انور سادات؛ رهبرِ دست‌کم‌گرفته‌شده‌ای که تاریخ را غافلگیر کرد

در روایت هنری کیسینجر، سادات از همان ابتدا یک «رهبر اتفاقی» به نظر می‌رسد؛ جانشین کم‌فروغ جمال عبدالناصر، بدون کاریزما، بدون شبکه قدرت، و بدون محبوبیت توده‌ای.

اما کتاب نشان می‌دهد که این تصویر، نه ضعف، بلکه ابزار استراتژیک سادات بود.

او اجازه داد همه تصور کنند کنترل او را در دست دارند، تا در لحظه مناسب، تصمیم‌هایی بگیرد که هیچ‌کس انتظارش را نداشت.

سادات برخلاف رهبران کاریزماتیک، نه با فریاد، بلکه با سکوت و غافلگیری پیش می‌رفت.

او برای صلح جنگید، برای صلح تنها ماند، و برای صلح کشته شد.انور سادات بهای تصمیم‌هایی را داد که هیچ رهبر عاقلی جرأت نزدیک‌شدن به آن‌ها را نداشت.
او برای صلح جنگید، برای صلح تنها ماند، و برای صلح کشته شد.
انور سادات بهای تصمیم‌هایی را داد که هیچ رهبر عاقلی جرأت نزدیک‌شدن به آن‌ها را نداشت.

جنگ ۱۹۷۳؛ جنگی که برای پیروزی نبود

کیسینجر تأکید می‌کند که جنگ اکتبر ۱۹۷۳ یک جنگ کلاسیک برای نابودی دشمن نبود.

سادات می‌دانست که ارتش مصر توان شکست کامل اسرائیل را ندارد.

هدف او چیز دیگری بود: بازگرداندن کرامت ملیِ از دست‌رفته پس از شکست ۱۹۶۷.

در این کتاب، جنگ ۱۹۷۳ یک حرکت حساب‌شده سیاسی است:

* شکستن بن‌بست روانی

* بازگرداندن مصر به میز مذاکره

* و تغییر معادله قدرت در ذهن قدرت‌های جهانی

سادات جنگ را آغاز کرد تا بتواند صلح را تحمیل کند.

صلح با اسرائیل؛ تصمیمی علیه اجماع عربی

مهم‌ترین و پرریسک‌ترین بخش رهبری سادات، تصمیم به صلح با اسرائیل است.

کتاب این تصمیم را نه نتیجه فشار خارجی، بلکه محصول یک محاسبه سرد تاریخی می‌داند.

سادات فهمیده بود:

* ادامه دشمنی، مصر را فرسوده می‌کند

* اتحاد عربی، بیش از آن‌که واقعی باشد، شعاری است

* و آینده مصر در گرو خروج از چرخه جنگ دائمی است

او آگاهانه محبوبیت منطقه‌ای را قربانی منافع ملی کرد.

این همان نقطه‌ای است که کتاب، سادات را «رهبرِ تنهایی‌های بزرگ» می‌نامد.

رهبری شخص‌محور؛ قدرت بدون پشتوانه نهادی

نقد جدی کیسینجر به سادات، در همین‌جاست.

سادات تصمیم‌های تاریخی گرفت، اما نهاد نساخت.

او:

* اپوزیسیون را تحمل نکرد

* جانشین نپروراند

* و سیاست را به شخصیت خود گره زد

نتیجه این شد که با حذف فیزیکی او، بسیاری از تصمیم‌ها بی‌پشتوانه ماندند.

کتاب به‌صراحت می‌گوید:

سادات تاریخ را تغییر داد، اما ساختار را نه.

اسلام‌گرایان؛ خطایی که قابل بازگشت نبود

یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این فصل، به محاسبه اشتباه سادات درباره اسلام‌گرایان اختصاص دارد.

او برای تضعیف چپ‌ها، فضا را برای نیروهای مذهبی باز کرد، با این تصور که می‌تواند آن‌ها را مهار کند.

اما کتاب این تصمیم را اشتباهی استراتژیک و مرگبار می‌داند.

همان نیروهایی که قرار بود ابزار تعادل باشند، به تهدید نهایی تبدیل شدند.

ترور؛ پایان منطقی یک رهبری پرهزینه

در روایت کیسینجر، ترور سادات یک اتفاق ناگهانی نیست.

بلکه نتیجه طبیعی انباشته شدن دشمنان:

* ایدئولوژیک

* سیاسی

* مذهبی

* و حتی نظامی

او بیش از حد جلوتر از جامعه‌اش حرکت کرده بود.

جمع‌بندی؛ رهبر تصمیم‌های غیرقابل بازگشت

کتاب هنری کیسینجر، انور سادات را نه قهرمان می‌سازد، نه خائن.

او را به‌عنوان نمونه‌ای نادر از رهبریِ شجاع اما پرهزینه معرفی می‌کند.

سادات ثابت کرد:

گاهی رهبری یعنی رفتن به سمتی که هیچ‌کس همراهت نمی‌آید

و پذیرفتن این‌که تاریخ، همیشه با رهبرانش مهربان نیست