<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مجله جوکر</title>
        <link>https://virgool.io/joker-review/feed</link>
        <description>در این بخش به تحلیل و بررسی شخصیت و کاراکتر جوکر می پردازیم و دیدهای مختلف رو درمورد این شخصیت ضد قهرمان بررسی می کنیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:51:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/f1elg1yuvljk/farzco.png</url>
            <title>مجله جوکر</title>
            <link>https://virgool.io/joker-review</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره فیلم جوکر، ساخته تاد فیلیپس</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%BE%D8%B3-qgymts1pyc0w</link>
                <description>فیلم جوکر تصویری بروز از وضعیت جامعه آمریکا ارائه می دهد. تصویری بدون روتوش، ظاهرا عاری از شعار، و خصوصا متمرکز بر شیوه زندگی در شهرهای بزرگی همچون نیویورک. تم کلی فیلم روانشناختی است و روند تبدیل شدن نقش اول آن را به شخصیتی نشان می دهد که سابقا در سری فیلم های بتمن به عنوان نقش منفی می شناختیم. شخصیتی سادیستی اما ذکی و زیرک که هیچ انگیزه ثانویه ای برای بزهکاری های خود نداشته، بلکه با هدف حظ کشی از جنایات خود به آنها دست می زند.ما همیشه عادت داشته ایم شخصیت جوکر را بی چون و چرا به عنوان خلافکاری منفور اما سرسخت بپذیریم که نهایتا باید توسط قهرمانی همچون بتمن شکست داده شود (لااقل بینندگان آمریکایی معمولا اینطور بوده اند). اما جوکری که در سال 2019 روی پرده آورده شده از زاویه ای دیگر به این شخصیت می نگرد. این بار ما انسان بی گناه و زحمت کشی را می بینیم که به انحاء مختلف مورد ظلم و ستم قرار می گیرد. او در افکار کودکانه خود از اینکه از مادر پیرش نگهداری می کند خرسند است و احساس غرور می کند. تصور می کند این مطلب او را در زمره نیک صفتان جامعه قرار داده و دیگران او را انسانی دلسوز و مسئولیت پذیر می بینند. اما به مرور متوجه می شود اینطور نیست و در واقع همه او را به دیده تحقیر نگاه کرده و ارزشی برای وی قایل نیستند. از ابتدای فیلم متوجه می شویم او به نوعی بیماری عصبی دچار است که باعث می شود نتواند خنده های خود را کنترل کند. هر وقت در برخوردهای اجتماعی اش با نوعی محرک عصبی مواجه می شود بی اختیار دچار حمله خنده و قهقه های ممتد می شود. از آنجا که دیگران از این موضوع اطلاع ندارند این خنده ها گاهی موجب دردسر وی هم می شود. مادرش به او گفته که از زمان تولد همینطور بوده و این خنده ها هیچ اشکالی ندارد. اما نهایتا در اثر سلسله ای از وقایع در می یابد که وقتی کودکی کم سن و سال بوده، دوست پسر مادرش او را با وجود سن کمی که داشته مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار می داده و مشکل عصبی او در اثر ضربه شدیدی که به سرش وارد شده بروز کرده است. علاوه بر این، بطور اتفاقی متوجه می شود که گویا مردی که کاندیدای اول انتخاب برای مقام شهرداری شهر آنها است همان پدر گمشده اش است. این مطلب را از مادرش می شنود و تصمیم می گیرد به دیدار پدرش برود. در حالی که وجودش پر از احساسات و عشق به پدرش است، طی وقایعی متوجه می شود نه تنها آن مرد پدرش نیست، بلکه مادرش هم او را از سر راه پیدا کرده و حتی مشخص نیست مادر واقعی اش چه کسی است.به دلیل مشکل عصبی و روانی که داشته، بطور مرتب با پرستاری ملاقات می کرده که داروهای مورد نیاز وی را در اختیارش می گذاشته است. داروهایی که گویا از طریق دیگری نمی توانسته تهیه کند. اما مدیران شهری جدید بودجه خدمات درمانی را قطع کرده و او از دریافت این داروها محروم می شود. طبیعتا به همین دلیل مصرف داروها را هم متوقف می کند.زن سیاه پوست جوان در همسایگی آپارتمان آنها زندگی می کرده که جوکر وی را اولین بار در آسانسور ساختمان می بیند. چون زودتر سوار آسانسور شده بود جلوی بسته شدن در را می گیرد تا آن زن جوان هم سوار شود. در حالی که آسانسور در حال بالا رفتن بود نیم نگاهی به دختر می اندازد و در مقابل دختر هم به او لبخندی تحویل می دهد. گویا همان لبخند باعث می شود جوکر عاشق این دختر شود و او را زیر نظر بگیرد. جایی از فیلم می بینیم که دختر در آپارتمان جوکر را زده به او می گوید که متوجه شده تعقیبش می کند. با لحن نرمی صحبت کرده و به قول خودمان به جوکر پا می دهد. از آن به بعد در موقعیت های مختلف زن جوان را میبینیم که همراه جوکر است. مثلا وقتی مادر جوکر مریض شده دختر با او به بیمارستان آمده و دلداری اش می دهد.اما نهایتا وقتی جوکر متوجه می شود که فرزند واقعی مادرش نیست تصمیم می گیرد مادر را به قتل برساند و سپس به آپارتمان زن جوان رفته و آنجا همچنین متوجه می شود که در تمام مدت در توهم بوده و هرگز رابطه ای با آن زن جوان هم نداشته است. به عبارت دیگر ما داستان مردی را مشاهده می کنیم که احتمالا حرامزاده است، نه پدرش را می شناسد و نه مادرش را. در کودکی مورد سوء استفاده های جسمی و روحی قرار گرفته، در تمام طول عمر دروغ شنیده، اطرافیان تحقیرش می کنند، از کار بیکار شده، در جامعه توسری و کتک خورده، و از طرفی هم به دلیل قطع شدن بودجه بیمه و خدمات درمانی عمومی با وجود بیماری حاد روانی به حال خود رها شده است. همه اینها دست به دست هم می دهد تا جنایت های جنون آمیز وی رنگ و بوی عدالت خواهی و شور انقلابی به خود بگیرد. مضافا اینکه این انسان را در بستر جامعه ای می بینیم که شدیدا مستعد چنین انقلاب و عصیانی است. زیرا مشاهده جنایت های او به جای ایجاد انزجار، دیگران را به وجد آورده و شهر به آشوب و اغتشاش کشیده می شود.در نگاهی کلی تر، جوکر در ادامه روندی در سینمای آمریکا است که شخصیت های منفی را چهره ای قرمانانه، و قهرمانان کلاسیک را به صورت افرادی منفور و بازنده نشان می دهد. بعنوان مثال، همین مطلب را در فیلم ملفیسنت (Maleficent) دیدیم که جادوگر و ابلیس بد طینت داستان کلاسیک زیبای خفته را بصورت موجودی دلسوز و مظلوم نشان داده، و شاهزاده قهرمانی که زیبای خفته را با بوسه ای از خواب بیدار کرد را بصورت مردی حسود و ضعیف النفس ارائه داد.جوکر محصول آمریکای امروز است که از طرفی عظمت و شوکت و جلال دوران های گذشته را از دست داده، و از طرفی هم دچار شرایط سیاسی و اجتماعی پر تنش و پر آشوبی است که در آن گروه های سیاسی مختلف با سوار شدن بر موج های نارضایتی عمومی از یکدیگر باج می گیرند. نظم اجتماعی که طی چند دهه جامعه آمریکا را همگرا کرده بود از میان رفته و نتیجتا آن جامعه با خواسته ها و منافع طبقاتی و اجتماعی متضاد واگرا شده است. از یک سو عده ای خواستار باز گرداندن آمریکا به عظمت سابق هستند، که نمود آن را در شعار معروف دونالد ترامپ (Making America great again!) مشاهده می کنیم. از سوی دیگر عده ای با در اختیار داشتن رسانه ها و صنعت سینما به دنبال لجن مال کردن گذشته هستند تا به این ترتیب در مقابل گروه اول قد علم کنند. از این منظر می توان درک کرد که چرا باید قهرمانان سابق در داستانهای آمریکایی اینطور ذلیل شده، و در مقابل شخصیت های منفی و اهریمنی به درجه قداست و شکوه و عظمت انقلابی ارتقا داده شوند.</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>سپهر سمیعی</author>
                <pubDate>Wed, 05 Aug 2020 15:32:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی کامل فیلم جوکر ( Joker ) - جنایت‌کاری دوست‌داشتنی!</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/joker-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-wy1juaz2ghel</link>
                <description>سلام خدمت همراهان ویرگولی عزیز؛ امیدوارم حال‌تان خوب باشد.امروز با اولین نقد و بررسی اردیبهشت ماه 99 همراهتان هستم و قصد دارم یکی از فیلم‌های منتخب شما، یعنی Joker را بررسی کنم. معرفی فیلم:سال انتشار: 2019موضوع: درام / جناییکارگردان: تاد فیلیپسبازیگر سرشناس: خواکین فینیکسمدت: 2:00رده سنی: (17+) Rخلاصه داستان: آرتور فلک (خواکین فینیکس) بیماری روانی هست که با مادرش در محله فقیر نشین گاتهام زندگی می‌کند. او در یک شرکت سرگرمی مشغول به کار است و در حین کار، با مشکلات بسیاری از جانب مردم و همکاران مواجه می‌شود. اما یک روز...پوستر رسمی فیلم Joker 2019*توجه: این نوشته، داستان فیلم را لو نمی‌دهد؛ با خیال راحت مطالعه کنید...نقد و بررسی فیلم:فیلم جوکر، یکی از مشهورترین و پرحاشیه‌ترین فیلم‌های سال 2019 بود و موفق شد جوایز بسیاری کسب کند. در ادامه سعی دارم به دور از این حواشی، به بررسی و نقد کامل این اثر بپردازم؛ شما هم لطفا به حواشی کار نداشته باشین و بنده را همراهی کنید.فیلمنامه: این فیلم، فیلمی مستقل از دنیای ابرقهرمانی پیش از خود هست و جهان جدیدی را به ما معرفی می‌کند؛ درنتیجه از فیلمنامه‌ای با فضایی جدید برخورددار می‌باشد. در Joker 2019 برخلاف داستان‌های قبلی که یا پیشینه‌ای از جوکر ارائه نمی‌کردند و یا دلیل تبدیل شدن او به شرورترین فرد گاتهام را افتادن در مخزن اسید می‌دانستند(!)، ما با داستانی واقع گرایانه و چندین مرتبه قابل‌باورتر از موارد قبلی، مواجه‌ایم.لازم می‌دانم موضوعی را همین جا بیان کنم: برخلاف تصور اکثر افراد، این فیلم، فیلمی ابرقهرمانی نیست و قرار هم نبوده که باشد! بلکه از موضوعات ابرقهرمانی و شخصیت‌هایش برای بیان داستانی نو و انتقال پیامش استفاده می‌کند و بیشتر یک درام اجتماعی محسوب می‌شود. پس بهتر هست که با انتظار درستی به تماشای فیلم بنشینیم.در فیلم، استفاده از نمادها در همه جا به چشم می‌خورد و برای فهمیدن‌شان باید کمی دقت کنیم. مثلا آرتور نماد بیماران روانی که جامعه آنها را طرد کرده، هست (البته خیلی‌ها با بنده مخالف هستند و فکر می‌کنند او نماینده قشر فقیر بود؛ اما اگر کمی در نشانه‌هایی که فیلم به ما می‌دهد دقت کنیم، متوجه اصل قضیه می‌شویم). یا مثلا مردم فقیر گاتهام که دست به شورش می‌زنند، نماد قشر وسیعی از جوامع این روزها هستند که با مشاهده فقر و تبعیض، تبدیل به بشکه باروتی شده‌اند که حتی با کبریتی اشتباه و نامرتبط (مثل یک بیمار روانی) منفجر می‌شود!حتی خود آرتور هم تعجب کرده که چرا ملت ریختن بیرون و تظاهرات راه انداختن!!فیلم Joker از دیالوگ نویسی خوبی برخورددار هست و در این زمینه موفق بوده؛ اما در برخی صحنه‌ها همین اتکای بیش از حد بر روی دیالوگ‌ها کار دست فیلم می‌دهد و دچار شعار زدگی می‌گردد؛ مانند قسمت صحبت‌های آرتور در شوی تلوزیونی.همچنین، شاهد شخصیت پردازی بسیار خوبی بر روی کاراکتر آرتور هستیم؛ به شکلی که می‌توانیم با یکی از مخوف‌ترین خلاف‌کاران جهان سینما، احساس همذات پنداری کنیم و او را دوست داشته باشیم(توجه کنید که احساس دلسوزی نسبت به جوکر، الزاما نقطه ضعف نیست؛ حتی از نظر من نقطه قوت فیلم به حساب می‌آید). این شخصیت‌پردازی فوق‌العاده به کمک بازیگری و فیلمبرداری کم‌نظیر فیلم صورت می‌گیرد. در ادامه مفصل‌تر به بررسی این مورد می‌پردازیم.در مجموع فیلمنامه Joker، ایده‌های جدیدی دارد و نقطه قوت فیلم محسوب می‌شود.کارگردانی:تاد فیلیپس با کارگردانی Joker نشان داد که توانایی بالایی دارد و خود را چند پله از آثار قبلی که ساخته بود، بالاتر کشید. او به شکلی واضح از فیلم‌های «راننده تاکسی» و «سلطان کمدی» الهام گرفته و حتی در برخی صحنه‌ها، میزانسن‌های فیلم را تا حد زیادی شبیه به این دو فیلم چیده. البته این الهام‌گیری نقص به حساب نمی‌آید، چون الهام‌گیری با کپی برداری تفاوت بسیار دارد. درضمن، به‌نظر من در برخی زمینه‌ها Joker بهتر از این دو فیلم عمل کرده.