<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات ایران فا</title>
        <link>https://virgool.io/iranfa/feed</link>
        <description>ایران فا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:42:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/vh9kn2rfpu/wcpkie.jpg</url>
            <title>ایران فا</title>
            <link>https://virgool.io/iranfa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهنام صفوی در اصفهان درگذشت</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D8%A8%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-uallxcs40rlf</link>
                <description> رضا فوادیان، مدیر برنامه‌های بهنام صفوی درباره وضعیت بیماری صفوی و علت درگذشت او به خبرآنلاین گفت:▫️بهنام از آبان پارسال و پس از عمل جراحی دومش که در آلمان توسط پرفسور سمیعی انجام شد، حال جسمانی‌اش وخیم شد و به بیمارستان احسان منتقل شد. او تا اوایل اسفند در بیمارستان بستری بود.▫️او سپس با همان شرایط ای سی یو به منزل منتقل شد و حدود ۲۰ روز پیش بنا به شرایط آب و هوای تهران و همچنین حضور پدر و مادرش در شاهین شهر، به اصفهان منتقل شد.▫️بهنام این روزها مشکل تنفسی شدیدی داشت و اکسیژن خون او هم پایین آمده بود، به همین دلیل در بیمارستان میلاد اصفهان بستری شد و متاسفانه یک ساعت و نیم پیش درگذشت.معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد استان اصفهان جزئیات مراسم تشییع و خاکسپاری بهنام صفوی را اعلام کرد: مراسم خاکسپاری بهنام صفوی چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت در بهشت معصومه شاهین شهر برگزار خواهد شد.ساعت برگزاری این مراسم ۹ یا ۱۰ صبح خواهد بود اما ساعت دقیق این مراسم اعلام خواهد شد.بهنام صفوی زاده ۱۵ تیر ۱۳۶۲ در شیراز، خواننده موسیقی پاپ ایرانی بود. وی پس از تولد به بندر ماهشهر رفت و تا ۱۶ سالگی در آنجا زندگی کرد. تحصیلاتش در مقطع کارشناسی رشتهٔ مهندسی عمران بود و در تهران زندگی می‌کرد. موسیقی را از دوران کودکی با ساز پیانو به صورت خودآموز آغاز کرد؛ سپس به فراگیری سازهای کوبه‌ای پرداخت. نخستین آلبومش را با نام عشق من باش در سال ۱۳۸۸ روانه بازار کرد. بهنام صفوی جزو بهترین خوانندگان پاپ به‌شمار می‌رفت و برگزاری کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی از فعالیت‌های او بود. وی در سال ۱۳۸۵ قطعه تمنا را منتشر کرد که مورد استقبال فراوان قرار گرفت و همین انگیزه‌ای برای تولید آلبوم اولش (عشق من باش) شد. بهنام صفوی یکی از ستارگان جوان موسیقی پاپ ایران بود و طرفداران زیادی داشت.وی از سال ۱۳۹۲ دچار ضایعهٔ مغز شده بود که با پیشرفت این بیماری در صبح ۲۹ تیرماه ۱۳۹۴ مجبور به عمل جراحی سختی شد. حال بهنام صفوی بعد از عمل در ایران بسیار بهتر شده بود و حتی آلبوم جدید خودش به نام (معجزه) را هم منتشر کرد و کنسرت‌ها و اجراهای زیادی را هم برگزار نمود. همچنین چندین تک آهنگ را هم بعد از عمل خود منتشر کرد ولی در سال ۱۳۹۶ دوباره بیماری بهنام صفوی تشدید شد و این‌بار برای درمان به آلمان سفر کرد و توسط مجید سمیعی در بیمارستان INI هانوفر آلمان تحت عمل جراحی دوباره قرار گرفت. بهنام صفوی بعد از عمل جراحی خود در آلمان به ایران بازگشت.بهنام صفوی در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ و پس از تحمل شش سال بیماری در بیمارستان میلاد اصفهان درگذشت.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2019 16:09:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم‌های سینمایی در نوروز 1398</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-1398-tv5ek0o07jqp</link>
                <description>پس از بررسی های طولانی مدت تکلیف اکران نوروزی فیلم های سینمای ایران مشخص شد. بر این اساس فیلم های سینمایی برای اکران نوروز 98 عبارتند از:فیلم سینمایی «متری شیش‌ونیم» به‌کارگردانی سعید روستایی در گروه سینمایی آستارافیلم سینمایی «تختی» به‌کارگردانی بهرام توکلی در گروه سینمایی استقلالفیلم سینمایی «چهار انگشت» به‌کارگردانی حامد محمدی در گروه سینمایی زندگیفیلم سینمایی «آهوی پیشونی‌سفید» به‌کارگردانی جواد هاشمی در گروه سینمایی فرهنگفیلم سینمایی «ژن خوک» به‌کارگردانی سعید سهیلی در گروه سینمایی باغ‌کتابفیلم سینمایی «زندانی‌ها» به‌کارگردانی مسعود ده‌نمکی در گروه سینمایی آزادیفیلم سینمایی «رحمان 1400» منوچهر هادی در گروه سینمایی ایران7 فیلم اعلام‌شده از شنبه 25 اسفند ماه در سینماهای کشور اکران می‌شوند. همچنین فیلم های دیگری نیز در سینماهای کشور در حال پخش می باشد و پخش آن در نوروز نیز ادامه پیدا می کند.جهت مشاهده سانس و خرید مستقیم بلیت از اینجا اقدام نمایید.لازم به توضیح است تا امروز آشغال‌های دوست داشتنی، پارادایس و هت تریک به ترتیب در رتبه اول تا سوم فروش در هفته ای که گذشت قرار دارند. جهت مشاهده جدول فروش می توانید از اینجا اقدام نمایید.ایران فا برای شما سالی پر از شادی و سلامت را آرزومند است.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2019 09:08:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پر فروش ترین فیلم‌های سینمای ایران در هفته‌ای که گذشت</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%BE%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-fr4rcbbu9qhx</link>
                <description> در هفته پیش پرفروش‌ترین فیلم‌های روی پرده تغییری نکرده و بار دیگر و مطابق انتظار فیلم سینمایی «آشغال‌های دوست داشتنی» ساخته محسن امیریوسفی  همراه با همنشین این روزهای خود در صدر جدول فروش، «پارادایس» به کارگردانی علی عطشانی  پرفروش‌ترین آثار رو پرده بودند و در مقابل در کم فروش‌ها جابه‌جایی صورت گرفته و  فیلم‌های «دایان» اثر بهروز نورانی پور و «ترانه» ساخته مهدی صاحبی در قعر جدول قرار گرفته و کمترین میزان فروش را به خود اختصاص دادند.برنامه فیلم های ایران در ایران فادر هفته گذشته براساس آمار سامانه فروش سینمای ایران، ٢٧٩ هزار و ۱۴۵ نفر به سینما رفته و فیلم‌های روی پرده را به تماشا نشستند، این آمار نسبت به هفته دوم اسفندماه که  ٣٥٢ هزار و ۷۳۶ نفر به سینما رفته‌اند، افت قابل پیش بینی داشته است.صدرنشینی «آشغال‌های دوست داشتنی» در نبود رقیبحال کمی از وضعیت مخاطبان سینما در هفته گذشته فاصله گرفته و به سراغ پرفروش‌ترین فیلم چند هفته اخیر سینمای ایران برویم. «آشغال‌های دوست داشتنی» ساخته محسن امیریوسفی این هفته نیز طبق پیش‌بینی‌ها توانست صدر گیشه را حفظ کرده و بیشترین فروش را از آن خود کند. با وجود آنکه استقبال صورت گرفته از فیلم تا حد زیادی ناشی از پسوند توقیفی است که در کنار نام آن می‌آید اما می‌توان گفت تازه‌ترین ساخته امیریوسفی در اکران نیز بلیتش برده است و هیچ رقیب جدی را در کنار خود نمی‌بیند که نیازی به رقابت با آن پیدا کند.«آشغال های دوست داشتنی» در حالی در هفته سوم اسفند صدرنشین گیشه هفتگی شد که ۵۶۲ میلیون  تومان فروش داشته است، این در حالی است که این  فیلم هفته دوم اسفند را با فروش ۷۸۴ میلیون تومانی به پایان برد. بنابراین فیلم امیریوسفی با وجود آنکه در صدر جدول فروش قرار دارد اما نتوانست سیر صعودی خود را در چند هفته اخیر حفظ کرده و با کاهش فروش همراه شده است. باید در هفته آینده منتظر ماند و دید که این وضعیت ادامه دار خواهد بود یا این فیلم تنها در این هفته نتوانسته به فروش مدنظرش دست پیدا کند.رقابتی که اکران سرد اسفند را داغ می‌کندجذاب‌ترین اتفاق ممکن برای سینمای نه چندان پررونق ایران در این روزهای پایانی سال، ایجاد یک رقابت حساس و تنگاتنگ میان دو فیلم پرمخاطب در گیشه است، مسئله‌ای که همواره در سالیان گذشته نیز باعث ایجاد شور و هیجان در سینماهای کشور شده و بر فروش فیلم‌ها نیز تاثیر مثبتی داشته است.از این هفته نیز سینمای ایران شاهد ایجاد یک رقابت حساس خواهد بود که اکران سرد اسفند را حسابی داغ خواهد کرد. فیلم سینمایی «پارادایس» ساخته علی عطشانی در این هفته توانست جایگاه دوم خود را در جدول فروش تثبیت کرده و رکورد ۴۳۲ میلیون تومان فروش را به نام خود ثبت کند. این فیلم هم نسبت به هفته گذشته که ۵۱۳ میلیون تومان فروش داشته، کاهش فروش داشته است.