<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مجله خبری جیجوگیم</title>
        <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/feed</link>
        <description>اخبار و تریلر های جدید دنیای بازی های ویدیویی در جیجوگیم
بررسی بازی های روز دنیا به همراه راهنمای خرید در جیجوگیم
معرفی بازی های برتر هر ژانر و پلتفرم در جیجوگیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:05:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ygpyvd0w6thx/qwomcr.png</url>
            <title>مجله خبری جیجوگیم</title>
            <link>https://virgool.io/jijugame-magazine</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا جهان، بازی سایبرپانک 2077 را بخشیده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D8%A7%D9%86%DA%A9-2077-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bofgyurc1pir</link>
                <description>بازی Cyberpunk 2077 از عناوین برجسته و مورد انتظاری بود که انتشار تقریبا ناقص، به شهرت و اعتبار استودیو سازنده آن صدمه زد. آیا جهان، بالاخره این بازی و استودیو را خواهد بخشید؟اگر به دو سال قبل و دقیقا همین روز بازگردیم، هنوز 2 ماه به انتشار بازی Cyberpunk 2077 زمان باقی مانده است. هر روز اخبار هیجان انگیز قابلیت های آن را می خوانیم. تریلرهای رنگارنگش را برای صدمین بار مشاهده می کنیم و چشم به تقویم برای گردش در خیابان های نایت سیتی انتظار می کشیم. انتظاری که حتما می دانید، پایان خوشی نداشت. عرضه بازی مخصوصا برای کنسول های نسل هشتم، واقعا فاجعه بود. همین بس که پلی استیشن برای اولین بار یک بازی را به دلیل مشکلات فنی از استور خود بیرون کشید. بسیاری خواهان بازگشت پول پیش خرید بازی بودند. سهام سی دی پراجکت بشدت افت کرد و …بهبودی وضعیت Cyberpunk 2077 نسبت به قبلدر ماه مارس بود که سی دی پراجکت رد، بالاخره به‌روزرسانی نسل بعدی این بازی به همراه پچ شماره 1.5 آن را منتشر کرد. پس از آن، Cyberpunk 2077 که بر روی پی سی همیشه فوق العاده به نظر می رسید، این کیفیت را به پلتفرم های دیگر هم آورد. البته هنوز کنسول های نسل هشتم (با سخت افزار 9 سال پیش) کیفیت بالایی را ارائه نمی کردند. این مورد هم یک ماه پیش و با عرضه پچ 1.6 تا حد خیلی زیادی برطرف شد. طبق اعلام سی دی پراجکت رد، این پچ آخرین آپدیت کنسول های نسل قبل به شمار می رود. بدین معنی که پس از این تمرکز استودیو بر روی پروژه های آینده معطوف خواهد شد.سی دی پراجکت رد نشان داد که مدیریت بحران را خوب بلد است. آنها توانستند کیفیت وعده داده شده را گرچه دیر، اما در نهایت به اثر بزرگ خود بیاورند. حالا زمان نگاه به آینده است. یعنی برای بازیکنانی که دوباره اعتماده کرده اند، چه محتوایی در نظر گرفته ای. طی پخش زنده مرتبط با این بازی از بسته الحاقی Phantom Liberty رونمایی شد. این بسته الحاقی، محتوای داستانی زیادی به بازی اضافه می کند که قرار است در سال 2023 منتشر شود. پس از آن و در اقدامی غافلگیر کننده، در هفته ای که گذشت اعلام شد نسخه بعدی بازی Cyberpunk 2077 با نام رمز Orion در دست ساخت است.  این بازی به همراه سه گانه جدید The Witcher، و یک آی پی جدید که هنوز در “فاز مفهومی” قرار دارد، تمام پروژه های آینده سی دی پراجکت رد را تشکیل می دهند.نگاهی گذرا به شبکه‌های اجتماعی بلافاصله پس از انتشار این اطلاعات، نشان می دهد که چقدر طرفداران هیجان‌زده شده اند. گرچه هنوز برخی بازیکنان ناراضی به تمسخر این اثر می‌پردازند. اما تقریباً همه آنها شروع به بحث درباره تنظیمات، داستان و روایت احتمالی آن کرده اند. این مورد نشان از تحقق وعده های استودیو در مورد آینده این بازی دارد. حال شاهد جو پر هیجانی حول این آی پی هستیم که 2 سال قبل و پیش از انتشار نسخه اول دیده بودیم. هیجانی که بلافاصله ذهن مار را به سمت این سوال سوق می دهد: آیا دنیای بازی، بالاخره Cyberpunk 2077 را بخشیده است؟ضمن تشکر، می توانید ادامه این مطلب را از طریق لینک زیر در وب سایت جیجوگیم مطالعه بفرمایید:آیا دنیای بازی، بالاخره Cyberpunk 2077 را بخشیده است؟</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Mon, 10 Oct 2022 12:51:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکایت گوگل استدیا - سرویسی که ناگهان آمد و رفت</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AF%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA-sannuxmiripp</link>
                <description>مطمئنا میراث گوگل استدیا پس از بسته شدنش برای همیشه، تا سال ها پابرجا خواهد ماند. سرویسی که با قبول شکست، حتی پول خریداران را هم پس داد.آیا چیزی جاه طلبانه تر و آینده نگرانه تر از سرویس گوگل در دنیای تکنولوژی وجود دارد؟ در صنعتی که هر روز در حال پیشرفت است و برخلاف هنر های دیگر (موسیقی، شعر، سینما و ...) هر روز ایده ای و ژانری نوآورانه در آن خلق می شود، Stadia یک سمبل بود. سمبل جاه طلبی برای رسیدن هرچه سریعتر به آینده و تلاش برای پرش به نقطه ای که راه رفتن و رسیدن به آن شاید ده ها سال طول بکشد. این صنعت در حال بلوغ در یکی دو دهه گذشته شاهد طرح های بلندپروازانه زیادی بوده است. اما همه متفق القول می دانیم که معرفی Google Stadia در سال 2019 از جنس اعمال تاریخ ساز بود. اما حالا و بعد از 3 سال، ظاهرا آتش گوگل با چوب تر بود و شعله هایش از باب سوختن نفت.مرگ تدریجی یک رویا: روایت زندگی Google Stadiaجمعه ای که گذشت از خواب بیدار شدیم و خبر شوکه کننده بسته شدن سرویس Google Stadia، مانند سیلی محکمی هوشیارمان کرد. گرچه شخصا برای اعلام این خبر لحظه شماری می کردم، نه اینکه دوره رمال گری دیده باشم، نه. اما زمانی که از حجم تبلیغات یک سرویس (که به واسطه ورود کاربر، درآمد کسب می کند) کم شود، یعنی دیر یا زود باید منتظر مرگ آن باشیم. وصیت نامه Google Stadia ،از 18 ماه پیش برای من ارسال شد. زمانی که گوگل توسعه بازی های فرست پارتی خود را قطع کرد. بازی هایی که برای آن دو استودیو و یک شخص مهم به نام &quot;جید ریموند&quot; به کار گرفته شده بودند. همین دو مورد کافیست یا لازم است بگویم که وعده استریم 4K بازی ها از همان لحظه اول هم خنده دار و نشانه عدم موفقیت این سرویس بود؟زمانی که گوگل استدیا در سال 2019 معرفی شد، قرار بر این بود که تنها به وسیله هر دستگاهی که مرورگر کروم را پشتیبانی کند، بتوان بازی های AAA را در بهترین (تأکید میکنم، بهترین) حالت تجربه کرد. ایده این بود که بتوان سخت افزار های دست و پا گیر پلی استیشنی و ایکس باکسی را کنار گذاشته و به جای خرج 500 دلار بی زبان (که این روز ها به 800 دلار هم می رسد)، با هزینه و دغدغه ای کمتر ، بیشتر سرگرم شویم.اما جبر زمانه به گوگل آموخت که حتی اگر غول تکنولوژی جهان هم باشی، حتی اگر به راحتی بتوانی سرویسی به چنین عظمت راه اندازی کنی، باز هم نکاتی هستند که فقط با پول نمی شود به دست آورد. بطور مثال گوگل آموخت که حتی اگر کنسولی مجازی بسازید و حتی اگر تمام ناشران هم از شما حمایت کنند، بازهم همان فرمول ابتدایی و قدیمی صنعت بازی گریبانتان را خواهد گرفت. آن هم چیزی نیست جز بازی انحصاری. بازی انحصاری و توانایی مدیریت مجموعه ای که بتواند بازی انحصاری فک براندازی تحویلتان دهد.ضمن تشکر، شما عزیزان می توانید ادامه این مقاله را از طریق لینک زیر در وب سایت جیجوگیم مطالعه کنید:گوگل استدیا (Google Stadia) و جاه طلبی های نافرجام</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Oct 2022 17:37:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست آینده بازی سازی یوبیسافت مشخص شد. عناوین کوچک تر با کیفیت بیشتر!</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D8%B4%D8%AF-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-cqpnit4m6aph</link>
