<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مصطفی لامعی</title>
        <link>https://virgool.io/lameei/feed</link>
        <description>پست‌های نوشته شده توسط مصطفی لامعی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 05:26:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/dozcavmptn7z/hcqwbn.png</url>
            <title>مصطفی لامعی</title>
            <link>https://virgool.io/lameei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا شما T-shape مارکتر هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-T-shape-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF%D8%9F-r1fjltqzzcjc</link>
                <description>بازاریابی و مخصوصا بازاریابی دیجیتال حوزه‌ها و تخصص‌های فراوانی دارد که هر کدام از آنها هم دارای ویژگی‌های خاصی هستند. گاهی این سوال ممکن است پرسیده شود که یک بازاریاب باید در کدام حوزه‌ها تسلط داشته باشد؟ آیا لازم است همه چیز را بداند و یا فقط بر روی یک موضوع تسلط داشته باشد؟‌ همین سوال باعث شد تا شاهد ظهور Full-Stack Marketer ها باشیم. اما از آن گذشته اصطلاح دیگری هم در دنیای منابع انسانی داریم به نام T-Shape Skills که پایش به دنیای بازاریابی هم باز شده است.

همانطور که گفتیم فردی که در رشته دیجینال مارکتینگ فعالیت می‌کند با حجم زیادی از مهارت‌ها و رشته‌های تخصصی روبرو است که می‌تواند آنها را فرا بگیرد اما باید گفت که رشته دیجیتال مارکتینگ نیاز به افرادی دارد که چند وجهی هستند و در بخشهای مختلف می‌توانند اثر بخش باشند اما عموما هر فرد می‌تواند فقط در یک یا چند حوزه تخصص عمیق داشته باشد.

T-Shape مارکتر هم دقیقا همین وضع را دارد. او می‌تواند در رشته‌های مختلفی از بازاریابی دیجیتال فعالیت کند اما در یک یا چند رشته دانش عمیقی دارد و به عبارت دیگر به شکل تخصصی کار می‌کند. به شکل زیر دقت کنید:



فرد یک دانش کلی از تمام موضوعات دارد ولی در یک رشته عمق دانش بسیار زیادی کسب کرده است و عموما هم در همین رشته به شکل تخصصی فعالیت می‌کند. کسب دانش در تمام رشته‌های مربوط به دیجیتال مارکتینگ به شما این امکان را می‌دهد تا موفق به برقراری ارتباط با دیگر افراد تیم شده و اهداف و دورنمای درستی را برای کسب‌وکار مشخص کنید. از طرف دیگر کسب دانش عمیق در یک رشته به شما این امکان را می‌دهد تا به شکلی دقیق و درست در آن رشته فعالیت کرده و کارها را پیش ببرید.

نکته دیگری که باید مد نظر قرار دهید این است که تلاش برای تبدیل شدن به یک T-Shape مارکتر شما را همیشه در چرخه یادگیری قرار می‌دهد برای اینکه باید برای کسب دانش به روز هر روز تلاش کنید.

این نوع تفکر فقط محدود به دیجیتال مارکتینگ نیست و می‌تواند در رشته‌های دیگر هم مطرح شد. تجربه شخصی بنده حکایت از آن دارد که کسب‌ دانش عمومی در مجموعه‌ای از رشته‌های به هم مربوط و کسب دانش عمیق در برخی از آنها به شما در کسب فرصتهای جذاب و جالب به شدت کمک خواهد کرد. علاوه بر این به شدت در انجام کارها موفق خواهید بود.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Aug 2018 05:00:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان سیب طلایی و نرسیدن به اهداف</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-dpunc3wq99jh</link>
                <description>برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهداف و هدف‌گذاری همیشه برای همه جالب است مخصوصا وقتی به انتهای سال نزدیک می‌شویم. برای هدف‌گذاری درست هم روشهای مختلفی پیشنهاد شده است. اما در این نوشته کاری به این روشها نداریم. چند روز پیش داستانی در همین مورد در یک کتاب خواندم که دوست دارم آن‌را برای شما هم تعریف کنم.

روزی روزگاری در یونان باستان دختری زندگی می‌کرد که دونده بسیار سریعی در اسپارتا بود. پدر این دختر اصرار داشت که دختر ازدواج کند اما دختر رضایت نمی‌داد. تا اینکه یک روز صبر پدر تمام شد و تصمیم گرفت که یک مسابقه بین ۳ دونده برگزار کند و جایزه برنده، ازدواج با دخترش باشد. دختر که این خبر را شنید خیلی ناراحت شد ولی از آنجا که دونده خوبی بود پدرش را راضی کرد تا خودش هم در مسابقه شرکت کند و اگر برنده شد دیگر ازدواج نکند. پدر برای اینکه دخترش ناراحت نشود شرط او را پذیرفت و فکر هم نمی‌کرد که دختر برنده شود.

روز مسابقه فرا رسید و همه متوجه شدند که احتمال برنده شدن دختر وجود دارد. اما یکی از شرکت کننده‌ها به نام هیپومنس که به شکلی دسترسی به ۳ سیب طلایی پیدا کرده بود، هر وقت که دختر می‌خواست از او جلو بزند یک سیب طلایی را جلوی پای او می‌انداخت. دختر هر بار می‌ایستاد تا سیب را بردارد و همین می‌شد که عقب می‌افتاد و دست آخر مسابقه را هم باخت.

چرا برای دختر این اتفاق افتاد؟ چرا دختر برای جمع کردن سیب‌ها ایستاد؟ مگر هدف دختر این نبود که در مسابقه پیروز شود؟

این داستان در زندگی روزمره برای همه ما اتفاق می‌افتد. وقتی هدف مشخصی نداریم یا اینکه اهداف خود را ننوشته‌ایم و خیلی روی آنها تمرکز نداریم هر روز چندین بار برای برداشتن سیب‌های طلایی می‌ایستیم و بعد از سالها زندگی‌ می‌بینیم که به جایی که دوست داشتیم برسیم، نرسیده‌ایم.

پیشنهاد می‌کنم حتما این داستان را به خاطر بسپارید و هر بار که کسی به شما پیشنهادی داد با توجه به اهداف خود ببنید که آیا این پیشنهاد حکم سیب طلایی را دارد یا نه و بعد تصمیم بگیرید.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Aug 2018 07:55:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۲ مهارت لازم برای یک Full-Stack Marketer</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DB%B2%DB%B2-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-Full-Stack-Marketer-bkynfuji3qlt</link>
                <description>حتما واژه Full-Stack developer را شنیده‌اید. فردی که این توانایی را داشته باشد باید بتواند تمام کار توسعه نرم‌افزار را انجام دهد. یعنی این توانایی را دارد که در همه سطوح مربوط به توسعه نرم‌افزار فعالیت کند. با توسعه روز‌افزون جامعه کسب‌وکارهای نوپا یا همان استارت‌آپ‌ها، عمدتا به دلیل کمبود منابع، استفاده از این افراد به شدت افزایش یافت. افرادی چند وجهی که دارای شخصیت ‌خاصی هم بودند و خیلی برایشان فرقی نمی‌کرد که در حال انجام چه کاری هستند و فقط این برایشان مهم بود که مسئله را حل کنند.

با گذشت زمان استارت‌آپ‌ها در حوزه‌های دیگری از جمله در حوزه بازاریابی به افرادی نیاز پیدا کردند که همانند Full-Stack developer ها بتوانند در همه بخشهای بازاریابی فعالیت کنند و مسائل مختلفی را در این حوزه حل کنند.

به مرور زمان افرادی پای به دنیای بازاریابی گذاشتند که پیش‌ زمینه مهندسی داشتند و به دلیل فعالیت عمده آنها در فضای فن‌آوری و مهندسی، با استفاده از رویکردهای فن‌آوری محور شروع به حل کردن مسائل مربوط به بازاریابی کردند. این افراد با نام هکر رشد (Growth Hacker) معرفی شدند که البته هم اکنون هم فعالیت می‌کنند.

به مرور زمان مسئله بازاریابی داده محور (Data driven marketing) مطرح شد. حالا افرادی که در حوزه بازاریابی فعالیت می‌کردند بیشتر مانند برنامه‌نویسها و مهندسین با موضوع بازاریابی برخورد می‌کردند. البته باید به این موضوع هم دقت کرد که این افراد در استفاده از هر دو طرف مغز خود توانایی بسیار زیادی دارند چون بازاریابی علاوه بر دانش نیاز به خلاقیت دارد.

برای تبدیل شدن به یک ‌Full-Stack marketer باید مهارتهای بسیاری را فرا گرفت که در ادامه لیستی که وید فاستر موسس زاپیر پیشنهاد کرده را بررسی می‌کنیم:

مناسب‌ سازی برای موتورهای جستجو SEO
این مهارت یکی از مهم‌ترین و شاید اولین مهارت هایی است که یک علاقه‌مند به دیجیتال مارکتینگ باید فرا بگیرد. با استفاده از این دانش خواهید آموخت که چگونه می‌توانید سایت خود را برای بهتر دیده شدن در موتورهای جستجو مناسب‌ سازی کنید.
نوشتن متون تبلیغاتی یا (Copywriting)
باید بیاموزید که چگونه متونی بنویسید که توسط مردم خوانده شود. نوشتن تیترهای جذاب یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که در این بخش خواهید آموخت.
Paid Advertising
تسلط کافی بر روی پلت‌فرم‌های خرید تبلیغات مثل google adwords بسیار مهم است.
ایمیل مارکتینگ
یک Full-Stack marketer باید بتواند با استفاده از روشهای اخلاقی و تکنیک‌های Permission Marketing آدرسهای ایمیل مربوط به مخاطبین را جمع کرده و از این طریق با آنها ارتباط موثر برقرار کند.
رسانه‌های اجتماعی
درک درست از روش ایجاد یک اجتماع مجازی و برقراری ارتباط با مخاطبین در سطح رسانه‌های اجتماعی. داشتن درک درستی از محتوی وایرال و همچنین روش برقراری ارتباط با اینفلوينسرها بسیار مهم است.
تعریف موقعیت در بازار یا Positioning
باید بتواند موقعیت محصول خود را نسبت به محصولات مشابه در بازار تعیین کند. باید روش جذب بهترین مخاطب برای محصولاتش را بداند.
بازاریابی در محصول یا In Product Marketing
فهمیدن اینکه چرا مردم از محصول شما استفاده می‌کنند و چطور می‌توان این استفاده را بیشتر کرد.
روابط عمومی
بداند که چگونه می‌تواند توجه اهالی رسانه و وبلاگ‌نویسان را جلب کند. بتواند به مرور زمان ارتباطاتش را قوی کند تا همیشه پوشش رسانه‌ای داشته باشد.
بازاریابی محتوا محور
توانایی تولید محتوای مربوط به محصولاتش را داشته باشد. باید بتواند با این کار میزان استقبال مخاطبان از محصولاتش را افزایش دهد.
وبلاگ‌نویسی
وبلاگ‌نویسی هم یکی از انواع تولید محتوا است. باید بتوانید مرتب پست‌های وبلاگ بنویسید و بدینوسیله مخاطب را جذب کنید.
نقل داستان
از مهمترین مهارتها در بازاریابی توانایی نقل داستان است. بشر از اول خلقت هم همه دانش و آموخته‌های خود را با داستان به نسل‌های بعدی منتقل می‌کرده است.
بازاریابی در چرخه عمر
این کار معمولا توسط ارسال ایمیل برای افرادی که علاقه‌مندی خود را قبلا اعلام کرده‌اند و در مرحله خاصی از چرخه فروش هستند انجام می‌شود. اگر این کار به درستی انجام شود گاها تا ۱۰ درصد و یا بیشتر هم موجب افزایش فروش می‌شود.
بازاریابی در اپ استور
بازاریابی محصول در اپ استورهای مختلف چیزی است که باید به خوبی در آن مهارت پیدا کنید. این استورها به شما این امکان را می‌دهند که محصولات خود را به سرعت در اختیار میلیونها نفر قرار دهید.
آمار و ارقام
یکی از مزایای دیجیتال مارکتینگ امکان اندازه‌گیری میزان اثر بخشی فعالیت‌های بازاریابی مختلف است. به همین دلیل باید بتوانید بر ابزارهای آمارگیری تسلط پیدا کرده و این آمار را تحلیل کنید.
A/B تست
یک دیجیتال مارکتر باید بتواند با استفاده از بازخوردهای دریافتی کار خود را بهبود ببخشد. یکی از راه‌کارها برای دریافت بازخورد استفاده از A/B تست است.
بهینه‌سازی صفحات فرود
باید بتوانید با تغییر دادن اجزای یک صفحه فرود نتایج حاصل از آن را بهبود ببخشید.
HTML/CSS/Javascript
باید بتوانید خودتان تغییرات فنی لازم را در برخی از پروژه‌ها بدهید. گاهی نیازی نیست که در انتظار تیم فنی باشید. آموختن این مهارتها نیز در سطح نیاز یک دیجیتال مارکتر کار بسیار ساده‌ای است.
پشتیبانی از مشتریان
بازاریابها باید همیشه با مشتری در ارتباط باشند و هیچ راهی بهتر از پشتیبانی برای انجام دادن این کار وجود ندارد. بازاریابی که نتواند با استفاده از انواع ابزارهای ارتباطی با مشتری در ارتباط باشد کاری را از پیش نخواهد برد.
ارائه کردن یا Pitching
هر بازاریابی باید همیشه در حال ارايه کردن باشد. گاهی برای راضی کردن یک وبلاگ نویس برای انتشار پست مهمانش و گاهی هم برای راضی کردن برگزار کننده سمینار برای سخنرانی کردن. ارائه کردن یک مهارت ضروری برای یک بازاریاب است.
پخش
تولید محتوا خوب است ولی باید کاری کردن که این محتوا در بسترهای مختلف پخش شده و توسط مخاطب دیده شود. یک بازاریاب باید بتواند بسترهای مناسب برای پخش محتوا را پیدا کند.
توسعه کسب‌وکار
توسعه کسب‌وکار هنر شریک شدن با یک شرکت دیگر به شکلی است که به رشد هر دو کمک کند. این کار بسیار سخت است و چیزی فراتر از یک قرارداد فروش است.

مهارت پیدا کردن در هر کدام از این ۲۱ مورد نیاز به سالها تلاش و کار جدی دارد اما لازم نیست نگران این موضوع باشید. کافیست با مهارت در یک یا دو مورد کار را شروع کنید و به مرور زمان به دانش مورد نیاز در همه قسمت ها دست پیدا خواهید کرد. نکته مهم این است که هیچ چیزی مانند کار عملی نمی‌تواند به شما در آموختن این مهارت‌ها کمک کند.

 



این نوشته قبلا در قالب پست مهمان با همین عنوان سایت itiran منتشر شده است.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Aug 2018 12:43:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه استراتژی محتوا بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%9F-hfoknxw1w8bo</link>
                <description>در فصل اول از « راهنمای مبتدیان برای بازاریابی مبتنی بر محتوا» این موضوع را بررسی کردیم که آیا بازاریابی مبتنی بر محتوا برای یک کسب‌وکار خاص مفید است یا خیر؟ قبل از شروع بازاریابی مبتنی بر محتوا لازم است کمی وقت بگذارید و استراتژی محتوای مناسب را بنویسید. این کار به شما در به دست آوردن نتایج بهتر کمک خواهد کرد. در این نوشته که دومین فصل از این مجموعه است به تعریف و نوشتن استراتژی محتوی خواهیم پرداخت.

تفاوت استراتژی محتوا (Content Strategy) و بازاریابی مبتنی بر محتوا (Content Marketing) چیست؟

با اینکه بسیاری این دو واژه را بجای هم استفاده می‌کنند اما لازم است بدانید که این دو واژه با هم تفاوت معنایی دارند. منظور ما وقتی از واژه « استراتژی محتوا » استفاده می‌کنیم در حقیقت «استراتژی بازاریابی مبتنی بر محتوا Content Marketing Strategy» است.




