<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات جدال</title>
        <link>https://virgool.io/jedal2islam/feed</link>
        <description>از عدالت می نویسند/
از تخلّف می‌خورند/
می نویسم دوستان!/
معیار خوبی مرده است/
دوستان خوب من تنها تأسّف می‌خورند!/
این که طبع شاعران خشکیده باشد /
عیبِ کیست؟/
ناقدان از سفرۀ چرب تعارف می‌خورند/
آخر این قصّه را من جور دیگر دیده‌ام/
گرگها را هم برادرهای یوسف می‌خورند!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:55:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/6fmycqku37tj/cbybaj.png</url>
            <title>جدال</title>
            <link>https://virgool.io/jedal2islam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اقتصاد آموزشی: افزایش استاندارد آموزشی با افزایش درآمد دانشگاه ها</title>
                <link>https://virgool.io/jedal2islam/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-vil70aiu7w8t</link>
                <description>یکی از مشکلاتی اصلی در دانشگاه های کشور وابستگی آنها به تنها یک منبع درآمدی است. اگرچه طی سالهای اخیر دانشگاه های دولتی موظف شده اند قسمتی از هزینه های خود را تامین کنند اما همچنان دانشگاه های دولتی وابستگی شدیدی به بودجه ی دولت دارند. این وابستگی باعث مشکلات زیادی شده است به عنوان مثال دانشگاه ها توان چندانی برای صرف هزینه های دلاری ندارند. در دانشگاه فردوسی چندین دستگاه گران قیمت به دلایل نبود بعضی مواد مثل هلیوم مایع و... غیرقابل استفاده شده بودند. مشکل دیگر کاهش استانداردهای آموزشی است و مشکلاتی از این دست که اگر دانشگاه توان بیشتری برای تامین منابع بود قطعا مطرح نبود.اما دانشگاه های دنیا چگونه کار می کنند؟ چطور هاروارد و انستیتو تکنولوژی ماساچوست توانسته اند به این سطح از استاندارد آموزشی برسند؟ شهریه ی دانشگاهی:معمولا در دانشگاه های مطرح دنیا آموزش رایگان وجود ندارد و دانشجو موظف است مقداری از هزینه ی آموزش، مانند هزینه ی خوابگاه، تغذیه، کلاس ها، برنامه های فوق برنامه و... را خودش پرداخت کند. معمولا بین 16 تا 27 درصد هزینه های کلی دانشگاه ها از طریق شهریه ی دانشجویان تامین می شود. هرچند در ایران نیز دانشگاه رایگان نیست و در قانون تصریح شده است که آموزش فقط تا مدرک دیپلم رایگان است و بعد از آن دانشجو موظف است به ازای یارانه ای کشور در اختیارش می گذارد به کشور خدمت کند. هرچند این طرح خوب است اما دو مشکل عمده دارد. اول آنکه پولی مستقیما به جیب دانشگاه نمی رود و در نتیجه در افزایش استانداردهای آموزشی دانشگاه تاثیری نمی گذارد. دوم آنکه قوانین زیادی برای دور زدن این قانون وجود دارد به عنوان مثال اگر کشور نتواند برای شما به مدت شش ماه کاری پیدا کند شما دیگر تعهدی ندارید و مدرک آزاد می شود.البته کشورهایی مانند آلمان نیز هستند که تحصیل در دانشگاه برای آنها رایگان است ولی آنها نیز تنها از طریق بودجه ی دولتی اداره نمی شوند.وقف علمی:یکی از زیباترین وجوه تمدن اسلامی وقف است. وقف علمی از گذشته های دور در کشور وجود داشته است که معمولا توسط حاکمان علم دوست انجام می گرفته اما تجار نیز همواره در انجام وقف علمی پیشتاز بوده اند. در دوران طلایی اسلام حاکمان برای جذب دانشمندان از یکدیگر سبقت می گرفتند اگرچه همیشه این تمایل به علت خود علم نبوده اما به هرحال باعث پیشرفت علم می شده است. متاسفانه طی سیصد سال گذشته، وقف علمی در کشور کم رنگ شده است اما طی سی سال گذشته خوشبختانه تمایل مردم به وقف های علمی بیش از پیش شده است. اما مشکلی که وجود دارد این است که برخلاف کشورهای پیشرفته این وقف ها نه به دانشگاه ها که به نهادهای خاص تعلق می گیرد. دلیل این اتفاق هم این است که نحوه ی صحیح وقف علمی در کشور نهادینه نشده است بعلاوه به علت عدم شفافیت مردم نمی دانند که هزینه ای که کرده اند صرف کارهای تحقیقاتی می شود یا خیر. به عبارت دیگر مردم می خواهند به طور ملموس ببینند که هزینه ای که کرده اند صرف تولید فلان دارو یا فلان ترکیب شیمیایی شده است. امری که فعلا در دانشگاه های کشور انجام نمی شود.