<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات کنار گوشه</title>
        <link>https://virgool.io/kenargoosheh/feed</link>
        <description>در کنارگوشه از سفر به کنارگوشه دنیا مینویسیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 14:05:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/4d0davvlimv2/mphim0.png</url>
            <title>کنار گوشه</title>
            <link>https://virgool.io/kenargoosheh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا در سفر یادداشت برداری و خاطره نویسی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/kenargoosheh/why-take-note-during-travel-euvjwwgvzh70</link>
                <description>Ship museum, Borobudur temple, Indonesia   می دانید که کریستف کلمب، دریانورد بزرگ و کاشف قاره آمریکا هیچ وقت نفهمید قاره جدیدی را کشف کرده است! وی تا پایان عمرش نه یک بار که چهار بار به امریکا سفر کرد و فکر می­کرد مسیر جدیدی به آسیا پیدا کرده است. با این اوصاف نظرتان در مورد سفر با آقای کلمب چیست؟ به نظر هیجان انگیز است اما چطور به دردسر نیافتیم؟ فعلا یک دفترچه و قلم گوشه کوله تان قایم کنید تا بهتان بگویم! قبل از سفر کمی تحقیق کنید! مقصد مورد نظر را در گوگل سرچ کنید، موقعیت مکانی و نکات مهم و کلی را در دفترچه یادداشت کنید. سپس به سراغ اطلاعات جزئی تر بروید و با افرادی که قبلا سفر کرده اند یا آنجا زندگی می کنند صحبت کنید، وبلاگهای سفر را بخوانید یا یادداشت های قبلی خود را مرور کنید. اطلاعات جمع آوری شده، در مورد مکان های دیدنی، مکان های مناسب اسکان، هزینه های حمل و نقل، غذاهای خوشمزه و رستوران های خوب را به طور خلاصه بنویسید. پس از جمع آوری اطلاعات میتوانید برنامه ریزی و تخمینی از هزینه ها داشته باشید.باید هشدار بدهم اگر یادداشت برداری را پشت گوش بیاندازید امکان دارد از قاره کشف نشده دیگری سر در بیاورید! البته در تحقیق زیاده روی نکنید! ناسلامتی همسفر کریستف کلمب هستید و قرار است سفری هیجانی و اکتشافی را از تجربه کنید! یادداشت برداری در طول سفردر حین سفر گه گاه دفترچه را از جیبتان در بیاورید و یادداشت های مختصر و مفید بنویسید. در مورد هزینه ها، مکانهایی که دیدن کردید و دیدگاهتان، تصمیم های درست و نادرست، اکتشافات و نکات جالب مثل یک یک کافی شاپ زیبا، یک مراسم جالب یا معماری متفاوت در خانه ها و....شاید با خودتان بگویید من که نویسنده نیستم! نوشتن به چه کارم می آید؟! به نظر من سفر یک کتاب است پر از آموزه های جدید که متاسفانه ممکن است مثل درس و کتاب های مدرسه فراموش شود اما این یادداشت ها درست سر به زنگاه به کمک مان خواهند امد. با کمک این یادداشت ها می توانید به دیگران کمک کنید تا سفر بهتری داشته باشند یا برای سفرهای بعدی خودتان بهتر برنامه ریزی کنید. لطفا در یادداشت برداری هم زیاده روی نکنید! علاوه بر این که دفترتان هنوز به نصف سفر نرسیده تمام می شود، کریستف کلمب هم دوست ندارد زمانی که باید پارو بزنیم تا به سمت جلو حرکت کنیم، شما سرتان توی دفتر و کتاب باشد! شما که دوست ندارید وسط اقیانوس هلاک شوید!آینده را بنویسید! همیشه صفحه آخر دفترتان را بگذارید برای رویا پردازی و هرزمان عکسی دیدید، سفرنامه ای خواندید، مسافری را ملاقات کردید و داستان سرزمینی زیبا را شنیدید که ضربان قلبتان را بالا برد در ان صفحه یادداشت کنید.و در آخر، از همین جا از دفترچه یادداشتم متشکرم که در سفرها همراهم بود و هست اما باید بگویم دفترچه فقط دفترچه است؛اگر در پی رویایتان از ناکجا آباد سر در آوردید نترسید و ناشناخته ها را دنبال کنید! سفر واقعی کتاب راهنما ندارد!راستی اگر از سفر با کریستف کلمب خسته شدید و دوست دارید تنها سفر کنید این مطلب را بخوانید. چرا تنها سفر کنیم؟</description>
                <category>کنار گوشه</category>
                <author>Atefeh Mohib | عاطفه محیب</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2019 23:54:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تنها سفر کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/kenargoosheh/why-solo-travel-is-great-cke20ys0pfuc</link>
