<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات روندهای ایران</title>
        <link>https://virgool.io/irantrends/feed</link>
        <description>روایت داده‌ها از آنچه در فکر مردم ایران می‌گذرد. اگر تحلیلی روی گوگل‌ترندز یا هر منبع داده‌ای دیگری درباره افکار عمومی انجام داده‌اید، خوشحال می‌شم افتخار انتشار آن را در این انتشارات داشته باشم. به من ایمیل بزنید: mahdi.nasseri@gmail.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 13:21:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/nwvpx1hhxatd/o4otvm.png</url>
            <title>روندهای ایران</title>
            <link>https://virgool.io/irantrends</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یلدا و ولنتاین یک تغییر پارادایم؛ تحلیلی بر روند محبوبیت مناسبت‌ها در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/irantrends/%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-%D9%88-%D9%88%D9%84%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%9B-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-p9yp2nthiiz7</link>
                <description>روند جستجوی ایرانیان در سال‌های اخیر نشان می‌دهد تغییراتی تدریجی ولی انقلابی در عرصه‌ی فرهنگی در حال وقوع است. تغییراتی که زیر پوست گفتمان رسمی و عرفی در جریان بوده و نشانه‌هایی از چرخش‌هایی هم‌راستا با روندهای جهانی و منطقه‌ای دارد.اول. محبوبیت جستجوی یلدا و ولنتاین در سال‌های اخیر افزایش یافته، طوری که به ترتیب در سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۷ از محبوبیت نوروز پیشی گرفته‌اند. هم‌اکنون یلدا، ولنتاین و نوروز به ترتیب محبوب‌ترین مناسبت‌های ایرانیان هستند.دوم. در بین مناسبت‌های مذهبی، که محبوبیت همه در سال‌های اخیر تا حدی کاهش یافته یا ثابت مانده، محبوبیت اربعین در حال افزایش است.و سوم. محبوبیت برخی از این مناسبت‌ها در مناطق مختلف ایران به طور معناداری با بقیه مناطق متفاوت است. تفاوتی که احتمالاً ناشی از تنوع فرهنگی، مذهبی و قومیتی موجود در جغرافیای پهناور ایران است.در این نوشته، به بررسی روند تغییرات محبوبیت ۸ مناسبت مهم فرهنگی در ایران، بین سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۸ پرداخته‌ام. این بررسی بر اساس محبوبیت جستجوی این مناسبت‌ها در گوگل بوده و از طریق گوگل‌ترندز به دست آمده است. این ۸ مناسبت عبارتند از: جشن‌های ملی شامل ۱.نوروز، ۲.یلدا، ۳.چهارشنبه‌سوری، مناسبت‌های مذهبی شامل ۴.عاشورا، ۵.اربعین، ۶.عید فطر، ۷.عید غدیر و یک مناسبت غربی ۸. ولنتاین.روند تغییر محبوبیت مناسبت‌های مختلف در ۱۵ سال اخیریلدا و ولنتاین؛ پویایی فرهنگ زیر پوست جامعهدر ۵ سال اخیر نوروز محبوبیت خود را در مقابل یلدا و اخیراً در مقابل ولنتاین از دست داده است؛ در حالی که سال‌ها با اختلاف در مقام اول بود. این تغییر جایگاه نشان می‌دهد نسل جوان‌تر تمایل خود را از فرهنگ دورسفره‌نشینیِ همراه با خانواده در گرمای تازه جان گرفته بهار، به فرهنگ خیابان‌‌گردی یا شب‌نشینیِ همراه با دوستان در سرمای تازه‌جان گرفته زمستان تغییر داده است.محبوبیت یلدا از سال ۱۳۹۴ به بعد بیشتر از نوروز شده استاین تغییر پارادایمِ آرام از نوروز به یلدا، به نظر هم‌راستا با جشن جهانی‌ کریسمس است و شاید خبر از تکرار یک ابتکار تاریخی دیگر در ایران‌زمین می‌دهد: گرفتن یک عنصر غالبِ فرهنگِ خارجی و ایرانیزه کردن آن؛ یلدا در حال تبدیل شدن به بدلِ ایرانیِ کریسمس است.افزایش محبوبیت یلدا در مقابل سایر مناسبت‌های ملی و مذهبی، در عین حال نوعی خیزش فرهنگی نسل جوان در مقابل فرهنگ اشاعه‌شده‌ توسط رسانه‌های رسمی یا سنتی به حساب می‌آید. خیزشی در مقابل نوروز که به استحاله‌ی نظام حاکم درآمده و به نوعی مهم‌ترین رسم ایرانی‌ست که در گذشته مانده و هیچ چیزش شبیه هنجارهای جهانی جشن‌های ملی نیست. مردم ایران در حال بازتعریف و بازسازی یک جشن کاملاً ملَی هستند؛ جشنی مبرَی از حاکمیت و سنت.اقبال به یلدا در سال‌های اخیر یک دلیل اقتصادی و کسب‌وکاری هم دارد. در جهان هم ولنتاین بیشتر زاییده بازاریاب‌ها بوده تا سنت و فرهنگ؛ ابتکاری برای فروش بیشتر محصولات مصرفی. یلدا هم مثل ولنتاین در چند سال اخیر به شدت توسط کسب‌وکارها به خصوص کسب‌وکارهای آنلاین تبلیغ شده و سعی شده از آن، رویدادی فرهنگی و مصرف‌گرا ساخته شود. انواع کمپین‌های فروش، تخفیف‌ها و جشنواره‌ها به مناسبت یلدا در سال‌های اخیر نشانه‌ای‌ست که ممکن است رابطه‌ای علّی با افزایش محبوبیت یلدا داشته باشد. علاوه بر یلدا، خود ولنتاین هم در این سال‌ها بهانه‌ای برای کسب‌وکارها بوده ولی با توجه به محدودیت‌های حاکمیتی به نظرم اقبال به ولنتاین بیشتر دلایل فرهنگی دارد.سال‌هاست دروازه‌های ایران به روی ولنتاین هم گشوده شده است. هجومی که تلاش ناکام و نسنجیده حکومت برای ممانعت از آن، به نوعی تبدیل به محرک ترویج آن شد. مناسبتی کاملا غیرملّی و غیرمذهبی که نشانه‌ای است از جهانیزه شدن بیشتر فرهنگ ایرانی که هم‌اینک دست نسل جوان قرار گرفته است. به نظر من، این مهم‌ترین نشانه‌ی پویایی فرهنگ عام، زیر پوست بزک‌شده‌ی فضای رسمی در ایران است.هم‌اینک در سال ۱۳۹۸، نوروز به کمترین و یلدا و ولنتاین به بیشترین محبوبیت خود در ۱۵ سال اخیر رسیده‌اند. فارغ از تحلیل چرایی این ماجرا، روشن است در سال‌های اخیر محبوبیت یلدا و ولنتاین افزایش یافته و از محبوبیت نوروز کم شده است.اربعین؛ خیزش مذهب در ایراندر ۱۵ سال اخیر، محبوبیت مناسبت‌های مذهبی هم دچار تغییر و تحولات بود. از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴، محبوبیت اربعین به طرز محسوسی افزایش یافته در حالی که تغییر محسوسی در محبوبیت بقیه مناسبت‌های مذهبی مشاهده نمی‌شود. این محبوبیت نه تنها از عید فطر و عید غدیر پیشی گرفته که از خود عاشورا هم جلوتر افتاده و از سال ۱۳۹۴ تا به حال (در سال ۱۳۹۸) به محبوب‌ترین مناسبت مذهبی ایرانیان تبدیل شده است.روند قابل توجه دیگر در این بررسی، افزایش ناگهانی محبوبیت عاشورا در سال ۱۳۸۸ است. بررسی‌های مربوط به کلمات کلیدی مشابه و هم‌روند با این افزایش در سال ۱۳۸۸ نشان می‌دهد علت آن، فراگیر شدن رویداد عاشورای ۸۸ در ادامه اعتراضات به انتخابات آن سال بوده و ارتباط مستقیمی با خود عاشورا ندارد.تبدیل شدن اربعین و به طور خاص پیاده‌روی در آن روز،‌ به یکی از مناسک مذهبی، اجتماعی و سیاسی بین دولت‌ها و ملت‌های دو کشور ایران و عراق و عرض اندام آن به عنوان یک رویداد کاملاً شیعی در سال‌های اخیر و تلاش برای ایفای نقش موثر به نفع شیعیان در مناسبت‌های منطقه‌ای و جهانی باعث شده محبوبیت این رویداد در بین بخش مهمی از مردم ایران به شدت افزایش یابد. محبوبیتی که توسط رسانه‌های رسمی و پایگاه‌های دینی مورد حمایت حکومت تقویت می‌شود. شاید ۱۰ سال پیش کسی فکرش را هم نمی‌کرد که به زودی یک نوآوری مذهبی-اجتماعی چنان محبوبیتی را کسب کند و شالوده‌ی تحولاتی را پی بریزد که فارغ از مثبت یا منفی بودن تاثیرات آن در کوتاه‌مدت و یا بلندمدت برای مردم منطقه و مذهب، برگ جدیدی بر تاریخ بیش از هزار ساله‌ی شیعیان اضافه کند. فارغ از داوری تاریخی، ما در حوالی سال‌های ۹۲ تا ۹۴ شاهدان زنده‌ی تطوری جدید در تاریخ‌مان بودیم: خیزش مذهب در اربعین.همه‌ی ایران یکسان نیستیلدا محبوب‌ترین، به جز در دو استاندر ۵ سال اخیر (از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸) یلدا به جز در دو استان کردستان و قم، محبوب‌ترین مناسبت در بین ۸ مناسبت مورد بررسی بوده و با تقریب خوبی می‌توان گفت یلدا تمام ایران را فتح کرده و بعید نیست در آینده‌ای نزدیک دو سنگر باقی‌مانده را هم فروبریزد و آنها را هم فتح کند. با این وجود این دو استان هنوز مقاومت می‌کنند.