<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</title>
        <link>https://virgool.io/iranvolunteering/feed</link>
        <description>مرجع فعالیت های داوطلبانه ، کار داوطلبانه در سفر ، فعالیت های بشردوستانه
ایران داوطلبانه دنبال ساختن دنیایی بهتر است.
http://iranvolunteering.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 12:06:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/jlq9lxjtrscl/ybttce.png</url>
            <title>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</title>
            <link>https://virgool.io/iranvolunteering</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفرنامه چابهار , یک دنیا اقیانوس - 2</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-2-dlm8bhfyu36u</link>
                <description>ادامه سفرنامه چابهار ...قسمت اول سفرنامه چابهار را می توانید در لینک زیر ببینید.? https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-t62prttf1x3e ساعت از ظهر گذشته بود که آرام آرام با ان کوله‌های بزرگ به سمت جاده کنار ساحل دریا بزرگ حرکت کردیم.برای یک ماشین عبوری دست تکان دادیم.ماشین ایستاد.مقصد ما ساحل صخره‌ای و بسیار زیبای رمین(Ramin) بود.رمین یک بندر ماهیگیری فعال است که در حدود 10 کیلیومتر شرق چابهار قرار داد.از لحظه ورود به این بندر،قایق‌ها و لنج‌های ماهیگیری رنگارنگ جذابیت خاصی داشت.راننده ما را تا انتهای ساحل ماسه‌ای برد.به زیر یک سایه بان که در چابهار و شهرهای اطراف غنیمتی است،رفتیم.زیراندازها را پهن کردیم.کوله ها را در کنار گذاشتیم و کمی تنقلات خوردیم.من رفتم از سوپر مارکت انتهای اسکله آب معدنی و نوشیدنی گرفتم.ناهار را در حدود ساعت 4 خوردیم و من رفتم کمی قدم زدم و عکاسی کردم.قایق های ماهیگیری بندر رمینهوا داشت کم کم تاریک می شد که یک خانواده به نزدیکی ما آمدند.پنجشنبه بود و طبیعی بود که آنها برای تفریح به کنار ساحل آمده بودند.زغالی آماده کردند.ما هم کم کم برای خوردن یک شام در کنار این ساحل آرام شروع به آشپزی کردن کردیم.آتش کنار ساحل رمینشام که تمام شد، باید چادرهایمان را برپا می کردیم.فاصله ما تا آب مناسب بود و خطری از بابت جزر و مد ما را تهدید نمی کرد.?محمد هدلایت ش را روشن کرد و یکی یکی چادرها هم برپا شدند.هوا خنکی خاص خود را داشت ولی دل پذیر بود.حدود ساعت 9 شب بود که به محض رفتن به چادرها خوابیدیم !صبح زود من با انرژی خاصی پا شدم.محمد هنوز خواب بود.از فرصت استفاده کردم و چند تا عکس گرفتم.در ساحل پیاده روی کردم.آمدم و محمد را بیدار کردم و صبحانه ای خوردیم.تا چادرها رو جمع کردیم ساعت 8:30 دقیقه شد.پیاده تا جلو اسکله رفتیم.از سرویس بهداشتی آنجا استفاده کردیم.چند تا از بچه های آنجا از من در مورد سفر پرسیدند.منم نظرم را در مورد مقصدهای سفرمان برای آنها گفتم.خلاصه با طی مسافت 1 کیلومتری در اول صبح  به جاده رسیدیم. آنجا در مقابل یک مغازه سوپرمارکتی (که بنزین هم می فروخت ! ) ایستادیم.کوله ها را بر زمین گذاشتیم و در کنار جاده برای یک هیچهایک آماده شدیم.روز جمعه بود و امید زیادی نداشتیم.با این حال کمی شانس مان را امتحان کردیم.با گذشت یکی دو تا ماشین و تاکسی ، ماشین دیگری نبود به جز صیادها و موتورهای عبوری ...تا اینکه یک ماشین نگه داشت.- پرسید کجا می روید ؟+ ما گفتیم میریم به سمت گواتر ولی شما تا هرجا برید خوبه-- منم میرم گواتر،اونجا یک کاری دارم+ به به، چه خوب! ما هم میریم اونجاراننده عزیز ، پسر جوانی بود به اسم نوید.نوید از حال و احوال ما پرسید.اینکه اینجا چه کار می کنید.از شگفتی های منطقه بلوچستان گفت.از اینکه قبلا به دوستانش در پاکستان سر زده گفت.از وضع بد جاده چابهار-گواتر گفت.مدتی طول کشید که به بندر بریس رسیدیم.نوید با ماشین به داخل اسکله رفت تا آنجا را به ما نشان دهد.اسکله آرامش خاصی داشت.بعضی از صیّادها آماده رفتن به دریا می شدند و برخی هم به اسکله نزدیک می شدند تا ماهی ها و سفره ماهی های صید شده را به فروش برسانند.وزن کشی سفره ماهی ها برای ارسال به چین !سفره ماهی ها توجه ما را بیشتر جلب می کردند.با صحبتی که با یکی از صیادها داشتم،گفت چینی ها خوب اینا رو می خرند !وزن هر سفره ماهی معمولی هم این طور که گفتند،حدود 4 کیلو است.یکم صبر کردیم ببینیم ماهی خوب میشه خرید یا نه ولی خب شانس با ما یار نبود و نتونستیم ماهی بخریم.یکم دور زدیم در اسکله و با نوید به سمت بندر گواتر حرکت کردیم.نزدیک شدن به جنوب شرقی ترین نقطه ایران ، حسّ جالبی بود.به مرزبانی رسیدیم.مامور مرزبانی سلام و کرد و ورود ما را خوش آمد گفت.آرام آرام در کنار آب راه رفتیم. در کنار شترهایی که آنجا با آرامش در حرکت بودند.من و شتر و ساحل در آخرین نقطه ایران !کمی جلوتر با دوست نوید که راننده قایق بود،برای رفتن به جنگل حرّا و دیدن دلفین ها هماهنگ شدیم.جنگل های انبوه حرّاپس از دیدن جنگل های حرا و دلفین ها برگشتیم و در کنار مرزبانی نشستیم.حدودا 30 دقیقه منتظر ماندیم تا در این مکان کم رفت و آمد ، یک ماشین حمل ماهی ما را سوار کرد.یک ماشین ایسوزو ، پر از ماهی و یک راننده اهل آبادان . (مثل همه دوستان آبادانی ام خونگرم و مهربان و دوست داشتنی)با هم حرف زدیم و ما دو نفر را در نزدیکی یک سوپرمارکت در بریس پیاده کرد و بعد از اینکه ادامه مسیر را تا دماغه بریس از او پرسیدیم ، خداحافظی کردیم.چند تا مواد ضروری باید خرید می کردیم ، مثل آب و تخم مرغ و نان و ...محمد کنار کوله های ایستاد،منم رفتم خرید کردم.البته یکم ترشی انبه پاکستانی هم خریدم که خیلی خوب بود.شما هم سر زدید،حتما بخرید که بعدا پشیمون نشید.خلاصه کوله ها و وسایل رو جمع و جور کردیم و به سمت دماغه بریس (دماغه مچ کر) که 40متر ارتفاع دارد،راه افتادیم.نقشه هوایی بریس و دماغه بریسچند دقیقه بعد رسیدیم.ساعت حدود 1 بعدازظهر بود.کوله ها را کنار یک سنگ بزرگ گذاشتیم و رفتیم به لبه پرتگاه.نمایی از دماغه بریس و قایق هابسیار زیبا بود.نمایی از قایق های ماهیگیری و تا دور دست ها که آب آبی اقیانوس بود.برای ناهار ، نیمرو رو درست کردیم که ترشی انبه هایی که خریده بودیم،خوردیم.بسیار طعم جالبی داشت.چیزی مابین شور و تند.البته تندی اذیت کننده ای برای من نداشت.استراحت کردیم تا هم کمی خستگی به در کنیم و هم از گرمای هوا در ظهر کاسته شود.ساعت حدود 3:10 دقیقه به سمت بریس راه افتادیم تا به مقصد بعدی یعنی کمپ کوه های مریخی برویم.آرام آرام راه رفتیم.به پمپ بنزینی که در مسیر رفتن دیده بودیم و در همان نزدیکی بود،رفتیم.آبی به صورت زدیم و نماز را خواندیم.دوباره به سمت اول جاده بریس-چابهار رفتیم.آنجا منتظر ماشین ماندیم.که خب عصر جمعه بود و اکثر ماشین ها جمع خانوادگی بودند.خلاصه کمی بعد یک ماشین 206 صندوق دار نگه داشت.طبق توافق قرار شد دونفرمان را با کرایه 30 تومن ما را تا کمپ کوه های مریخی ببرد.مسیر حدودا 28 کیلومتر بود.هوا تاریک شده بود که به کمپ کوه های مریخی چابهار رسیدیم.ادامه دارد ...#سفر_چابهار</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2020 07:53:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفرنامه چابهار , یک دنیا اقیانوس - 1</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-t62prttf1x3e</link>
                <description>در میان مشکلات اینترنتی به وجود آمده،شکر خدا هر طورکه بود سفر با یک هفته تاخیر بالاخره انجام شد.انگیزه سفر به چابهار تقریبا با دیدن تصاویری از مناظر طبیعی و عکاسی و حیات وحش استان سیستان و بلوچستان و همچنین دعوت دوستان بلوچی‌ام و البته مقداری حسّ کنجکاوی و ماجراجویی در من ایجاد شد.سواحل چابهار / عکس از دوستم محمدقرار بود این سفر را همراه با دوستم ، محمد از تهران انجام دهم.طبق برنامه ریزی ، محمد روز پنجشنبه بلیط هواپیما داشت و با حرکت صبح هنگام او ، تقریبا در یک ساعت به چابهار می رسیدیم.پس از رسیدن به اصفهان و خرید بلیط اتوبوس اصفهان - چابهار (در نبود هواپیمای مستقیم) ، در ظهر روز 6 آذر سفر آغاز شد.نقشه گوگل مپ - مسیر اصفهان به چابهارتا حدی به مسیر آشنایی داشتم و کاری جز نگاه کردن به مناظر بیرون نداشتم.به لطف روزهای کوتاه این موقع از سال،هوا به سرعت تاریک می شد و حدود ساعت 4 بعد از ظهر به اطراف یزد رسید و پس از یک استراحت 30 دقیقه ای دوباره حرکت کرد.اتوبوس برای شام در شهر ماهان کرمان نگه داشت.این شهر میان دو کوه جوپار و پلوار که هر دو بالای 4000 متر ارتفاع دارند،قرار دارد و همین موضوع باعث سردتر بودن نسبت به محیط اطراف آن شده چراکه شب‌های تابستان هم سرد و بسیار خنک هست.