 	استراتژی محتوا: راهنماهای داخلی و قوانین
 	استراتژی بازاریابی مبتنی بر محتوا (محل همپوشانی): دورنما، اهداف، مخاطب شناسی، صدا و سبک، ایده، قوانین بیرونی
 	بازاریابی مبتنی بر محتوا: تقویم محتوا، تولید، گلچین کردنCuration، تبلیغ، تکرار

استراتژی محتوا، دورنما Vision را مد نظر قرار می‌دهد. اینکه چرا و چگونه محتوای شما ساخته،‌ مدیریت، به روزرسانی و بایگانی می‌شود. تمام محتوایی را که مشتری شما با آن روبرو خواهد شد را بررسی می‌کند. استراتژی محتوا با بازاریابی مبتنی بر محتوا همپوشانی دارد و همین باعث می‌شود بسیاری از موضوعات به نظر مربوط به استراتژی محتوا بیایند اما در حقیقت مربوط به بازاریابی مبتنی بر محتوا هستند.

بازریابی مبتنی بر محتوا بر روی تاکتیک‌ها و اجرا تمرکز دارد. تولید محتوا، گلچین کردن آن Curation و ویرایش مطالبی که دقیقا به منظور بازاریابی تولید شده اند کارهایی هستند که در حوزه بازاریابی محتوا دسته‌بندی می‌شوند. این محتوا می‌تواند هر چیزی از پست وبلاگ گرفته تا محتوای یک صفحه تاییدیه Confirmation Page باشد و هدف آن ایجاد یک ارتباط قابل اعتماد میان محصولات و خدمات شرکت با بازار است که در نهایت باعث خرید آنها شود. بازاریابی مبتنی بر محتوا یعنی تولید محتوایی که نه تنها توسط مخاطب مورد استفاده قرار می‌گیرد بلکه به او در پیش‌رفتن در قیف فروش Sales Funnel هم کمک می‌کند.

برای مثال یک استراتژیست محتوا ممکن است متوجه کمبود اعتماد میان شرکت و مشتریانش شود و چند راه‌کار را برای ایجاد اعتماد پیشنهاد دهد. اما کار را ممکن است یک متخصص بازاریابی محتوا با انجام دادن یک مصاحبه با موسس شرکت جهت رفع این مشکل و ایجاد اعتماد پیش ببرد. متوجه شدید که چطور این دو نقش کامل کننده یکدیگر هستند؟

با توجه به این مسائل اجازه دهید در ادامه به گامهایی که برای تدوین استراتژی محتوای خود به آنها نیاز دارید بپردازیم.


دورنما: بدانید که به کجا می‌روید
استراتژی محتوا زمانی که سوالاتی مانند « چه کاری داریم انجام می‌دیم؟» و « چرا داریم این کار رو دوباره انجام می‌دیم؟» پرسیده می‌شوند راهنمای بسیار خوبی است. شما نیاز به یک استراتژی دارید که مختص به شرکت، مخاطب و شرایط حاکم بوده و می‌تواند چهارچوبیFramework برای پاسخ دادن به این سوالات فراهم کند. از طرفی هم نیاز به استراتژیی دارید که به اندازه کافی چابک و انعطاف پذیر باشد که به محض تغییر در شرکت، مخاطب و شرایط، بتواند تغییر کند.

با دورنمایی شروع کنید که انتظار دارید شرکت در ۳ یا ۵ سال آینده در آنجا باشد و سپس به سمت تدوین برنامه‌ای حرکت کنید که مشخص می‌کند که محتوا چگونه به شما در رسیدن به آن دورنما کمک خواهد کرد. این کار پایه استراتژی است. حالا شما در مسیر تدوین یک استراتژی محتوا قرار گرفته‌اید.


مخاطب خود را تعریف کنید
دومین گام در تدوین استراتژی محتوا این است که بدانید که با چه کسی قرار است صحبت کنید. باید اطلاعات مختلفی را در مورد مخاطب بدانید:

 	اطلاعات دموگرافیک (سن، جنسیت، موقعیت مکانی و ...)
 	روی اینترنت کجا می‌توان آنها را پیدا کرد؟ (کدام سایتها را غالبا بازدید می‌کنند؟)
 	از طریق چه کانالهایی ارتباط می‌گیرند؟ (توییتر، اینستاگرام یا ....)
 	از چه کسانی حرف شنوی دارند؟  (با این کار می‌توان افرادی را که روی آنها تاثیر دارند را پیدا کرد)
 	درد آنها Pain Points چیست؟

بعدا در قسمت ایده‌‌ها بیشتر در مورد ابزارها و راه‌کارهای مختلف برای تحقیقات درباره مخاطب صحبت خواهیم کرد اما فعلا بدانید که استراتژی محتوای شما بدون داشتن شناخت دقیق از مشتری کامل نیست.


بازبینی محتوا
یکی از مراحل مهم تدوین استراتژی محتوا نگاهی دقیق به محتوایی است که تا به حال تولید شده است. دقت کنید که بازبینی محتوا Content Audit اغلب با استراتژی محتوا اشتباه گرفته می‌شود در حالی که تنها مرحله‌ای است از تدوین استراتژی محتوا.

در اینجا گامهای پایه بازبینی محتوا را به شما نشان خواهیم داد. اگر نیاز به جزییات بیشتری در زمینه بازبینی محتوا دارید می‌توانید به این راهنما از Distilled و یا این راهنما که با تمرکز بیشتر بر روی SEO توسط Everett Sizemore نوشته شده مراجعه کنید. علاوه بر اینها می‌توانید از ارایه مایکل کینگ و چارتی که توسط Inflow تهیه شده استفاده کنید.

گامهای پایه، بسیار اساسی و مهم هستند ولی پیش‌بردن آنها دشوار نیست.
گام اول: لیست کردن محتوای فعلی
برای شروع بازبینی محتوا اول لیستی از محتوای موجود بسازید. اگر سایت شما کوچک است می‌توانید این کار را دستی انجام دهید در غیر اینصورت می‌توانید از یک Crawler مانند Screaming Frog استفاده کنید. اینجا راهنمای خوبی برای استفاده از این ابزار منتشر شده است.
گام دوم: سازماندهی و برچسب زدن روی محتوا
لیست محتوا را بر اساس معیارهای زیر کامل کنید:

موضوع

محتوا در مورد چیست؟ آیا در مورد چیزی که می‌فروشید صحبت می‌کند یا بیشتر آموزشی است؟ آیا در مورد بازاریابی مبتنی بر محتوا، رسانه‌های اجتماعی، نرخ تبدیل، صفحه‌های فرود، A/B تست و یا موضوع دیگری است؟ لیست کاملی از دسته‌بندی‌‌های محتواهای منتشر شده درست کنید و هر محتوا را با یکی یا ۲ تا از آنها برچسب بزنید. بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که مخاطب بیشتر به کدام موضوع علاقه دارد.

طول

طول محتوا چقدر است و آیا تاثیری در میزان خوانده شدن و به اشتراک گذاشته ‌شدن آن داشته است؟ آیا مخاطبان شما محتوای بلند و کامل را ترجیه می‌دهند و یا بیشتر به دنبال محتوای کوتاه هستند؟

آهنگ

آیا محتوا با مزه است؟ حرفه‌ای است؟ فنی است؟ در این بخش آهنگ هر مطلب را با برچسب زدن مشخص کنید.

ارتباط

موضوع هر مطلب چقدر به شکل مستقیم با کسب‌وکار شما ارتباط دارد؟ آیا موضوع دقیقا درباره محصول شما است و یا مطلب بامزه‌ای است که علاوه بر خوش آمدن به مذاق مخاطب به شکلی خیلی نامحسوس به کسب و کار شما هم ارتباط دارد؟ مقیاسی برای اندازه گیری ارتباط موضوع با کسب‌وکار طراحی کرده و سپس وضع هر مطلب را روی آن مشخص کنید.

تاریخ مصرف

بعضی از محتواها همیشه قابل استفاده هستند و برخی دیگر دارای تاریخ مصرف هستند. نوع هر محتوا را از این منظر مشخص کنید.

ویژگی

چه نوع مطلبی و چگونه عرضه شده است؟ آیا در آنها ویدیو به کار رفته است؟ مقدار زیادی گرافیک؟  اینفوگرافیک؟ آیا ساختار مناسب برای SEO در آن رعایت شده است؟

 
گام سوم: سنجه‌های موفقیت را اضافه کنید.
وقتی همه این اطلاعات را جمع‌آوری کردید می‌توانید سنجه‌های موفقیت را اضافه کنید. این سنجه‌ها بر اساس اهدافی که قبلا در استراتژی تعریف کرده‌اید متفاوت هستند. اما سنجه‌های زیر می‌تواند برای شروع کار مورد استفاده قرار گیرد:

 	ترافیک
 	سنجه‌های مربوط به Engagement
 	میزان به اشتراک گذاری در رسانه‌های اجتماعی
 	Assisted Conversion

 

همه این داده‌ها را در یک جا جمع کردید؟ تبریک. بخش طولانی کار را انجام داده‌اید.
گام چهارم: داده‌ها را برای یافتن پترن و گپ آنالیز کنید
شما به دنبال روندها Trendsهستید تا ببینید که چه موفقیتی را بر پایه آنها می‌توانید بسازید و چه چیزهایی نیاز به بهتر شدن دارند. فراموش نکنید که به دنبال یافتن گپ‌ها باشید. گاهی وقتها به محتوایی نیاز دارید که هنوز تولید نشده است. آیا ۱۵ پست در مورد ابزارهای استفاده شده در هر مطالعه موری منتشر شده دارید؟ آیا همه نوشته‌های شما در مورد موضوعات پیشرفته است؟ شاید مخاطبان شما همه افراد تازه‌کاری باشند که به دنبال آموختن از تجربه دیگران هستند؟ نگاه به عقب و دسته‌بندی نوشته‌های قدیمی این دید را به شما می‌دهد که بدانید کجا بودید و به کجا می‌خواهید بروید.

از جداول پیوت استفاده کنید. اگر تا به حال این کار را نکرده‌اید اینجا ویدیوی خوبی در این مورد وجود دارد. این جداول ابزار بسیار خوبی برای آنالیز اینگونه داده‌ها است و به شما اجازه می‌دهد که ۲ دسته داده‌ را با هم مقایسه کنید. با کمی کار می‌توانید از اکسل با گوگل شیت برای گرفتن گزارش استفاده کنید. ( برای مثال ترافیک متوسط هر دسته از موضوعات)



تعریف اهداف

زمانی که دورنمای خود را تعریف کردید و با تحلیل اطلاعات متوجه شدید که چقدر در جهت رسیدن به آن دورنما در حال حرکت هستید زمان آن رسیده است که گپ ها را پر کنید. و این یعنی تعیین کردن هدف برای محتوا.

اهداف را طوری انتخاب کنید که قابل فهم، قابل اندازه‌گیری و زمان‌دار بوده و چیزهایی باشند که محتوای شما قادر به انجام دادن آنها باشد.  برای مثال هدف « گرفتن رتبه اول برای عبارت لباس عروس تا انتهای Q2» هدفی است که برای رسیدن به آن بیشتر باید واحدهای SEO و فنی درگیر باشند. هدف بهتر این است که بگویید« تهیه کاملترین راهنمای موجود در اینترنت در مورد جنس پارچه لباس عروس تا انتهای Q2» .

مقاله‌های بسیاری در مورد چگونگی تعریف هدف منتشر شده است. پیشنهاد ما این است که ۳ تا ۴ هدف با تمرکز بر روی محتوا تعیین کنید.

سبک خود را با شخصیت برند همسو کنید

اسناد استراتژی بهترین جا برای نوشتن در مورد سبک برند هستند. همین‌جا بسته به اندازه شرکت می‌توانید تمام اطلاعاتی را که نویسندگان در مورد برند لازم دارند ذکر کنید. برای مثال می‌توانید در مورد روش استفاده از لوگو، چگونگی نوشتن نام برند، صدای برند و موضوعاتی از دست را ذکر کنید. هدف از تهیه این بخش این است که اگر نویسنده جدیدی به تیم اضافه شد به سرعت بتواند قوانین و نوع نوشتار را درک کند.

[منبع]</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jul 2018 05:00:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید تبدیل به یک شاعر قاتل شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85%D8%9F-eyj6w2ifo8np</link>
                <description>نوشتن یکی از مهمترین ارکان تولید محتوا و بازاریابی مبتنی بر محتوا یا Content Marketing است. این مهارت یا هنر از سالهای دور مهمترین ابزار مورد استفاده در صنعت تبلیغات بوده و امروز هم با وجود پیشرفت‌های فنی بسیار هنوز هم جایگاه خود را حفظ کرده است.

در متون تبلیغاتی هدف نویسنده این است که خواننده را ترغیب به خرید محصول یا خدمتی کند که درباره‌اش نوشته‌ است. دیوید اوگلوی پدر تبلیغات نوین می‌گوید:‌

وقتی یک متن تبلغاتی می‌نویسم دنبال این نیستم که به من بگویید چقدر خلاقانه است. بلکه دوست دارم آن نوشته چنان جذاب باشد که دست آخر محصول را بخرید.— دیوید اوگلوی
این یعنی قدرت تشخیص درست هدف. گاهی ما از تشخیص درست اهدافمان در کاری که انجام می‌دهیم باز می‌مانیم. فکر می‌کنیم هدف ما خلاقانه نوشتن است، گرفتن عکسی شاخص و هنری ، طراحی سایتی با کد تمیز و .... اما در اصل هدف این بوده که مشتری ترغیب به خرید محصول و یا خدمات شود.

ویلیمام مینارد موسس آژانس بیتز گفته بسیار معروفی دارد که در کتاب اوگلوی به آن اشاره شده است:‌
بیشتر نویسندگان به دو دسته تقسیم می‌شوند: شعرا و قاتل‌ها. شعرا به تبلیغ به عنوان انتهای کار نگاه می‌کنند. اما قاتلها به آن به عنوان دلیلی برای پایان. — ویلیمام مینارد
وقتی با نگاه یک شاعر به ساخت یک تبلیغ می‌نگرید بیشتر روی جنبه‌های هنری کار تمرکز می‌کنید. سعی خواهید کرد کار بسیار خلاقانه و نو باشد و توجه کمتری به کاربرد اقتصادی آن می‌کنید. این موضوع در مورد رشته‌های دگیر مانند برنامه‌نویسی، عکاسی، طراحی گرافیک و ... هم صادق است.

اما از طرفی وقتی با نگاه یک قاتل به کاری بنگرید تنها به دنبال رسیدن به هدف‌های تعریف شده هستید و هیچ اهمیتی به مسائل دیگر نمی‌دهید. اوگلوی معتقد است که یک نویسنده موفق در این حوزه فردی است که حد وسط را رعایت کند. این یعنی یک شاعر قاتل:
 اگر همزمان هم قاتل و هم شاعر باشید ثروتمند خواهید شد. — دیوید اوگلوی
این یعنی اینکه باید بتوانید علاوه بر رعایت بخش هنری کار بر روی کاربرد آن هم تمرکز کنید. نباید فراموش کنید که هدف شما از نوشتن این متن  یا انجام دادن کار چه بوده است.از طرفی هم رعایت برخی ظرایف کار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نمی‌توان تمام جنبه‌های خلاقانه و هنری کار را نادیده گرفت.

در نهایت می‌توان گفت که راز موفقیت در رعایت تعادل است و البته پیدا کردن نقطه تعادل کار ساده‌ای نیست.