با این حال وقتی به آمار کل فروش این فیلم و «آشغال‌های دوست داشتنی» نگاهی می‌اندازیم، بوی  یک رقابت جذاب را استشمام می‌کنیم، چرا که «آشغال‌های دوست‌داشتنی» توانست در این هفته به مرز سه میلیارد فروش نزدیک شده و اختلاف خود را با «پارادایس» کم کند و به نظر می‌رسد اگر سیر فروش این دو فیلم به همین منوال ادامه پیدا کند رقابتی جذاب در گیشه شکل می‌گیرد.از «هت تریک»، «جن زیبا» و «قانون مورفی» چه خبر؟در میان سایر فیلم‌های روی پرده، «هت‌تریک» ساخته رامتین لوافی و «قانون مورفی» به کارگردانی رامبد جوان فروش نسبتا نزدیک و برابری داشتند و به ترتیب توانستند ۳۱۵ و ۳۰۶ میلیون تومان فروش داشته باشند که نسبت به هفته گذشته با افت همراه بوده است. این دو فیلم در هفته پیش توانستند به ترتیب رکورد فروش  ۳۴۵ و ۳۹۰ میلیون تومان را بزنند.«هت تریک» هفته گذشته روند مثبت و رو به رشدی در فروش و استقبال مخاطبان داشت که این هفته نیز با کاهش خیلی اندکی توانست تا حدودی سیر مثبت خود را حفظ کرده و از مرز یک میلیارد فروش عبور کند. فیلم رامبد جوان هم هفته پیش اکرانش در سینمای سرگروه به پایان رسیده و باید دید این مسئله در هفته‌های آینده نیز موجب کاهش فروش این فیلم خواهد شد یا خیر؟«جن زیبا» ساخته بایرام فضلی، دیگر فیلم روی پرده است که پس از گذشت چند هفته کم ‌فروش و ناکامی در جذب مخاطبان، هفته گذشته توانست شرایط خوبی را در گیشه برای خود دست و پا کند. اقبال کم نسبت به این فیلم با توجه به بازی نورگل یشیلچای چهره مطرح سینما و تلویزیون ترکیه در آن تعجب برانگیز است و البته می‌تواند نشانگر محبوب نبودن این بازیگران در سینمای ایران باشد.این فیلم در این هفته توانست ۲۴۷ میلیون تومان فروش داشته باشد که در مقایسه با هفته پیش با کاهش حدودا ۴۰ میلیون تومانی همراه بوده است،  مسئله‌ای که در این هفته دامن گیر تمامی فیلم‌های روی پرده نیز بوده است.تازه نفس‌ها در ابتدای راه بریدند«بهشت گمشده» اثر حمید سلیمیان  و «دایان» به کارگردانی بهروز نورانی‌پور دو فیلمی که هفته گذشته به چرخه اکران اضافه شدند نیز در دو هفته نخست نتوانستند در جلب نظر مخاطبان موفق عمل کرده و به فروش قابل قبولی دست پیدا کنند. این دو اثر سینمایی در این هفته به ترتیب ۱۴ و یک میلیون و ۸۱۳ هزار تومان فروش داشتند. «دایان» بدین ترتیب عنوان کم فروش‌ترین فیلم هفته را از آن خود کرد.به نظر می‌رسد که کم توفیق بودن فیلم‌های تازه نفس در گیشه به سندروم اکران اسفندماه بدل شده است زیرا که پیش از این نیز فیلم‌های تازه‌ای که روی پرده رفته بودند با فروش بسیار ضعیفی در سینماها رو به رو شدند.از دیگر فیلمی که در فروش وضعیت قابل قبولی نداشتند، «ترانه» ساخته مهدی صاحبی بود. این فیلم در این هفته توانست هفت میلیون تومان فروش داشته باشد که در مقایسه با هفته گذشته چهار میلیون تومان کاهش داشته است. «قرارمون پارک شهر» ساخته فلورا سام هم وضعیت نسبتا مشابهی با «ترانه» داشت و در هفته گذشته به فروش هفت میلیون و ۳۵۴ هزار تومانی دست پیدا کرد. فروشی که همچون سایر فیلم‌های روی پرده نسبت به هفته گذشته با کاهش همراه بوده است.فروش سینمای ایران در هفته‌ای که گذشتدر مجموع فیلم های روی پرده در هفته سوم اسفندماه توانستند دو میلیارد و ۵۱۹ میلیون تومان عایدی برای سینمای ایران داشته باشند که یک میلیارد و ۵۰۳ میلیون تومان آن مختص تهران است.طبق آمار سامانه فروش سینمای ایران، این میزان در مقایسه با هفته پیش که فروش کل سه میلیارد و ۲۱۴ میلیون تومان بوده است، با کاهش قابل تاملی همراه بوده است.از اینجا   جدول فروش فیلم‌های روی پرده را به تفکیک فروش هفتگی و کل مشاهده نمایید. منبع: ایران فا / خبرآنلاین</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2019 08:44:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگین پارسا کیست؟ و چرا حمید عسکری ممنوع الکار شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-q9boisrsiol6</link>
                <description> ۱۰ بهمن ماه در کنسرت حمید عسکری در برج میلاد تهران  نگین پارسا گیتاریست و همخوان بخشی از ترانه کجای دنیامی این خواننده را تک خوانی کرد. پس از انتشار این ویدئو در فضای مجازی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد شورای رسیدگی به اجراهای صحنه‌ای موسیقی درباره اجرای این خواننده تصمیم می‌گیرد.این شورا همچنین اعلام کرده با توجه به تخلفات گروه حمید عسکری از مجوز در اجرای اخیر تا زمان بررسی و تصمیم‌گیری، فعالیت گروه و مؤسسه برگزارکننده به حالت تعلیق درمی‌آید.پیش از این نیز تکخوانی یک زن در افتتاحیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر واکنش‌های زیادی به دنبال داشت. حمید عسکری دومین خواننده‌ای است که در ماه‌های اخیر به دلیل تک خوانی یک زن در کنسرتش از فعالیت تعلیق می‌شود.   پیش از او علی قمصری، نوازنده و آهنگساز ایرانی به دلیل تک خوانی هاله سیفی زاده در کنسرتی در تالار وحدت از فعالیت تعلیق شد.ممنوعیت خوانندگی زنان یکی از مسائلی است که زنان ایرانی پس از انقلاب با آن رو به رو بوده‌اند.نگین پارسا کیست؟نگین پارسا نوازنده و خواننده جوان و مشهور ایرانی است، امروز نگاهی خواهیم داشت به بیوگرافی کوتاه از وی و همچنین آخرین عکس های اینستاگرام او .  نگین پارسا نوازنده، آهنگساز و خواننده زن ایرانی است ، او متولد سال ۱۳۶۸ در تهران است، نگین پارسا در مارکت موسیقی ایرانی کاملا شناخته شده و اکنون با خواننده های زیادی به خصوص در زمینه راک همکاری می کند. نگین تاکنون با کاوه یغمایی ، بنیامین ، رضا صادقی و گروه دات همکاری داشته است.نگین پارسا می گوید در خانواده اش هیچ کس موزیسین نبوده اما همه به طور حرفه ای مخاطب موسیقی بوده اند و در ابتدا از وی حمایت نکردند ، اما در نه سالگی بوده که نگین با دیدن فیلم های شبکه ام تی وی mtv راکت بدمینتون را مثل گیتار میگرفته و شروع به خیالپردازی نوازندگی می کرده و پدرش به خاطر این شوق و علاقه برایش گیتار می خرد.نگین پارسا با دیدن ویدئوهای راک شبکه ام تی وی به موسیقی راک علاقمند می شود و با هدف خوانندگی کارهای خودش را در ضبطی که در دوران نوجوانی داشته ضبط می کرده تا تحریرهای راک را درست ادا کند. او در دوران بزرگسالی وقتی قصد داشت حرفه ای موسیقی را دنبال کند سدهای بزرگی مقابل خود دید ، مثل ممنوع بودن فعالیت خواننده های زن ، ممنوع بودن همخوانی کردن خانم ها و  . . .  اما همه این عوامل باعث ناامید شدن نگین نشد. او موسیقی را نزد بابک ریاحی پور یاد گرفت. شروع جدی و تازه او از آشنایی با کاوه یغمایی شکل گرفت با حمایت کاوه یغمایی از نگین پارسا او توانست بیشتر رشد کند.او از کنسل شدن اجرایش با بنیامین بهادری در یکی از شهرهای ایران سخن می گوید و نظر به این دارد که مردان خواننده در ایران حاضر نیستند با خانم ها کار کنند چون این کار باعث سانسور شدن کارهایشان می شود. با تمام این اوصاف او از اتفاق های خوب در دنیای موسیقی زنان در ایران حرف می زند و به آن ها امید دارد و از حمایت و رشد بین بانوان خوشحال است.نگین پارسا دوست ندارد همراه با گروه خودش روی استیج برود و برای بانوان کنسرت بگذارد ، چون به نظرش علاقه به موسیقی راک بین مردم ایران کم است چه رسد به این که آن ها به جمعیت خانم ها هم محدود کنیم.  او با شهره سلطانی در زمینه موسیقی همکاری هایی داشته است. نگین پارسا در حال جمع کردن گروه راک خودش است و برای آینده اش برنامه هایی دارد و به آن ها امیدوار است.تیم ایران فا امیدوار است مشکل حمید عسکری و تیمش به زودی برطرف شود و باز هم او را روی صحنه اجرا ببیند.در ادامه فیلم تک خوانی نگین پارسا در کنسرت حمید عسکری را با هم می بینم.  https://www.aparat.com/v/DtrZ5  </description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Feb 2019 10:14:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی زبان است</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ktsu0h0oypr7</link>