الان هم که در آخرین ماه پاییز بودیم و سرما و وزش باد هوای سرد و خشنی درست کرده بود.البته من شام سبک همراه خودم داشتم و خواندن نماز و شارژ تلفن همراه تنها کاری بود که انجام دادم.نیمه شب بود که اتوبوس به شهر بم با آن درختان خرمای سبز و خرمّش رسید ولی با سرعت از این شهر عبور کرد و به مسیر ادامه داد.وضعیت جاده به مرور تغییر می کرد و باریک تر می شد.تا اینکه نزدیک 4 صبح در یک مجتمع رفاهی در اطراف ایرانشهر نگه داشت.قسمت جالب ماجرا ، توقف ماشین های سنگین بسیار در آنجا برای فروش گازوئیل بود.در کنار مجتمع رفاهی (که آن موقع فقط نمازخانه اش باز بود) ، خانه های بسیاری با بشکه و پمپ دیده می شد که بتوانند با سرعت هرچه تمام از اتوبوس و تریلرها گازوئیل مازاد خریداری کنند !تصویر ماهواره ای گوگل از این مکان هم جالب است !طی یک زمان 45 دقیقه ای تقریبا 2000 لیتر سوخت به صاحب آنجا فروخته شد و با دریافت پول نقد توسط صاحب اتوبوس ( نه راننده اتوبوس ! ) به سمت چابهار حرکت کردیم.آفتاب در اینجا زودتر از هرجای ایران طلوع کرد و من تقریبا در فاصله 4 ساعته از چابهار قرار داشتم.مسیر بسیار زیبا بود.روستاهای کوچکی که درختان نخل بسیاری در آن وجود داشت.ساختار زمین و ناهمواری‌های اینجا بسیار برایم جالب بود.در هرجا که نگاه می کردی، آبی در جریان بود که برای استان کم آبی مثل استان سیستان و بلوچستان غنیمتی بود.عکس از گوگلعکس از گوگلاز یکی از مسافران اتوبوس که اهل چابهار بود در رابطه با اینجا پرسیدم و او هم از سرسبزی منطقه قصرقند بسیار تعریف می‌کرد.به نظر من در مورد بخش بلوچستان استان سیستان و بلوچستان تنها به سواحل پرداخته شده و نسبت به معرفی جاذبه های طبیعی ایرانشهر-چابهار (مسیر نیک شهر) کم لطفی شده است.بالاخره بعد از یک مسیر پر پیچ و خم و نسبتا طولانی ، اتوبوس در نزدیکی ساعت 9:30 به ترمینال چابهار رسید.ترمینال چابهار نسبتا کوچک و نسبتا تمیز هست و چند شرکت مسافربری آن به اکثر شهرهای بزرگ و شهرهای دیگر استان سیستان و بلوچستان سرویس مستقیم دارد.هوای گرم ! و پوشش مردم و چهره و صبحت کردن مردم بلوچ از همان ابتدا بسیار برایم جذاب بود.کیف و کوله را در یکی از شرکت های مسافربری گذاشتم و رفتم کمی آب به صورتم زدم تا از بعد از یک سفر تقریبا 23 ساعته ، به دوستم محمد زنگ بزنم.تلفن همراه محمد خاموش بود که به خاطر پرواز با هواپما خاموش کرده بود.بالاخره بعد از چند بار تماس ، با او صبحت کردم و مکانی که باید همدیگر را ببینم را یادآوری کردم.قرار ما ساحل دریا بزرگ چابهار بود.او از فرودگاه چابهار که نزدیک شهر بندری کنارک هست می آمد و من هم از ترمینال مسافربری.بالاخره حوالی قبل از  ظهر به محل قرار رسیدیم و بعد از احوال پرسی کمی نشستیم و برنامه سفر را مرور کردیم تا برای یک ماجراجویی یک هفته ای آماده شویم.اگر پیشنهاد یا نکته از قلم افتاده در بخش دیدگاه ها بیان کنید.#سفر_چابهارادامه دارد .....</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2019 17:12:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی برای سفر بدون اینترنت واقعا سخته !</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%D9%87-ssjukstdojt7</link>
                <description>قرار بود که اول آذر یک سفر کاری و تفریحی به مدت حدود 10 روز به جنوب کشور داشته باشم ولی خب قطع اینترنت واقعا تاثیر گذار بود.البته من قرار بود با اتوبوس بروم که مشکلی از بابت خرید بلیط نیست چون چند تا شرکت در این مورد فعالیت می کنند.مشکل اصلی، ایجاد هماهنگی و برنامه ریزی هست که به لطف سرویس ترلو(Trello) و پیامرسان هایی مثل واتس‌آپ و تلگرام می‌شد انجام داد.شما مشکل نداشتن شماره از دوستان تلگرامی و راهنماهای محلی (دوستانی ساکن شهرهای مختلف و ...) را هم به این مشکلات اضافه کنید.همچنین طبق مطلبی که یکی دو روز پیش در همین ویرگول نوشته بودند ، سرویس هایی مثل گوگل مپ و ... هم از کار افتاده است که بحث انتخاب و پیدا کردن مکان رو با مشکل مواجه کرده.می دونم که نقشه Neshan و Map.ir هم این چند ساله فعالیت خوبی داشته اند (که البته در سایت ویرگول هم فعال هستند) ولی باید حقیقت را بگوییم که گوگل مپ و سرویس هایی مثل Google Earth جامعه کاربری بسیار زیادتری دارند و همچنین خدمات دیگری مثل نقشه ماهواره ای  و توپوگرافی (Satellite ,Terrain) که خب من تا الان نتونستم سرویسی پیدا کنم.از این دو تا سرویسی که گفت معمولا در سفرهای ماجراجویانه خودم ? استفاده می کنم و مسیرهای مناسب کوهنوردی یا دره‌پیمایی را پیدا می کنم ولی خب فکر کنم تا وقتی که اینترنت وصل بشود باید مثل اجداد نخستین خود و نیزه به دست به دل طبیعت بروم !سرویس بعدی هم که من را به نوعی لنگ کرده، سرویس WikiLoc هست که طبیعت‌گردان با آن آشنایی کامل را دارند.در این سرویس شما می تواند Track مسیرهایی که از قبل افراد رفته اند و به اشتراک گذاشتند را ببینید که نمونه داخلی نداریم ! به جز یکی دو تا سایت که این Track ها رو به اشتراک گذاشتن البته نه به شکل تعاملی که WikliLoc کار کرده.چک کردن وضعیت آب و هوا هم که بخش مهمی از هر سفری را تشکیل می دهد را هم به لطف قطع اینترنت از دست داده ام.سایت های ایرانی که هست یکی سایت های مرتبط به سازمان هواشناسی کشور و سایر استان ها است که پیش بینی سه روز یا نهایت هفتگی را دارند که به صورت کلی گویی هست و هیچگاه کاری که سایت هایی مثلاکیوودر (Accuweather) یا سایت Weather.us برای شما انجام می دهند را نمی‌کنند.البته این هفته قطعا سفرم را شروع خواهم کرد، چه با اینترنت و چه بدون اینترنت !مگر اجداد ما که با شتر و اسب و الاغ سفر می کردند، اینترنت داشتند ؟!هوا هم صاف باشه با ستاره قطبی مسیریابی می کنم.به لطف این شرایط مهارت های بقا در طبیعت را مرور می کنم ??</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Fri, 22 Nov 2019 18:06:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت ما و خارجی ها در مدیریت مناطق طبیعی</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-pknexjdbulbr</link>
                <description>در بحث محیط زیست مصمم‌تر و پرتلاش‌تر و دلسوزتر ( حتی در ظاهر ! ) از این خارجی ها ندیدم.?اول ببینیم پارک ملی چیه ؟(ویکی پدیا): پارک ملی به محدوده‌ای از منابع طبیعی، من‌جمله جنگل، مرتع، بیشه‌های طبیعی، دشت، رودخانه، دریاچه و کوهستان اطلاق می‌شود که نمایان‌گر نمونه‌های برجسته‌ای از مظاهر طبیعی باشد. دولت‌ها به منظور حفظ همیشگی وضعیت زیست‌بوم و همچنین ایجاد محیط مناسب برای تکثیر و پرورش جانوران وحشی و رشد گیاهان در خطر انقراض و برای جلوگیری از دخالت‌های مخرب انسانی، این مناطق را تحت حفاظت قرار می‌دهند.حالا به نقشه Google Maps از آمریکای شمالی نگاه کنید :نقشه آمریکای شمالیسمت چپ نقشه رشته کوه راکی قرار دارد که تراکم پارک های ملی ثبت شده بیشتر از بقیه نقاط به چشم می خورد.در شمال شرق نقشه و در مرز با کانادا هم پارک های ملی تراکم و پیوستگی خوبی دارند.در بخش های دیگر هم یکسری پارک ملی و منطقه حفاظت شده است که به صورت پراکنده از هم قرار دارند.فهرست پارک های ملی ایالات متحده آمریکا را در اینجا ببینید.همه این پارک های ملی عضو کنوانسیون های ملی و جهانی حفاظت از منابع طبیعی (IUCN و WCPA و ...) هستند و موظف به اجرای یکسری قوانین حفاظتی و زیست محیطی هستند و با اجرای یکسری برنامه کوتاه مدت و بلندمدت سعی در ارتقا و بهبود وضعیت دارند.از مهمترین برنامه هایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد :ارتقا و بهبود کیفیت تنوع زیستیحفظ و بهبود ارتباط بین مناطق حفاظت شدهافزایش ارتباط مردم از طریق برنامه هایی در مناطق حفاظت شدهافزایش آگاهی و دانش مردم (به خصوص جامعه محلی)البته موفقیت یا عدم موفقیت را باید با شرایط و اتفاقات خوب و بد و ... در آن مناطق سنجید ولی چیزی که حداقل به چشم می آید موفقیت (هرچند نسبی) در اجرای برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت آنها در حفظ و نگهداری و ارتقا این مناطق طبیعی هست.تصویر یک بوفالو در پارک ملی آمریکای شمالیبرای مثال در پارک ملی یلواستون چند گونه جانوری به طبیعت بازگردانده شدند و از جمعیت خوبی برخوردار هستند.خارجی ها چگونه از پارک های ملی شون استفاده می کنند ؟!خب هرچقدر هم که یک کشور در بحث آموزش حفاظت از طبیعت موفق باشد باز هم فضا برای سوء استفاده و قاچاق و شکار فراهم هست.همیشه آدم هایی هستند که به طبیعت می روند و با انداختن یک ته سیگار کل جنگل را به آتش می کشند.ولی آن خارجی های چشم آبی ! ? تقریبا در اکثر این مناطق حفاظت شده و پارک های ملی ورود و خروج بازدیدکنندگان را مدیریت کرده اند.مجوزهای شکار را انعطاف پذیر و قانون‌مند کرده اند.