تاد فیلیپس و خواکین فینیکستاد فیلیپس در کارگردانی فیلم، به جزئیات توجه خوبی داشته و توانسته با رعایت جزئیات، پیام‌های خود را به شکلی جالب به بیننده برساند. در این باره چند مثال می‌زنم:1-وقتی آرتور توسط بچه‌ها کتک می‌خورد، پس از رفتن آنها، به شکل ناخودآگاه با دستانش از اندام جنسی خود حفاظت می‌کند. در همین حال از گل روی سینه‌اش آب می‌چکد. کارگردان در این پلان، به زیباترین شکل ممکن، به موضوع آزارجنسی دیدن آرتور در کودکی اشاره می‌کند:آرتور هنگام کتک خوردن، سعی دارد از اندام جنسی‌اش حفاظت کند؛ اشاره‌ای به گذشته او2- باز هم در همان صحنه قبلی، هنگامی که آرتور به شکلی ناجوانمردانه کتک خورده و در حالی که از درد به خود می‌پیچد، صدای آژیر پلیس را می‌شنویم. کارگردان می‌خواهد به ما بگوید قانون بی‌مصرف و به درد نخور (صدای آژیر استعاره‌ای از سیستم قانونی هست)، آنجایی نیست که باید باشد و فقط بلد هست شعار بدهد و با روشن کردن آژیر، بگوید: «من هم وجود دارم!». اما این قانون، واقعا کار خاصی انجام نمی‌دهد.3- هنگامی که توماس وین (نماد قشر پولدار و پرنفوذ؛ مثل ترامپ) به تلوزیون می‌آید و قشر ضعیف جامعه را محکوم کرده و «دلقک» خطاب می‌کند، تاد فیلیپس، توجه ما را به دنده‌های بیرون زده آرتور از گرسنگی و فقر جلب می‌کند:درست هنگامی که قشر ثروتمند، قشر فقیر را محکوم می‌کند، با دنده‌های بیرون زده آرتور مواجه می‌شویم4- در اواخر فیلم، باری دیگر به ناکارآمدی قانون و شکننده بودن آن اشاره می‌شود. هنگامی که جوکر بر روی کاپوت ماشین پلیس (نماد قانون) - که تصادف هم کرده و از دور خارج شده- می‌ایستد و همانجا به شکل خاص خود می‌رقصد، کارگردان به ما می‌گوید: اگر دولت‌ها به همین شکل پیش بروند، سرانجام، مردم به دنبال دیوانه‌ای می‌افتند و سیستم ناکارآمدشان را از دور خارج می‌کنند!رقص جوکر بر روی ماشین پلیس؛ نمایش زیبای پیروزی مردم بر قانون ناکارآمد به رهبری یک دیوانه!در چهار مثال قبل، دیدیم که تاد فیلیپس، در اکثر مواقع، با ظرافتی ستودنی و با استفاده مناسب از نمادها، به دور از فریاد زدن شعارهایش، پیام را منتقل می‌کند. او آنقدر این کار را تمیز و زیرپوستی انجام می‌دهد که شاید خیلی‌ها اصلا متوجه‌ این جزئیات نشوند!فیلیپس به طور کلی در چیدن میزانسن‌ها و به خصوص نورپردازی، به خوبی عمل کرده. مثلا در صحنه‌های مترو و رقص دست‌شویی با ایجاد نورپردازی فوق العاده و قطع و وصل شدن نور، فضای متلاطم و هماهنگ با جریان فیلم ایجاد می‌کند.البته چند ایراد جزئی نه‌چندان مهم در کارگردانی وجود دارند؛ از جمله:در صحنه‌ای، آرتور با ماشین تصادف می‌کند و آخ هم نمی‌گوید! (مگه فیلم هندیه؟!)آرتور خیلی راحت به توماس وین و پسرش دسترسی پیدا می‌کند (شما فرض کن راحت بری سراغ ترامپ و پسرش! نمیشه دیگه!)شاید متوجه این یکی نشده باشید؛ اما در قسمت مشهور رقصِ پله، جوکر ته سیگارش را دور می‌اندازد اما چند لحظه دیگر باز هم آن را در دست دارد! این عدم حفظ راکورد، اذیت کننده هست.در انتها، کارگردانی فیلم جوکر در سطحی بسیار خوب قرار دارد و شاهد عملکرد مناسبی از تاد فیلیپس هستیم.فیلمبرداری و تدوین:در فیلم Joker شاهد فیلمبرداری و تدوینی فنی و بسیار خوب هستیم که همین موضوع باعث افزایش جذابیت‌های بصری و همراه شدن ما با فیلم، شده است.در طی فیلم، دوربین دائما درحال حرکت هست و کم پیش می‌آید ساکن باشد. علاوه بر این، به شکلی به‌جا از فیلمبرداری روی دست استفاده شده که این دو مورد در کنار هم، ما را به بینند‌ای پویا و غیرمنفعل تبدیل می‌کند تا با اشتیاق بیشتری در داستان غرق می‌شویم.درضمن، فیلمبرداری، تاثیر بسیاری در شخصیت پردازی آرتور دارد و در این زمینه فوق‌العاده عمل کرده. دوربین با حرکات و زاویه‌بندی مناسب خود و نزدیک و دور شدن‌اش، باعث ایجاد ارتباطی عمیق بین ما و جوکر می‌شود. در این باره دو مثال می‌زنم:نمونه‌ای از نزدیک شدن دوربین از پشت سر؛ آن هم در حالی که ستون فقرات و کتف بیرون زده (نماد فقر) و رد کبودی ناشی از کتک خوردن (نماد تحت ظلم جامعه قرار گرفتن) به ما نشان داده می‌شود. کارگردان به بهترین شکل ممکن کاری می‌کند که برای آرتور دل بسوزانیم و او را دوست داشته باشیمنمونه‌ای دیگر از حرکت دوربین به سمت آرتور و با حفظ زاویه eye angel: بهترین روش برای القای حس همذات‌پنداری در بینندههمچنین در طی فیلم ، شاهد چند قاب‌بندی خلاقانه و تحسین برانگیز هستیم که فیلم را دیدنی‌تر می‌کنند. مثلا:در صحنه‌ای که آرتور بین تماشاچیان برنامه تلوزیونی نشسته، به کمک عملکرد خلاقانه کارگردان و بدون کات خوردن قاب اصلی، عمق فوکوس از روی آرتور به تلوزیون استودیو تغییر می‌کند و ادامه ماجرا را از روی آن صفحه نمایش می‌بینیم :نمونه‌ای از قاب بندی خلاقانه در فیلم جوکریا در صحنه‌ای دیگر، فیلمبردار، به زیبایی از دید آیینه استفاده می‌کند. چنین مواردی جذابیت بصری فیلم را شدیدا افزایش می‌دهند:استفاده جالب از دید آیینهعلاوه بر قاب‌بندی‌های مبتکرانه، در فیلمبرداری جوکر، به شکلی مناسب به زاویه‌بندی دوربین توجه شده و باعث القای به موقع حس تحقیر و یا قدرت، می‌شود.مثلا هنگامی که آرتور در تلوزیون تحقیر می‌شود، با زاویه low angel (دید بالا به پایین) آرتور را می‌بینیم و تحقیر شدن‌اش را حس می‌کنیم.یا هنگامی که او به خانه دوست دخترش می‌رود، دوربین در وضعیت high angel (دید پایین به بالا) قرار می‌گیرد و آرتور، فردی قدرتمند و ترسناک به تصویر کشیده می‌شود که کاملا با فضای آن لحظات، هماهنگ هست و بر اثرگذاری فیلم، می‌افزاید:استفاده از دید پایین به بالا برای قدرتمند و خطرناک نشان دادن جوکراین فیلم در تدوین هم بسیار قوی ظاهر شده و با تدوین خوب خود، باعث ایجاد تجربه‌ای بهتر در تماشایش می‌شود. دو مثال برای اشاره به تدوین قابل ستایش این اثر می‌آورم:در Joker، شاهد چند انتقال پلان خلاقانه هستیم که نشان‌دهنده عملکرد خوب و هماهنگ کارگردان و گروه تدوین هست. مثل انتقال پلان زیبای بین صحنه دستشویی و یخچال! :نمونه‌ای از انتقال پلان خلاقانه در فیلمیکی از بهترین نمونه‌های تدوین در فیلم‌های 2019، تدوین صحنه آمبولانس در فیلم جوکر بود. در این صحنه، به زیبایی تمام، پلان‌هایی نسبتا کوتاه کات می‌خورند و با تدوین مناسب، تمرکز نگاه مخاطب حفظ می‌شود (برای دوستانی که درباره «حفظ تمرکز نگاه» نمی‌دانند: پیشنهاد میکنم این صفحه را مطالعه کنید):تدوین فنی و ستودنی در صحنه آمبولانس؛ حفظ تمرکز نگاه (با وجود کات خوردن، نقطه اصلی تمرکز نگاه مخاطب - که در اینجا دایره قرمز هست- تغییر نمی‌کند)علاوه بر اینها، شاهد صداگذاری و افکت‌های صوتی به جایی در فیلم هستیم. مانند صدای زنگ ممتد و گوش‌خراش، پس از اولین شلیک‌های جوکر یا شنیدن صدای تق تق در صحنه لبخند تدریجی آرتور در دفتر رئیس.البته جلوه‌های ویژه در برخی صحنه‌ها چنگی به دل نمی‌زنند؛ مثلا خون‌هایی که آخر فیلم به دیوار می‌پاشند، کمی مصنوعی به نمایش درآمدند.جوکر از فیلمبرداری و تدوین فوق‌العاده و تحسین برانگیزی بهره می‌بردبازیگری:به جرات می‌توانم بگویم بازی خواکین فینیکس در این فیلم، بی‌نقص و کم‌نظیر بود! او کاملا در نقش فرو رفته و به بهترین نحو ممکن بازی کرده. احتمالا می‌دانید که برای این نقش 23 کیلوگرم وزن کم کرد تا بتوانیم استخوان‌های بیرون زده‌اش را ببینیم! کار فینیکس آنقدر خوب بود که تمام جوایز معتبر سال سینمایی 2019 برای بازیگری نقش اول مرد را بدست بیاورد و به رقبای قدرش مثل «آدام درایور» حتی کوچکترین فرصتی نرسد!قصد دارم با آوردن چند مثال، گوشه‌ای از نبوغ وی را به شما نشان دهم:خنده‌های خواکین به معنای واقعی کلمه دیوانه کننده هستند. قطعا تمرین و فکر بسیاری پشت تک تک آن خنده‌های مرموز بوده:دو نمونه از بهترین خنده های جوکر؛ بالا: سوزناک‌ترین خنده ممکن - پایین: گریه و خنده همزمان (نه هر خنده‌ای، بلکه قهقهه!)او چند بار نگاه‌هایی عمیق و اثرگذار را نشان می‌دهد که در اعماق وجودمان اثر می‌گذارند. مثلا هنگامی که تحقیر شدن خود را در تلوزیون می‌بیند، یکی از این نگاه‌ها را می‌بینیم:نمونه‌ای از نگاه‌های عمیق خواکین فینیکس؛ به نورپردازی سرد و هماهنگ با فضای آن لحظات هم دقت کنیدو بالاخره نوبت به یکی از بهترین پلان‌های فیلم می‌رسد؛ یعنی صحنه لبخند تدریجی آرتور. در این صحنه می‌بینیم که فینیکس، به زیبایی تمام و در عرض 29 ثانیه، از صورتی بی احساس، به لبخندی کامل و ترسناک می‌رسد! او آنقدر تدریجی و هنرمندانه این لبخند را اجرا کرد که به سختی می‌توان متوجه تغییرات چهره‌اش شد. علاوه بر بازی بی‌نظیر، موسیقی و حرکت دوربین و صداگذاری زیبا (صدای لگدهای خشمگین از صحنه بعد) اثرگذاری این 29 ثانیه را چند برابر کرده‌اند. حتما چندین بار این قسمت را تماشا کنید:سیر تغییر تدریجی تغییر چهره آرتور در صحنه مورد نظر - ساخت تصویر از خودمبازیگران فرعی هم درمجموع عملکرد خوبی داشتند، مخصوصا رابرت دنیرو که به خوبی در نقش موری فرنکلین قرار گرفت.در نهایت باید بگویم بزرگترین نقطه قوت Joker 2019 بازیگری نقش اول آن هست.موسیقی متن:مگر می‌توان از Joker 2019 صحبت کرد و به موسیقی متن بی‌نظیرش اشاره نکرد؟! تنها توضیح من در مورد موسیقی فیلم جوکر این هست که: اگر این موسیقی بر روی فیلم نبود، ارزش و اثرگذاری اکثر صحنه‌های فیلم، نصف می‌شد؛ از جمله صحنه‌های رقص دستشویی، لبخند تدریجی، آمبولانس، رقص روی ماشین پلیس و... . پیشنهاد می‌کنم از آلبوم این فیلم، حتما به این سه آهنگ گوش بدید:1- Penny taken to hospital2-Bathroom dance3- Call me Jokerدر فصل جوایز هم تمام جوایز معتبر برای موسیقی متن، نصیب فیلم جوکر و هیلدی گاناگوتیر (آهنگساز) شد.هیلدی گاناگوتیر، آهنگساز نابغه این فیلمجمع بندی:فیلم جوکر 2019، یکی از بهترین و البته پرحاشیه‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر هالیوود، در عوامل فنی و بازیگری، حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد. فیلمنامه آن متفاوت از دیگر آثار کلیشه‌ای و کم ارزش ابرقهرمانی هست و ما را به خوبی، همراه خود می‌کند. در زمینه پیام و مفهوم هم بسیار قوی ظاهرشده و می‌توان چند ده برداشت مختلف از آن داشت؛ به همین دلیل، خیلی وارد بررسی معنا و مفهوم‌اش نشدم و برداشت پیام فیلم را به خودتان می‌سپارم.نقاط قوت:فیلمنامه نوآورانه در دنیای ابرقهرمانیانتقال زیبا و غیر کلیشه‌ای پیامفیلمبرداری، تدوین و صداگذاری فوق‌العادهبازیگری شاهکارموسیقی متن شاهکارنقاط ضعف:روی آوردن به شعار زدگی در برخی صحنه‌هاچند ایراد جزئی کارگردانیضعیف بودن جلوه‌های ویژه در برخی لحظاتدر نهایت با درنظر گرفتن نقاط قوت و ضعف فیلم جوکر، به آن نمره 8/7 از 10 می‌دهم و بین 50 فیلم مورد علاقه من قرار دارد و تماشای آن را حتما توصیه می‌کنم.پ.ن 1: در مورد قضیه‌ای که می‌گویند همه ساعت‌های فیلم 1:11 را نشان می‌دهند و... بعدا و به شکل مفصل صحبت می‌کنم. فعلا در همین حد بدانید که اینطور نیست و ساعت سمت چپ در برنامه تلوزیونی، 10:40 را نشان می‌دهدپ.