سلام بر همه
از غار قبیله تا الگوریتم اینستاگرام: چرا ذهن ما عاشق دنیاهای سیاه و سفید است؟

تصور کنید نیمهشب است. آتشی در میان یک اردوگاه کوچک زبانه میکشد. اجداد دور ما در تاریکی دشتها و جنگلها گرد هم نشستهاند. جهان برای آنها پر از ناشناختههاست: صدای رعد، بیماری، خشکسالی، مرگ و دشمنانی که شاید پشت تپه بعدی کمین کرده باشند. در چنین جهانی، بقای انسان تنها به یک چیز وابسته بود: اینکه بتوانی خیلی سریع تصمیم بگیری دوست کیست و دشمن کجاست؟ خودی کدام است و بیگانه کدام؟ امنیت کجاست و خطر کجا؟
هزاران سال از آن زمان گذشته است. ما شهرهای مدرن را ساختهایم، دانشگاهها را بنا کردهایم، تلسکوپها را به سوی کهکشانها گرفتهایم و حتی ژنوم خودمان را خواندهایم. اما یک پرسش تکاندهنده باقی مانده است: آیا ذهن و اخلاق ما واقعاً به اندازه فناوریهایمان پیشرفت کرده است؟
امروز دیگر کنار آتش قبیله ننشستهایم؛ مقابل صفحههای درخشان موبایل و لپتاپ نشستهایم. اما هنوز هم در حال تکرار همان داستان قدیمی هستیم: «ما در برابر آنها»، «خوبها در برابر بدها»، «روشنایی در برابر تاریکی».
اگر شما هم احساس میکنید فضای مجازی به یک میدان نبرد بیرحمانه تبدیل شده که در آن هویّتها به شدت قطبی شدهاند و هیچکس به حرف دیگری گوش نمیدهد، این مقاله پنجرهای جدید رو به ذهن شما باز خواهد کرد. اینها خلاصهای از تکاندهندهترین مفاهیمی است که در اپیزود هفدهم پادکست بنفش با عنوان «از قبیله تا الگوریتم» مطرح شده است؛ اپیزودی که شنیدن آن برای هر انسان خسته از هیاهوی اینترنت، یک ضرورت است.
۱. مغز پارینهسنگی در جهان مدرن
یکی از جذابترین نکات مطرح شده در این اپیزود، مفهوم «شاهکار سرهمبندی تکامل» برای مغز انسان است. واقعیت این است که ما یک مغز با سیمکشی چندین میلیون ساله (تنظیم شده برای دوران پارینهسنگی) را حمل میکنیم و آن را ناگهان پرتاب کردهایم وسط جهان مدرن؛ جهانی پر از ماشین، اینترنت و شبکههای اجتماعی.
در لحظات ترس، ابهام یا بحرانهای اجتماعی، مغز به صورت خودکار به حالت تفکر دوقطبی (سیاه و سفید) سوئیچ میکند. چرا؟ چون تحلیل پیچیدگیها زمانبر و انرژیبر است، اما دوقطبیسازی سریع است. برای مغز تکاملی ما، یک دشمن مشخص (حتی اگر فرضمان اشتباه باشد) بسیار آرامشبخشتر از ابهام و سردرگمی است. ما واقعیت پیچیده را قربانی قطعیت کاذب میکنیم تا اضطرابمان کم شود.
۲. عصر کشاورزی و آغاز «جنگ بر سر داستانها»
شواهد باستانشناسی نشان میدهند که انسانها همواره برای بقا به «همکاری درونگروهی» نیاز داشتند؛ از نگهداری از همنوع فلج و نابینا در ۶۰ هزار سال پیش (غار شانیدر) تا شکار گروهی ماموتها. اما تمایز از زمانی شروع شد که انسانها برای مشخص کردن مرز خود با دیگران، از زیورآلات، نمادها و مهمتر از همه «زبانهای متفاوت» استفاده کردند.
نقطه عطف این ماجرا حدود ۱۲ هزار سال پیش با آغاز عصر کشاورزی رقم خورد. مالکیت زمین و انباشت منابع باعث شد مقیاس «ما و آنها» بسیار بزرگتر شود. از اینجا بود که هر گروه شروع به ساختن داستانها و اسطورههای خود کرد: من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ خدای من کیست؟ و انسانها هزاران سال است که بر سر این «داستانهای متفاوت» با یکدیگر میجنگند.
۳. اقتصاد توجه: راز شرمآور الگوریتمها
فکر میکنید چرا شبکههای اجتماعی اینقدر ما را عصبانی، غمگین یا هیجانزده میکنند؟ پادکست به زیبایی مکانیزم پشت پرده الگوریتمها را فاش میکند.
الگوریتمهای اینستاگرام، توییتر یا فیسبوک هیچ ایدئولوژی سیاسی یا نگاه اخلاقی ندارند. آنها فقط یک تابع هدف دارند: درگیر کردن مخاطب (Engagement). آنها میخواهند شما بیشتر در پلتفرم بمانید. الگوریتمها به تجربه فهمیدهاند محتوایی که شوک، خشم، ترس و دوقطبیسازی ایجاد کند، بیشترین لایک، کامنت، شِیر و واچتایم را میگیرد.