خدمات آموزشی-پژوهشی:یکی از مهم ترین محل های درآمدی دانشگاه های بزرگ، فروش خدمات آموزشی و پژوهشی است. این مهم از چندین طریق قابل انجام است.برگزاری کلاس های آموزشی در داخل دانشگاه و اخذ شهریه، انجام پروژه های صنعتی برای شرکت های مهم صنعتی و دریافت حق الزحمه، حمایت های شرکت های صنعتی بزرگ از پتنت های دانشگاه و استفاده از آنها، برگزاری مسابقات ورزشی درآمدزایی از طریق بلیت فروشی، کسب عناوین قهرمانی و... موفقیت در المپیادهای علمی و کسب اعتبار، قبول بورسیه های علمی از سایر کشورها و... از جمله راه هایی است که دانشگاه های بزرگ دنیا از طریق آنها اقدام به درآمدزایی می کنند. سرمایه گذاری روی طرح های کارآفرینی:طبق تحقیقات پژوهشگران دانشگاه &quot;ام‌ای‌تی&quot; در سال 2011 اگر فارغ التحصیلان این دانشگاه، یک کشور را تشکیل می دادند، این دانشگاه اقتصاد یازدهم دنیا می بود. (ایران در سال 2011 اقتصاد بیست و دوم بود) حجم درآمد این فارغ التحصیلان چیزی حدود 2 تریلیون دلار بود. (عدد تخمینی است و برای تقریب به ذهن آمده است)این پژوهش نشان می دهد که تمرکز روی پروژه های کارآفرینی و سرمایه گذاری روی آنها می تواند یکی از بزرگترین منابع درآمدی دانشگاه ها باشد. وقتی این ارقام معنی دار می شوند که بدانیم کل هزینه های عملیاتی دانشگاه MIT در سال 2018 کمتر از 4 میلیارد دلار بوده است یعنی نیم درصد از رقمی که بالا گفته شد. دانشگاه ها می توانند در ازای کمک های مادی و معنوی که به شرکت های دانش بنیان و نوپا می دهند مقدار کوچکی از سهام کل را طلب کنند تا در آینده از آن در جهت تامین بخشی از هزینه های خود استفاده کنند.این روش ها از معمول ترین روشهای کسب درآمد در دانشگاه های مطرح دنیاست. البته این دانشگاه ها هرروز در حال کشف و ارتقای روش های نوین کسب درآمد هستند تا بتوانند خدمات آموزشی بهتری را به دانشجویان خود ارائه دهند. هرچند بعضی از این روش ها غیر اخلاقی هستند (مانند جذب دانشجویان بی استعداد ولی ثروتمند و تبلیغات با استفاده از نام علمی دانشگاه) اما نمی توان این حقیقت را کتمان کرد که اگر منابع درآمدی ثابت و متنوعی در دانشگاه وجود نداشته باشد دیر یا زود مجبور خواهند بود بعضی هزینه های خود را کاهش دهند. اگرچه در ایران، بعضی دانشگاه های بزرگ مانند شریف، تهران، فردوسی و... به سمت افزایش تنوع درآمدی رفته اند اما به نظر می رسد این حرکت بسیار کندتر و بی اثرتر از آن است که انتظار می رود باشد.به نظر شما چه پیشنهادهایی می توان برای افزایش درآمد دانشگاه های دولتی و مطرح کشور ارائه داد؟مطالب پیشین:اگر نقد فیلم پایان بازی را قبلا خوانده بودید دوباره به آن سر بزنید یک مطلب جالب دیگر به آن اضافه کرده ام. https://virgool.io/@ahmadso/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AC%D8%B1%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-zqmcjd0idbwy  https://virgool.io/@ahmadso/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-mhwlnzbztzsn  https://virgool.io/@ahmadso/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%B5-ffw0trihvcnt </description>
                <category>جدال</category>
                <author>احمد سبحانی</author>
                <pubDate>Wed, 29 May 2019 23:02:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استانی کردن انتخابات، صد گام به عقب</title>
                <link>https://virgool.io/jedal2islam/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B5%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%82%D8%A8-h9neuogznn4v</link>
