امواج فمینیسم؛ سیر تحول تاریخی و اهداف ۴ موج اصلی
وقتی صحبت از حقوق زنان میشود، بسیاری تصور میکنند فمینیسم یک جنبش یکپارچه و ثابت بوده است. اما واقعیت این است که این جنبش مانند یک اقیانوس، در طول تاریخ دچار جذر و مدهای فراوانی شده است. امواج فمینیسم یک چارچوب تحلیلی دقیق است که به ما کمک میکند بفهمیم مبارزات زنان چگونه از تلاش برای «حق رأی» آغاز شد و به هشتگهای اعتراضی در توییتر رسید.
اگر میخواهید بدانید این جنبش چگونه در واکنش به محرومیتهای سیستماتیک شکل گرفت و هر دوره چه دستاوردهایی داشته است، تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.

مفهوم کلی: امواج فمینیسم چیست؟
فمینیسم به عنوان یک جنبش اجتماعی و فکری، مسیری خطی را طی نکرده است. تاریخنگاران این مسیر را به دورههای متمایزی تقسیم میکنند که به امواج فمینیسم شهرت دارد. هرچند هدف نهایی همه این امواج، پایان دادن به تبعیض علیه زنان و رسیدن به برابری جنسیتی بوده است، اما استراتژیها و اولویتهای هر دوره متفاوت است.
این تقسیمبندی نشان میدهد که چگونه تمرکز فعالان از:
کسب حقوق قانونی (موج اول)
به نقد فرهنگ مردسالار (موج دوم)
توجه به تفاوتهای فردی (موج سوم)
و کنشگری دیجیتال (موج چهارم) تغییر پیدا کرده است.
زمینههای شکلگیری جنبشهای زنانه
چرا اصلاً این امواج به راه افتاد؟ پاسخ در محرومیتهای تاریخی نهفته است. برای قرنها، زنان در جوامع غربی از شخصیت حقوقی مستقل، آموزش و استقلال اقتصادی محروم بودند. ریشه این محرومیتها در تفاسیر سنتی و فلسفی بود که زن را جنس دوم میپنداشت.
اما دو اتفاق بزرگ جرقه تغییر را زد:
انقلابهای فکری: شعارهای آزادیخواهانه انقلاب فرانسه تناقض میان حقوق بشر و وضعیت زنان را آشکار کرد.
انقلاب صنعتی: نیاز به نیروی کار، زنان را از خانه بیرون کشید و به آنها قدرت اقتصادی نسبی داد.
موج اول فمینیسم (۱۸۴۰–۱۹۲۰): مبارزه برای حق رأی
موج اول امواج فمینیسم در اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. در این دوره، زنان متوجه شدند که بدون داشتن قدرت سیاسی و قانونی، هیچ تغییری ممکن نیست.
اهداف اصلی موج اول:
کسب حق رأی (که به جنبش سافروجت معروف شد).
به رسمیت شناخته شدن شخصیت حقوقی زنان متأهل.
حق مالکیت، بستن قرارداد و دسترسی به دانشگاهها.
این موج با رهبری چهرههایی مثل سوزان بی. آنتونی و مری ولستون کرافت توانست حق رأی را در سال ۱۹۲۰ در آمریکا و قبل از آن در نیوزیلند به دست آورد. البته نقد بزرگی به این موج وارد است: تمرکز بیش از حد بر زنان سفیدپوست و نادیده گرفتن اقلیتها.

موج دوم فمینیسم (۱۹۶۰–۱۹۸۰): شخصی، سیاسی است
پس از جنگ جهانی دوم و ورود زنان به بازار کار، موج دوم با یک شعار انقلابی ظهور کرد: «شخصی، سیاسی است». این یعنی مسائلی که در چارچوب خانه اتفاق میافتد (مثل تقسیم کار یا خشونت خانگی)، مسائل شخصی نیستند بلکه ریشه در ساختارهای قدرت دارند.
ویژگیهای موج دوم:
تلاش برای برابری دستمزد و شکستن سقف شیشهای مدیریت.
حق کنترل بر بدن (از جمله سقط جنین قانونی و پیشگیری از بارداری).
نقد جدی نقشهای کلیشهای جنسیتی (مانند وظیفه مادری و خانهداری صرف).
کتاب «جنس دوم» اثر سیمون دوبووار از متون مقدس این دوره محسوب میشود. هرچند این موج دستاوردهای قانونی زیادی داشت، اما باز هم متهم بود که صدای زنان کارگر یا رنگینپوست را نادیده میگیرد.