                <description>امروز داشتم یک موسیقی گوش می کردم، همیشه می دانستم که موسیقی دان ها حرفهایشان را در نت ها می ریزند، اما امروز گمان کردم که زبان حرف زدنش خیلی آشناست، انگار سالهاست این زبان را می دانم... موسیقی از رهایی حرف می زد...مایه خرسندی است اگر به پیج من در اینستا با سرچ dr.dehghani.coaching سر بزنید،   اونجا هر هفته دو کتاب خوب خلاصه و خوانش می شود و حرفهایی می زنیم که حالمان خوب شود. لینک رو نگذاشتم چون با قوانین ویرگول مغایرت داره</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>هلدینگ حقوقی دکتر دهقانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jan 2019 20:13:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه دو کنسرت!</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-pkd3apoplfwt</link>
                <description>پارسال آذرماه، شاید می‌شد گفت یک آذرماه خاص و به یاد ماندنی بود. چرا که ۱۷ آذر، کنسرت آهنگساز ایسلندی Olafur Arnalds (اولافر آرنالدز) در تهران برگزار می‌شد. تقریبا از ابتدای ۹۶ هم زمزمه حضور ایشون در ایران بود تا این که خودش در اینستاگرام اعلام کرد که حضورش در ایران حتمیه. من خوشحال شدم چرا که هم این آرتیست رو دوست دارم، هم سبکش رو. معدود آهنگسازی هایی هم که میکنم نزدیک به سبک ایشونه پس تصمیم داشتم که حتما این کنسرت رو برم. امسال هم آذرماه، باز همون اتفاق افتاد. این بار آرتیست ایتالیایی Federico Albanese (فدریکو آلبانیز) به تهران اومد و قطعاتی اجرا کرد و روز شانزده آذر رو زیباتر کرد. در این مطلب، قصد دارم که هم جنبه فنی کنسرتها رو بررسی کنم (اطلاع رسانی و بلیت و مکان و ... ) و هم جنبه هنری. پس مطلب رو تا انتها بخونید و اگر چیزی رو جا انداختم، حتما بهم بگید. اطلاع رسانی و تهیه بلیت اطلاع رسانی هر دو کنسرت بسیار ضعیف انجام شد. فدریکو به اندازه اولافر شناخته شده نیست، و طبیعیه که خیلی نخوان روی کنسرتش سرمایه‌گذاری کنن اما انتظار میرفت برای اولافر، حداقل یکی دو جای شهر بیلبوردی بزنن (شاید هم زدن و من ندیدم!). بهرحال که هر دو کنسرت به شدت لحظه آخری بلیتش رو گیر آوردم و از این بابت البته خوشحالم. هزینه بلیت ها هم یکسان مونده بود (پارسال برای اولافر صد و سی هزار تومان و امسال برای فدریکو صد و سی و پنج هزار تومان، مکان هم تقریبا مشابه در سالن یکسان) و این خودش جای خوشحالی داره. البته، اگر فکر میکنید هزینه بلیت کنسرت بالاست، اول این مطلب رو بخونید :  https://virgool.io/@newshanik/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-bwjiywros1xr و این هم در نظر داشته باشید که آرتیست خارجی، در ایران کارش بشدت سخته. این موضوع رو اولافر حتی در کنسرت خودش مطرح کرد و گفت «آسون نبود که بعنوان یک غیرایرانی، در ایران بتونم پنج تا کنسرت برگزار کنم». حالا هزینه انتقال ساز، تجهیزات، مهندسی صدا، اجاره سالن و ... هم در نظر بگیرید، می‌بینید که قیمت ها منصفانه بوده. مکان برگزاری کنسرتها هر دو کنسرت در «حوزه هنری» برگزار شدند. یک ساختمان قدیمی و با معماری زیبا، واقع در خیابان حافظ. درست روبروی دانشگاه امیرکبیر. هر دو بار به راحتی رسیدم بهش و هر دو بار از مسافت دوری رفتم (یک بار از غرب تهران و بار دیگر از کرج). هم‌چنین، اطراف این محل چندتا کافه هم هست که اگر احیانا زودتر رسیدید و هوا سرد یا گرم بود و حوصلتون سررفته بود بتونید خودتون رو یک نوشیدنی یا کیک مهمون کنید. روند احراز هویت و اجرای برنامه خب، از این بهتره چیزی نگم، تقریبا همه میدونیم که هیچ برنامه‌ای آن‌تایم شروع نمیشه! هر دو حدود بیست دقیقه تا نیم ساعت تاخیر داشتند و همچنین روند احراز هویت و چک کردن بلیت هم بیخودی داشت طولانی می‌شد. علاوه بر اون، در کنسرت فدریکو دو بار تمام مراجعه کننده ها رو به درهای مختلف حوزه هنری فرستادن و آخرش هم همه رو از در خیابون حافظ راه دادند داخل! سالن داخل هم - که تالار اندیشه بود - فضای کافی برای اون تعداد که بلیت خریده بودند نداشت و طبیعتا تا باز شدن در سالن اصلی مدتی طول میکشیدند و همین باعث می‌شد که محیط بسیار گرم بشه و کم کم حتی نفس کشیدن هم آسون نباشه. خب، اینها بخش های فنی ماجرا بود، بخش هنری هم کمی بررسی کنیم! اولافر آرنالدز در حال اجرا در مسافرخانه KEXP - در کشور ایسلند نور پاییزی - اولافر آرنالدزاسم تور ایرانی اولافر، «نور  پاییزی» بود. ایشون یک بیان جالبی در انگلیسی حرف زدن داره و خب، خیلی هم دوست داره که با مخاطبین حرف بزنه (تقریبا در تمام اجراهای زنده یه تایم خوبی رو به حرف زدن اختصاص میده). ابتدای کنسرت، از خودش و کارهاش گفت. هم‌چنین توضیحاتی در مورد تجهیزاتی که همراهشه داد که برای من (با دید آهنگسازی و مهندسی صدا) جالب بودن. شروع کنسرتش به این شکل بود که یک نُت دو (Do - C ) با پیانو زد و از جمعیت خواست با بیان AH اون رو بخونن. بعد، ایشون صدای جمعیت رو ضبط کرد، با استفاده از یک عدد iPad (که احتمالا نقش کنترلر نرم افزار اصلیش - Pro Tools رو داشت ) یکم تمیز و تیونش کرد و بعد شروع کرد اجرای این آهنگ :  https://www.youtube.com/watch?v=-QqG25ChehU در واقع نتی که ما خوندیم، شد پس زمینه‌ای برای این آهنگ و ایشون هم شروع کرد به نواختن. علاوه بر خودش، یک نوازنده ویولن و یک نوازنده ویولن‌سل هم همراهش بودن که خطوط مربوط به این سازها رو زنده اجرا می‌کردند. اجرا قرار بود با آهنگ Near Light به اتمام برسه، ولی چون از تخمین مردم حدودا نیم ساعت زودتر تموم شد، ایشون با آهنگ Lag Fyrir Ommu (در زبان ایسلندی به معنای : سروده‌ای برای مادربزرگ) اجرا رو خاتمه داد. داستان این آهنگ هم این بود که ایشون در نوجوانی درامر یک گروه پانک-راک بوده و مادربزرگش، ازش میخواد که در کنار اون سبک، موسیقی کلاسیک و پیانو هم دنبال کنه. طبق توضیح خودش، این آهنگ رو بعد از فوت مادربزرگش در بزرگداشت ایشون میسازه، شنیدنش خالی از لطف نیست :  https://www.youtube.com/watch?v=Fyxu3LLwSV4 ساعت گرگ و میش - فدریکو آلبانیزاسم تور ایران فدریکو آلبانیز هم «ساعت گرگ و میش» بود. همچنین، اسم آلبوم آخر این آرتیست هم The Blue Hour یا همین ساعت گرگ و میش است. دلیلش هم خودش توضیح میده که دوره‌ای، ساعتهایی که هوا گرگ و میش بوده، به نوشتن قطعات می‌پرداخته و به همین خاطر، اسم آلبوم شده ساعت گرگ و میش. ایشون بر خلاف اولافر، خیلی مایل به حرف زدن با جمعیت و یا توضیح هنری و فنی کارهاش نبود. صرفا در مورد قطعات و آلبوم ها یک توضیح کوتاهی داد. نوازنده‌ای جز خودش هم روی صحنه حضور نداشت. البته، کارهای ایشون سازی جز پیانو و سینتی‌سایزر (صدا ساز مصنوعی) نداره، که در اجرای زنده از یک ترفند خاص استفاده میکنه. قسمت هایی که روی سینتی‌سایزر و به صورت الکترونیک ضبط شدند رو با کامپیوتر اجرا میکنه و پیانو رو فقط خودش مینوازه. سیستم اجرای زنده فدریکو هم خیلی خاصه، معمولا دو یا سه تا قطعه رو بدون مکث و پشت اجرا میکنه (قطعاتی که از نظر ساختاری شبیه به هم باشن). مثلا اولین قطعه‌ای که در کنسرت تهران اجرا کرد این قطعه بود :  https://www.youtube.com/watch?v=e3xQJAp9V2E و خب ایشون هم مثل اولافر، مدت زمان زیادی روی صحنه نبود ولی در کل، موزیک مینیمال و پست‌مدرن رو ارائه میکرد که برای من همیشه جالب بوده. البته ناگفته نماند که دو چیز در هر دو کنسرت به شدت آزاردهنده بود! یکی پچ پچ کردن مردم در مورد آرتیست و کارش و ... و دیگری نور صفحه های موبایل! امیدوارم کمی مردم رعایت کنن این مسائل رو! (اگر براتون سواله که من فیلم میگرفتم یا نه؟ باید بگم که نه :)) ) . هنر و ارتباط با توسعه یافتگی کشورها اولافر ایسلندی و فدریکو ایتالیاییه. هردو اروپایی هستند و ما معمولا به کل قاره اروپا به چشم منطقه توسعه یافته نگاه میکنیم، اما حتی از موسیقی و هنر مینیمال (که ذاتا تفاوت فرهنگی درش نمایانی چندانی نداره) هم میشه به تفاوت توسعه یافتگی دو کشور پی برد. مثلا اولافر، صداهای بیشتری در موسیقیش استفاده میکنه. دقیقا Story-telling رو اونطوری که خودش میخواد انجام میده و مخاطب رو میتونه از جاش بلند کنه و ببره توی دنیای ذهن خودش. به نظرم، این نشان از توسعه یافتگی فرهنگی (و شاید حتی اقتصادی) کشور ایسلند داره. از طرفی، موسیقی فدریکو اینطور نیست و تصویرگری و داستان سازی رو به مخاطب واگذار میکنه. به طور میانگین حس غم بیشتری نسبت به اولافر منتقل میکنه و صداهای کمتری داره. از اون گذشته، کمی شبیه به موسیقی کلاسیک (و نه سنتی) ایرانی، تکرار در موسیقیش بیشتره. این بخش ارتباطی به این مطلب نداشت، اما از اونجایی که قرار بر مقایسه بود و خیلی از فاکتورها مشترک و غیرقابل قیاس بودن، ترجیح دادم که این بحث رو هم پیش بکشم :) سخن آخرتقریبا هر چه بود در مطالب بالا گفتم! شما رو دعوت میکنم یکی از ساخته های خودم (در استایل و سبک فدریکو) رو گوش بدید :)  https://www.youtube.com/watch?v=9F9bRYwXF90 </description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>محمدرضا حقیری | Muhammadreza Haghiri</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jan 2019 03:47:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفت و گو با کارگردان فیلم پاپ</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D9%BE-qxfttcr5etlm</link>
