آناهیتا، ایزدبانوی آب در ایران باستان

بعد از پست معرفی تقویم اوستایی، می‌خوام ایزدهایی که از اون‌ها بیشتر صحبت شده رو توضیح بدم.


ریشه‌ی اسم

اولین ایزدی که می‌خوام معرفی کنم، اَرِدوی سورَه اَناهیتا هست که از سه صفت درست شده، اَرِدوی: فزوندن و بالاندن، که نام یکی از رودهای افسانه‌ای هست و غالباً با سورَه به معنی‌ زور می‌آد و در نهایت اَناهیتا که از ترکیب حرف نفی اَ و آهیتَه به معنی پلید و ناپاک هستش. پس اَناهیتا یعنی نیالوده، پاک و بی‌آلایش. در یونانی: آنائیتیس، ارمنی: آناهیت و فارسی: ناهید خونده می‌شه.
همچنین با توجه به شواهد، هسته‌ی فرهنگ آناهیتایی ایرانی-آریایی بوده و قدمت زیادی(قبل از زرتشت) داره.

آناهیتا در زمان هخامنشیان

با سنگ‌نبشته‌ی اردشیر دوم هخامنشی (404-359 پ.م.) در همدان، آناهیتا رسماً در یک سند مکتوب ایرانی حضور پیدا می‌کنه. اردشیر توی سنگ‌نبشته می‌گه به خواست اهورامزدا، آناهیتا و میترا، کاخش رو ساخته و از اینها می‌خواد که اون رو از بلاها و آسیب‌ها حفظ کنن. در زمان اردشیر، برخلاف معمول که نیایش‌ها توی فضای باز انجام می‌شد، در شهرهای متعدد معبدهای آناهیتا ساخته شد. همچنین به فرمان او، مجسمه‌ی آناهیتا در شوش، بابل، همدان و دیگر شهرهای بزرگ شاهنشاهی احداث شد. در چند معبد، مجسمه‌ها با طلای سنگینی ساخته شد و طی حمله‌های یونانیان غارت شدن تا جایی که در زمان سلوکیان هم ادامه داشت. در آخرین سنگ‌نبشته‌ی هخامنشیان از اردشیر سوم در تخت جمشید، آناهیتا از قلم دربار هخامنشیان می‌افته. در این سنگ‌نبشته، اردشیر سوم از اهورامزدا و میترا، در مقام یک خدا می‌خواد که اون رو نگاه‌داری کنن.

آناهیتا در زمان سلوکیان و اشکانیان

در زمان اشکانیان، آناهیتا و میترا به اوج قدرت می‌رسن و با اهورامزدا، تشکیل مثلث «خدایی» رو می‌دن. معبد آناهیتا در کنگاور(شرقی‌ترین قسمت استان کرمانشاه) و رخنه‌ی تاریخی آناهیتا و میترا در سال 66 میلادی به سرزمین غرب که قرن‌های متعددی چهره‌ی مذهبی اروپا رو تحت تأثیر قرار داد از نتایج این قدرت هست.
حالا در این زمان، آناهیتا در مقام ایزد آب و باروری و رونق و سلامتی، جایگاه بی‌سابقه‌ای داره و حتی پرستش اون هم مقدم می‌شه. از نقش سکه‌هایی که از سده‌ی اول میلادی در همدان به دست اومدن، اینطور برداشت می‌شه که از یک قرن پیش از میلاد، این ایزدبانو برترین مقام رو برای اشکانیان داشته. (بالا گفتیم که همدان در زمان هخامنشیان هم از معبد آناهیتا برخوردار بود، دوشیزه‌هایی که در این معبد خدمت می‌کردن تا آخر عمر دوشیزه می‌موندن) معبد آناهیتا در کنگاور گواه بر اینه که اشکانیان و ایرانیان از فرهنگ سلوکی-یونانی و به قولی از هلنیسم[1]، ضربه ندیدن. از نشانه‌های هلنیزه کردن ایران در زمان سلوکیه، برابر انگاشتن آناهیتا با آفرودیت و آتنا بوده و مجسمه‌های گوناگونی که از این الهه‌ها در ایران به دست اومده گواه این کوشش هست.
در زمان اشکانیان، ساخت تندیس‌های کوچک از آناهیتا که اغلب نیمه‌برهنه بوده نشان‌دهنده‌ی توجه توده‌های وسیع مردم به آناهیتاست. ظاهراً شاهان سلوکی ضمن اینکه تظاهر به اعتقادهای مذهبی می‌کردن، بیشتر به چشم منبع درآمد به معبدها نگاه می‌کردن. همه‌ی مبعدهای بزرگ مثل معبد آناهیتای همدان، کنگاور و نهاوند تحت کنترل شاهان بودن و می‌تونستن هرموقع که نیاز مالی داشتن از اونها استفاده کنن! حتی شاهان سلوکی متعقد بودن که در مقام شاه، شوهر آناهیتا هستن و در مواقع ضروری از اون تقاضای جهیزیه می‌کردن! (😂) بنا بر روایتی، آنتوخیوس سوم وقتی اقدام به غارت معبد آناهیتای الیمائیس کرد، به دست مردم کشته شد.
تیرداد اول (248-221 پ.م.) دو سه سال پس از تأسیس حکومت اشکانیان توی معبد آناهیتای شهر ارشک تاجگذاری کرد. البته هنوز معلوم نیست که این معبد قبل از تاجگذاری هم بوده یا برای مراسم ساخته شده.
آخرین گزارش از دوره‌ی اشکانیان، مربوط به سال 224 یا 226 میلادی هست که اردوان پنجم، بعد از غلبه کردن به ماکرینوس رومی، به دست اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی به قتل رسید و سر اون در معبد آناهیتای استخر آویزان شد در واقع درست 473 سال پس از تاجگذاری تیرداد اول که در معبد آناهیتا بود، سلسله‌ی اشکانی هم در معبد آناهیتا آغاز و هم خاتمه پیدا می‌کنه!