به نظر شما با استفاده از چه روشهایی می‌توان به این سطح از تعادل دست پیدا کرد؟ </description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jul 2018 05:00:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Long Tail Keywords چیست و چگونه با استفاده از آن استراتژی محتوا را بنویسیم‌؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/Long-Tail-Keywords-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D8%9F-nhnhwdg4heuo</link>
                <description>نوشته در هر چهار نسل  بازاریابی مبتنی بر محتواContent Marketing از ارکان اصلی است. وقتی پای نوشتن در میان باشد همه نگاه‌ها به سمت نتایج موتورهای جستجو مخصوصا گوگل معطوف می‌شود. سالها پیش تمام راه‌کار گرفتن رتبه خوب از گوگل. استفاده از کلمات کلیدی بود. باید کلمات اصلی که متن در مورد آن بود را با دقت انتخاب می‌کردید تا مطالب شما سریع‌تر ایندکس شده و در نتایج موتور جستجو نمایش داده شود. امروز مردم بیشتر عبارات را جستجو می‌کنند و این عبارت در اصطلاح فنی معروف به Long Tail Keywords هستند.

امروز پیدا کردن کلمات کلیدی همچنان مهم است اما زاویه دید به آنها تغییر پیدا کرده است. دیگر نمی‌توان آنها را کلمات کلیدی نامید بلکه باید از آنها با عبارت « جملات کوتاه کلیدی » نام برد. مفهمومی وجود دارد به نام Long Tail Keywords که دقیقا به همین نکته اشاره می‌کند. وقتی شما در موتور جستجو عبارتی را تایپ می‌کنید و یا از دستیار صوتی ساعت هوشمند خود سوالی را می‌پرسید در حقیقت از یک Long Tail Keyword استفاده کرده‌اید.

استفاده از این کلمات کلیدی یا بهتر بگویم عبارات کلیدی نشان می‌دهد که باید توجه اصلی در تولید محتوا به جای موتور جستجو، بر مخاطب باشد. عموما عبارت کلیدی یا همان Long Tail Keyword موضوعی است که باید در مورد آن بنویسید و برای اینکه موضوع را پیدا کنید باید مشتری و مخاطب خود را به خوبی شناخته باشید.

برای پیدا کردن این عبارات کلیدی یک راه ساده وجود دارد و آن هم جستجو در گوگل است. برای مثال اگر تصمیم دارید در مورد « آش رشته » مطلبی را منشتر کنید کافیست همین عبارت را در گوگل جستجو کنید و بعد پیشنهادات گوگل را ببینید. از این پیشنهادات می‌توانید به عنوان کلمه کلیدی استفاده کنید.



اما چرا به این عبارات کلمات کلیدی دم دراز یا Long Tail Keyword گفته می‌شود؟
در سال ۲۰۰۴ در مجله ویرد مقاله‌ای با عنوان The Long Tail به قلم کریس اندرسون منتشر شد و این موضوع را مطرح می‌کرد که در شرایط امروزی جوامع، تقاضا از بخش بسیار کوچکی از محصولات خاص و برگزیده در بالای منحنی تقاضا به سمت استقبال از حجم عظیمی از محصولات خاص و Niche که در قسمت انتهایی یا دم نمودار هستند حرکت می‌کنند. این قسمت انتهایی را دم یا Tail می‌نامند و چون خیلی دراز است از عبارت دم دراز یا Long Tail  برای اشاره به این بخش از نمودار استفاده شده است.



باید متذکر شد که رقابت در بالای نمودار تقاضا یعنی در بخش قرمز رنگ به شدت زیاد است. بسیاری از تولید کنندگان در تلاش هستند تا محصول آنها در فروشگا‌های مختلف در دسته‌بندی پرفرش‌ها طبقه‌بندی شود. برای مثال می‌توان به تلاش برای معرفی شدن اپلیکیشن موبایل در اپ استور به عنوان پر فروش یا انتهای اشاره کرد.

اما در قسمت دم نمودار فضا برای کار هست. با توجه به کاهش هزینه‌های تولید و عرضه در دنیای تجارت امروزی با استفاده از اینترنت کسب‌وکارهایی پا به عرصه ظهور گذاشتند که یک کار خاص را برای مشتری خاصی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهند یا در اصطلاح گوشه خاصی از بازار را هدف قرار داده‌اند. در این قسمت دیگر بخث سر محبوبیت کلی در اجتماع نیست بلکه محبوبیت در میان مخاطبی خاص است که همانطور هم که می‌بینید تهداد آنها هم است اما چون محصول دقیقا برای آنها طراحی شده نرخ تبدیل بالایی را شاهد خواهیم بود.



همانطور که در مطلب « ۱۰ اقدام عملی برای بهبود سئو» هم آمد اولین و اساسی‌ترین کار برای بهبود نتایج در موتورهای جستجو این است که مطلب واقعا برای مخاطب نوشته شده باشد و نیاز خواننده را مرتفع کند. اگر با این هدف اقدام به نوشتن کنید قطعا استفاده شما از عبارات کلیدی Long Tail بیشتر خواهد شد. جالب است بدانید که این عبارات ۷۰٪ عباراتی است که جستجو می‌شوند و نکته اصلی این است که رقابت هم در این بخش از نمودار به شدت کم است. استفاده از این عبارت مثال خوبی برای استفاده از استراتژی اقیانوس آبی هم هست. ورود به بخشی از بازار که رقابت کمتری داشته و نرخ تبدیل بالایی هم دارد.

تدوین استراتژی محتوا Content Strategy بر اساس مفهوم کلمات کلیدی دم دراز یا Long Tail keywords
تدوین استراتژی محتوا بر اساس Long Tail Keywords بسیار مهم است. با استفاده از این روش موضوعات بسیار متفاوتی را برای نوشتن در یک حوزه خواهید یافت که مخاطب هر روز به دنبال آنها در موتورهای جستجو است. برای پیدا کردن کلمات کلیدی دم دراز یا Long Tail keywords هم می‌توانید از روشی که در بالا شرح دادم استفاده کنید و هم می‌توانید از ابزارهای مختلفی بهره‌ ببرید.

موضوع یا عبارت مورد نظر خود را در گوگل سرچ کنید و سپس پیشنهادات گوگل را به عنوان Long Tail Keywords در یک فایل صفحه گسترده مانند Google Sheet وارد کنید. بعد از این مرحله می‌توانید یکی از همان پیشنهادات رو جستجو کنید و دوباره پیشنهادات داده شده را به عنوان Long Tail Keywords ثبت کنید. هر چقدر که لازم می‌دانید می‌توانید این کار را تکرار کرده و به عمق پیشنهادات گوگل نفوذ کنید.

راه‌کار دیگر استفاده از ابزارهای مختلفی است که بنده Google Keyword Planner را پیشنهاد می‌کنم. با استفاده از این ابزار هم  ایده‌های مختلفی را به دست آورده و آنها را در یک Google Sheet ثبت کنید. هر چند این با استفاده از این ابزار می‌توانید از کلمات کلیدی یافت شده خروجی هم بگیرید.

بعد از پیدا کردن کلمات کلیدی دم دراز یا Long Tail Keywords می‌توانید یک تقویم محتوا بر اساس این کلمات نوشته و مطالب را آماده کنید. خوبی این روش این است که به مرور زمان مطالبی را تولید کرده‌اید که از نظر موضوعی به هم ارتباط دارند و بازه وسیعی از نیازهای مخاطب را هم پوشش می‌دهند.

قطعا استفاده از این روش برای تهیه یک استراتژی محتوا به شدت مفید و موثر خواهد بود. بزرگترین مزیت این روش این است که از ابتدا هم بر روی نیاز مخاطب تمرکز دارد و هم الزامات موتور جستجو را برآورده می‌کند.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jul 2018 05:00:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بازاریابی مبتنی بر محتوا برای کسب‌وکار من مفید است؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F-asoj4tl3pqgy</link>
                <description>قبل از ورود به جزئیات مسئله مهمی وجود دارد که باید پاسخ داده شود:

بازاریابی مبتنی بر محتواContent Marketing چیست ؟
عبارت « محتوا پادشاه استContent is King» سر و صدای زیادی میان بازاریابها به راه انداخته است. با اینکه در مورد درستی این عبارت بحث‌های بسیاری می‌توان کرد اما نکته اصلی در این عبارت این است که محتوا کمی با دیگر بخش‌های بازاریابی مانند رسانه‌های اجتماعی Social Mediaو سئوSEO متفاوت است. این تفاوت از اینجا ناشی می‌شود که همه‌ آن کارها را فقط به خاطر وجود محتوا می‌توان انجام داد.

در موردش فکر کنید.

برای مثال بدون وجود محتوا متخصصان سئو نمی‌توانند کار خود را انجام دهند چون چیزی برای بهینه سازی برای موتورهای جستجو وجود ندارد. متا دیتاییMeta Data که به محتوا اضافه می‌کنند برای این است که ربات‌های فیسبوک و گوگل از ساختار محتوا سر در بیاورند. هر لینک به دست آمده برای وب سایت به یک محتوا اشاره می‌کند و تمام کلمات کلیدی وارد شده در موتورهای جستجو تلاشی است برای پیدا کردن محتوا.

هر ایمیل، هر توییت، هر صفحه فرودLanding Page، و هر شرح محصولی Products description را می‌توان نمونه‌ای از محتوا دانست و یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توان برای شرح نقطه مشترک همه این انواع محتوا استفاده کرد نکته‌ای است که یان لوریIan Lurie گفته است :
محتوا، نوشته‌ یا اینفوگرافیک یا نوشته بلندی نیست که ما برای گرفتن رتبه بهتر نوشته‌ایم. محتوا چیزی است که پیامی را به مخاطب منتقل کند. هر چیزی. —یان لوری
محتوا قلب تمام کارهایی است که ما به عنوان بازاریاب انجام می‌دهیم. با مشتری‌هایمان، موکلین مان، و با خواننده‌هایمان صحبت می‌کنیم و هر چیزی که به آنها می‌گوییم بدون در نظر گرفتن فرم آن، محتوای ماست.

پس بازاریابی مبتنی بر محتوا چیست؟ به زبان ساده بازاریابی مبتنی بر محتوا استفاده از محتوا برای رسیدن به اهداف بازاریابی سازمان است. هدف ممکن است گرفتن مشتریهای بالقوه، نگهداری از مشتری‌های فعلی، آشنا کردن افراد بیش‌تری با برند یا محصولات، یا هر چیز دیگری باشد. در ادامه بسیاری از کارهای پرطرفدار و موثر برای انجام دادن این کارها را بررسی خواهیم کرد.
بازاریابی مبتنی بر محتوا چگونه به نفع کسب‌وکار من است؟
یکی از دلایلی که شرکت‌ها برای تخصیص بودجه و منابع برای بازاریابی مبتنی بر محتوا تردید می‌کنند می‌تواند مشکل در فهم منافع این کار باشد. اینکه مردم در مورد کسب‌وکار شما بیشتر بدانند خیلی خوب است اما نتایج این کار شفاف و قابل اندازه‌گیری نیست. به وجود آمدن این سوال باعث می‌شود که از خودمان بپرسیم که اصلا بازاریابی مبتنی بر محتوا چه منافعی می‌تواند داشته باشد؟ اجازه دهید با آنهایی شروع کنیم که ملموس نیستند:
ناملموس‌ها
ایجاد آگاهی بسیار قوی در مورد برندBrand Awareness.
مکالمه زیر را میان دو نفر در نظر بگیرید :

« سلام. این نوشته خیلی جالب رو تو وبلاگ بافرBuffer دیدی که امروز صبح منتشر شده؟
نه وبلاگ بافر دیگه چیه؟
وبلاگیه که یک شرکتی که یک ابزار خیلی باحال برای رسانه‌های اجتماعی ساخته درست کرده. برات لینکش رو می‌فرستم.»

تولید محتوا بهانه‌ای به دست مخاطبان شما برای حرف زدن می‌دهد. وقتی در مورد شما صحبت می‌کنند در حقیقت به یکدیگر در مورد شرکت شما آموزش می‌دهند و در این فرایند پیشنهادات و لینک هایی را به اشتراک می‌گذارند. این آگاهی از برند در بازاریابی طلا است.
احترام و تمجید در صنعت
« من در مورد آخرین ترفندهای افزایش بهره‌وری خوشبین نبودم اما وقتی مجله کسب و کار هاروارد مقاله‌ای در مورد موثر بودن آنها منتشر کرد، آنها را امتحان خواهم کرد.»

مورد احترام و تمجید واقع شدن از طرف مخاطب طول خواهید کشید و نیاز به کسب اعتماد آنها دارد. زمانی که دانش خود را اثبات کردید و از آن مهم‌تر صداقت خود را، می‌توانید زمانی که همه سردرگم هستند تبدیل به نوری راهنما برای مردم شوید. سایتهایی که هیچ اهمیتی به کیفیت محتوا نمی‌دهند و در اصطلاح کارخانه محتواContent Factory نامیده می‌شوند، معمولا راهنمایی‌های اشتباهی را انجام داده و مخاطب را گمراه می‌کنند و در نهایت مخاطب نمی‌داند به چه کسی می‌تواند اطمینان کند. شما می‌توانند آن فرد مورد اعتماد باشید.  باید آن فرد باشید. اعتباری که کسب می‌کنید به محصولات و خدمات شما منتقل خواهد شد و این یعنی احتمال انتخاب شدن شما توسط مشتری در مقابل رقبا افزایش پیدا می‌کند.
تبدیلConversion غیر مستقیمغیر مستقیم مشتری
« عجب نوشته باحالی، من تا حالا در مورد این شرکت نشنیده بودم. اینها نرم‌افزار هم تولید می‌کنن؟ دوست دارم بیشتر در موردش بدونم. »

اگر محتوایی تولید می‌کنید که هدف آن مشتریان بالقوه باشد، مسیر میان محصولات خود و مشتری را کوتاه کرده‌اید و احتمال خرید را افزایش داده‌اید حتی اگر در محتوای شما هیچ اشاره‌ای به محصول شما نشده باشد.
هماهنگی تیم
« سلام، ممکنه لطفا یک اطلاع‌رسانی در رسانه‌های اجتماعی در مورد مقاله‌ای که تازه نوشتم انجام بدی؟ »

« فکر کنم این اولین باریه که با هم در یک پروژه همکاری می‌کنیم»

بازاریابی مبتنی بر محتوا پایه تمام کمپین‌هایی است که می‌توان طراحی و اجرا کرد. تولید محتوا به شما فرصت همکاری با تیم‌هایی را می‌دهد که ممکن است هیچ وقت با آنها به اندازه کافی صحبت نکرده باشید. می‌توانید با تیم طراحی/تجربه کاربریUX برای ایجاد طرح‌هایی عالی همکاری کنید. می‌توانید با مهندسین برای نمایش درست محتوا در فضای آنلاین کار کنید. می‌توانید با تیم رسانه‌های اجتماعی برای انتشار موثر این محتوای خوب کار کنید و این همکاری‌ها تازه شروع راه است.

