نانوا هم جوش شیرین می زند...
چگونه بنویسیم که سانسور نشویم!

در این چند سالی که در سایت ویرگول حضور داشتهام تا به حال این حجم از حذف و سانسور مطالب را به چشم ندیده بودم. البته قبلا لایههایی پنهانی از این نوع حرکت از طرف تیم ویرگول به نفع محتواهای خاصی صورت گرفته بود که نه از طرف حکومت بلکه خود مدیریت این سایت به صورت دیکتاتورمابانهای بعضی از مطالب را در اعتراضات گذشته بیشتر در معرض دید قرار میداد که البته همان موقع هم اهالی ویرگول نسبت به این نوع تبعیض واکنش نشان دادند هرچند که این اعتراضات بیفایده بود و ویرگول به یک ورش هم نبود که دیگران هم حقی در این سایت خراب شده دارند.
روند دیکتاتور مآبانهی ویرگول چند سالی است که روی مخ کاربر اسکی میرود، از برگزاری پویشهای فرمایشی و دادن جایزههای گزینشی تا فروکردن تبلیغات بیارتباط با سایت در چشم مخاطب. ما همه جور تبلیغاتی دیدم در این سایت حتی تبلیغ رشد مو با قرصهای دکتر معجزه!
اما گویا امسال آش آن قدر شور بوده است که حکومت ترجیح داده فرمان را خودش به دست بگیرد و روند حذف و سانسور را شخصاً مدیریت کند تا جایی که دیدیم که سایت ویرگول برای مدتی محتواهای تازه منتشر شده را نشان نمیداد و همچنین نمیشد برای یک مطلب نظری نوشت هرچند که جوانان غیور ایرانی راههایی برای دور زدن این محدویتها پیدا کردند.
حرفم این است که ما همیشه در طول این سالها با سانسور روبرو بودهایم آن هم با شدتهای کم و زیاد. تو مملکت ما انگار هیچ وقت حد وسطی وجود نداشته است. کافی است مثلا یک نفر به موی یک زن گیر بدهد، آن وقت جماعتی پیدا میشود که چشم و گوش را میبندند و به طرف مقابل حمله میکنند یا در مقابل، اگر یک نفر کلاه یک آخوندی را از سرش بردارد و روی زمین بیندازد، باز یک عده تندرو گریبان دریده و کفن میپوشن تا با دشمن فرضی مبارزه کنند.
قوانین را آدمها بر اساس عقاید خودشان مینویسند پس نباید زیاد آنها را جدی گرفت، همچنین این قوانین با توجه به شرایط جامعه ممکن است دستخوش تغییرات نانوشتهای شود که شاید با عقل جور درنمیآید.
باید قبول کرد که شاید هیچ وقت ما نتوانیم یک جامعهی معتدل داشته باشیم و هیچ حکومتی هم وجود نخواهد داشت که بتواند همهی مردم را راضی نگه دارد، پس در هر برحهای از تاریخ که قرار داشته باشیم، امکان این وجود دارد که حرفمان به مذاق عدهای خوش نیاید و مورد حذف و سانسور قرار گیرد.
اما باید این نکته را همیشه به یاد داشته باشیم که هیچ گاه خورشید پشت ابر نمیماند و حرف حق با تمام همهی سانسورها و حذف شدنها، باز راه خود را از دل تاریکی پیدا میکند و خود را به دست مخاطب خود میرساند.
در این مدت افراد زیادی چه از قدیمیها و چه از جدیدها در ویرگول مشاهده کردم که دست به اعتصاب زده و حتی تهدید کردند که حساب کاربری خود را حذف میکنند که چه بسا عدهای هم برای همیشه از ویرگول پر کشیدند. تجربهی چند سال وبلاگ نویسی به من نشان داده که پیشرفت در هر نوع محتوایی در ادامه دادن است حتی اگر آن را حذف و سانسور کنند. این را از این بابت میگویم که اگر نگاهی به تاریخ ادبیات بیندازیم، میبینیم اگر قرار بود نویسندگان به خاطر سانسور شدن مطالبشان دست از نوشتن میکشیدند، اکنون ما از داشتن ادبیاتی چنان غنی محروم بودیم.
در مورد اینکه چگونه بنویسیم تا سانسور نشویم هم چند پیشنهاد کاربردی و ساده خدمت شما ارائه میدهم، باشد که رستگار شویم!
یک
نوشتن را با نام و یاد خدا شروع کنید.
دو
از رهبران حکومت به نیکی یاد کنید.
سه
جان ناقابلتان را فدای رهبران حکومت کنید.
چهار
بنویسید که همه چیز در این مملکت ارزان است، حتی جان آدمی!
پنج
بنویسید آن قدر آزادی بیان وجود دارد که هر روز اشک شوق در چشمانتان جاری میشود.
شش
بنویسید حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است.
هفت
بنویسید عدالت در این سرزمین به وفور پیدا میشود.
هشت
بنویسید مسئولین حکومتی ما در هر پست و مقامی، خالصانه و صادقانه به مردم خدمت میکنند.
نه
بنویسید کشور ما هیچ وقت دچار خشکسالی نمیشود.
ده
بنویسید گرچه آب و برق و گاز مجانی نیست، ولی خداروشکر که هیچ وقت آنها قطع نمیشوند.
یازده
بنویسید که رهبران حکومت علاوه بر دنیا، آخرتمان را هم آباد کردهاند.
دوازده
بنویسید ما در کشورمان هیچ فقیری نداریم.
سیزده
بنویسید حاضریم نان خشک بخوریم اما باج به استکبار جهانی ندهیم.
چهارده
بنویسید مسئولین ما حق دارن حقوق نجمومی بگیرند چون بندههای خدا خیلی زحمت میکشند.
پانزده
بنویسید انرژی هستهای حق مسلم ماست گرچه هنوز نمیدانیم حق کدام مسلم ماست!
شانزده
بنویسید هر که این شرایط گل و بلبل مملکت را دوست ندارد، جمع کند و از این مملکت برود.
هفده
چیزی نگویید که بعداً بگویند چیزی گفتهاید!
هجده
همیشه و همه جا خوب کشورتان را بگویید تا خودای نکرده دشمنان فکر بدی در مورد شما نکنند.
نوزده
بنویسید اختلاص حق مسلم مسئولین است.
بیست
به مسئولین نمره بیست بدهید.
۴ اسفند ۱۴۰۴
مطلبی دیگر از این انتشارات
خداحافظ (شاید تا اطلاع ثانوی شاید هم برای همیشه) 💌👋
مطلبی دیگر از این انتشارات
کاربر صندلی پلاستیکی ناصر
مطلبی دیگر از این انتشارات
«فضای غبارآلود استدیوی خبر» حذف شد