ن 2: نمی‌دانم چرا برخی علاقه بسیاری به مقایسه دارند! یعنی نهایت تلاش‌شان را می‌کنند تا بازی فینیکس را با لجر فقید مقایسه کنند و بعد هم نتیجه بگیرند یکی از آنها، بهتر هست. اصلا دلیلی برای مقایسه وجود ندارد. چون یکی نقش اصلی هست و آن یکی نقش فرعی؛ یکی بیماری روانی و ترد شده از جامعه هست و دیگری خلافکاری بالفطره؛ یکی سیر جوکر شدن را به شکلی منطقی نشان می‌دهد و دیگری جوکر بودن را به شکلی فانتزی به نمایش می‌کشد. تنها اشتراک این دو، نام کاراکتر هست و تمام! هر دو عالی و افسانه‌ای و غیرقابل مقایسه هستند.این نقد و بررسی را همینجا تمام می‌کنم. قبول دارم که طولانی شد اما نمی‌توانستم موارد ضروری را نگویم و به جایش خلاصه داستان را تعریف کنم و به عنون نقد و بررسی منتشر کنم! بعضا هم مشاهده شده برخی از عزیزان منتقد، چند برابر مقاله بنده نوشتند و در آن فقط به مدح و ستایش فیلم و یا توپیدن به آن مشغول شدند! اما باید بگویم که این‌جور مطالب، نقد و بررسی محسوب نمی‌شوند؛ بلکه صرفا نظر شخصی نویسنده هستند.ممنون که وقت گذاشتید و تا اینجا همراهم بودید. لطفا با ارسال نظرتان درباره این مقاله، بنده را در راه بهتر نوشتن و بهتر شدن یاری کنید. پس خواهشا اگر نقدی بر نوشته بنده دارید، در کامنت‌ها بیان کنید.راستی نظر شما درباره این فیلم چه بود؟ آیا فکر می‌کنید باید بازی فینیکس و لجر را مقایسه کنیم؟ خیلی خوشحال می‌شوم اگر نظرتان را در این باره با بنده و بقیه عزیزان، به اشتراک بگذارید.- مراقب جوکر درون‌تان باشید :) -عنوان نوشته بعدی: مستر آجو جواب می‌دهد: کسی نمیخواد جمع کنه بره!اگر به سینما علاقه‌مندید، پیشنهاد می‌کنم مطالب و نقد‌هایی دیگر را به قلم بنده مطالعه کنید: https://vrgl.ir/rQhP9  https://virgool.io/@mammad_mohsen/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-interstellar-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-kuaujlkmtueh  https://vrgl.ir/ppgBF  https://vrgl.ir/Eo3c7  https://vrgl.ir/LFhGH  https://vrgl.ir/4paQx  https://vrgl.ir/vZOBQ  https://virgool.io/@mammad_mohsen/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-odyeloqlia8a  https://vrgl.ir/SNPG1 </description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>محمد محسنی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 11:04:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سینمایی جوکر / #نگاه_من</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%85%D9%86-h7jouxeeaqrd</link>
                <description>&quot;به نام هنرمندترین&quot; جوکر فیلیپس، هم در ارتباط با جوکر شوالیه ی تاریکی هست و هم نیست. یعنی هم با آن جوکر سر و کار داریم و هم نداریم.در جوکر فیلیپس ما با یک شخصیت رو به روییم که ابر قهرمان به نظر نمی رسد و نیست.اینجا جوکری وجود ندارد اصلاً.اینجا فیلیپس اشاره ی مستقیم و بدون فیلتر به جامعه ی آمریکا دارد و نقد بر آن.در این جامعه ما با فردی عادی از دل جامعه ی آمریکا طرف هستیم که بنا به دلایلی که در ابتدای فیلم نه، اما در روند فیلم متوجه می شویم به یک بیماری روانی به نام سندرم توره مبتلا شده و هست.واکین فینیکس که بسیار زیبا بازی کرده و نقش را به بهترین شکل خودش اجرا کرده است، اینجا ما را با خود، به عنوان یک فرد عادی جامعه همراه می کند تا با او در جامعه ی آمریکا و روز و شب هایش همراه او باشیم و در جریان و روند اتفاقات زندگی اش قرار بگیریم.فینیکس در اینجا روند یک فرد معمولی جامعه را از بی بضاعتی و سخت معیشتی و دغدغه ی خنداندن مردم شروع می کند و له افسار گسیختگی ناشی از رفتاریات و احوالات جامعه می رسد.در واقع فیلم دارد روند به وجود آمدن جوکرها را به ما نشان می دهد.او نمی گوید جوکرها عجیب و غریبند و یا ابرقهرمان یا ابرضدقهرمان، بلکه می گوید جامعه و احوالات سیاسی اجتماعی مریضش باعث به وجود آوردن بیماری ای به نام جوکر می شوند.اینجاست که می گویم این اثر نه وابسته به جوکر شوالیه ی تاریکی است و کاری با آن دارد و نه وابسته نیست و کاری ندارد.اثر در انتها به ابتدای آن جوکر می رسد و اما با این تفاوت که جوکر شخصیتی حقیقی و غیر عجیب و غریب و ابر قهرمانی نشان داده شده و معرفی می شود.جوکر فیلمی بیمار است و باعث می شود بیماری های ما هم خودی نشان بدهند و رو بیایند، حداقل به اندازه ی مشاهده.بیماری هایی که در جامعه وجود دارد و گاه به دلیل روزمره شدنشان انگار برایمان تغییر ماهیت داده اند و همین طور بیماری های درونی و بیرونی شخصی خودمان که آنها هم انگار گرد و غباری رویشان نشسته و تا در معرض باد و یا حتی نسیمی قرار می گیرند، بیرون ریخته و دست به انواع جوکر بازی ها می زنند.جوکر یک بیماری است که همگی مان به اندازه ای به آن دچار هستیم و این فیلم تلنگری است برای رو کردن و سپس از بین بردنش.جوکر درونتان را بکشید، که هرچه زخمی تر شود، وحشتی تر و یاغی تر می شود.اگر ندیده اید، ببینید. به قلم : مصطفی کزازی</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>مصطفی کزازی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2020 23:12:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکر 2019</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-2019-pt3degflssj3</link>
                <description>عادتم این این است وقتی کتابی می خوانم یا فیلمی می بینم،در موردش بنویسم، شاید یک جور اشتراک گذاشتن با دیگران وبیشتر کلنجار رفتن با افکار خودم.صحبت های واکین فینیکس را در  نود و دومین مراسم اسکار ،دیده بودم،به نظرم از تمامی کسانی که صحبت کردند جذاب تر بود.همین دلیلی شد تا فیلمی که به خاطرش اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را ربود،را ببینم.قبل از تماشای فیلم،اسم دلقک دو موضوع را در ذهنم بیدار کرد،یکی عقاید یک دلقک هاینریش بل،که کتاب بی نظریست و دیگر بازی چاپلین.فیلم شروع شد.از همان اول زندگی سخت دلقک و اندوه پشت چهره اش، بر فیلم غالب شد، فهمیدم با یک فیلم تاریک روبرو هستم،اولین سوالی که در ذهنم نقش بست،این بود که فیلم در کدامین دوره روایت می شود و مربوط به چه سال هایی است،که هنوز هم نمی دانم و نفهمیدم،این موضوع شاید به دلیل تفاوت فرهنگی با سرزمینی است که فیلم در آن روایت می شود و شاید به دلیل حضور کوچولوی پر جنب و جوش کنارم است، که دارد دنیا را کشف می کند.کارگردان عناصرش را کنار هم قرار می دهد و شما به راحتی انتظار دارید،دلقک اولین قتلش را مرتکب شود، موضوعی که مطابق انتظار شما برآورده می شود.خنده های عصبی،مهمترین ویژگی،دلقک است،اندام لاغر و چهره ای پریشان از دیگر ویژگی های نقش اول فیلم است،فینیکس برای درآوردن نقش دلقک،زحمت بسیار کشیده،از کاهش وزن 23 کیلوگرمی،سر دادن خنده های عصبی و... و انصافا جایزه اسکار حقش بوده است.فضای تاریک حاکم بر فیلم،فضای تیره حاکم بر محل کار دلقک،فضای غریب محل زندگی دلقک،ارتباط عجیب و غیر قابل فهم دلقک با زن سیاه همسایه،از جمله مواردی است که من نمی پسندم یا حداقل با ذایقه ی من جور نیست.بزرگترین سوالی که پس از اتمام فیلم در ذهنم ایجاد شد این بود:کاگردان چه می خواست بگوید؟این فضای تیره،این همه سختی که نقش اول فیلم کشید و همه وهمه،چه می خواست بگوید؟هر چند از یک زاویه می توان حال دلقک را فهمید ولی به هیچ وجه نمیتوان به او حق داد به این راحتی آدم بکشد.درست ..آدمی که کشته می شود از جنس بد از طایفه ی شراما سوال این است:آیا وظیفه دلقک است که آدم بدها را بکشد؟ آیا بد بودن آن جوانک ها در این حد بود که کشته شوند؟ مرگ مادر دلقک را چگونه می توان توجیه کرد؟جایی دلقک می گوید من در این جامعه دیده نمی شوم، من شنیده نمی شوم. مگر جامعه توان این را دارد که همه را بشنود.خیلی ها شنیده نمی شوند،خیلی ها دیده نمی شوند پس آیا  این توجیهی است برای آدم کشتن؟جایی به مشکلات دوران کودکی دلقک اشاره می شود و می خواهد به ما بقبولاند که به او حق بدهیم.باشد ما درکش می کنیم ولی موافق نیستیم آدم بکشد،نه به هیچ وجه تاییدش نمی کنیم.آنچه به نظرم می آید باید قدر فرهنگمان رابدانیم، قدر سعدی عزیزمان را،قدر فردوسیمان را،قدر معماری مان را.جامعه ای که در سال 2019 فیلم جوکر را تبلیغ می کند و به فیلم جوکر جایزه می دهد، بی گمان حالش خوب نیست، راهی که می رود اگر بیراهه نباشد، راه خیلی درستی هم نیست.به زودی انسان معاصر به این نتیجه می رسد،آسفالت کف خیابان ها را جمع کند و پا برهنه روی تن خاکی زمین گام بردارد به قول سهراب:&quot;پا برهنگی نعمتی بود و کفش ته مانده تلاش آدمی است در راه انکار هبوط&quot;در هیاهوی جلوه های درخشان تمدن غرب،که صنعت فیلمسازی آنها هم از آن بی بهره نیست، حالشان، مثل فضای فیلم تاریک است و در نهایت سخن همیشگی که به همسرم می گویم:&quot;ما کوبیسم را انکار نمی کنیم ولی به خود حق می دهیم از آن لذت نبریم.فرزندان سرزمین مینیاتور&quot;این صرفا تلقی من بود از جوکر و برای همه ی کسانی که این فیلم را دوست داشتند یا نه احترام قایلم.یا حق</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>elhamid110</author>
                <pubDate>Sun, 22 Mar 2020 23:33:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما هم یک جوکر هستیم</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-yq4tgnzduvmd</link>
                <description>به پیشنهاد دوستانم فیلم جوکر رو دیدم، خیلی فیلم عجیبی بود. مثل خود سازنده که همیشه کمدی ساخته و الان یه کمدی درام عجیب!!!!!اوایلش که فیلم رو میدیدم جذابیت خاصی برام نداشت، آرتور یه بدبخت فلک زده که اسیر ظلم این دنیا شده بود و برام خیلی چیز عجیبی نبود، منم اول فیلم گفتم خب که چی اینم یه بدبختی مثل همه ماها ...تا اینکه فیلم جلو رفت و دیدم وای خدای من چه اتفاقاتی توی زندگیهامون میفته و ما رو تبدیل به یه هیولا میکنه و بعد چقدر راحت بقیه مثل من میگن خب که چی؟آرتور شخصیت ترسناک و دلهره آوریه که به شخصه ازینکه بخوام باهاش رو به رو بشم میترسم اما چرا آرتور اون شد؟ فهمیدم سکوت در برابر رنج آدم ها چقدر دردناکه. سکوت در برابر شیون ها و دردی که آدم ها دارن تحمل میکنن چقدر وحشتناکه و چقدر میتونه یه آدم رو ترسناک کنه. جوکر نماد خندیدن همراه با درد بود که خیلی دلم رو به درد آورد. چقدر دنیای ترسناکی شده، اگه تعرض کردن بهش نباید حرفی میزد ولی وقتی حرفی زد باید مجازات میشد. این آدم به کسانیکه بهشون آزاری نرسونده بود کاری نداشت و باهاشون مهربون بود. پس ذاتا آرتور ترسناک و خشمگین نبود بلکه آدمها ازش جوکر ساختن همانکاری که ماها داریم روزانه با هم میکنیم و در برابر رنج و درد همدیگه سکوت میکنیم. بیشترین درد داستان برام مسیری بود که توی زندگی آرتور طی شده بود، فقط آدمها آخر داستان رو دیدن، ندیدن آرتور چه مسیر سختی رو طی کرده بود و جوکر شد. ‌همزادپنداری من با جوکر همین بود من هم زندگی و مسیر سختی داشتم اما آدمها فقط الان رو میبینن که تو چرا اینگونه سخت و بی روح شده ای؟ در حالیکه مسیر و آدمها چه خراشی رو به روحمان دادند و بعد هم جالبه طلبکارت میشوند. آدمهای داستانی جوکر چقدر آرتور رو به خاطر خودش دوست داشتن؟ همه شان تظاهر به دوست داشتنش میکردند اما آرتور با جان و دل برایشان مایه گذاشت، از مادرش گرفته تا زنی که توی اتوبوس جلوی آرتور نشسته بود و خیلی بد با آرتور برخورد کرد در حالیکه آرتور فقط قصدش خنداندن کودک بود.آرتور عزیز مرسی ازین فیلم که چقدر خوش نقشت را بازی کردی. مرسی از سازنده اش که چقدر زیبا یک جوکر رو به رخ کشید.مواظب جوکرهای زندگیمون باشیم. دوست دارم اگه این فیلم رو دیدید شما هم نقد و تحلیلتون رو ازش برام بنویسید، شاید من به نکته ای هنوز پی نبردم.جوکر</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>نیمه پنهان یک زن</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 12:58:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکر چه چیزی به ما می آموزد؟</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%AF-ogbt4hufm3kj</link>