بازاریابی مبتنی بر محتوا منافع دیگری هم دارد که بسیار ملموس و قابل اندازه گیری هستند:
ملموس‌ها
ترافیک سایت
ترافیک احتمالا ملموس‌ترین و همچنین مهم‌ترین دست‌آورد است. تولید محتوای عالی مخاطب را به سایت شما خواهد کشید که در نهایت در آنجا اطلاعاتی را در مورد شرکت و محصولات شما خواهد یافت.
سئوی بهتر
تعداد منافع محتوا برای کمک به سئو بیش از چیزی است که بتوان اینجا ذکر کرد. به طور خلاصه می‌شود گفت که سایتهای دیگر به محتوای عالی سایت شما لینک خواهند داد که این به گوگل می‌گوید که سایت شما مهم و معتبر است. همچنین گوگل محتوای شما را بررسی کرده و ایده بهتری نسبت به شرکت شما پیدا خواهد کرد و این یعنی هنگام جستجوی عبارتهای مربوط به شما به سایت شما رجوع خواهد کرد. این لیست ادامه دارد و به شکل خلاصه می‌توان گفت: بدون محتوا چیزی برای بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو وجود ندارد.
تبدیل مستقیم به مشتری
شرح محصولاتیProduct Description که خوب نوشته شده است و می‌تواند مخاطب را قانع کند که شما ارزش یکتایی را ارائه کرده‌اید و می‌تواند باعث پیشرفت آنها شود، تعداد مشتریان شما را به شدت افزایش خواهد داد.
یک کلمه در مورد اثر چرخ لنگرflywheel در بازاریابی
چیزی که باید از اول بدانید این است که هیچ کدام از این منافع از روز اول خود را نشان نخواهند داد. بازاریابی مبتنی بر محتوا نمونه‌ بسیار خوبی از مفهوم چرخ لنگر در بازاریابی است: در ابتدا، چرخاندن و به حرکت درآوردن چرخ نیاز به زور و زحمت دارد. به مرور زمان گشتاور چرخ زحمت گرداندن آن را می‌کشد و لذا برای دیدن همان نتایج زور و کار کمتری لازم است. انتظار نداشته باشید که از فردا نتیجه کار را ببینید. از حالا به این فکر کنید که انتظارات چه کسی را باید تعدیل کنید اما اجازه ندهید که اثر چرخ لنگر شما را گول بزند و فکر کنید که این کار اثری ندارد.

تصویری وجود دارد که معمولا موسس ما (Moz) برای شرح این نکته از آن استفاده می‌کند: نموداری از وبلاگ همسرش در حوزه سفر:‌

همانطوری که در شرح تصویر می‌بینید، بسیاری از تولید کنندگان محتوا شاهد استقبال از مطالب خود هستند اما به ناگاه ترافیک کاهش پیدا می‌کند و آنها درست قبل از استقبال حقیقی مخاطب، صحنه را ترک کرده و پروژه را تعطیل می‌کنند. مانند اینها نباشید و مقاومت کنید. :-)

آیا بدون بودجه زیاد و تیم بزرگ هم می‌توانم در بازاریابی مبتنی بر محتوا موفق شوم؟

البته که می‌توانید.

اگر منابع کافی برای تولید منظم محتوای خوب ندارید، روی نوعی از محتوا که در اصطلاح « محتوای همیشه سبزEver Green » نامیده می‌شود تمرکز کنید. این نوع از محتوا با گذشت زمان اعتبار خودش را حفظ کرده و سربار کمتری دارد اما به عنوان مرجع در صنعت به آن رجوع می‌شود. نمونه خوبی از نوع محتوا تاریخچه تغییرات الگوریتم گوگل است. تولید این محتوا از جایی شروع شد که دکتر پیت می‌یرز Dr. Pete Meyers برای استفاده خودش تمام تغییرات الگوریتم گوگل را ثبت می‌کرد. به مرور زمان و با ثبت ذره ذره اطلاعات، این بخش تبدیل به مرجعی برای علاقه‌مندان به فراگرفتن تغییرات پدید آمده در نتایج جستجو شد. این صفحه از سال ۲۰۱۱ با سربار بسیار کم چیزی در حدود ۱.۷ میلیون بار دیده شده است.

کمبود منابع این کمک را به شما می‌کند که نمی‌توانید هر پروژه تولید محتوایی را انتخاب کنید لذا مجبور هستید بیشتر دقت کنید. نتیجه این دقت کارهایی است که در نهایت بسیار شاخص هستند. در نهایت این کیفیت است که کمیت را پشت سر خواهد گذاشت.
جلب حمایت و نظر:
چگونه می‌توانم رئیس یا مشتری خودم را به ارزشمند بودن بازاریابی مبتنی بر محتوا مجاب کنم؟

محتوا ممکن است که پادشاه باشد، اما بسیاری از تولید کنندگان محتوا در نشان دادن ارزش این کار مشکل دارند. این مشکل به این دلیل به وجود می‌آید که همه فکر می‌کنند انواع محتوا (پست‌های وبلاگ، راهنماها، وبینار و …) همه در بخش «کشفDiscovery» از قیف بازاریابیMarketing Funnel هستند و این یعنی چند مرحله را حذف کرده‌اند.

این محتوا است که به مخاطب در پیدا کردن شما کمک می‌کند. حتی ممکن است محتوا باشد که باعث شده دیگران کمی عاشق شما شوند. اما محتوای مربوط به مرحله کشف معمولا آخرین نقطه تماس قبل از یک فروش بزرگ نیست. معمولا تعداد لایه‌های بسیار بیش‌تری از محتوا برای تسهیل این فروش وجود دارد. در نوشته‌های آینده در این مورد بیشتر خواهیم گفت.

به دلیل اینکه محتوا آخرین نقطه تماس نیست و معمولا ارزش آن ناملموس است دریافت منابع از مشتری یا مدیر ارشد دشوار است. در ادامه نکاتی را خواهید خواند که می‌توانند شما را در این راه کمک کنند.
آموزش
اگر فرد تصمیم‌گیر چیزی در مورد بازاریابی مبتنی بر محتوا نداند و یا با ارزش‌های آن آشنا نباشد، متقاعد کردن او کار دشواری خواهد بود. چشم آنها را صحبت کردن در مورد مزایای بازاریابی مبتنی بر محتوا باز کنید:

 	ایجاد مخاطب برای بلند مدت
 	ایجاد تجربه مستمر
 	راه‌انداختن یک چرخ لنگرflywheel در ارتباط با کارهایی که برای بازاریابی انجام شده است

حتما خیلی شفاف در مورد انتظاراتی که می‌توانند از دست‌آوردهای بازاریابی مبتنی بر محتوا داشته باشند صحبت کنید. ساخت برند و افزایش مخاطب را شرح دهید. اما چون بیشتر محتوا برای ایجاد آگاهی تولید شده است، نمی‌توان انتظار داشت که مخاطبین با خواندن یک نوشته در وبلاگ شما تمام محصولات را خریداری کنند.

ممکن است اصلی ‌ترین بحثی که با کارفرما یا رئیس خود داشته باشید این باشد که آنها بگویند صنعتی که در آن فعالیت می‌کنند خیلی برای بازاریابی مبتنی بر محتوا جذاب نیست. این گفته درست نیست، هر چیزی را اگر در قالب صحیح و به مخاطب درستی عرضه کنید جذاب است. اینجا چالش شما پیدا کردن یک زاویه دید درست برای نشان دادن جذابیت بازاریابی مبتنی بر محتوا در این نوع صنایع است.
نشان دادن نرخ بازگشت سرمایه یا ROI
در موقعیت بالای قیفFunnel بودن به این معنا نیست که نشود ارزش محتوا را نشان داد. بلکه به این معنی است که باید از مدل پیچیده‌ای برای فهمیدن و نشان دادن تاثیر محتوا بر نرخ تبدیل استفاده کرد. این مدل‌ها می‌توانند تخمین خوبی از ارزش محتوا ارائه کنند اما همه آنها در بهترین حالت تنها یک تخمین هستند لذا این نکته را قبل از اینکه به رئیس خود بگویید که در صورت دریافت بودجه موردنظرتان برای یک پست وبلاگ، دقیقا به ارزش ۱۲۰۰ دلار سرنخ فروشSales Lead کسب خواهید کرد در نظر داشته باشید.

برای اینکه اعتباری که محتوا شایسته آن است را دریافت کند از ردیابی چند کانالهMultichannel Tracking  استفاده کنید. ردیابی چند کاناله راهی برای تنظیم پلتفرم آمارگیری به شکلی است که بخشی از هر تبدیلConversion را به هر کدام از کانالهایی که مشتری در مسیر تبدیل طی کرده است اختصاص دهد. برای مثال در سایت Moz دریافتیم که متوسط تعداد نقاط تماسToch Points مشتری قبل خرید ۷ تا ۸ نقطه است.

پس اگر یک مشتری از طریق رسانه‌های اجتماعی از سایت شما بازدید کرد، این رسانه‌ها سهمی از اعتبار رویداد اصلی را به خود اختصاص داده‌اند. اگر مشتری به وبلاگ سایت هم سر بزند و نوشته‌ای را بخواند، آن پست وبلاگ هم صاحب بخشی از اعتبار خواهد بود.

می‌توانید برای این کار از مدل پیش‌فرض گوگل آنالیتیکز استفاده کرده و یا خودتان برای هر کانال وزنی را تعیین کنید.

در قسمت‌های دیگر این راهنما بیشتر در مورد جزییات این کار صحبت خواهیم کرد. اما فعلا بدانید که می‌توانید و باید برای ارزش هر محتوا یک عدد را ارائه دهید.

اگر نیاز به کمک در به دست آوردن اعداد دارید می‌توانید از این محاسبه‌گر استفاده کنید.
رقبای خود را درست نمایش دهید
« یکی دیگه هم داره این کار رو می‌کنه» یک عبارت اشتباه است مگر اینکه تعداد به اشتراک گذاری و توجهی که رقیب از محتوا به دست آورده را به فردی که هنوز اعتقادی به ارزش بازاریابی مبتنی بر محتوا ندارد ثابت کند. فقط برای اتفاقی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد آماده باشید. « دقیقا کاری رو انجام بده که بقیه دارن انجام می‌دن» روشی نیست که بتوان با آن در بازاریابی مبتنی بر محتوا پیروز شد.

اما درباره سوال اول…. آیا بازاریابی مبتنی بر محتوا برای کسب‌وکار من مفید است؟

بله. بدون شک بله. و شما تا حدی در حال انجام دادن آن هستید. آیا تقویت کارهای شما با منابع بیشتر به شما در رسیدن به اهداف کاری کمکی خواهد کرد؟ بدون شک. چگونه؟ در قسمت‌های بعدی در این مورد بخوانید.

 



منبع</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jul 2018 04:30:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات اصلی سازمانها در پیاده کردن دیجیتال مارکتینگ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-rilq6f1mcxai</link>
                <description>استفاده از دیجیتال مارکتینگ در سازمانها به شدت ضروری به نظر می‌رسد. شاید تا چند سال پیش توضیح دادن اینکه دیجیتال مارکتینگ فرصتهای بسیاری در اختیار برندها و سازمانها قرار می‌دهد کار بسیار سخت ‌و دشواری بود اما به نظر می‌رسد که این روزها کار کمی ساده‌تر شده است.

حالا می‌توان گفت که برندها و سازمان‌های بزرگ تقریبا متوجه اهمیت موضوع شده‌اند و تمایل دارند بودجه‌های بیش‌تری را به دیجیتال مارکتینگ اختصاص دهند.

اما شرکت‌ها با چه چالش‌هایی برای توسعه و مدیریت استراتژی دیجیتال روبرو هستند؟‌ در کتاب دیجیتال مارکتینگ (توصیه می‌کنم حتما این کتاب را مطالعه کنید) به موارد زیر اشاره شده است:


 	مسئولیت‌های نامشخص برای انواع فعالیت‌های دیجیتال مارکتینگ
 	هیچ هدف مشخص و شفافی برای این فعالیت‌ها در نظر گرفته نمی‌شود.
 	به دلیل دست کم گرفتن میزان استقبال مشتریان از خدمات آنلاین بودجه کمی به این بخش اختصاص داده می‌شود و به همین دلیل رقبا موفق می‌شوند سهم بیش‌تری از بازار را با ارائه خدمات آنلاین کسب کنند.
 	بودجه‌های بسیاری در بخش‌های مختلف سازمان به دلیل آزمودن ابزارهای مختلف یا تامین کننده‌های متفاوت بدون دستیابی به صرفه اقتصادی به هدر می‌رود.
 	به دلیل این تفکر که اینترنت هم تنها یک کانال دیگر برای بازاریابی است هیچ پیشنهاد با ارزشی (ٰValue Proposition) مبتنی بر فرصتهایی که این فضا فراهم می‌کند ارائه نمی‌شود.
 	نتایج حاصل از دیجیتال مارکتینگ به درستی اندازه گیری و تحلیل نمی‌شود. لذا نمی‌توان گامهای بعدی را برای بهبود این نتایج طراحی کرد.
 	رویکرد انتخابی عموما مبتنی بر آزمون و خطا است و خیلی میان فعالیت‌های آنلاین و آفلاین ارتباطی برقرار نمی‌شود.

تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۱۴ توسط موسسه Smart Insight چالش سازمانها را به ۴ دسته اصلی تقسیم می‌کند:

 	
برنامه‌ریزی: ۵۰ درصد از نمونه مطالعه شده فاقد برنامه مدون دیجیتال مارکتینگ یا استراتژی بودند علی‌رغم اینکه در بازار دیجیتال مارکتینگ بسیار فعال بودند. باقی هم در کل هیچ برنامه بازاریابی مدونی نداشتند که بتوان برنامه استراتژیک هم‌ راستا به آن طراحی کرد.
 	
ظرفیتهای سازمانی: نزدیک به نیمی از سازمانی‌های مورد مطالعه برنامه بسیار خوبی برای افزایش بهره‌وری داشتند که نیمی از اینها ساختار خود را با این برنامه وفق داده بودند. کسب‌وکارهای بسیاری هم در حال تدوین برنامه برای دیجیتالی شدن بودند اما حدود ۳۷ درصد از کل سازمانی‌های مورد مطالعه اعتقاد داشتند که این کار برای آنها مفید نیست و به کارشان نخواهد آمد.
 	
اضافه کردن کانالهای دیجیتال به برنامه بازاریابی: تنها ۲۶ درصد از سازمانی‌های مورد مطالعه از میزان اختلاط کانالهای دیجیتال با کانالهای ارتباطی سنتی خود اعلام رضایت کردند. مهم‌ترین موانع این اختلاط عبارتند از: کمبود استراتژی و برنامه، تیم‌هایی که در قالب سیلو سازماندهی شده باشند و کمبود مهارت در ارتباطات یکپارچه (Integrated Communications)
 	
محاسبه نرخ بازگشت سرمایه ROI: حدود ۳۹ درصد از سازمانی‌های مورد مطالعه فرصت بسیار خوبی در حوزه دیجیتال مارکتینگ تشخیص داده‌اند اما محاسبه نرخ بازگشت ROI را کاری دشوار می‌دانستند.

به نظر بنده نسل فعلی مدیران دیجیتال مارکتینگ در کشور باید به این موارد کاملا آشنا بوده و برای هر کدام راه‌کارهایی داشته باشند. آینده بازاریابی به شدت به سمت دیجیتال مارکتینگ میل خواهد کرد و حجم بودجه‌های تخصیص داده شده به شدت افزایش خواهد داشت.

اما تا رسیدن به این نقطه نیاز به متخصصانی داریم که در نقش یک کارمند کارآفرین در سازمانها مشغول کار شده و به نوعی این تغییر سازمانی را کلید بزنند.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jul 2018 05:00:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابعی برای ورود به دنیای تولید محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-sg9ns0to1ipp</link>
                <description>تولید محتوا یکی از مهم‌ترین بخش‌های دیجیتال مارکتینگ است. همانطور که قبلا‌ هم نوشتم تولید محتوا به ۴ نسل طبقه‌بندی می‌شود که نسل اول صفحات ساده وب بودند و نسل چهارم را اپلیکیشن‌های بازاریابی می‌نامند. اما باید پذیرفت که ریشه همه این انواع تولید محتوا در اصل نوشتن است.

اگر قرار باشد یک برنامه ویدیویی، پادکست یا حتی یک بازی هم تولید کنید اول باید بتوانید سناریوی آن‌ را بنویسید. پس نوشتن را می‌توان ریشه بازاریابی مبتنی بر محتوا دانست. پیشنهاد می‌کنم این پادکست از copyblogger را در همین مورد بشنوید.