                <description>انگار بعد از سالها سردرگمی، یوبیسافت دیگر نمی خواهد بازی هایش همه پسند باشد. بلکه برعکس، می خواهد برای هر گیمری به سبک خودش بازی بسازد.یوبیسافت به تازگی رویداد اختصاصی خود با نام Ubisoft Forward را پشت سر گذاشته است. رویدادی که در آن شاهد معرفی چند بازی مختلف از مجموعه Assassin&#x27;s Creed بودیم. بازی Assassin&#x27;s Creed Mirage بزرگترین اثری بود که در این مراسم شاهد تریلر سینمایی فوق العاده زیبایی از آن بودیم. بازی Assassin&#x27;s Creed دیگری برای پلتفرم موبایل و با اسم رمز Codename Jade در مراسم امسال یوبیسافت معرفی شد. همچنین شاهد نمایش 2 تیزر کوتاه از بازی های در دست ساخت این مجموعه بودیم که به نظر هنوز در ابتدای توسعه قرار دارند.سه مجموعه جهان باز و پرطرفدار یوبیسافت در 10 سال اخیرنمایش چندین عنوان از مجموعه بازی های Assassin&#x27;s Creed و سری The Division در رویداد Ubisoft Forward امسال، طرفداران و منتقدان زیادی پیدا کرده بود. بسیاری از بازیکنان (همانند ما در جیجوگیم) خوشحال بودند که دیگر حاضر نیست برای تجربه یک اثر از دنیای مورد علاقه شان، 150 ساعت گیم پلی طولانی (و بعضا تکراری) را پشت سر بگذرانند. بعضی دیگر به تعدد بالای عناوین معرفی شده انتقاد داشتند و نظرشان بر احتمال عدم بهینه سازی مناسب این نسخه ها اشاره داشت. نظرات مختلف فراوانی در این چند روز رد و بدل شد که ظاهرا یوبیسافت به این نظرات واکنش نشان داده است.بازی های آینده یوبیسافت ترکیبی از چند ژانر مختلف نخواهند بودفاوزی مسمار (Fawzi Mesmar) کارگردان خلاق و یکی از اعضا بالارتبه یوبیسافت در مصاحبه ای با IGN فلسفه این شرکت را در مورد بازی های آینده اش روشن کرد. طبق اعلام مسمار، یوبیسافت دیگر نمی خواهد یک بازی اصطلاحاً همه چیز تمام بسازد. ادغام و حضور ژانر های مختلف در یک اثر، دیگر جایی در استراتژی آینده این شرکت نخواهد داشت. او می‌گوید که این شرکت می‌خواهد بازی‌های متمرکزتری بسازد که برای طرفداران (یک سبک) خاص جذاب باشد. نه تمام گیمرهای علاقه مند به بازی های این شرکت. مسمار می‌گوید: سیاست یوبیسافت در آینده تمرکز بر «عمق تجربه» به جای وسعت محتوا خواهد بود. این سخن احتمالا پاسخی برای وسعت بسیار کمتر نقشه بازی Mirage نسبت به Valhalla است.برای مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر از وب سایت جیجوگیم مراجعه کنید:یوبیسافت دیگر بازی های “همه پسند” نخواهد ساخت!</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 13 Sep 2022 18:27:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا  در بازار امریکا قیمت پلی استیشن 5 افزایش پیدا نکرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-5-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-acpmscjh9gkn</link>
                <description>سه سال پس از عرضه پلی استیشن 3، سونی قیمت محبوب ترین مدل این کنسول را 100 دلار دیگر کاهش داد.این دومین کاهش قیمت کنسول پس از تنها 3 سال بود. در مورد کنسول نسل هشتمی سونی هم این مورد اتفاق افتاد. کنسول پلی استیشن 4 با وجود قیمت کاملا معقول (و پایین تر از ایکس باکس) در زمان عرضه، با گذشت دو سال از عمر خود، رقم 50 دلار کاهش قیمت را تجربه کرد.اما در حال حاضر و پس از گذشت دو سال از سلطنت پلی استیشن 5، سونی با اعلام رسمی، قیمت این کنسول را افزایش داد. کنسولی که با وجود قیمت قبل، به سختی در بازار پیدا میشد. البته که نسبت به زمان PS3 و PS4 در حال تجربه شرایط و زمانه ای متفاوت هستیم. سیاست گذاری های شرکت ها هم با توجه به همین شرایط بازار تعیین می شوند.اما موضوع وقتی عجیب تر می شود که بدانید این افزایش قیمت در حال ضربه زدن به همه بازارها به جز بازار بازی امریکا است. بنابراین لااقل خریداران امریکایی فعلا نگرانی بابت گران تر شدن کنسول بازی PS5 نخواهند داشت. هرچند که دیگر انتظار تخفیف 50 یا 100 دلاری در آخر سال هم برایشان رویا خواهد ماند.آیا در بازار بازی امریکا هم شاهد افزایش قیمت PS5 خواهیم بود؟دنیل احمد، تحلیلگر شناخته شده دنیای بازی در این مورد چندان مطمئن نیست. به گفته وی، با توجه به قدرت این روزهای دلار آمریکا افزایش قیمت در ایالات متحده بعید است. دلار در برابر سایر ارزها قیمتی نجومی پیدا کرده است. بطوریکه در اروپا یورو برای اولین بار در 20 سال گذشته در برابر دلار نسبت 1:1 پیدا کرد. پوند انگلیس هم همین حالا در برابر دلار  پایین ترین قیمت را از سال ۱۹۸۵ تجربه می کند. در نتیجه قیمت پلی استیشن ۵ در این دو بازار به ترتیب ۵۰ یورو و ۳۰ پوند گران تر شده که معقول به نظر می رسد. (معقول نسبت به قیمت دلاری در گذشته)  واحدهای پولی دیگر نظیر ین ژاپن هم همین اوضاع را تجربه می کنند. پلی استیشن ۵ در زادگاهش، نیز به میزان ۵۵۰۰ ین افزایش قیمت داشته است.دنیل احمد در ایمیلی به وب سایت Polygon اشاره کرد که ایالات متحده بزرگترین بازار کنسول و یکی از رقابتی ترین بازارها است که افزایش قیمت را در آنجا خطرناک تر می کند. اما مایکل پچتر یکی دیگر از تحلیلگران صنعت بازی که برای عموم گیمرها آشناست، تا حدودی بدبین‌تر است.پچر در این خصوص می گوید: «اگر سونی فرصتی برای افزایش قیمت در بازار بازی امریکا داشته باشد، احتمالا این کار را انجام خواهد داد. اما در کل افزایش قیمت بسیار ایده احمقانه ای است. امیدوارم که آنها از اقدام خود در دیگر بازارها درس گرفته و آن را به همانجا محدود کنند.شما می توانید ادامه این مقاله را در وب سایت جیجوگیم و از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:چرا بازار بازی امریکا شامل افزایش قیمت پلی استیشن 5 نشد؟</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 06 Sep 2022 17:53:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>24 سالگی مجموعه متال گیر سالید – خاطرات هیدئو کوجیما از ساخت بازی</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/24-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88-%DA%A9%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ehlhbehjwk5k</link>
                <description>دو روز پیش سالگرد 24 سالگی متال گیر سالید 1 را گذراندیم. عنوانی انقلابی که نسل جدید بازی های بزرگسالانه مدیون ظهور آن هستند. با هم نوشتار کوجیما بمناسبت این سالگرد را مرور می کنیم.سوم سپتامبر 1998 یکی از بهترین فرنچایزهای تاریخ بازی های ویدیویی متولد شد. هیدئو کوجیما بر روی کنسول انقلابی پلی استیشن عنوانی انقلابی ساخت. تجربه ای خلق کرد که بازی های زیادی بعد از آن مدیون حضور و نوع داستان گویی اش هستند. حال به بیست و چهارمین سالگرد متال گیر سالید رسیده ایم. این موضوع باعث شد تا کوجیما کمی از خاطرات ساخت این عنوان، ویژگی های منحصر به فرد و روند خلق آن را در توییتر شخصی خود یادآوری کند. متن زیر ترجمه نوشتار و خاطرات کوجیما به مناسبت 24 سالگی متال گیر سالید بوده که در صفحه توییتر شخصی او منتشر شده است.خاطرات کوجیما از ساخت متال گیر سالید 1 :خاطرات زیادی در خاطرم باقی مانده است. مانند حمله “مانتیس Mantis” ، ماساژ دادن های “نائومی Naomi” پس از شکنجه و عکس فرکانس رادیویی پشت کاور رسمی بازی متال گیر سالید 1. همچنین کپی تقلبی بازی متال گیر سالید 2 قبل از انتشار رسمی، مبارزه با Sorrow و کابوس “گای ساوج Guy Savage” در بازی متال گیر سالید 3. و البته جزیره Shadow Moses در متال گیر سالید 4.البته که یکی از نسخه های مورد علاقه من، نسخه MSX بازی متال گیر 2 است. (منتشر شده در سال 1990 و قبل از سری متال گیر سالید).صحنه های لایو اکشن، یکی از مواردیست که در مورد نسخه اول بازی متال گیر سالید، مورد توجه قرار نگرفت. این صحنه های معمولا در فیلم های علمی یا مستند استفاده می شدند.  چیزی که ما آن را در کات سین ها استفاده کردیم. زیرا پلی استیشن 1 می توانست فیلم های فشرده را پخش کند. پس از پیشرفت مستند ها و نمایش های علمی، چالش ساخت فیلمی لایو اکشن با داستانی تخیلی در بازی را پذیرفتم. البته در آن زمان من با صنعت سینما آشنایی زیادی نداشتم و در جمع آوری منابع به مشکل خورده بودم.یادم است که نمی دانستم با چه کسی مشورت کنم. پس در آن زمان برای مشاوره به NHK (سازمان ملی رادیویی ژاپن) سر زدم، اما به سرانجام نرسید. حق و حقوق هایی در آن زمان وجود داشت که سال ها برای بدست آوردن آن باید زمان صرف کرده و یا خریداری می کردیم. خوشبختانه در حال حاضر با افراد زیادی در صنعت هنر هفتم آشنا هستم.به همین خاطر در متال گیر سالید 2 شخصا برای فیلمبرداری به مناطق مختلف از جمله نیویورک و واشنگتن رفتم.ضمن تشکر، ادامه این خاطرات را از طریق لینک زیر در وب سایت جیجوگیم مطالعه بفرمایید:خاطرات هیدئو کوجیما از ساخت مجموعه بازی متال گیر سالید</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Mon, 05 Sep 2022 11:53:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای استفاده حداکثری از قابلیت های ایکس باکس سری ایکس و اس - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-k9p23uh96cfj</link>