                <description>فیلم‌های زیادی می‌بینیم، داستان‌های ابرقهرمانی بی شماری که همین‌گونه در حال گسترش پیدا کردن هستند و سطح بازیگری و فیلمسازی را به جایی دورتر از نقطه اوج‌اش هدایت کرده‌اند. گریم‌های فراوان، موهای متفاوت، ماسک‌های قرمز و ابی و عجیب و غریب و .... در آنطرف این ابرقهرمان‌ها، شخصیت‌های منفی وجود دارند که دائما در حال جنگ با ابرقهرمان‌ها هستند. از دث‌استورک و لسک لوتر دی‌سی گرفته تا گالاکتروس و تانوس و لوکی مارول، کامیک‌بوک‌ها به بهترین نحو شخصیت‌های منفی و قدرتمندی را وارد دنیا‌های خود کرده‌اند اما یک شخص این وسط دیوانه‌کننده‌تر و عجیب‌تر است؛ جوکر. اقتباس‌ها و نسخه‌های زیادی از داستان جوکر از سال 1940 منتشر شده. از آدمی معمولی با چهره‌ای نقاشی شده تا یک دلقک دیوانه که مشکلات فیزیکی دارد، جوکر توانسته در طی تمامی این سال‌ها و با وجود تمامی این داستان‌ها و شخصیت‌ها، شرور‌ترین و بزرگ‌ترین دشمن بتمن باقی بماند. همانطور که می‌دانید، جدیدترین اقتباس ساخته شده از شخصیت «جوکر» با نقش‌آفرینی خواکین فینیکس امسال به‌روی پرده رفت و من هم پیش از این نقدی درباره آن آماده کردم؛ فیلمی که مشاجرات و نا‌مفهومی‌های زیادی را برای مخاطبان و منتقدان به همراه داشت. برخی آن‌ را نماد خشونت می‌دانند و ادعا می‌کنند تعریف و تمجید بسیاری نسبت به این شخصیت وجود داشت. در همان حال بسیاری دیگر عنوان کرده‌اند که این فیلم همانند آینه انعکاس جامعه امروزی و اشتباهات ما را به نمایش می‌گذارد. باید اعتراف کنم که صحنه‌های اول این فیلم واقعا برای مخاطب دردناک است. اینکه چگونه با آرتور فلک رفتار می‌کنند، اینکه با وجود شرایط نامساعد ذهنی‌اش در آپارتمانی مخروبه زندگی‌ کرده و از مادر پیرش مراقبت می‌کند. فلک که آرزویی دیرینه برای کمدین شدن دارد، از یک شرایط عجیب رنج می‌برد که باعث می‌شود در شرایطی نامعلوم و ناگهانی خنده‌های غیرقابل کنترل داشته باشد؛ بیماری که ادعا می‌شود به دلیل آسیب‌های مغزی بوده است.از لحظه‌ای که فلک توسط بچه‌های خیابانی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد تا زمانی که حقایق تاریک بچگی‌اش برایش افشا می‌شود، تغییر بسیار عظیم و ترسناکی در این شخصیت شاهد هستیم.از لحظه‌ای که می‌گوید &quot;آن‌ها فقط یک مشت بچه بودند&quot; تا &quot;تو هرچی حقته گیرت میاد&quot;، ما شاهد تولد یک مرد دیوانه‌هستیم، مردی که به عنوان جوکر می‌شناسیمنقش‌آفرینی خواکین فینیکس در نقش جوکر کاملا نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند. خندیدن‌های زیبا و گریم متفاوت چهره وی به گرافیک طبیعی فیلم اضافه کرده است. از اول شما احساس دلسوزی نسبت به آرتور دارید در حالی که رفته رفته و به آرامی دیوانگی که بخش اعظم اکشن درونی این شخصیت را می‌بینید. در آخر فیلم شما از این مرد استخوانی، لاغر و مضحک می‌ترسید؛ مردی که یک سادسیم به تمام معنا و قاتلی خونسرد است. شخصی که قبلا خنده‌های غیرقابل کنترلی داشت، الان به یک نماد برای طبقه‌های مختلف جامعه تبدیل شده است.همانطور که توماس وین نصف اعضای جامعه را دلقک خطاب می‌کرد، آرتور نیز به یکی از آن‌ها تبدیل شد اما با  شوخ‌طبعی اندک تاریک و عجیب. فلک به طور مکرر از سوی اطرافیان و همکاران خودش به خاطر خنده‌های ناگهانی‌اش مورد تمسخر قرار می‌گرفت، حتی بیشتر از افراد ثروتمند و بالادستی. در آخر این همین طبقه متوسط و فقیر جامعه بودند که دورش جمع شدند و اعتراض خود را نسبت به سیستم فاسد شده گاتهام ابراز کردند؛ همین آدم‌هایی که یک روز وی را مسخره می‌کردند. جوکر به شکلی دردناک نشان می‌دهد که چگونه مشکلات و دردهایمان را با یک درون‌گرایی پیچیده و خودخواهی به خود جذب کنیم؛ آنقدر که نسبت به درد مردم دیگر کور می‌شویمما شاهد مرگ توماس وین و همسرش، والدین بروس وین که بعد‌ها به بتمن تبدیل می‌شود، در یک خیابان تاریک هستیم که در تلاش‌اند تا از قاتلان دیوانه فرار کنند. آن‌ها جلوی چشمان فرزندش کشته می‌شوند و این نشان می‌دهد که همان آدم‌هایی که ثروتمندان را به بی‌اعتنایی و سرکوب زدن طبقه فقیر متهم می‌کردند، می‌توانند همانند آن‌ها با بی‌احساسی و خودخواهی تمام مبارزه کنند. بحث مهم دیگری که این فیلم به ما آموزش می‌دهد، چیزی که برخی منتقدان و مخاطبان تصمیم به چشم‌پوشی از آن گرفته‌اند، این است که  لحظه‌ای که به حال خود افسوس می‌خوری و نفرت می‌ورزی، ناخودآگاه به بخشی از جامعه‌ای تبدیل می‌شوی که از ان نفرت داشتیفرق تو و افرادی که تورا زمین انداخته‌اند چیست، اگر به ضربه زدن به آن‌ها توجه کنی به جای این‌که سر پا بایستی و نشان دهی که اشتباه می‌کنند؟ فرق تو و آدم‌هایی که تورا مسخره می‌کنند چیست، اگر تو نیز بخواهی آن‌ها را مورد تمسخر قرار دهی؟ هیچی، چراکه جامعه‌ای که به طبقه متوسط به عنوان یک طبقه سطح پایین و احمق نگاه کند، همان جامعه‌ای است که در ترحم همین مردمان و رضایت از درد دیگران غوطه‌ور می‌شود. همانطور که جوکر بعدها به آن تبدیل شد، به شکلی لذت‌بخش به اطرافش نگریست، به افرادی که وی را الگو قرار داده‌اند و زمزمه کرد: &quot;آیا این زیبا نیست؟&quot; ابرقهرمان‌ها زمان ندارند و بی‌نهایت هستند، از هر نسل به نسلی دیگر مورد عشق و محبت قرار می‌گیرند چراکه نماد امیدواری در دنیایی هستند که به سمت حرص و طمع می‌رود، دنیایی که عدالت انتخابی را به پیش گرفته است. و بازهم، همانطور که ابرقهرمان به ما می‌گوید به چه چیزی تبدیل شویم، ابرشرورها نیز درس مهم‌تری را به ما می‌آموزند: اینکه به چه چیزی تبدیل نشویمنویسنده: مانی شکیباییاینستاگراملینکداینتوییتر</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>مانی شکیبایی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 11:47:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکر</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/jokernaghd-y4dl70sgi1yr</link>
                <description>&quot;جوکر&quot;شاید برای خیلی ها چیزی بیشتر از یک دلقک یا صرفا یک فیلمِ تخیلیِ کامیک بوکیِ بچگانه نباشد . ولی برای من چیزی فراتر از اینهاست .با جوکر همیشه ارتباط برقرار کردم چرا میگویم همیشه؟ یک بار هیث لجر و بار دیگر واکین فینیکسبه نظرم از نظر شخصیتی و رفتاری با هم فوق العاده تفاوت دارند ولی هر دو آسیب دیده و له شده توسط طبقه بالاتر هستند .آیا همه ما همینطور نیستیم؟!آیا ما بیش از مهره های بازی یک مشت &quot;مرفهِ بی درد&quot; هستیم؟!شاید !!هر تصمیمی که میگیریم در چارچوب تصمیم هایی است که بدون پرسش و رضایت خودمان برایمان گرفته اند .هرچه تلاش میکنیم فایده ای ندارد و در باتلاقی که برایمان ترتیب دیده اند بیشتر فرو میرویم . البته ای کاش تلاش میکردیم ! کاش به امید آنکه شاید به گونه ی معجزه آسایی رهایی پیدا میکردیم تقلایی میکردیم ولی افسوس که با خونسردی و بی تفاوتی در سکون مانده ایم .جوکر شاید همان تقلایی است که در انتهای فیلم به طور معجزه آسایی به ثمر مینشیند .جوکر همان نتیجه ای است که به دنبالش هستیم و بدست نمی آید . نه که امیدوارم نباشم ؛ ما انسان ها با امید زنده ایم و زنده می مانیم .امیدی که &quot;محرک&quot; است ، اما پر است از &quot;دروغ&quot; .که در نهایت اگر نتیجه ندهد و به ثمر ننشیند باعث فروپاشی و نابودی میگردد .اگر واقع بین باشیم جوکر فقط بر روی پرده ی سینماست که این خشم و غضب ما را کمی آرام کرده و به گونه ای این نیاز به قیام و انفجار ما را ارضا میکند و در دنیای واقعی هیچگاه جامه ی عمل به آن پوشانده نمیشود  . هیچ گاه طبقه ی &quot;زیر فشار ، فقر و بدبختی&quot; قرار نیست پیروز شود ، اگر هم پیروز شود در اصل پیروز نشده است بلکه پیروزش کرده اند ! یعنی سوار بر پشتش تاخته اند و در نهایت سرش را بیخ تا بیخ با پنبه بریده اند .پ.ن ۱: هدفم نوشتن متنی جهت تمجید واکین فینیکس و بازی فوق العاده ی وی و تبدیل شدنش به یکی از بزرگترین بازیگران دنیا بود که به سمت دیگه ای منحرف شد .#جوکر #واکین_فینیکس #خواکین_فینیکس #تاد_فیلیپس #بتمن #فیلم #سینما #خشم #انقلاب #اعتراض#Joker #joaquinphoenix #thejoker #toddphillips #movie #cinema #revolution #respect</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>3Pehr Nk</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2020 13:19:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکر ۲۰۱۹</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9-faqmvwvfd1ng</link>
                <description>سلامشکی در سخت بودن بازسازی بی نقص جوکر هیث لجر نیست، و همه میدانیم با وجود بازیگری همچون جک نیکلسون، هیث لجر جوکر را از همه بهتر بازی کرده بود. هنوز هم او بهترین جوکر است، زیرا واکین فنیکس هم خود با ادای احترام به هیث لجر، نقش جوکر را بازی کرده بود. حالا میشود به جای &quot;ادای احترام&quot; از کلمه &quot;تقلید&quot; استفاده کرد اما باید گفت در کل جوکرِ خود را دارد و فقط ادای احترام کرده بود. درباره فیلم باید گفت کارگردان در اوایل کار خوب ظاهر شده بود اما کم آورد. و البته در برخی مواقع کارگردان سعی داشت بگوید &quot;آره، منم بلدم&quot;. در برخی(باید بگم بیشترش) سکانس ها بازیگر از کار جلو زده بود، یه جا هم موسیقی. قاب های نسبتا خوبی هم داشت.</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>hassantarhsaz</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2020 13:42:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقای جوکر چرا می خند؟</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%86%D8%AF-a7kkn0icym8d</link>