پیوند عمیق‌تر نوروز با فرهنگ مردم کردستان بر کسی پوشیده نیست. کردها یکی از قدیمی‌ترین و دست‌نخورده‌ترین زیرفرهنگ‌های بومی ایرانیان را دارند و دور از انتظار نیست که چنین به نوروز پایبند مانده باشند. در هر حال، کردستانی‌ها نوروز را بیشتر از همه دوست دارند.قم، بزرگ‌ترین پایگاه‌ رسمی دین در ایران و به نوعی در جغرافیای شیعیان است. شهری که مروج اصلی اربعین در سال‌های اخیر بوده و به دلیل تراکم بالای مذهب در گفتمان فرهنگی آن، هنوز اجازه نداده یک مناسبت غیرمذهبی تسلط فرهنگی را از آن خود کند.مناسبت‌ها و قلمروشانبا وجود همگرایی تدریجی خرده‌فرهنگ‌های قومیتی و جغرافیایی در ایران به یک فرهنگ یکسان ملّی، بر کسی پوشیده نیست که همچنان شاهد تنوع و تمایزهای فرهنگی‌ای هستیم که اغلب می‌توان آنها را با مرزهای جغرافیایی از هم تفکیک کرد. بررسی محبوبیت ۸ مناسبت یلدا، ولنتاین، نوروز،‌ اربعین، عید غدیر، عید فطر، عاشورا و چهارشنبه‌سوری به تفکیک استان‌ها، این تنوع را در مورد برخی از آنها تایید می‌کند. محبوبیت متفاوت این مناسبت‌های در استان‌های مختلف نشان می‌دهد همه‌ی ایران یکسان نیست.یلدا، فراگیر در همه جایلدا به ترتیب در استان‌های البرز، خراسان شمالی، اصفهان، آذربایجان شرقی و چهارمحال و بختیاری با اختلاف کم نسبت به سایر استان‌های کشور، بیشترین محبوبیت را دارد. توزیعی تقریباً یکنواخت که به نظر من نشان می‌دهد روش توسعه یلدا بیشتر تحت تاثیر رسانه‌های آنلاین بوده و برای همین به سادگی نمی‌توان همبستگی روشنی بین فراگیری یلدا با سایر عناصر فرهنگی یا جغرافیایی یافت.ولنتاین و مازندرانِ عشاقولنتاین به ترتیب در استان‌های مازندران، البرز، اصفهان، خوزستان و فارس محبوبیت بیشتری دارد. محبوبیت بالای ولنتاین در مازندران را شاید بتوان تحت تاثیر چیزی دانست که آن را به تبدیل به میعادگاه عشاق از تمام نقاط ایران کرده است؛ دریا و جنگل و ماهِ عسل!نوروز و پرچم برافراشته در کردستاننوروز به ترتیب در استان‌های کردستان، سمنان، چهار محال و بختیاری، همدان و زنجان بیشترین محبوبیت را دارد. محبوبیت نوروز در بقیه استا‌ن‌ها تفاوت قابل توجهی ندارد و از این رو می‌توان با اطمینان گفت نوروز تقریباً در تمام مناطق ایران به یک میزان دوست داشته می‌شود. با این وجود نمی‌توان منکر این شد که این محبوبیت در غرب و شمال‌غرب تا حدی بیشتر از بقیه مناطق ایران است. کردستانی‌ها با اقتدار پرچم نوروز را برافراشته نگه داشته‌اند.اربعین و قلمروی مذهباربعین به ترتیب در استان‌های قم، خراسان جنوبی، یزد، همدان و کرمان محبوبیت بیشتری دارد. این استان‌ها و سایر استان‌هایی که مذهبی‌تر بوده و در آنها اکثریت با شیعیان است، بیشتر از بقیه‌ی استان‌ها به اربعین علاقه نشان داده‌اند. در این بین دو استان قم و یزد به عنوان مناطقی که مذهب شیعی در آنها فراگیری بیشتری دارد قابل توجه هستند.عید غدیر در شرق ایرانعید غدیر در استان‌های قم، خراسان جنوبی و رضوی، سمنان و یزد بیشترین محبوبیت را دارد. محبوبیت این مناسبت در شرق کشور به طور محسوسی بیشتر از غرب و شمال غرب است. استان‌های همجوار خراسان رضوی که مرقد امام هشتم شیعیان در آن است، علاقه‌ی بیشتری به عید غدیر دارند که نشان می‌دهد مشهد در کنار قم، مهم‌ترین مروجان عید غدیر در ایران هستند.عید فطر و استان‌های سنی‌نشینعید فطر در استان‌های سیستان و بلوچستان، خوزستان، آذربایجان غربی، هرمزگان و بوشهر محبوبیت بیشتری دارد. محبوبیت این عید در این ۵ استان همبستگی بالایی با اکثریت سنی‌مذهب ساکنان این استان دارد. با وجود این که عید فطر عید رسمی تمام مذاهب اسلامی است، با این وجود سنی‌مذهب‌ها علاقه‌ی بیشتر به نسبت شیعیان به آن نشان می‌دهند.عاشورا و عزاداران اردبیلعاشورا به ترتیب در استان‌های قم، لرستان، اردبیل، خراسان جنوبی و خوزستان محبوبیت بیشتری دارد. این محبوبیت در استان‌های سنی‌مذهب کم‌تر است. با توجه به فرهنگ عزاداری منحصربه‌فرد اردبیل، حضور این استان در این لیست چندان دور از انتظار نبود.چهارشنبه‌سوری و آذربایجانمحبوبیت چهارشنبه‌سوری به طور متمایزی در ۵ استان شمال‌غرب کشور بیشتر از بقیه استان‌هاست. ساکنان استان‌های اردبیل، زنجان، آذربایجان شرقی و غربی و گیلان، بیشترین علاقه را به نسبت به بقیه مردم ایران به چهارشنبه‌سوری نشان می‌دهند. علاقه‌ای که بی‌شک ریشه در فرهنگ سنتی این منطقه از ایران دارد. در مقابل استان‌های جنوب و جنوب شرقی کشور کمترین علاقه را به چهارشنبه‌سوری نشان داده‌اند.مقایسه محبوبیت ۸ مناسبت فرهنگی در استان‌های مختلف کشورپ.ن:۱. داده‌های خام و جستجوهای انجام شده در گوگل‌ترندز عبارتند از: سری اول شامل: یلدا - اربعین- عاشورا - عید فطر - عید غدیر و سری دوم شامل: یلدا - چهارشنبه‌سوری - نوروز - ولنتاین۲. کاملاً منطقی‌ست که روند جستجوی هر یک از ۸ مناسبت فوق در طول سال یک نقطه بیشینه مقارن با تاریخ تقویمی آن مناسبت داشته و در بقیه طول سال نزدیک به صفر باشد و این چرخه هر سال تکرار شود. از این رو من، مبنای مقایسه را بیشینه‌ی محبوبیت هر مناسبت در طول یک سال در نظر گرفته‌ام. با توجه به هم‌شکل بودن روند جستجوی همه‌ی مناسبت‌ها می‌توان مطمئن بود نتایج معتبر است.۳. با توجه به انجام این تحلیل در دی‌ماه ۱۳۹۸ و برای معنادار بودن مقایسه‌ها، طول هر سال شمسی، مقارن با سال میلادی آن در نظر گرفته شده است. بنابراین مناسبت‌هایی مانند ولنتاین در بهمن‌ماه و چهارشنبه‌سوری در اسفندماه با مناسبت‌های سال بعد مقایسه شده‌اند.</description>
                <category>روندهای ایران</category>
                <author>مهدی ناصری</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2020 10:46:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سینمای ایران به روایت آمار، از سال ۸۷ تا ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/irantrends/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B8%DB%B7-%D8%AA%D8%A7-%DB%B9%DB%B7-lwmxmutgzi3p</link>
                <description>مقدمهسینما که از آن به عنوان هنر هفتم یاد می‌شود، پر مخاطب‌ترین نوع هنر در عامه‌ی مردم هم هست. به همین دلیل با تحلیل رفتار و سلایق تماشاگران آن می‌توان به درکی از جامعه و اوضاع اجتماعی رسید. همچنین بررسی آماری داده‌های آن می‌تواند نتایج جالبی را به دست دهد. خوشبختانه سینما جزو موضوعاتیست که آمار آن به طرز منظم و سالانه منتشر شده است. در این مطلب به بررسی آماری سینمای ایران در بازه‌ی یازده ساله‌ی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ می‌پردازیم.آمار کشوری سینمای ایرانسینما به عنوان یک کالای فرهنگی-هنری راهیست برای ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و دسترسی عموم مردم به آثار هنری مجذوب کننده. اما پیش از هر چیزی وجود سالن‌های مناسب و گستردگی این فضا در سرتاسر کشور لازمه‌ی دسترسی عموم به این آثار است.بر خلاف تصور ابتدایی، متاسفانه دسترسی به سینما در همه‌ی شهرهای کشور آسان نیست. در برخی از استان‌ها حتی یک سالن سینما هم وجود ندارد که البته در این آمار روند بهبود این اوضاع را شاهد هستیم.در سال ۹۷، استان تهران با داشتن ۱۹۰ سالن سینما و ۴۳۲۰۱ صندلی، یکی از بهترین دسترسی‌ها را برای عموم مردم به سینما فراهم کرده است. در نمودار زیر می توانید تعداد سینماهای فعال کشور و صندلی‌های موجود را ببینید:یکی دیگر از داده‌های جذاب، تعداد مخاطبان سینما در هر استان است. در سال ۹۷ تهران با داشتن ۴۸% کل مخاطبان کشور، بیشترین سهم را از آن خود کرده است. در مجموع ۸۸% مخاطب کل سینما در ۱۰ استان تمرکز یافته‌اند که از دلایل آن می‌توان به توزیع نابرابر سالن‌های سینما، میزان هزینه‌ی فرهنگی در سبد خانوار و ... اشاره کرد.قیمت‌گذاری بلیت و اثر آن بر حجم مخاطباواخر هر سال یا در ابتدای فروردین ماه قیمت‌های سالانه‌ بلیت سینما تصویب و افزایش می یابد. تصور عموم بر آن است که افزایش هزینه‌ی سینما باعث کاهش مخاطبان آن می‌شود. این تصور تا حدی مقبول افتاده که مدیر پردیس سینمایی آزادی افزایش بهای بلیت را عامل کاهش جمعیت مخاطبان عنوان می‌کند.