                <description>اگر می خواهید از تمامی قابلیت های ایکس باکس نسل جدید خود بهره ببرید، تا انتهای این مقاله همراه ما باشیداز ریموت پلی گرفته تا ورود خودکار به پروفایل توسط کنترلر شخصی خودتان، قصد داریم در این مقاله به تمامی قابلیت های پنهان و آشکار کنسول های نسل نهمی ایکس باکس اشاره کنیم. مواردی که بعضی از آنها را شاید بدانید و بعضی از آنها حتما برایتان تازگی خواهد داشت. پس برای دانستن برخی از ترفند های کاربری ایکس باکس سری ایکس و اس، با ما همراه باشید.این مقاله به 2 بخش تقسیم شده که بخش بعدی آن در آینده منتشر خواهد شد.اگر توانسته اید با غلبه بر مشکلات فراوان، یک کنسول نسل نهمی ایکس باکس تهیه کنید (ضمن عرض تبریک) باید مواردی جهت تنظیم کنسول را بدانید. ما سعی کردیم در 2 مقاله، تعدادی از قابلیت های کلیدی کنسول های نسل نهم ایکس باکس را جمع آوری کنیم تا جهت راحتی شما، برخی از نکات مفید و بعضی از ویژگی های کمتر شناخته شده آنها را ذکر کرده باشیم. نکاتی که حتما ارزش دانستن خواهند داشت.قبل از هرچیز باید بدانید که اکثر راهکارهایی که در این قسمت و بخش بعدی مقاله ذکر خواهد شد، بر روی هر دو کنسول ایکس باکس سری ایکس و ایکس باکس سری اس یکسان خواهند بود. پس تفاوتی در بین این دو کنسول لااقل در بخش قابلیت های این 2 مقاله وجود ندارد.نکته دیگر قبل از اینکه مقاله را شروع کنیم اینکه اگر به دنبال بی صدا کردن خودکار تلویزیون خود هنگام تجربه بازی بر روی کنسول توسط هدست هستید، مطلب زیر را از دست ندهید:چگونه هنگام استفاده از هدست در ایکس باکس، تلویزیون خود را بی صدا کنیم1. برنامه Xbox Mobile را دریافت کنیدهمانند پلی استیشن، ایکس باکس هم نرم افزاری برای گوشی های هوشمند ارائه کرده که به وسیله آن آمار مفیدی از کنسول تحت مالکیت خود خواهید داشت. علاوه بر این به شما امکان چت با دوستان را خواهد داد که لذت گپ زدن با آنها را چند برابر می کند. همچنین شما می توانید از طریق این اپ بازی ها را انتخاب کرده و مستقیما دستور دانلود آنها بر روی کنسول را بدهید. از قابلیت های دیگر این نرم افزار کاربردی می توان به اشتراک گذاری اسکرین شات ها و ویدیو های ضبط شده، بررسی تخفیفات و بازی های استور ایکس باکس، استفاده از ریموت پلی و ...2. صفحه اصلی و پنل راهنمای خود را شخصی سازی کنیدصفحه اصلی یا اصطلاحاً هوم Home کنسول قابل شخصی سازی است. بدین منظور در صفحه اصلی، دکمه View (در سمت چپ کنترلر که شبیه دو پنجره است) را فشار دهید تا تنظیمات Customize Home نشان داده شود. در این مکان می توانید حالت های دلخواه خود را تنظیم کنید. رنگ ها، پس زمینه ها و حتی تم های متنوع قابل انتخاب هستند. در بخش Theme &amp; Motion، می‌توانید تم‌های روشن یا تیره را انتخاب کنید.همچنین میتوان تنظیمات را به گونه ای تغییر داد تا همه چیز به طور خودکار بر اساس زمان روز تغییر کند.گزینه ای دیگر تنظیمات این بخش، گزینه Customize the Guide است. این بخشه به شما امکان می دهد ترتیب همه موارد را در پنل راهنما - که با هر بار فشار دادن دکمه Xbox ظاهر می شود - انتخاب کنید.3. انتقال ساده بازی ها از کنسول قدیمی تر ایکس باکس وان به کنسول جدیدبا فشار دادن دکمه Xbox و انتخاب گزینه All Owned Games از مسیر  My Games &amp; Apps &gt; Full Library &gt; All Owned Games، می‌توانید بازی‌های قدیمی خود را از کنسول ایکس باکس قبلی، به کنسول جدید انتقال دهید. چه فایده ای دارد؟ دیگر نیازی به دانلود دوباره حجم عظیم بازی ها نخواهید داشت. همین دلیل برای این کار کافیست. برای انجام این کار، مطمئن شوید که Xbox One و سری X یا S جدید شما روشن و به یک شبکه Wi-Fi متصل هستند. در ایکس باکس جدید خود باید به بخش Settings &gt; System &gt; Backup and Transfer &gt; Network Transfer بروید، سپس گزینه را علامت بزنید و سپس کنسول قدیمی خود را انتخاب کنید. بعد از این، آنچه را که می خواهید انتقال داده شود انتخاب کرده و سپس بر روی Copy Selected کلیک کنید تا فرآیند انتقال شروع شود.4. تنظیمات صفحه نمایش مناسب را انتخاب کنیدهیچ چیز در زمان بازی کردن مهم تر از تنظیم مناسب تلویزیون نیست. پس برای استفاده حداکثری از قابلیت های کنسول جدید خود، باید مطمئن باشید که صفحه نمایش شما بهینه تنظیم شده است. برای انجام این کار به  Settings &gt; General &gt; TV &amp; Display Options بروید. در اینجا تمام تظیمات از وضوح تصویر گرفته تا نرخ تازه سازی Refresh Rate و کالیبراسیون HDR را پیدا خواهید کرد. گزینه 4K TV details را حتما بررسی کنید تا توانایی های تلویزیون 4K خود باخبر باشید. اگر تلویزیون شما از کابل HDMI .2.1 پشتیبانی می کند، حتما از این کابل برای اتصال کنسول به تلویزیون استفاده کنید، زیرا نرخ رفرش ریت بالاتر را هم پشتیبانی می کند.برای مطالعه کامل باقی موارد این مقاله به آدرس زیر در وب سایت جیجوگیم مراجعه کنید:راهکارهای استفاده حداکثری از قابلیت های ایکس باکس سری ایکس و اس - بخش اول</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Thu, 01 Sep 2022 18:05:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به بازسازی کامل بازی The Last Of Us Part I</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-the-last-of-us-part-i-dexoscbmo9k2</link>
                <description>چیزی تا عرضه بازسازی کامل بازی The Last Of Us Part I باقی نمانده است. در این مقاله نگاهی داریم به انیمیشن ها، مبارزات و تمام تغییراتی که این بازی خواهد داشت.استودیو زبردست ناتی داگ &quot;Naughty Dog&quot; آخرین فن آوری، تجربیات غنی و فلسفه تکامل یافته گیم پلی خود را برای ساخت نسخه تمام و کمال از بازی The Last Of Us Part I به کار بسته است. پس چرا برای عرضه این بازی هیجان زده نباشیم؟در سال 2013، ناتی داگ در یک بازی کاملا یونیک و منحصربفرد، نمایشی از شخصیت های انسان در دنیای پساآخرالزمانی امریکا را به نمایش گذاشت. ما همراه با جوئل و الی، سفری خطرناک را  طی کردیم. سفری که اتفاقات بزرگ، صحنه هایی پرزرق و برق و پر تنش آن هنوز از خاطرمان نمی رود. سفری حماسی و البته احساسی که در مدیوم بازی ها نظیر نداشت. همراهی با دو شخصیتی که ما هم مانند آن دو، با هر اتفاق داخل بازی بیشتر بهم وابسته شدیم.بازسازی کامل بازی  The Last Of Us Part Iشگفتی ناتی داگ فقط در بخش داستان سرایی The Last Of Us (نسخه اصلی سال 2013 ) خلاصه نمیشد. نزدیک به 10 سال از انتشار اثر می گذرد و هنوز انیمیشن ها، هوش مصنوعی و رفتار شخصیت های همراه در بازی تازگی دارند. اثری که انگار غبار پیشرفت تکنولوژی برایش معنا ندارد. صد البته که در همان زمان هم ناتی داگ استودیویی کاملا با تجربه و خبره محسوب میشد. ساخت سه بازی آنچارتد بود که به این استودیو توانایی و جرئت اثری همانند The Last Of Us را می داد.حال اما 10 سال از آن زمان می گذرد و ناتی داگ دستاوردهای فنی و دانش بیشتری را کسب کرده است. این دستاوردهای فنی بود (که نمونه آن را در نسخه دوم از این فرنچایز مشاهده کردیم) که بهمراه فناوری کنسول پلی‌استیشن 5، ناتی داگ را برای بازسازی کامل نسخه اول این فرنچایز وسوسه کرد. البته هدف این بازسازی جدید و کامل، احترام به خاطرات ما از نسخه اصلی پلی استیشن 3 این اثر خواهد بود. تمامی سکانس های سینمایی، محیط ها، شخصیت های همراه و هسته گیم پلی بازسازی کامل The Last Of Us Part I همانند نسخه اصلی سال 2013 خواهد بود.شخصیت Tess در بازی  The Last Of Us Part Iپس چه چیزی بازسازی The Last Of Us Part I را از ریمستر پلی استیشن 4 که قبل از این عرضه شده بود متمایز می کند؟بهترین نسخه برای تجربه اولین بار The Last Of Us و ورود به داستان این فرنچایز کدام است؟پاسخ به این سوالات، همانند چیدن تکه های یک پازل کنار هم است.برای مطالعه ادامه مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:جیجوگیم: نگاهی به بازسازی The Last Of Us Part I: جدیدترین ساخته ناتی داگ</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 30 Aug 2022 13:20:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه دنیای جهان باز الدن رینگ، می تواند الهام بخش رزیدنت ایول باشد</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-zlc3ho8cybw4</link>