                <description>اخیرا در فضای سیاسی کشور طرحی به راه افتاده است به نام طرح استانی کردن انتخابات که از طرف دولت فعلی به شدت دنبال می شود. به این طرح ایرادات بسیار زیادی گرفته شده است. در این نوشته قصد دارم یکی از مهم ترین ایرادات این طرح را بیان کنم.در ابتدا بگذارید با یک مثال توضیح بدهم که طرح استانی کردن انتخابات چیست. فرض کنید دو نفر می خواهند در انتخابات مجلس کاندیدا شوند. آقای الف متعلق به شهرستان فریمان است و در این شهر افراد زیادی او را می شناسند. اقای الف مشکلات این شهر را می شناسد و با مردم این شهر و توابع آن نشست و برخاست دارد. آقای ب را نیز در نظر بگیرید که مشهدی است و به عمرش یکبار هم پایش را به فریمان نگذاشته است اما در شهر مشهد به هر دلیلی افراد بیشتری او را می شناسند. در سیستم فعلی انتخابات آقای الف در صورتی که نماینده ی شهر فریمان شود به راحتی رای می آورد اما آقای ب اساسا نمی تواند به عنوان نماینده ی شهر فریمان کاندیدا شود چون در آن شهر زندگی نمی کند. اما احتمالا به راحتی به عنوان نماینده ی شهر مشهد انتخاب خواهد شد.اما در طرح استانی شدن انتخابات، حوزه های انتخابیه، نه به تفکیک شهرستان های هر استان بلکه به تفکیک استان های کشور صورت می گیرد. به عنوان مثال ما فقط 18 نماینده ی مجلس از کل استان خراسان رضوی خواهیم داشت تفاوتی نمی کند این افراد از کدام شهرستان ها و کدام شهرها باشند. در این صورت آقای الف اگرچه اکثر رای های شهر فریمان را اخذ کرده است، از آنجایی که رای هایش در شهر مشهد که مشخصا جمعیت بیشتری دارد و وزنه ی سنگین تری در مجموع آرا را داراست، کمتر است. به مجلس راه پیدا نمی کند. درنتیجه احتمالا مطالبات مردم فریمان برزمین باقی می مانند چرا که تمام نمایندگان می دانند باید به شهر اصلی (یعنی مشهد) رسیدگی کنند چراکه وزنه ی سنگین آرا در آنجاست.در تمام دموکراسی های رو به پیشرفت، حکومت ها سعی می کنند قدرت را در کشور تقسیم کنند. هرگونه تمرکز قدرت در هرکجای کشور، باعث افزایش فقر در حاشیه ها، افزایش فساد در مراکز قدرت و کاهش قدرت تاثیر گذاری مردم می شود. وقتی یک فریمانی می بیند نماینده ی مورد نظر او به مجلس راه پیدا نمی کند دیگر انگیزه ای برای مشارکت سیاسی ندارد. از طرفی افراد متوجه می شوند برای تاثیر گذاری بیشتر باید به سمت مراکز قدرت بروند. به این صورت حاشیه های کشور هرروز خلوت تر و فقیر تر می شوند و مراکز قدرت هرروز در شلوغی و فساد بیشتر غرق می شوند. مثالی که امروز پیش روی ماست شهر تهران است. شلوغی و فساد این شهر ماحصل تمرکز قدرت چندین ساله ایست که در آن وجود دارد. از طرف دیگر احزاب سیاسی دیگر نیاز به خرج و مخارج زیادی ندارند تا در هر شهرستان نماینده ی خود را روی کار بیاورند. در انتخابات پیشین مجلس افراد زیادی به عنوان مستقل وارد مجلس شدند و این برای احزاب سیاسی خطرناک است. چرا که آنها را در مجلس از اکثریت می اندازد و اجازه ی قانون گذاری مطابق میل آن حزب را نمی دهد. (البته که وجود احزاب به خودی خود بد نیست اما نظام تک یا دو قطبی باعث فساد می شود) اما با این طرح، احزاب می دانند با تمرکز روی یک یا دو شهر پرجمعیت در یک استان می توانند مطمئن باشند کاندیداهای مورد نظر آنها در انتخابات پیروز می شود. این رویکرد انتخابات مجلس را بیش از پیش به سمت لابی گری و مافیا سوق می دهد. در شرایط کنونی هیچ حزبی وجود ندارد که بتوان گفت قدرت بلامنازع سپهر سیاسی کشور است اما با این طرح احتمالا چنین اتفاقی در آینده ی نزدیک اتفاق می افتد.