                <description>هنر و تجربه این بار در اصفهان فیلمی متفاوت را به نمایش و نقد گذاشت، فیلمی متفاوت با درون مایه عشق! عشقی همراه با ترس و جسارت که مخاطب را تا لحظه آخر روی صندلی می‏نشاند و بر خلاف بسیاری از فیلم‏های معمول مخاطب را پس نمی‏زند. «پاپ» فیلمی است که به کارگردانی احسان عبدی‏پور که به میزبانی پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر به روی پرده رفت و کارگردان و مخاطبان را در فضایی صمیمانه به نقد و بررسی نشاند.   در حاشیه این نقد و بررسی، با این کارگردان گفت و گویی داشتیم که در ادامه می‏خوانید.پاپ فیلمی است که ایده آن به گفته کارگردان، از نمایشنامه پیوند خونی اثر «آتول فوگارد» آمده است. فیلم‏نامه‏ای که روایتگر عشق دو بردار دورگه به یک دختر است. برادر سیاه پوست مدت‏ها است که عاشق دختر شده اما از ترس عشقش را به زبان نمی‏آورد و مدام برادرش را به جای خود سر قرار می‏فرستد. غافل از آن که برادر سفید پوست نیز عاشق دختر شده و مدت‏ها است با او در رابطه احساسی است. در واقع عبدی‏پور با این پیش زمینه ذهنی بوده که شروع به نوشتن این قصه می‏کند.شما نه تنها در این فیلم بلکه در فیلم «تنهای تنهای تنها» نیز با استفاده از روایت‏های دم‏دستی، رگه‏های سیاسی، شفاف و روشن را به تصویر کشیدید. آیا نمی‏ترسید که چنین روایت‏ها مردم را دچار کج‏فهمی یا بدفهمی کند؟به هیچ عنوان مردم با دیدن این فیلم دچار بدفهمی نمی‏شوند. زیرا زمانی که این فیلم نامه را می‏نوشتم به این موضوع نیز فکر کردم. حال پاسخ این سوال را به آن قسمت از فیلم ارجا می‏دهم که پدر دختر سیاه پوست می‌گوید: ما اگر آینه‏ای بر سر راهمان نبود، اصلا رنگ پوستمان یادمان می‏رفت. به این معنا که جامعه هیچ گاه آن‏ها را سیاه‏پوست صدا نمی‏زند یا برخورد خاصی با آن‌ها نمی‏کند. تنها زمانی که روبه‏روی آیینه می‏ایستند متوجه رنگ پوستشان می‏شوند. شما در فیلم «پاپ» از بازیگران چهره استفاده نکردید. آیا دلیل آن کمبود بودجه بوده یا تجربه و دیدگاه خاصی مدنظر بوده است؟ نه صرفا این گونه نبود. برخی اوقات استایل فیلم نامه خود به شما می‌گوید که فیلم شما روی دست باشد یا روی سه پایه، رنگ‏هایتان شارپ و بیرون زده یا که ملایم باشند. در مورد انتخاب بازیگران نیز به همین صورت است. چه بسا در اجرای ساخت این فیلم من این امکان را داشتم که از بازیگران خوبی استفاده کنم. بدون آن که دستمزدی به آنها پرداخت کنم. اما به این موضوع فکر هم نکردم. زیرا فیلم نامه من چنین بازیگرانی را نمی‏پسندید و اهالی بومی به خوبی هر چه تمام می‏توانستند این فیلم را بازی کنند. تا کنون در فیلم‏هایی که ساخته‏اید، از جغرافیای بوشهر بیرون نیامده‏ اید. این موضوع ناشی از تفکر جهان وطنی در ذهن شما است و آیا ما باید منتظر باشیم که سومین فیلم شما هم در بوشهر ساخته شود؟ هم اکنون یک سریال 20 قسمتی ساخته ‏ام که از شبکه دوم سیما آماده پخش است. سریالی به نام آرمان که جواب این سوال شما را خواهد داد. از فیلم «پاپ» که بگذریم شما در جلسه نقد جوانان را تشویق به جسارت کردید در حالی که می‌بینیم گاهی اوقات منتقدان برخی از فیلم اولی‏ ها را سرکوب و بعضی را می‏ ستایند. در چنین اوضاعی یک جوان فیلم‏ساز چطور باید این جرأت و جسارت را به خود بدهد؟ نقد اصولا سازنده است و می‏تواند تاثیر مثبتی در آینده کاری یک فرد داشته باشد. من فکر نمی‏کنم منتقدان از روی خصومت صحبتی کنند و به هر حال یک جوان تا جراتی به خرج ندهد نمی‏تواند تجربه‏های لازم را بدست آورد. حال که صحبت از منتقدان شد اجازه دهید نظر شما را در مورد وضعیت نقد و بررسی در فیلم سینما بپرسم. به خصوص در سینمای هنر و تجربه که اسم تجربه را هم بر خود دارد؟باید اعتراف کنم که من هیچ گاه نقد‏های سینمایی ومجله‏ها را دنبال نکرده‏ام و نمی‏کنم. زیرا می‏ترسم که مارا درگیر حاشیه کند و حواسم از متن پرت شود. البته می‏دانم چنین ترسی یک بیماری است و به نوبه خود بد است. از این رو نمی‏توان هم اکنون در مورد وضعیت نقد‏های سینمایی در کشور نظری بدهم و بگویم آیا نقد‏های موجود در کشور انحرافاتی را درون خود دارند یا آن‏که کمک کننده به سینما هستند. به همین دلیل نمی توانم پاسخی به این سوال شما بدهم. شما در بخشی از جلسه نقد و بررسی نیز به جوانان همین توصیه را کردید که کمتر ببینند و بخوانند. این در حالی است که بیشتر کارگردانان نظری مخالف شما دارند و اصولا جوانان را توصیه به هر چه بیشتر دیدن و خواندن می‏کنند؟کاش این حرف را نمی زدم. زیرا حالا که فکر می‌کنم متوجه می‌شوم این توصیه خطرناکی بود. هر چند این توصیه برای من بسیار کارساز است. زیرا من بیش از آن‏ که در مواجهه به نکته‏ایی برسم، در سکوت، تنهایی و تحلیل‏های خودم باید قرار بگیرم و در واقع من سینما را از سینما یاد نگرفتم. اما به هر حال هر کسی مدلی برای بروز خلاقیت و نوآوری و رسیدن به ایده دارد که این به عهده خود او است و به مرور زمان متوجه آن خواهد شد. البته این نکته را نیز باید یادآور شوم که حدی از خواندن و دیدن لازمه نوشتن و فیلم‏سازی است و جوانان تازه کار باید این موضوع را مد نظر خود قرار دهند. در جلسه نقد یکی از افراد حاظر بیان کرد که اصفهان بیشترین استقبال را از فیلم شما داشته است. آیا در شهر خودتان نیز اوضاع به همین صورت بود؟ بله؛ در بوشهر نیز استقبال زیادی از «پاپ» شد. چه بسا در آن‏جا اکران مستقل نیز داشتیم. به طوری ‏که 15 روز عید لوکیشن این فیلم هر شب نمایش داده می‏شد. آن هم در حیاط همان خانه‏ای که فیلم در آن ساخته شد. مردم هر شب برای تماشای فیلم می‌آمدند و حیاط بسیار شلوغ می‌شد به طوی که گاهی جایی برای نشستن نبود. «پاپ» روایت‌گر سه داستان از اعضای يك خانواده سياهپوست در بوشهر كه در يك برش ثابت زمانی است که هر بار از يك طرف تعريف می‌‎شود.پاپ (با نام سابق سیاه و سفید) فیلمی اجتماعی و سه اپیزودی، ساخت ایران به کارگردانی احسان عبدی‌پور محصول سال ۱۳۹۲ است. این فیلم درباره جوانان، مهاجرت و اوضاع اجتماعی امروزی ایران است. این فیلم نتوانست در جشنواره فجر سال ۱۳۹۲ حضور پیدا کند. پاپ با هزینه شخصی ساخته شده است.    https://www.aparat.com/v/Vpf17 پاپ دومین اثر احسان عبدی‌پور می‌باشد. موسیقی فیلم پاپ از نوع جاز است. نام اپیزودهای این فیلم، مکزیک، ایتالیا و انگلیس می‌باشد. احسان عبدی پور در این فیلم به روابط فراوطنی پرداخته است. فیم پاپ در بوشهر تصویربرداری شده است.بازیگران: غلامرضا فرج زاده، توماج پورمراد، حديث چهره پرداز، مرضيه بردك نيا، ليلا دمان، ابراهيم تمهيد، حسين قفلی، عباس باكاز اینجا می توانید سانس های نمایش فیلم پاپ و همچنین بخشی از این فیلم را مشاهده نمایید.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 09:01:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلویزیون اینترنتی چهارباغ به وقت جام جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-f4zlaieojkm6</link>