حاشیه‌ای بر تاریخ: اشکانیان، بت‌سازی یا مقابله با هلنیزه شدن؟

بعد از اطلاعاتی که بالا دادم لازمه که یه موضوع رو قبل از ادامه‌ی مبحث آناهیتا توضیح بدم. شاید بپرسید ما که قبل از اسلام یکتاپرست بودیم، پس برابر قرار دادن آناهیتا و میترا با اهورامزدا یا معبد ساختن برای اون، این موضوع رو نقض نمی‌کنه؟!
پاسخ: اشکانیان در اول کار خودشون برای مقابله با هجوم و نفوذ فرهنگی سلوکیه - که از زمان اسکندر با سوزاندن تخت جمشید و کتاب‌ها، تغییر فرهنگ آغاز شده بود - و همچنین برای اینکه به مردم نامطمئن و شورشی ثابت کنن که وارثان راستین هخامنشیان هستن، ناگزیر از پشتیبانی از آیین‌های دینی و باستانی بودن.(در سطح پررنگ کردن) در اون شرایط، آناهیتا - که برخلاف اهورامزدا از محبوبیت نسبتاً بیشتری در هزاره‌های قبل از میلاد برخوردار بود - بهترین گزینه بنظر می‌رسید. با تبدیل معبد آناهیتای استخر به یه مرکزیت مذهبی، اسبابی فراهم شد تا مغان(مبلغان دینی) بتونن با بیدار نگه داشتن سنت‌های ایرانی، از توجه خواسته یا ناخواسته‌ی ایرانیان به هلنیسم جلوگیری کنن. (مثل فارسی کردن زبان دیوانی و ساختن دستگاه اداری، علمی و ادبی فارسی در زمان سامانیان.)

آناهیتا در زمان ساسانیان

آناهیتا هنوزم مثل دو دوره قبلی، نیرومنده. حالا که آیین زرتشت دین رسمی کشور شده، آناهیتا هم به اون پیوند می‌خوره. می‌دونیم که بولد کردن آناهیتا و دیگر ایزدان در زمان ساسانیان، دلیل متفاوتی با اشکانیان داره. ساسانیان به دنبال تثبیت سلطه‌ی خودشون در ایران با استفاده از آیین زرتشتی و اشکانیان به دنبال جلوگیری از رخنه‌ی هلنیسم در ایران بودن. اگر محبوبیت آناهیتا رو هنوز هم مردمی در نظر بگیریم، در یِشت 5 اوستا می‌بینیم که آناهیتا دختر جوان بسیار برومندی است، راست‌بالا و توانا، با بازوان سپیدی به ستبری شانه‌ی اسب‌ها، جامه‌ی گران‌بهای پر چینی بر تن دارد. هزار دریاچه دارد و هزار رود.