                <description>دنیای &quot;الدن رینگ&quot; به ما نشان داد که چگونه می توان در بازی های جهان باز، از المان های ترس استفاده کرد. اما آیا این المان ها و دنیای جهان باز این بازی، در مجموعه رزیدنت ایول هم قابل پیاده سازی ست؟این نوشتار، ترجمه ی متنی با همین عنوان از سایت cbr.com می باشد.دو شاهکار بازیسازی، از دو نسل متفاوتبازی‌های سبک سولزبورن به مبارزات سخت، ارجاعات فرهنگ و داستان های فانتزی مشهورند که توسط استودیو سازنده آنها یعنی  &quot;فرام سافتور&quot; ساخته و پرداخته می شود. از &quot;دارک سولز&quot; گرفته تا &quot;الدن رینگ&quot;، این بازی‌ها بهترین و چالش‌برانگیزترین تجربه‌های گیم پلی در چند سال اخیر را تقدیم گیمرها کرده اند. با این حال، علاوه بر سطح دشواری بالا، این استودیو معمولاً از ویژگی های ترسناک معماری گوتیک به همراه داستان هایی مملو از موجودات عجیب و غریب مختلف در هر نسخه از بازی بهره برده است. حرکتی هوشمندانه که به تاریک تر شدن دنیای هر نسخه و باورپذیری بیشتر آن کمک شایانی می کند. حال و با توجه به موفقیت‌های اخیر بازی &quot;الدن رینگ&quot;، برای اکثر گیمرها این سوال پیش آمده که فرنچایز های نمادین دیگر (در ژانر وحشت) چطور می توانند با گسترش محیط و داستان پردازی، به اتمسفری شبیه به بازی های &quot;سولزبورن&quot; دست یابند.  ژانری که این روزها، سرآمد آن بازی &quot;رزیدنت ایول&quot; است.رزیدنت ایول 2رزیدنت اویل با داستانی جذاب و چند لایه به همراه سکانس های اکشن بی نظیر در نسخه های متفاوت، پیشگام ژانر ترسناک - بقا لقب گرفته است. اتمسفر و دشمنانی که در این سری وجود دارند، برابر و حتی منزجر کننده‌تر از نمونه های مشابه در سری بازی‌های سولزبورن هستند. برای بیش از دو دهه، این فرنچایز دنیایی را ساخته که مناطق و محیط های بسیاری را در سرتاسر جهان پوشش می دهد. اما متأسفانه بازیکنان از امکان گشت و گذار کامل در آنها محروم اند. بنابراین، شاید تغییر روش و بردن محیط بازی به دنیایی جهان باز و قابل گشت و گذار،  در نهایت به نفع فرنچایز باشد.عناوین اولیه استودیو فرام سافتور با سیستم پیشرفت خطی و در دنیایی نیمه-باز (Semi-open) شروع به کار کردند؛ که البته ایده اکتشافات بازی های جهان باز را نیز در آنها شاهد بودیم. بدان معنی که بازیکنان می‌توانند در طول داستان، در مناطق معین و محدودی به اکتشاف بپردازند. با این حال، آزادی ارائه شده فقط به پارامترهای اکتسابی محدود میشد که بازیکنان در همان فضای محدود اجازه اکتشاف آن را داشتند. اما همانطور که گفته شد؛ به مرور زمان بازی ها تکامل یافتند، همه چیز تغییر کرد و تبدیل به یک جهان باز کامل شد. روایت در بازی جدید این استودیو، گرچه هنوز هم وجود دارد اما تنها به عنوان اساس و پایه ای بکار رفته تا بوسیله آن، بازیکنان شخصیت های خود را ساخته و داستان خودشان را روایت کنند. غلبه بر خطرات در الدن رینگ به اندازه کافی آسان است اما به همان اندازه مجازات نیز وجود دارد. به این معنی که برخی از باس های سرسخت این بازی بسان مأموریت هایی هستند که به هیچ داستانی به جز داستان بازیکن ها گره نمی خورند.دوستان عزیز، شما می توانید ادامه مطلب را از طریق این لینک در وب سایت جیجو گیم مطالعه بفرمایید.</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 19 Apr 2022 14:20:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بهترین بازی های مستقل پلی استیشن 5</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-5-jvnogf5kdj4o</link>
                <description>گرچه اصطلاح بازی های مستقل (Indie) معنایی مبهم و همیشه در حال تغییر دارد، اما به طور کلی، به بازی هایی با مقیاس کوچکتر از عناوین AAA و ساخته شده در استودیو هایی جمع و جور تر اطلاق می شود. این جریان از بازی ها که در نسل هفتم به شهرت رسیدند، حالا در نسل نهم و طی سال‌ها بسیار قوی‌تر شده‌اند. در عصر حاضر، انتشار بازی های مستقل در فروشگاه هایی همانند فروشگاه پلی استیشن ، بسیار ساده تر از گذشته است و همین امر باعث شده که صدها عنوان مستقل در قفسه فروشگاه های دیجیتالی، خودنمایی کنند. عناوین مستقل معمولاً چالش های بیشتر و تجربیات منحصر به فرد تری نسبت به عناوین AAA ارائه می دهند.اگر به تازگی یک کنسول پلی استیشن 5 تهیه کرده اید (ضمن عرض تبریک!) و علاقه مند به تجربه بازی هایی متفاوت و ارزشمند هستید، این مقاله راهنما برای شما تهیه شده است.شما می توانید محتوای کامل این مطلب را از این لینک در سایت جیجوگیم مطالعه بفرمایید.15- بـازی Art of Rallyتاریخ انتشار: اکتبر 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 75مزایا: سبک بصری و فضای زیبا  /  امکان گردش آزاد لذت بخش  /  تجربه مسابقات رالی قابل قبولمعایب: برای حالت گردش آزاد پاداشی در نظر گرفته نشده  /  محیط تکراری از اواسط بازی14- بازی  Bugsnaxتاریخ انتشار: نوامبر 2020 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 75مزایا: نرخ فریم بالا و روان  /  استفاده مناسب از قابلیت های دوال سنس  /  محیط و گیم پلی خاصمعایب: بدون وجود قابلیت فست تراول یا سفر سریع  /  طراحی تکراری بعضی از موجودات13- بازی Deep Rock Galacticتاریخ انتشار: ژانویه 2022 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 85مزایا: تجربه سرگرم کننده تیراندازی و استخراج  /  وجود کارهای متنوع و بسیار جهت انجام  /  ارزش تکرار بالامعایب: برخی مشکلات شبکه و همچنین ازدحام در هاب اصلی  /  بخش تک نفره بازی چندان جذاب نیست12- بازی Lost in Randomتاریخ انتشار: سپتامبر 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 78مزایا: سیستم مبارزات منحصر به فرد  /  داستانی عالی و تأثیر گذار  /  کاراکترهایی دلنشین در محیطی گاتیکمعایب: عدم پرداخت به بعضی از مأموریت های فرعی11- بازی OlliOlli Worldتاریخ انتشار: فوریه 2022 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 85مزایا: گیم پلی سخت اما اعتیاد آور  /  عدم نیاز به یادگیری مکانیزم های پیچیده  /  شخصیت پردازی مناسبمعایب: وجود بعضی از انیمیشن های گیج کننده  /  رابط کاربری پیچیده  /  سختی زیاد10- بازی  Overcooked: All You Can Eatتاریخ انتشار: نوامبر 2020 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 84مزایا: همان گیم پلی همکاری عالی در نسخه های قبل  /  محتوای زیاد  /  مکان های جدید و  به روز شدهمعایب: پشتیبانی نه چندان خوب از دوال سنس  /  بخش تک نفره همچنان دلچسب نیست9- بازی The Pedestrianتاریخ انتشار: ژانویه 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 85مزایا: طراحی خلاقانه پازل ها  /  موسیقی متن فوق العاده  /  استفاده عالی از قابلیت های دوال سنسمعایب: عدم وجود سیستم راهنما  /  عدم استفاده از قابلیت های لمسی کنترلر8- بازی  Cyber Shadowتاریخ انتشار: ژانویه 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 80مزایا: وجود اکشن های سرگرم