                <description> &quot; چهارباغ به وقت جام جهانی&quot; برنامه ای است با حضور هنرمندان و ورزشکاران و شاعران اصفهان که به دلیل همزمان شدن با جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، این نام به آن اختصاص داده شد.شب های فوتبالیِ خانواده های ایرانی با آغاز مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه از ۲۴ خرداد ماه آغاز و این رقابت ها بهانه ای برای دورهم نشینی و گپ و گفت جوانان و گذراندن ساعاتی خوش در کنار یکدیگر شده است.برنامه اینترنتی چهارباغ با مجری گری الهام فرهمند، فوتبالیست ملی پوش اصفهانی با عنوان &quot; چهارباغ به وقت جام جهانی&quot; از روز اول بازی های جام جهانی آغاز شده اشت. این برنامه در 13 قسمت ساخته خواهد شد.در ادامه قسمت های اول و دوم این ویژه برنامه را خواهیم دید و پس از هر انتشار در همین صفحه محتوا به‌روز خواهد شد. قسمت اول با حضور کتایون خسرویار ویژه بازی ایران - مراکش https://www.aparat.com/v/Wemtq قسمت دوم با حضور علیرضا بدیع(شاعر ، ترانه سرا و مجری) ویژه بازی برزیل و سویس https://www.aparat.com/v/iG4Zn قسمت سوم با حضور اسکندر کوتی :گزارشگری کار مردانه نیست https://www.aparat.com/v/8kTeU قسمت چهارم با حضور محمد کشاورز :ورزشگاه ، مردانه نیست https://www.aparat.com/v/rwVm1 قسمت پنجم با حضور سپهر محمدی :افشای نتیجه فوتسال بانوان با آقایان https://www.aparat.com/v/fXzO0 قسمت ششم با حضور آیدا نامجو- تهدید آیدا نامجو به اسیدپاشی https://www.aparat.com/v/KxFP4 قسمت هفتم با حضور منصور ضابطیان: طوفان نوح شده منتظریم کشتی بیاد https://www.aparat.com/v/UPgsc قسمت هشتم با حضور الهام فرهمند-لباس ما از دخترای تو خیابان بهتره https://www.aparat.com/v/GqU7F </description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jun 2018 11:12:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفس‌های تنگ موسیقی در اوایل انقلاب (درباره مستند بزم رزم)</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/no3-um7csbrckgzw</link>
                <description>مستند بزم رزم اگر به موسیقی و تاریخ معاصر ایران علاقه دارید دیدن مستند بزم رزم، شما را با روایتی ناگفته از تلاش هنرمندان موسیقی در عصر دفاع مقدس آشنا می‌کند و نشان می‌دهد که سلاح اهالی موسیقی برای دفاع از کشور، ساز و حنجره آن‌ها بوده است.مدتی است مستند «بزم رزم» در گروه هنر و تجربه اکران می‌شود و با تحسین مخاطبان نیز مواجه شده است. این مستند که روایتی است از وضعیت و نقش موسیقی در اوایل انقلاب و دوران دفاع مقدس، در جلسه‌ای با حضور سید وحید حسینی،کارگردان و محدثه گلچین عارفی، تدوینگر مستند به نقد و بررسی گذاشته شد. آن‌چه در ادامه می‌خوانید مروری است بر مباحثی که در این نشست مطرح شد و همچین مصاحبه کوتاهی که با کارگردان اثر انجام گرفت. با آغاز پخش مستند، چندین نکته بیننده را قرص و محکم روی صندلی‌اش نگه می‌داشت: موضوع ناب، جلوه‌گری تصاویر و موسیقی‌های منحصر به فرد، حضور شخصیت‌های برجسته حوزه موسیقی، زنده کردن خاطرات دوران جنگ و البته اندکی زیرکی و شیطنت کارگردان و تدوینگر. مستند از چند فصل تشکیل شده بود که هرکدام با عنوان‌هایی هم‌سنخِ موسیقی نامگذاری شده بودند از جمله کرشمه، رجز، مویه. محدثه گلچین، تدوینگر مستند این نام‌ها را برگزیده بود. حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده بنام و شهیر نقشی محوری در مستند داشت و آن‌گونه که وحید حسینی گفت قهرمان داستان بود. چهره‌های مشهور دیگری نیز حضور داشتند از جمله بیژن کامکار، مجید درخشانی، کامبیز روشن‌روان، حسن ریاحی، علی‌اکبر شکارچی، همایون رحیمیان. از مسئولان اوایل انقلاب نیز، حمید شاهنگیان و مهدی کلهر به صحبت نشسته بودند. این مستند 123 دقیقه‌ای که به گفته محدثه گلچین در ابتدا 160 دقیقه بود و به خاطر طولانی بودن آن، تبدیل به 123 دقیقه شد با تشویق حاضران به انتها رسید. سید وحید حسینی علت ساخت مستند بزم رزم را علاقه به موسیقی و تاریخ معاصر عنوان کرد و توضیح داد: «دهه 60 دهه دراماتیکی بود و این موضوع که هنرمند می‌توانست چه نقشی در جنگ ایفا کند موضوع جذابی برای مستندسازی بود و از این‌رو به سراغ ساخت این مستند رفتم. زمانی که این طرح را به روایت فتح ارائه کردم تصور نمی‌کردم پذیرفته شود اما خوشبختانه مدیریت وقت استقبال کرد. سیر پژوهش فیلم در حین فرایند تولید انجام می‌شد. برای مثال وقتی با بیژن کامکار مصاحبه می‌کردم او از قطعه‌ «همت کنید ای دوستان» نام برد که ما تا آن زمان از وجود آن خبر نداشتیم و خود آقای کامکار هم آن اثر را نداشت و سه ماه طول کشید تا آن قطعه را پیدا کردیم.» او در ادامه از دو مسأله نام برد که در این فیلم مهم بودند، یکی ایران و دیگری موسیقی ایران. حسینی در پاسخ به این پرسش که آرشیو نادر فیلم را با چه پشتوانه‌ای به دست آورده عنوان کرد در این زمینه هیچ کمکی از روایت فتح دریافت نکرده و از آرشیو شخصی‌اش، فیلمخانه ملی، موزه موسیقی و همچنین آرشیو شخصی مجید درخشانی استفاده نموده است. کارگردان مستند قبلا در مصاحبه‌ای گفته بود که حتی یک ثانیه هم از فیلم دچار ممیزی نشده است. در همین باب، حسینی با مشورت همسرش، محدثه گلچین توضیح داد که در فرایند تولید، دچار خودسانسوری نشدند و حتی زمانی که مستند را به سینماحقیقت، جشنواره فجر و در نهایت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه کرده بودند حدس می‌زدند توصیه‌هایی برای حذف قسمت‌های صورت گیرد اما این مسأله هیچ وقت اتفاق نیفتاد. وحید حسینی در مورد افرادی که در مستند حضور داشتند نیز بیان نمود: «از مصاحبه با آقای حسین علیزاده ناامید شده بودیم و تقریبا فیلم را تا حدی تدوین کرده بودیم. اما پس از مصاحبه با ایشان، 4-5 ساعت حرف ناب به دست آوردیم که شکل تدوین را به کلی تغییر داد.» حسینی در گفت و شنود خود اشاره کرد که حدود یک سال درگیر این پروژه بودند و بعضی از کسانی که قصد مصاحبه با آن‌ها را داشتند به هر دلیلی با این امر موافقت نکردند. او از شهرام ناظری نام برد که تلاش بسیاری کردند تا شرایط مصاحبه با او را فراهم کنند اما به گفته حسینی، ناظری به او گفته: «تو هم‌وزن من نیستی و ناصر تقوایی و بهرام بیضایی باید راجع به من فیلم بسازند» به گفته حسینی، از مدیران زمان جنگ نیز فریدون شهبازیان و محمدعلی معلم حاضر به مصاحبه نشده بودند. تدوین مستند بزم رزم بسیار مورد اقبال قرار گرفته بود و تعریف و تمجیدهای بسیاری نیز در طول برگزاری جلسه، شنیده شد. مرجانه گلچین عارفی، در مورد چگونگی تدوین مستند بیان کرد: «به طور کلی تدوین فیلم مستند کار سختی است؛ چرا که مستند، داستان مشخصی ندارد و تغییراتی در طول زمان تولید اتفاق می‌افتد که وظیفه تدوینگر است که این تغییرات را اعمال کند. ما در مستند بزم رزم حدود 70 تا 80 ساعت مصاحبه داشتیم و گزینش از بین آن‌ها دشوار بود.» او همچنین در مورد زمان 123 دقیقه‌ای فیلم توضیح داد که وقتی به ما گفته شد زمان مستند زیاد است و بهتر است کم‌تر شود، حذف بخش‌هایی از فیلم، سخت بود به طوری که وقتی تلاش می‌کردیم از سر و ته پلان‌ها بزنیم مثلا تنها دو ثانیه حذف می‌کردیم و از این بابت خوشحال بودیم که دو ثانیه از فیلم کوتاه شده است. در حاشیه نشست، مصاحبه کوتاهی با سید وحید حسینی انجام دادم و از او پرسیدم در کارنامه مستندسازی شما، مستند پرتره زیاد دیده می‌شود و در مستند بزم رزم نیز حسین علیزاده قهرمان اصلی داستان است، آیا می‌شود با اغماض این مستند را نیز نوعی مستندپرتره حسین علیزاده در زمان جنگ دانست؟ حسینی با تاکید روی واژه «ابدا» گفت اصلا این‌طور نیست و این مستند یک مستند موضوع محور و تحلیلی است راجع به موسیقی دهه 60 ایران. از او پرسیدم گفته بودید برای مصاحبه با حسین علیزاده شش ماه صبر کردید و الان هم اضافه کردید که تقریبا از این مصاحبه ناامید شده بودید، حالا که حسین علیزاده در مستند شما حضور دارد و بازخوردهای مثبتی نیز از سوی مخاطب دریافت کردید آیا این صبر شما ارزش داشت؟ او جمله «یک دنیا می‌ارزید» را با شور خاصی در پاسخ بیان کرد و توضیح داد: «علت اینکه منصرف شده بودیم این بود که آقای علیزاده وقت آزاد نداشتند. حتی ما در جریان کنسرت‌های ایشان به شهرستان‌های مختلف می‌رفتیم تا فرصت مصاحبه پیدا کنیم اما باز هم موفق نشدیم. از اینکه این مصاحبه در نهایت صورت گرفت بسیار خوشحال هستیم و تحقق این امر اتفاق مهمی برای ما بود.» از او پرسیدم با توجه به اینکه قبلا مستندی از او در شبکه مستند پخش شده، پیشنهادی برای پخش مستند بزم رزم در شبکه مستند دریافت کرده یا خیر؟ او بی‌معطلی پاسخ داد: «نه هیچ پیشنهادی نداشتم. مستند «آن معلم بی استاد» را نیز که در مورد علی حاتمی است علاقه داشتم مردم ببیند و به همین دلیل خودم شخصا برای پخش به تلویزیون ارائه کردم.» قالب و فرم مستند بزم رزم را قبلا در مستندهایی دیده بودم و از همین‌رو کنجکاو بودم بدانم آیا حسینی برای ساخت مستندش ایده‌ای از آن‌ها گرفته است؟ او چنین مسأله‌ای را رد کرد و گفت این مستند به طور کامل ساخته و پرداخته ذهن خودش بوده است. پرسش پایانی‌ام را به آینده کاری‌اش اختصاص دادم و او در پاسخ گفت در زمینه موسیقی علاقه دارد مستندی در مورد «تنبک» بسازد. ریشه این علاقه را شاید بتوان در همین مستند بزم رزم پیدا کرد؛ چرا که در قسمتی از مستند عنوان می‌شود که اوایل انقلاب، تنبک از دایره سازها حذف شد و جای خود را به «دف» داد. اگر به موسیقی و تاریخ معاصر ایران علاقه دارید دیدن مستند بزم رزم، شما را با روایتی ناگفته از تلاش هنرمندان موسیقی در عصر دفاع مقدس آشنا می‌کند و نشان می‌دهد که سلاح اهالی موسیقی برای دفاع از کشور، ساز و حنجره آن‌ها بوده است. منتشر شده در شمارۀ 5536 روزنامۀ نسل فردا به تاریخ 11 آبان‌ماه 1396 </description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>امید رجبی</author>
                <pubDate>Tue, 01 May 2018 17:33:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد هزار چهره این بار در تهران رویت شد</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AF-glvnrpo0gu6h</link>
                <description>یوسف جلال زاده مرد هزار چهره ایران، چند سالی است مشغول یک پروژه‌ بزرگ عکاسی است. او که اهل هرمزگان است در این پروژه عکس‌های مختلف با چهره‌های مختف از خودش می گیرد و در معرض دید عموم قرار می دهد از عکس بچه گرفته تا پیرمرد از زن گرفته تا مرد از کرد گرفته تا لر و ...یوسف با شعار می خواهم یوسف پیام آور صلح و دوستی باشم این بار در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد آثارش را به نمایش گذاشت.سال گذشته بود که از طریق ایران فا (اصفهان فا سابق) برایش در اصفهان نمایشگاه گذاشتیم و به ما گفت آرزو دارد پیام آور صلح و دوستی باشد و اسمش در کتاب گینس ثبت شود.خوشحال هستیم که اسفندماه امسال در برنامه ای مشترک که توسط دفتر منطقه ای یونسکو در تهران و مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد در حال برگزاری است یوسف عزیز به بخشی از آرزویش رسید و آثارش جهانی دیده شد.اگر علاقه‌مند به دیدن آثار یوسف هستید از تاریخ 20 تا 29 اسفند ماه 1396 به نگارخانه و مرکز هنری سعدآباد تهران مراجعه کنید. آدرس دقیق اینجا هست.در ادامه فیلم افتتاحیه این نمایشگاه که توسط خود او برایمان فرستاده شده است را خواهیم دید. www.aparat.com/v/a9JK7 </description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Mar 2018 14:36:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دراکولای سینمای ایران درگذشت</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-iedwugzhv6zu</link>
                <description>«لوون هفتوان» دراکولای سینمای ایران درگذشت.«لوون هفتوان» بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر صبح امروز ۱۹ اسفندماه در صحنه فیلمبرداری سریال «عروس تاریکی» بر اثر سکته درگذشت.  یکی دو سال است از درگذشت زاون قوکاسیان می گذرد و باز هم ارامنه عزیز یکی از بازیگران خود را از دست دادند.لوون خانکلدیان هفتوان ۶ فروردین ۱۳۴۵ در خانواده‌ای ارمنی در محله حشمتیه به دنیا آمد. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه ساهاکیان و متوسطه را در دبیرستان فیروز بهرام گذراند. سال ۱۳۶۳ در رشته هنرهای نمایشی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۹ نمایش اسب نوشته محمد چرمشیر را به عنوان پایان‌نامه خود در رشته بازیگری و کارگردانی به اجرا درآورد. بازی در نقش کوتاهی در فیلم در کوچه‌های عشق ساخته خسرو سینایی از دیگر کارهای او در این دوران می‌باشد. وی وقتی در سال ۱۹۹۱ برای شرکت در یک جشنواره تئاتر در ارمنستان به سر می‌برد پاسپورتش را گم کرد و نتوانست به ایران برگردد. در پی این اتفاق به مسکو رفت و فوق لیسانس خود را در رشته کارگردانی تئاتر از آکادمی هنرهای نمایشی روسیه دریافت کرد. در سال ۱۳۷۴ به کانادا مهاجرت کرد و با تأسیس کمپانی تولیدات هنری”لماز” و گروه تئاتری”ریرا” در شهر تورنتو تا به امروز نمایشنامه‌های متعددی را کارگردانی و اجرا کرده که از جمله آنها می‌توان به: «آهای کی اونجاست؟» (ویلیام سارویان)، «عاشق» (هارولد پینتر)، «دارم خواب می‌بینم. نمی‌بینم ؟» (لوئیجی پیراندلو)، «مرغ دریایی» (آنتوان چخوف)، «شاید رؤیا» (لوئیجی پیراندلو) و «یکشنبه» (هارچ تارونیان) اشاره کرد. به عنوان بازیگر نیز علاوه بر ایفای نقش در چندین نمایش در برخی از آثار سینمایی همچون «صدای تاریک» ساخته بهروز افخمی نیز حضور داشته است. لوون در تابستان ۱۳۸۹ پس از ۱۹ سال دوری از وطن به ایران بازگشت. او در ایران نیز به عنوان کارشناس تئاتر همکاری‌هایی با جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در زمینه داوری و انتخاب نمایشنامه‌های ایرانی و غیر ایرانی را آغاز کرد و در همین زمان پیشنهاد بازی در فیلم لرزاننده چربی و سپس پرویز را دریافت کرد و دور جدیدی از فعالیتهای او در ایران آغاز شد.او سال گذشته نمایش «بازی یالتا» را هم به صحنه برد. برنامه خندوانه ویژه تولد حضرت مسیح(ع) و با حضور لوون هفتوان https://www.aparat.com/v/nKeOm خبر درگذشت این بازیگر با سابقه توسط اطلاعات بیمارستان شهید مدرس تایید شد.ایران فا درگذشت این بازیگر را به جامعه هنری کشور تسلیت عرض می نماید.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 10 Mar 2018 14:12:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه های کوتاه: کارت پستال</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84-lesgkzmlmeht</link>
                <description>هر شب خواب می دیدم، هر شب. خواب می دیدم پستچی پشت دَر ایستاده است. با انگشت زنگ را می فشارد. صدای زنگ، سکوت را می شکند و من سراسیمه بسوی در خانه می شتابم تا کارت پستالی را که در انتظارش هستم تحویل بگیرم؛ اما هیچگاه به دَر نمیرسم. یک صبح برخاستم، لباس بر تن کردم و به راه افتادم. وارد پستخانه که شدم پستچی آن روبرو نشسته بود، چهره اش از انتظار خسته بود و کج خلق به نظر می رسید. با بی حوصلگی به پیش آمد و گفت:« بفرمایید.» در حالی که دست در کیف بردم و پاکت را درآوردم، گفتم:« کارت پستالی برای پست آورده ام. » ناگهان برق خوشحالی در چشمانش دوید و لبخند رضایت بر لبش نشست. آنچنان که گویی با ناباوری ایمانش را باز میابد با مهربانی پاکت را گرفت و زیر لب گفت:« اینک فرصت، وقت آن فرا رسیده است. دیگر در این غریبستان تنها نیستم. » شب باز خواب میبینم: پستچی جلوی درِ خانه ایستاده است. کارت پستال را در دست چپ دارد و با انگشت اشارۀ دست راست زنگ را می فشارد. شاید آرزو می کند که این انتظار لذت بخش تا ابد به طول بیانجامد ولی طنین صدای باز شدن دَر، رویاهایش را بر هم می ریزد. چون فاتحی که رسالتش را به انجام رسانده باشد، پاکت را تحویل میدهد، روی بر می گرداند و آهسته با قدمهای استوار راه بی انتهای بازگشت را پیش میگیرد تا آنجا که دیگر نه اثری از وی و نه حتی جای پایش را بتوان دید. گویی پستچی هرگز آنجا نبوده است. » نگارنده: پیام فرجادچاپ در ماه نامه ادبی، هنری گلستانه، شماره ۱۲۲، دی ماه ۱۳۹۱</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Mar 2018 13:05:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک گروه تک نفره</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%AA%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87-ovqn5zkwkjtr</link>