                <description>خطر اسپویلروزهای اولی که خبر ساخت فیلم جوکر آمد قرار بود مارتین اسکورسیزی کارگردان فیلم باشد. اما درگیری هایش با فیلم مرد ایرلندی باعث شد که این پروژه از دست او خارج شود. اما نمی دانم چگونه چنین پروژه جذابی به دست کارگردانی چند سطح پایین­تر از مارتین اسکورسیزی افتاد. کارگردانی که همه او را با سه گانه خماری می شناسند(که به نظرم حتی آن سه گانه هم فیلم های خوبی نبودند.) اما در عین حال ایده، تریلر جذاب و بازی های قبلی واکین فینیکس خبر از یک ایده و فیلم جذاب می­داد. شاید همین جذابیت های قبل از اکران و موفقیت در جشنواره ونیز بود که باعث شد تا سطح توقع نسبت به این فیلم بالا باشد. اما هرچه که بود خروجی نهایی بسیار پایین تر از سطح انتظارات بسیاری از عاشقان سینما بود.جهانی بی در و پیکرفیلم شروع خوبی دارد. با آرتور فلیک دلقکِ ناراحت آشنا می شویم و مشکلاتی که در جامعه دارد. در پرده اول تلاش می شود تا آرتور را بشناسیم و مشکلات گاتهام که نمادی از دنیای سرمایه داری آمریکا است را ببینیم. تا جایی که نقطه عطف اول داستان است و آرتور سه پسر را در مترو به قتل می رساند. این قتل آغاز نقاط منفی فیلم بود.دنیای فیلم جوکر تلاش نمی کند تا منطقی باشد. در داستان کشته شدن آن سه پسر جوان در مترو جرقه شروع جنبشی ضدسرمایه داری است. یعنی آن سه پسر مست که در ساعات آخر شب در متروهای درب و داغان گاتهام به سمت خانه می روند و پول ندارند که ماشین بخرند و با مترو رفت و آمد می کنند تبدیل شده اند به نماد سرمایه داری. نماد سرمایه داری که حتی پول تاکسی ندارد. بعد از آن هم توماس وین به تلویزیون می آید و جمله ای را می گوید که باعث گسترش نماد دلقک در بین معترضان می شود. «مایی که در زندگی به جایی رسیده ایم همیشه به کسانی که در زندگی به جایی نرسیده اند به چشم یک دلقک نگاه می کنیم.» جدا از آن که چنین شخصتی آن قدر فهم سیاسی ندارد که چنین جمله ای را در نزدکی انتخابات نگوید، اساسا جمله در داستان و در آن مصاحبه تلویزیونی بی معنی است. نویسنده به زور آن را در فیلمنامه جا داده است تا بتواند نماد دلقک را در تظاهرات جا بیندازد و دلیلی برای آن داشته باشد. چرا باید آنهایی که در زندگی به جایی رسیده اند به بقیه افراد جامعه به چشم دلقک نگاه کنند؟ علاوه بر آن که چنین چیزی در دنیای واقعی معنایی ندارد و وجه شبه ای نمی توان برای آن در نظر گرفت، در دنیای فیلم هم منطقی ندارد.بعد از آن که داستان مترو اتفاق افتاد، چند هفته گذشت تا آرتور به شوی موری فرانکلین برود. پلیس آمریکا، با همه توانمندی اش، نتوانسته است چنین قاتلی را که اخبار آن در سطح کشور پخش شده است را دستگیر کند. مامورین بررسی پرونده هم دو کارآگاه پیزوری و چاقالوی دونات خور هستند که هیچ نشانه ای از توانمندی در آن ها نمی بینیم و تصویر آن ها شبیه پلیس هایی است که در بقیه فیلم ها به عنوان کارآگاه های سطح پایین و موردتمسخر اداره پلیس نمایش داده می شوند. در این چند هفته از قتل در مترو تا قتل در برنامه موری فرانکلین، آرتور چندین قتل دیگر انجام می دهد که بعد از آن ها هیچ اتفاقی برایش نمی افتد. مادرش را می کشد و هیچ خبری از مراسم تدفین یا هرچیزی که خبر از کشته شدن مادر بدهد نیست. حتی زمانی که مادر به بیمارستان می رود تنها در یک سکانس آرتور را می بینیم که بالای بستر مادرش است و تا زمانی که او را می کشد دیگر خبری از مادر نمی گیرد و ما هم نمی دانیم که مادر او در چه وضعیتی است. دختر همسایه را هم می کشد، همکارش را هم می کشد و هیچ پیگیری و دستگیری ای در کار نیست. حتی از بیمارستان پرونده می دزدد و هیچکس سراغ او نمی رود و مشکلی برایش پیش نمی آید. به راحتی و شبیه جیمز باند وارد سینمایی که اکران خصوصی دارد با تعداد زیادی مامور می شود. بقیه را هم می کشد و می رقصد. رقصی که مانند جمله توماس وین هیچ منطق و معنایی در داستان ندارد. حتی به بیماری او هم مرتبط نیست. بیماری ای که در طول فیلم هیچ گاه گفته نمی شود که چیست که آن هم از ضعف فیلمنامه است، اما بسیار شبیه به نشانه های بیماری PBA  یا ناخویشتن داری عاطفی است. اگر بیماری درست باشد، از مهم ترین نشانه های این بیماری انزوا و ناتوانی در برقراری ارتباط اجتماعی است. اما آرتور خیلی راحت با دختر همسایه دوست می شود و ارتباط برقرار می کند. در طول فیلم هم چند صحنه بروس وین را می بینیم که در سنین کودکی است. در هر دو صحنه که آرتور نزدیک خانه اش می شود و همچنین پایان فیلم که پدر و مادرش کشته می شوند بروس وین شبیه خیار است. نه می خندد، نه گریه می کند، نه فرار می کند نه می ترسد نه کوچکترین تغییری در چهره او ایجاد می شود. انگار در دنیای آقای تاد فیلیپس هیچ چیز قرار نیست منطقی داشته باشد.بقیه را هم می کشد و می رقصدسیستم بد یا کارگردان بد؟در پایان فیلم هم مخاطب قرار است به این نتیجه برسد که مشکلات سیستم باعث می شود که افرادی مانند جوکر به وجود بیایند و مردم هم دست به شورش بزنند. قرار است تمام جزییات و اتمسفر فیلم ما را به این نقطه برسانند. کشتن آن سه پسر و مادر و دخترهمسایه و همکار هم به عنوان نشانه هایی از آنارشیسم است. حالا سری بزنیم به جوکر فیلم شوالیه تاریکی نولان. جوکر در آن فیلم مردم را در دو کشتی به جان هم می اندازد. مردم را علیه مردم قرار می دهد و حتی خلافکارها را در برابر خلافکار قرار می دهد. حالا در فیلم جوکر، آرتور تنها و تنها خشم شخصی اش را بروز می دهد. در قتل های او بروز خشونت هست، اما هرج و مرج طلبی نیست. کشتن کسی که باعث اخراج تو شده است گرچه باعث ایجاد خوی شیطانی خواهد شد، اما نشانه هرج و مرج نمی تواند باشد و این که کشتن پسرها در مترو بر اثر دفاع از خود باعث به راه افتادن جریان ضدحکومتی می شود دلالتی بر آنارشیست بودن آرتور ندارد.رابرت دنیرو، که همچنان نشان داد دود از کنده بلند می شود، ظاهرا قرار بود نماد وجدان بیدار مردم باشد. با کارهای آرتور مخالفت می کند و تلاش دارد تا مردم را در دوران سخت اقتصادی شاد نگه دارد. اما سکانس مجادله موری فرانکلین با آرتور تنها شبیه یک سخنرانی اعتراضی است که نه دیالوگ ها توان بیان صحیح مشکل را دارند نه موری موفق می شود که به عنوان وجدان بیدار پاسخ آرتور را بدهد. اگر فیلم «عدالت برای همه» را دیده باشید می توانید سکانس نهایی آرتور کرک لند در دادگاه را با سکانس آرتور فلیک در برنامه موری فرانکلین مقایسه کنید. در آن فیلم نقش اول به تدریج با مسائلی مواجه می شود که باعث می شود کاسه صبرش لبریز شود و منفجر شود و حقایق را افشا کند. در این فیلم حتی نشانه های مشکلات سیستم به درستی وارد داستان نشده اند. تنها اثری که از سیستم می بینیم بسته شدن خدمات اجتماعی و مشاوره ای است. حتی توماس وین که نماد سرمایه دارهای عوضی است نمی تواند سمبل سیستم شود تا کثافت کاری های او باعث شود تا کثیفی سیستم را ببینیم. البته فیلم پایان خوبی دارد. بازی خوب فینیکس که روی کاپوت ماشین است و چهره او لبخندی دارد که از ته دل است و با لبخندهای مشابه متفاوت است. همچنین سکانس تلویزیون های متعدد که مرگ موری را نشان می دادند اما همچنان چند شبکه در حال پخش آگهی های سخیف بودند هم جای گذاری درستی در داستان داشت.فراستی دیگه چرا؟با وجود تمام مشکلاتی که به زعم من واضح بودند، بعضی از منتقدان حرفه ای سینما در ایران از جوکر تعریف کرده بودند. مثل حسین معززی نیا و مسعود فراستی. به خصوص تعریف مسعود فراستی برایم بسیار عجیب بود. حداقل 5 سال است که نقدهای فراستی را به طور مستمر دنبال می کنم. این فیلم بسیاری از پارامترهای فیلم خوب از نگاه مسعود فراستی را نداشت. برای مثال دوربین روی دستی که در فیلم های مطرحی مانند جدایی نادر از سیمین، مرد پرنده ای و از گور برخاسته وجود داشت و فراستی نسبت به این نوع فیلمبرداری نقد وارد کرده بود. اما حالا از این فیلم تعریف کرده است. دوربینی که در بعضی مواقع روی دست بودنش اذیت کننده است. برای مثال هنگامی که توماس وین نامه مادرش را باز می کند و از اسرار ارتباط مادرش با توماس وین باخبر می شود در صحنه بعد دوربین حرکتی سریع دارد که به نظر می آید POV آرتور است اما در مرحله بعد خودش را می بینیم و می فهمیم که نه این یک دوربین ساده بود. یا صحنه بعد از ضربه توماس وین به صورت آرتور. همان پلانی آرتور تمام محتویات داخل یخچال را خالی می کند و می رود داخل یخچال. جدا از این که این صحنه قرار است چه مفهومی را منتقل کند، دوربین هم در خارج از صحنه قرار دارد و لرزش های ریزی دارد که از بین یک شکاف صحنه را روایت می کند. ناگهان تکان اساسی می خورد و وارد آشپزخانه می شود. منتظریم که اتفاقی بیفتد اما هیچ خبری نیست. تلفن زنگ می خورد و به سکانس بعد می رویم که تلفن زنگ می خورد و از لای در دست آرتور را می بینیم که توی شرتش است. خیلی بعید است که اگر چنین مدل فیلمبرداری در فیلمی ایرانی بود فراستی از آن تعریف می کرد.در پایان باید بگویم که به نظر می آمد همه چیز برای رسیدن به فیلمی جاودانه فراهم بوده است. دو بازیگر خوب، ایده جذاب وتیم حرفه ای. اما اینها باید به دست کسی مانند اسکورسیزی می افتاد. تاد فیلیپس مشخصا از بقیه عوامل فیلم عقب تر است و سطح پایین تری دارد. دوربین در بعضی سکانس ها خوب نیست، روی تمام سکانس های موسیقی است و بعضی صحنه ها بازی فینیکس و دنیرو لنگ می زند. عواملی که بسیاری به دلیل مشکل کارگردانی است. جوکر فیلم خوبی می شد اگر تاد فیلیپس کارگردانش نبود.تاد فیلیپس؛ کارگردان جوکر https://virgool.io/@mortezarazmi/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%84%D9%86%D8%AF%DB%8C-euu335n5trau </description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>مرتضی رزمی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 22:36:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>?80 میلیون جوکر?</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/80-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-lvc90r4eamdu</link>
                <description>?جوکر(Joker)، به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی تاد فلیپس و با بازیگری واکین فینیکس در  نقش جوکر در  سال 2019 اکران شد. جوکر داستان مرد میانسالی به نام آرتور فلک را روایت می‌کند که در سال 1981، به همراه مادرش در شهر گاتهام زندگی می‌کند و با وجود اختلال عصبی ناخویشتن‌داری عاطفی که باعث خنده‌های هیستری می‌شود، مجبور است برای تامین مخارج زندگی به‌عنوان دلقک در مهمانی‌های مختلف ظاهر شود.?زمان داستان فیلم در میانه یکی از بدترین و تلخ‌ترین بحران‌های اقتصادی آمریکا (1981-1982) است. در آن زمان، بانک مرکزی آمریکا برای مهار کردن تورم فزاینده و شدید، نرخ بهره کوتاه‌مدت را به بالای 20درصد رساند که موجب شد میلیون‌ها نفر شغل خود را از دست دهند و نرخ بیکاری به 8/10درصد برسد. زین‌سبب، وضعیت بد اقتصادی، کاهش شدید قدرت خرید مردم، افزایش نرخ بیکاری، کاهش کمک‌های اجتماعی دولت...جرم و جنایت را در گاتهام افزایش داده بود.?آرتور به‌دلیل بیماری نمی‌تواند شغلش را حفظ کند. او یک کمدین شکست‌خورده است که در زمان خنده‌های شیطانی پی در پی، در واکنش به مردم کارتی را نشان می‌دهد که روی آن عبارت « از خنده‌های من ناراحت نشوید، من بیمارم!» را نشان میدهد تا روح مهربانش را نشان دهد اما نه تنها هیچگونه همدردی نصیبش نمی شود بلکه مورد آزار و اذیت هم قرار می گیرد. آرتور به دلیل بحران اقتصادی، از دریافت کمک‌های اجتماعی دولت برای دارو هم محروم می شود. اکنون آرتور تنها و درمانده است!?درست در میانه این ناامیدی، آرتور از نامه نگاری‌های مرتب مادرش با تامس وین، یکی از ثروت مندترین مردان شهر و کاندیدای شهرداری گاتهام می فهمد که او فرزند تامس است. آرتور که به وسیله دولت و جامعه رها شده، به پدرش تامس پناه می برد تا شاید حداقل نوازش پدرانه نصیبش شود، اما با بدترین واکنش روبرو می شود! ?بحران اقتصادی-اجتماعی (تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید، تحقیر، شکاف طبقاتی...) و جامعه عصبی، آرتور مهربان را به سمت جنایت پیش میبرد. تبدیل شدن آرتور به جوکر  نتیجه بی معنا شدن مهربانی و کمرنگ شدن ساز و کارهای حمایتی و انسان دوستانه در جامعه آلوده گاتهام است که می توانست به مهربانی او را بپذیرد، اما طردش کرد تا او با خشونت تمام به سراغشان بیاید!?جامعه‌ای که سازمان‌ها، نهادها و ساز‌و‌کارهای انتقال قدرتش در اختیار و برای یک عده خاص است! جامعه‌ای که شاهد غارت منابع ملی و از دست رفتن همه فرصت‌های خود و فرزندانش است!. جامعه‌ای که شاهد سانسور تمامی نمادهای تاریخی-فرهنگی-ملی به نفع یک فرهنگ وارداتی است! جامعه‌ای که صاحب سرزمینی با منابع بی‌شمار است، اما در فقر و بدبختی بسر می‌برد.! جامعه‌ای با صدها کارخانه تعطیل و هزاران شغل از دست رفته! جامعه‌ای که هر روز شاهد دهن‌کجی ارباب‌ها و آقاها و آقازده‌ها است! جامعه‌ای که بیش از چندین میلیون تحصیل‌کرده‌ی مجرد بیکار دارد! جامعه‌ای که دیگر در آن علم بهتر از ثروت نیست! جامعه‌ای که هر چیزی در آن خریدنی و شدنی است! جامعه‌ای که حتی نمی‌داند به سیاست می‌بازد یا به ورزش! جامعه‌ای سرشار از بی‌عدالتی‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی! جامعه‌ای که می‌تواند مستند بدون مجوز خاطرات یک پورن استار آمریکایی را ببیند اما حق دیدن یک فیلم اجتماعی دارای مجوز را ندارد! جامعه‌ای بازنده، عصبی، بیکار، گرسنه، ناامید، شعارزده ...جامعه‌ای بشدت تحقیر شده است! جامعه‌ای است با 80 میلیون جوکر!بیست و چهارم آبان 1398</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>j.abbasi33</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2019 19:03:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکری که نیاز به بتمن ندارد!!</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AA%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-hikhi4uuflyo</link>