با این وجود آمارها و نمودارها نشانگر موضوعی متفاوت است. با وجود افزایش سالانه‌ی قیمت بلیت، روند رو به رشد تماشاچیان سینما حفظ شده است. گرچه برخی سال‌ها با افت میزان مخاطب روبرو بوده‌ایم اما نمودار ده ساله نشان می‌دهد که افزایش قیمت عامل اصلی نبوده چون نوسان این شاخص یکسان نبوده است.اگرچه شاید نتوان با قطعیت ارتباط افزایش قیمت با رشد تماشاچی را بی‌اثر خواند اما یافتن دلیل افت مخاطب را باید درجایی به غیر از افزایش قیمت بلیت جستجو کرد.همچنین می‌توان نرخ رشد قیمت بلیت سینما را نیز در این ده سال مورد بررسی قرار داد. در اغلب سال‌ها افزایش نرخ بلیت بیشتر از نرخ تورم سالانه بوده است. برخی از سال‌ها که رشد نرخ تورم غیر عادی بوده است (مانند ۸۹ و ۹۷)، افزایش قیمت بلیت کمتر از تورم بوده است. می‌توان گفت در سایر سال‌ها که چنین روندی اتخاذ شده، سیاست‌های حمایتی دولت از این افزایش قیمت جلوگیری کرده اما پراکندگی این وضعیت نشان از نبود یک سیاست پایدار و قابل اتکا دارد.مقایسه‌ی ژانرهایکی از بهترین مولفه‌ها برای شناخت سلیقه‌ی مخاطبان ایرانی، بررسی موفق‌ترین ژانرهای سینمایی کشور است. در این تحلیل ۳۰ فیلم برتر هر سال از نظر شمار مخاطب را در نظر گرفته‌ایم و تفکیک ژانری آن‌ها به شرح نمودار زیر است:۳۳۰ فیلم برتر سینمای ایران از ۸۷ تا ۹۷ به تفکیک ژانرهمان‌طور که از نمودار مشخص است مخاطب ایرانی بیشتر مایل به تماشای فیلم هایی با محتوای اول اجتماعی و سپس کمدی است.همانطور که از نمودار زیر مشخص است، فیلم هایی با محتوای اجتماعی و کمدی در طی این دوره‌ی ده ساله روند رو به رشد خود را داشته‌اند و از سال ۹۳ به بعد ما شاهد رشد بیش از پیش کمدی هستیم که در نهایت در سال ۹۶ بیشترین ژانر فیلم های ایران به کمدی اختصاص می‌یابد.سیر تحولی ژانر های ۳۳۰ فیلم برتر سینمای ایران در سال ۸۹ اصغر فرهادی کارگردان به‌نام ایرانی فیلم جدایی نادر از سیمین را که فیلمی اجتماعی بود، ساخت. در همان سال این فیلم در جشنواره‌ی اسکار برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم خارجی زبان شد که اولین فیلم ایرانی بود که موفق به کسب این جایزه شد. این جایزه علاوه بر تاثیر به سزایی که بر فروش این فیلم گذاشت، باعث افزایش ساخت فیلم‌هایی با این ژانر از سال ۸۹ به بعد شد.تحلیل‌هایی سیاسی-اجتماعی از داده‌های سینماییاز سال ۹۵ علاوه بر این که پرفروش‌ترین فیلم‌ ، فیلمی از ژانر کمدی بوده (۹۵: من سالوادور نیستم، ۹۶:نهنگ عنبر ۲، ۹۷:هزارپا)، دائما اقبال عموم به این ژانر سیر صعودی داشته است. با نگاهی به این آثار مشخص می‌شود که همواره پرفروش‌ترین فیلم کمدی این مدت با حضور رضا عطاران بوده است که البته این حضور در سایر آثار کمدی پرفروش این ده سال هم پررنگ است، گویی در سال های اخیر رضا عطاران به «برند کمدی» در سینمای ایران تبدیل شده است. چنین برندسازی شخصی تاکنون در سینمای ایران کم‌سابقه بوده و در عین حال به اهرم فروشی برای تهیه‌کننده ها تبدیل شده است.در تیرماه ۹۴ سرانجام پس از سال‌ها مذاکره توافق‌نامه برجام امضا شد. با وجود اینکه گشایش‌های بین‌المللی برای کشور حاصل شد اما به دلائل مختلف، تاثیر ملموسی بر وضعیت اقتصادی اقشار متوسط و ضعیف نداشت. حتی پس از مدتی تحریم‌های مجدد بر ایران وضع شد که اوج آثار مخرب اقتصادی آن از سال ۹۵ تا ۹۷ آشکار شد. با این وجود اقبال عمومی به سینما نه تنها از بین نرفت بلکه بیش از پیش رشد داشت اما با سلیقه‌ای متفاوت.همانطور که در نمودار ها مشخص است، مخاطبان آثار کمدی رشد روزافزون را تجربه کردند این در حالی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی هم رو به رشد بوده‌اند. از چنین رفتاری می‌توان نتیجه گرفت سینما تبدیل به زنگ تفریحی برای فرار از مشکلات گریبان‌گیر هر روزه‌ی اکثر مردم ایران بوده است. گویی مخاطبان نه برای فکر بیشتر، بلکه برای نوعی آسایش فکری به فیلم هایی با مضامین طنز پناه برده‌اند. به خصوص که وقتی کمدی های نمایش یافته در این سال‌ها را مورد بررسیِ محتوایی قرار می‌دهیم به عقیده‌ی نگارنده بیشتر طنز سخیف و بی‌محتوا را در خود جای‌داده‌اند تا این‌که بازخوانی مشکلات روزمره‌ی جامعه باشند.ظهور نسل جدید سینمای ایران در ژانر اجتماعینوید محمدزاده و پیمان معادی در ابد و یک روزدر چند سال اخیر نسل جدیدی از فیلم‌های اجتماعی و اجتماعی-تلخ به قلم نویسندگان تازه‌نفس و کارگردانان جوان ظهور پیدا کردند. شاید بتوان آغاز این روند را با فیلم ابد و یک روز به نویسندگی و کارگردانی سعید روستایی به یاد آورد. این فیلم در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر موفق به کسب ۹ سیمرغ بلورین از جمله بهترین فیلم از نگاه نو شد. شاید بتوان دلیل موفقیت گیشه‌ای این فیلم در سال ۹۵ را چیزی فراتر از جوایز زیاد آن دانست. برخلاف آثار کمدی، این فیلم آیینه‌ی تمام‌نمای مشکلاتی است که قشر ضعیف جامعه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.میزان فروش، معیاری برای سنجش موفقیت فیلمیکی از مهم‌ترین معیار ها برای عوامل سازنده فیلم ها داشتن عنوان «پرمخاطب‌ترین فیلم سینمای ایران» در هر سال است. درصورتی که باید در نظر داشت که عنوان «پرمخاطب‌ترین» و «پرفروش‌ترین» بسیار با هم متفاوت است. متاسفانه در رسانه‌ها دیده می‌شود که گاهی این صفت‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه جایگزین هم می‌شوند.برای مثال شنیده می‌شود که فیلم هزارپا موفق‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شده‌است در حالی که این فیلم حتی در ۱۰ سال اخیر هم نتواسته از شمار مخاطب فیلم اخراجی های ۲ (ساخته‌ی مسعود ده‌نمکی، سال۸۸) پیشی بگیرد.در واقع به دلیل افزایش قیمت بلیت، فروش ریالی بیشتری داشته است اما تماشاگر کمتری به تماشای آن نشسته‌اند. در نمودار زیر میزان فروش و حجم مخاطبان پرفروش‌ترین فیلم هر سال را می‌توان مشاهده کرد.تاثیر جبهه‌گیری‌های سیاسی بر فروش فیلم‌هادر سال‌های پس از ۸۸ و با توجه به جو ناآرام سیاسی ایران، رقابت های جناحی به دنیای سینما هم کشیده شد. فیلم اخراجی‌های ۳ به کارگردانی مسعود ده‌نمکی با جهت‌گیری سیاسی اصولگرایی اکران و اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین نماینده‌ی قشر اصلاح طلب شناخته شد. همین امر باعث جبهه‌گیری مردم نسبت به این فیلم‌ها و تحریم آن‌ها از سوی گروه‌های سیاسی مخالف شد. با تمام این اوصاف مردم به هر دو فیلم اقبال عمومی نشان دادند و این نشان‌دهنده‌ی این است که گویا دعواهای جناحی نه تنها ضرری به سودآوری این فیلم‌ها وارد نکرده بلکه در مجموع باعث فروش بهتر فیلم‌ها می‌شوند. همین روند در فروش فیلم‌هایی که مورد تحریم حوزه‌ی هنری یا توقیف‌های موقتی قرار می‌گیرند نیز به طور مشابه آشکار است.کلام پایانیبنابر آمار و نمودار های ارائه شده ، سینما در خلال تمامی ناآرامی ها و بحران های اجتماعی به حیات خودش ادامه داده و نسل به نسل به شمار تماشاگران آن اضافه شده.روش‌های تخصصی آماری، کمک می‌کنند دریافت‌ها و نتیجه‌هایی بی‌طرفانه و مبتنی بر استدلال و داده به دست آوریم. داده‌های خام در نگاه اول نمی‌توانند نتیجه‌ای را نمایان کنند و تحلیل و بررسی آن‌ها است که نتایج قابل فهم هم برای عموم و هم برای متخصصان این حوزه فراهم می‌کند.در پایان از آقایان رامین پاینده و حامد نوراللهی که من را در این پروژه یاری کردند، نهایت قدردانی را دارم.منابع و مراجعسالنامه های آماری فروش فیلم و سینما -سازمان سینمایی کشورمرکز آمار ایرانبانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران</description>
                <category>روندهای ایران</category>
                <author>ژینا آقامحمدی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 17:15:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ۲۴ ساعت اول بعد از افزایش قیمت بنزین، در افکار عمومی چه گذشت؟</title>