کننده  /  سختی منصفانه در تمام طول بازی  /  ارائه ای خوب از یک سبک قدیمیمعایب: کمبود چک پوینت ها  /  وجود برخش مشکلات کنترلی در حین بازی7- بازی The Pathlessتاریخ انتشار: نوامبر 2020 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 77مزایا: طراحی هنری عالی  /  باس فایت ها  /  موسیقی متن فراموش نشدنی  /  وجود رمز و راز های بیشمارمعایب: گیم پلی طاقت فرسا در ابتدای بازی  /  ناهماهنگی برخی از مکانیزم های گیم پلی6- بازی  F.I.S.T.: Forged in Shadow Torchتاریخ انتشار: سپتامبر 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 80مزایا: مبارزات پر از چالش  /  طراحی محیط خیره کننده  /  شخصیت های جذاب  /  طراحی مرحله عالیمعایب: برخی از مشکلات فنی5- بازی SIFUتاریخ انتشار: فوریه 2022 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 80مزایا: مبارزات عالی و پرجزییات  /  پاداش های ارزشمند  /  موسیقی متن عالی  /  طراحی مراحل مناسبمعایب: اجبار در آزمون و خطا در برخی موارد  /  جاگیری نامناسب دوربین در بعضی از مبارزات4- بازی  Kena: Bridge of Spiritsتاریخ انتشار: فوریه 2022 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 80مزایا: طراحی محیط رویایی و پر زرق و برق  /  مبارزات سرگرم کننده  /  باس فایت های چالش برانگیزمعایب: داستانی ساده و سطحی  /  شخصیت های فراموش شدنی 3- بازی  Death&#x27;s Doorتاریخ انتشار: نوامبر 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 85مزایا: مبارزات با پاداش مناسب  /  طراحی هنری و موسیقی عالی  /  شخصیت های دوست داشتنیمعایب: عدم وجود + New Game با وجود نیاز  /  رازهای خسته کننده2- بازی Disco Elysium: The Final Cutتاریخ انتشار: مارس 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 89مزایا: نویسندگی دیالوگ های هنرمندانه  /  شخصیت پردازی خارق العاده  /  قابلیت تکرار مجددمعایب: نوشته های بسیار ریز در منوها  /  چند مشکل عملکردی بسیار جزئی  /  بعضی از کارهای خسته کننده1- بازی Hadesتاریخ انتشار: آگوست 2021 / میانگین امتیازات (متاکریتیک): 93مزایا: اکشن اعتیاد آور  /   طراحی بصری و موسیقی عالی  /  شخصیت های شگفت انگیزمعایب: نبرد های طاقت فرسا</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Thu, 14 Apr 2022 14:05:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ساخت یک ویچر (Witcher) جدید، به بازسازی نسخه اول آن ارجحیت دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%DB%8C%DA%86%D8%B1-witcher-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D8%AD%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ffdw8kemowcp</link>
                <description>ند وقت پیش به صورت کاملا رسمی اعلام شد که بازهم شاهد دنیای ویچر در صنعت بازی خواهیم بود؛ اما این بار سی‌ دی پراجکت رد سازنده این سری بازی به‌جای دنبال کردن داستان گرالت افسانه ای و مدرسه گرگ‌ها، به شرح یک حماسه کاملا جدید خواهد پرداخت. حماسه یک قهرمان تازه نفس از مدرسه سیاه‌گوش که به دست طرفداران این سری بازی ها خلق شده و هنوز نامش مشخص نیست. و با لباسی کاملاً جدید در موتور گرافیکی آنریل انجین 5 ! بله؛ اتفاقی که کمتر طرفداری آن را پیش بینی می کرد. حالا و در حالی که آماده می شویم تا از داستان گرالتی که بسی رنج کشیده و در حماسه های زیادی حضور داشته، عبور کنیم؛ بیایید نگاهی به گذشته و شروع این حماسه و داستان بیاندازیم.این نوشتار، ترجمه مطلبی با همین نام در سایت VG247.com می باشد.نسخه چهارم ویچر با حماسه جدیدی ساخته خواهد شد.دنیای The Witcher بر روی شانه شخصیت هایی ساخته شده که سن و سال بیشتری نسبت به آنچه به نظر می رسند، دارند. جهش‌یافته‌ها و جادوگرانی که به ظاهر 20 یا 40 سالگی را گذرانده اند، اما چهره‌ پادشاهان بیشتری را نسبت به افرادی عادی دیده‌اند. فریب پوست صاف آنها را نخورید. جوانی آن‌ها جلوه ای است که به ندرت در مکالمه ماندگار می‌شود، چرا که تفکر سفت و سخت و جهان بینی ناشی از پیری آنها به محض صحبت کردن نمایان می‌شود.این حس و حال در مورد بازی اول این سری هم صدق می کند. اگر سی دی پراجکت رد بازی اول این مجموعه را بازسازی کند - که اولین عنوان جهان باز این استودیو است - نتیجه تقریباً با شخصیت های این سری یکسان خواهد بود. مهم نیست که چقدر از بیرون، بکر و زیبا به نظر می رسد زیرا به محض اینکه شروع به روایت داستان خود کند هرگز نمی توان آن را با یک محصول مدرن اشتباه گرفته و یا پذیرفت.منظورم این نیست که اولین بازی از این سری، ساخته ای بد از استودیو باشد و یا داستان آن بد نوشته شده باشد. اتفاقا برعکس، بسیاری از تصمیمات سطح بالا در استودیو سی دی پراجکت رد صحیح بودند: به جای تکرار وقایع قدیمی، داستان بازی به اتفاقات بعد از وقایع کتاب ها می پردازد.  و همچنین بازگرداندن گرالت به عنوان قهرمان داستان به شهر ویزیما، جایی که عواقب اقدامات گذشته گرالت می تواند برایش دردسرساز شود. همین تصمیم‌هاست که بازی‌ها را حتی در حال حاضر لایق همراهی با اقتباس در مدیوم های دیگر می‌کند – به راحتی در کنار وجود رمان‌ها و اقتباس بی نظیر نتفلیکس وجود داشته و هر اقتباس باعث غنای بیشتر اقتباس های دیگر است.واضح است که سی دی پراجکت رد از همان ابتدا،  توسعه‌دهنده مناسبی برای روایت داستان های ویچر ( در زبان لهستانی ویدزمین Wiedzmin) به شمار می رفت، چرا که سری ویچر تا آن زمان، مجموعه ای شناخته شده بود. اگر مصاحبه های پشت صحنه را تماشا کنید - به ویژه آنهایی که مخاطبان لهستانی را هدف قرار می دهند - می توانید ارادت تیم سازنده را نسبت به کارهای &quot;آندری ساپکوفسکی&quot; نویسنده رمان ها، احساس کنید. تعهد آنها به شوخ طبعی &quot;ذاتی&quot; گرالت، باطن احساسی، و رد انتخاب های اشتباه ولو ساده تر  در رمان ها، نشانه ای از این ارادت و وفاداری به متون نگاشته شده در رمان های این سری است.همانطور که &quot;میکل مادج&quot;، طراح ارشد این بازی، می گوید: این کتاب‌ها درباره افراد مدرن هستند. شما به راحتی می توانید انگیزه های آنها را درک کنید. آنها نمی خواهند با مهار یک آتشفشان، دنیا را نجات دهند. آنها فقط می خواهند خوش بگذرانند، قدرت پیدا کنند، پول در بیاورند و نوشیدنی بنوشند. آنها واقعی هستند، مشکلاتی واقعی دارند و همچنین تصمیمات در دنیای بازی واقعی هستند.&quot; این ایده ذهنی همان راهنمایی است که در نهایت سی دی پراکت رد را به شکار وحشی (Wild Hunt) و یک بازتاب فرهنگی عظیم سوق داد.با این حال در این بازی، طرح دقیق و هدفمندی که بازی‌های بعدی مجموعه را تعریف کند وجود ندارد. دیالوگ ها به تنهایی کاملاً خوب به نظر می رسند. چنانکه اگر بخواهیم به صورت جداگانه در نظر بگیریم، تقریباً هر خطی واضح و روشن، خنده‌دار و گاهاً کاربردی است. اما درخت منطق مأموریت ها و ماجراجویی - که بازی بر روی آن سوار است - به اندازه درختی که بر روی Whispering Hillock قرار دارد، درهم و پیچ خورده حس می شود.این آشفتگی ساختاری، کاملا در طول بازی حس می شود. اطلاعات جدید دائما از دهان گرالت بیرون می آیند حتی در زمانی که  نیازی به دادن اطلاعات نیست. باقی مکالمات و دیالوگ ها هم به طرز عجیبی گیج کننده و پوچ به نظر می رسند. و عموماً اتفاقات بازی قبل از اینکه دلیل و منطقی برای آنها پیدا کنیم، رخ می دهند.البته هیچ ایرادی ندارد که بازیکن را با تعامل های تکراری در گفتگو همراه کنیم. آن هم زمانی که برای شناخت هرچه بیشتر شخصیت های بازی، می توان گفتگو را ادامه داد. در واقع، این مورد یکی از جنبه‌های اساسی طراحی بازی های نقش آفرینی است.ضرورتی که چرخ  های مکالمه را براه انداخته و شما را ترغیب به گفتگوهای چندین و چندباره می کند. بایوور (Bioware) به عنوان پیشگام در این رابطه شناخته می شود و استانداردهای طراحی مکالمات را به وجود آورده است. اما بهرحال این ویژگی در The Witcher 1 به دلیل بی‌تجربه بودن و محدودیت‌های بودجه، به عنوان یک معضل احساس شده و به مرور تشدید می‌شود.