                <description>درباره ساخته جدید تاد فیلیپس چیزی که باید دانست این است که نباید آن را در کانتکست فیلم های کامیک بوکی مارول و دی سی دید،فیلم به طور کامل خود را از این کانتکست جدا میکند، بدون شک این بزرگترین عیب و مشکلی است که میتوان برای این فیلم دانست البته از نظر علاقه مندان به این ژانر.اما به نظره من همین امر یک شروع فوق العادست تا اینکه جوکر به یک فیلم عالی تبدیل شود و دغدقه و پیام فیلم بسیار فراتر از آنچه در فیلم های قهرمانی مارول و دی سی میبینیم باشد.جوکر تاد فیلیپس به هیچ وجه به حضور بتمن نیازی ندارد، چون او برخلاف تمام جوکر هایی که دیده ایم حال خود یک قهرمان است، اما باز تاکید میکنم یک قهرمان متفاوت،متفاوت از آنچه که تاکنون در آثار دو کمپانی بزرگ مارول و دی سی دیده ایم، قهرمانی که ضدقهرمانانش ثروتمندان و سلبریتی ها هستند.تفاوت از جایی آغاز میشود که سازنده در هیچ کجای فیلم خود از مناسبات رایج در هالیوود که برای ایجاد جذابیت در فیلم خود استفاده میکنند بهره نمی برد،برای مثال ما در هیچ کجای فیلم شاهد حضور یک کاراکتر زن زیبا و جذاب،یک رابطه جنسی(از این جهت فیلم نیاز به ثانیه ای سانسور ندارد?)،یک کاراکتر مرد جذاب که بخواهد توانایی ها یا قدرت های عجیب و غریب و ماوراء الطبيعی باشد نیستیم،فیلم این مناسبات رایج را کنار می زند و جذابیت خود را در نحوه ارائه داستانش آشکار کند.نکته مهمی دیگری که باید در این فیلم به آن توجه داشت و تفاوت مهم دیگری با بقیه آثار کامیک بوکی است واقع گرایانه بودن آن است، فیلم در میان زمین و آسمان و میان کهکشان های مختلف ، با حضور سلاح ها و ماشین های ماورای تخیل روایت نمیشود بلکه ؛گویی این یک داستان واقعی در گوشه و کناری از همین جهان است .قهرمان فیلم ما یا همان جوکر که حالا نامش آرتور است با بازی واکین فلیپس یک آدم ساده از قشر ضعیف یک جامعه است که مناسبات سرمایه داری در آن جاری است، نه قدرت های فوق العاده و ماورای الطبیعی دارد، نه حتی مانند رقیب اصلی اش در سه گانه بتمن کریستوفر نولان ثروت و امکانات هنگفتی، او خیلی شبیه آدم هایی است که شاید هر روز می بینیم.جامعه ای که ثروتمندان راس آن را گرفتند،آن ها به راحتی و باآسایش و آرامش در حال زندگی کردنند درحالی که فقر و آسیب اجتماعی در عموم بیداد میکند و بی عدالتی در سراسر جامعه اکنده است، این آسیب ها، فشار شدیدی به عموم جامعه وارد میکند. این جامعه هم طبیعتا به یک جامعه بی رحم و عصبی تبدیل میشود، در فیلم میبینیم چند جوان تابلوی فردی را که دارد در خیابان تبلیغات یک مغازه را انجام می دهد از او میگیرند،او را با بی رحمی کتک میزنند و آن تابلو را می شکنند یا در یک قطار چند فرد یک زن تنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهند،همکار آرتور با دروغی که به رییسش میگوید باعث اخراج او می شود و ... حال یکی از ثروتمندان در این جامعه با استفاده از امکانات و ثروت خود میخواهد شهردار این شهر شود،او رسما مابقی مردم را به این دلیل که مانند اون به جایی نرسیده اند دلقک میداند، حال و روز این جامعه چندان دور از واقعیت نیست و ما میتوانیم در گوشه و کنار همین جهان خودمان این وضعیت را مشاهده.آرتور شخص خاص یا یک فرد برگزیده نیست، او هم یکی از همین آدم های عادی است که البته به دلیل پیشینه سختی که داشته و بیماری روانی اش،نسبت به دیگران در معرض آسیب بیشتری است، به مرور زمان فشار های اجتماعی آرتور را به حدی از خشم و عصبانیت می رساند که او دیگر نمیتوند تمام این فشار ها را درون خود نگه دارد، اون تمام این فشار ها را جمع میکند و تبدیل به کنش بیرونی میکند و تبدیل به یک هیولای جانی میشود که به قتل کسانی که به او ظلم کرده اند به بدترین شکل ممکن، روی می آورد، و تبدیل میشود به جوکری که همه ما آن را میشناسیم،او ناخواسته جنبشی را شکل می دهد که عموم مردم همانطور که آن فرد ثروتمند آن هارا نامیده بود خودشان را به شکل دلقک در میاورند و درمقابل ثروتمندان و قدرتمندان قرار میگیرند. فیلم به تحول آرتور به جوکر میپردازد و این تحول را به عالی ترین شکل ممکن روایت میکند.شاید سوالی که بتوان مطرح این است که واکین فینکیس جوکر بهتری را توانسته ارائه دهد یا هیث لجر. در جواب باید گفت بازی هیث لجر در نقش جوکر در فیلم شوالیه تاریکی به حدی فوق العاده است که بازی عالی واکین فینکیس هم به آن نمیرسد، و سوای آن محبوبیت شخصیت جوکر به عنوان یک شخصیت منفی در بین مردم، و تا حد زیادی موفقیت این فیلم مدیون بازی هیث لجر بوده است. اما این نکته شایان ذکر است جوکری که هیث لجر آن را بازی کرده با این جوکر تفاوت های زیادی دارد.جوکر فیلم شوالیه تاریکی یک فرد شرور با گذشته ای البته تلخ است.او یک خلافکار ماهر و حرفه ای است و فردی پیچیده است که اقداماتش با هدف و فلسفه ی خاصی طراحی شده اند، او در واقع میخواهد به مردم شخصیت حقیقی خودشان را نشان دهد و از این جهت اون میتوانست یک فیلسوف در حد و اندازه های نیچه یا هگل باشد.اما جوکری که تاد فیلیپس خلق کرده همانطور که گفته شده یک آدم ساده و عادی است که رفتار ها و کنش هایش تحت عنوان جوکر، اهداف پیچیده و فلسفی ندارند، بلکه بروز و واکنش طبیعی نسبت به فشار هایی است که در او شکل گرفته ، جملات او پرمغز و پرمفهوم اند اما به سادگی بیان میشوند و این سادگی از ابتدا تا زمانی که تبدیل به جوکر میشود حفظ میشود، او حتی در انتهای فیلم و در زمانی که مشغول صحبت با مجری یک برنامه تلنت شو است، درحالی که به واسطه او یک جنبش مردمی شکل گرفته بیان میکند که از سیاست و این جنبش بی اطلاع است و تنها از عذاب و دردی که از سمت دیگران دریافت کرده برای او می گوید.در مجموع باید گفت جوکر از نظر جنبه های سینمایی فیلم خوبی است، اما به شخصه چیزی که جوکر را برایم تبدیل به یک فیلم متفاوت و خاص کرد،نخست شخصیت پردازی و تحول شخصیت بسیار عالی شخصیت آرتور بود ، و درگام بعد داستان و روایت فوق العاده فیلم ساز که که توانسته بود به خوبی به مسائل اجتماعی که جهان امروز درگیر آن است بپردازد و یک رویکرد ضد نئولیبرالیسمی داشته باشته باشد.</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>S / 9</author>
                <pubDate>Wed, 27 Nov 2019 22:29:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بهانه تریلر فیلم جوکر ( 2019 Joker )- برداشتی آزاد از شخصیت جوکر</title>
                <link>https://virgool.io/joker-review/%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-2019-joker-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-q6gqvut7jm0a</link>
                <description> http://listme.ir/list/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-5da844ca459a8/masih نقاشی از جوکردر این نوشته می خوانید:فیلم جوکر ۲۰۱۹، قهقهه هایی از عمق تاریکی انسانلیست کاراکترهای جوکرهدیه! تصاویر با کیفیت جوکر برای پس زمینه موبایلاطلاعات فیلم جوکر 2019 نامزد در اسکار 2020نقدهایی که همیشه مثبت نیستند فیلم جوکر ۲۰۱۹، قهقهه هایی از عمق تاریکی انسان  هزاران سال است که انسان در مورد وجه تاریک خود میداند، افسانه می‌سازد،داستان می گوید،فیلم می سازد،روانشناسی میکند،جادوگری میکند و ...وجهی تاریک که هرکسی کمی از آن را درک‌میکند. روانشناس‌ها میگویند نباید وازد عمق این سیاهی شد،از کنار آن باید رد شد و فقط همیشه نیم نگاهی به آن داشت و فقط وجودش را پذیرفت،فقط همین.حال آنکه برخی انسان‌ها چاره‌ای جز زندگی با این تاریکی را ندارند. گاه تمام تلاش خود را میکنند که دربرابر تاریکی زندگی‌شان نوری بتابانند تا امید در دل‌شان نمیرد.اما وقتی عمق درد و سیاهی آن چنان عمیق میشود که امید فقط نامی مسخره می شود بدون وجود خارجی،روح و جان فرد شروع به انقلابی میکند تا فرد را آماده‌ی پادشاهی در تاریکی نماید.تصویر جوکر - در فیلم جوکر2019 بعد از مدتی با فردی مواجه‌ایم که به شدت با معیارهای دنیای سفید که چهارچوبی کوچک برای ذهن‌مان شده فرق میکند،فردی که هاله‌ی سیاه از درونش به بیرون تراوش میکند. این افراد با طی کردن عمیق ترین احساس‌های انسانی به چنان عمق فلسفی رسیده‌اند که بزرگان ما فقط در حیرت رسیدن به آن مانده‌اند. خفاش شب را به یاد می‌آورید. در برنامه‌ای کمی با وی صحبت کردند،فردی که قتل‌هایش عامل ترس وحشت بود، چنان وجودش پر‌از آرامش و حرف‌هایش عمیق بود که اگر وحشت قتل‌هایش را نادیده می‌گیرفتید شیفته‌ی عمق نگاهش می‌شدید.همه‌ی این‌ها را گفتم که بگویم تیزری که از فیلم جوکر به نمایش درآمده،و البته تجربه‌ی ما از کاراکتر جوکر با بازی هیث اندرو لجر داشته‌ایم، بنظر می‌آید که با نمایشی از عمق تاریکی مواجه‌ایم. نمایشی دیوانه‌وار که بیشتر افراد آن را منزجر کننده و غیر منطقی می‌دانند، درحالی که این نمایش سایه‌ایست شکل گرفته از عمق تاریک یکایکِ ما.پیشنهاد میکنم که این لیست کاراکتر های جوکر و فیلم هایی که جوکر در آن بوده است نیز ببینید و به بهترین شخصیت آن رای بدهید: ????لیست کامل شخصیت های جوکرهدیه من به شما ?تصاویر با کیفیت و نایاب جوکر برای بک گراند گوشیامیدوارم این تصاویر رو به عنوان بکگراند موبال خودتون دوست داشته باشید بهترین تصاویر جوکر جهت پشت زمینه گوشیشباهت حال و هوای امروز امریکا با  فیلم جوکر 2019 فیلم جوکر،  نوعی پیشگویی از جامعه شورش پرور و طاغی‌ساز است. شورش و طغیان، انتخاب اولیه قهرمان داستان نیست راه حلی هم که او به آن روی می‌آورد هم، دردی را دوا نمی‌کند اما وقتی صدایش شنیده نمی‌شود عملا راهی جز ویران کردن خود و دیگری نداردهمه چیز در مورد موفقیت مالی جوکرفیلم «جوکر» نام خود را به عنوان پرفروش‌ترین فیلم بادرجه R در تاریخ سینما ثبت کرده و به فروش ۱.