مدیریت یکپارچه پارک های ملی آمریکای شمالی و به طور کلی برنامه های ورودی برای این پارک های ملی و حفاظت شده تعریف کرده اند :کمپ و طبیعت گردیگشت و گذار های آمورشیشکار و صید و فعالیت های تفریحیتقریبا پارک های ملی و مناطق حفاظت شده مطرح و مهم ، دارای سایت و اپلیکیشن جداگانه ای هستند و اطلاع رسانی از طریق آنها صورت می گیرد ، بقیه مناطق هم در یک پروژه به نام Recreation ثبت شده اند و امکان رزرو محل کمپ و اقامت و خرید بلیط ورودی و مجوز شکار و ... فراهم شده است.نمونه ای از وبسایت یکی از پارک های ملی را در تصویر زیر مشاهده می کنید: تقریبا از هر چیزی که لازم باشد در این صفحه می بینید، مثلا شماره های تماس و ساعت ورود و خروج و فصل مناسب بازدید و .... (نمایش این قدر جزئیات واقعا تحسین برانگیز است )و اما بررسی وضعیت کشور عزیزمان ایران ...اول به نقشه Google Maps از ایران نگاه کنید :اولین چیزی که توجه تان را جلب می کند پراکندگی پارک های ملی و مناطق حفاظت شده است.همین طور که همه ما می دانیم کشور ایران یک کشور با تنوع آب و هوایی و زیستی است که همین موضوع باعث شده ما هم پارک ملی کویر داشته باشیم و هم پارک ملی گلستان و ارسباران و ...در غرب ایران زاگرس و در شمال کشور رشته کوه البرز و در بخش مرکزی و شرقی کشور هم کوه های پراکنده که هر کدام آب و هوا و اقلیم خاص خود را دارند.اولین پارک ملی ثبت شده هم پارک ملی گلستان هست که در سال 1354 ثبت شده است.فهرست پارک های ملی ایرانپارک ملی گلستانمناطق حفاظت شده ایرانمناطق چهارگانه محیط زیست ایرانمناطق حفاظت شده ایران به 4 قسمت تقسیم می شود.که در نقشه زیر می بینیدسایت IEW.irو اما مهمترین مسئله در ایران به نظرم بحث آموزش در رابطه با محیط زیست است که بسیار کم لطفی شده است.چراکه تعداد خبرهای ناگواری که از طبیعت ایران مخابره می شود بسیار بیشتر از اندک خبرهای خوب و امیدبخش است.برخورد با حیواناتخرس سوادکوهوضعیت خرس ها در ایرانشرایط به شکلی ادامه پیدا کرده است که اگر عکسی از طبیعت زیبا و سحرانگیز ایران به همراه لوکیشن (مکان عکس) منتشر شود،شاید تا چند سال آینده نابود شود.?از آن اطلاع رسانی در رابطه با شرایط پارک های ملی هم که خبری نیست.وب سایت پارک ملی گلستان را با وب سایت پارک های ملی خارجی ها ! مقایسه کنید :فقط یک عکس نقاشی !به زودی !!!خب مشکلات اصلی طبیعت ایران چیه ؟ورود بدون برنامه و ضابطه مند به محیط های طبیعی به خصوص هجوم تورهای طبیعت گردیزباله های که به خصوص در شمال کشور بیداد می کنندطبیعت گردی غیرمسئولانهشکار و صید غیر مجازورود دام بیش از حد ظرفیت به مراتعکشاورزی بدون توجه پتانسیل های منطقهمهاجرت روستاییان و مردم مناطق حفاظت شده و فروش زمین آن ها برای ساختمان سازی و برج سازینبود هیچ برنامه آموزشی در مدارسو ...حالا چیکار باید بکنیم ؟!غر زدن بدون راه حل دادن هیچ فایده ای ندارد.به نظرم :باید یاد بگیریم و یاد بدهیم که محیط زیست اگر نابود شود،احیا آن سال ها زمان می برد و هزینه های خیلی بیشتری برای احیا یک محیط طبیعی نیاز است تا حفظ و نگهداری آن هاافراد بودمی هر منطقه بهترین نگهبانان آن طبیعت هستند.آموزش و  اشتغال زایی برای آن ها می تواند کمک بزرگی به حفاظت از منطقه کند.برنامه های آموزشی در مدارس داشته باشیم.طرح های تنفس برای جنگل ها داشته باشیم.رودخانه ها را آزاد کنیم !!ممنوعیت ساخت و ساز در ارتفاعات و مناطق طبیعی داشته باشیم.محیط بانان را دریابیم.گسترش طبیعت گردی مسئولانهبرای مدیریت زباله ها برنامه کوتاه مدت و بلندمدت داشته باشیم.و ...چند تا سایت که باید ببینید :https://www.iucn.orghttp://www.ontarioparks.comhttps://www.recreation.gov/https://www.nps.govhttps://www.americanprogress.org/issues/green/reports/2018/12/04/461705/measuring-conservation-progress-north-america/https://www.google.com/maps/@35.7932363,-96.645854,5.36zدر پایان هم خوشحال می شوم اگر نظر یا پیشنهادی داشته باشید، مطرح کنید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Fri, 18 Oct 2019 19:07:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمونه کارهای داوطلبانه موفق در سایر کشورها</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-wvyicw371vhy</link>
                <description>کارهای داوطلبانه چیزی فراتر از یک تجربه هیجان انگیز در سفر هستند.جنبه دیگری از آن وجود دارد و آن محرومیت زدایی و توسعه کیفیت زندگی است.اتفاق مثبتی که خوشبختانه در جای جای دنیا روز به روز بیشتر می بینیم.کشور ایران نیز پتانسیل های فوق العاده ای دارد که حتی در مناطق محروم به خصوص مناطق مرزی می توان با توجه به آن ها هم برای افراد روستایی اشتغال ایجاد کرد و هم از تاثیرهای مثبت این فعالیت ها در گردشگری پایدار استفاده کرد.نمونه موفق کار داوطلبانه در مکزیکدر سن کریستوبال مکزیک افراد داوطلب به مردم بومی کمک کرده اند تا صنایع دستی تولیدی خود را به گردشگران معرفی کنند و یک منبع درآمد پایدار برای خود ایجاد کنند.نمونه موفق کار داوطلبانه در آفریقاحمایت از جنگل های کنیا یا پروژه Sadhana که در کنیا اجرا میشود و با کمک افراد بومی و داوطلب ضمن احیای بخش های از بین رفته جنگل های این کشور به مردم بومی آموزش های مراقبت از طبیعت،درآمد پایدار و معرفی مناطق به گردشگران داده می شود.ادامه مطلب ....اگر دوست داشتید موارد بیشتری را ببینید می توانید ادامه مطلب را در وبلاگ ایران داوطلبانه بخوانید.? https://iranvolunteering.ir/Blog/1568359742  https://iranvolunteering.ir/Blog/1570342728 اگر تجربه ارزشمندی در این موضوع دارید یا مثلا در کشورهای خارجی فعالیت های داوطلبانه انجام داده اید ، حتما در بخش دیدگاه ها بیان کنید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sun, 13 Oct 2019 10:52:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفرنامه روستا خفر(khafr) - منطقه دنا (قسمت آخر)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%81%D8%B1khafr-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-o5ntnvlin6c5</link>
                <description>بالاخره به قسمت آخر سفر به خفر رسیدیم ، قسمت های قبلی سفرنامه خفر :#خفر و #سفر-دنا و #دنا را دنبال کنید. https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AE%D9%81%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-xay2nhifh90q  https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%81%D8%B1khafr-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-j6wfabiutjrl بعد از اینکه رفتیم خانه کوهنوردی ، از شدت خستگی توانی برای راه رفتن نداشتیم و همین طور روی تخت‌هایخانه کوهنوردی افتادیم.دیگه شب بود و شام را آماده کردیم و خوردیم.یه نگاه به هم کردیم و گفتیم که فردا صبح برمیگردیم اصفهان ، پس وسایل را جمع کردیم تا صبح بدون فوت وقت با ماشین برگردیم.ساعت موبایل رو روی ساعت 6 تنظیم کردم و خوابیدیم.صبح بلند شدیم و صبحانه خوردیم.قهوه را درست کردم و خوردیم.به دوستم گفتم،حیف که پامون درد می کنه و نشد بریم سمت دشت آسمانی....اونم گفت آره انشاالله دفعه بعد ....بعد من با شوخی گفتم حال داری بریم دشت آسمونی ؟!اونم با کمال تعجب گفت ، بریم !!!!!پاهام درد میکرد ولی با شوق و ذوق گفتم برو بریم ....خلاصه وسایل مورد نیاز را برداشتیم و از خانه کوهنوردی رفتیم بیرون.به پایین روستا رسیدیم و از سربالایی که در روز اول پیدا کرده بودیم رفتیم بالا تا به اول مسیر دشت آسمانی رسیدیم.دشت آسمانی ، دشت بسیار زیبایی هست که در دامنه شمالی رشته کوه دنا قرار دارد و به دلیل وجود گل ها و گیاهان فراوان مشهور است.عشایر هم در آنجا هستند و از این سرسبزی نهایت استفاده را می برند.پشت دشت آسمان شهر سی سخت قرار دارد.در حقیقت مرز این دو استان با کوه های دنا مشخص می شود.مسیر دسترسی از روستا خفر به دشت آسمانی ، حدودا 8 کیلومتر است.البته مسیری هم از جاده گردنه بیژن دارد که به قسمت شرقی دشت آسمانی می رود.همچنین چرای بیش از حد دام و ورود خارج از ظرفیت دام به این منطقه بسیار مشهود بود و اگر سازمان های محیط زیست اصفهان و کهگیلویه و بویراحمد دست روی دست بگذارند ، به زودی شاهد فرسایش خاک آنجا خواهیم بود.اول مسیر شیب روبه بالایی دارد و در نزدیکی باغ های سیب و زرآلود قرار گرفته که زیبایی و چشم انداز خوبی دارد.به اوایل مسیر که رسیدیم ، نمای بازی از روستای خفر پیدا بود.آخر روستا خفرمنم از فرصت استفاده می کردم و هم عکس میگرفتم و هم نگاهی به Track مسیر می انداختم.Track مسیر را روی Google Earth خودم به صورت دستی مشخص کرده بودم برای همین دقت کافی نداشت و بعضی از اوقات به بیراهه می رفتیم. برای همین اون قسمت های مسیر را با حسّ ششم پیش می رفتیم.