سلام بر همه
علم در برابر سودازدگی: راهنمای صیانت از خرد در عصر فریب

کتاب «علم و نابخردی» نوشته دیزی و مایکل ردنر، تنها یک نقد ساده بر خرافات نیست؛ بلکه یک مرزبان فکری است. در دنیایی که هر ادعای عجیبی با برچسب «کوانتومی» یا «باستانی» فروخته میشود، این کتاب به ما میآموزد که چگونه مکانیسمهای دفاعی ذهن خود را فعال کنیم.
۱. پرونده ویژه: امانوئل ولیکوفسکی و درهمآمیزی فیزیک با افسانه
یکی از مهیجترین و در عین حال پیچیدهترین بخشهای کتاب، نقد نظریات امانوئل ولیکوفسکی است. او در کتاب جنجالی خود «جهانهای در برخورد»، ادعا کرد که بسیاری از وقایع توصیف شده در کتب مقدس و اساطیر باستان (مانند متوقف شدن خورشید در آسمان یا شکافتن دریاها)، وقایع تاریخی واقعی هستند که در اثر نزدیک شدن سیارات به زمین رخ دادهاند.
نقد ردنرها بر ولیکوفسکی:
نویسندگان کتاب «علم و نابخردی» با ظرافت نشان میدهند که روش ولیکوفسکی، واژگون کردن متدولوژی علمی است. او ابتدا «نتیجه» (اعتبار اسطورهها) را میپذیرد و سپس سعی میکند قوانین فیزیک را جوری تغییر دهد که آن نتیجه حاصل شود.
* تغییر قوانین مکانیک سماوی: ولیکوفسکی مدعی بود که سیاره زهره در ابتدا یک ستاره دنبالهدار بوده که از سیاره مشتری جدا شده و قبل از استقرار در مدار فعلیاش، چندین بار به زمین نزدیک شده است. ردنرها توضیح میدهند که این ادعا با تمام قوانین شناخته شده گرانش و حرکت سیارهای در تضاد است.
* استفاده ابزاری از اسطوره: ولیکوفسکی هر جا اسطورهای با حرفش همخوانی داشت آن را «سند تاریخی» مینامید و هر جا اسطورهای با او تضاد داشت، آن را «تحریف شده» یا «فراموشی جمعی» تلقی میکرد. این دقیقاً همان «بیفکری موضعی» است که کتاب به آن میتازد.

. کالبدشکافی علائم شبهعلم (چکلیست تشخیص فریب)
ردنرها در این کتاب پنج شاخصه اصلی معرفی میکنند که مانند «ردیاب دروغ» عمل میکنند. هرگاه با ادعایی روبرو شدید که این نشانهها را داشت، باید به علمی بودن آن شک کنید:
الف) بیفکری موضعی (Selective Thinking)
یک دانشمند واقعی به دنبال شواهدی است که نظریهاش را «رد» کند، اما شبهدانشمند فقط به دنبال «تأیید» است. آنها مانند وکیلی هستند که فقط شواهد بیگناهی موکلش را میبیند و تمام مدارک جرم را نادیده میگیرد. در کتاب مثال زده میشود که چگونه طرفداران «آهنگ زیست» هزاران مورد پیشبینی غلط را نادیده میگیرند و فقط روی چند مورد تصادفی که درست درآمده مانور میدهند.
ب) فرضیات ابطالناپذیر (Unfalsifiability)
این مهمترین درس کتاب است. اگر نظریهای دارید که هیچ آزمایش یا مشاهدهای نمیتواند غلط بودن آن را ثابت کند، شما با علم طرف نیستید. مثلاً اگر کسی بگوید «ارواح وجود دارند اما فقط وقتی ظاهر میشوند که هیچ دستگاه اندازهگیری یا فرد شکاکی در محیط نباشد»، این ادعا ابطالناپذیر است. علم به دنبال ادعاهای جسورانهای است که بتوان آنها را آزمود.
ج) توسل به شباهتهای بدلی (Mimicry of Science)
شبهعلم برای فریب دادن عامه، از «یونیفرمِ علم» استفاده میکند. آنها از اصطلاحات تخصصی (مثل میدانهای انرژی، ارتعاشات کیهانی، آنتروپی منفی) استفاده میکنند تا عمقِ نداشتهشان را پنهان کنند. کتاب توضیح میدهد که چگونه این افراد از کلمات فیزیک استفاده میکنند بدون اینکه حتی یک معادله ریاضی برای پشتیبانی از آن داشته باشند.

د) توسل به اسطوره به عنوان مدرک
در علم، شواهد باید عینی و تکرارپذیر باشند. اما در شبهعلم، یک بیت شعر از هومر یا یک نقاشی روی دیوار غار به عنوان «اثبات قطعی» یک واقعه فیزیکی در نظر گرفته میشود. ردنرها تأکید میکنند که اسطوره میتواند «الهامبخش» باشد، اما هرگز «مدرک» نیست.
ه) جابهجایی بار اثبات (Shifting the Burden of Proof)
شبهدانشمند ادعای عجیبی مطرح میکند (مثلاً وجود هیولای لوخنس) و وقتی از او مدرک میخواهید، میگوید: «تو ثابت کن که وجود ندارد!». کتاب به زیبایی تبیین میکند که در علم، وظیفه اثبات همیشه بر عهده کسی است که ادعای جدید و غیرعادی را مطرح میکند.
۳. چرا باید نسخه کامل کتاب را بخوانید؟
مقاله حاضر تنها قطرهای از دریای استدلالهای این کتاب است. کتاب «علم و نابخردی» در فصول پایانی خود به سراغ «نظریه تکامل» میرود و نشان میدهد که چگونه مخالفان فرگشت با استفاده از مغالطههای منطقی، سعی در فریب افکار عمومی دارند.
مطالعه کامل این کتاب به شما کمک میکند:
1. قدرت نقد: یاد میگیرید که حتی به کتابهای درسی و مقالات روزنامه با دیدی نقادانه نگاه کنید.
2. درک روش علمی: تفاوت میان «حدس و گمان» با «نظریه علمی» را درک خواهید کرد.
3. رهایی از ترس و خرافه: بسیاری از ادعاهای شبهعلمی (مثل پیشبینی حوادث ناگوار) بر پایه ترس بنا شدهاند؛ علم با نورِ دانش، این ترسها را از بین میبرد.
این کتاب در واقع یک «دفاعیه از عقلانیت» است. نویسندگان با لحنی تند و تیز اما مستدل، به ما نشان میدهند که نبرد میان علم و نابخردی، نبردی برای آینده تمدن بشری است. اگر نمیخواهید در اقیانوس اطلاعات زرد و ادعاهای واهی غرق شوید، این کتاب جلیقه نجات شماست.
سخن آخر:
همانطور که در انتهای کتاب آمده است، «نابخردی همیشه خریدار دارد»، اما لذت درک واقعی جهان از طریق علم، تجربهای است که هیچ شبهعلمی نمیتواند به شما هدیه دهد. برای مجهز شدن به این دانش، مطالعه سطر به سطر «علم و نابخردی» یک سرمایهگذاری بیبازگشت روی ذهنتان خواهد بود.

مطلبی دیگر از این انتشارات
سه راز موفقیت در سرمایهگذاری در بورس
مطلبی دیگر از این انتشارات
داستان موفقیت ویجی کدیا از 35 هزار روپیه تا 500 کرور
مطلبی دیگر از این انتشارات
راهنماي جامع براي انتخاب بهترين پودر فشرده و آرايشي بينقص