همه چیز در فصل دوم به پایان می رسد، جایی که سی دی پراجکت رد قصد دارد داستانی کارآگاهی و مملو از رمز و راز را روایت کند. &quot;ریموند&quot; قرار است جستجوی شما را برای سالاماندرا، یک سازمان جنایتکار که به کائر مورهن حمله کرده و اسرار ویچر را از آزمایشگاه آن دزدیده، در دست بگیرد. اما همانطور که طراح اصلی داستان بازی یعنی &quot;Artur Ganszyniec&quot; سال گذشته به  رسانه &quot;TheGamer&quot; گفت، ظاهراً دیالوگ های قسمت دوم قبل از اینکه طرح معمایی شروع شود ضبط شده و این نشانی از عدم ارتباط بین داستان و دیالوگ هاست.اگر امروز و در شرایط حال بودیم، استودیو می توانست به سادگی مشکل را با هزینه ای بیشتر حل کند و خطوط اشتباه مکالمه ها را دوباره ضبط کند. اما برای یک استودیو نوپا در آن زمان، این مورد امکان پذیر نبود. درعوض، گانزینیک سه روز را صرف بازنویسی نوشته های داخل بازی کرد و بدین ترتیب تلاش برای بازسازی داستان موجود در دیالوگهای ضبط شده پایان پذیرفت.اما همانطور که می توانید تصور کنید، چنین کاری در بهترین حالت تجربه بازیThe Witcher 1 را نامفهوم و در بدترین حالت غیرقابل بازی می کند. به طور مثال در داخل بازی، من به فریب شخصیتی حیاتی دست زدم. اما متوجه شدم که بازی هیچ گزینه‌ای پیش روی من برای ادامه و پیشروی قرار نمی دهد. سپس فقط با جستجو در انجمن های بازی فهمیدم که باید یکی از ذخیره های قبلی را بارگیری کنم تا مسیری را که می‌خواستم طی کنم! دقت کنید! من فقط یک دیالوگ به ظاهر بی ضرر در طول مکالمه انتخاب کرده بودم. این یکی از موارد فاجعه آمیز در دل این بازی به شمار می رود.حتما با خود می گویید که کاش سی دی پراجکت رد جاه طلبی روایی خود را مهار کرده و به این ترتیب محصولی با آشفتگی داستانی کمتری پدید می آورد.  باید بگویم درواقع همین جاه طلبی که The Witcher 1 را به چنین تجربه داستانی مبهمی تبدیل می کند، در نهایت باعث شد تا سی دی پراجکت رد به هنر شاخه بندی روایت در دنباله های این سری مسلط شود.باور کنیم یا نه، این خطاهای اولیه و ابتدایی، هر راهی را برای بازسازی چنین اثری می بندد. مطمئناً، می‌توان سبک مبارزه ساده با ماوس و کیبورد در ویچر 1 را با یک سیستم مدرن‌تر، مطابق با نسخه سوم این سری جایگزین کرد. می‌توان دیالوگ‌ها را تعویض کرد، همانطور که Hangar 13 این کار را در ریمیک نسخه اول سری بازی های مافیا انجام داد. در Mafia: Definitive Edition شخصیت‌هایی که در نسخه اولیه بصورت سطحی طراحی شده بودند، عمیق‌تر شده و هرکدام روایت شنیدنی و منحصر به فردی داشتند. اما در هر دو مورد نتیجه جز چرخش چندباره به دور خود نیست. برای این نسخه نیاز به یک بازنویسی در مقیاس کامل به منظور بالا بردن ساختار روایت بازی کاملا احساس می شود.چیزی حداقل در حد و اندازه Mafia: Definitive Edition و در مقیاس عظیم تر شبیه به Final Fantasy VII Remake. اینجاست که بحث صرف هزینه های عظیم و ارزش این هزینه ها زیر سوال مطرح می گردد.صد البته که این نتیجه گیری غم انگیز است. ویچر 1، یک بازی نقش آفرینی کامپیوتری بود که به دلیل مشکلات مختلف تولید و با وجود تحسین منتقدان، هرگز بر روی کنسول‌ها منتشر نشد. بنابراین پتانسیل بسیاری در این بازی همچنان نهفته است. اگر فقط نیاز به یک بازسازی سطحی تر وجود داشت، احتمالا سی دی پراجکت رد این کار را انجام می داد. اما زمانی که بازسازی مورد نیاز بسیار اساسی و گسترده است، شاید بهتر باشد این استودیو با تصمیمی غیر منتظره (اما عاقلانه و جاه طلبانه) به جای آن یک Witcher 4 بسازد.دوستان عزیز:ضمن تشکر بابت حمایت تان، شما می توانید ادامه مطلب را از طریق این لینک در وب سایت جیجو گیم مطالعه بفرمایید.</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 12 Apr 2022 13:36:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مکس پین در بازسازی معرفی شده توسط رمدی چه چهره ای خواهد داشت؟</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D9%85%DA%A9%D8%B3-%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B1%D9%85%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-cwisy8jp3qkr</link>
                <description> قهرمان پر از درد و رنج دنیای بازی چه ظاهری خواهد داشت؟ شاید این موضوع مهمترین و با اهمیت ترین نگرانی در مورد بازسازی پیش رو نباشد اما قطعا در تجربه ما تأثیر گذار خواهد بود.این مطلب، ترجمه ی نوشته ای با همین نام در وب سایت Gamesradar می باشد.چند روز گذشته را با فکر کردن به چهره مکس پین گذرانده ام. می دانم که کمی عجیب است، اما زمانی که رمدی و راک استار در حال همکاری در بازسازی دو بازی ابتدایی از این سری بازی ها باشند؛ بسیار دور از انتظار است که فیس لیفت دیگری از این کارآگاه NYPD مشهور نبینیم.اگر به گذشته نگاه کنیم، مکس پین در دو دهه گذشته سه چهره بر تن کرده است - اگر چهره مارک والبرگ در فیلم مکس پین را درنظر نگیریم، که همان بهتر درنظر نگرفته و فراموشش کنیم. - سم لیک، کارگردان خلاق استودیو رمدی، مدل چهره مکس پین در سال 2001 بود. نتیجه تلاش استودیو برای تطبیق جاه‌طلبی‌های خود در برابر بودجه محدود تولید که حتی آنتاگونیست اصلی بازی، &quot;نیکول هورن&quot;، هم توسط مادر سم لیک به تصویر کشیده شد. با موفقیت بازی نخست، پولی به دست آمد که رمدی از آن برای انتخاب &quot;تیموتی گیبز&quot; جهت نقش آفرینی در نسخه دوم در سال 2003 استفاده کرد. یک دهه بعد، زمانی که راک استار گیمز چالش مکس پین 3 را پذیرفت، این استودیو &quot;جیمز مک کافری&quot; را به عنوان چهره پین ​​انتخاب کرد. یک تناسب طبیعی مابین صدا و تصویر، با توجه به اینکه او از زمان آغاز به کار این مجموعه، شخصیت مکس پین را صداپیشگی کرده بود.چهره مکس پین در سه نسخه از بازیکدامیک بهترین اجرا را داشتند؟ عقلم می گوید گیبز، که چهره‌ای برای هوشیاری در جستجوی عدالت داشت. اما قلبم می گوید لیک، که با آن چهره اخمو و کاریزماتیک هرگز فراموشش نخواهم کرد. البته در مورد مک‌کافری، فکر می‌کنم که او به عنوان یک کاراگاه خصوصی با پیراهن گلدار، کار فوق‌العاده‌ای انجام داد.حال مشکل این است که اکنون هیچ کدام برای مکس پین مناسب نیستند. زیرا که اگر به خاطر داشته باشید، دو بازی اول در جدول‌های زمانی غیرخطی کار می‌کنند و از طریق رویدادها به جلو و عقب می‌پرند تا تنش و پیچش های داستانی ایجاد کنند.مکس در جریان «قتل عام اقامتگاه پین» حدوداً 33 سال سن دارد و زمانی که در خیابان‌های سرد و مرموز شهر نیویورک طی وقایع این دوبازی قدم می زند، در اواخر 30 سالگی است. گیبز در حال حاضر 54 ساله و مک کافری 63 ساله است. مگر اینکه رمدی قصد تغییر اساسی شخصیت را داشته باشد، زیرا این بازیگران  توانایی پریدن بین پد های بدلکاری همراه با لباس موشن کپچر را نخواهند داشت و صد البته چهره آنها برای یک &quot; مکس پین&quot; جوان و 30 ساله مناسب نیست. در مورد سم لیک اما موضوع متفاوت است. در حالی که این مرد 52 ساله مطمئناً هنوز هم می‌تواند آن اخم و حالت صورت را بوجود آورد – و البته اخیراً دیده شده است که کت چرمی قدیمی پین را از انبار بیرون می‌کشد و کاملاً آن را تکان می‌دهد – احتمال رخ دادن این اتفاق با توجه به سمت وی (مدیریت استودیو) بعید است. صد البته که فکر کردن به آن برای ما سرگرم کننده است، اما لازم به یادآوری است که او همچنین یکی از بزرگترین استودیوهای بازی فنلاند را برای رهبری دارد.چهره جذاب سم لیک (Sam Lake) در نقش مکس پینبازسازی مکس پین و موتور نورث لایترمدی و راک استار هنوز جزئیات زیادی در مورد بازسازی مکس پین ارائه نکرده‌اند، و ممکن است استودیوها این شخصیت را به طور کامل بازسازی کنند. در حالی که گزینه پیری گیبس یا مک کافری وجود دارد (همانطور که راک استار تا حدی در برخی از صحنه های مکس پین 3 انجام داد)، حفظ درجه ای از هماهنگی بین بافت های صورت و نوستالژی، و چسباندن صورت به بدن متحرک شخص دیگری، می تواند چالشی جدی برای آنها ایجاد کند.