هرچند موافقان این طرح معتقد هستند با اجرای این طرح، افراد با دانش تر وارد مجلس می شوند اما این فرض برپایه ی دو پیش فرض کاملا متزلزل بنا شده است، اول آنکه افرادی که در مراکز استان ها هستند لزوما با دانش تر از افرادی هستند که در شهرستان ها زندگی می کنند ثانیا آن افراد با دانش تر لزوما در این طرح انتخاب می شوند و در بین خیل عظیمی از کاندیدا ها به فراموشی سپرده نمی شوند. در مجموع این طرح یک گام به جلو و صد گام به عقب است. در سال 92 طرح های جدی برای ایالتی کردن کشور پیشنهاد شد که در نقطه ی مقابل این طرح و انصافا طرح های خوب و مفیدی در جهت پیشرفت دموکراسی و آزادی در کشور بودند. چراکه باعث افزایش مراکز قدرت به پنج یا شش مرکز به جای یک مرکز فعلی (تهران) می شدند. اما انگار در دولت فعلی ما نه تنها قرار نیست به جلو برویم بلکه قرار است هرروز به عقب نیز بازگردیم. حداقل اگر طرح ایالتی کردن کشور را پیش نمی برید، طرح استانی کردن انتخابات را پیش نکشید. https://virgool.io/@ahmadso/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-2-k2qsnf5zvzmn  https://virgool.io/@ahmadso/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-nmtcjchvpl5l </description>
                <category>جدال</category>
                <author>احمد سبحانی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Apr 2019 23:20:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینستاگرام و ازادی بیان</title>
                <link>https://virgool.io/jedal2islam/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-k8z63ofst0hf</link>
                <description>&quot;آزادی ودیعه ای است الهی که از طریق قدرتی بالاتر از انسان به او واگذار شده است. انسان محکوم به آزاد زندگی کردن است. انسان آزاد زاده شده و آزاد خواهد مرد. هرکس و هر قدرتی بخواهد آزادی را از انسان سلب کند محکوم به فنا است. حرفی که می زنی را قبول ندارم اما حاضرم بمیرم تا آزاد باشی که حرفت را بزنی&quot;اینها جملاتی زیبا در باب آزادی هستند که در زمان های مختلف توسط فلاسفه ی مختلف مانند سارتر، هایدگر، لاک، جان استوارت میل، روسو و... گفته شده است و بارها توسط سیاستمداران غربی مورد استفاده قرار گرفته است. اما در عمل چقدر به این آموزه ها ملتزم هستند؟ آزادی امروز بیش و پیش از آنکه یک تئوری باشد، یک دستمایه ی سیاسی است که با آن به سوریه حمله کنند، پروپاگاندای رسانه ای علیه ایران و روسیه به کار ببرند، خود را بهترین کشور دنیا بنامند و مردم سایر ملل را عاشق خود کنند. آزادی امروز بارزترین شکل از فساد یک مفهوم است. مفهومی که زمانی به عنوان یک ارزش مطلق شناخته میشد. مفهومی بالاتر از عدالت و خیر. اما امروز آزادی تنها شوآفی برای مظلوم نشان دادن خود و ظالم نشان دادن بقیه است.در طی روزهای اخیر اینستاگرام که تحت تملک فیس بوک است با بستن صفحات افراد شاخص کشور فاز جدید از مقابله با آزادی را پیش گرفته است. نرم افزاری که نزدیک به بیست و پنج میلیون کاربرش ایرانی هستند. هرکجای دنیا با چنین تحقیری مواجه می شدند مطمئنا تقابلی در خورد نشان می دادند اما اینجا ایران است و خودتحقیری کار هرروز ماست. به شخصه به نقطه ای رسیده ام که ترجیح می دهم از وزیر جوان درخواستی نداشته باشم تا اینکه ناامید شوم.گرچه وقتی که خوب فکر می کنم، می بینم چه خوب شد که لااقل چند صباحی دهان منتقدان و سینه چاکان غرب که آزادی را مطلق ترین تحفه و ارزش نهایی بشر تصور می کردند بسته می شود. تا بدانند حتی در مهد دموکراسی نیز اگر حرفی خلاف خواستشان بزنید به راحتی شما را قلع و قمع می کنند. تا بتوانند روح دیکتاتور غرب را در پس چهره ی ظاهر فریب آن تماشا کنند. امید است که روزی این روح دیکتاتور برای همه حتی کسانی که چشمانشان را روی حقایق واضح بسته اند اشکار شود.</description>
                <category>جدال</category>
                <author>احمد سبحانی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Apr 2019 23:57:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت| مستند انقلاب جنسی</title>
                <link>https://virgool.io/jedal2islam/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-hsxzz1bw9bmh</link>