مسیر شامل دو بخش بود.ما تازه در بخش اول مسیر بودیم.تا اینکه به یک چوپان خوش اخلاق رسیدیم.از او سوال کردیم ، دشت آسمانی کدوم طرف هست ؟ اول یک نگاهی به ما کرد و گفت خودتون دوتا می خواهید برید ؟ گفتیم بله . گفت که مواظب باشید ولی  همین آبراهه را ادامه بدهید ، و بعد از اونجایی که آب تمام میشود به سمت چپ بروید و از دامنه کوه بالا برید.بعد از اون دشت آسمانی هست.از او خداحافظی کردیم و ادامه دادیم.به خاطر اینکه صبح دیر راه افتاده بودیم ، هوا داشت کم کم گرم می شد ، برای همین به هر چشمه ای که میرسیدیم ، پاهایمان را از کفش بیرون می آوردیم و در آب می گذاشتیم.بعد دوباره ادامه می دادیم.همین طور که می گذشتیم ، به چادرهای عشایر میرسیدیم که در پایین دست مسیر ما بودند.البته خیلی از ما دور بودند.به یک آبراهه ی دیگر رسیدیم و از آنجا شیب مسیر رو به پایین بود و ما هم از هر شیب روبه پایینی خوشحال می شدیم.?مسیر را آرام آرام ادامه دادیم به پایین یک کوه رسیدیم.اینجا بخش دوم مسیر که در Google Earth مشخص کرده بودم شروع می‌شد.ولی یک مشکلی بود ....مسیری که من مشخص کرده بودم از یک شیب بسیار زیاد می گذشت که معلوم بود یک مسیر آب فصلی هست ولی بعید می دونم با اون خستگی که داشتیم می توانستیم 100 متر هم در آن پیش برویم !دوستم گفت که بیا از سمت چپ بریم...مسیر سمت چپ هم به بالای همان کوه می رفت و پشت آن دشت آسمانی شروع می شد.مسیر پر پیچ و خمی بود ولی پر از گل های رنگی ...مسیر دشت آسمانیصدا دسته زیادی زنبور را به راحتی می شنیدیم و معلوم بود خیلی خوشحال هستند ..?پوشش گیاهی این قسمت از مسیر ، بیشتر علفی بود و نهایتا چند درخچه ی بادام وحشی از آنها بلندتر بودند.بعد از هر دو یا سه پیچ ، چند ثانیه استراحت می کردیم و آب می نوشیدیم.چرا که دیگر ساعت نزدیک ظهر شده بود و آفتاب کوهستان هم لطف زیادی نسبت به ما داشت ?بالاخره با هر زحمتی که شد به بالای کوه رسیدیم.از آنجا یک مسیر به سمت چپ می رفت که معلوم بود برای عشایر سمت گردنه بیژن است و مسیر دوم هم ادامه همین مسیر دشت آسمانی.مسیر را ادامه دادیم...حالا به اول دشت آسمانی رسیده بودیم.منطقه فوق العاده ای بود.چون ظهر بود قرار شد هم آب پیدا کنیم و هم جایی را برای صرف ناهار.اول دشت آسمانیپشت این کوه ها شهر سی سخت هسترفتیم جلوتر ، یک تپه را دور زدیم و در سمت راست به یک برف چال بزرگ رسیدیم.آب مسیری را از هر دو طرف آن باز کرده بود.برف تمیزی بود و ما قمقمه ها پرکردیم.از همه ی قسمت های آن آب چکه می کرد و چند ثانیه کافی بود تا خیس شوید.قرار شد با سرعت هرچه تمام‌تر از زیر آن عبور کنیم.تونل برفیخیس شدیم ولی خیلی کیف داد.آن طرف این چال برف ، شوید کوهی رشد کرده بود که حدود 5 تا دسته کوچک چیدیم تا بخوریم.عطر فوق‌العاده ای داشت از طرفی هم املاح بدنمان را تامین میکرد.شوید کوهیدر راه آمدن به این چال برف یک تکه بزرگ سنگ که در زیر آن جایی برای نشتن بود پیدا کرده بودیم.برگشتیم همانجا و بعد از تمیز کردن زیر آن ، سفره را پهن کردیم و ناهار را نوش جان کردیممساحت آن حدودا 2 متر مربع بود و دوتا آدم 170 سانتی متری خود را در آن جا دادند??چشم ها را بستیم و هرچند سنگ ها در کمرمان فرو میرفت ولی فضا اکسیژن خالص بود و وجودمان سرحال بود.از این موضوع که آمده بودیم اینجا خیلی خیلی خوشحال بودیم و از این موضوع که باید اینجا را ترک کنیم ، ناراحت ناراحت !ساعت حدودا 3:45 بعد از ظهر بود که راه افتادیم.هوا هنوز گرم بود ولی قابل تحمل.همین طور ادامه دادیم و مسیر که حالا برایمان آشنا بود را به سمت پایین ادامه دایم از آن کوه پر پیچ و خم هم پایین آمدیم تا به اولین چادر عشایری که دیده بودیم رسیدیم.از آنجا یک مسیر دیگر پیدا کردیم ، جلوتر که رفتیم یکی از بومی های آنجا مسیر روستا را پرسیدیم.مسیر دیگری به ما نشان داد که هم هموار بود هم شیب کمی داشت.خوشحال شدیم و ادامه دادیم.ساعت حدودا 5 بود که در سایه درختی استراحت کردیم و پس از کمی صحبت با یک پسر چوبان و نوشیدن آب برف ! به طرف روستا حرکت کردیم.ساعت حدودا 7 بود که به روستا رسیدیم و به سمت خانه کوهنوردی برگشتیم....شام جایتان خالی ، عدس پلو با دوغ خوردیم ، وسایل را جمع و جور کردیم و در ماشین گذاشتیم و فقط وسایل خواب را نگه داشتیم.با خانه کوهنوردی هم تسویه حساب کردیمو با آرامش هرچه تمام خوابیدیم.راحت تر از چیزی که فکرش را بکنیم.صبح زود هم به سمت اصفهان حرکت کردیم. نزدیک ظهر بود که به اصفهان رسیدیم.چند تا تجربه و پیشنهاد ....روستای خفر دارای یک طبیعت کوهستانی هست ، پس هم در موقع مناسب سفر کنید و هم شرایط جسمی مناسبی داشته باشید.آنتن دهی در روستای خفر ، کم و بیش خوبه ولی ایرانسل به درستی خط نمی دهد.در کوه ها و دشت های اطراف هم که تقریبا هیچ سیمکارتی آنتن نمی دهد.در اواسط بهار و اوایل تابستان ، مراقب چال برف ها باشید.چراکه سال پیش یک نفر در میان آنها سقوط کرد و در عمق چند متری فرو رفته بود و بعد از چند روز هلال احمر جسد او را پیدا کرد.از روشن کردن آتش در مناطق کوهستانی جداخودداری کنید چراکه طبیعت منطقه بسیار شکننده است و به خاطر پوشش علفی و همچنین باغ های موجود در آنجا به راحتی آتش می گیرد.بهتر از گاز کوهنوردی همراه داشته باشید.تنهایی هم به سمت قله به خصوص قاش‌مستان و حوض دال نرید.جانپناه هم که فقط یک سرپناه است و انتظار زیادی نداشته باشید.خرید سوغات فراموش نشود ( لبنیات - گیاهان دارویی - زردآلو خشک)اکثر مغازه های روستا تا ظهر باز هستند.در فصل سفر به آنجا نگران محل اقامت تان نباشید.معاشرت با مردم محلی می تواند تجربه سفر شما به حساب بیاید پس فراموش نکنید.منطقه دنا ، یک منطقه حفاظت شده و در خطر هست ، به همین دلیل هرگونه شکار ، بریدن درختان و از بین بردن گیاهان تخلف به حساب می آید و مورد برخورد محیط بانی قرار میگیرید.اطلاعات مورد نیاز گردشگریمسافت روستا تا دشت آسمانی : حداقل 8 کیومترمسافت روستا تا جانپاه قله قاش‌مستان : حدود 8 کیومترمسافت روستا تا آبشار خفر و چشمه سید محمد: حدود 8 کیلومترمسافت آبشار خفر تا یخچال های پایین دست قله پوتک : حدود 3 کیلومتراطلاعات تماستلفن خانه کوهنوردی خفر : 09133085035تلفن شرکت گردشگری دنانوردان (آقای موسوی) :  09130251720 و 03153574145اطلاعات تماس منبرای تماس با من می توانید از تلگرام و ایمیل استفاده کنید. https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-t4vl9h2idriq امیدوارم از این سفرنامه استفاده کرده باشید.اگر به این روستا سفر کردید ، حتما بهم بگید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Wed, 25 Sep 2019 11:22:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفرنامه روستا خفر(khafr) - منطقه دنا (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%81%D8%B1khafr-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-j6wfabiutjrl</link>
                <description>خیلی خوشحالم که قسمت اول سفر به روستا خفر مورد استقبال شما عزیزان قرار گرفت. https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AE%D9%81%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-xay2nhifh90q برای همین قسمت دوم آن را برایتان می نویسم ....بعد از یک خواب کوتاه نیم ساعته ، چون سال قبل فقط موفق شده بودیم تا مسیر آبشار خفر (نقطه 2) برویم ، این دفعه قرار شد  مسیر هایی که از قبل مشخص کرده بودیم را یک نگاهی بیاندازیم.مسیرهایی که قرار بود در این سه روز برویم:مسیر صعود به قله قاش‌مستان (Ghashmastan) تا جانپناه (نقطه 1)دیدن آبشار زیبای خفر (نقطه 2)منطقه دشت آسمانی (دامنه ها و مسیر قله بیژن1 یا ماش) (نقطه 3)بنابراین قرار بود در روز دوم خودمان را به جانپناه برسانیم و بعد همان مسیر را تا وسط برگردیم و به سمت مسیر آبشار خفر برویم.روز سوم هم به دشت آسمانی برویم و برگردیم.سه منطقه اطراف خفررفت و برگشت های ما تقریبا این شکلی بودخلاصه از خانه کوهنوردی بیرون آمدیم و برای دیدن مسیر قله قاش‌مستان و پیدا کردن ابتدای مسیر دشت آسمانی حرکت کردیم.بعد از طلوع آفتابمسیر قله قاش‌مستان  که درست پشت خانه کوهنوردی است را ادامه دادیم و تا کمی بعد از باغ های سیب به ابتدای ورودی دره رسیدیم.عکاسی کردم و بعد از چند دقیقه دوباره به سمت خانه کوهنوردی برگشتیم که مجموعا حدود 4 کیلومتر شد.در حد چند دقیقه بطری های آب را پر کردیم و برای پیدا کردن ابتدای مسیر دشت آسمانی راهی پایین روستای خفر شدیم.این رو بگم که از مسیر دشت آسمانی هیچ فایل Track مشخصی نداشتیم و فقط می دانستیم که کجاست !