گمشده در راه تاریخ
تجربهی شخصی از یاد گرفتن خط میخی
پیارسال(1403) بود که طی یک ایدهی ناگهانی، تصمیم به یادگیری خط میخی فارسی باستان گرفتم. یه پیدیاف توی گوگل پیدا کردم که آموزش خوب و جمعوجوری داشت؛ بعدش شروع به تمرین کردم، زنگ تفریح، وسط درس، هر موقع که میتونستم و حوصلهام میکشید نشانها رو میکشیدم تا ملکهی ذهنم بشن. حالا اینجا میخوام یه سری اطلاعات کوتاه و مفید از تاریخچه خط میخی فارسی باستان بگم و برم سراغ ادامهی مطلب:
تاریخچه کلی
این خط در دوران هخامنشیان(550 تا 330 ق.م.) رواج داشت و از خطوط میخی بابلی و ایلامی الهام گرفته شده اما الفبا و ساختارش منحصر به فرد هست. خط میخی ف.ب. یک خط نیمههجایی(semi-syllabic) بوده به این معنی که برخی حروف نماینده هجاها(ترکیب صامت و مصوت) و بعضیهای دیگه نمایندهی صامتها یا مصوتها به تنهایی هستند. خط میخی ف.ب. از چپ به راست نوشته میشه و 36 نشانهی اصلی داره. بعد از روی کار اومدن سلوکیان و اشکانیان، کمتر استفاده شد و جاش رو به خط آرامی و بعد خط پهلوی داد. از پژوهشگران معروف خط میخی فارسی باستان میشه به سر هنری راولینسون در قرن نوزدهم اشاره کرد.
تجربهی شخصی
بعضی از 36 نشان شبیه هم هستن و حفظ کردنشون سخته، به طوری که یک یا دو ماه طول کشید تا من به طور کامل مسلط بشم. تنها راه تسلط هم تمرین و تکرار بود و چیز دیگهای سرعتبخش نبود. بعد از دو ماه، سعی کردم تا بندی که از کتیبهی بیستون توی پیدیاف آموزشی بود رو رمزگشایی کنم. هر کلمه رو چندبار میخوندم تا درست رمزگشایی کنم. بعد اون رو داخل دفترچهام مینوشتم و به معنیاش در جدول نگاه میکردم. وقتی پیدیاف - که مختصر و کم صفحه هم بود - رو تموم کردم، تصمیم گرفتم بقیهی کتیبه رو پیدا کنم، از توی ویکیپدیا عکس کتیبه رو پیدا کردم و پرینت در آوردم:

با اون پیدیافی که خونده بودم خیلی راحت تونستم کلمهها رو تشخیص بدم و این خیلی لذتبخش بود. مشکلی که وجود داشت نبودِ واژهنامه بود تا من بتونم بقیهی کتیبه رو بخونم. تمام کلماتی که تونسته بودم تشخیص بدم(در عکس هم میبینید که بالاشون معنیهاشون رو نوشتم) از توی همون پیدیاف پیدا کرده بودم. مابقی کتیبه رو به خاطر نداشتن واژهنامه صرفاً در حد روخوانی کردن تشخیص دادم و نتونستم معنیش رو بفهمم. توی اون زمان هم کتاب دمدستی راجع به خط میخی نداشتم. گذشت تا رسید به همین چند هفتهی پیش که دوباره هوس خط میخی کردم. چندبار نشانها رو تمرین کردم و کامل یادم اومد. بعدش دوباره رفتم سراغ رمزگشایی که بازم رسیدم سر خونهی اول! بدون هیچ واژهنامه! خلاصه تصمیم بر این شد که در اسرع وقت یه کتاب تهیه کنم. حالا نکاتی که توی این دو بار یادگیری دستم اومده رو به اشتراک میذارم:
دستهبندی کردن نشانهایی که شبیه هم بودن در بار دوم یادگیری به شدت کمکم کرد. با تقسیمبندی نشانها از لحاظ شباهت به هفت دسته، از تمرین بیش از حد جلوگیری شد.
مطالعه کردن کتابهای تاریخی که غیرمستقیم به خط میخی مربوط میشدن مثل تاریخ هخامنشیان توی تشخیص دادن اسمها از کلمهها کمک مختصری میکرد.
تمرین و تکرار هر شب، حتی نگاه انداختن به فایل پرینت شده هم باعث میشد که نشانها رو فراموش نکنم.
سخن پایانی
در آخر، میخوام چندتا کلمهی پرتکرار رو هم اینجا بگم. شما هم با نصب برنامهی خط میخی میتونید هر چیزی که میخواید رو به صورت الفبای باستان بنویسید.
𐎠𐎭𐎠~ adā(آفرید)
𐎴𐎡𐎹 ~ naiy(نه)
𐎼𐎢𐎨~ rauch(روز)
𐎧𐏁𐎱 ~ xşap(شب)

پ.ن: در بخش تاریخچه کلی، فقط به اطلاعات مهم اشاره و از به حاشیه راندن جلوگیری شده، اگر علاقمهمند هستید، میتونید اطلاعات تکمیلی و بیشتر رو از جلد دوم هزارههای گمشده/ دکتر پرویز رجبی مطالعه کنید.
پ.ن2: برنامهای که معرفی کردم فقط برای نوشتن کلمات و جملات به شیوهی خط میخی هست و مثل فینگلیش امروزی میمونه، یعنی تبدیل به فارسی باستان نیست.
مطلبی دیگر از این انتشارات
دین کهن: دین زرتشت؛ آتش خرد در دل تاریخ ایران
مطلبی دیگر از این انتشارات
به مناسب روز فردوسی
مطلبی دیگر از این انتشارات
وارث آلمانی؛ زندگی در آلمان پس از نازی ها