                <description>انقلاب جنسی نام مستندی به کارگردانی حسین شمقدری است. هرچند شمقدری، با مستند «میراث آلبرتا» دیده و شناخته شد اما «انقلاب جنسی» بدون شک جنجال برانگیزترین مستندی اوست. مستندی که نه تنها سنت های موجود در حوزه ی مستند سازی بلکه باور های موجود در ذهن مخاطب را نیز تغییر می دهد.این مستند فعلا در 3 قسمت عرضه شده که هر قسمت آن قطعه از پازلی است که شمقدری سعی دارد به وسیله آن ذهن مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.انقلاب جنسی 1 : آغاز سنت شکنی هااین مستند با این ادعای کارگردان آغاز می شود:امروز ایران در ابتدای مسیری قرار دارد که غرب دویست سال پیش در آن قدم گذاشت. مسیری که منجر به انقلابی در حوزه ی جنسیت شد. و شمقدری با تمرکز روی جنس زن سعی می کند ادعای خود را ثابت کند.بیشتر مستند در تهران و بعضی از صحنه ها هم در کشور های اروپایی ضبط شده است. در این مستند به موضوعاتی از جمله انقلاب جنسی در غرب، برآورده نشدن نیاز جنسی در جوانان و نوجوانان ایرانی، آرایش بیش از اندازه ی زنان ایرانی در مقابل زنان اروپایی، ازدواج موقت، آزادی روابط جنسی در هلند، نگاه جنسیتی به زن در تبلیغات و ... می پردازد.این مستند حاوی صحنه هایی +18 و چالش برانگیز برای مخاطب است و سعی می کند مخاطب را از نزدیک با فرهنگ برهنگی غرب آشنا کند.قسمت اول انقلاب جنسی هرچند در فضای رسانه ی ملی ایران سنت شکنی بزرگی کرده است اما بنظر می رسد هدف و پیغام خود را در میان انبوهی از چالش های متنوع فراموش کرده است. شتابزدگی و نبود پیوستگی بین موضوعات پرداخته شده در انقلاب جنسی 1، از آن مستندی دیدنی اما متوسط می سازد.حسین شمقدری در مراسم سالانه همجسنگرایان آزادی خواه انقلاب جنسی 2: پرمغز و تامل برانگیزاز همان لحظه ی اول مستند با چهره ی آشنای «محمد دلاوری» خبرنگار خلاق و نام آشنای تلویزیون مواجه می شویم. بین جمعیت قدم می زند و یک سوال ساده مطرح می کند:زن بودن تو ایران بهتره یا مرد بودن؟حضور دلاوری بدون شک روی روند مستند سازی حسین شمقدری تاثیر مثبت زیادی گذاشته است. خلاقیت و شوخ طبعی او باعث شده مصاحبه ها جذاب تر و دیدنی تر باشد. از هم گسیختگی محتوا در قسمت دوم انقلاب جنسی تا حد زیادی برطرف شده و این قسمت از مجموعه مستند انقلاب جنسی را تبدیل به بهترین قسمت آن کرده است.می دونستید مجسمه ی آزادی یک زنه؟!انقلاب جنسی 2 در چند گام به بررسی چالش های روز زنان و همچنین اثبات ادعای خود مبنی بر آغاز انقلاب جنسی در ایران می پردازد: گام اول، خروج از ایران: دلاوری در گام اول ایران را به مقصد فرانسه ترک می کند و سوال قبلی خود را این بار از زنان اروپایی می پرسد:تو کشور شما زن بودن بهتره یا مرد بودن؟گام دوم، عبور از پیشینه: در این گام مستند به بررسی تاریخ تلخ و تاریک غرب قبل از ورود امواج و تفکرات فمنیستی می پردازد.گام سوم, حرکت به سوی آزادی: آیا زنان به آزادی و برابری که برایش سال ها جنگیده بودند رسیده اند؟گام چهارم، امنیت اخلاقی: زنان در ایران امنیت بیشتری دارند یا خارج از آن؟گام پنجم، دین: نقش کلیسا در عقب ماندگی زنان اروپایی و مقایسه ی آن با تاثیر دین اسلام بر زن ایرانی (آیا در اسلام زن مجبور به پرده نشینی شده است؟)گام ششم، سیاست: آیا زنان در عرصه ی سیاست و مدیریت موفق عمل کرده اند؟گام هفتم، فمنیست: شمقدری گام هفتم را با تحریک احساسات مخاطب ایرانی و مقایسه استادیوم های خارجی و ایرانی و نمایش صحنه های حضور بانوان آغاز می کند.گام هشتم، فیفتی فیفتی: برابری جنسیتی در اروپا چه طبعاتی به دنبال داشته است؟گام نهم، نهایت آزادی: آزادی بیش از حد در اروپا منجر به ابتذال می شود یا خیر؟گام آخر، بازنگری: بررسی موج چهارم فمنیست و ورود بحث مهم خانواده به جنبش های فمنیستیانقلاب جنسی 2، پرمحتوا، بی طرف، جذاب و چالش برانگیز است. ترکیب شمقدری و دلاوری ترکیب فوق العاده ایست که نتیجه ی خوبی را نیز در پی داشته است.همانند قسمت قبل، این قسمت نیز با برچسب رده سنی +18 منتشر شده است.از اونجایی که این مطلب داره زیادی طولانی میشه، در مورد انقلاب جنسی 3 در آینده خواهم نوشت. در ضمن این مستند رو می تونید از اینجا به طور قانونی دانلود کنید.اگه حتی 12 تومن هم ته جیبتون نیست میتونید فقط قسمت دوم این مستند رو تماشا کنید و همچنان لذت کافی را ببرید.پینوشت: این مستند را با استفاده از جایزه ای که در چالش زمستانی «حال خوبتو با من تقسیم کن» برنده شدم خریدم. جا داره از آقای محسنی عزیز بابتش تشکر فراوان کنم :)بعدا نوشت: راستی به نظر شما زن بودن تو ایران بهتره یا مرد بودن؟</description>