                <link>https://virgool.io/irantrends/%D8%AF%D8%B1-%DB%B2%DB%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-ptca1xhvxwmb</link>
                <description>پیش‌نوشتِ بعد از حادثهدر تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۸، دقیقاً ۲۴ ساعت بعد از اعلام ناگهانی نرخ جدید بنزین، سعی کردم با گوگل‌ترندز تحلیلی روی واکنش افکار عمومی نسبت به این خبر داشته باشم. شوربختانه با قطع باورنکردنی اینترنت، نتوانستم این تحلیل را در آن روزها تکمیل کنم و آنچه روی دستم ماند نسخه اولیه‌ای از بینش‌هایی بود که به همان ۲۴ ساعت اول مربوط می‌شد. حالا بعد از چند روز اتصال مجدد قطره‌چکانی اینترنت، امکان اینکه بیشتر بفهمیم مردم دنبال چه بوده‌اند هم وجود ندارد؛ چون گوگلی نبود که مردم در آن جستجو کنند! شاید در آینده، تنها راه نوشتن یک تاریخ منصفانه برای جهان، داده‌های گوگل‌ترندز باشد. تاریخی که یک حفره بزرگ در آن خواهد بود که کسی نمی‌داند چرا و چطور شد که به طور ناگهانی، جغرافیایی از این شبکه پهناور درون حفره‌ای تاریک از بی‌خبری افتاد! و کسی نخواهد دانست که در آن روزها چه تجربه وحشتناک و غریبی را با هم تجربه کردیم.به هر سو، من آن روز، خروجی مناسبی از داده‌ها و تصاویر گوگل‌ترندز نگرفتم و متاسفانه جزئیات ساعت‌به‌ساعت روندهای جستجو بعد از چند روز، دیگر در دسترس نیست. بنابراین مجبورم در این نوشته به اسکرین‌شات‌های عجولانه‌ای که همان روز از نمودارها گرفتم اکتفا کنم. از طرفی برخی از فرضیاتم در آن روز، امکان پیگیری و تایید یا رد در روزهای آینده را ندارد، بنابراین پیشاپیش از اینکه این نوشته انسجام تحلیلی و روال نظام‌مندی ندارد عذرخواهی می‌کنم و می‌پذیرم که ممکن است فرضیات و روشم در تحلیل افکار عمومی ایرادات زیادی داشته باشد.پیش‌نویسِ آنچه در ادامه می‌خوانید در آخرین ساعات روز جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ نوشته شد و امروز ویراستاری و تکمیل شده است.کمی مانده به آغاز روز جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ناگهان اعلام شد قیمت بنزین رسماً افزایش یافت. منابع رسمی به سرعت این خبر را تایید کردند، ظاهراً این تصمیم آنقدر سریع یا تحت شرایط امنیتی گرفته شده بود که هیچ منبع آگاهی قبل از اعلام رسمی آن، فرصت درز خبر به رسانه‌ها را نیافته بود. این اولین باری بود که تولد یک خبر، از شایعه نبود! افزایش قیمت بنزین از همان ابتدا یک خبر رسمی بود.ما هیچ وقت درک نخواهیم کرد مردم در واکنش به چنین خبری دقیقاً چه افکاری داشتند، این افکار چگونه زاده شد و در چه فرایند و دینامیکی تحول یافت. تحلیل شبکه‌های اجتماعی و همینطور تحلیل جستجوهای مردم ابزارهایی هستند که ما را چند قدمی به شناخت بهتر افکار عمومی نزدیک‌تر می‌کنند؛ نزدیک‌تر به چیزی که هنوز کیلومترها از آن فاصله داریم. در ادامه با استفاده از گوگل‌ترندز، سعی می‌کنم کشف کنم در فاصله زمانی ۲۴ ساعته بعد از اعلام این خبر مردم به چه چیزهایی و چطور فکر کرده‌اند.۱. بنزینبدیهی‌ست به محض اعلام خبر و از حوالی ساعت ۲۴ روند جستجوی کلمه بنزین به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد.افزایش ناگهانی جستجوی کلمه بنزین در طول ۲۴ ساعت بعد از اعلام خبر رسمی افزایش قیمت بنزینبه مرور به دلیل زمان خواب مردم فروکش کرده است. از ساعت ۴:۳۰ صبح به بعد با بیدار شدن مردم این روند شروع به افزایش کرده و در ساعت ۷:۱۵ صبح دوباره به اوج رسیده است. بعد از آن با شیب آرامی کمتر شده و بعد از ساعت ۱۴ به ثبات نسبی می‌رسد.در بین استان‌های مختلف مردم تقریبا با حساسیت یکسانی نسبت به قیمت بنزین واکنش نشان داده‌اند. با این وجود پنج استان کهگیلویه و بویراحمد، کرمان، لرستان، فارس و سیستان و بلوچستان به ترتیب با اختلاف کمی نسبت به سایر استان‌ها جستجوی بیشتری درباره نرخ جدید بنزین انجام داده‌اند، که همگی از استان‌های نیمه جنوبی کشور هستند.محبوبیت جستجوی «بنزین» به تفکیک استانافزایش در روند جستجوی کلمه بنزین توانست رکورد جستجوی مردم برای تمام افزایش قیمت‌های بنزین در سال‌های اخیر و شایعه افزایش قیمت در اردیبهشت ۱۳۹۸ را بشکند. (آپدیت‌شده بعد از اتصال مجدد اینترنت)روند جستجوهای مرتبط با اعتراض از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۹ در ایران۲. اعتراض، نزدیک‌ترین جستجوی مرتبط با بنزینهمزمان با افزایش روند جستجوی بنزین، بیشترین چیزی که مردم همزمان جستجو کرده‌اند، عباراتی مرتبط با مفهوم اعتراض است.افزایش روند جستجوی مفاهیم مرتبط با اعتراض در عرض ۲۴ ساعتالگوی تغییرات جستجوی مردم در مورد اعتراض در ساعت اول هم‌خوانی زیادی با جستجوی بنزین دارد به طوری که اوج جستجو در ساعت ۷:۱۵ مطابق با اوج جستجوی بنزین در صبح جمعه اتفاق افتاده است. منتهی برخلاف روند نزولی بنزین که به دلیل اشباع اطلاع‌رسانی اتفاق افتاده، روند جستجوی اعتراض به مرور افزایش یافته است.در این میان استان کهگیلویه و بویراحمد با اختلاف رتبه اول را دارد. بعد از آن استان‌های خوزستان، کرمان، ایلام و هرمزگان در مقام‌های دوم تا پنجم قرار گرفته‌اند.محبوبیت جستجوی عبارات مرتبط با اعتراض به تفکیک استان[بعد از حادثه] پنج استان فوق در روزهای اول اعتراضات زیادی به خود دیده است. برای هم‌خوانی این روند با اعتراضات انجام شده به نقشه پراکندگی اعتراضات در روزهای اول در این سایت مراجعه کنید. برای مثال اعتراضات روز اول در شهر گچساران و یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد، سیرجان در استان کرمان و همینطور آبادان، بهبهان، امیدیه و... در خوزستان قابل توجه است.پنج عبارت پرجستجویی که مردم برای نشان دادن اعتراض خود جستجو کرده‌اند، عبارتند از: ۱. واکنش مردم به گرانی بنزین ۲. اعتراض مردم به گرانی بنزین ۳. آتش زدن پمپ بنزین اصفهان ۴. اتش زدن پمپ بنزین ۵. واکنش به گرانی بنزین۵ عبارت پرجستجوی مرتبط با مفهوم اعتراضشاید بتوان شدت اعتراضات بنزین را با مشاهده روند جستجوی کلمات مرتبط با اعتراض در ۱۵ سال اخیر با بقیه اعتراضات اجتماعی ایران مقایسه کرد. در این روند، این اعتراضات در آبان ۱۳۹۸ بعد از اعتراضات به انتخابات سال ۱۳۸۸ در مقام دوم قرار گرفته است و هنوز نتوانسته رکورد آن را بشکند (البته فعلاً در آذرماه ۱۳۹۸).روند جستجوهای مرتبط با اعتراض از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۹ در ایران۳. آتش‌زدن پمپ بنزین، پرطرفدارترین روش اعتراض به گرانی بنزیندر بین عبارات مرتبط با بنزین و اعتراض تنها یک روش به طور خاص مورد نظر مردم بوده است: آتش‌زدن پمپ بنزین. جستجوی این عبارت در ۲۴ ساعت گذشته به سرعت رو به افزایش بوده است.روند جستجوی عبارت «اتش زدن پمپ بنزین» در ۲۴ ساعت اولقطعا بخش مهمی از این جستجوها مربوط به کنجکاوی مردم برای دریافت اخبار است و لزوما به معنی این نیست که فرد دنبال روشی برای یادگیری این کار است ولی توجه ویژه به این عبارت می‌تواند به معنای فراگیری این روش در اذهان مردم داشته باشد. پنج استانی که بیشترین جستجوی این عبارت را انجام داده‌اند عبارتند از: هرمزگان، کرمان، بوشهر، فارس، چهارمحال و بختیاریفراوانی جستجوی عبارت «اتش زدن پمپ بنزین» به تفکیک استانیک عبارت جستجوی دیگر در این رابطه می‌تواند عبارت «اعتراض به گرانی بنزین» باشد.روند جستجوی «اعتراض به گرانی بنزین» جستجوی این عبارت هم در ۲۴ ساعت گذشته به طور محسوسی افزایش یافته است. استان‌های لرستان، خوزستان، کرمان، فارس و هرمزگان بیشترین جستجو را داشته‌اند.فراوانی جستجوی «اعتراض به گرانی بنزین» به تفکیک استان‌های کشور۴. یارانه و گرانی، دو چیزی که مردم نگرانش هستنددقیقا با اعلام خبر قیمت جدید بنزین، مردم دنبال ۲ چیز مهم دیگر هم بودند. اول یارانه؛ که اخباری در رابطه با افزایش آن به دلیل افزایش قیمت بنزین منتشر شده بود. و دوم گرانی، نگرانی محسوس مردم درباره این پدیده و احتمالا اینکه چطور باید با آن کنار بیایند یا پیش‌بینی‌ها درباره‌ی آن چیست. نکته قابل توجه این است که هر دو عبارت دقیقا با الگوی یکسانی و با یک شدت جستجو شده‌اند.