موج سوم فمینیسم (۱۹۹۰–۲۰۱۰): تنوع و تکثر
در دهه ۹۰ میلادی، نسل جدیدی از فمینیستها ظهور کردند که معتقد بودند «زن بودن» تنها یک تعریف واحد ندارد. موج سوم تحت تأثیر فلسفه پستمدرن شکل گرفت و به مفهوم مهمی به نام اینترسکشنالیتی (Intersectionality) یا درهمتنیدگی ستمها پرداخت.
تفاوتهای موج سوم با امواج قبلی:
تاکید بر اینکه ستم جنسیتی با نژاد، طبقه و مذهب گره خورده است.
شنیده شدن صدای گروههای حاشیهنشین (فمینیسم سیاه، اسلامی و کوییر).
استفاده از فرهنگ عامه، موسیقی و هنر برای بیان اعتراض.
در این دوره، دیگر یک نسخه واحد برای آزادی زنان تجویز نمیشد و تفاوتهای فرهنگی و فردی اهمیت پیدا کرد.

موج چهارم فمینیسم (۲۰۱۲ تا کنون): عصر دیجیتال و #MeToo
ما اکنون در دل موج چهارم زندگی میکنیم؛ جایی که امواج فمینیسم با تکنولوژی و شبکههای اجتماعی پیوند خورده است. این موج بر پتانسیل فضای مجازی برای آگاهیبخشی فوری و جهانی تمرکز دارد.
اهداف و استراتژیهای موج چهارم:
مبارزه با آزار جنسی: کمپینهای بزرگی مثل #MeToo (من هم) سکوت قربانیان آزار جنسی را در سراسر جهان شکست.
عدالت در فضای مجازی: مقابله با خشونت کلامی و هرزهنگاری سایبری.
کنشگری آنلاین: استفاده از هشتگها برای بسیج افکار عمومی (مانند آنچه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» دیدیم).
این موج نشان داد که یک توییت یا پست اینستاگرام میتواند پایههای قدرتهای بزرگ را بلرزاند و نهادها را پاسخگو کند.

جمعبندی؛ آینده فمینیسم چیست؟
مرور امواج فمینیسم نشان میدهد که این جنبش همواره در حال یادگیری و اصلاح خود بوده است. از حق رأی در قرن نوزدهم تا مبارزه با آزارهای آنلاین در قرن بیست و یکم، مسیر طولانی طی شده است، اما هنوز تا برابری کامل راه باقی است. شناخت این تاریخچه به ما کمک میکند تا جایگاه امروز خود را بهتر درک کنیم.
نظر شما چیست؟ به نظر شما در جامعه امروز ما، کدام یک از دغدغههای این چهار موج اولویت بیشتری دارد؟ آیا وارد موج پنجمی خواهیم شد؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه برای ما بنویسید.

۵. سوالات متداول (FAQ)
۱. منظور از امواج فمینیسم چیست؟ امواج فمینیسم یک تقسیمبندی تاریخی است که جنبش زنان را به چهار دوره زمانی مختلف تقسیم میکند. هر موج بر اساس اهداف، استراتژیها و شرایط اجتماعی خاص خود تعریف میشود.
۲. مهمترین تفاوت موج اول و دوم فمینیسم چه بود؟ موج اول بیشتر بر حقوق قانونی و سیاسی مثل حق رأی تمرکز داشت، در حالی که موج دوم به مسائل فرهنگی، اجتماعی، برابری در محیط کار و حقوق بدن (شعار شخصی، سیاسی است) میپرداخت.
۳. موج چهارم فمینیسم چه ویژگیهایی دارد؟ موج چهارم با استفاده گسترده از اینترنت و شبکههای اجتماعی شناخته میشود. تمرکز اصلی آن بر مبارزه با آزار جنسی (مانند جنبش MeToo)، عدالت سایبری و پاسخگو کردن نهادهای قدرت است.
مطلبی دیگر از این انتشارات
ایران پدیا؛ دانشنامه عمومی ایرانیان
مطلبی دیگر در همین موضوع
لمسم کن،در آغوشم بگیر و ببوسم!
افزایش بازدید بر اساس علاقهمندیهای شما
چه نباید کرد