                <category>جدال</category>
                <author>شیما صداقت</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 03:17:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از اینستاگرام خسته‌ام</title>
                <link>https://virgool.io/jedal2islam/insta-tg2om7hhyr70</link>
                <description>هر روز که اینستا را باز می‌کنم اعلان‌های تازه‌ای را به من نشان می‌هد. که فلانی پست آخر تو را لایک کرده. فلانی تو را فالو کرده. فلانی در زیر پستت نظر گذاشته که: «بسیار عالی»، «احسنت».و من هیج‌یک از این فلانی‌ها را نمی‌شناسم. وقتی که به صفحه‌شان می‌روم بیش‌تر منزجر می‌شوم.یا از اساتید موفقیت تازه‌وارد است که دارد رشدشان از تعداد جویندگان موفقیت بیش‌تر می‌شود یا کسی‌ست که عکس‌های صفحه‌اش را با تصاویر رنگارنگ از چهره و هیکل‌اش مملو کرده. گاهی فرزند یکی از افراد معروف است که با گذاشتن عکس خودش با پدر می‌خواهد نسب خود را طعمه‌ی شکار فالوورهای علاف کند. آخر چرا باید روزمرگی‌های توی کم‌خاصیت برای من مهم باشد؟ عطش فالوور جمع‌کردن و برندشخصی‌شدن همه را بی‌پروا به این قلاب‌اندازی‌های نچسب کشانده و اذهان اهالی اینستا را سرگردان خودش ساخته.  خسته‌ام از بات‌های کمین‌کننده که رصد می‌کنند در چه صفحه‌ای می‌جُنبی تا بلافاصله بریزند و تو را با فالوکردن از حضور ارزشمند ارباب‌شان مطلع کنند. ای کاش اینستاگرام یک دکمه‌ی جدید تعبیه می‌کرد با عنوان «لطفا به من توجه کن». شاید بساط این گدائیِ توجه برچیده می‌شد. خسته‌ام از این همه شوآف. ازین‌همه سوپرمن و ماه‌پیشونی‌هایی که دنیای مجازی‌شان اصلا شبیه به دنیای واقعی‌شان نیست. خسته‌ام از تظاهر. از بودن چیزی که نیستیم. انگار اینستاگرام را طوری ساخته‌اند که باید خودت نباشی تا محبوب‌تر شوی، تا لایک بگیری و زنده بمانی. خسته‌ام از این همه برای چشمِ دیگران زیستن. کاش قرار بود فقط برای یک نفر خودآرایی می‌کردیم. اما ما به بردگیِ خودخواسته‌ی همگان رفته‌ایم. که اگر روزی با معیارهای آن‌ها سازگار نباشیم یا بد مانور بدهیم با شلاق‌های کامنت و لایک‌هایی که دریغ‌شده‌اند جریمه می‌شویم.خدا رحمت کند رومن رولان را که گفت:جرأت کنید راست و حقیقی باشیدجرأت کنید زشت باشیداگر موسیقی بد را دوست دارید رُک و راست بگوئیدخود را همان‌که هستید نشان بدهید.این بزکِ تهوع‌انگیز دو رویی و دوپهلویی را از چهره‌ی روح خود بزدائید و با آب فراوان بشوئید.خسته‌ام از این‌همه رقابت‌های پوچ. از رقابت‌های ظاهری و پول و فاضل‌نمایی‌هایی که یا ما را در حصار داشته‌های ذاتی و نه اکتسابی محدود کرده و یا اسیر دلالی و تقلید طوطی‌وار از بزرگان ساخته.خسته‌ام از سلبریتی‌هایی که شهرت‌شان، آن‌ها را وادار می‌کند در هر سوراخی سرک بکشند و نظرات شاذ از خود صادر نمایند. انگار یادشان رفته نظرات اجتماعی‌سیاسی‌شان نبوده که آن‌ها را به قله‌ی توجهات مردم رسانده. ای‌کاش خاموش می‌ماندند تا صدای اهالی علم و دانش به‌گوش‌های تشنه و حقیقت‌جو می‌رسید. خسته‌ام از سرزمینی مجازی که پلنگ‌ها و دلقک‌هایش از یک نویسنده‌ی فرهیخته بیش‌تر خواهان دارد. پاپتی‌ها و معرکه‌بگیرها حواس عوام را در چه راهی اشغال کرده‌اند؟ جامعه‌ای که وقت مردمش در اختیار سبک‌مغزها و زامبی‌ها باشد چه آرمان‌شهری را خواهد ساخت؟ چگونه معضلات طبیعی‌اش را حل می‌کند؟ چگونه با رنج موفقیت می‌سازد؟ راه درست را چگونه تشخیص می‌دهد؟