برای همین بعد از مسجد روستا ، خودمان را به کنار رودخانه رساندیم و با حدس و گمان رفتیم جلو.از تعدادی باغ زردآلو و سیب عبور کردیم.تا اینکه به یک دوراهی رسیدیم.از سمت راست در کنار رودخانه رفتیم و به جایی رسیدیم که از یکی از اهالی روستا پرسیدیم و با تعجب گفت : دشت آسمونی ! خیلی راهه ! از این طرف برید.مسیری که به ما نشان داد از میان باغ ها باید به سمت بالا می رفتیم ، ما تا جایی رفتیم و مسیر را گم کردیم و با حس نامیدی برگشتیم که آخه دشت آسمونی کجاست ؟!تا اینکه وقتی به ابتدای مسیر رودخانه رسیدیم و یک راه سربالایی دیدیم . در نقشه تلفن همراه م نگاه کردم و دیدم که نقاط احتمال زیاد این مسیر به دشت آسمانی می رود. بله کمی داخل این مسیر ایستادیم و وقتی موقعیت را دیدیم قشنگ در مسیر بود ! چقدر خوشحال شدیم.دیگه کم کم خورشید غروب کرده بود و هوا تاریک می شد که برگشتیم به خانه کوهنوردی.کمی روی تخت ها استراحت کردیم و شام را حاضر کردیم و خوردیم.بعد وسایل مورد نیاز را گذاشتیم در کوله و ساعت حدود 10 شب بود که از خستگی خوابیدیم.صبح ساعت 4:30 بیدار شدیم و یک صبحانه مقوی و سرشار از کربوهیدرات خوردیم و در تاریکی هوا به سمت قله قاشمستان رفتیم.اولین برف هایی که دیدیممسیر روز قبل را ادامه دادیم و وقتی به ابتدای دره رسیدیم تازه خورشید داشت طلوع می‌کرد.چه منظره زیبایی بود.بعضی از مناظر بیشتر شبیه رویا بود تا واقعیت.در کنار تخته سنگ ها نشستیم و آب خوردیم.از آن بالا می شد ادامه مسیر تا نزدیکی جاننپناه را دید.مسیر را ادامه دادیم و مسیر بالا و پایینی بود ولی پاکوب مشخصی داشت و از این بابت نگران گم کردن مسیر نبودیم.حالا به جایی رسیده بودیم که تکه های عظیم یخ و برف که در سایه کوه باقی مانده بودند را میدیم و آب فراوانی از هر طرف کوه جاری شده بود.ساعت حدود 7:30 بود که به پایین شیب مسیر جانپناه رسیدیم.همه جا سرسبزنمایی از مسیری که آمدیمبعد از یک استراحت کوتاه ، زیگزاگی به  سمت بالا حرکت کردیم  که باعث میشد مسیر طولانی تری را برویم ولی حداقل از شیب نسبتا زیاد خلاص می شدیم.به بالای آن مسیر که رسیدیم ، جانپناه به خوبی در جلو و سمت چپ ما پیدا بود.جانپناهچه مسیر زیبایی بود ، همه جا پر از گل و علف و گلسنگ بود.تا جانپناه مسیر نسبتا همواری بود که آرام آرام رفتیم و ساعت نزدیک 9 بود که جلو درب جانپناه رسیدیم.قفل درب را باز کردیم و یک نگاه به داخل انداختیم.کسی نبود.کوله ها را داخل جانپناه گذاشتیم و به سمت سرویس بهداشتی پشت جانپناه (مثلا !) رفتیم ولی واقعا کثیف بود بنابراین انتخاب بعدی ما دستشویی صحرایی بود !کنار جانپناه ، یک چشمه دست ساز هست که خب البته آبی نداشت.جلوتر رفتیم و مجبور شدیم به چشمه دوم که در Track مشخص شده بود سر بزنیم.بطری ها را با آب برف پر کردیم. چه آب خوش مزه ای. واقعا طعم بهتری از آب لوله کشی و کلر دار و تمیز داشت .بطری ها را آن کنار گذاشتیم و به سمت صدای آبشاری رفتیم که پیدا نبود.کمی جلوتر یک آبشار فصلی که از آب برف ها درست شده بود را درست نزدیکی قله هایی مجاور قاش مستان دیدیم.خیلی زیبا بود و آب با شدت هرچه تمام با پایین و روی برف ها میریخت. https://www.instagram.com/p/Bzihl8nh-VG/?utm_source=ig_web_copy_link البته چون تجهیزات کافی نداشتیم دیگر مسیر قله و آبشار یخی را ادامه ندادیم و به گرفتن چند عکس از پشته‌های برف بسنده کردیم.برگشتیم جانپناه و در حد یک ربع استراحت کردیم.ساعت حدودا 9:30 بود که خواستیم برگردیم و از وسط راه به سمت آبشار خفر برویم ولی .....به Track مسیر نگاه کردیم و دیدیم که چه طور میشه از این طرف به سمت آبشار بریو همین راه رو برنگردیم؟!گفتن همین جمله کافی بود ....با احتیاط پایین رفتم و در مسیر پر بود از بوته های خار که مدام در پوست و گوشت ما فرو می رفت.به قدری گیاه در زمین رشده کرده بود که بعضی جاها دیگه معلوم نبود پا را کجا می گذاریم.درست در پایین دست این مسیر دو بخش می شد. یک مسیر که مستقیم تا آبشار می رفت و از آن طرف به سمت قله پوتک و مسیر دوم هم از کوه سمت راست را دور می زد و به بالادست آبشار می رفت که البته از وسط مسیر معلوم بود خیلی سخت می‌شد.فلش قرمز رفت و فلش آبی برگشت و نارجی مسیر آبشار تا قله پوتکنمای کلی مسیر رفت و برگشتخلاصه در شیب نسبتا زیاد پایین رفتیم و گاهی هم سر می خوردیم و هر لحظه ممکن بود به پایین سقوط کنیم و با تخته سنگ ها یکی شویم.در سمت راست ما دو آب راه بود.یکی پر از آب برف و دیگری خشک بود.باید خود را به آن آبراه خشک می رساندیم و مسیر را تا پایین ادامه می دادیم.با هر بدبختی بود به آنجا رسدیم.انگار تازه سختی مسیر شروع شده بود !  برای پایین رفتن بعضی جاها باید از ارتفاع 2 متری پایین می پریدیم آن هم در شیب و یک اشتباه باعث می شد ما تا روستا غلت بخوریم .?بعضی از قسمت ها باید یک نفر پایین می رفت و کوله دیگری را می گرفت تا اون پایین بیاید.کم کم مسیر تخته سنگی تمام شده بود که به نزدیکی پشته های برف در پایین دست قله پوتک رسیدیم.حجم برف ها واقعا زیاد بود و اگر نگویم 3 تا 4 متر حداقل برف بود اغراق نکردم.پشته های بفر در مسیر قله پوتکچند تا عکس برای یادگاری گرفتیم و بعد از اینکه آب به صورتمان زدیم ساعت حدود 12 شده بود.خستگی مسیر باعث شده بود از رفتن به آبشار صرف نظر کنیم و صرفا جایی را پیدا کنیم و ناهار بخوریم و برگردیم خانه کوهنوردی.همین طور مسیر با شیب رو به پایین و البته نسبتا ناهموار و پیچ وار را ادامه دادیم تا از بالای یک کوه به مسیر خفر-آبشار رسیدیم.سمت راست ما به خفر می رفت و سمت چپ به سمت آبشار.آبشاری که سال گذشته خشک شده بود و به همین خاطر ما اصلا پیدا نکرده بودیم !ما که از رفتن به آبشار منصرف شده بودیم ، به سمت کنار رودخانه خفر رفتیم که مکان صافی را پیدا کنیم و بعد از 7 ساعت کوه‌پیمایی ناهار بخوریم.در نهایت یک مکان مناسب پیدا کردیم و کنسروهای لوبیا را در آب جوش گذاشتیم و بعد از صرف یک غذای درویشی یعنی نان و لوبیا بلافاصله خوابیدیم !در کنار صدای خروش رودخانه خفر که برای ما مثل لالایی بود ، حدودا 1 ساعت خوابیدیم.ساعت نزدیک 3 بود که بعد از خواندن نماز ،به دوست گفتم چیکار کنیم ؟ تازه ساعت 3 هست ، برگردیم یا یکم بریم جلوتر و نزدیک غروب برگردیم ؟ به این نتیجه رسیدیم که کمی جلوتر بریم و در کنار چشمه سید محمد عکس بگیریم ، این قدر رفتیم تا چشمه سید محمد هم دیدیم و عکس گرفتیم.حالا یکم انرژی گرفته بودیم و تصمیم گرفتیم تا آبشار بریم.جلوتر و جلوتر رفتیم. درست بعد از چشمه سیدمحمد ناگهان .....بله ، یک جریان تند و شدید آب دیدیم که به داخل رودخانه خفر میرزد.به جریان آب که رسیدیم چشم هر دو ما از دیدن آن همه آب که با شدت فراوان پایین میریخت گرد شد !با لبخندی بر لب و انرژی رفتیم بالا ولی دیگر نمی شد جلوتر رفت.آب آبشار آنقدر زیاد بود که اصلا به این که از این آب به آن طرف بروم و به نزدیکی آبشار برسم ، فکر نکردم ولی دوستم گفت من می خواهم امتحان کنم.این امتحان کردن همانا و رفتن به نزدیکی آبشار همانا.آبشار زیبای خفرمن پایین تر رفتم ولی خب نمی شد رفت اون طرف، البته دوربین و کوله و تلفن همراه داشتم و تصمیم گرفتم من این طرف آبشار بمونم و عکس بگیرم.دوستم که می خواست برگرده برای اطمینان بیشتر یک سر طناب را به او دادم و یک سر طناب را به دور کمر و سنگ کنارم بستم.از کنار سنگ تا زانو در آب رفتم و گفتم بپر و من دستت رو میگرم.خداروشکر بدون مشکل تونست بیاد این طرف جریان اب.ساعت حدود 5 بود که نور آفتاب کم کم از دره خارج می شد و هوا خنک و خنکتر می شد.خب حالا دیگر زمان برگشتن به سمت خانه کوهنوردی بود و نباید زمان روشنایی را از دست می دادیم.ولی خستگی و پیاده روی طولانی حالا خودش را نشان داد !هر قدمی که بر می داشتیم ، درد و خستگی و کوفتگی در تمام استخوان بندی بدن ما منتشر می شد.خلاصه ، کم کم و آرام آرام و با استراحت های مکرر به اول مسیر باغ ها رسیدم.اینجا اهالی یک سری آلاچیق و خانه باغ دارند که به مسافران اجاره می دهند.از آنجا تا خانه کوهنوردی هر 100 متر انگار 1000 کیلومتر بود.خوشبختانه یکی از اهالی روستا کنار ما نگه داشت و پرسید:+ کجا میرید ؟- ما گفتیم خانه کوهنوردی + منبع آب- بله+ سوار بشیداین قدر خوشحال شدیم که حد نداشت.در نزدیکی خانه کوهنوردی پیاده شدیم .البته بماند که در 100 متر آخر هم داشتیم می مردیم .به خانه کوهنوردی که رسیدیم،کسی داخل نبود و به نگهبان آنجا تماس گرفتیم و حدودا 20 دقیقه بعد رسید.در این فرصت ما هم کفش ها و لباس های مان را در کنار آب شستیم.مسیر دشت آسمانی هم بماند برای قسمت بعد ....کافیه #خفر و #سفر-دنا و #دنا را دنبال کنید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 16:33:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفرنامه روستا خفر(khafr) - منطقه دنا (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AE%D9%81%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-xay2nhifh90q</link>