۰۷ میلیارد دلاری دست یافته، لازم به ذکراست این فیلم با بودجه‌ای متوسط از سوی کمپانی برادران ورانر ساخته شد.Joker is an upcoming American psychological thriller film distributed by Warner Bros. Pictures and based on the DC Comics character Joker. It is intended to be the first in a series of DC-based films separate from the DC Extended Universe. WikipediaRelease date: October 4, 2019 (USA)Director: Todd PhillipsBudget: 55 million USDProduction companies: Bron Studios, Village Roadshow Pictures, Sikelia Productions, DC FilmsProducers: Todd Phillips, Martin Scorsese, Bradley Cooper, Emma Tillingerو اما نقدهایی که همیشه مثبت نیستندبی­‌تردید از زمان «شوالیه­ سیاه» به بعد، «جوکر» ساخته­ «تاد فلیپس» جسورانه‌­ترین فیلم سینمای ابرقهرمانی است؛ یک فیلم اوریجینال واقعی که حتماً به عنوان یکی از مرزشکن­‌ترین فیلم­‌های پرفروش قرن بیست و یکم در یادها خواهد ماند. این فیلم شیپور جنگ زهرآگین برای اینسل‌­های خودمحور (مجردهای ناخواسته) است، و یک داستان فوق­‌العاده آشنا دارد و از «راننده تاکسی» و «سلطان کمدی» آن‌قدر بهره گرفته است که احتمالاً باید «مارتین اسکورسیزی» را تهیه­‌کننده­ فیلم دانست.اولین تفاوت «جوکر» تاد فیلیپس، زمان ساخت و اکران آن است.«جوکر» یک فیلم انقلابی نیست.چهره جوکر سفید، لبانش سرخ و موهایش سبز رنگند.جوکر در تمام روایت‌های پیشین انگیزه‌اش دزدی استاین فیلم در تسخیر نوعی روح تحریک‌آمیز قرار گرفته است.فیلم درباره‌ یک خودشیفته‌ آدمکش است.«جوکر» ساخته‌ «تاد فلیپس» جسورانه‌ترین فیلم سینمای ابرقهرمانی است.هر چیزی در این دنیا باید خیلی خیلی بد شود تا مردم به صرافت تغییر دادن آن بیفتند.فیلم، نشان می‌دهد که چطور انسان‌های لعنتی می‌توانند در دنیایی لعنتی وجود داشته باشنداین فیلم در تسخیر نوعی روح تحریک‌­آمیز قرار گرفته که به ندرت سر و کله‌­اش در فیلم‌­های معمولی پیدا می‌­شود، اما در عین حال تحت هدایت ارباب مجللی است که نه نظم و ترتیب سرش می­‌شود و نه اهمیتی به برخورد مسئولانه با چنین جنس خطرناکی می‌­دهد و همیشه راه بزدلانه را برای خروج از حساس­‌ترین موقعیت­‌ها انتخاب می­‌کند.«جوکر» فیلمی مخصوص بزرگسالان و در قد و قواره­ انسانی است که بر مبنای یک کتاب کمیک ساخته شده و منتقدانِ «مارول» مدت­‌ها منتظر آن بوده‌­اند – هیچ اکشنی، هیچ لباس اسپندکسی، هیچ جلوه­ ویژه­ مشخصی وجود ندارد و کل فیلم آن‌قدر شجاعانه و جدی است که طرفداران «دنیای توسعه یافته­ دی سی» احساس خواهند کرد مرده‌­اند و نسخه­ اسنایدر را دیده‌­اند – اما بدترین اتفاق ممکن برای دنیای سینما هم هست، زیرا آینده­ تیره و تاری را نشان می­‌دهد که در آن ناتوان­‌ترین افراد کنترل سینما را به عهده گرفته­‌اند و حتی نفرت­‌انگیزترین فیلم‌­ها با بودجه­‌های متوسط‌شان هم در صورتی که ارتباطی هرچند اندک با برخی شخصیت‌­های داستانی مشهور داشته باشند، می‌­توانند به موفقیت‌­های بزرگی دست بیابند (و نامزد دریافت جایزه­ اسکار شوند). فیلم «گمشده در ترجمه­» بعدی درباره­ «بیوه­ سیاه» و «هاوارد استارک» خواهد بود که آخر هفته با هم به هتل سوکوویا می­‌روند؛ «کارولِ» بعدی یک درام قدیمی زیبا و دردناک درباره­ «والکری» جوان خواهد بود که عاشق زن زیبای بلوندی می‌شود که در فروشگاه اسگردیان دیده است.«جوکر» فیلمی درباره­ یک خودشیفته­ آدمکش است که حس می­‌کند باید مرکز توجه جهان باشد – مردی که ترجیح می­‌دهد برای خندیدن آدم بکشد تا اینکه بگذارد دنیا به او بخندد. جوکر همچنین فیلمی درباره­ تأثیرات ضد انسانیِ یک سیستم سرمایه­‌گذاری است که نردبان اقتصادی را لیز و لغزان می­‌کند و مرز بین ثروت خصوصی و ارزش شخصی را چنان تار می­‌کند که حتی خود زندگی هم ارزش واقعی‌­اش را از دست می‌­دهد.فیلیپس که قبلاً میراث سینمایی‌­اش با سه‌­گانه­ «خماری» و آن صحنه از فیلم «سفر جاده‌­ای» تعریف می­‌شد که در نقش یک منحرف ناشناس انگشتان پای «امی اسمارت» را می‌­مکید، حالا فیلمی ساخته که به نحوی مجموع همه­ آن چیزها در کنار هم است: فیلم موفقیت­‌آمیز، مبتکرانه، عجیب و غریب و الگوشکن و آشفته‌­بازاری از عدم انسجام اخلاقی است که سطح استانداردهای‌مان را پایین می‌­آورد. چیزی از یک مأمور هرج و مرج مهارناپذیر کم (یا زیاد) ندارد.و هنوز حتی سراغ «واکین فینیکس» هم نرفته‌­ایم که بازی مسحورکننده و بی‌­نظیرش کاملاً جدید به نظر می­‌رسید اگر این‌قدر به کارهای قبلی­‌اش شباهت نداشت. اگر «فردی کوئل» و «تئودور تامبلی» وارد ماشین دورنوردیِ فیلم «پرواز» شوند، به «آرتور فلک» تبدیل خواهند شد. آرتور که به شخصیتی از اپرای پاگلیاچی می­‌ماند، در اوایل دهه­ ۸۰ میلادی در حومه­ شهر گاتهام سیتی زندگی می‌­کند که حتی قبل از اینکه کارگران جمع‌آوری زباله اعتصاب خود را شروع کنند هم رو به فساد می­‌رفت.اولین بار آرتور را وقتی می‌­بینیم که به آینه خیره شده و صورتش را برای شغل کوچک روزانه‌­اش رنگ می‌­کند؛ حتی در اتاقی پر از دلقک‌­های نفرت‌‌انگیز هم، این یکی به شکل خاصی ناراحت به نظر می‌­رسد. آرتور که هم پوست به استخوانش چسبیده هم قلنبه است، شبیه گرگینه­‌ای است که در میانه­ تغییر شکل، متوقف شده باشد (که می‌­تواند توضیحی برای موهای سیاه و بلند خیسش هم باشد).او ستم‌دیده است – یکی از آفریده‌­های بدبخت خدا. و فقط برای اینکه اوضاع بدتر شود، از اختلال ناپایداری عاطفی هم رنج می­‌برد و همین اختلال موجب خنده­‌های غیر قابل کنترل می­‌شود (او کارتی که همراه خود را دارد را به غریبه­‌های بی‌­تفاوتی می‌­دهد که چپ چپ به او نگاه می­‌کنند، آیینی که می‌­تواند هر کسی را از خود شرمنده کند). اگر جوکرِ «کریستوفر نولان» نیروی مرموز طبیعت بود، جوکرِ فلیپس نمی‌­توانست انسان­‌تر از این باشد – همه­ خصوصیات عجیب و غریب او آشکارا در معرض دید قرار دارند.این واقعی و عینی بودن مزایایی دارد اما می­‌تواند طاقت­‌فرسا هم باشد؛ فلیپس درست مانند اسکورسیزی در «سلطان کمدی»، مرز بین فانتزی و واقعیت را محو می­‌کند اما اصرار دارد که به عقب برگردد و خط واضح و مشخصی بین حقیقت و افسانه بکشد. این یکی از موارد بسیاری است که جوکر را به عنوان فیلمی که ارزش تفکر جدی را دارد، نشان می­‌دهد اما جوکر شجاعت لازم برای چنین چیزی را ندارد.فینیکس هر وقت که دلش می­‌خواهد دنبال الهه­ الهام­‌بخشش راه می­‌افتد. وقتی جوکر در فیلم جا می‌­افتد، به شکلی باورنکردنی غیر قابل پیش‌بینی می‌­شود. ماهیت بازی فینیکس – که متمم خوبی برای نگاه دلقک‌­وار و جذاب «هیث لجر» به شخصیت جوکر است – به شکلی است که نمی­‌توان به سادگی فهمید آیا آرتور دارد می­خندد یا گریه می­‌کند یا اینکه چه واکنشی از همه مناسب­‌تر است. کیست که نتواند این را درک کند؟گاتهام با حمله­ موش‌­های غول­‌پیکر روبه­‌رو شده است، میلیاردر ترامپی «توماس وین» نامزد انتخابات است و ادعا می‌­کند که تنها کسی است که می­‌تواند به فقرای شهر کمک کند، و مادر آرتور (فرانسیس کانروی) هم‌چنان با سماجت پسرش را «خوشحال» می‌­خواند چون معتقد است شرایط پسرش نشان می­‌دهد که او «به دنیا آمده تا شادی و خنده بپراکند.» دنیا یک شوخی است و با او لج است. اما چیزی نمانده که آرتور اوضاع را تغییر دهد – فقط باید متوجه شود که این زندگی در واقع یک کمدی است (در فیلمی که آنقدر می­‌خواهد جدی گرفته شود که نمی­‌تواند هیچ نشانه‌­ای از کمدی را در خود جا دهد، انجام این کار چندان هم ساده نیست).شاید بتواند کمدین شود، مثل قهرمانش «موری فرانکین» (رابرت دنیرو) که از «روپرت پاپکین» به «جری لنگفوردِ» جری لوئیس تبدیل شده و هر شب در یک برنامه­ تلویزیونی ادای «جی لنو» را درمی­‌آورد. دنیای بسط یافته­ بتمن، که شدیداً مسحور ماسک­‌ها و دیگر لایه‌­های عدم واقعیت است، همیشه با روش آمریکایی­‌ها تنها برای جعل کردن اکثر روابط‌شان از طریق تلویزیون هماهنگ بوده است، و «جوکر» وقتی به اوج می‌­رسد که این ظلمات بخصوص را از هم می‌­شکافد. اما آرتور منزوی­تر از آن است که بفهمد چه چیزی دیگران را می­‌خنداند.او در دفترچه­ خاطرات/جوک خود با خط خرچنگ قرباغه‌­ای می‌­نویسد «بدترین بخش مریضی روانی داشتن اینه که مردم انتظار دارن درست رفتار کنی، انگار که رفتارت درست نبوده.» هر انسان با احساسی می­‌تواند با او همدردی کند و هر کسی که خودش با چنین مشکلی مواجه باشد احتمالاً می‌­تواند خودش را در آینه­ این کلمات ببیند. آرتور انسان بدبختی است، منفور نیست. و اگر فلیپس فکر می‌­کند بقیه­ فیلم برای پیچیده‌­تر کردن شرایط کافی است، دارد خودش را گول می‌­زند.«جوکر» هم از لحاظ شخصی و هم از لحاظ سیاسی درمی‌­یابد که هر چیزی در این دنیا باید خیلی خیلی بد شود تا مردم به صرافت تغییر دادن آن بیفتند. ضربه­ روحی می­‌تواند تغییر شکل دهد. آرتور به بدترین وضع ممکن نمی‌­رسد تا وقتی که سه کارمند مست در مترو به او حمله می‌­کنند و او برای دفاع از خود، آن­‌ها را می­‌کشد. خب، بعضی از آن­‌ها را در دفاع از خود می­‌کشد. و بعد متوجه می­‌شود که گزارش‌های نفس‌­گیر درباره­ دلقک ناشناسی که کارمندان آینده‌­دار شرکت وین را کشته، اخبار را پر کرده‌­اند و تنش بین ثروتمندان و فقرای گاتهام بالا می‌­گیرد. شهر باید نجات داده شود، اما «بروس وین» هنوز فقط یک بچه است. کس دیگری باید قدم جلو بگذارد.نه که آرتور علاقه‌­ای به رهبری یک جنبش داشته باشد. اگر میکروفونی جلویش بگیرند فریاد می­زند «هیچ چیز را باور ندارم.» بله، او می­‌خواهد دنیا به تصویر خودش در آینه نگاه کند – همان‌طور که او هر روز صبح مجبور است خودش را در آینه ببیند – اما در واقع فقط می­‌خواهد کسی او را در آغوش بگیرد و بگوید که او واقعاً وجود دارد.با اینکه «جوکر» اغلب مانند کپی برابر اصلِ «سلطان کمدی» می­‌شود، اما آن فیلم درباره­ مرد بی­‌استعدادی بود که به این نتیجه رسیده بود که آدم خاصی است؛ اما این فیلم برعکس، درباره­ مرد بااستعدادی است که قرص قرمز را قورت می‌­دهد و به این نتیجه می‌­رسد که هیچ‌­کس است. این نقطه نظر به فلیپس اجازه می‌­دهد یک ژست غیرسیاسی بگیرد و با مردم دنیای ما حرف بزند، مردمی که تمایل دارند آرتور را یک الگو ببینند: تنها، سفیدپوستان ناتوانی که به دلیل جوامع خشمگین اطراف‌شان، جذب ایدئولوژی­‌های نفرت­‌آمیز می­‌شوند.این رویکردی سردرگم و خودانکارانه نسبت به فیلمی است که انتقام شخصی را جرقه­‌ای برای انقلاب­‌های سیاسی می‌­داند و رویکردی فوق­‌العاده خطرناک نسبت به فیلمی که آن‌قدر تحت‌تأثیر جنبه­ خرابکارانه­ خود قرار دارد که نمی‌­تواند آرتور را چیزی به جز یک قهرمان ببیند. فیلمبرداری جذاب و کثیف «لورنس شر» گویی چاپلوسی جوکر را می­‌کند، مانند کلوزآپ­‌های سریع و بی­وزنی که فینیکس را نشان می‌­دهند که مانند توآیلا ثارپ مشغول رقص دلقکی است، انگار که یک روح مقدس او را تسخیر کرده باشد. اما کارگردانیِ فلیپس به شکل ناامیدکننده‌­ای ناتوان از وارد کردن ما به ذهن آرتور است – تا خطر شناسایی جزئی­‌تری را به جان نخرد که یک فیلمبرداری شخصی­‌تر می­‌توانست زمینه­ آن را فراهم کند.