سند مهم نِرسی اول (292-302 م.) در پایکولی به دست اومده که در اون، نرسی خودش رو ستایشگر آناهیتا می‌دونه. همچنین مراسم دیهم‌ستانی نرسی از آناهیتا در پیکرکنده‌ی نقش رستم هم هست. پیکرکنده‌ی بعدی، از خسرو انوشیروان (531-579 م.) در طاق بستان بوده که در اون، انوشیروان در حالی که دیهم شاهی رو از اهورامزدا می‌گیره آناهیتا رو پشت سر خودش داره. بعد از این، برای مدت طولانی‌ای دیگه چیزی از آناهیتا نداریم و قدرت اون هم به افول می‌ره. مثل رنگ باختن آیین زرتشت بعد از سده‌های اول و تشریفاتی شدنش در دربار، آناهیتا هم دچار همین سرنوشت می‌شه. آخرین بار در مراسم دیهم‌ستانی خسرو پرویز(590-628 م.) در طاق بستان با آناهیتا روبه‌رو می‌شیم. بعد از مرگ خسرو پرویز و تلاطم‌های داخلی، جلسه‌ای در معبد آناهیتای استخر برگزار می‌شه و هیربد‌ها[2] یزدگرد سوم رو انتخاب می‌کنن. به این ترتیب، شاهنشاهی ساسانیان - مثل اشکانیان - که در معبد آناهیتا بنیاد گرفته بود آخرین فرمانروا رو در معبد آناهیتا انتخاب می‌شه.

عصر ساسانیان، چهره‌ی زیبای آناهیتا رو بیشتر نشون می‌ده و معبدهای زیادی هم برای آناهیتا در این دوره ساخته شد. به همین علته که آبان‌یشت به ظن قوی در دوره‌ی ساسانیان سروده شده. این یشت به صورت یکی از زیباترین و بلندترین یشت‌ها و دل‌انگیزترین نوشته‌های دوره‌های ادبی ایران هست. قسمتی کوتاه از آبان‌یشت رو براتون می‌ذارم:

اَرِدویسور اَناهیتا از سوی آفریدگار مزدا برخاست. راستی را که بازوان زیبا و سپیدش به ستبری شانه‌ی یک اسب است. آراسته به زیورهای شکوهمند و دیدنی، نازنین و پرنیرو. او در نهاد خویش می‌اندیشد، روان است: کسی را که به من خوش‌پیمان و سرسپرده است، خوشی پسندم، تا خُرّم و شاد [ماناد]. ای اردویسور اَناهیتای اَشَوَن[3]!بشود که در پی دادخواهی [ما] به فریاد رسی. این چنین بهتر ستوده خواهی شد. اوست آن زورمند درخشان، بلند بالا و خوش‌اندامی که شب و روز به همه‌ی آب‌های روی زمین، به نیرومندی روان است.

نقش اساطیریِ آناهیتا

در آبان‌یشت، پهلوانان اساطیری مثل توس، هوشنگ پیشدادی و حتی اَژی‌دهاک(ضحاک) دیوصفت هم برای آناهیتا هزاران گاو و گوسفند قربانی می‌کنن و از اون طلب یاری می‌کنن تا در جنگ‌ها پیروز شن. اما همیشه، آناهیتا به اشون‌ها کمک می‌کنه. بیماران برای سلامتی و درمان شدن به درگاه آناهیتا دعا می‌کنن. کشاورزها و دامدارها برای محصولات و دام‌هاشون از آناهیتا رونق می‌خوان. دوشیزه‌هایی که در حال ازدواجن از آناهیتا یاری و خرد می‌خوان و زنانی که به زایمان‌شون کم مونده از آناهیتا کمک می‌خوان.

جمع‌بندی

هرچند که آناهیتا مثل میترا(در پست‌های بعدی توضیح خواهم داد) به مغرب زمین نتونست نفوذ گسترده‌ای بکنه، اما در ایران پایدار موند و در بدنه‌ی آیین زرتشتی جایگاه محکمی پیدا کرد. ماه «آبان» هشتمین ماه از تقویم، به نام آناهیتا ایزدبانوی آب‌هاست. توجه هر سه سلسله به این ایزدبانو - چنانچه اهورامزدا در مقام خدای یکتا قرار داره - نفوذ آناهیتا در دوره‌ی پیش از زرتشت و پسازرتشتی رو نشون می‌ده. از اونجایی که ملت ایران هرگز فرهنگ بیگانه رو در این حد نپذیرفته، شکی در ایرانی-آریایی بودن اون نیست اما از خاستگاه دقیق آناهیتا اطلاعات دقیقی نداریم.

  1. هلنیسم به معنای فرهنگ و تمدن یونانی که تلاش برای آمیختگی و گسترش اون در فرهنگ‌های محلی هلنیزه کردن نامیده می‌شود. این دوره از زمان فتح ایران توسط اسکندر (330 پ.م.) تا فتح مصر توسط امپراتوری روم (31 م.) ادامه داشت. گسترش معماری یونانی، زبان یونانی، فرهنگ و دیگر موارد هلنیزه کردن نام دارد.

  2. پیشوای دینی، آموزگار و استاد.

  3. اَشَوَن در اوستا به معنی پیرو راستی است