پس اگر علاقه‌مند به ورود به دنیای تولید محتوا باشید پیشنهاد من این است که از نوشتن شروع کنید. مثل کسی که بیمار است هر چیزی را بنویسید. به هر بهانه‌ای هم که شده مطلبی را بنویسید و آن‌را در اختیار دیگران برای خواندن قرار دهید. اما در تولید محتوای نوشتاری در قالب مسائل مربوط به دیجیتال مارکتینگ لازم است چند نکته را مد نظر داشته باشید. این نکات را می‌توان ویژگی‌ این نوع از مطالب دانست.

۱. تیتر، تیتر و تیتر
عنوان مطلب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اکثر مخاطبان با دیدن یک عنوان جذاب تشویق به خواندن مطلب می‌شوند. معمولا عناوینی که با «چگونه» شروع می‌شود جذاب‌تر هستند. مثلا« چگونه یک وبلاگ‌نویس موفق شویم؟» برای نوشتن تیتر یک پست وبلاگی حتما باید این کار را بعد از نوشتن پست انجام دهید. وقتی نوشتن تمام شد یک بار یا چند بار متن را بخوانید و بعد در مورد تیتر تصمیم بگیرید.

چندی پیش مطلبی در مورد وبلاگ‌نویسی خواندم که می‌گفت برای هر مطلب ۲۵ عنوان می‌نویسند و سپس از میان آنها یکی را انتخاب می‌کند.
۲. طول نوشته
طول نوشته‌های وبلاگ معمولا بین ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه است. هر چه نوشته طولانی‌تر باشد کار نویسنده برای ایجاد انگیزه در خواننده سخت‌تر خواهد شد. اصل «کم گوی و گزیده گوی چون در» را باید رعایت کرد. البته کمتر از ۳۰۰ کلمه را باید در رسانه‌های اجتماعی استفاده کرد.
۳. کلمات کلیدی
هر چیزی را می‌شود با استفاده از کلمات مختلفی نوشت. اما در وب به دلیل حضور موتورهای جستجو انتخاب کلمات کلیدی از اهمیت ویژه‌ای برخورد است. کلمات کلیدی را به زبان ساده می‌توان کلماتی نامید که دوست دارید مطلب شما در پاسخ به جستجوی آن کلمات نمایش داده شوند. البته پیدا کردن کلمات کلیدی خود یک مهارت است و حتما در نوشته‌ای کامل به آن خواهم پرداخت.
۴. نیاز مخاطب
نویسنده باید به نیاز مخاطب به خوبی توجه کند. باید مطلب با در نظر گرفتن مخاطب نوشته شود. باید واقعا بخواهید که مشکلی را از مشکلات خواننده حل کنید. این باعث می‌شود تا خواننده‌های بیش‌تری پیدا کنید و مطالب شما کامل خوانده شود.
۵. روندهای اصلی را پیدا کنید
نویسنده‌ای که قرار است در فضای وب و دیجیتال مارکتینگ کار کند باید در جریان مسائل روز این فضا و موضوع تخصصی خودش باشد. باید باهوش باشید و بدانید که در بسیاری از مواقع اگر ارتباطی میان ترند یا روند اصلی مطرح شده با موضوع تخصصی خود پیدا کرده و مطلبی بنویسید قطعا مطلب شما با استقبال خوبی روبرو خواهد شد.
۶. کار جدی انجام دهید
از وبلاگها و وبسایتهای مطرح درخواست کنید تا نوشته شما را منتشر کنند و یا پیشنهاد همکاری به آنها دهید. برای بهتر شدن در هر کاری باید کار واقعی انجام دهید. نترسید و درخواست همکاری را بدهید و کار را شروع کنید.
۷. همیشه مطالعه کنید
مطالعه نوشته‌ وبلاگ‌نویسهای و نویسنده‌های با تجربه حوزه دیجیتال مارکتینگ بسیار مهم است. مطالب را با دقت بخوانید. ساختار محتوی، عنوان مطلب، طول نوشته، جمله‌بندی و … را بررسی کنید. بهترین معلمان شما همین افراد هستند که هر روز هر آنچه را که می‌دانند در قالب نوشته‌ به رایگان در اختیار همه قرار می‌دهند.

۷ نکته‌ای که در بالا به آنها اشاره کردم بخشی از تجربه‌ خودم در این حوزه بود منابع زیر را هم می‌توانید مطالعه کنید:

۱. بازاریابی محتوا چیست؟ این مطلب از سایت  Moz مقدمه‌ای است بر دنیای بازاریابی مبتنی بر محتوا

۲. راهنمای گام به گام بازاریابی مبتنی بر محتوا: در این راهنما به شکل بسیار گام به گام با انواع محتوا و دیگر دانش لازم برای این حوزه آشنا می‌شوید.

۳. راهنمایی برای ساخت محتوایی منحصر به فرد: در این راهنما رامیت ستی که یکی از متخصصان برتر حوزه تولید محتوا است به شما نشان خواهد داد که محتوای خوب چیست و چگونه می‌توان محتوای خوب تولید کرد.

در ادامه هم چند کتاب را برای مطالعه پیشنهاد می‌کنم. تقریبا مطالعه این کتابها پیشنهاد اکثر متخصصان این حوزه است:

 	Content Strategy for web
 	Everybody Writes
 	Made to Stick
 	Letting Go of Words
 	Mobile Usability
 	Clout
 	The Big Red Fez
 	Don’t make me think
 	The design of everyday things

اگر شما هم منابعی را می‌شناسید و یا تجربه ای در این حوزه دارید در بخش نظرات بنویسید.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jul 2018 05:06:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نسل چهارم بازاریابی مبتنی بر محتوا (Content Marketing)</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D9%86%D8%B3%D9%84-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%28Content-Marketing%29-dzmnm4sjrja2</link>
                <description>بازاریابی مبتنی بر محتوا (Content Marketing) مهم‌ترین استراتژی به کار رفته در بازاریابی است. همیشه تمرکز بازاریاب‌ها بر روی تولید انواع محتوا و استفاده از آن برای انتقال پیام خود به مخاطب بوده است. اسکات برینکر در نوشته بسیار خوب خود تاریخ تولید محتوا را به ۴ موج اصلی تقسیم‌بندی می‌کند.


اولین موج بازاریابی محتوا
اولین موج بازاریابی محتوا با تولید هر چه بیشتر محتوای متنی توسط شرکت‌ها آغاز شد. محتوای تولید شده بر روی سایت یا وبلاگ آنها منتشر می‌شد و هدف این بود که محتوای متنی توسط موتورهای جستجو ایندکس شده و قابل کشف توسط مخاطب باشد. 

این دوره دقیقا جایی بود که استفاده از کلمات کلیدی و سئو (SEO) به شدت رشد پیدا کرد. فرمولهای مختلفی برای نوشتن محتوا معرفی شد و  رقابت شرکت‌ها برای دیده شدن در نتایج جستجو به شدت بالا گرفت و کم کم عده‌ای با استفاده از روش‌هایی برای دور زدن الگوریتم‌های مورد استفاده در موتورهای جستجو سعی کردند نتایج را تغییر دهند و این شد آغاز دوره‌های متوالی برای بهبود این الگوریتم‌ها. 

دومین موج بازاریابی محتوا زمانی اتفاق افتاد که تولید محتوا از متن به محتوای غنی‌تری مانند ویدیو، اینفوگرافیک، اسلاید و کتاب الکترونیک حرکت کرد. 

این نوع از محتوا خیلی برای سئو(SEO) مناسب نبود و کمکی به آن نمی‌کرد ولی در چشم مخاطب بسیار غنی‌تر می‌نمود و استقبال خوبی از آنها می‌شد. این دوره همزمان شد با رشد بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی (Social Media Marketing) و محتوای‌ موج دوم به شدت در این رسانه‌ها با استقبال همراه شد. 

به مرور زمان تعداد شرکت‌های که از این نوع تولید محتوا استفاده می‌کردند زیاد شد و دیگر دیده شدن کار آسانی نبود. حجم عظیمی از محتوای غنی تولید شده و در رسانه‌های اجتماعی رها می‌شد به امید اینکه فرد مورد نظر بازاریاب با آن پرسونای تعریف شده محتوا را ببیند. 

موج سوم بازاریابی محتوا که هم‌اکنون هم با آن روبرو هستیم موج شخصی سازی است که سعی دارد مشکل تولید و رهاسازی آن حجم از محتوا را با اعمال فیلترهایی شخصی کند. منظور از شخصی‌سازی این است که به هر فردی اطلاعات مورد علاقه او نمایش داده شود. 

برای رسیدن به این هدف باید اطلاعات دقیقی از هر فرد داشت. باید سیستم بتواند علاقه‌مندی‌ها و رفتار فرد را در طول زمان شناسایی کرده و بر اساس آنها محتوا را به فرد نمایش دهد. امروز می‌توان از تب اکسپلور در اینستاگرام به عنوان یک مثال در این حوزه نام برد. البته این رویکرد یک اشکال عمده هم دارد و آن اینکه باعث می‌شود فرد در دنیای خودش گیر کند. 

همه محتوای تولید شده در تمام این ۳ موج محتوای Passive هستند و این یعنی مخاطب باید با صبر و حوصله آنها را خوانده یا تماشا کند. 
موج چهارم بازاریابی محتوا: اپلیکیشن‌های بازاریابی


موج چهارم بازاریابی محتوا افزایش چشمگیر محتوای تعاملی در قالب اپلیکیشن‌های بازاریابی است. این محتوا Passive نیست و مخاطب را به نوعی درگیر می‌کند. 

احتمالا تا به حال از این اپلیکیشن‌ها دیده‌اید. اپلیکیشن‌هایی که برای مثال وضع سایت شما را از نظر سئو(SEO) بررسی کرده و گزارشی به شما می‌دهند. این اپها معمولا همان محتوای Passive را عرضه می‌کنند اما به شکلی تعاملی. 

نمودار بالا کاملا وضع این ۴ نسل را نسبت به نوع مدل کسب‌وکار نشان می‌دهد. 

نسل چهارم که اپلیکیشنهای بازاریابی هستند با رنگ نارنجی نمایش داده شده‌اند و کاملا مشهود است که می‌توان از آنها در هر سه مدل کسب ‌کار استفاده کرد. 

برای مثال ممکن است یک اپلیکیشن بازاریابی به شکل رایگان عرضه شود و بعد از اینکه کاربر با آن کار کرد، برای استفاده از امکانات بیشتر هزینه‌ای پرداخت کند. 

البته قابل ذکر است که استفاده از این ۴ مدل به شکل همزمان در قالب یک برنامه استراتژیک کلی می‌تواند به شدت مفید واقع شود.

می‌توان گفت بوجود آمدن نسل چهارم از بازاریابی محتوا نشان دهنده این است که مخاطب انتظار دارد در یکی فرایند تعاملی درگیر شود و اطلاعات لازم را در این فرایند به شکلی خودش کسب کند. 

مطالعه چرخه تصمیم‌گیری مشتری دقیقا می‌تواند در طراحی و اجرای موج چهارم بازاریابی محتوا به شدت کمک کند. داشتن درک درستی از رفتار مشتری و نوع تصمیم‌گیری او به شدت راه‌گشا است. </description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jul 2018 09:30:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ اقدام عملی برای بهبود سئو</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DB%B1%DB%B0-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%A6%D9%88-fcdkurgative</link>
                <description>یکی از تکنیک‌های مورد استفاده در دیجیتال مارکتینگ تکنیک بهینه‌سازی مطالب برای موتورهای جستجو یا همان Search Engine Optimization به اختصار SEO است.
سئو از خیلی سال‌های دور به شکل جدی میان همه افرادی که به کار تولید محتوا مشغول بوده‌اند مورد  بحث بوده است به شکلی که امروز هم افسانه‌های زیادی در میان افراد مختلف در این مورد شنیده می‌شود. 
بسیاری هم از این جو بوجود آمده استفاده می‌کنند و هزینه‌های سنگینی را از کسب‌وکارها بابت سئو دریافت می‌کنند. اما مهم‌ترین اصل در سئو تولید محتوای کارآمد است . محتوایی که مشکلی را حل می‌کند یا راه‌کاری ارائه می‌دهد. نیل پاتال در وبلاگ به نکات جالبی در این مورد اشاره می‌کند که آنها را در ادامه مورد بررسی قرار می‌دهیم.


 	
سرعت سایت


یکی از عوامل مهم در SEO افزایش سرعت بارگذاری سایت است. آمار نشان می‌دهد که هر یک ثانیه تاخیر در بارگذاری سایت ۷درصد از نرخ تبدیل خواهد کاست. 
در ذهن مخاطب هم سایتی که از سرعت بارگذاری کمتری برخوردار است خیلی قابل اعتماد نیست. 
طبق آمار منتشر شده در eConsultancy چهل درصد از مخاطبان اگر بارگذاری سایتی بیش از ۳ ثانیه طول بکشد، آن سایت را ترک خواهند کرد. 


 	
به سایتهای دیگری که محتوای مناسبی دارند لینک بدهید. 



برایان کلارک موسس کپی بلاگر می‌گوید: 
یکی از راه‌کارهای اساسی برای رشد یک وبلاگ لینک دادن به دیگر وبلاگ‌ها است. 
ممکن است که فکر کنید لینک دادن به سایتها و وبلاگ‌های دیگر خیلی خوب نیست چون باعث می‌شود بازدید‌کنندگان روی لینکها کلیک کرده و از سایت شما خارج شوند. اما من اینطور فکر نمی‌کنم. لینک دادن یک استراتژی هوشمندانه و اساسی در SEO است. 
رند فیسکین موسس Moz گفته است که : لینک‌های خارجی ترافیک قابل ردیابی ایجاد می‌کنند و وبلاگ شما را تبدیل می‌کنند به یک منبع با ارزش و قابل توسعه. 
اولین گام در گرفتن لینک از وبلاگ‌های دیگر این است که از خودتان شروع کنید. حتما اگر مطلبی می‌نویسید که پست وبلاگ فرد دیگری می‌تواند در کامل کردن آن کمک کند به آن پست لینک بدهید. می‌توانید نویسنده را هم از این موضوع مطلع کنید. این کار قطعا تاثیر بسیار زیادی در گرفتن لینکهای با ارزش از وبلاگهای مطرح خواهد داشت. 


 	
برای انسان‌ها مطلب بنویسید نه برای موتورهای جستجو


سال‌ها قبل که موتورهای جستجو و مخصوصا گوگل در آغاز راه بودند یکی از راه‌کارهای نمایش نوشته‌ها در صفحه اول گوگل این بود که تمرکز نوشته بر روی کلمات کلیدی مورد نظر بود. هر چه تعداد این کلمات در متن بیشتر بود احتمال گرفتن رتبه بهتر در موتورهای جستجو بیشتر بود. 
اما امروز دیگر نمی‌توانید از این روش استفاده کنید. بهترین روش برای SEO و شاید بتوان گفت مهم‌ترین روش این است که مطلبی بنویسید که مشکل خواننده را حل کند و یا دانش او را افزایش دهد.
نوشتن را با این فرض شروع کنید که اصلا موتور جستجویی وجود ندارد و شما دارید برای مخاطب مطلب می‌نویسید. هر چقدر کیفیت کار خوب باشد مخاطب اعتبار بیش‌تری برای شما قائل شده و از شما خرید خواهد کرد. 


 	
کاری کنید که سایتهای معتبر به شما لینک بدهند. 