روند یکسان جستجوی دو کلمه یارانه و گرانیمردم استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان، لرستان، آذربایجان شرقی و فارس بیشترین نگرانی را نسبت به یارانه‌ها داشتند. و مردم استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، فارس، کرمان، خوزستان بیشترین جستجو را در مورد گرانی انجام داده‌اند.۵. آنچه فقط تهرانی‌ها جستجو کردند: جک گرانی بنزین!یک نکته مهم در مورد گرانی، افزایش ناگهانی روند جستجوی عبارت «جک گرانی بنزین» است. این روند جستجو با اختلاف بسیار بالایی عمدتاً در استان تهران انجام شده است. ظاهراً برخی از مردم تهران از هر فرصتی برای یافتن بهانه‌ای برای خندیدن استفاده می‌کنند. متاسفانه به علت آنچه در پیش‌نوشت گفتم، اسکرین‌شاتی از روند جستجوی این عبارت در ۲۴ ساعت بعد از اعلام خبر افزایش بنزین نگرفتم ولی در تصویر زیر روند جستجوی این عبارت را به صورت روزانه در طول ۱۲ ماه گذشته (آذر ۹۷ تا آذر ۹۸) مشاهده می‌کنید.افزایش ناگهانی جستجوی «جوک گرانی بنزین» در آبان ۱۳۹۸قطعی اینترنت با ما چه کرد؟امروزه اینترنت مثل هواست؛ نه به این خاطر که به آن عادت کرده‌ایم یا به ارتباطات سریع در پیام‌رسان‌ها و محتواهای آماده و راحت در شبکه‌های اجتماعی معتاد شده‌ایم. بلکه به این خاطر که اینترنت در تاروپود بازار تنیده شده است. بسیاری از کسب‌وکارها و به تبع آن بخش مهمی از مردم برای امرار معاش از اینترنت استفاده می‌کنند؛ چنان که ما برای ادامه حیات از هوا استفاده می‌کنیم. خارج شدن اینترنت از دسترس بازار قابل جایگزینی نیست آن طور که به راحتی می‌توان ارتباطات فردی را با پیامک و تلفن جایگزین کرد.نمودار زیر آمار بازدید از وب‌سایت یک کسب‌وکار واقعی در ایران را نشان می‌دهد. این سایت گرچه در داخل ایران هاست شده بود و در تمام طول قطعی اینترنت جهانی، در دسترس بود ولی شاهد کاهش ۹۵ درصدی بازدیدکنندگان و به همان نسبت کاهش درآمد شد.کاهش ناگهانی تعداد بازدید از سایت یک کسب‌وکار واقعی در ایراناین افت ناگهانی در بازدیدکنندگان مختص یک یا دو کسب‌وکار نبود. اغلب کسب‌وکارها با چنین تبعاتی مواجه بودند. تاثیر قطعی اینترنت روی کسب‌وکارهاگفتنی‌ها را گفته‌اندروایت سبحان خوش‌سیرت از آنچه بر سر استارتاپش گذشت را در این نوشته بخوانید؛ کاهش ۹۰ درصدی فروش روزانه!گزارش یاور مشیرفر را درباره خساراتی که این قطعی اینترنت به بار آورد، بخوانید.از زبان میلاد اسلامی‌زاد روایت ماجرایی که بر نویسش گذشت، را بشنوید.گزارش یک کابوس را از زبان ابرآروانی‌ها بخوانید.و سیاه و سفید روزهای قطعی اینترنت برای پیام‌رسان ایرانی سروش را ببینیدحال و روز میل‌چی در روزهای شات‌داون اینترنت هم خوب نبود</description>
                <category>روندهای ایران</category>
                <author>مهدی ناصری</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 22:53:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستاری تحلیلی از خیزش و افول وبلاگستان فارسی با تعیین تاریخ مرگ وبلاگستان</title>
                <link>https://virgool.io/irantrends/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D9%88%D9%84-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-mseroyqj4snp</link>
                <description>در جایی خواندم یا شنیدم که می‌پرسید: آخرین روزی که با دوستان دوران کودکی‌ات در کوچه بازی کردی کی بود؟ در زندگی همه‌ی ما روزی هست که آخرین بار با دوستان دوران کودکی‌مان به کوچه رفتیم، به رسمی قدیمی بازی‌ کردیم، به بهانه‌ای تکراری خداحافظی کردیم و برای همیشه به خانه رفتیم. در تمام آن روز حتی یک لحظه هم احتمال نمی‌دادیم که آن روز آخرین روز باشد؛ ولی بود.تمام این اتفاقات در وبلاگستان، آن محله گرم و پرشور زندگی‌مان، هم عینا اتفاق افتاده است. آخرین باری که پستی را منتشر کردیم، بعد وبلاگ دوستان‌مان را با کلیک روی لینکستان ستون کناری، باز کردیم، آخرین پست‌شان را خواندیم، در آن پنجره کوچک نظرات، نظرمان را در مورد پستش نوشتیم و تمام!اصلا چه شد که وبلاگستان در ایران رشد کرد و چه شد که از بین رفت؟ این سوالی‌ست که شاید در بسیاری از نوشته‌های دیگری که در کمپین روز وبلاگستان منتشر شده است، بتوانید روایت‌هایی فردی فراوانی برای آن پیدا کنید. ولی اگر بخواهیم یک روایت جامع و کل‌نگرانه برای تمام وبلاگستان بیان کنیم، آن روایت چیست؟ مسیر عمر وبلاگستان از کجا آغاز و به کجا ختم شد؟ چه عواملی در ظهور و افول آن دخیل بودند و اگر ۱۶ شهریور سال ۱۳۸۶ روز آغاز وبلاگستان فارسی بوده است، چه تاریخی را می‌توان برای مرگ همیشگی وبلاگستان (نسل اول) ایران تعیین کرد؟داینابلاگ: دایناسور وبلاگستان ایرانتقریبا همه ما توافق داریم که نسل اول وبلاگ‌نویسی در ایران مرده است[۱]. شاید تصویر زیر صریح‌ترین روایت رشد و افول وبلاگستان فارسی باشد که بر اساس داده‌های مربوط به روند جستجوی کلمه وبلاگ در جغرافیای ایران از دی‌ماه ۱۳۸۲ تا الان (شهریورماه ۱۳۹۸) و از طریق ابزار گوگل‌ترندز به دست آمده است (در این لینک در دسترس است). خط سیری که ناگهان رشد کرده، برای مدت چند سال فراز و فرودهایی را تجربه کرده و در نهایت با افولی ناگهانی، خط سیری ضعیف ولی ادامه‌دار را پی گرفته است.روند جستجوی کلمه وبلاگ از سال ۱۳۸۲ تا اکنون(۱۳۹۸) از طریق گوگل‌ترندزگرچه اتفاقی، ولی دوست دارم این روند را به یک دایناسور تشبیه کنم و اسمش را می‌گذارم داینابلاگ. دایناسوری تنها که مرده، روی زمین افتاده و سال‌ها از مرگش می‌گذرد.داینابلاگ، دایناسور وبلاگستان فارسیهمانطور که می‌بینید وبلاگ حداقل در یک بازه زمانی تقریبا ۱۰ ساله رشد و سپس افول کرده است. در طول این ۱۰ سال جامعه ایرانی اتفاقات خاصی را از سر گذرانده است. رخدادهایی که برخی عامل رشد و برخی عامل افول وبلاگستان بوده‌اند؛ رخدادهایی از یک جنس ولی با تاثیرات متفاوت. برای فهم بهتر این روند باید مثل یک جانورشناس تاریخی به دوران زندگی داینابلاگ سفر کنیم.روند رویدادهای موثر در رشد و افول وبلاگستان در طول سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۸خیزش داینابلاگ: توسعه اینترنت، دوره‌ی طلایی دهه‌شصتی‌ها و تحولات اجتماعیعوامل محیطی رشد وبلاگستان را می‌توان در سه دسته کلی جای داد. عوامل فناورانه، عوامل جمعیت‌شناختی و عوامل اجتماعی. این سه عامل در ارتباط تنگاتنگ با هم باعث شد از سال ۱۳۸۲ به بعد شاهد رشد چشمگیر وبلاگ‌های فارسی‌زبان باشیم. آن زمان آمار این طور نقل می‌کرد که زبان فارسی بعد از انگلیسی دومین زبان پرطرف‌دار وبلاگ‌نویسی در دنیاست.توسعه ارتباطات اینترنتی قطعا اولین محرک رشد وبلاگ‌نویسی در ایران است. اتفاقی که با ورود اینترنت‌های پرسرعت ADSL در سال‌های ۸۳ به بعد، فراگیری اینترنت را چند برابر کرد. در شرایط رشد زیرساخت‌ها و کمبود محتوا و کاربردهای متناسب با ایرانیان، وبلاگ‌ها توانستند بخش مهمی از کاربران اینترنت را به سمت خود جذب کنند. کاربرانی که اتفاقا نسل منحصربه‌فردی در تاریخ ایران محسوب می‌شوند: دهه‌شصتی‌ها!تقارن سنی دهه‌شصتی‌ها - نسل هزاره‌ی ایرانیان - به عنوان اولین کاربران اینترنت، دومین عامل مهم فراگیری وبلاگستان بود. این نسل با سهم جمعیتی بالا در این ۱۰ سال دقیقا بین سن‌های ۲۰ تا ۳۰ سال بودند؛ دوره‌ای طلایی زندگی پرجمعیت‌ترین نسلی که عطش استفاده آزادانه از فناوری در آنها سیری‌ناپذیر بود. این عطش وقتی فوران کرد که مهم‌ترین تحولات اجتماعی چند دهه اخیر ایران در این بازه زمان به وقوع پیوست. دوره‌ای که در آن، سهم‌خواهی آزادانه از سرنوشت کشور توسط نسل جوان منشا و مقصد نهایی تحولات بود.