ما در «اتاقهای پژواک» (Echo Chambers) خودمان گیر افتادهایم. الگوریتم فقط چیزهایی را به ما نشان میدهد که با آنها موافقیم، چون اگر محتوای مخالفی ببینیم که دلمان را بشکند، ممکن است دکمه خروج را بزنیم! نتیجه؟ جامعه روز به روز قطبیتر، متعصبتر و خشنتر میشود. فاجعه نسلکشی روهینگیا در میانمار که در پایان اپیزود روایت میشود، نمونهای هولناک از همین بازی کثیف الگوریتمها با خشم قومی است.
۴. تناقض عجیب: چرا تحصیلکردهها هم سقوط میکنند؟
شاید فکر کنید افراد آکادمیک و تحصیلکرده از این دام دوقطبیسازی در امان هستند. اما پژوهشهای علوم شناختی چیز دیگری میگویند! تحصیلات لزوماً بیطرفی بار نمیآورد، بلکه «هوش استدلال در جهت سوگیری» را تقویت میکند. یک فرد تحصیلکرده به دلیل دسترسی به اطلاعات بیشتر، استدلالهای به مراتب پیچیدهتر و باکلاستری برای دفاع از تفکر متعصبانه و دوقطبی خود سرهم میکند!
وقتی «هویت» ما (سیاسی، مذهبی یا ملی) مورد تهدید قرار میگیرد، بخش منطقی مغز خاموش شده و آمیگدال (مرکز احساسات و بقا) فرمانروایی میکند. بازگشت از یک هویت اشتباه برای انسانها هزینه دارد؛ هزینه آن طرد شدن از قبیله و از دست رفتن جایگاه اجتماعی است. به همین دلیل، خیلیها در تنهایی خود میدانند اشتباه کردهاند، اما هرگز آن را علنی نمیکنند.
۵. پنج سؤال کنکوری برای نجات ذهن (سواد رسانهای)
پادکست در بخش پایانی خود، راهکارهای عملی فوقالعادهای برای تمرین سواد رسانهای ارائه میدهد. سواد رسانهای مثل خواندن ترکیبات روی بسته بندی مواد غذایی است؛ نباید فقط به عکس جذاب روی جلد نگاه کرد. هر وقت با خبر یا پستی مواجه شدید، این ۵ سوال را از خود بپرسید:
1. کی این پیام را ساخته؟ (آیا تخصص دارد یا صرفاً تولیدکننده محتواست؟)
2. چرا این پیام ساخته شده؟ (هدفش اطلاعرسانی است یا فروش، جمعآوری رای، یا صرفاً جلب توجه؟)
3. از چه تکنیکهایی برای جلب توجه من استفاده شده؟ (موسیقی حماسی، تیتر ترسناک، عکس دستکاری شده؟)
4. این وسط چه چیزی حذف شده؟ (چه بخشی از داستان یا زاویه دید مخالف گفته نشده است؟)
5. افراد مختلف چه برداشتهای متفاوتی ممکن است از این پیام داشته باشند؟
چند تمرین برای عضلهسازی ذهنی:
* بین شنیدن یک خبر تا باور کردن آن، یک فاصله زمانی (درنگ) قرار دهید.
* وقتی پستی را خواندید و در دل گفتید «ایول! دقیقاً همینه!»، بیشتر شک کنید؛ شاید اسیر سوگیری تأییدی خود شدهاید.
یاد بگیرید که خیلی راحت بگویید: *«فعلاً نمیدانم»**. دنیا با صادر نکردن حکم قطعی از سوی ما به پایان نمیرسد.
چرا باید کل این اپیزود را بشنوید؟
آنچه در این مقاله خواندید، تنها مشتی از خروار مباحث عمیق، تاریخی، فلسفی و جامعهشناختی اپیزود ۱۷ پادکست بنفش بود. در این اپیزود یکساعته، میزبانان با لحنی صمیمی و علمی، دو کتاب فوقالعاده را هم کالبدشکافی میکنند: کتاب «تجاوز به ذهن» اثر یوست میرلو (درباره شستشوی مغزی با ابزار ترس توسط حکومتهای توتالیتر) و کتاب «فلسفه شر» اثر لارس اسوندسن.
اگر میخواهید یاد بگیرید چطور در این روزگار پرآشوب، عاملیت و استقلال فکری خود را حفظ کنید و اسیر بازیهای روانی رسانهها و الگوریتمها نشوید، همین حالا هدفونهایتان را بردارید و اپیزود «از قبیله تا الگوریتم» از پادکست بنفش را در کستباکس، اسپاتیفای یا یوتیوب گوش کنید. این یک ساعت، رژیم سلامت ذهن شماست.
شما چطور؟ آیا تا به حال مچ خودتان را در حال تفکر سیاه و سفید و قضاوتهای عجولانه توییتر یا اینستاگرام گرفتهاید؟ نظرات خود را زیر این پست بنویسید تا دربارهاش گفتگو کنیم.
مطلبی دیگر از این انتشارات
پیامدهای عمیق نظریه هزار مغز
مطلبی دیگر از این انتشارات
کتاب خاک دگرگون شده: یک تاریخ نگفته
مطلبی دیگر از این انتشارات
وقتی فروتنی از اقتدار قویتر است - کنراد آدناور و سیاست بازسازی قدرت