خسته‌ام از جایی که نمی‌گذارد عمیق باشیم. نمی‌گذارد با تأمل مطلبی را بخوانیم و بفهمیم و مزمزه کنیم. انگار ساخته شده تا همه‌ی پیام‌ها را به سرعت از زیر دستمان سُر بدهیم و با یک نگاه به عمق مطلب که نه، به سطح مطلب پی ببریم. اینستا را برای توقف و تفکر نساخته‌اند انگار. بیش‌تر یک سرگرمی‌ست که اول خیال می‌کنی وقت‌های خالی‌ات را پر می‌کند؛ بعدا به‌هوش می‌آیی که وقت‌های لازمت را هم می‌خورد و آن‌گاه است که تو هیچ دفاعی در برابر این اژدهای زمان‌خوارِ کم‌فایده نداری.خسته‌ام از لایک‌های مرامی. از تعارفات ریاآلود. یک‌بار از دوستی پرسیدم مطلب آخرم را خواندی؟ گفت: نه. گفتم: چرا؟ گفت: چون طولانی بود. پرسیدم: پس چرا لایک‌ کردی؟ گفت: عادت دارم. مانده‌ام برای چه باید در اینستا پست گذاشت. برای این‌که یک عده آدم تکراری از روی عادت و یا رودربایستی ندیده و نخوانده لایک کنند؟خسته‌ام ازین همه هیاهو. شلوغی. فریادهای تودرتو. دروغ. شایعه. اولش خیال کردیم اگر رسانه در اختیار همه باشد، صدای ستم‌کشانِ بی‌نوا به گوش می‌رسد. خردمندان مجال انتشار فرزانگی می‌یابند. نمی‌دانستیم که عاقل، خلوت‌گزین و ازدحام‌گریز است. غافل بودیم از این‌که کمالِ عقل، کوتاهی کلام می‌آورد و فقط دهان‌گشادها هستند که فرصت حشوسازی بیش‌تری پیدا می‌کنند. غافل بودیم از این‌که دروغ‌پردازان بیش‌تر از نجابت پارسان برای ساخت اختناقِ پرهیاهو سواستفاده می‌کنند.اگر قدرت سخن‌وری نداریم لااقل مهارت سکوت را یاد بگیریم تا صداهای آگاهان جامعه در زیر خروارها حرفِ مفت و چرند گم نشود.اینستاگرام در حکم حیوانی سرکش است که هر روز نوازش‌اش می‌کنیم و در آخر رد آرواره‌هایش را بر روی روح‌مان جا می‌اندازد. و خطر این‌جاست که در اندیشه‌ی ذبح‌اش بیفتیم. به‌تر آن است کمی درنگ کنیم تا شاید بتوانیم او را اهلی سازیم و در تسخیر خودمان درآوریم.بیائید دست از این‌همه تماشا و پیج‌گردی‌های کم‌حاصل برداریم که صائب خوش گفت:عشق ما را پیِ کاری به جهان آورده‌ستادب این‌ست که مشغول تماشا نشویمپیشنهاد:نرم‌فزار AppUsage را نصب کنید تا بفهمید چقدر تفننی وقت خود را در این ابزار می‌گذرانید.یا حق!پیشنهاد می‌کنم این داستان دنباله‌دار زیبا را هم بخوانید: https://virgool.io/@UNCOmmon/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-xzr0lxmdtooz </description>
                <category>جدال</category>
                <author>مرتضی یوسفی‌مقدم</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 17:30:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوذر، مردی در امتداد تاریخ (2)</title>
                <link>https://virgool.io/jedal2islam/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-2-a5pzzjk7o1bv</link>
                <description>در مورد کتاب ابوذر قبلا در اینجا نوشته ام: https://virgool.io/@shima_sedaghat/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-ogfohdtiavan اصل مطلب و یا شاه بیت این کتاب اما، همین چند خط زیر است که ابوذر در جایی می گوید:«در شگفتم از کسی که در خانه اش خوراکی پیدا نمی کند، چگونه است که در حالیکه شمشیرش را بر سر دست به اهتزاز در می آورد، بر مردم خروج نمی کند؟»نکته ی عمیقی در این سخن وجود دارد. ابوذر نمی گوید محروم باید بر طبقه ی حاکم، بر مسئولین جامعه و یا بر سرمایه داران حمله برد بلکه می گوید اگر من گرسنه ام همه ی مردم مسئولند...این سخن از کسی نقل شده که پیامبر در مورد او چنین میفرماید:«زمین در خود ندیده کسی را و آسمان سایه نیفکند بر فردی که راستگو تر از ابوذر باشد.»پس بنابراین هر فرد جامعه علاوه بر وظایف شرعی که او را ملزم به رعایت احکام دین اسلام می کند، در قبال فرد فرد جامعه نیز مسئول است و وظایفی دارد. از جمله ی این وظایف برقراری عدالت در جامعه است.ابوذر، به راستی که قهرمان عدالتخواه و رنج دیده عصر خویش است. کسی که حتی دشمنانش به پارسایی و زهد و تقوای او اعتراف کرده اند. ساده نیست ابوذر بودن اما ابوذر مردی در امتداد تاریخ است...