                <description>تیر تابستان 98 بود که بعد از شدت کار زیاد و جابجا شدن ، دلم برای یک تجربه هیجان انگیز تنگ شده بود.خب کجا برم ؟!اول یک نگاهی به نقشه ی ایران در گوگل مپ کردم که با این تصویر مواجه شدم :نقشه ی چند ساله مسافرت من !بالاخره چندجا پیدا کردم که به خاطر فرصتی که چند روز در اصفهان م ، بتونم برم ببینم. از بین اونا یکی منطقه فریدونشهر و یکی هم منطقه پادنا به خاطر تجربه های قبلی م انتخاب کردم.اینو بگم که امسال به خاطر لطف خدایی که همه می دونیم چقدر مهربانه ، کشورمون سیراب شد و هرجایی رو نگاه می کردی بهشت شده بود ، حتی جاده قم - تهران !در نهایت طبق قولی که من و همسفرم سال 97 به هم داده بودیم که یکبار دیگر منطقه پادنا و روستا خفر را کامل را ببینیم، اینجا رو انتخاب کردیم و این انگیزه سفر ما بود.خلاصه بعد از برنامه ریزی های سفر و آماده کردن وسایل و بستن کوله پشتی ، صبح ساعت 4:30 دقیقه از اصفهان حرکت را شروع کردیم.اوایل مسیر تاریک بود ولی همینطور که به طلوع آفتاب نزدیک می‌شدیم ، دشت و کوهستان پر از گل و گیاه بود و کنار جاد اکثرا سرسبز بود.مناظر بی نظیر زاگرسمسیر را از قبل می شناختم و ساعت 7 بود که به سمیرم رسیدیم و بعد از بنزین زدن رفتیم به سمت شهر حنا ، اونجا کنار یک پارک توقف کردیم و در آن هوای خنک صبحگاهی ، صبحانه ای نوش جان کردیم.سریعا راه افتادیم به سمت خفر.راستی اینو بگم که مسیر دسترسی به روستا خفر از سمیرم اصفهان ، دو مسیر هست.یکی از همین شهر حنا میگذره و یکی هم جاده اصفهان - یاسوج . مسیر اول صاف تر هست و زیاد شیب نداره ولی مسیر دوم چشم اندازهای زیبایی دارد.سال گذشته چون ما هم آب‌ملخ رو رفته بودیم  دیگه از اون مسیر نرفتیم و امسال فقط قصد کوهنوردی در خفر را داشتیم.مسیر های دسترسی به روستا خفردان دایره که در تصویر مشخص کردم ، شما تابلو &quot; قلل مرکزی دنا &quot; را مشاهده می کنید که دقیقا شما را به خفر میرسونه.ساعت 9:30 که شد ، کم کم قلل دنا که برف خوبی داشتند ، نمایان شدند.سرانجام ساعت 10 هم به اول روستا رسیدیم.قلل دنا و روستا خفربعد از پرداخت 5000 تومان ورودی که برای به سازی مسیر روستا گرفته می‌شد به سه راهی داخل روستا رسیدیم.از آنجایی که محل اقامتمان (نزدیک منبع آب) را از قبل مشخص کرده بودیم و باید به خانه کوهنوردی خفر می‌رفتیم ، از راه سنگفرش روستا حدود 1.5 کیلومتر در شیب زیاد باید بالا می رفتیم.روستا خفر در شیب دامنه کوه ساخته شده و شما روستایی ترکیب از ماسوله و روستاهایی معمول هست.طبیعت بهاری روستا خفر - عکس از آقای موسویو مسیر رفتن تا خانه کوهنوردی :مسیر رسیدن به خانه کوهنوردی خفراین یک کیلومتر از مسیر پرشیب و لیز هست تازه اگر اهالی هم جلو خانه شان را آب بریزند این آب مستقیم از بالا تا پایین این مسیر را سر می کند.اکثر اهالی ماشین دارند ولی برای داخل روستا از الاع استفاده می کنند.جاده های روستا باریک هست و بعضی جاها خاکی هست.در تلاش اول که ماشین بعد از اینکه قسمتی از مسیر را رفت ، دیگه بالا نرفت و مجبور شدم دوباره آروم آروم برگردم عقب.به دوستم گفتم پیاده شو و برو اون جلو تر تا من برم عقبتر و شتاب بگیرم تا بالا و ببین یه موقع کسی در مسیر یهو جلو ماشین نیاد.من رفتم عقب تر و مدام گاز میدادم تا دور ماشین بره بالا !!! مثل این مسابقه ها بعد گاز را گرفتم و تا یه جایی رفتم ، رسیدم به دوستم که یک نفر را با الاغ ش اون کنار نگه داشته بود و تا من رد بشم. با سرعت و پرگاز از کنار الاغ زبون بسته رد شدم ، الاغ با سروصدا اعلام ترس کرد !از قسمت پرشیب رد شدیم و رسیدم به چند صد متر خاکی مسیر که آروم آروم رفتیم تا بالا و رسیدیم به خانه کوهنوردی خفر.ماشین را برای سه روز در پارکینگ پارک کردیم و وسایل و کوله پشتی ها را بردیم تا در خانه کوهنوردی استراحت کنیم.خانه کوهنوردی ، مکان باصفایی هست که مسئول خوش اخلاقی دارد و همچنین یک نگهبان.خلاصه رفتیم بعد از صحبت با مسئول ، اتاق 4 را انتخاب کردیم.از اونجایی که اول هفته بود ، همه رفته بودند یا می خواستند برگردند.ما بودیم یک خانه کوهنوردی !خانه کوهنوردی خفر از نمای بیرونتصویری از اتاق مایکی از اتاق های خانه کوهنوردی خفردیگه ظهر شده بود و باید ناهار می خوردیم ، منم از اونجایی که به آشپزی و تجربه در سفر علاقه دارم ، اکثر اوقات غذا رو خودم درست می کنم و خیلی کم و بیش به رستوران میرم.اینجا هم که آشپزخانه و یخچال داشت و ما هم که وسایل لازم را برده بودیم.طی یک رای گیری مسالمت آمیز قرار شد ، برنج و تن ماهی بخوریم. منم رفتم داخل آشپزخانه و بعد از درست کردن برنج به صورت کته ، تن ماهی هایی که حاضر شده بودند را داخل ماهیتابه ریختم و با رب و پیاز و فلفل (سبز) تند تفت دادم ، یک شکم سیر غذا رو خوردیم و بعد از شستن ظرف ها استراحت کردیم.اکثر اهالی روستا خفر از کسپول گاز استفاده می کنند و خانه کوهنوردی هم همینطور پس سعی کنید در مصرف گاز صرفه جویی کنید.  چشم اندازها و کوهنوردی منقطه خفر در قسمت بعد ....کافیه #خفر و #سفر-دنا  و #دنا را دنبال کنید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sat, 21 Sep 2019 10:42:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای حفظ انگیزه در سفر (+ تجربه شخصی)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-t4vl9h2idriq</link>
                <description>همه ما دلایل خاص خودمان را برای سفر رفتن داریم برای همین میشه انواع سفر را مشخص کرد.سفر کاری ، سفر ماجراجویانه ،کوهنوردی ، سفر خانوادگی ، سفر تفریحی و سفر داوطلبانه و ...ولی قرار نیست راجع به اینکه سفر چقدر خوبه صحبت کنم ، می خواهم راجع به اینکه انگیزه در سفر چیه و چرا گاهی وقت ها کم میشه و ما تمایلی به سفر کردن نداریم و گاهی وقت ها هم اینقدر زیاد هست که از خود بی خود می شویم.این مورد را هم اضافه کنم که آماری که در این نوشته ملاحضه می کنید حاصل از یک آمار شخصی هست.بنابراین قطعا نمی توان به همه تعمیم داد ولی خب راهکارهایی که گفته می‌شود تقریبا برای همه صدق می کند.انگیزه در سفر به چه معناست ؟انگیزه اصلی ترین و مهمترین عاملی هست که شما را به سمت رفتن به یک سفر (هر نوعی) ترغیب می کند.وقتی بعد از یک مدت فعالیت شغلی یک صدایی درونتان می گوید که حالا دیگه باید برم سفر یا مثلا در جمع دوستانه به شما پیشنهاد یک سفر می‌شود ، نمونه هایی از انگیزه در سفر هست.من معمولا زیاد سفر می کنم ، برای همین در چند سفر آخر خودم تصمیم گرفتم یک آماری از انگیزه و حس  خودم ثبت کنم.برای این سفرها یک بازه 18 روزه در نظر گرفتم و در پایان هر روز امتیازی بین 1 (کمترین) تا 10 (بیشترین) به انگیزه و حس‌م دادم.امتیازی که برای هر روز مشاهده می کنید ، میانگین امتیازهای آن روز از سفرها است.مثلا میانگین امتیاز روزهای اول سفر.هر سفر هم به سه قسمت تقسیم کردم که در نمودار زیر مشاهده می کنید.چه نتیجه ای گرفتم ؟در روزهای اول که ذوق و شوق زیادی دارم ، انگیزه و حس مثبت معمولا در بالاترین سطح خود قرار داشت ولی هرچه به زمان انجام سفر نزدیک می‌شدم ، مقدار آن کم می‌شد که خب دلایل متفاوتی  مثل : ترس و اخبار منفی و نظر دوستان و ....در طی مدت سفر هم ذوق و شوق اولیه را نداشتم ولی با این حال حس خوب ماجراجویی و تفریح و تجربه چیزی بود که نمی شد از آن چشم پوشی کرد.نکته جالب مقدار این حس و انگیزه مثبت در بعد از سفر بود که به تدریج زیاد می‌شد و تا چند روز بعد از سفر همچنان ادامه داشت.راهکار حفظ این انگیزه مثبت چیه ؟به نظر من هر کس می تواند راهکارهای خود ش را داشته باشد ولی خب همه در یکسری موارد مشترک هستیم.مثل برنامه ریزی سفر و دوری از شبکه های اجتماعی و راهکارهای مرتبط با روانشانسی سفر و ...یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید ، تجربه کار داوطلبانه است که فعالیت داوطلبانه مورد علاقه تان را انتخاب کنید و مدتی را در سفر به کار داوطلبانه بپردازید.و اما ادامه مطلب ....این خلاصه ای از این مطلب بود اگر دوست داشتید می توانید مطلب کامل &quot;انگیزه در سفر و راهکارهای حفظ آن&quot; را در سایت &quot;وبلاگ ایران داوطلبانه&quot; بخوانید.منبع : iranvolunteering.ir https://iranvolunteering.ir/ راستی اگر در رابطه با مطلب پیشنهادی داشتید یا راهکاری  را خودتان استفاده می کنید ، خوشحال می شوم در قسمت نظرها بیان کنید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2019 08:32:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من یک حامی محیط زیست هستم ! شما چطور ؟</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%D9%85%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-rdtaadq2qs41</link>