همانطور که در بازی های کنترل (Control) و کوانتوم بریک (Quantum Break) ثابت شد، استودیو رمدی مسلماً یکی از پیشتازان صنعت بازی در ضبط حرکت و نقشه برداری چهره است. این استودیو در بازی علمی-تخیلی خود در سال 2016، کاراکترهایی کاملا شبیه به شاون اشمور، آیدان گیلن، پاتریک هوزینگر، دومینیک موناگان، لنس ردیک و دیگر استعدادهای هالیوود را به تصویر کشید، و پس از آن با حضور کورتنی هوپ که از او به عنوان یکی از بهترین بازیگران صنعت بازی یاد می شود، ماجراجویی جذابی را در بازی کنترل رقم زد.با توجه به اینکه نسخه بازسازی شده مکس پین قرار است در موتور اختصاصی این استودیو ساخته شود – که برای اولین بار جهت استفاده در کوانتوم بریک طراحی شده، در بازی کنترل بهبود یافته و قرار است ستون فقرات آلن ویک 2 باشد – منطقی است که استودیو بخواهد بازیگر جدیدی را به عنوان مکس پین انتخاب کند. فردی که بتواند بیشترین شباهت و هماهنگی با پروتاگونیست این مجموعه را داشته، و صد البته بتوانید نقش آفرینی خوبی در خیابان های سرد نیویورک و هنگام استفاده از Bullet-Time ارائه دهد.ضمن حضور راک استار در تولید این بازی - زیرا تیک-تو حقوق این آی پی را در سال 2002 به قیمت 34 میلیون دلار خریداری کرد - بعید نیست که این بازسازی به عنوان فرصتی برای معرفی این سری به نسل جدیدی از بازیکنان و سپس گسترش آن در آینده به وجود می آید. و البته با توجه به فاصله 10 ساله بین Max Payne 2 و Max Payne 3 ، مکان های زیادی برای رمدی و راک استار وجود دارد که با همکاری یکدیگر قادر به روایت آن خواهند بود.جناب جیمز مک کافری، که با صدای جادویی خود، به شخصیت مکس پین در هر سه بازی جان بخشید.هنوز مشخص نیست که مک‌کافری، صداپیشه قدیمی، باز هم صداپیشگی شخصیت را برعهده بگیرد که امیدوارم این اتفاق بیافتد. البته با توجه به همکاری وی با رمدی به عنوان رئیس ترنچ در بازی کنترل، و  توماس زین در Alan Wake ، بعید نیست که استودیو بازهم به سراغش برود. همچنین لازم به ذکر است که هر کاری رمدی در این بازسازی با مکس پین انجام دهد، در نهایت می‌تواند به گسترده تر شدن دنیای متصل رمدی (Remedy Connected Universe) که جهان‌های Alan Wake، Quantum Break و Control را به هم متصل می‌کند، بازگردد. مک کافری همچنین صداپیشگی الکس کیسی را در آلن ویک، که موضوع اولین کتاب آلن بود، برعهده داشت - یک فیلم هیجانی جنایی که مدت ها تصور می شد به طور آزاد از مکس پین الگوبرداری شده است. پس اگر دنیاهای Remedy با هم برخورد کنند، مک کافری قبلاً در آن حضور داشته است.بنابراین گرچه بازسازی مکس پین که «در حال حاضر در مرحله توسعه مفهومی قرار دارد» احتمالاً چند سال تا انتشار فاصله دارد، اما  بهتر است از همین حالا خود را برای اجتناب‌ناپذیر بودن پوشیدن چهره جدید دیگری از مکس پین آماده کنید.نظر شما در مورد بازیگر نقش مکس پین در بازسازی دو قسمت اول این مجموعه چیست؟ با حضور چه بازیگر و صدا پیشه ای در قالب این شخصیت موافق هستید؟</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Fri, 08 Apr 2022 16:47:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده بازی آنچارتد چه خواهد شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-fzjelluokaqo</link>
                <description>بازی Uncharted 4: A Thief&#x27;s End حکم پایانی بر داستان نیتن دریک داشت. اما همه می دانیم که سونی اصلا علاقه ای به پایان دادن به کل مجموعه ندارد.( این نوشتار، ترجمه متنی با همین عنوان در سایت CBR با کمی تصرف می باشد )آیا عنوان پنجم برای این مجموعه بوجود خواهد آمد؟سری بازی های آنچارتد (Uncharted) موفقیت بزرگی برای پلی استیشن به همراه داشته است. تجربه ای که به عنوان ادای احترام به ماجراهای هیجان انگیز ایندیانا جونز و میراث سینمای ماجراجویی آغاز گشت، حالا به یک فرنچایز بزرگ تبدیل شده است. به تازگی فیلمی هم بر اساس و نام همین بازی اکران و با استقبال و فروش خوبی هم همراه شد. حالا دیگر ناتان دریک به خوبی و حقیقتاً از سایه لارا کرافت بیرون آمده و مجموعه‌ای را خلق کرده است که لقبی کم‌تر از پیشگامی برای آن نمی توان متصور بود. فرنچایز آنچارتد که تحسین جهانی را به خود اختصاص داده و فروش گسترده ای را به ارمغان می آورد، یکی از IP های انحصاری کلیدی در تضمین برتری پلی استیشن 3 و 4 در جنگ کنسول ها بوده و هست.حالا اما آینده سری بازی (اگر واقعاً وجود داشته باشد) فعلا نامشخص است. شایعاتی در مورد احتمال وجود و ساخت نسخه جدید منتشر شده است، اما با توجه به اینکه Uncharted 4 در سال 2016 تماماً به سفرهای خارق‌العاده نیتن دریک پایان داده است، مشخص نیست که هر نوع دنباله‌ای در صورت وجود به چه شکل خواهد بود. آیا دنباله ای مستقیم بر شخصیت های اصلی این مجموعه ساخته خواهد شد و یا همانند نسخه میراث گمشده (The Lost Legacy) داستان شخصیت های فرعی را دنبال خواهد کرد. بهرحال، هر اتفاقی که بیفتد، بعید است که ناتی داگ، استودیو سازنده این مجموعه بازی بخواهد اجازه دهد چنین آی پی محبوب و سودآوری بی سر و صدا به افسانه تبدیل شود.اولین و کوچکترین احتمال، عدم انجام هر کاریست. با پایان رضایت‌بخشی که داستان ناتان در آنچارتد 4 داشت، ناتی داگ به سادگی می‌تواند تصمیم به پایان دادن این مجموعه در همینجا که بهترین مکان ممکن است، بگیرد. با توجه به اینکه آن‌ها دیگر بر روی فرنچایز کرش بندیکوت کار نخواهند کرد و روی پروژه‌های دیگر (بخوانید لست آف آس ها) سرگرم هستند؛ با انتقال احتمالی فرنچایز به دنیای سینمایی، Uncharted به عنوان یک مجموعه بازی ممکن است با A Thief’s End بسته شده باشد. گرچه فیلم آنچارتد از نظر منتقدان موفقیت آمیز نبود، اما با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شد و درآمد کافی برای حفظ سودآوری این سری به دست آورد.دوستان عزیز:ضمن تشکر بابت حمایت تان، شما می توانید ادامه مطلب را در وب سایت جیجو گیم مطالعه بفرمایید.</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 05 Apr 2022 11:12:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرویس اسپارتاکوس: ادغام دو سرویس قدیمی پلی استیشن، یا پیشنهادی جدید؟</title>
                <link>https://virgool.io/jijugame-magazine/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D8%AF%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-gtvpf7l9n27d</link>
                <description>پلی استیشن پلاس قبلا بخش بسیار مهمی را در اکوسیستم پلی استیشن ایفا می کرد. این سرویس پیشگام در ابتدا با بازی های رایگان ماهانه و فضای ذخیره سازی ابری، جزئی جدا نشدنی از پلتفرم پلی استیشن بود که هر گیمری برای تجربه و لذت واقعی بازی، ناچار به تهیه آن بود. و صد البته محتوای آن بسیار بیشتر از قیمتش به نظر می رسید.من هم بسان دیگر گیمر ها زمان زیادیست که مشترک پلی استیشن پلاس هستم. برای بنده که اهل بازی های آنلاین هم نیستم ، پلی استیشن پلاس با رایگان کردن بازی های جذاب (بخوانید بازی های ایندی) مکانی بود برای تجربه هایی خاص. اما، اخیراً، این سرویس ارزش کمتر و کمتری را در مورد چیزی که زمانی یک سرویس اشتراک ضروری بود، ارائه می دهد. بازی‌های رایگانی که زمانی صبورانه منتظر می‌شدم تا هر ماه آن‌ها را تجربه کنم، اغلب ناامیدکننده هستند و این محتوای اصطلاحاً جایزه تا حد زیادی استفاده نشده باقی مانده است. بطوریکه چند ماه است که فراموش می‌کنم رایگان‌های پیشنهادی را دانلود کنم. البته تجربه بازی های چند نفره آنلاین تنها مزیت باقی مانده در این سرویس است. مزیتی که برای من لااقل مزیت محسوب نمی شود.این نا امیدی زمانی برایم بیشتر می شود که در سمت مقابل و در پلتفرم دیگر سرویسی همانند گیم پس را می بینم. سرویسی که بهشت افرادی همانند من است. عاشق تجربه های تک نفره، مشتاق به تجربه عناوین مختلف، و مهم تر از همه با بودجه محدود.یک طرفدار سینه چاک، اما ناامیدچند سال قبل، زمانی که پس از مدت ها موفق به خرید کنسول شدم. اشتراک پلی استیشن پلاس بسیار ضروری به نظر می رسید. در زمانی که بازی های اصطلاحاً ظرفیتی به مانند امروز فراوان نبودند، و قیمت دیسک های بازی هم حتی به صورت کارکرده برایم بسیار گران تمام میشد، سرویس پلی استیشن پلاس با بازی های رایگان هر ماه، که اکثراً عناوین بزرگی بودند، من را از خرید بازی بی نیاز می کرد. در کنار عناوین بزرگ و بلاک باستر، سونی معمولا بازی های ایندی محبوبی را هم به مشترکان پلاس هدیه می داد که گاهی ارزش تجربه آنها از عناوین AAAبیشتر بود.