در زمان ما هم مسلما ابوذر هایی وجود دارند. کسانی که نه از تهدید قدرتمندان می ترسند و نه از حلقوم هایی که دم از مصلحت اندیشی می زنند.1/ منصور نظریسمت راست: منصور نظری، سمت چپ: میثم صفائیانحتی اگه محتاطانه به قضیه نگاه کنیم و نگوییم که منصور نظری ابوذر زمانه ی ماست، نمی توانیم از کار های ابوذروار او چشم پوشی کنیم. منصور نظری، شاعر انقلاب. خرج زندگیش را از ساخت و ساز در می آورد. روزی کارش به دادگاه و قاضی کشیده شد و متوجه شد قاضی پرونده اش رشوه می گیرد. به جای همه ی شانه بالا انداختن ها و «به من چه» ها و «به تو چه» ها، مستندات پر و پیمانی جمع آوری کرد و فساد قاضی را ثابت کرد. ماجرای آقای نظری را مفصل تر از زبان استاد «رائفی پور» بشنوید. https://www.aparat.com/v/2B0ET/%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%87_%D9%88_%D9%86%DB%8C%D9%85_%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87 2/ میثم صفائیانمیثم صفائیان نه امام جمعه ی فلان شهر است، نه در شورای شهر سمتی دارد. تنها و تنها یک راننده ی ماشین سنگین ساده است. مثل همه ی رانندگانی که می شناسیم، با یک تفاوت بزرگ. برخلاف بقیه او حاضر نمی شد پول زیرزمینی بدهد و بار بگیرد. نمیخواست جزئی از این زنجیره ی فساد باشد. در ماجرای تحصن رانندگان میثم صفائیان که سخنگو و نماینده ی رانندگان بود دستگیر شد و بعد از گذراندن 100 روز در حبس، به قید وثیقه آزاد شد.در مورد میثم صفائیان می توانید از اینجا بخوانید.3/ حسن خسروآبادیحسن خسروآبادی، خبرنگاری که به دلیل افشای فیش های نجومی متهم شد و در دادگاه غیر علنی محکوم شد.4/ عدالتخواهان شیرازدر سال 94 دو انتخابات به صورت همزمان در سراسر کشور برگزار می شود: انتخابات شورای اسلامی و انتخابات خبرگان. در شیراز نیز مثل همه ی شهر های کشورمان ایران، انتخابات با تبلیغات گسترده ی نامزد ها برگزار می شود. در میان همه تبلیغ‌های مختلف هر دو انتخابات، گستردگی تبلیغات پوستری دو نامزد خبرگان بیشتر به چشم می‌آید. یکی از این دو نفر آیت الله اسدالله ایمانی، نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس، امام جمعه شیراز، امام جمعه سابق بوشهر و کازرون، نماینده چند دوره پیشین مجلس خبرگان فارس است. خبرهایی که از شهرهای دیگر استان می‌رسد حکایت از گستردگی این تبلیغات در کل استان است.جنبش عدالتخواه دانشگاه شیراز با انتشار بیانیه ای از آیت الله ایمانی، امام جمعه ی وقت شیراز می خواهند در باره ی منبع مالی این تبلیغات گسترده توضیح دهد. در مقابل امام جمعه ی شیراز از شورای مرکزی جنبش عدالتخواه شکایت کرده و دادستان شیراز به عنوان مدعی العموم چهار نفر از دانشجویان را به طور غیرعلنی محاکمه می کند.20 دی ماه 1396 اسامی 4 نفر از متهمان این پرونده منتشر می شود: حسین شهبازی‌زاده، سلمان کدیور، هادی مسعودی، مصطفی پورخسروانی، چهار دانشجوی عدالت‌خواه شیرازی به جرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، به سه ماه حبس تعزیری که تا دو سال معلق خواهد بود، و پنج سال منع از فعالیت سیاسی محکوم می‌شوند. در باره ی این ماجرا به طور مفصل تر از اینجا بخوانید.پینوشت: ابوذر مردی در امتداد تاریخ است. مردی که رهروانش فریاد عدالتخواهی اسلامی را در سرتاسر تاریخ سر می دهند. ابوذر های زمانه ما کم نیستند. مردان و زنانی که می کوشند برخلاف جریان جامعه به مبارزه با فساد بپردازند.در پایان توصیه ی بسیار شدید می کنم که مصاحبه ی سوزن بان با حسین شهبازی زاده، دبیر اسبق جنبش عدالتخواهی، را از اینجا ببینید: http://www.mostazafin.tv/images/video/110/Mosahebe-Hoseyn-Shahbazi-Jedale-khunine-2eslam.mp4 </description>
                <category>جدال</category>
                <author>شیما صداقت</author>
                <pubDate>Fri, 01 Mar 2019 11:51:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>