در سال ۱۳۸۴، انتخاباتی در ایران برگزار شد که سرنوشت کشور را برای سال‌ها بعد تحت تاثیر قرار داد. احمدی‌نژاد با افکار اصول‌گرایانه و منش مردم‌فریبانه‌اش (پوپولیستی) زمانی رئیس جمهور شد که دهه شصتی‌ها تازه وارد عرصه اجتماعی شده بودند. تقاضای بالا برای آزادی رسانه‌ها، افزایش استفاده از ماهواره، افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها و تغییر فرهنگ بومی شهرهای کوچک، افزایش تقاضای کار و ازدواج، همه و همه دست در دست هم دادند تا بخش مهمی از جوانان به دنبال رسانه‌ای برای بیان آزادانه احساسات، منش و انتظارات خود باشند. وبلاگ‌ها بهترین انتخاب برای این ابراز بودند. افزایش فشار نهادهای امنیتی و قضایی به سرویس‌دهنده‌های وبلاگ برای حذف برخی مطالب، زندانی شدن موسسان سرویس‌دهنده‌های وبلاگی و برخی وبلاگ‌نویسان سیاسی و حتی فیلتر شدن گاه‌گاه سرویس‌دهنده‌ها همه و همه حکایت از مبارزه‌ای تنگاتنگ بین بدنه جوان کشور با بدنه حاکم در آن سال‌ها دارد. مبارزه‌ای که بخشی از روند اصلی تغییر و تحولات اجتماعی ایران در آن سال‌ها و سال‌های بعد بود.روند رویدادهای موثر در رشد وبلاگستانبا وجود این فراز و فرودها، وبلاگستان سال‌ها شلوغ و پررفت‌وآمد بود. ظاهرا هیچ رسانه‌ی دیگری نتوانسته بود در مقابل این تیره بزرگ و همه‌چیز‌خوار داینابلاگ مقاومت کند. داینابلاگ آنقدر بزرگ و بزرگ شد تا در نهایت همین اندازه بزرگ‌ش باعث انقراض آن شد. وقتی چند شهاب‌سنگ بزرگ به وبلاگستان برخورد کرد، تغییرات جوی سریع شد و داینابلاگ نتوانست پا به پای تیره‌های جدید دایناسورها، با شرایط جدید خود را وفق دهد.انقراض داینابلاگ: افول دهه‌شصتی‌ها، شیفت‌پاردایم اینترنت، تطابق‌ناپذیری داینابلاگ و هجوم تیره‌ی دایناگرام‌هاچه چیزی می‌تواند یک دایناسور عظیم‌جثه و پیر را به مرور از دور خارج کند؟ اولین عامل کمبود غذاست. دهه شصتی‌ها با اتمام دوره تحصیل و لزوم ورود به زندگی واقعی با نیازهای فزاینده‌ای برای کار و ازدواج مواجه شدند. نسلی که دنبال کار و ازدواج است فرصت کافی برای تولید محتوی، نوشتن مطلب و کنشگری اجتماعی ندارد. وبلاگ‌ها یک به یک ترک می‌شوند و آنهایی هم که گاه نفسی می‌کشند ماه‌ها طول می‌کشد تا بهنگام شوند. یک نسل در حال کنار کشیدن از وبلاگستان است بدون آنکه نسل بعدی به طور جدی وارد آن شود. این اتفاق به مرور از سال‌های ۹۱ به بعد سرعت بیشتری می‌گیرد. پیرترین دهه شصتی‌ها در این سال‌ها ۳۰ ساله شده‌اند و متولدین ۶۳-۶۴-۶۵ (پرجمعیت‌ترین سال‌های تولد تاریخ ایران) در این سال‌ها ۲۶ تا ۲۸ ساله‌اند.درست در دی‌ماه سال ۱۳۹۱ است که شهاب‌سنگی بزرگ به اینترنت ایران برخورد می‌کند و وبلاگستان را هم به لرزه درمی‌آورد. انحصار نسل جدید اینترنت پرسرعت همراه (3G) بعد از یک سال از دست رایتل خارج شده و اپراتورهای دیگر هم این سرویس را به کاربران خود ارائه می‌دهند. بخش مهمی از کاربران حرفه‌ای اینترنت، به موبایل مهاجرت می‌کنند. تلفن‌های هوشمند همانقدر که کار وب‌گردی را راحت کردند، نوشتن و انتشار مطلب را سخت‌تر می‌کنند. دهه‌هفتادی‌ها زندگی آنلاین خود را اکثر روی موبایل آغاز می‌کنند و بخشی از میان‌سالان (دهه ۵۰ به قبل) هم مستقیم از طریق موبایل وارد اینترنت می‌شوند. در این شرایط پرتلاطم و تحولات اساسی، داینابلاگ‌ها چه کار می‌کنند؟ تقریبا هیچ! همان‌جایی که بودند ایستادند و به امید نشستن قریب‌الوقوع گردوغبار این شهاب‌سنگ بزرگ، چشمان خود را بستند.روند رویدادهای موثر در افول وبلاگستانداینابلاگ‌ها چنان در زیر وزن زیاد خود گرفتار شده بودند که چابکی کافی برای وفق‌پذیری با شرایط جوی جدید را نداشتند. توسعه فنی سرویس‌دهنده‌های اصلی وبلاگ در ایران سال‌ها متوقف مانده بود. تغییرات مدیریتی و مالکیتی برخی از آنها، سرعت تصمیم‌گیری‌شان را کم کرده بود و مدیران‌شان شاید دیگر از فشار فزاینده نهادهای حکومتی خسته شده بودند. بلاگفا یک فیلترشدگی را تازه از سر گزرانده بود و با مشکلات فنی دست و پنجه نرم می‌کرد. در نهایت این سرویس‌دهنده‌ها نتوانستند متناسب با شیفت‌پاردایم ارتباطات (از اینترنت باسیم به اینترنت موبایل) رشد کرده و کاربران خود را حفظ کنند.ولی شاید بتوان ادعا کرد که آنچه باعث زمین خوردن نهایی داینابلاگ در سرزمین وبلاگستان شد، نه کمبود غذا (خروج دهه‌شصتی‌ها) بود و نه برخورد شهاب‌سنگ (شیفت‌پاردایم موبایل) بود و نه وفق‌ناپذیری داینابلاگ‌ها. آنچه رمق حیات را از داینابلاگ ایران گرفت، هجوم تیره جدیدی از دایناسورها بود که من اسم‌شان را می‌گذارم دایناگرام‌ها؛ دو گونه اصلی این تیره عبارت بودند از اینستادایناگرام و تل‌دایناگرام!روند جستوی اینستاگرام و تلگرام در ابتدای سال ۱۳۹۴ به سرعت بالا رفته و در عرض چند ماه از روند جستجوی کلمه وبلاگ پیشی می‌گیرداینستاگرام به عنوان یک شبکه اجتماعی عکس‌محور و تلگرم به عنوان یک پیام‌رسان شخصی-همگانی با کمی تاخیر نسبت به بقیه نقاط جهان -به ترتیب و با فاصله دوساله از هم- وارد ایران شدند (مشاهده روند جستجو). انبساط بازه سنی دسترسی به اینترنت هم از پایین (مالکیت موبایل توسط نوجوانان) و هم از بالا (ارتقای دستگاه‌های موبایل میان‌سالان به تلفن‌های هوشمند) و همراهی دهه‌شصتی‌ها با روند جدید باعث شد این دو رسانه به سرعت جایگزین وبلاگستان شوند.اینستاگرام به خوبی توانست با محوریت عکس بسیاری از دلنوشته‌های وبلاگی را به سمت خود جذب کند و حتی در مواردی بلاگرها را بی‌نیاز از نوشتن کرد! تلگرام هم به سرعت با ایجاد امکان کانال‌ها، گروه‌ها و امکانات ویژه در ترکیب مدیاهای مختلف و همینطور دسترسی راحت و آسان برای تمام اقشار جامعه به راحتی پلتفرم‌های راکد وبلاگی را پشت سر گذاشت و مردم را جذب خود کرد.فرایند جایگزینی وبلاگ با شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها را می‌توان چند سال زوتر از ایران در بقیه نقاط جهان هم مشاهده کرد. در واقع وبلاگستان ایران هم نه به خاطر شرایط و ضعف‌های بومی خود که در تبعیت از روند تحولات جهانی رو به افول نهاد و از بین رفت؛ طوری که امروز همه در سوگ آن نشسته و در وصف عیش آن دوران قلم‌فرسایی می‌کنیم.روند جستجوی کلمات Blog، Instagram و whatsapp در کل دنیاوبلاگستان از سال ۸۰ در ایران کار خود را شروع کرد، از سال‌های ۸۴ به بعد به اوج دوران خود رسید، بعضی از ما را شاعر کرد، بعضی‌ها را مبارز، بعضی‌ها را کنشگر، بعضی‌ها را متاهل، بعضی‌ها را زندانی، بعضی‌ها را مدیر و بعضی‌ها را مهاجر؛ و در نهایت آرام آرام زمین افتاد و مرد. ولی راستی دقیقا کی این اتفاق افتاد؟ اگر قرار باشد روزی را هم به نام روز مرگ وبلاگستان فارسی نام‌گذاری کنیم – آن‌گونه که ۱۶ شهریور را به نام روز تولد وبلاگستان نام‌گذاری کرده‌ایم – آن روز چه روزی‌ست؟یک تاریخ رسمی برای پایان نسل اول وبلاگستان در ایران: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴اگر هم‌نظر باشیم که حداقل نسل اول وبلاگستان فارسی در ایران از بین رفته است، چطور می‌توان بر سر یک تاریخِ پایان به توافق رسید؟ برای یافتن یک پاسخ شخصی به این سوال کافی‌ست - اگر وبلاگ‌تان مثل وبلاگ‌های من هنوز گوشه بلاگفا و پرشین‌بلاگ در حال خاک خوردن هستند - به آنها مراجعه کنید و تاریخ آخرین پست‌تان را ببینید. این تاریخ برای من تقریبا ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ است [۲]. ولی من در جستجوی تاریخی هستم که شواهد کافی، آن را برای اعلام رسمی روز مرگ وبلاگستان فارسی حمایت کنند. روزی که داینابلاگ برزمین افتاد و دیگر نتوانست از جا بلند شود.من معتقدم این اتفاق دقیقا در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ افتاده است. دقیقا روزی که ترند جستجوی دو کلمه اینستاگرام و تلگرام با هم و برای همیشه از ترند جستجوی کلمه وبلاگ پیشی گرفته است. آن روز مردم برای اولین بار اینستاگرام و تلگرام را بیشتر از وبلاگ جستجو کردند و از آن به بعد هم ارجحیت این دو برای همیشه حاکم بود. روزی که آخرین توان از رگ‌های داینابلاگ خارج شده و به زمین افتاد و بعد دو دایناسور از تیره‌های جدیدی با تغذیه از بقایای داینابلاگ جان گرفته‌اند و هنوز هم که هنوز است سر بر بالین مرگ نگذاشته‌اند: اینستادایناگرام و تل‌دایناگرام!