وقتی «جوکر» وارد پرده­ طولانی دوم می­‌شود تا به پایان باشکوه اپراگونه­ خود نزدیک شود، فیلم از ظرافت غیرمنتظره­ خود مست می­‌شود. لحظاتی از خشونت غافلگیرکننده وجود دارد اما فیلیپس عمدتاً با قدرت نوظهور آرتور به این و آن سو کشیده می­‌شود. تفاوتی اساسی بین تعریف چنین داستانی به شکل یک فیلم هنری انسان­‌گریزانه و افسرده‌­کننده مانند «راننده تاکسی» و تعریف آن به شکل جهانی یک فیلم ابرقهرمانی که قرار است دنیا را در چندپرده به تصویر بکشد، وجود دارد. در این زمینه، آن داستان خواه ناخواه شکل و شمایل آرزو به خود می‌­گیرد. و فلیپس اولین کسی است که فریب جاذبه­ آن را می­‌خورد – و با درماندگی جذب تمایلی ذاتی می­‌شود تا جوکر را در اوج قدرت ببیند.«جوکر» نشان می­‌دهد که چطور انسان­‌های لعنتی می­‌توانند در دنیایی لعنتی وجود داشته باشند – فیلمی که تا انتها اصرار دارد کسی نمی‌­تواند دیگری را انکار کند. دلیل دیوانگی آرتور، آشغال‌دونی بودن گاتهام نیست و دلیل آشغال‌دونی بودن گاتهام هم دیوانه بودن افرادی مانند آرتور نیست. آدم بدها، چه فقیر چه پول‌دار، تنها کسانی هستند که این‌طور فکر می­‌کنند. اما حالا دهه­‌هاست که بتمن و جوکر هم‌چنان یکدیگر را خلق می­‌کنند زیرا همه­ ما روی الاکلنگ بی­‌پایانی بین قهرمان­‌ها و شرورها، بین نظم و هرج و مرج، گیر افتاده‌­ایم. همان‌طور که مجری خبر می­‌گوید: تنها راه حل برای مشکل موش‌­های غول‌­پیکر، گربه­‌های غول­‌پیکر هستند.اما فلیپس که بین خلق دوباره­ ابرقهرمان از عدم و انداختن یک ظاهر مبدل روی همان داستان اصلی احمقانه‌­ای که قبلاً ۱۰۰۰ بار دیده‌­ایم گیر کرده، باید جوکر را به شکلی نشان دهد که هم نور باشد هم سایه، یین باشد و یانگ، تنها مرد عاقل در دنیایی مجنون باشد. باید کیکش را بخورد و بعد آن را به صورتش بمالد و خنده­ بزرگ و قرمزش از روی لب­‌هایش محو نشود. نتیجه، سرگرمیِ بزرگ و تر و تمیزی است که می­‌خواهد برای همه­ مردم همه چیز باشد، بیشتر معادل سینمایی گربه­ شرودینگر است تا تست رورشاخ، و کاری می­‌کند احساس کنیم که فیلم، و شرایط فعلی فیلمسازی استودیویی، ممکن است به صورت هم­زمان هم زنده باشد هم مرده.وقتی که کلمه­ «پایان» با آن خط­‌الرسم بانمک و قدیمی­‌اش روی صفحه ظاهر می‌­شود، «جوکر» نه به شدت تأثیرگذار است و نه فقط «یک فیلم سرگرم‌­کننده­ دیگر». هر دوی آن­‌هاست. آن‌قدر خوب هست که خطرناک باشد و آن‌قدر بد هست که دنبال بهتر از آن باشیم. قرار است دنیا را زیر و رو کند و همه­ ما را از شدت هیجان دیوانه کند. خوب یا بد، این دقیقاً همان فیلمی است که جوکر دلش می­‌خواهد.اولین تفاوت «جوکر» تاد فیلیپس با نمونه‌های قبلی، زمان ساخت و اکران آن است. «جوکر» تاد فیلیپس وقتی قرار شد ساخته شود که تجمعاتی مثل اعتراضات هامبورگ به نظام سرمایه‌داری در حاشیه نشست سران کشورهای صنعتی (موسوم به جی ۲۰) در مرحله تدارک قرار داشت و البته هنوز عملیاتی نشده بود و وقتی روانه پرده‌ها شد که جلیقه‌زردهای فرانسه به سالگرد اعتراضات‌شان نزدیک می‌شدند. وقتی این فیلم داخل یکی از سالن‌های سینمایی فرانسه در حال نمایش بود، مخاطبی گمنام از روی صندلی‌اش فریاد الله اکبر سر داد و عده‌ای از ترس حمله تروریستی سالن را ترک کردند. در اعتراضات عراق که شروع‌شان به قبل از اکران فیلم «جوکر» برمی‌گردد، کسانی با آرایشی شبیه همین دلقک سینمایی به اجتماعات وارد شدند و بقیه با آنها سلفی گرفتند. «جوکر» در خیلی از نقاط دنیا تبدیل به نماد خشم فرو خورده‌ای شد که شاید یک‌سری گروه‌های اجتماعی متضاد با همدیگر را در دایره‌اش یک‌جا جمع کرد.اتفاقا امسال در جشنواره کن هم فیلمی توانست برنده نخل طلا شود که شباهت‌های مضمونی‌اش به «جوکر» قابل انکار نیست، با این تفاوت که جوکر در فضای داستان بین شهروندان خشمگین طرفدارانی پیدا می‌کرد و خانواده خشمگین فیلم «انگل» در تمام رسانه‌ها به عنوان قاتل یا همدست قاتل معرفی می‌شدند و جز همدیگر کسی را نداشتند. با این حال، صحنه‌ای که در فیلم کره‌ای «انگل»، پدر خانواده فقیر، چاقو را در قلب مرد ثروتمند فرو می‌کند و غافلگیری شوک‌آور این صحنه که در عین حال بسیاری از مخاطبان درکش می‌کردند، نشان از این می‌داد که جهان امروز چقدر خشمگین است. این خشم نه تنها برآمده از فاصله طبقاتی و بهره‌کشی‌های ظالمانه طبقه سرمایه‌دار سفته‌باز، بلکه علاوه بر آن، بابت وضعیت تک‌صدایی جهان است. وقتی در این نوع فیلم‌ها به نمادهای رسانه‌ای حمله می‌شود از همین رو است. دنیا پر شده از تبلیغات بازرگانی و هدف این تبلیغات، طبقات برخوردار هستند.این یعنی در چرخه عظیم اقتصاد امروزی، آنها که تولید می‌کنند و آفریننده هستند، حتی برای گول خوردن هم چیزی به‌حساب نیامده‌اند و عجیب نیست که اگر این خشم یک روز به طور ناگهانی فوران کرد، دیده شود که ویران‌گرترین نتایج را به بار بیاورد. اما «جوکر» یک فیلم انقلابی نیست، یک فیلم انتقامی است و به همین دلیل توانسته در جاهای مختلف دنیا بین گروه‌های متفاوت فکری و اجتماعی که رویکردی متضاد با هم دارند، محبوب باشد. یکی از موضع فاشیستی خشمگین است و یکی رویکرد چپ دارد. یکی سکولار است و دیگری در سالن نمایش الله اکبر می‌گوید. یکی برای همپالگی‌های طبقاتی‌اش بیشتر از خودش ناراحت و خشمگین است و دیگری فقط سهم خودش را می‌خواهد.این‌طور که واکنش‌های مختلف به فیلم «جوکر» در سراسر دنیا نشان داد، جهان بی‌عدالت امروز اتفاقاً در گستراندن فقر و بدبختی و تحقیر بین گروه‌ها و طیف‌های اجتماعی مختلف، کاملا عدالت را رعایت کرده و کسی را بی‌نصیب نگذاشته و همین است که تمام تنوع‌ها و تناقض‌های افراد بی‌صدای دنیا را در این یک کلمه همصدا کرده که «نه!»، یا به عبارتی روشن‌تر؛ تصمیم جماعت‌های مختلف در یک هارمونی هماهنگ، از این احساس عجولانه آب می‌خورد که «هر چیزی باشد، فقط غیر از این که امروز هست». بله «جوکر» یک فیلم روانشناختی است؛ با آن قسمت از روح و روان افراد سروکار دارد که احساساتی اطفاء نشده نسبت به وضعیت خفقان‌آور جهان تک‌قطبی دارد. شاید در درون همه ما یک جوکر هست، همان‌طور که احتمالا در درون همه‌مان یک چگوارا هم باشد و البته کاراکترهای دیگر…اما آیا اگر هر کدام از جوکرهای دیگر که طی ۵۰ سال گذشته در سینمای قصه‌گو، انیمیشن‌ها و سریال‌های تلویزیونی تولید شده‌اند، امروز به نمایش در می‌آمدند، ممکن بود که این درجه از تاثیرگذاری را در آنها روی جهان پیرامون دید؟ جوکر تاد فیلیپس چه تفاوت‌هایی با نمایش‌های قبلی این شخصیت دارد؟ شخصیتی که حدود ۸۰ سال پیش در کتاب‌های داستان مصور پا به عرصه وجود گذاشت و نوع خاصی از بدجنسی را ارائه می‌داد که یادآور توصیفات ابلیس یا همان شیطان رجیم در ادیان ابراهیمی بود.توجه به تفاوت‌های جوکر تاد فیلیپس با نمونه‌های قبلی‌اش، یکی از راه‌گشاترین روش‌ها برای پی بردن به چرایی این تاثیرگذاری غافلگیرکننده است. جوکر معمولاً کتی ارغوانی می‌پوشد و گاهی کتی به رنگ آبی کاربنی. در فیلم  فیلم تاد فیلیپس جوکر کت قرمزرنگ پوشیده است. این تفاوت، احتمالا معنای نشانه‌شناختی خاصی ندارد جز اعلام علنی مرزبندی تاد فیلیپس با روایت‌های پیشین این شخصیت. چهره جوکر سفید، لبانش سرخ و موهایش سبز رنگند.در بعضی از تصاویر، دور چشمانش نیز سیاه رنگ هستند که تمام این‌ها در فیلم تاد فیلیپس هم هست متنها با این تفاوت که علت این رنگ چهره، در داستان‌های مختلف، متفاوت است و تاد فیلیپس بر خلاف اکثر روایت‌های قبلی، این نوع آرایش چهره را مطابق اراده خود شخصیت نشان می‌دهد. در بیشتر کمیک‌ها، علت تغییر چهرهٔ جوکر، پرت شدن او به درون مواد شیمیایی ذکر شده ‌است. در این روایت‌ها جوکر پیش از این یک مهندس شیمی بوده اما حالا تاد فیلیپس آن را کسی نشان می‌دهد که از ابتدا شغلش دلقکی بوده است.در برخی روایت‌ها، دو طرف دهان جوکر، زخمی مانند یک لبخند وجود دارد که در یک روایت، این زخم را بتمن بر صورتش می‌اندازد. در فیلم «شوالیه تاریکی» کریستوفر نولان، جوکر در دو صحنه مختلف، دو علت مختلف برای این واقعه ذکر می‌کند. در یک جا می‌گوید پدرش که یک الکلی معتاد بوده، یک شب که مست شده، با چاقو به مادرش حمله می‌کند. سپس به سمت او بر می‌گردد و به این بهانه که «چرا اینقدر جدی هستی پسر؟» با چاقو، لبخندی روی صورتش می‌کشد.«چرا اینقدر جدی هستی پسر؟» تکیه‌کلام معروف جوکر در فیلم‌ها و کتاب‌های مختلف است؛ چیزی که تاد فیلیپس آن را به عمد حذف کرده است و به جایش از دهان جوکر می‌شنویم که «حتی یک بار در زندگی‌ام واقعا شاد نبوده‌ام». جوکر در جای دیگری از شوالیه تاریکی می‌گوید که همسرش به او می‌گفته چرا اینقدر کم می‌خندد؟ همسرش یک قمارباز بوده و یک بار، کلی بدهی بالا می‌آورد و طلبکاران، صورتش را خط خطی می‌کنند.جوکر برای این که نشان دهد این موضوع برایش اهمیتی ندارد، با چاقو روی صورت خود لبخندی ایجاد می‌کند ولی همسرش که نمی‌توانسته چنین چهره‌ای را تحمل کند، او را ترک می‌کند. اما این علت زخم لبخند صورت جوکر در انتهای فیلم تاد فیلیپس خونی است که پس از بیان ناگفته‌های جوکر از دهانش در انتهای فیلم جاری می‌شود. یک تصادف برای نجات جوکر از ماشین پلیس توسط هوادارانش باعث می‌شود این خون در دهان او جمع شود و جوکر با آن دور دهانش طرح لبخند را رسم می‌کند که شاید همین با شکوه‌ترین صحنه فیلم باشد.جوکر در اکثر روایت‌های قبلی مانند بسیاری دیگر از شخصیت‌های کمیک‌بوکی، توانایی یا قدرت فوق‌بشری خاصی نداردو فقط با مهارتش در خلق سموم شیمیایی سعی می‌کند دست به خرابکاری بزند. البته بعضا از سلاح‌های عجیب و نامتعارف مانند ورق نیز استفاده می‌کند اما جوکر تاد فیلیپس قبلا مهندس شیمی نبوده و سلاح خاص و پیچیده‌ای هم ندارد.در برخی داستان‌ها نشان‌ داده شده که جوکر با دستیارش «هارلی کویین» رابطه عاشقانه دارد. هارلی هم معمولا به جوکر در اجرای نقشه‌های شیطانی‌اش کمک کرده است.  هارلی کویین دختر سفیدپوستی است که از ۱۹۹۲ به جهان جوکر وارد شد. او پرستار جوکر در بیمارستان روانی بود و به فرار این شخصیت کمک می‌کرد. اما در فیلم تادفیلیپس جوکر (البته در رویا) با یک دختر سیاه‌پوست رابطه عاطفی دارد. شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جوکر ۲۰۱۹ با نمونه‌های قبلی، انگیزه‌های او برای اعمال خرابکارانه‌اش باشد.جوکر در تمام روایت‌های پیشین یا انگیزه‌اش دزدی است که این مورد کمتر وجود دارد و یا در بیشترین موارد، او نیتی جز رساندن پیام ندارد. در «بتمن» کریستوفر نولان صحنه‌ای هست که جوکر با دلار تپه‌ای بسیار بزرگ ساخته و از روی آن سر می‌خورد. سپس دلارها را با فندک آتش می‌زند و می‌گوید: «پول مهم نیست، مهم انتقال پیام است.» او همچون ابلیس، رسالتی برای خودش قائل است که ثابت کند انسان در ذات خودش موجود پلیدی است.اما وقتی در فیلم تاد فیلیپس، رابرت دنیرو که نقش مجری استندآپ‌کمدی را بازی می‌کند، از او می‌پرسد «آیا سه کارمند وال‌استریت را کشتی تا پیامی برسانی و رهبر اعتراضات شوی؟» او پاسخ می‌دهد که نه، من آنها را کشتم چون آدم‌های بدی بودند. به عبارتی انگیزه او این‌بار کاملا شخصی تعریف می‌شود و حالا جوکر از یک شخصیت انقلابی خبیث که مثل شیطان رسالتی در نمایاندن خباثت انسان‌ها و تحریک آن دارد، تبدیل به الهه انتقام با نیت‌هایی قابل درک می‌شود که معلوم نیست قابل تایید هم باشند.</description>
                <category>مجله جوکر</category>
                <author>امیر دانشی پور | Amir Daneshipour</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2019 17:52:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>