                <description>کارت حامی طبیعتسال های زیادی هست که محیط زیست این مملکت به دست افراد مختلف در معرض نابودی قرار گرفته است.این مسئولیت خطیر نابود سازی محیط زیست (واقعا !) یکبار به دست گردشگران به ظاهر طبیعت گرد و یکبار به دست افراد بومی و یکبار به دست وزارت خانه های مختلف کشور به بهانه آبادی و پیشرفت انجام میشود.دیگر وقت آن است که فعالان محیط زیست از زیر خاک سر بیرون آورند .ما یک عادت بد داریم و اون عادت کردن است . خدا نکند روزی به قطع درخت و خشکاندن تالاب و کشتار حیوانات عادت کنیم که دیگر فاتحه یک زندگی سالم در این کشور را باید خواند.چراکه محیط زیست سالم و پویا شرط لازم پیشرفت و آبادانی یک کشور است.داستان از کجا شروع شد ؟همه چیز از ایثار و فداکاری مردانی از جنس عشق و علاقه به محیط زیست و مخلوقات پروردگار شروع شد.زمانی که آقای &quot; احمد بحری &quot; و همکاران گرامی شان پویش &quot; نذر طبیعت &quot; را به راه انداختند.احمد بحری و محیط بانانبعد از آن وبسایت &quot; نذر طبیعت &quot; راه اندازی شد و آرام آرام پروژه هایی برای حمایت از محیط زیست ایران زمین در آن قرار گرفت و به همّت همه علاقه مندان به محیط زیست ، اکثر آنها با موفقیت به سرانجام رسید و مرحمی بود بر بی رحمی انسان امروزی.موقعیت پروژه های انجام شده در کشورشما می توانید با انتخاب هر یک از پروژه های فعال سایت و پرداخت وجه مورد نظر خودتان ، یکی از حامیان محیط زیست باشید.همچنین در سایت قسمتی فراهم شده است که با ارسال مشخصات خود می توانید یک کارت حامی طبیعت دریافت کنید.یک سخن پایانیقبول دارم که با دریافت یک کارت وضعیت بحرانی این کشور تغییر محسوسی نمی کند ولی این حس مسئولیت را پیدا می کنید که این شما هستید که باید شروع کنید.یک تغییر بزرگ از رفتار ما با محیط زیست اطرافمان.یک کار خوب که می توانید انجام دهید این است که فعالیت هایی که در یک مدت مشخص مثلا در زمان کار ، وقتی که در سفر هستید یا وقتی که در خانه هستید را یادداشت کنید و در میان آنها مواردی را پیدا کنید که به محیط زیست ما آسیب میزند. سعی کنید با تغییراتی که می دهید یک حامی طبیعت باشید، مثلا: در زمان کار :کاغذ کمتری مصرف کنید از لیوان های یکبار مصرف استفاده نکنیدیا ...و اما مهمترین وظیفه ای که باید انجام دهید آموزش است. آموزشی که نقش خیلی پر رنگی در محیط زیست ما بازی می کند. که می تواند از قطع شدن یک درخت بلوط جلوگیری کند !کاری که من همیشه در سفرهایم به نقاط مختلف کشور انجام می دهم و با افراد بومی و کودکان در رابطه با محیط زیست صحبت می کنم.وبسایت نذر طبیعت : https://www.nazretabiat.ir/ </description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 09:59:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چک لیست سفر (لوازم ضروری و پیشنهادی سفر)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-b96jr1capjqn</link>
                <description>سلام ، اگر اهل سفر باشید (به خصوص به صورت کوله گردی ! ) حتما دنبال یک لیست کامل برای سفر هستید.اگر شما هم تجربه یا پیشنهادی دارید ، حتما مطرح کنید.پیش از سفر :بررسی تقویم (Time.ir)بررسی جاده ها (مرکز مدیریت راه های کشور)بررسی آب و هوا (آب و هوای قله ها  - آب و هوای شهرهای مختلف  - هشدارهای هواشناسی)بررسی و معاینه فنی خودرو یا وسیله نقلیه سفر مثل دوچرخه یا موتوربررسی منطقه ای که می خواهیم سفر کنیم در سایت های گردشگری و نقشه های آنلاینوسایل و لوازم مورد نیاز یک سفر خاطره انگیز ! :کوله پشتیچادر مسافرتیکیسه خوابزیرانداز چادر و زیرانداز مناسب برنامه سفرچراغ قوه  (با باتری اضافی)باتوم کوهنوردیفانوس چادربالشت (بادی)اسپری فلفل ! (به همراه مجوز استفاده)پانچو (لباس بارانی)ریش تراشتی شرتشلوارلباس آستین بلند (برای مواقع آفتابی)لباس پشمی و گرمکفش مناسب (یا کفش کوهنوردی)جوراب ( + جوراب کوهنوردی)لباس زیرلباس اضافی برای مواقع نیاز (مناسب آب و هوای سرد و مرطوب)دستکشکلاه آفتابی یا کلاه کوهنوردی (کلاه طوفان)حوله مناسب (+ دستمال توالت)گتر (مناسب برای کوهنوردی)اجاق گاز مسافرتی (به همراه سرشعله)سوخت مناسب با اجاق گاز کوهنوردی (به تعداد نیاز)لوازم آشپزیغذای کافی و متناسب با مدت و نوع برنامهمیوه خشک شده (انجیر خشک ، توت خشک ، برگه زردآلو , ...)بشقاب و قاشق و چنگال و کارتلیوان و فنجان ( + قهوه جوش !)مایع ظرف شویی و صابون و خمیردندان (در حالت فشرده و بسته بندی کوچک)کیسه زباله (حتما فراموش نشود !)پلاستیک نایلوندستمال کاغذیقمقمه آبظرف آب ذخیره مناسب (برای برنامه های چند روزه)دارو به اندازه دو روز بیشتر از زمان سفر (+ لوازم اولیه پزشکی + قرض ضدعفونی کننده آب)پماد ( یا اسپری) دفع حشراتنقشه (به صورت کاغذی ضد آب + در تلفن همراه)قطب نما (برای برنامه های طبیعت گردی و کوهنوردی)دستگاه موقعیت یاب (GPS) (برای برنامه های طبیعت گردی و کوهنوردی)بیسیم ( + باتری اضافی)چراغ پیشانی (هدلایت)منوّر لایت استیکپتو نجاتجعبه کمک های اولیهسوت نجاتسنگ آتشزنه (یا فندک مناسب)تبر و بیلچهفیلتر آبپاوربانک (+ باتری اضافه دوربین + کارت حافظه اضافه)مدارک شخصی مورد نیاز (مجوزهای متناسب با سفر خارجی یا داخلی)پول نقد و کارت بانکی (+ پول مناسب برای سفر خارجی)کارت شناسایی (+ کپی شناسنامه یا کارت ملی + کارت بیمه ورزشی)تلفن همراه + دوربین عکاسی یا فیلمبرداریشارژر (تبدیل ولتاژ مناسب برای سفرهای خارجی)کرم ضدآفتاب ( با SPF بالای 15 )و سایر وسایل مورد نیاز و متناسب با سفرآخرین به روزرسانی : 4 تیر ماه سال 1398</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jan 2019 11:36:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>16 فیلم سینمایی که هر ماجراجویی باید ببیند (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/15-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-hz6hxzhrftuq</link>
                <description> به خاطر مشغله و سفرهایی که در پیش دارم ، گفتم این لیست فیلم را برای شما عزیزان آماده کنم چون ممکنه دیگه فرصت پیش نیاید.البته فکر کنم لیست کاملی شد.قسمت اول را می توانید مشاهده فرمایید : https://virgool.io/@saeed.es91/7-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-kiedaezrfdnd Sin Nombre (2009)  یک دختر از هندوراس بنام «سایرا» برای داشتن آینده ای بهتر، آرزوی زندگی در ایالات متحده آمریکا را دارد، و به همین منظور در یک سفر پرماجرا قدم می گذارد… Thelma &amp; Louise  (1991)  «لوسی» بعنوان پیشخدمت در رستوران فست فود کار می کند و با دوستش «جیمی» که یک نوازنده است مشکلاتی دارد. «تلما» با «داریل»‌ ازدواج کرده، مردی که دوست دارد همسرش مدام در آشپزخانه بماند، تا او بتواند تلوزیون تماشا کند. روزی «تلما» و «لوسی» تصمیم می گیرند زندگی عادی شان را کنار بگذارند و با ماشین به جاده بزنند. اما در این سفر «لوسی» مردی که «تلما» را تهدید کرده است را می کشد، و از این رو آن دو تصمیم می گیرند به مکزیک بگریزند، اما طولی نمی کشد که پلیس آمریکا دستگیرشان می کند.  Riding Solo To The Top Of The World (2006)یک موتور سوار بدون هیچ برنامه ای برای سفر ، دست به این کار میزند و به مناطق ناشناخته جهان سفر می کند. Copenhagen (2014) فیلم راجب پسر جوان آمریکایی است که برای یافتن پدربزرگش راهی دانمارک میشه و در اونجا با دختر  دانمارکی آشنا میشه و …  این فیلم هم به عنوان یک فیلم درام و هم معرفی کننده دانمارک بسیار بی نقص و شاهکار بود.On the Road (2012)در جاده (On the Road) یک رمان از نویسنده آمریکایی جک کرواک است که در سال ۱۹۵۷ توسط وایکینگ پرس منتشر شد. این اثر نوعی خودزندگی‌نامه‌است و حاصل تجربیات کرواک در ملاقات با مردم مختلف در سرتاسر آمریکا است. این کتاب در رتبه ۵۵ صد رمان برتر به انتخاب کتابخانه مدرن قرار دارد.همچنین فیلمی تحت عنوان«در جاده» در سال ۲۰۱۲ بر اساس این رمان توسط والتر سالس ساخته شده است.و این فیلم نامزد دریافت نخل طلا در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۲بود. .یک نویسنده جوان برای بدست آوردن روحیه، دست به یک سفر طولانی می زند ، که در طول این سفر اتفاق هایی می افتد …  Into the Cold: A Journey of the Soul (2010) دو مرد با پیاده روی به قطب شمال دست به ماجراجویی می زنند. Blue Skies, Green Waters, Red Earth (2013) دو دوست موتورسوار دست به یک سفر جاده ای می زنند.