                <description> جاکوب کولیر یک گروه تک نفره است. او موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و خواننده‌ی مشهوری است که تاکنون دو بار برنده‌ی جایزه‌ی معروف گرمی آواردز (Grammy Award) شده است. جاکوب با برندهای مطرح دنیا همراه بوده است و یکی از آثار ماندگار او آن سوی افق یا Over the Horizon است که در سال 2017 برای شرکت سامسونگ و برای گوشی های گلکسی S8 تولید کرده است.جاکوب کولیر در یک اجرای پویا و رنگارنگ به بازسازی اتاق جادویی در خانه اش در لندن جایی که  آهنگ هایش را تولید می کند،می پردازد و سه آهنگی را اجرا می کند که هر قسمت از آهنگ را خودش می خواند و هر ساز را خودش می نوازد. اجرای او با کالیودیسکوپ که نوعی ابزار نوری است و  نشانه هایی از موزیک و رشد در زمانی واقعی را ثبت می‌کند همراه است و قطعا بیننده را به وجد می آورد.ایران فا آرزومند  است شما همراه عزیز از این ویدیو لذت ببرید.همچنین اطلاعات بیشتر از جاکوب کولیر و تماشای اتاق او را از اینجا از دست ندهید. https://www.ted.com/talks/jacob_collier_a_one_man_audio_visual_viral_sensation?language=fa </description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>صبیحه همتی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2018 12:05:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیلی خطرناکه حسن!</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D9%86-sgek4ltwl3cb</link>
                <description>دیروز محمد ابوالحسنی در اصفهان برنامه ایی داشت تا تجربه خودش از دوران کاری‌اش را به دانشجویان منتقل کند. استقبال بی نظیر بود حدود 300 نفر ثبت نام کرده بودند و سر وقت در سالن حاضر شده بودند، بماند که ایشان بخاطر قرار کاری مهمی که در فولاد مبارکه داشت یک ساعتی با تاخیر رسید (البته من هم بودم جلسه فولاد که قطعا چرب و چیل تر بود را  از دست نمی دادم). ابوالحسنی از خاطرات دانشجوییش صحبت کرد و فعالیت هایی که به هیچ عنوان از دستشان نمیداد گفت. از فروش کتب دانشجویی گرفته تا انجام امور چاپ روی کاغذ و پرچم و ساخت انیمیشن و فیلم و ... ابوالحسنی در جلسه می گفت حاضر نیست کاری که به او پیشنهاد می  دهند را از دست بدهد حتی اگر تجربه و مهارتش در آن کار کم باشد برای همین همیشه کارها را قبول و نهایت به نیروی متخصصش می سپارد. تهیه کننده دیرین دیرین میان حرف هایش نکات خوبی را هم بیان می کرد. او می گفت: یک اعتقاد دارد و آن اینکه:حاضر است کارهای کوچک آدم های بزرگ را انجام دهد ولی کارهای بزرگ آدم های کوچک را نه! زیراکه آدم‌های کوچک همیشه او را کوچک نگه خواهند داشت.او ورودش به دنیای انیمیشن سازی را اینگونه بیان کرد: در یکی از این همکاری ها با شرکت گاز آشنا شدم، شرکت از من خواست تا در مورد یک انیمیشن با موضوع صرفه جویی در مصرف گاز تحقیق کنم برای همین سراغ شرکتی رفتم که این کار را انجام میداد، آنها گفتند حداقل 9 ماه ساخت این مجموعه زمان می برد و چون ما در حال حاضر پروژه داریم 4 ماه دیگر کار را استارت میزنیم. بعد از اینکه موضوع را به شرکت گاز گفتم و متوجه شدم شرکت خیلی عجله دارد به آن ها پیشنهاد دادم خودم برایتان انیمیشن تولید می کنم و با دادن تعهد و ضمانت این کار را نیز قبول کردم. سریعا سراغ یک کارگردان خوب رفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم، او هم به ما یک لیست از تجهیزات داد که نه در ایران و نه در دبی پیدا نمیشد و مجبور شدیم آن ها را از آمریکا تهیه کنیم. خلاصه کلام سال ۸۳ با یک تیم ۱۲ نفره ساخت انیمیشین را شروع کردیم و چون به فکر توسعه بودیم در سال ۸۷ نیروهای مان  به ۱۷۰ نفر رساندیم و حدود 90 درصد انیمیشن های فرهنگی آن زمان را ساختیم.انیمیشن خیلی خطرناکه حسن هم یکی از کارهای مجموعه ابوالحسنی است. جالب است حسن اسم پسر خود اوست و بخاطر اینکه آن زمان در مدرسه مذهبی تحصیل می کرد و همیشه کچل بود این شخصیت از روی او ساخته شد و شخصیت دو قولوها هم دخترخاله و پسرخاله حسن هستند.اما جالب است این انیمیشن برای آن ها دردسر ساز شد بخاطر تشابه اسمی حسن به برخی شخصیت ها و ائمه و جک هایی که برایش ساخته میشد آن ها این پروژه را متوقف کردند.ابوالحسنی سال 88 را نقطه عطف خود بیان میکنه با توجه به اینکه اسم موسسه آن ها نسل اندیشه سبز بوده و سال 88 و ماجراهای آن به آن ها گفته شد باید اسم موسسه را عوض کنید تا بتوانید کار کنید. ابوالحسنی هم پیش خودش گفته بود این معایب کارکردن با دولتی هاست برای همین تصمیم گرفت از این به بعد برای مردم بسازد. برای همین انیمیشن تهران ۱۵۰۰ و  حیات وحش را ساخت اما چون نقدینگی برای مجموعه اش نداشت به سراغ ایده ایی رفت که امروز به نام دیرین دیرین مشهور است. او به بچه هایش گفت من مجموعه ایی میخواهم که سفارش دهنده ندارد، هر روز باید منتشر شود و هر روز هم باید ایده ایی را مطرح کن و فقط می خواهم در نت منتشر شود و مردم با آن حال کنند. از سال 92 تا 93 پیش تولید شروع شد و نهایت در سال 94 اولین قسمت دیرین دیرین منتشر شد و امروز 1500 قسمت از آن می گذرد و حدود 5 میلیون بازدید کننده دارد.ابوالحسنی گفت در راه دیرین دیرین به موانع قانونی زیادی برخورد می کردیم که قانون برایش نوشته نشده بود اما به کسب و کارهای نوپا پیشنهاد داد کارتان را بکنید و خودتان را درگیر قانون نکنید.در پایان هم ابوالحسنی از مجموعه گیگول داتکام گفت که قرار است در آن ایران را معرفی کنند.راستی هر کسی ایده پول ساز داره چه در زمینه انیمیشن چه هر زمینه دیگر می تونه برای این مجموعه از طریق این تلگرام بفرسته و منتظر باشه که بهش زنگ بزنن. https://www.aparat.com/v/Pfd72  ممنون که این مطلب را مطالعه کردید. من کامل در این برنامه بودم اگر سوالی توی ذهنتون هست در قسمت نظرات بنویسید اگر بهش اشاره کرده باشه پاسختون رو میدم.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2018 11:28:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هُنری‌ها &quot; ایران فا &quot; هم ویرگولی شد</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%87%D9%8F%D9%86%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-p6aabdrfemb8</link>
                <description>ما در ایران فا حدود 2 سالی هست مشغول فعالیت هستیم. در ابتدای این یادداشت یه توضیح کوتاهی میدم که ایران فا چیه و بعد اینکه چرا ما ویرگولی شدیم و چرا شما باید ویرگولی شوید را خواهم گفت.ما اهل اصفهان هستیم. در سال 93 با دغدغه‌ اطلاع رسانی رویدادهای فرهنگی هنری شهر اصفهان در شبکه‌های مجازی فعالیت خود را شروع کردیم و بعد از آشکار شدن رویدادهای پنهان اصفهان به این فکر افتادیم پایگاه اینترنتی خود را راه اندازی کنیم.اسم سایت را اصفهان فا گذاشتیم. نمی دانم بشه به ما استارتاپ گفت یا نه ولی سعی کردیم تمام جنبه های شروع یک استارتاپ را رعایت کنیم. این وب سایت  یک پروژه کاملا غیرانتفاعی هست که با هزینه شخصی جمعی از دغدغه‌مندان فرهنگ و هنر در اصفهان راه اندازی شد تا برنامه‌ها و رویدادهایی که ارزش بیشتری برای دیده شدن داشتند را اطلاع رسانی کنند. اما درخواست‌های مکرر مخاطبینمان و شور جوانیمان و تجاربی که کسب کردیم باعث شد تصمیم بگیریم که از اصفهان فا به سمت ایران فا کوچ کنیم که هم حوزه فعالیت را گسترش دهیم هم رویدادهای بیشتری را به مخاطبینمان اطلاع‌رسانی کنیم. این اولین کوچ ما بود. به احترام مخاطبینمان دامنه iranfa.ir  را که قبلا ثبت شده بود با هزینه قابل ملاحظه ایی خریداری کردیم تا افراد در سراسر ایران عزیز بتوانند به رویدادهای فرهنگی هنری ایران دسترسی پیدا کنند.رویای ما در ایران فا این است که در چند سال آینده بتوانیم به &quot;گذرگاه رویدادهای فرهنگی هنری ایران&quot; تبدیل شویم. البته عنوان اصفهان فا را بعنوان پایگاه خبری تحلیلی خود نگه داشتیم. شما هم اگر هنرمند هستید یا صاحب رویداد فرهنگی هنری می توانید در وب سایت ما عضو شده و به صورت رایگان رویداد خود را ثبت کنید. دومین کوچ ما، کوچ از وبلاگ ایران فا به ویرگول بود.کوچ به سمت ویرگولاما چرا ایران فا هم ویرگولی شد؟فکر میکنم موقعی که ویرگول جدی جدی پا به میدان وبلاگ نویسی گذاشت، جز اولین کسایی بودم که در آن عضو شدم و برای خودم یک پروفایل ساختم. با پشتکاری که از تیمشون سراغ داشتم شک نداشتم که ویرگول دنیای وبلاگ نویسی رو در ایران متحول می‌کنه و همین هم شد. با سرعت باورنکردنی منحنی plc رو شرمنده کرد و آنچنان رشدی کرد که بیا و ببین. فکر میکنم باز هم جز اولین کسایی بودم که ازشون درخواست کردم وبلاگ ایران فا هم روی ویرگول بیایید یعنی 27 شهریور 1396 که سرانجام این اتفاق امــروز یعنی پنجم اسفند 1396واسمون افتاد.