اما زمان گذشت و به سرعت به امروز رسیدم. در حالیکه بسیار خوش شانس هستم که یک پلی استیشن 5 دارم، اما سرویسی که زمانی یک ضرورت به نظر می رسید، قدیمی شده است. حالا دیگر به کتابخانه پرتعداد بازی های خود افتخار می کنم، گرچه فقط ارزش کلکسیونی دارند، کمتر مایل به تجربه این عناوین چند وقت اخیر آن هستم.بیایید راجه به پیشنهاد جدید این سرویس برای دارندگان کنسول پلی استیشن 5 صحبت کنیم. بخشی با نام PS Plus Collection که برای خریداران کنسول جدید سونی یک مزیت بزرگ به شمار می آید. عناوین مشهور و محبوب کنسول نسل قبل سونی در قالب یک پکیج به صورت رایگان تقدیم خریداران پلی استیشن 5 می شود و فقط کافیست بر روی کنسول نسل جدید سرویس پلاس را خریداری کنند. چه موهبتی بالاتر از این؟! آنچارتدها، بلادبورن، خدای جنگ، و حتی عناوین ترد پارتی محبوبی همانند رزیدنت ایول 7، بازسازی سه گانه کرش بندیکوت، مانستر هانتر و ... همگی فقط و فقط با 10 دلار!! عالی به نظر می رسد، نه؟!خیر، اصلا هم عالی نیست، چون همگی این عناوین را بعد از سال ها به طرق مختلف تجربه کرده ام.  چه اینکه قبلا هم به صورت رایگان عرضه شده اند، و چه با اجاره و رفاقتی و تعویض دیسک و ...بله، درست متوجه شدید. این امکان برای تازه واردان به پلتفرم سونی عالی به نظر می رسد اما ای سونی، ای پادشاه بازی های تک نفره؛  برای من و امثال من که از طرفداران سینه چاک کنسول هایت هستیم، چه داری؟!حالا و در این بازار کساد سرویس پلاس، رقیب قدرتمند (اگر با توجه به عملکرد، آن را رقیب به حساب بیاوریم) جولان می دهد. فقط کافیست نگاهی به بازی های عرضه شده بر روی این سرویس بیاندازید تا پیچ و مهره های فکتان شل شود. چه از عناوین قدیمی جذاب صحبت کنیم و چه از عناوین ایندی جذاب تر، همگی فقط و فقط با خرید یک اشتراک ساده در دسترستان قرار می گیرد. سرویسی که با خرید زنیمکس و صاحب شدن بتسدا، پربارتر هم شده و حالا با خرید اکتیویژن – بلیزاد به عرش خواهد رسید. اگر هنوز موفق به ثابت نگه داشتن فک تان شده اید، باید بگویم که تمام بازی های استودیو های ایکس باکس ( بله، بتسدا و اکتیویژن و بلیزارد را هم شامل می شود) از روز عرضه در این سرویس قرار خواهند گرفت. حالا فک تان افتاد یا نه؟!با سیاست بسیار هوشمندانه ایکس باکس و مشخصاً فیل اسپنسر، رئیس ایکس باکس؛ حالا اگر گیمر جدید باشید، با کتابخانه عظیم از بازی های قدیمی و شاخص ایکس باکس مواجه خواهید شد که ارزش تجربه فراوانی دارند. و اگر نظیر بنده از خوره های بازی باشید هم با تجربه عناوین روز و فوق العاده، هر روز با این پلتفرم پیوند خود را عمیق تر خواهید کرد.حفظ یک میراثصد البته ایکس باکس با توجه به قدرت نرم افزاری که از آن بهره مند است (داریم در مورد مایکروسافت کبیر صحبت می کنیم) توانسته تا میراث چندین ساله خود را بر روی یک سرویس جمع کند. موردی که سونی و پلی استیشن از آن بی بهره اند. منظورم میراث نیست که همگی می دانیم پلی استیشن چه آرشیو بزرگی از عناوین و افتخارات را داراست. منظورم دقیقا ضعف نرم افزاری و یا هر مشکل دیگری ست که مانع تجربه آثار پلی استیشن 1 و 2 و 3 برایمان می شود.گرچه خنده دار به نظر می رسد اما بیایید فرض کنیم که بر روی پلی استیشن 5 بتوانیم دیسک های پلی استیشن 2 را هم اجرا کنیم! غیر از برخی کلکسیون داران، مابقی بازیکنان با دیسک ها قدیمی به کنسول جدید هجوم خواهند برد. و صد البته در کنار تجربه چندباره عناوین قدیمی، بازی های جدید را نیز خریداری خواهند کرد. این سیاستی است که ایکس باکس روی آن سرمایه گذاری کرده و به نتیجه رسیده است.کورسوی امیدچند وقتی است که شایعه ظهور یک سرویس جدید از سمت پلی استیشن برای رقابت با گیم پس و تزریق روحی دوباره به کالبد سرویس های قدیمی، شنیده می شود. سرویسی که ظاهرا قرار است سرویس پلاس و پلی استیشن ناو را با هم ترکیب کند. اما من برای امید دوباره به این سرویس و خریداری دوباره اشتراک نیاز به موارد وسوسه انگیز بیشتری دارم. اگر تنها هدف تغییر نام دو سرویس و ادغام هر دو با هم است، که چه نیازی به این کار است؟فارغ از آن، من به سادگی یک کپی و چسباندن Game Pass برای پلی استیشن نمی خواهم و صادقانه بگویم، این سبک و سیاق سونی نیست. اگرچه انحصاری های پلی استیشن در روز اول مانند سعادت (از مدل دنیوی) به نظر می رسد، اما من این سعادت را نمی خواهم. الماسی که با قیمت پایین در دسترس باشد، دیگر الماس نخواهد بود!طبق گزارش بلومبرگ، سونی به زودی از سرویس جدید خود رونمایی می کند. سرویسی که شامل بازی های مدرن و قدیمی این پلتفرم خواهد بود. بخش اول این خبر زیاد هیجان انگیز نیست، چیزی که تا بحال بر روی سرویس پلاس هم مشغول تجربه آن بودیم. اما بخش دوم که مربوط به بازی های قدیمی می شود، کمی وسوسه انگیز است. چرا که موافق باشید یا نه، پلی استیشن ناو در انجام آن (بصورت کامل) کمی ناتوان بود.به عنوان کسی که اکثر عناوین کنسول های نسل قبلی پلی استیشن را بازی کرده، این پیشنهاد برایم فوق العاده جذاب است، چرا که حالا می توانم بر روی کنسول پلی استیشن 5 خود و بدون دغدغه بیرون آوردن کنسول خاک خورده، به تجربه دوباره عناوین کلاسیک مشغول شوم. چه بسا گیمرهایی که در زمان انتشار بازی هایی نظیر: کرش ریسینگ، وایپ اوت، رزیدنت ایول های اصلی، گاد آف وار 1 و ... هنوز به دنیا نیامده بودند و حالا فرصت تجربه آنها را پیدا می کنند.نینتندو اخیراً با آوردن مجموعه بازی‌های N64خود به سوییچ موفق شده است و آن را به کتابخانه‌ای از بازی‌های NESو SNES اضافه کرده است. اتفاقی که به بازیکنان فرصت تجربه بازی‌های اصلی و قدیمی Zeldaرا برای اولین بار می دهد.علاوه بر این، سونی می‌داند که تقاضا برای بازی‌های قدیمی‌ترش وجود دارد؛ واکنش شدید گیمرها هنگام اعلام برنامه‌های سونی جهت تعطیل کردن فروشگاه‌های PS3 و Vitaرا فراموش نکرده ایم. واضح است که تمایل به دسترسی به بازی‌های قدیمی وجود دارد و گنجاندن آنها در یک بسته اشتراک می‌تواند به سونی اجازه دهد تا فروشگاه‌ها را تعطیل کند و از منابع آن جهت تقویت سرویس کنونی سود ببرد. یک بازی دو سر برد برای ناشر و استفاده کننده.ظاهرا زمان زیادی تا رونمایی سونی از سرویس جدید پلی استیشن باقی نمانده است. امیدواریم سونی، که حالا با فروش بسیار خوب فیلم هایش (بخوانید مرد عنکبوتی) به سود قابل توجهی رسیده، برای باقی ماندن در بازی اشتراک ها و سرویس ها هم حرکتی معقول انجام دهد.اگر قرار به فروش سرویس جدید در سه سطح مختلف هستیم، لااقل برای هر سطح از این سرویس، مزایای قابل توجهی باید قرار بگیرد. بطور مثال قرار گرفتن بازی های ایندی مشهور (نظیر: سلست، ریترنال و ...) بر روی سطح ابتدایی این سرویس، در کنار مزیت همیشگی بازی های آنلاین میتواند پیشنهاد خوبی باشد.حضور هرچند کوتاه بازی های AAAبر روی سطح دوم این سرویس و صد البته حضور لیستی پرشمار از بازی های محبوب نسل های قبل (با قابلیت دانلود)، در کنار حضور بازی های ایندی از زمان عرضه در سطح دوم این سرویس می تواند پیشنهاد خوبی (لااقل از دید من) باشد.و سطح سوم و گران تر این سرویس باید عالی باشد. فراموش نکنیم که در پلتفرم رقیب حالا سرویسی با قیمت مشابه و پیشنهادات فک برانداز حضور دارند. پس سونی باید برای این سطح کمی خساست را کنار گذاشته و پیشنهادات جذابی ارائه دهد.خوب یا بد، امیدوارم سرویس جدید و حرکت جدید سونی، باعث تحولی مثبت در صنعت بازی های ویدیویی گردد. چرا که این تحرکات همگی باعث بهتر شدن تجربه گیمینگ ما بازیکنان فارغ از هر پلتفرمی که در اختیار داریم، خواهد شد.</description>
                <category>مجله خبری جیجوگیم</category>
                <author>حامد گرگان</author>
                <pubDate>Tue, 29 Mar 2022 14:12:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>