشویم و بخش خصوصی در فعالیتهای رسانهای نقشآفرینی دارد و در حوزه توسعه رسانههای دیجیتال و سامانههای هوشمند سرمایهگذاری قابلتوجهی میشود و حکمروایی از طریق جمعآوری، پردازش و بهرهبرداری از دادهها و اطلاعات کاربران موقعیت ویژهای به شرکتهای فناوری، ارتباطات و رسانهها میدهد. چشمانداز آینده معطوف به صنایع دیجیتال بوده و معماری رسانهها مبتنی بر تحول دیجیتال است و پیشروی در ابتکار عمل موجب ارتقای جایگاه رسانهها و کسب سهم بیشتر از بازار میشود.
* بازنشر گفتوگو با پایگاه خبری شفقنا با موضوع «نگاهی به آینده رسانهها در پساکرونا/ یک آیندهپژوه: رسانهها باید در پساکرونا به سمت هوشمندسازی گام بردارند»: ۲۹ تیر ۱۳۹۹
مطلبی دیگر از این انتشارات
رسانه مکمل عملیات نظامی است
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا مردم به رسانهها بیاعتمادند؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
فرزندپروری دیجیتالی یک نگرانی جهانی است