مکالمه من و مدیر ویرگولاین که چرا ویرگولی شدیم دلیلش هم در مکالمه من و علی هست هم مواردی که در زیر آوردم:اول اینکه حس می‌کنم این روزها مخاطبین تخصصی نیاز به محتوای تخصصی دارند و شاید مخاطب، بین انبوه مطلب در ویرگول سردرگم شود برای همین با یک تیر دو نشان زدیم و آن اینکه هم محتوایمان در ویرگول به نمایش در بیایید و هم هر کس محتوای تخصصی در زمینه فرهنگ و هنر خواست سری به وبلاگ ایران فا بزند.دوم اینکه با توجه به جایگاه خوب ویرگول در گوگل دیگر خیالمان راحت هست که محتوای ما علی رغم اینکه زودتر منتشر خواهد شد، کمک شایانی هم به سئو کردن وبلاگمان خواهد کرد.و نکته سوم اینکه ما در ایران فا نویسندگانی داریم که برایمان می نویسند. در ابتدا تصمیم داشتیم شرایط را جوری فراهم کنیم که عموم علاقه مندان به فرهنگ و هنر برایمان بنویسند اما تصمیم گرفتیم چرخ را از اول نسازیم و از ویرگول استفاده کنیم. چرا که دیگر خیالمان از پشتیبانی و به روز رسانی و ... راحت راحت است.در آخر توصیه من به افراد علاقه مند به فرهنگ و هنر که دستی به قلم دارند و می نویسند ولی جایی برای نشر دادن ندارند این است که از اینجا عضو ویرگول شوند و شروع به نوشتن کنند و حتما از طریق ایمیل info@iranfa.ir یا از طریق تلگرام یا کامنت گذاشتن زیر همین پست به من پیام دهند که پست هاشون رو در وبلاگ ایران فا هم منتشر کنیم. و عزیزانی هم که قبلا در ویرگول پستی در مورد فرهنگ و هنر نوشته اند، در صورت تمایل به ما خبر دهند تا پست‌های آن ها را هم منتشر کنیم.ممنونم که این متن را تا آخر مطالعه کردید. اگر هم دوست داشتید برای ما نظر بگذارید.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 24 Feb 2018 20:13:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر مثل یک ابزار</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-gbkpxvcuzgxs</link>
                <description> اگر کمی به عقب برگردیم و از خودمان سوال کنیم چرا انسان چاقو را ساخت؟ چه پاسخی می دهیم؟ قاعدتا انسان چاقو را ساخت برای اینکه خودش و جسمش قادر به بریدن و تکه تکه کردن نبود، در حالیکه به آن نیاز داشت. انسان بطری را ساخت به این دلیل که نیاز به حمل آب داشت و خودش قادر به حمل آب نبود. پس می بینیم که بشر برای رفع نیازهای خود دست به ساختن ابزار زده است. حال اگر هنر را هم بر همین منوال یک ابزار تلقی کنیم، این ابزار به چه کاری می آید؟ و به کدام بخش از نیازهای بشری پاسخ می دهد؟اثر از :آنه محمد تاتاری هنر هم مانند هر ابزار دیگری این امکان را به بشر می دهد تا قابلیت هایش را از حدی که طبیعت برای او تعیین کرده، فراتر ببرد. هنر می تواند نقطه ضعف های انسان را جبران کند. البته نقطه ضعف های ذهنی و روحی او را. برای درک هدف هنر باید از خودمان بپرسیم؛ نیاز داریم با ذهن و عواطف مان چه کارهایی بکنیم که بدون این ابزار در انجامش مشکل داریم؟ هنر چه کمکی به نقطه ضعف های روانی ما می کند؟ جالب است که بدانیم هفت نقطه ضعف عمده برای ذهن بشر شناسایی شده است و به دنبال آن، هفت کاربرد عمده هم برای هنر مطرح است: 1- به یاد آوردن. 2- امید. 3- تحمل اندوه. 4- تعادل یافتن. 5- چگونگی درک ِخود. 6- رشد کردن. 7- تحسین هنر. این سلسله مطالب برگرفته از کتاب &quot;هنر چگونه زندگی شما را متحول می کند؟&quot;اثر: آلن دوباتن و جان آرمسترانگ و ترجمه ی گلی امامی است.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>مرجان نصرالهی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2018 14:58:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کَنوا (Canva) یک وب سایت خوب برای تنبل‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%DA%A9%D9%86%D9%88%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-pbzxlu2nssxa</link>
                <description>یک همایشی شرکت کرده بودم که در آن یکی از اساتید گرافیک حرف جالبی زد. گفت در ایران طراحان به دو دسته طبقه بندی میشوند یکی طراحان گرافیک و یکی طراحان کپی پیست کار. من هم یک طراح کپی پیست کار هستم. برای این دسته از طراح‌ها خیلی مهم هست که بهترین چیز رو کپی کنند و در بهترین مکان ممکن پیست کنند. باور کنید این نوع طراحی نیز، زمان بر هست و باید مهارت خوبی داشته باشیم تا مبادا کارفرما بفهمه و دردسر بشه.اما عده ایی هستند که نه گرافیست هستند نه کپی پیست کار. این افراد اصولا تنبل هستند ولی عاشق طراحی و خلق یک اثر برای همین در این یادداشت تصمیم دارم یک وب سایت خوب بهتون معرفی کنم که اگر خدایی نکرده از این دسته هستید، ازش لذت کافی رو ببرید. من یکم گوگل کردم ولی متن فارسی پیدا نکردم که توضیح این وب سایت رو بده برای همین تصمیم گرفتم اینجا برای تنبل ها بنویسم که خدایی نکرده از ترجمه خسته نشن. برای همین اگر شما متن را جایی دید بنده رو ببخشید.به وب سایت ما هم از اینجا سر بزنید. کلی ابزار باحال دیگه اونجا معرفی میشه.وب سایت Canva.com این وب سایت ابزاری است برای طراحی در استرالیا و در سال 2012 راه اندازی شده و به صورت بکش و رها کن کار میکنه و بیش از یک میلیون عکس و طرح و فونت در اون وجود داره. این وب سایت به سرعت محبوب شد و بیش از 750،000 کاربر در سال اول بدست آورد.بعد از عضویت در این وب سایت و انتخاب منوی explore templates از سمت چپ سایت با بیش از 40 دسته‌بندی از طراحی اطلاعیه و جلد کتاب و بروشور و بیزینس کارت و اینفوگرافیک گرفته تا طراحی برای شبکه های اجتماعی و کاور فیسبوک و تبلیغات بنری برای سایت و کلی دسته بندی دیگه مواجه خواهید شد.با انتخاب هر کدام از این دسته بندی ها بیش از 100 ها طرح آماده برای شما نمایش داده میشه که با توجه به سلیقه اتون می تونید هر کدام را میخواهید انتخاب کنید و به ویرایش اون بر اساس متون و عکس های اختصاصی خودتون اقدام کنید. در پایان هم گزینه دانلود را از اون بالا بزنید تا فایل pdf کار را بهتون تحویل بده. در ادامه چند تا اسکرین شات از صحبت های بالا قرار میدم که اگر حوصله خواندن متن را ندارید بر اساس تصویر پیش برید.انتخاب دسته بندی و نوع طرح انتخاب برای ادیت کردن طرح مورد نظرادیت کردن متن بر اساس متن و عکس مورد نظر و ذخیره آندر پایان به مدیران شبکه های اجتماعی یا بازاریابان دیجیتال پیشنهاد میکنم برای صرفه جویی در زمان و استفاده از طرح هایی که در این سایت آماده شده با اضافه کردن کمی خلاقیت محتواهای جذابی برای شبکه های اجتماعی خودشون آماده کنند.امیدوار هستم این معرفی حداقل به درد تنبل ها خورده باشه.به وب سایت ما هم از اینجا سر بزنید. کلی ابزار باحال دیگه اونجا معرفی میشه.</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2017 11:22:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی سمـــــــــــــــج</title>
                <link>https://virgool.io/iranfa/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B3%D9%85%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%AC-mxivy0bqli01</link>
                <description>واستون پیش اومده که برای مدتی یه آهنگ، توی ذهنتون بقول معروف گیر کنه و مرتب تکرار بشه؟ حتما پیش اومده. واسه من که پیش میاد. گاهی آهنگ ها و ترانه هایی که اصلا ازشون خوشم نمیاد مدام تکرار میشن و اونوقتاس که حسابی رو اعصاب هستن. چند روز پیش متوجه شدم که بهش میگن&quot;سندروم کرم گوش&quot;. خدایی هم که اسم با مسمایی هست. جالبه که فکر می کردم فقط من اینجوری هستم. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده که برای اطلاعات بیشتر می تونین به اینجا، اینجا، اینجا و اینجا مراجعه کنین. روش های درمانش!!!! هم توضیح داده شده.پ.ن.1: آهنگی که الان کرم گوشم شده و حسابی رو مخمه اینه: &quot;گل گلدون من، تو رگام خون من....&quot; از کجا اومده نمی دونم!!!!</description>
                <category>ایران فا</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2017 04:13:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>