یکی از سنجه‌های اعتبار سنجی یک وبلاگ این است که  سایتها و وبلاگ‌های معتبر به شما لینک داده باشند و این امر مسیر نمی‌شود مگر اینکه مطالب با کیفیتی تولید کنید. 
گاهی کسب‌وکارها با پیش‌فرض کم هزینه بودن وارد کار تولید محتوا می‌شوند. تصور این کسب‌وکارها این است که کافیست هزینه‌ اندکی به یک مترجم بدهند تا مطالب مختلفی را از وب پیدا کرده و ترجمه کند.
این پیش‌فرض اشتباه است. تولید محتوای خوبی که به شما در پیش‌برد برنامه بازاریابی کمک کند کم هزینه نیست. باید مطالبی تولید کنید که مورد استفاده مخاطب قرار گیرد. 
تولید محتوا هم مانند تولید محصول است. اگر محتوای تولید شده چیزی نباشد که مخاطب انتظار دارد هیچ استقبالی هم از آن نخواهد شد و در نتیجه کسی هم به عنوان مرجع به آن لینک نخواهد داد. 


 	
از اول از ابزارهای اندازه‌گیری استفاده کنید. 



اگر نتوانید میزان پیشرفت کارهای انجام شده را اندازه‌گیری کنید راه به جایی نخواهید برد. یکی از مزایای اصلی دیجیتال مارکتینگ قابلیت اندازه‌گیری است. از اول باید استفاده از این ابزارها را جدی گرفته و با استفاده از بازخوردی که از آنها می‌گیرید برنامه‌ریزی خود را انجام دهید. 


 	
توضیحات متای یکتا برای هر پست بنویسید. 



توضیحات متا یا Meta Description متنی است که زیر لینک سایت شما در گوگل نمایش داده می‌شود. هدف از این متن این است که کاربر قبل از کلیک بر روی لینک ایده‌ای از آنچه که قرار است با کلیک بر روی سایت ببیند به دست آورد. 
دقت کنید که این متن برای هر پست دقیقا یکتا و خاص باشد. برای نوشتن این متن حتما مخاطب را در نظر داشته باشید و سعی کنید با استفاده از این متای توضیحات به او کمک کنید. 


 	
از لینکهای خوانا برای مطالب استفاده کنید.


همیشه لینک مطالب نوشته شده را خودتان انتخاب کنید. در لینکها از کلماتی که مربوط به متن است استفاده کنید. طوری که کسی که لینک را می‌بیند ایده‌ای از مطلب نوشته شده به دست بیاورد.
جالب اینجاست که بدانید این کار به موتورهای جستجو هم کمک بسیاری می‌کند. 


 	
از رسانه‌های اجتماعی استفاده کنید.


رتبه سایت و وبلاگ شما به شکل مستقیم از رسانه‌های اجتماعی تاثیر نمی‌پذیرد اما استقبال مخاطب در این رسانه‌ها از مطالب شما تاثیر بسیاری دارد. 
برای دیده شدن در رسانه‌های اجتماعی هم باید از همان قانون طلایی استفاده کنید. مطالبی تولید کنید که ارزش به اشتراک گذاری داشته باشد. مطالبی که واقعا مفید است. حتی می‌تواند در پست‌های وبلاگ خود از مخاطب بخواهید که مطالب شما را به اشتراک بگذارند. 


 	
از کلمه‌های درست در تصاویر نوشته‌ها استفاده کنید. 



تصاویر برای گوگل بسیار مهم هستند. لذا از اسامی درستی برای آنها استفاده کنید. حتما نامهایی را برای تصاویر انتخاب کنید که مربوط به تصویر باشند. 


 	
به شکل مستمر مطالب خوب و کاربردی تولید کنید.


تولید محتوا کاری پر هزینه و دشوار است. اما برای افزایش رتبه باید برای تولید محتوا برنامه‌ریزی کنید. باید به شکل مستمر محتوای خوب و با کیفیت تولید کنید. استمرار در کنار کیفیت محتوا یکی از کلیدی‌ترین ابزارهای بهبود رتبه در موتورهای جستجو است. 


این مطلب را از وبلاگ نیل پاتال نقل کردم تا شاهدی باشد بر تجربه‌ای که در این سال‌ها در تولید محتوا و دیجیتال مارکتینگ داشتم. مهم‌ترین نکته‌ای که باید همیشه به ذهن بسپارید و حتما به آن عمل کنید این است که مطالب را با تمرکز بر مشتری تولید کنید. باید مطالب شما واقعا برای مخاطب و کمک به او نوشته شود و این تنها راهی است که در بلند مدت می‌تواند بهترین استراتژی سئو نامیده شود.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Jul 2018 09:35:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ گام برای تدوین بهترین استراتژی محتوا برای ساخت پایگاه دانش برای پشتیبانی</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DB%B6-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-e6e1ylhtxtfs</link>
                <description>احتمال تبدیل شدن مشتری‌هایی که خدمات پشتیبانی یا پس از فروش خوب دریافت می‌کنند به مشتری وفادار ۴ برابر بیشتر از باقی مشتری‌ها است. این نشان می‌دهد که داشتن یک واحد پشتیبانی خوب به شدت مهم است و خود به تنهایی می‌تواند استراتژی کاملی برای یک کسب‌وکار باشد. 

برای ارائه خدمات پشتیبانی مناسب به مشتری لازم است یک پایگاه دانش خوب طراحی شود. جایی که مشتری بتواند پاسخ سوالات خود را در آنجا پیدا کند. 

استراتژی خوب برای تهیه یک پایگاه دانش موثر و کارآمد حاصل همکاری میان بخش‌های بازاریابی، فروش و تیم‌های پشتیبانی است. 

۶ گام اصلی برای تدوین یک استراتژی محتوا برای ساخت پایگاه دانش پشتیبانی 

گام اول: مخاطب را بشناسید
همانطور که در فرایندهای بازاریابی نیاز است که پرسونای مشتری را بنویسید و خوب انواع مشتری را بشناسید در تدوین استراتژی پایگاه دانش هم لازم است که خوب روی شناخت مشتری کار کنید. 

شناخت مشتری در این بخش بسیار ساده‌تر از نوشتن پرسونای مشتری است. زیرا در این مرحله افرادی که هم اکنون مخاطب شما هستند را کاملا می‌شناسید و با آنها هر روز کار کرده‌اید بر خلاف نوشتن پرسونای مشتری که بخش زیادی از آن بر اساس حدث و گمان نوشته می‌شود. 

برای نوشتن پرسونا اطلاعات دقیقی شامل موارد زیر را به دست بیاورید:

اطلاعات دموگرافیک:

 	سن
 	محل اقامت
 	تحصیلات
 	اندازه شرکت

تاریخچه شخصی

 	سمت درون سازمانی
 	میزان استفاده از محصول شما
 	میزان آشنایی با نرم‌افزار شما

انتظارات

 	چه انگیزه‌ای باعث شده تا محصول شما را بخرند؟
 	نیازهای آنها در رابطه با محصول شما
 	روند تغییر کردن این نیازها به مرور زمان

برای جمع آوری این داده‌ها باید تیم بازاریابی و فروش با هم کار کنند. 

با شناخت بهتر مشتری خواهید توانست مطالب کاربردی‌تری را برای مشتری‌های خود تهیه کرده و در قالب یک پایگاه دانش به اشتراک بگذارید و این یعنی ایجاد یک تجربه کاربری بسیار عالی برای مشتری. 

این یعنی مشتری می‌تواند اطلاعات را به شکل مستقیم از سایت شما پیدا کند و در نهایت کمتر با شما تماس تلفنی خواهد داشت و درخواست‌های پشتیبانی کمتری ثبت خواهد شد. 
گام دوم: برای تدوین یک استراتژی محتوی موفق برای تهیه پایگاه دانش باید روش استفاده مشتری از محصول خود را بدانید. 

برای تهیه مطالب موثر در یک پایگاه دانش باید بدانید که مشتری به چه شکلی از محصول شما استفاده می‌کند. 

برای به دست آوردن این اطلاعات می‌توان از روش‌های مختلفی استفاده کرد. برای مثال می‌توانید از نرم‌افزارهای مانیتورینگ استفاده کنید و یا مصاحبه‌هایی را با کاربران سایت ترتیب دهید. 

تیم‌های فروش و پشتیبانی هم می‌توانند اطلاعات خوبی را در اختیار شما بگذارند  که حاصل تعامل آنها با مشتری‌ها است. 
گام سوم: مشکلات احتمالی را برای مشتری مشخص کنید. 

باید بتواند مشکلات احتمالی مشتری را پیدا کرده و اطلاعات کاملی را در مورد روش حل کردن آن مشکلات در پایگاه دانش منتشر کنید. 

باید کاری کنید که مشتری بعد از مطالعه راه‌کار ارائه شده در پایگاه دانش بدون نیاز به تماس با شما مشکل خود را حل کند. 

به این ترتیب مشتری از تجربه کاربری خود احساس رضایت خواهد کرد و این احساس رضایت در نهایت به خرید بیشتر خواهد انجامید. 

این روش همچنین هزینه‌های مربوط به خدمات پشتیبانی را به شدت کاهش داده و کیفیت خدمات ارائه شده را نیز افزایش می‌دهد. 
گام چهارم: ساختار پایگاه داده خود را مرتب کنید. 

طراحی ساختاری منطقی و منطبق بر نیازهای مشتری به شدت راه‌گشا است. 

برای طراحی یک ساختار مناسب، مشتری را در نظر داشته باشید و بعد دسته‌بندی‌هایی را برای مطالب تهیه شده در نظر بگیرید. این دسته‌بندی‌ها هم بر اساس اطلاعاتی که در گامهای قبلی کسب‌ کردید تعریف خواهند شد. فقط در نظر داشته باشید که هر مطلب تنها برای حل کردن یک مشکل نوشته شده باشد و دسترسی‌های خوبی برای پیدا کردن مطالب ایجاد کرده باشید. 
گام پنجم:‌ یک راهنما برای استانداردسازی نوشته‌های پایگاه دانش بنویسید.
وقتی قرار باشد مطالب زیادی برای پایگاه دانش نوشته شود و افراد زیادی درگیر این کار باشند برای جلوگیری از بهم‌ ریختی ظاهری و ساختاری مطالب باید یک راهنما بنویسید تا همه بر اساس این راهنما مطالب را مرتب کنند. 

در این راهنما می‌توانید به مسائلی مانند روش نوشتن تیتر‌ها، جزییات فرمت کردن نوشته‌ها، روش انتخاب تصویر برای نوشته و چیزهایی از این دست اشاره کنید. 
گام ششم: از استراتژی محتوی پایگاه دانش استفاده کنید.
استراتژی محتوی پایگاه دانش باید بخشی از استراتژی بازاریابی شما باشد. پشتیبانی مشتری بعد از خرید از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. پایگاه دانش را همیشه به روز نگه دارید و با استفاده از بازخوردهایی که دریافت می‌کنیم سعی کنید کیفیت مطالب منتشر شده در آن را بهبود ببخشید. 

 

[منبع]</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jul 2018 07:13:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهاد ۵ شرکت بزرگ برای نحوه فعالیت در رسانه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%DB%B5-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-ww4pkflkvrq6</link>
                <description>حضور برندها در رسانه‌های اجتماعی برای ایجاد کانالهای دوطرفه ارتباطی بسیار مهم و ضروری است. بر اساس مطالعات انجام شده می‌توان گفت که فعالیت‌های انجام شده در رسانه‌های اجتماعی مشخصا بر میزان فروش محصولات موثر است.

برای حضور موفق در رسانه‌های اجتماعی و جلوگیری از صدمه دیدن برند نیاز به تدوین سیاست‌نامه‌ای برای افرادی است که مدیریت حساب‌های رسانه‌های اجتماعی برندها را بر عهده دارند. در این سیاست‌نامه موضوعات مختلفی گنجانده می‌شود و هدف ترسیم یک نقشه راه برای فعالیت تیم رسانه‌های اجتماعی است.

در این مطلب نکات مهمی از سیاست‌نامه برندهای بزرگ را مورد بررسی قرار می‌دهیم:
IBM
دعوا نکنید. اولین نفری باشید که اشتباهش را اصلاح می‌کند. نوشته‌های گذشته را بدون اینکه ذکر کنید ویرایش نکنید.

سعی کنید ارزشی خلق کنید:

اطلاعات ارزشمندی را منتشر کنید. کارمندان شرکت بهترین معرف برند هستند. ممکن است مطلبی که شما منتشر می‌کنید تاثیری بر روی برند داشته باشد.

به شکل اول شخص صحبت کنید:

خودتان باشید. از ویژگی‌های شخصی خودتان استفاده کرده و هر چیزی که در فکرتان هست را بگویید.
INTEL
همیشه قبل از انتشار مطلب یک لحظه صبر کنید. اگر در هنگام انتشار مطلب حس کردید که یک جای کار اشکال دارد حتما صبر کنید و به خودتان زمان بدهید. مستندات و سیاست‌نامه‌ها را دوباره بررسی کنید تا چیزی را که شما را ناراحت می‌کرده است را پیدا کنید. اگر لازم بود با مدیران بالا دست خود و یا واحد حقوقی موضوع را درمیان بگذارید.

مرز دنیای حرفه‌ای و شخصی در رسانه‌های اجتماعی بسیار باریک است. اگر در این رسانه‌ها اعلام کردید که در اینتل کار می‌کنید بدانید که با همین کار پیش‌فرض‌های در ذهن همه مخاطبان و صاحبان برند از توانایی‌ها و کارهای شما ایجاد می‌شود. اطمینان حاصل کنید که همه کارهایی که در این فضا به شما مربوط می‌‌شود، استانداردهای حرفه‌ای و ارزشهای شرکت در آنها رعایت شده است.

گفتگو کنید. با خوانندگان خود صحبت کنید. از اینکه خودتان باشید نترسید. آنها را دعوت کنید که نظرات خودشان را بیان کنند.
Kodak
لازم نیست فقط روی داخل شرکت تمرکز کنید. به مقالات، ویدیوها و مطالب دیگر وبلاگ‌ها هم لینک دهید. مطالب جالب دیگران را ریتوییت کنید.

در انتشار مطالب استمرار داشته باشید. کسی به وبلاگی که ۲ هفته پیش مطلبی را منتشر کرده است سر نخواهد زد. دايم در حال انتشار مطالب جدید باشید.
SAP
میان نظرات و حقایق تفاوت قائل شوید و کاری کنید که مخاطب تفاوت آنها را درک کند.

از کارهای دیگران مطلع باشید. مطالب آنها را بخوانید. گفتگوهای مردم در اینترنت را بخوانید تا شاید بتوانید از منظر جدیدی وارد بحث شوید. مشارکت در بحث سوخت فعالیت در رسانه‌های اجتماعی است.

کیفیت را بجای کمیت مد نظر قرار دهید. هر موقع که برایتان مقدور بود در کارها مشارکت کنید. لینک‌های منابعی را که فکر می‌کنید لازم است به اشترک بگذارید. اگر وبلاگی راه‌اندازی کردید کاری کنید که حتما مخاطب در بحث‌ها شرکت کند.
ZAPPOS
خودتان باشید و از بهترین داوری خود استفاده کنید.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jul 2018 14:56:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه از فرمول PAS در کپی‌رایتینگ استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-PAS-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F-he3ym5xtcwly</link>
                <description>تولید محتوای تبلیغاتی یا Copy Writing یکی از مهم‌ترین بخش‌های دیجیتال مارکتینگ است. هر چقدر بتوانید محتوای مفید و مناسب‌تری تولید کنید قطعا مخاطب بیشتری را جذب خواهید کرد. همانطور که در ویژگی‌های یک بازاریاب مدرن آمد، مهارت‌های دیجیتال مارکتینگ به ۲ بخش عمده تقسیم می‌شود. یک بخش هنری است و بخش دیگر علمی. بخش تولید محتوا دقیقا بخشی است که شاید از اول عصر تبلیغات تا به حال تغییر خاصی نکرده است و همچنان نیاز به هنر نویسنده دارد.