                <description>solo, Indonesia  چرا تنها سفر کنیم؟+ تنها سفر میکنی؟-بله من تنها سفر میکنم!این مکالمه را برای خودتان تکرار کنید. چه حسی دارید اگر آن مسافر تنها شما باشید؟ ترس، غرور، تنهایی یا رهایی. ممکن است در سفر تک نفره تمام این حس ها را تجربه کنید. اگر هنوز مردد هستید یا سفر تنهایی را کسالت بار، خطرناک یا بی فایده می دانید، من به شما می گویم چرا همین حالا سفر تنهایی خود را شروع کنید.  اولین سفر تنهایی من سفری ناگهانی و چهار روزه به شیراز زیبا در فصل اردیبشهت بود. صبح تصمیم گرفتم، برنامه ریزی کردم و حدود ساعت 12 شب به شیراز رسیدم و خودم را با تاکسی به محل اقامتی که رزرو کرده بودم رساندم. قبل از سفر حسابی می ترسیدم و مادرم به شدت نگران بود. اما در طی آن چهار روز دوستانی پیدا کردم، از مردم شهر پرس و جو کردم، نقشه گوگل به کمکم آمد و حسابی در شهر گردش کردم و سفر شیراز شد بهترین سفر زندگی من.در این سفر دوستان جدیدی  پیدا کردم که قدم زدن در شیراز زیبا را برای من لذت بخش تر کردند. من در این سفر فهمیدم چقدر پیدا کردن دوستان جدید برایم هیجان انگیز است. بعد از آن همیشه سعی کردم خجالت را کنار بگذارم و با لبخند سلام کنم! در اوقات تنهایی هم، من که پیش از این حتی تنهایی پیاده روی رفتن را هم دوست نداشتم ، چگونه لذت بردن از تنهایی را یاد گرفتم.در این چهار روز با چالش های ناگهانی هم روبه رو شدم که هنوز هم در حل کردنشان مشکل دارم اما می توانم بگویم قوی تر و مسلط تر شدم. مهمترین مساله شاید این است که دختری که تنها سفر کند هنوز به رسمیت شناخته نشده است! اما اگر پلیس سوال پیچتان کرد بهترین کار شفافیت و راستگویی و آرامش است. این هم درس آخر در مسیر بازگشت از شیراز. خیالتان راحت باشد که سفر داخل ایران خیلی پر چالش نیست و نهایتا با اتوبوس به خانه برمی گردید.   خب حالا نقشه گوگل را باز کنید و نگاهی بیندازید! رویای سفر به کدام کشور را دارید؟ دور است یا نزدیک؟ توی آسیاست یا باید به قاره دیگری پرواز کنید؟ دوست دارید حتما یک همراه داشته باشید؟ چه کسی بهتر از خودتان؟اواخر تابستان سال 97 برای یک دوره آموزشی راهی اندونزی شدم. هفته آخر چند نفری با تعجب از من پرسیدند یعنی خانواده همراهت نمی آیند تا مستقر شوی؟ و من تا همین امروز به همه گفتم من تنها سفر میکنم. میتوانم بگویم از 6 ماه قبل از سفر و تمام مدت اقامت در اندونزی برای من یک دانشگاه تمام عیار بود. هرروز چیزهای جدید آموختم، چالش های جدید برخوردم و تصمیم های بزرگ گرفتم. می توانم بگویم به اندازه ده سال زندگی کردم و بدون این سفر دور و دیر زندگیم تا چندسال آینده هیچ تغییر چشم گیری نمی کرد.در اندونزی سعی کردم با مردم محلی ارتباط برقرار کنم و سبک و سیاق زندگی در اندونزی را یاد بگیرم. کمی زبانشان را یاد گرفتم. با خیابان ها و بازارهای محلی و کافه ها آشنا شدم و کم کم آماده شدم به شهرهای دیگر سفر کنم. من آدم سفرهای توریستی نبودم و با کمک دوست کوله گردم در سایت کوچسرفینگ ثبت نام کردم. حدود یکماه بعد از ثبت نام حتی به سراغش نرفتم چون بشدت میترسیدم. اما بالاخره برای شرکت در یک فستیوال، اولین درخواستم را فرستادم و مهربان ترین و بهترین میزبان دنیا را پیدا کردم.حالا بعد از گوگل، کوچسرفینگ بهترین دوست من، مسافر تنها، است. کوچسرفینگ به من کمک کرد دوستان بیشتری پیدا کنم که همه عشق سفر بودند و مشوق و کمک رسان من شدند برای سفرهای طولانی تر و گاهی بی برنامه! بعد از هر سفر به اینکه چطور کمتر خرج کنم، چطور مشکلات را پیش بینی کنم، چطور کوله سبک تری ببندم و ... فکر میکردم. این سوالها و چالش ها حتی زندگی یکجا نشینی من را تحت تاثیر قرار داد و من را پخته تر و برای تجربه های جدید شجاع تر کرد.سفر درهای جدیدی را هم به روی من باز کرد. من حتی فکر هم نمی کردم کوله گرد و نویسنده سفر بشوم اما امروز تصویر من از آینده با این دو گره خورده است! وقتی سفر می کنم دوست دارم بنویسم و وقتی مینویسم دوست دارم بیشتر سفر کنم.سفر تنهایی همیشه گل و بلبل نیست. بعضی وقتها اگر ازت بپرسند&quot; تنهایی سفر میکنی؟&quot; شاید بغض کنی و اشک توی چشمهایت جمع شود اما خیلی زود فراموش می کنی. چون در سفر است که حس می کنی کل جهان خانه توست و حس میکنی چقدر زنده هستی.  Dieng, central Java, Indonesia</description>
                <category>کنار گوشه</category>
                <author>Atefeh Mohib | عاطفه محیب</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2019 20:22:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>