سلام بر همه
از رویای سوخته قاجار تا اراده آهنین پهلوی: داستان پرفراز و نشیب راهآهن سراسری

تاریخ معاصر ایران با یک صدای ممتد و غریب گره خورده است؛ صدای سوت قطاری که قرار بود نماد ورود ما به عصر مدرن باشد. اما این مسیر هزار و چند صد کیلومتری، نه از فولاد، که از میان کوهی از ناتوانی، بدهیهای خارجی و بازیهای کثیف ژئوپولیتیک عبور کرد.
۱. عصر قاجار؛ وقتی «ماشین دودی» یک فانتزی ترسناک بود
در قرن نوزدهم که اروپا با ریلهای آهن به هم دوخته میشد، ایرانِ عصر ناصری درگیر یک بنبست عجیب بود. برای شاهان قاجار، راهآهن بیشتر جنبه فانتزی و تماشایی داشت. اولین تلاشها به «ماشین دودی» تهران-شهرری ختم شد؛ مسیری کوتاه که بیشتر به یک اسباببازی برای تفرج درباریان شبیه بود تا شریان توسعه.
روشنفکران عصر مشروطه مثل «مستشارالدوله» در کتابهایشان از مزایای راهآهن مینوشتند، اما در عمل، ایران با دو مشکل بزرگ روبرو بود: بیپولی و سایه همسایگان. روسیه و بریتانیا مثل دو لبه قیچی، هر طرحی را که به نفع رقیب بود میبریدند. روسها راهآهن شمال به جنوب را تهدیدی برای مرزهایشان میدیدند و انگلیسیها نگران بودند که این ریلها، راه نفوذ دشمن به هندوستان را باز کند. نتیجه؟ ایران در حسرت ریل، دههها درجا زد.
۲. چهار قفل بزرگ بر درِ مدرنیته ایران
چرا ساخت راهآهن در ایران یک مأموریت غیرممکن به نظر میرسید؟ علی بندری در تحلیل خود به چهار مانع اصلی اشاره میکند که مثل چهار قفل بزرگ، مانع حرکت ایران میشدند:
خلاء مالی: خزانه خالی بود و وام گرفتن از خارج هم یعنی فروختن استقلال کشور.
نبود نهاد اجرایی: مملکتی که با سیستم سنتی اداره میشد، نهاد مالی مدرنی برای حسابرسی و مدیریت پروژهای به این عظیمی نداشت.
فقدان تخصص: ما حتی یک مهندس داخلی برای نقشهبرداری ساده از کوههای زاگرس نداشتیم.
سد ژئوپولیتیک: رقابت قدرتهای بزرگ که عملاً هر کلنگی را در نطفه خفه میکرد.
۳. ظهور ارادهای برای شکستن بنبست
با تغییر سلسله و روی کار آمدن رضا شاه، ورق برگشت. تفاوت اصلی در یک کلمه خلاصه میشد: اراده متمرکز برای «قوی شدن». برای دولت جدید، راهآهن دیگر یک وسیله تفننی نبود؛ ابزاری بود برای اعمال حاکمیت، سرکوب شورشهای محلی و یکپارچه کردن ممالک محروسه ایران.
بزرگترین شاهکار این دوره، نحوه تأمین مالی آن بود. دولت تصمیم گرفت به جای گدایی از بانکهای خارجی، هزینهها را از طریق مالیات بر قند و شکر تأمین کند. این یعنی تکتک مردم ایران، از فقیرترین قشر تا متمولترینها، با هر استکان چای که مینوشیدند، در حال خریدن پیچ و مهرههای این مسیر طولانی بودند. این یک «توسعه از جیب ملت» بود که استقلال سیاسی پروژه را تضمین کرد.
۴. چالشهای فنی؛ نبرد با کوهستان و گرما
ساخت راهآهن سراسری یکی از پیچیدهترین پروژههای مهندسی زمان خود در جهان بود. عبور از رشتهکوههای سرکش البرز و زاگرس، ساخت پلهای عظیمی مثل «ورسک» که هنوز هم شاهکار مهندسی محسوب میشود، و تحمل گرمای طاقتفرسای جنوب، مسیری خونبار و پرهزینه را رقم زد. مهندسان آلمانی، آمریکایی و اسکاندیناویایی به کار گرفته شدند تا از دل سنگ، راهی برای لوکوموتیوها باز کنند.
۵. میراثی میان دو قطب: خادم یا خائن؟
اما چرا هنوز هم درباره راهآهن سراسری بحثهای داغ و دوقطبی وجود دارد؟
برخی معتقدند این مسیر (شمال به جنوب) صرفاً برای خوشآمد بریتانیا و انتقال نیرو در جنگ جهانی دوم ساخته شد (تز راهآهن استعماری). در مقابل، گروهی دیگر آن را بزرگترین گام ایران به سمت صنعتی شدن میدانند.
واقعیت این است که در فضای دوقطبی ایران، هیچگاه فرصت نشد تا به دور از شعارهای «زنده باد» و «مرده باد»، یک مناظره عاقلانه درباره اولویتهای توسعه شکل بگیرد. شاید اگر آن زمان به جای نگاه صرفاً نظامی و حاکمیتی، به جنبههای اقتصادی و اتصال شهرهای بزرگ تجاری هم توجه بیشتری میشد، سرنوشت توسعه در ایران شکل دیگری میگرفت.
سخن پایانی
داستان راهآهن سراسری ایران، آیینهای از کل تاریخ توسعه ماست؛ آمیزهای از غرور ملی، فداکاری مردم، استبداد مصلحانه و دخالتهای بیگانگان. این ریلها فقط واگنها را حمل نکردند، بلکه حامل آرزوهای ملتی بودند که میخواستند به هر قیمتی، از دنیای قدیم کنده شده و به قطار پیشرفت جهانی برسند.
برای درک عمیقتر این روایت و شنیدن جزئیات دقیقتر تاریخی:
اگر این مطلب برایتان جذاب بود و میخواهید بدانید که دقیقاً چه بازیهای سیاسی پشت پرده این ریلها جریان داشت و نقش اراده شخصی در برابر موانع جهانی چه بود، پیشنهاد میکنم ویدئوی کامل این تحلیل را در لینک زیر تماشا کنید. این روایت، نگاه شما را به تاریخ معاصر ایران دگرگون خواهد کرد:
🔗 تماشای ویدئو: اراده رضاشاه به توسعه؛ داستان عجیب راهآهن ایران
مطلبی دیگر از این انتشارات
پیامدهای عمیق نظریه هزار مغز
مطلبی دیگر از این انتشارات
راز پیدایش حیات در اعماق زمین
مطلبی دیگر از این انتشارات
مقدمهاي بر تکامل کانيشناسي