در تولید محتوا تمرکز بر روی مخاطب و نیازهای اوست. شاید اگر قرار باشد خیلی ساده موضوع را بررسی کنیم باید گفت که محتوای خوب چیزی است که مسئله‌ای را حل می‌کند و ارزش افزوده‌ای را برای کاربر به همراه دارد. برای تولید یک محتوای خوب فرمول‌های مختلف و فریم‌ورک‌های متفاوتی وجود دارد که در طی سالیان دراز از آنها استفاده شده است و همه هم امتحان خود را پس داده‌اند.

در این نوشته فرمولی به نام PAS را بررسی خواهیم کرد. PAS مخفف سه کلمه Problem-Agitate-Solve است. این فرمول برای تولید محتوا در صفحات مختلف وب کاربرد دارد.

مسئله یا Problem

همه چیز از بیان مسئله شروع می‌شود. پس باید در گام اول مشکل مخاطب را به خوبی درک کرده باشید. باید بدانید درد دقیقا کجاست و خیلی شفاف آن‌را بیان کنید. هر چه در بیان مسئله موفق‌تر عمل کنید فردی که متن شما را می‌خواند حس می‌کند که شما به خوبی متوجه مشکلات او هستید و این باعث ایجاد حس اعتماد در او می‌شود.

تحریک کردن یا Agitate

این بخش از کار شاید کمی به نظر ناجوانمردانه به نظر بیاید. بعد از اینکه در مرحله اول مشکل را به خوبی بیان کردید باید در این مرحله نمک بر روی زخم بپاشید. باید مشکل را حسابی دردناک جلوه داده و احساسات خواننده را تحریک کنید. البته مانند هر کار دیگری نباید این کار را از حد بگذرانید. باید راه فراری برای خواننده باقی بماند.

راه‌کار یا Solution

و اینجا جایی است که راه‌کار خود را برای حل مسئله ارائه می‌دهید و زندگی برای خواننده بسیار زیبا‌تر می‌شود.

در نهایت می‌توانید نظر مثبت مشتر‌ی‌های قبلی خود را که از خدمات و محصولات شما استفاده کرده‌اند را نیز اضافه کنید. از این روش برای تولید انواع محتوا استفاده می‌شود ولی نکته‌ای که باید به آن دقت کرد این است که تعادل در مرحله تحریک کردن حفظ شود. نباید خیلی هم شور کار را در بیاورید. در نهایت هم یادتان باشد که در بخش ارائه راه کار حس اینکه سعی دارید چیزی را به مخاطب بفروشید را ایجاد نکنید . هیچ کسی این حس را دوست ندارد.

 </description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Jul 2018 05:45:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویژگی‌های یک بازاریاب مدرن چیست؟ [اینفوگرافیک]</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%5B%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%5D-wnyjmpmilaus</link>
                <description>امروز پیشگامان بازاریابی مدرن، دیجیتال مارکترها هستند. بازاریابی امروز هم هنر است و هم علم. بهتر است بگوییم یک بازارایاب امروزی هم باید از هنر استفاده کند و هم از علم بازاریابی.

در بخش هنری، موضوعاتی مانند نوشتن محتوا، تولید محتوای تصویری، رسانه‌های اجتماعی و ایمیل مارکتینگ جای می‌گیرند. اینجا جایی است که باید از ذوق هنری خود برای نوشتن یک مطلب مخاطب پسند  استفاده کنید.

دقیقا این بخش از مهارت یک متخصص بازاریابی برای طراحی یک کمپین وایرال مورد نیاز است. یک متخصص دیجیتال مارکتینگ برای پرورش این بخش از مهارت‌های خود باید تلاش بسیار زیادی انجام دهد. مطالعه در مورد افزایش خلاقیت و حتی شرکت در کلاسهای هنری می‌تواند به شدت مفید باشد.

پرورش توانایی‌های هنری نسبت به پرورش توانایی‌های دیگر به نظر کمی سخت و دشوار است اما همه چیز با کمی تلاش به دست خواهد آمد. بدانید که پرورش این بخش هنری می‌تواند یکی از مزیت‌های رقابتی مهم شما در دنیای دیجیتال مارکتینگ باشد.

توانایی‌های دیگری که یک بازارایاب مدرن نیاز دارد در دسته توانایی‌های علمی قرار می‌گیرند. یکی از مزایای اصلی دیجیتال مارکتینگ این است که می‌توان بازخورد دقیقی از فعالیت‌های انجام شده گرفت و بر اساس این بازخورد آن فعالیت را بهبود بخشید.

از مهارت‌هایی که در این بخش مورد نیاز است می‌توان به اندازه‌گیری میزان اثر بخشی فعالیت‌های بازاریابی صورت‌گرفته اشاره کرد. در این بخش متخصص بازاریابی دیجیتال باید بتواند با استفاده از ابزار و دانش روز اثر بخشی همه فعالیت‌های صورت‌ گرفته را اندازه گرفته و با استفاده از این اندازه گیری و تحلیل اطلاعات ادامه کار را طراحی کند.

آموختن مهارتهای مربوط به بخش علمی معمولا اولین چیزی است علاقه‌مندان دیجیتال مارکتینگ کار را با آن شروع می‌کنند چون آموختن آن خیلی پیچیده نیست. دست‌کم مسیر مورد نیاز برای آموختن این مهارت‌ها بسیار روشن و مشخص است.

به هر حال باید دقت کرد که یک متخصص دیجیتال مارکتینگ موفق فردی است که یک تعادل میان هنر و علمش برقرار کرده است. او با خلاقیت خودش برنامه بازاریابی را طراحی کرده و با علمش بازخوردها را اندازه گیری می‌کند.

اینفوگرافیک زیر این مفهوم را به خوبی بیان می‌کند.

</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jul 2018 08:41:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه سیاست‌نامه حضور در رسانه‌های اجتماعی بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%9F-sbpqypk5jqdg</link>
                <description>آمار نشان می‌دهد که حضور شرکت‌ها و برندها در رسانه‌های اجتماعی بر تصمیم مشتریان تاثیر مثبتی دارد و از اهمیت بالایی برخوردار است. رسانه‌های اجتماعی از مختصات خاصی برخوردار هستند و حضور رسمی در آنها با ملاحظات خاصی همراه است.

علاوه بر اکانت رسمی شرکت عموما کارمندان یک شرکت هم به صورت شخصی در این رسانه‌ها فعالیت دارند و گاهی پیش‌می‌آید که در بحث‌های مربوط به شرکت وارد می‌شوند.

همانطور که گفته شد حضور موفق در رسانه‌های اجتماعی نیاز به رعایت ملاحظاتی دارد که این ملاحظات در شرکت‌های مختلف به شکل مکتوب درآمده و در قالب سیایت‌نامه حضور در رسانه‌های اجتماعی در اختیار کارمندان و حتی عموم مخاطبین قرار می‌گیرد. در نوشتن این سیاست‌نامه باید دقت کرد که سرعت عمل در رسانه‌های اجتماعی بسیار مهم است و نباید به گونه‌ای عمل شود که این موضوع مهم مخدوش شود. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که این سند به دلیل پویایی رسانه‌های اجتماعی یک سند زنده است و باید به شکل متوالی به روز رسانی شود.

در این سند باید تمام موارد و ملاحظات مورد نظر خود را از موارد قانونی تا مصداق‌های محرمانگی اطلاعات درج کنید. اگر کارمندان شرکت از اینکه در مجموعه شما مشغول فعالیت هستند خوشحال هستند و دوست دارند در مورد شرکت و فعالیت‌های آن در رسانه‌های اجتماعی صحبت کنند باید با استفاده از این سند به آنها کمک کنید به شکل درستی این کار را انجام دهند تا مشکلی برای هویت برند و یا خودشان پیش‌ نیاید.

سیاست‌نامه حضور در رسانه‌های اجتماعی عموما به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود: 

 	سیاست‌نامه برای اکانتهای رسمی
 	سیاست‌نامه برای فعالیت کارمندان در رسانه‌های اجتماعی

قوانین استفاده از رسانه‌های اجتماعی:
در این قسمت در مورد قوانین حضور در رسانه‌های اجتماعی صحبت کنید. این بخش می‌تواند شامل موضوعات زیر شود:

 	
راهنمای برند یا Brand Guideline: 
در این بخش روی اینکه چطور باید در مورد برند صحبت شود تمرکز کنید. برای مثال می‌توانید به اسم شرکت به طوری که باید در رسانه‌های اجتماعی استفاده شود اشاره کنید و یا در مورد لحن برند و نشان شرکت موارد لازم را بیان کنید.
 	
راهنمای ورود به بحث‌ و پاسخ‌گویی:
در این بخش مشخص کنید که آیا کارمندان می‌توانند با استفاده از حساب کاربری شخصی خود به سوالات و موضوعات مربوط به شرکت پاسخ دهند یا خیر. موارد مربوط به تعامل کارمندان و سخن‌گوهای رسمی را در این حوزه بیان کنید.
 	
محرمانگی:
مشخص کنید که چه اطلاعاتی محرمانه است و نباید در مورد آنها در رسانه‌های اجتماعی صحبت کرد.
 	
تبعات خطرناک حضور در رسانه‌های اجتماعی:
در مورد مشکلاتی که ممکن است از حضور در رسانه‌های اجتماعی و فعالیت در آنها روی بدهد صحبت کنید. از مواردی که منتهی به کلاه‌برداری و یا مواردی از این قبیل شده است حتما مثال‌هایی ذکر کنید.
 	
رسانه‌های اجتماعی برای استفاده شخصی:
برای کارمندان مشخص کنید که چگونه می‌توانند به شکلی مثبت از رسانه‌های اجتماعی برای مطرح کردن و یا پاسخ دادن به مشتریان شرکت استفاده کنند. اگر لازم است موضوعی رعایت شود حتما باید در این قسمت به آن اشاره کرد.

وظیفه و نقش افراد:
در این بخش افراد تصمیم گیر را در بخش‌های مختلف مشخص کنید. هدف از این بخش این است که در مواقع لازم اعضای تیم بدانند که باید با چه کسی در ارتباط باشند و چه کسی تصمیم قطعی را خواهد گرفت. نقش‌های زیر را می‌توان برای افراد در نظر گرفت: 

 	تایید کننده پیامها
 	مدیریت بحران
 	خدمات مشتریان
 	موارد قانونی
 	مانیتورینگ

ریسک‌های قانونی
حتما در مورد موارد قانونی تحقیق کنید و آنها را در این سیاست‌نامه درج کنید. برای این‌کار می‌توانید با یک وکیل آشنا به امورات این حوزه مشورت کنید. موارد قانونی در هر کشور ممکن است متفاوت باشد پس حتما موضوع را در کشور خود پی‌گیری کنید. 
موارد امنیتی:

رسانه‌های اجتماعی می‌تواند ابزاری بالقوه برای کلاه‌برداران و سارقین باشد. حتما در مورد موارد امنیتی زیر در این سیاستنامه توضیح دهید. برای مثال می‌توانید به موضوعات زیر اشاره کنید:

 	پسوردهای قوی بسازید و از ورود ۲ مرحله‌ای استفاده کنید. 

 	تمام سخت‌افزارها را به روز نگه‌دارید. 

 	مراقب حمله‌های فیشینگ، تروجان‌ها و چیزهایی از این دست باشید. 

 	روش تشخیص یک حمله امنیتی چیست؟
 	روش پاسخ‌گویی درزمان یک حمله امنیتی چگونه است؟

مسئولیت‌پذیری
به کارمندان خود توضیح دهید که هنگام انتشار مطلبی در رسانه‌های اجتماعی به این مورد دقت کنند که مطلب منتشر شده اعتبار شرکت را به خطر نیاندازد. گاهی کارمندان در هنگام استفاده از اکانتهای شخصی خود این موضوع را مطرح می‌کنند که این اکانتها حریم شخصی آنها هستند و کسی نمی‌تواند برای روش استفاده از آنها سیاست‌نامه ارائه کند. باید این نکته را گوش‌زد کرد که این سیاست‌نامه‌ برای جلوگیری از بروز مشکلات قانونی برای آنها و همچنین برای برند طراحی شده است و قطعا به آنها کمک خواهد کرد. 
نکات اجرایی سیاست‌نامه رسانه‌های اجتماعی
برای نوشتن این سیاست‌نامه از تمام کارمندانی که در فرایند‌های مربوط درگیر هستند کمک بگیرید. حتما اطلاعات را با آنها به اشتراک گذاشته و از آنها بخواهید که نظرشان را به اطلاع شما بگذارند.

رسانه‌های اجتماعی به شدت پویا هستند و ممکن است تغییراتی در آنها بوجود بیاید. در نوشتن سیاست‌نامه به این موضوع دقت کنید که نیازی به تمرکز روی جزییات هر رسانه نیست . کافیست شرایط کلی را بنویسید که قابل تامیم به رسانه‌های مختلف باشد.

 
مثال‌هایی از سیاست‌نامه‌های شرکت‌ها و برندهای مختلف:

 	آدیداس
 	کوکاکولا
 	خبرگذاری رویترز
 	دولت کانادا
 	دانشگاه هاروارد

 

 	
</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jun 2018 09:00:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آماری از تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر تصمیم‌گیری مشتریان</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-rychudsoyfki</link>
                <description>خیلی از برندها از دیجیتال مارکتینگ با بخش تولید محتوی در رسانه‌های اجتماعی (سوشال نتورک)  آشنایی بسیار خوبی دارند. معمولا همه (دست کم) یک حساب کاربری در یکی از شبکه‌های اجتماعی دارند که بعضا رها شده است. تولید محتوی برای رسانه‌های اجتماعی در ایران گاهی به عنوان یک کار فانتزی انجام می‌شود و معمولا هدفی برای آن متصور نیست به همین جهت عموما این فعالیت به مدت کمی انجام شده و سپس متوقف می‌شود.

اما حضور در رسانه‌های اجتماعی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است به شرطی که برنامه درستی برای این حضور طراحی شده باشد. وقتی یک برند تصمیم می‌گیرد در رسانه‌های اجتماعی حضور پیدا کند، یعنی تصمیم گرفته‌ تا به صورت مستقیم با مشتریان خود در ارتباط باشد. این حضور رو در رو گاهی برای برندهای ایرانی که تا به حال خیلی هم به مشتری پاسخگو نبوده‌اند دردناک است زیرا اغلب مشتریهای ناراضی، تمام اعتراضات خود را به شکل مستقیم و عمومی مطرح می‌کنند و در انتظار پاسخ هستند.

اما بر خلاف آنچه ممکن است به نظر برسد تجربه ثابت کرده است که حضور برند و پاسخگویی آن باعث می‌شود معترضین هم تبدیل به مشتری وفادار برند شوند زیرا برند در مقابل اعتراض آنها مسئولیت پذیر است و پاسخ آنها را می‌دهد. پس برندها باید دقت کنند که اگر در رسانه‌های اجتماعی حضور پیدا می‌کنند باید حتما پاسخ‌گو باشند. عدم پاسخ‌گویی به اعتراض بیشتر مشتری دامن خواهد زد.

آمار جالب زیر نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی چه تاثیری در میزان خرید و تصمیم‌گیری مشتری دارد:‌

۱. ۸۱ درصد از مصرف کنندگان با تاثیر گرفتن از پست‌های دوستانشان در رسانه‌های اجتماعی تصمیم به خرید می‌گیرند.

۲. احتمال خرید مصرف‌کنندگان بر اساس معرفی‌های انجام شده در رسانه‌های اجتماعی ۷۱درصد است.

۳. ۳۱ درصد از مصرف‌کنندگان اعلام کرده‌اند که برای پیدا کردن کالاهای جدید برای خرید از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند.

۴. ۷۸درصد از مصرف‌کنندگان اعلام کرده‌اند که پست‌های برندها در رسانه‌های اجتماعی بر روی تصمیم آنها برای خرید موثر است.

۵. در صورتی که در صفحه محصول از تصاویری که عموما برای استفاده در رسانه‌های اجتماعی تولید می‌شود ‌استفاده شود احتمال خرید مصرف کنندگان تا ۶ برابر افزایش می‌یابد.