در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، روند جستجوی اینستاگرام و تلگرام به طور همزمان برای همیشه از وبلاگ پیشی می‌گیرد.با جسد بر زمین افتاده داینابلاگ چه کنیم؟ یا طرح پیشنهادی برای حفظ سرمایه اجتماعی وبلاگستاندر فاصله زمانی سال ۸۰ تا ۹۲، شاید میلیون‌ها مطلب در صدهاهزار و یا میلیو‌ن‌ها وبلاگ منتشر شده است. مطالبی که منبعی بی‌نظیر از روایت انسان‌هایی‌ست که در برهه‌ای از زمان، در شرایطی از تاریخ ایران زیسته و تجربه خود از زندگی را در قالب مقاله و شعر و خاطره و ... نقل کرده‌اند. این سرمایه شگفت‌انگیز زیر وزن سنگین خود همچنان پابرجاست ولی بعید نیست روزی این جسد افتاده بر زمین متلاشی شده و با از دسترس خارج شدن سرویس‌دهنده‌های قدیمی مثل بلاگفا و پرشین‌بلاگ، اثری از آنها باقی نماند.این منابع اهمیت بسیار زیادی دارند. من معتقدم آن نوشته‌ها دیگر به ما - نویسنده‌های‌شان - تعلق ندارند. آنها جزو سرمایه تاریخی و میراث فرهنگی ملت ایران هستند؛ راویان صادقی که به دور از قدرت سانسور سیاسی و اجتماعی روایتی دست اول از آنچه در این سال‌ها بر ملت ایران گذشته، ارائه کرده‌اند.ولی چه کسی مسئول نگهداشت آنها برای آیندگان است؟ ذخیره، دسته‌بندی، پردازش و انتشار آزادانه و باز آنها برای آیندگان و پژوهشگران جزو الزامات تاریخی چه نهادی‌ست؟ به نظر من جواب دانشگاه است.زمان آن فرارسیده که دانشگاهیان مستقل، مسئولیت حفظ این دانش تاریخی را برعهده بگیرند. احتمالا یک پروژه زیرساختی با همکاری حوزه‌های مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، تاریخ، روانشناسی و فناوری اطلاعات زیر نظر یک دانشگاه باید شکل بگیرد. داده‌ها از سرویس‌دهنده‌های وبلاگی جمع‌آوری و در یک استاندارد داده‌‌ی‌باز ذخیره و توسط پروتکل‌هایی قابل بازیابی شوند. تا پژوهشگران و آیندگان بتوانند به آنچه ما در یک دوران تاریخی اندیشیده‌ایم دسترسی داشته و از آن چراغی برای روشن‌تر کردن آینده بسازند.کمکم کنید تا این مطلب به دست کسی که باید برسد...وبلاگستان نه یک تغییر فناورانه که یک تحول اجتماعی در ایران بود. تحولی که زندگی بسیاری از ما را تحت تاثیر خود قرار داد. ما به عنوان آخرین مسئولیت وظیفه داریم کاری کنیم تا این فراورده جمعی بی‌نظیر برای آیندگان حفظ شود. امیدوارم این مطلب حداقل به دست یک نفر با چنین قابلیتی در عرصه دانشگاهی چه در ایران و چه در خارج از ایران برسد. اگر بتوانید در بازنشر این مطلب و رساندن آن به افراد مرتبط کمکم کنید، ممنون‌تان هستم.و اما ویردایناگول ...شاید زمانی نوشتن در وبلاگ‌ها، راهی برای ارضای خواست‌های فردی ما بود - خواست‌هایی که الان تغییر جهت داده‌اند - ولی به نظرم هر چه پیش‌تر می‌رویم حیات جمعی ما به عنوان یک ملت، کشور، همزبان، هم‌تاریخ و یا هم‌وطن نیاز بیشتری به نوشتن و انتشار افکارمان دارد. این پایدارترین راه تاثیرگذاری بر سرنوشت‌مان است. قبلا در پست زیر گفته‌ام که چرا ویرگول بهترین جایگزین برای وبلاگستان است. امیدوارم خواندن این پست یا پست‌های دیگر منتشر شده در #روزوبلاگستان شما را برای نوشتن در ویرگول متقاعد کرده باشد. https://virgool.io/@mahdi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%AB%D8%A8%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%9F-lcb10q9r4 پاورقی‌ها:[۱] – قبول دارم که این یک ادعای نادقیق است. نمی‌توان گفت وبلاگ‌نویسی در ایران از بین رفت. کما اینکه بسیاری از ما بعد از دل‌نوشته‌ها و وب‌نوشته‌هایی که در سرویس‌دهنده‌های فراگیر آن روز منتشر کردیم، به وبلاگ‌های تخصصی‌تر در حوزه کاری‌مان مهاجرت کردیم. منظور من از مرگ وبلاگ‌نویسی، همان نسل اول وبلاگستان است. نسلی که بیشتر به یک دفترخاطرات عمومی شباهت داشت و شامل رفتارها و کنش‌های تقریبا شبیه به همی در فضای اینترنت آن روزها می‌شد.[۲] - من اولین پستم را در آبان‌ماه ۱۳۸۵ در اولین وبلاگم منتشر کردم. در تیرماه ۱۳۸۶ در جستجوی خدمات بهتر به بلاگفا کوچ کردم. از دومین وبلاگم در بهمن ۱۳۸۶ به سومین و آخرین وبلاگم کوچ کرده و آخرین پست وبلاگی‌ام را در ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ منتشر کردم. در این مدت در وبلاگ‌های دیگری مثل عکس‌ومکث، رهاد، وبلاگ تخصصی هوش تجاری و یک‌ریرا هم مطلب نوشتم.</description>
                <category>روندهای ایران</category>
                <author>مهدی ناصری</author>
                <pubDate>Wed, 11 Sep 2019 09:25:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌بینی دقیق گوگل‌ترندز از نتیجه آرای فینال عصر جدید پیش از اعلام نتایج</title>
                <link>https://virgool.io/irantrends/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-j5eashcjudrs</link>
                <description>آیا پیش از اعلام نتایج آرای مردم به فینالیست‌های عصر جدید، می‌توانستیم با استفاده از گوگل‌ترندز نتیجه را پیش‌بینی کنیم؟ جواب مثبت استفینالیست‌های اولین دوره عصر جدید در سال ۱۳۹۸روی این لینک کلیک کنید. در این صفحه، روند جستجوی عبارات زیر در فرصت زمانی رای دادن به فینالیست‌های برنامه استعدادیابی عصر جدید (از زمان پخش فینال در دوشنبه ۲۸ مرداد تا پایان فرصت رای‌دهی در بامداد ۱ شهریور ۹۸) در منطقه جغرافیایی ایران نشان داده شده است.کلمات کلیدی شامل الگوی «کد + اسم فینالیست» است که عبارتند از: کد پارسا خائف - کد فاطمه عبادی - کد محمد زارع - کد دختران نینجا - کد سعید فتحی. در انتهای این مطلب توضیح داده‌ام که چرا از این الگو برای جستجو استفاده کرده‌ام.همانطور که در صفحه فوق از گوگل‌ترندز و تصویر زیر از همان صفحه می‌بینید، روند جستجوی این عبارات به ترتیب فراوانی به این صورت است:۱- کد فاطمه عبادی (رتبه اول و بیشترین جستجو)۲- کد محمد زارع (رتبه دوم)۳- کد پارسا خائف (رتبه سوم)۴ و ۵- کد دختران نینجا و کد سعید فتحی (رتبه چهارم و پنجم با اختلاف بسیار کم). پیش‌بینی نتیجه آرای فینال عصرجدید در گوگل‌ترندزو این دقیقا همان ترتیبی است که در پایان به عنوان نتیجه آرای مردمی به فینالیست‌های عصرجدید اعلام شد. روند جستجوی مردم در گوگل در طول دوره رای‌دهی دقیقا منطبق با نتیجه آرای آنهاست و این بار گوگل توانسته قبل از تجمیع و اعلام آرا توسط برنامه‌سازان، نتیجه را به ما نشان دهد. ولی چرا و چگونه چنین چیزی امکان‌پذیر است؟فراوانی جستجوی کلمات کلیدی مرتبط با فینالیست‌های عصرجدید و پیش‌بیتی مقام آنها «عصر جدید» برگزیدگانش را شناخت: فاطمه عبادی برنده اولین دوره مسابقه استعدادیابی عصرجدیدبا اعلام نتایج آرای مردمی، نتیجه نخستین فصل مسابقه «عصر جدید» مشخص شد و فاطمه عبادى با ٦٥٤٤٩٦٤تعداد رای، به قهرمانی دست یافت.دومین استعداد برتر، محمد زارع با ٥٩١٦٣٦٢رای شد. مقام سوم، به پارسا خائف با ٥٧١٧٠٦٤ رای تعلق گرفت. چهارمین و پنجمین استعداد هم به ترتیب، سعيد فتحى روشن با ٣١٤٨٤٣١ رای و دختران نينجا با٣٠٧٨٧٨٧ رای شدند.         ‍~کانال رسمی برنامه در تلگرامفاطمه عبادی نفر اول عصرجدید گوگل، جستجو، داده‌های بزرگ و شعبده واقعی ذهن‌خوانیگوگل‌ترندز چیست؟گوگل ترندز (Google Trends) یکی از امکانات تحت وب شرکت گوگل و بر اساس جستجو در گوگل است که میزان محبوبیت جستجوی کلیدواژه در موتور جستجوی گوگل را به نمایش می‌گذارد. گوگل ترندز این قابلیت را به کاربران می‌دهد تا نتایج را بر اساس یک موقعیت جغرافیایی یا یک زبان خاص فیلترگذاری کنند. (اطلاعات بیشتر از ویکی‌پدیا فارسی- انگلیسی)چرا گوگل‌ترندز می‌تواند بینش عمیقی از نظرات مردم ارائه دهد؟پاسخ دم‌دستی به این پرسش این است که مردم همه چیز را از گوگل می‌پرسند. پس‌ ‌می‌توان از برخی روندها در جستجوی عبارات مختلف نتایجی از واقعیت افکار مردم گرفت که در دنیای واقعی به دست آوردن چنین بینش‌هایی تقریبا غیرممکن است.