در راه با انسان های متفاوتی رو به رو میشوند.The Road Within (2014)یک مرد که به یک بیماری دچار است ، به همراه هم اتاقی اش و یک زن دست به یک سفر جاده ای می زند که در این سفر می خواهد خاکستر مادرش را به اقیانوس ببرد.  Baraka (1992)باراکا (به انگلیسی: Baraka) فیلم مستند بدون گفتاری است که در سال ۱۹۹۲ و به کارگردانی ران فریک ساخته‌شد. نام آن از واژه برکت گرفته شده که در زبان‌هایی همچون عبری و عربی (برکة) وجود دارد.این مستند از پرهزینه‌ترین مستندهای تاریخ است که در سفری دور و دراز، از شرق تا غرب، از دورافتاده‌ترین و ناشناخته‌ترین سرزمین‌ها تا صنعتی‌ترین و مدرن‌ترین کشورهای جهان، به دنبال کشف رازی نهفته در ملل و اقوام بشر در این پهنه خاکی است.باراکا فیلمی مستند است که در آن هیچگونه گفتاری وجود ندارد. در طول ۱۴ ماه ساخت آن، از موضوعات گوناگونی همچون رخدادهای طبیعی، زندگی، کارهای انسانی و پدیده‌های تکنولوژی در ۲۴ کشور جهان فیلمبرداری شده‌است. The Way Back (2010) بر اساس یک داستان واقعی، زندانیان یک کمپ کار اجباری در اتحاد جماهیر شوروی دست به فرار می زنند و یک سفر خیانت آمیز را آغاز می کنند. و … Encounters at the End of the World (2007)  هرزوگ و پیتر زیلیتینگر به منطقه سرد وقطبی آنتاریکتیکا می روند تا با مردمی که در انجا کار می کنند ، آشنا شوند و در رابطه با آنها اطلاعاتی کسب کنند . در این فیلم مستند شما شاهد زندگی انسان ها در مناطق سرد و قطبی می باشد ، این افراد برای پیشرفت علم و بهبود زندگی انسان ها در آزمایشگاه هایی در دور افتاده ترین نقطه کره زمین که به لبه دنیا نیز معروف است ، مشغول کار و تلاش برای ایجاد دنیایی بهتر می باشند . یکی از نکان جالب در این فیلم مستند تجه فیلم ساز به محیط زیست آن مناطق و موجوداتی می باشد ، که در آنجا زندگی می کنند . فیلم مستند Encounters at the End of the World یک مستند بسیار زیبا در رابطه با موجودت قطبی می باشد .  The Motorcycle Diaries (2004)خاطرات موتورسیلکت (به اسپانیایی: Diarios de motocicleta) نام یک فیلم زندگینامه‌ای جاده‌ای به کارگردانی والتر سالس محصول ۲۰۰۴ است. این فیلم در مورد مسافرت و خاطره‌نویسی ارنستو گوارا جوان ۲۳ ساله است که سال‌ها پیش از رسیدن به شهرت جهانی‌اش به‌عنوان اسطوره انقلابی مارکسیست با نام چه‌گوارا است.این فیلم روایتگر سیر و سفری در سال ۱۹۵۲ است که توسط گوآرا و دوستش آلبرتو گرانادو با موتورسیکلت آغاز شد و نقاط مختلف آمریکای جنوبی را پیمود. ماجرا از لذت‌جویی جوانی آغاز و گسترانده می‌شود، گوآرا به واسطه مشاهده زندگی رعایای بومی که فقر به آنها تحمیل شده، دچار تحول می‌شود. North Face 2008  این فیلم که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است ، در مورد رقابتی در سال ۱۹۳۶ برای بالا رفتن از خطرناکترین صخره ی جهان در کوهستان آلپ می باشد. Everest (2015)این فیلم ماجرای واقعی صعود به قلهٔ اورست در سال ۱۹۹۶ را به تصویر کشیده که طی آن کوهنوردان به چالش‌های سختی کشیده شدند و…Seven Years in Tibet (1997) پس از مرگ یازده کوهنورد ، یک کوهنورد اتریشی تصمیم می گیرد برای افتخار کسب کردن برای کشورش ، کوه نانگا پاربات را فتح کند. به روزرسانی شده : Captain Fantastic 2016 یک پدر به منظور اینکه فرزندانش از دنیای ماشینی خودشان خارج شده و معنای واقعی زندگی را درک کنند ، سفری را به همراه آنان به جنگل‌های شمال آمریکا آغاز می‌کند و…  ماجرا از این قرار است که بن و همسرش لزلی سال‌ها پیش تصمیم گرفته بودند که در دل جنگل زندگی کنند و بچه‌هایشان را آنجا بزرگ کنند. بنابراین خیلی وقت است که همراه با شش فرزند قد و نیم‌قدشان با شکار و فروش صنایع دستی‌ای که درست می‌کنند شکمشان را سیر می‌کنند و خرجشان را درمی‌آورند.  شما چه فیلم های خوبی درباره طبیعت و ماجراجویی تماشا کرده اید ؟در قسمت نظرها حتما یادآوری کنید.</description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Fri, 22 Jun 2018 16:07:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 فیلم سینمایی که هر طبیعت گردی باید ببیند (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/iranvolunteering/7-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-kiedaezrfdnd</link>
                <description>1- فیلم into the wild 2007 به‌سوی طبیعت وحشی (Into the Wild) فیلمی در سبک درام زندگی‌نامه‌ای به کارگردانی شان پن در سال ۲۰۰۷ می‌باشد. این فیلم با اقتباس از کتابی به همین نام اثر جان کراکائر (Jon Krakauer) در سال ۱۹۹۶ و بر مبنای سفرهای کریستوفر مک‌کندلس (Christopher McCandless) در آمریکای شمالی و زندگی او در طبیعت وحشی آلاسکا در اوایل دهه ۹۰ میلادی ساخته شده‌است. این فیلم در هشتادمین دوره جوایز اسکار نامزد بهترین نقش مکمل و بهترین تدوین شده بود.IMDB : 8.12- فیلم wild 2014وحشی (انگلیسی: Wild) فیلمی زندگی‌نامه‌ای و درام به کارگردانی ژان-مارک ولی و نویسندگی نیک هورنبی است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این فیلم بر اساس شرح‌حالی از شرل استرید به نام وحشی: از گمشده تا پیداشده در مسیر پاسفیک کرست ساخته شده است. در این فیلم ریس ویدرسپون، لورا درن، توماس سداسکی، میخیل هایشمان و گبی هافمن بازی کرده‌اند.IMDB : 7.13- فیلم cast awayدور افتاده (به انگلیسی: Cast Away) نام فیلمی‌ست حماسی درام محصول سال ۲۰۰۰، فاکس قرن بیستم و دریم‌ورکس به کارگردانی رابرت زمکیس و با بازی تام هنکس و هلن هانت. این فیلم در مورد یک مأمور پُست شرکت فدکس است که بر اثر سقوط هواپیمایش، ۴ سال در یک جزیره به تنهایی زندگی می‌کند. تام هنکس برای این فیلم علاوه بر ورزش و بدنسازی دست به رژیم غذایی سختی زد و نزدیک به ۲۵ کیلوگرم (۵۰ پوند) وزن کم کرد تا چهره واقعی‌تری را از یک فرد دورافتاده در یک جزیره تنها به اجرا گذشته باشد. دور افتاده بسیار مورد تحسین منتقدین قرار گرفت و یک موفقیت تجاری به حساب می‌آمد، و تام هنکس برای عملکرد درخشانش، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هفتاد و سومین دوره جوایز اسکار شد.IMDB : 7.84- فیلم The Way 2010داستان فیلم درباره ی پدری فداکار است که تصمیم می گیرد راهیِ سفری ماجراجویانه برای پیدا کردن جسد پسرش شود و کار نیمه تمام او را خودش کامل کند .IMDB : 7.45- فیلم Tracksردپاها (به انگلیسی: Tracks) فیلمی استرالیایی در ژانر درام به کارگردانی جان کوران و با نقش آفرینی میا واشیکوفسکا است که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است. واشیکوفسکا در این فیلم نقش رابین دیویدسن سیاح را بازی می کند که در سال ۱۹۷۷ عازم سفر به صحرای استرالیا می‌شود و همراه با سگ و چهار شترش ۲۷۰۰ کیلومتر راه را در بیابان های استرالیا می پیماید تا از مبدأ آلیس اسپرینگز به آن سوی صحرا و اقیانوس هند برسد. این فیلم به زبان فارسی نیز دوبله شده است.IMDB : 7.26- فیلم 127 ساعت  ( 127Hours )۱۲۷ ساعت (به انگلیسی: hours 127) فیلمی درام و زندگینامه و محصول آمریکا به کارگردانی دنی بویل است که بر اساس فیلمنامه ای نوشته خود بویل و سایمن بوفوی ساخته شده است.فیلمنامه بر مبنای داستان واقعی کوهنوردی به نام آرون رالستون با بازی جیمز فرانکو ساخته شده. او توسط یک تخته سنگ به مدت ۵ روز در کوهستان زندانی شده است.تصویر برداری در مارس ۲۰۱۰ در یوتا شروع شد. بویل علاقه داشت که صحنه‌های آغازین فیلم بدون متن باشد.IMDB : 7.67- فیلم jungleدر اوایل ۱۹۸۰ یک اسرائیلی ماجراجو به نام یوسی گینزبرگ (دنیل ردکلیف) بعد از ۳ سال خدمت در ارتش اسرائیل به قلب آمازون در جنگلهای بولیوی سفر می‌کند در این سفر او با مارکوس یک معلم سوئیسی و کیوین دوست مارکوس آشنا می‌شود. در ادامه آنها با کارل یک جهانگرد اتریشی آشنا می‌شوند که به آنها وعده دیدن یکی از شگفتی‌های آمازون ودیدن قبیله‌های خیلی قدیمی را می‌دهد که کوین و یوسی تصمیم به همراهی او می‌گیرند و مارکوس را نیز متقاعد می‌کنند که با آنها بیاید.پس از چند روز پیاده‌روی در جنگل پای مارکوس مجروح شده و این باعث یک سری مشکلات می‌شود…IMDB : 6.7 شما چه فیلم های خوبی درباره طبیعت و شرایط بقا تماشا کرده اید ؟در قسمت نظرها حتما یادآوری کنید.قسمت دوم لیست فیلم های سینمایی : https://virgool.io/@saeed.es91/15-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-hz6hxzhrftuq </description>
                <category>ایران داوطلبانه | مرجع کار داوطلبانه</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jun 2018 11:49:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>