۶. زمانی که مشتری نظرات مثبتی در مورد محصول می‌بیند نرخ تبدیل تا ۱۳۳ درصد افزایش می‌یابد.

با توجه به این آمار به نظر می‌رسد برندها باید برای حضور در رسانه‌های اجتماعی یک برنامه بلند مدت و مدون داشته باشند. نکته‌ای که به شدت مهم است این که برای موفقیت در استفاده از این ابزار بازاریابی باید مستمر کار کرد و نگاهی بلند مدت داشت.

 </description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jun 2018 11:39:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا یک متخصص دیجیتال مارکتینگ باید وبلاگ شخصی داشته باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF%D8%9F-jcl3bx12hjsr</link>
                <description>وقتی صحبت از نوشتن می‌شود برای بسیاری این کار بسیار سخت و دشوار است. پیدا کردن موضوع و تحقیق بر روی آن زمان زیادی لازم دارد و هر کسی را یارای نوشتن نیست. اما ما که در حوزه بازاریابی فعالیت می‌کنیم مخصوصا دیجیتال مارکتینگ اصلی‌ترین کاری که انجام می‌دهیم تولید محتوی است و بخش مهمی از این تولید محتوی، تولید محتوی متنی برای وبلاگ است.

اما چرا باید یک متخصص دیجیتال مارکتینگ وبلاگ داشته باشد؟ برای داشتن وبلاگ دلایل بسیاری را می‌توان ذکر کرد اما اگر موضوع از منظر دیجیتال مارکتینگ بررسی شود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد‌:

۱. نوشتن در مورد تجربیات و آموخته‌ها
دنیای بازاریابی، دنیایی بسیار پویا است و انسان هر روز مطالب جدیدی می‌آموزد. یکی از راه‌کارهایی که باعث می‌شود مطالب آموخته شده را به خوبی به ذهن بسپارید نوشتن آنها است. حالا وقتی این نوشته‌ها در معرض مطالعه عموم هم قرار گیرد قطعا تاثیر بیشتری در یادگیری خواهد داشت.
۲. پرسنال برندینگ
اولین چیزی که یک متخصص بازاریابی باید در آن مهارت داشته باشد معرفی درست خودش است. به نوعی یک متخصص بازاریابی باید بتواند اول از مهارت بازاریابیی که دارد برای خودش استفاده کند. خب همانطور که همیشه در مباحث دیجیتال مارکتینگ هم گفته شده تولید محتوی تاثیر بسیار زیادی در این حوزه دارد.
۳. تولد یک جامعه مخاطبین
یکی از مهمترین تاثیرات داشتن وبلاگ این است که به مرور زمان یک جامعه‌ای از خوانندگان در آن ایجاد خواهد شد و این یعنی فضایی ایجاد شده برای بحث در مورد موضوعات مختلف و توسعه شبکه ارتباطات حرفه‌ای.
۴. پیشنهاد‌های کاری
وقتی شما در مورد موضوعات تخصصی خود می‌نویسید و با مخاطبان وبلاگ در ارتباط هستید، به نوعی از یک جایگاه تخصصی در ذهن مخاطب برخوردار خواهید شد و این باعث می‌شود هر کدام از این مخاطبان اگر فرصت کاری مربوط به شما را مشاهده کنند اولین گزینه شما باشید. ساده‌ترین کاری که می‌توانید در سایت خود انجام دهید بیان این مطلب است که خدمات مشاوره هم ارائه می‌کنید.

 </description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jun 2018 10:35:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف اصلی در دیجیتال مارکتینگ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-appyrfdvfu6q</link>
                <description>وقتی در مورد دیجیتال مارکتینگ جستجو می‌کنید با انبوهی از مطالب مختلف روبرو می‌شوید که همه در مورد ابزارهای جالبی صحبت می‌کنند. بیشتر نویسنده‌ها سعی می‌کنند تا به شما در مورد روش استفاده درست از این ابزارها را آموزش دهند. این در حالی است که هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود.

وقتی پای صحبت علاقه‌مندان به حوزه دیجیتال مارکتینگ هم می‌نشینم می‌بینم که بیشتر تمرکز آنها بر روی بعد تکنیکی است و به نظر می‌آیند نکته مهمی را به دست فراموشی سپرده‌اند.

برای پی بردن به اصل ماجرا باید از زاویه دیگری به دیجیتال مارکتینگ نگاه کنیم. باید ببینیم که هدف از بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ چیست؟

هدف همیشه این بوده است که مشتری جذب شده و محصولات و خدمات ما را برای خرید انتخاب کند. بسیار خب. پس لازم است یادآوری کنم که هیچ وقت هدف ما طراحی یک سایت خوب، داشتن دنبال کننده‌های زیاد در رسانه‌های اجتماعی، خرید بنر در سایت‌های پر ترافیک نیست. اینها ممکن است ابزارهایی برای کمک به رسیدن به هدف اصلی باشند.

تمام تمرکز یک کسب و کار باید بر روی ایجاد یک تجربه خوب برای مشتری باشد. اگر موفق به ایجاد یک تجربه خوب برای مشتری شدید می‌توانید از توسعه کسب و کارتان اطمینان حاصل کنید. هر مشتری راضی قطعا دوستان خود را به استفاده از محصولات و خدمات شما دعوت خواهد کرد. پس طراحی یک تجربه خوب برای مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است.

هر مشتری راضی قطعا دوستان خود را به استفاده از محصولات و خدمات شما دعوت خواهد کرد. پس طراحی یک تجربه خوب برای مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است.
اگر خوب به ابزارهای اصلی و تکنیک‌های مهم در دیجیتال مارکتینگ هم نگاه کنید خواهید دید که بسیاری از این ابزارها هم با همین هدف درست شده‌اند. برای مثال به ابزارهای و تکنیک‌های تجربه‌ کاربری یا همان UX دقت کنید. هدف این ابزارها این است که کار مشتری را راحت کرده و تجربه خوبی را برایش ایجاد کند.

لذا در طراحی یک استراتژی دیجیتال باید به طراحی یک تجربه خوب برای مشتری دقت کنید و با این معیار ابرازها و روش‌های مورد نیاز را انتخاب کنید. بزرگترین خطری که یک متخصص بازاریابی را تهدید می‌کند فراموش کردن مشتری و درگیر شدن با ابزارهای مختلف است. اینجاست که شناخت مشتری اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.
به نظر من اوج هنر بازاریابی دقیقا همین جا است، پیدا کردن راهی برای ایجاد یک تجربه با شکوه برای مشتری.
سعی کنید کار را از طراحی یک تجربه خوب برای مشتری آغاز کنید. حتما چرخه تصمیم‌گیری مشتری را خوب مطالعه کنید. برای ایجاد کردن این تجربه ممکن است لازم باشد هم در فضای آنلاین و هم در فضای آفلاین فعالیت کنید. به نظر من اوج هنر بازاریابی دقیقا همین جا است، پیدا کردن راهی برای ایجاد یک تجربه با شکوه برای مشتری.</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jun 2018 14:31:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Consumer Decision Journey یا چرخه تصمیم‌گیری مشتری چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/lameei/Consumer-Decision-Journey-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-bg5nmjbrn9mk</link>
                <description>فرایند انتخاب و خرید مصرف‌ کننده نسبت به سالهای گذشته تغییرات زیادی کرده است. هدف از بازاریابی این است که در زمانی به مصرف کننده دست پیدا کند که بتواند بیشترین تاثیر را بر روی او داشته باشد. برای همین است که تولید کننده‌گان تلویزیون علاوه بر قراردادن تلویزیون‌ها در ویترین مغازه‌ها، فیلم‌هایی با کیفیت بسیار زیاد هم پخش می‌کنند. و یا سایتهای فروش آنلاین بر اساس جستجوهایی که انجام داده‌اید پیشنهادهای دیگری را هم به شما می‌دهند.

فرایند خرید همیشه به شکل یک قیف (funnel) در نظر گرفته شده است که مشتری کار را با تعدادی از برند‌هایی که می‌شناسد شروع می‌کند و بعد فرایند بازاریابی آنها را هدایت کرده و در نهایت یک برند انتخاب می‌شود.



اما امروزه مفهوم قیف کاملا از بین رفته است. تعداد نقاط اثر گذار بر مشتری به شدت افزایش یافته، تعداد انتخاب‌ها به شدت زیاد شده، کانالهای دیجیتال پدید آمده‌اند و در نهایت مشتری بسیار آگاه‌تر است.

در این شرایط به راه‌کاری غیرخطی و بسیار پیچیده برای فعالیت بازاریابان نیاز هست. این راه‌کار را CDJ یا Consumer Decision Journey می‌نامیم.

این روش با بررسی فرایند تصمیم‌گیری بیش از ۲۰ هزار نفر برای خرید در ۵ صنعت مختلف و در ۵ قاره تدوین شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که عصر ارتباط یک طرفه بازاریابان با مشتری به اتمام رسیده است و نیاز به برقراری ارتباطات دوطرفه برای مدیریت نیازهای مشتری و Word of Mouth هست.


مشتری چگونه تصمیم گیری می‌کند؟
همانطور که اشاره شد مشتری در یک فانل در مورد برندهای مختلف تصمیم‌گیری کرده و برخی از آنها را انتخاب می‌کند. پس از خرید فرایندی آغاز می‌شود که در آن مشتری با بررسی خریدی که انجام داده نسبت به خرید دوباره از آن برند یا وفاداری به برند تصمیم می‌گیرد. بازاریابان هم تلاش می‌کنند که با استفاده از push marketing در مراحل مختلف این قیف مشتری را تحت تاثیر قرار دهند. اما مطالعات نشان می‌دهد که فرایند دیگری در حال وقوع است.

در واقعیت فرایند تصمیم‌گیری یک چرخه است که از ۴ مرحله تشکیل شده است: مورد توجه واقع شدن (Initial Consideration)، بررسی فعال (Active Evaluation)، تصمیم نهایی(Closure)، بعد از خرید(Postpurchase).
انتخاب برند
در مرحله اول از ۴ مرحله ذکر شده در چرخه تصمیم‌گیری (Initial Consideration)، مشتری در مورد برند یا برندهای مد نظرش تصمیم‌گیری می‌کند. با توجه به انواع تبلیغات انجام شده توسط برند‌ها، معمولا مشتری برندهایی را در نظر خواهد داشت. تعداد این برندها با توجه به شرایط مشتری محدود است اما اگر در این مرحله برندی انتخاب نشد احتمال اینکه در مرحله بعدی (Active Evaluation) مورد توجه قرار گیرد هست.
مشتری آگاه
اهمیت دستیابی مشتری به بازاریابها بجای دستیابی بازاریابها به مشتری به شدت افزایش یافته است. همیشه شرکتها سعی می‌کردند که توجه مشتری احتمالی را جلب کرده و او را مخاطب قرار دهند. ارسال پیامک، ایمیل‌های ناخواسته، بیلبورد، تبلیغات بنری و چیزهایی از این دست ابزارهای معروف شرکتها بوده و هستند.

امروز در چرخه تصمیم‌گیری برای خرید شاهد این هستیم که مشتری علاقه دارد خودش اطلاعات مورد نیاز خودش را در مورد محصول و برندی که مد نظر قرارداده است را یافته و مطالعه کند. جستجو در اینترنت و مطالعه نظرات دیگر مشتریان یک محصول، شنیدن در مورد محصول از زبان دوستان و آشنایان، همه ابزارهایی است که مشتری امروزی از آنها برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کند.
انواع مشتری وفادار
بعد از اینکه مشتری تصمیم خود را گرفت و خرید را انجام داد تازه کار بازاریابها شروع می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که مشتری بعد از خرید هم به جستجو و پیدا کردن اطلاعات در مورد چیزی که خریداری کرده ادامه می‌دهد.

ایجاد وفاداری در مشتری برای انجام خریدهای بعدی از این برند چیزی است که سالهاست با استفاده از ایجاد تجربه خوب پس از خرید حاصل می‌شود. اما این وفاداری در همه یکسان نیست.

برخی نسبت به برند به شکلی فعال وفادار هستند، همیشه با برند می‌مانند و به بقیه هم آن‌را پیشنهاد می‌کنند. نوع دیگر مشتریان وفادار غیر فعال هستند. اینها به هر دلیلی در مورد برند و انتخابشان خیلی صحبت نمی‌کنند. این دسته از مشتریان وفادار با دریافت یک پیشنهاد خوب از رقبا ممکن است به وفاداری خود پایان دهند.

تمام بازاریابها باید تلاش کنند تا تعداد مشتریان وفادار فعال خود را افزایش دهند و برای این کار باید به نقاط موثر ارتباطی جدید توجه کنند.
همسوکردن فعالیت‌های بازاریابی با چرخه تصمیم‌گیری مشتری
با توجه به مطالب ارائه شده لازم است فعالیت‌های بازاریابی همسو با چرخه تصمیم‌گیری مشتری انجام شود. ممکن است لازم شود تا فعالیت در حوزه دیجیتال مارکتینگ و انتشار اطلاعات درست در مورد برند و محصولات مربوط به آن در اینترنت بیشتر شود. با استفاده از این استراتژی می‌توان اطمینان یافت که مشتری دست کم در زمان درست اطلاعات درستی را در مورد محصولات و برند مورد نظر پیدا خواهد کرد.
۴ راهکار برای تعامل بازاریابان در چرخه تصمیم‌گیری مشتری
برای اینکه بازاریابان بتوانند با فعالیت خود را با این چرخه هماهنگ کنند ۴ راه‌کار پیشنهاد شده است.

 	اولویت بندی اهداف و بودجه
در گذشته تمرکز بازاریابها اصولا بر روی دوسر قیف بود. ایجاد آگاهی در مورد برند و یا ایجاد مشتری وفادار. مطالعات نشان می‌دهد که فعالیت‌ها باید بر روی مراحل دیگر چرخه تصمیم‌گیری نیز متمرکز شود. در هر کدام از این مراحل امکان تاثیرگذاری روی تصمیم مشتری وجود دارد.
 	پیام رسانی جدید
ممکن است برندها نیاز به ایجاد پیام‌های جدید داشته باشند. یک پیام عمومی برای همه مراحل این چرخه نمی‌تواند تاثیر خوبی داشته باشد.
 	سرمایه‌گذاری در بازاریابی مشتری محور
همانطور که گفته شد امروز با مشتری آگاه طرف هستیم. لذا برندها باید در استفاده از ابزارهایی سرمایه‌گذاری کنند که این امکان را برای مشتری فراهم کند. دیجیتال مارکتینگ دقیقا این امکان را برای برندها فراهم می‌کند. لذا سرمایه‌گذاری در این حوزه بسیار کلیدی است.
 	برنده شدن در جنگ داخل فروشگاه
بسیاری از مشتری‌ها تصمیم نهایی را در فروشگاه می‌گیرند چون دوست دارند محصول را از نزدیک ببینند. لذا لازم است که برای حضور موثر در فروشگاه‌ها رقابت در داخل آنها آمادگی کامل را داشته باشید.

در نهایت باید به این نکته اشاره کرد که در تمام امورات مربوط به مشتری باید یک هماهنگی میان تمام واحدهای سازمان و برنامه‌های مختلف برقرار کرد. نمی‌توان انتظار داشت که دیجیتال مارکتینگ بدون هماهنگی به واحدهای دیگر به فعالیت خود ادامه داده و موثر هم عمل کند. فهم مراحل مختلف چرخه تصمیم‌گیری مشتری می‌تواند در طراحی استراتژی برای تعامل با بازار بسیار مفید واقع شود.

[منبع]</description>
                <category>مصطفی لامعی</category>
                <author>مصطفی لامعی</author>
                <pubDate>Mon, 14 May 2018 06:47:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>