برای پاسخ مفصل‌تر به این سوال توصیه می‌کنم کتاب «همه دروغ می‌گویند» را بخوانید یا خلاصه آن را از پادکست بی‌پلاس گوش دهید. همچنین در سایت ترجمان مصاحبه‌ای با نویسندگان این کتاب (ست استفنز-دیویدویتز) با عنوان « مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند» منتشر شده است. نوشته‌ی « چگونه جستجوی گوگل سیاه‌ترین رازهای ما را آشکار می‌کند؟» در سایت زومیت هم در این باره خواندنی‌ست.نکته مهم در این باره این است که استفاده مکرر من از عبارت «پیش‌بینی» در این نوشته از نظر علمی درست نیست. آنچه ما از روند جستجوی مردم در گوگل ( و از طریق گوگل‌ترندز) مشاهده می‌کنیم، بینشی عمیق‌تر به آن چیزی‌ست که مردم به آن فکر می‌کنند؛ نه پیش‌بینی رویدادی در آینده که کسی از آن خبر ندارد. بنابراین منظور از عبارت پیش‌بینی در این نوشته همان بینش عمیقی‌ست که از افکار پنهان مردم به دست می‌آید. این بینش در داستان «رای‌گیری برندگان عصرجدید»، نتیجه را پیش از اعلام آن برملا می‌کند؛ چیزی که از نگاه ژورنالیسیتی می‌توان به آن گفت پیش‌بینی ولی در عمل این چنین نیست.چگونه و با چه شرایطی نتایج گوگل‌ترندز برای پیش‌بینی نتیجه عصرجدید معتبر است؟برای آنکه بتوان چنین استنتاج‌هایی را از گوگل‌ترندز به دست آورد باید بسیار مراقب بود و شرایط مختلف آن را مهیا کرد. من در ادامه روند تحلیل ساده‌ی فوق را شرح می‌دهد. روندی که در آن خودم هم در ابتدا دچار اشتباه شدم.در این روش چند پیش‌فرض اساسی وجود دارد:۱. با وجود اینکه در ظاهر در عصر استیلای شبکه‌های اجتماعی هستیم، ولی هنوز بسیاری از مردم برای یافتن اطلاعات مورد نیازشان روی وب جستجو می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی مرجع خوبی برای دسترسی به اطلاعاتی هستند که شما قبلا منابع آن را در شبکه خود دستچین‌ کرده‌اید ولی مرجع خوبی برای جستجوی بی‌طرفانه اطلاعات از منابع ناشناخته نیستند؛ منابعی که توزیع‌شده‌تر بوده و چه بسا اعتبار بیشتری هم دارند. این نیاز همچنان با قدرت توسط موتورهای جستجو روی وب پاسخ داده می‌شود. مثلا شما اگر بخواهید بفهمید چگونه می‌توانید دستگاه قهوه‌سازتان را تعمیر کنید، بعید است در اینستاگرام، تلگرام یا هر شبکه اجتماعی یا پیام‌رسان دیگری جستجو کنید. بیشتر مردم صفحه گوگل را باز کرده و سوال خود را تایپ می‌کنند و تمام.۲. در هیچ تحقیقات بازاریابی نمی‌توان از همه افراد یک جامعه آمار گرفت. ما به یک نمونه مناسب از جامعه نیاز داریم که حجم کافی داشته، در دسترس باشند و تصادفی انتخاب شده باشند. آیا همه مردم برای رای دادن به فینالیست‌های عصرجدید جستجو می‌کنند؟ قطعا نخیر ولی آن دسته از افرادی که جستجو می‌کنند جامعه آماری مناسبی برای همه جامعه هستند. چون هم تعدادشان به اندازه کافی زیاد است و هم اینکه تصادفی هستند. یعنی همبستگی مشخصی بین «سلیقه و تمایل افراد در رای دادن» و «سلیقه افراد در روش جستجوی اطلاعات» وجود ندارد. در واقع نمی‌توان ادعا کرد افرادی که از گوگل جستجو می‌کنند چون این ویژگی (تمایل به جستجو در وب) را دارند پس تمایل زیادی به رای دادن به فرد Aیا B دارند. اگر بتوان چنین همبستگی را تصور کرد، این پیش‌فرض نقض شده و از این جامعه آماری نمی‌توان در نتیجه‌گیری تعمیم‌يافته استفاده کرد.تلاش ناکام اول قبل از اعلام برنده‌هابعد از اینکه پذیرفتیم مردم چه چیزی را و چرا جستجو می‌کنند باید به پرسش اساسی‌تری پاسخ داد که بیشترین تاثیر را در دقت و صحت نتیجه دارد. مردم چگونه جستجو می‌کنند؟ یعنی کسانی که قصد رای دادن دارند دقیقا از چه عبارتی برای جستجو استفاده می‌کنند؟پاسخ اشتباه به این سوال باعث شد در بررسی اولیه‌ام درست قبل از اعلام نتایج فینال، اشتباه بزرگی را مرتکب شوم. ماجرا از این قرار بود که در تلاش اول کلمات کلیدی زیر را در گوگل‌ترندز وارد کرده و نتایج را بررسی کردم: پارسا خائف - فاطمه عبادی - محمد زارع - دختران نینجا - سعید فتحی. تفاوتی که این کلمات کلیدی با کلمات کلیدی گفته شده در ابتدای نوشته دارند، در اضافه شدن کلمه «کد» به ابتدای آنهاست.این بررسی نشان می‌داد که مردم به ترتیب زیر در طول مدت زمان بین پخش فینال تا اتمام رای‌گیری جستجو کرده‌اند. ۱-پارسا خائف ۲-محمد زارع ۳-فاطمه عابدی ۴- سعید فتحی و ۵-دختران نینجا کلمات کلیدی اشتباه باعث نتیجه‌گیری اشتباه من شدهمین باعث شد توییت زیر را قبل از اعلام نتایج منتشر کنم و منتظر باشم ببینم نتیجه چقدر دقیق خواهد بود. نتایج اعلام شد که به این صورت بود و نتیجه با آن چیزی که از طریق گوگل‌ترندز به دست آماده بود اختلاف فاحشی وجود داشت.https://twitter.com/mahdinasseri/status/1164617414757277699اعتراف می‌کنم اصلا انتظار چنین اشتباهی را نداشتم. از طرفی واکنش‌ها به این توییت باعث شد که دوباره با دقت بیشتری به کل فرایند نگاه کنم. اشتباه من این بود که عبارات کلیدی درستی را برای بررسی انتخاب نکرده بودم. در واقع پیش‌فرضم این بود که بین کلمات کلیدی «اسم فینالیست» و میزان محبوبیت او همبستگی مستقیمی وجود دارد. در حالی که این پیش‌فرض درست نبود و نقد دوستان در توییتر هم کاملا به جا بود. در واقع مولفه‌های دیگری هم وجود داشتند که من آنها را نادیده گرفته بود.جستجوی مستقیم اسم فنالیست ممکن است به خاطر ناشناخته‌تر بودن یا عجیب‌تر بود فینالیست هم اتفاق افتاده باشد و لزوما به معنای محبوبت بیشتر او نیست. تحلیل من این است که علت فراوانی جستجوی پارسا خائف با خاطر سن و سالش است. مردم دوست داشتند بار دیگر ببینند این کودک ۱۴ ساله چه استعدادی داشته که توانسته تا فینال پیش بیایید و لزوما نیت رای دادن به او را نداشتند. یک دلیل دیگر برای این نتیجه آن است که مردم استان اردبیل به طرز چشمگیری (همانطور که نتایج گوگل‌ترندز هم نشان می‌دهد) نسبت به بقیه استان‌ها و بقیه شرکت‌کنندگان، اسم پارسا خائف را جستجو کرده بودند.برای اصلاح این خطا، به کلمات کلیدی مرتبطی که با اسم افراد جستجو شده بود نگاه کردم و متوجه شدم یک الگوی پرتکرار بین همه عبارات وجود دارد و آن استفاده از الگوی کد+اسم فینالیست است. در واقع کسی که تصمیم‌ش را گرفته و می‌داند به چه کسی می‌خواهد رای دهد احتمال بیشتری دارد این عبارت را جستجو کرده باشد. این افراد از فیلتر اولیه (شناخت درست فینالیست) گذشته‌اند و حالا فقط می‌خواهد اقدام نهایی را برای رای دادن انجام دهند.پس در تلاش دومم از الگوی «کد + اسم فینالیست»  استفاده کردم و نتیجه دقیقی که در ابتدای این نوشته توضیح دادم به دست آمد. هشدار: گوگل خدای جدید نیستاستفاده از گوگل‌ترندز برای شناخت بیشتر افکار عمومی، در صورت استفاده افسارگسیخته و بدون تفکر انتقادی نسبت به روال و نتایج می‌تواند دستاویز عده‌ای برای تبدیل آن به شبه‌علم و سواستفاده در موقعیت‌های مختلف باشد. قطعا این طور نیست که از این به بعد بتوان برای درک افکار عمومی به گوگل‌ترندز مراجعه کرد. در این صورت این ابزار تبدیل به راهی برای فرار از سختی تحقیقات میدانی، کیفی و دقیق‌تر شده و بعد از مدتی ابزاری می‌شود برای توجیه نتایج از پیش تعیین‌شده برای اعمال سلیقه در بحث‌ها و تصمیم‌گیری‌ها. من شخصا موافق آن نیستم. رفتار مردم روی وب به مرور در حال تغییر است. جستجوی گوکل ممکن است بعد از مدتی جایگاه کنونی خود را از دست بدهد. از طرفی سلیقه مردم در استفاده از ابزارهای جایگزین ممکن است به مرور پررنگ‌تر شده و نتایج را دستخوش اشتباهات فراوان بکند. در نهایت انجام این نوع تحلیل‌ها نیازمند رعایت اصول و شرایط اولیه‌ای در درک ذهنیت مخاطبان دارد که ممکن است به راحتی نادیده گرفته شود. پس اگر تحت تاثیر این پیش‌بینی قرار گرفتید مواظب باشید؛ خطاهای زیادی در انتظار شماست.</description>
                <category>روندهای ایران</category>
                <author>مهدی ناصری</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 17:29:10 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>