روایت کاربران از تیم ملی؛ جام جهانی ۲۰۲۶ در سایه منازعات سیاسی

جام جهانی فوتبال همواره یکی از مهم‌ترین رویدادهای جهانی برای شکل‌گیری گفتگوهای عمومی در فضای مجازی بوده است. با این حال، بررسی واکنش کاربران فارسی‌زبان پس از نخستین دیدار تیم ملی ایران مقابل نیوزیلند در جام جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از گفتگوها نه پیرامون تاکتیک، عملکرد بازیکنان یا نتایج مسابقات، بلکه حول موضوعات سیاسی، هویتی و اجتماعی شکل گرفته است. به بیان دیگر، برای بخش مهمی از کاربران، جام جهانی صرفاً یک رویداد ورزشی نبود؛ بلکه به صحنه‌ای برای بازتاب شکاف‌های سیاسی، منازعات هویتی و روایت‌های متعارض درباره ایران، جمهوری اسلامی و مفهوم «تیم ملی» تبدیل شد.

این گزارش بر پایه تحلیل بیش از ۶۸ هزار محتوا منتشر شده توسط حدود ۱۱ هزار کاربر در شبکه ایکس پس از مسابقه ایران و نیوزیلند تهیه شده است. نتایج نشان می‌دهد اگرچه فوتبال همچنان محور اصلی رویداد است، اما روایت‌های پیرامون آن تا حد زیادی از زمین مسابقه فاصله گرفته و به عرصه‌ای برای بیان مواضع سیاسی، اجتماعی و هویتی تبدیل شده‌اند.

جام جهانی؛ بستری برای بازتاب اعتراضات سیاسی

مهم‌ترین مضمون استخراج شده از داده‌ها، «جام جهانی به عنوان میدان اعتراض سیاسی» است که حدود ۴۰ درصد کل محتواها را به خود اختصاص داده است. در این دسته از محتواها، کاربران مسابقات جام جهانی را فرصتی برای طرح مطالبات سیاسی، اعتراض به جمهوری اسلامی، بازنمایی شکاف‌های اجتماعی و نمایش نمادهای اپوزیسیون تلقی کرده‌اند.

بخش قابل توجهی از گفتگوها نه درباره نتیجه بازی یا عملکرد بازیکنان، بلکه درباره حضور مخالفان جمهوری اسلامی در ورزشگاه‌ها، پرچم‌های حمل شده توسط تماشاگران، شعارهای سیاسی و واکنش بازیکنان به فضای پیرامون مسابقه بوده است. در بسیاری از محتواها، اصل مسابقه به حاشیه رفته و ورزشگاه به عنوان مکانی برای نمایش تعارضات سیاسی و هویتی تصویر شده است.

این یافته نشان می‌دهد برای بخشی از کاربران، جام جهانی دیگر صرفاً یک رقابت ورزشی نیست؛ بلکه یک رویداد رسانه‌ای جهانی است که می‌تواند توجه افکار عمومی بین‌المللی را به موضوعات سیاسی جلب کند.

تیم ملی یا تیم جمهوری اسلامی؟

دومین مضمون پرتکرار با سهم ۲۸ درصدی به روایت «تفکیک تیم ملی از جمهوری اسلامی» اختصاص دارد. در این روایت، کاربران مخالف حکومت تلاش می‌کنند میان «ایران» و «تیم ملی فعلی» تمایز قائل شوند و تیم ملی را نه نماینده مردم ایران، بلکه نماینده جمهوری اسلامی معرفی کنند.

در این دسته از محتواها عباراتی مانند «تیم ملا»، «تیم جمهوری اسلامی» یا «نمایندگان حکومت» به کرات دیده می‌شود. برخی کاربران حتی موفقیت تیم را نیز در چارچوبی سیاسی تفسیر کرده و از حمایت از تیم خودداری می‌کنند. در مقابل، کاربران حامی تیم ملی این رویکرد را نادیده گرفتن هویت ملی و جدا کردن فوتبال از مردم می‌دانند.

نکته قابل توجه آن است که این مضمون برخلاف تحلیل‌های صرفاً فوتبالی، به مسئله مشروعیت نمایندگی می‌پردازد. در واقع پرسش اصلی این دسته از محتواها این نیست که «تیم ملی چگونه بازی کرد؟» بلکه این است که «تیم ملی نماینده چه کسی است؟»

حمایت از تیم ملی؛ اقلیت پرصدا

با وجود غلبه روایت‌های سیاسی، همچنان بخشی از کاربران با رویکردی ملی‌گرایانه از تیم ملی حمایت کرده‌اند. حدود ۸ درصد محتواها در این دسته قرار می‌گیرند.

در این روایت‌ها، تیم ملی نماد ایران، غرور ملی و عامل همبستگی اجتماعی معرفی می‌شود. کاربران بر این باورند که اختلافات سیاسی نباید مانع حمایت از نماینده ایران در بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان شود. مضامینی مانند «وحدت ملی»، «غرور ایرانی»، «حمایت از بازیکنان» و «افتخار به پرچم ایران» در این دسته فراوان دیده می‌شود.

هرچند از نظر حجم، این روایت نسبت به دو مضمون اول کوچک‌تر است، اما از نظر احساسی و هویتی نقش مهمی در شکل‌دهی به فضای گفتگوها ایفا می‌کند.

فوتبال در سایه جنگ، اعتراضات و حافظه جمعی

یکی از یافته‌های جالب این گزارش سهم ۷ درصدی مضامینی است که مسابقه ایران و نیوزیلند را به رخدادهای سیاسی و اجتماعی اخیر پیوند می‌زنند.
در این محتواها، کاربران از فضای ایجاد شده پیرامون جام جهانی برای یادآوری شهدای مدرسه میناب، کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه یا سایر رخدادهای اجتماعی و امنیتی استفاده کرده‌اند.

در برخی موارد، تصاویر و نام قربانیان در کنار تصاویر بازیکنان یا مسابقات منتشر شده و تلاش شده است توجه مخاطبان از فوتبال به رخدادهای سیاسی جلب شود. این الگو نشان می‌دهد حتی رویدادهایی که ماهیتی کاملاً ورزشی دارند نیز می‌توانند به بستری برای بازتولید حافظه جمعی و روایت‌های سیاسی تبدیل شوند.

چرا مضامین فوتبالی در حاشیه قرار گرفتند؟

یکی از مهم‌ترین نتایج این تحلیل آن است که مضامین فوتبالی سهمی کمتر از روایت‌های سیاسی داشته‌اند. اگرچه کاربران درباره عملکرد تیم ملی، ترکیب، تاکتیک‌ها و بازیکنان نیز صحبت کرده‌اند، اما وزن این گفتگوها به مراتب کمتر از مضامین سیاسی و هویتی بوده است.

بخش عمده تحلیل‌های فوتبالی پیرامون عملکرد امیر قلعه‌نویی، ضعف خط دفاع، نمایش علیرضا بیرانوند، نقش طارمی و عملکرد دو گلزن ایران یعنی رامین رضاییان و محمد محبی شکل گرفته است. با این حال، این مباحث در مقایسه با منازعات سیاسی پیرامون تیم ملی سهم محدودتری داشته‌اند.

این وضعیت نشان می‌دهد در فضای شبکه‌های اجتماعی، رویدادهای ورزشی نیز به شدت تحت‌تأثیر فضای سیاسی و اجتماعی قرار دارند و کاربران اغلب آن‌ها را در چارچوب منازعات بزرگ‌تر تفسیر می‌کنند.

دو گل‌زن، دو روایت متفاوت

شاید جذاب‌ترین بخش این تحلیل به مقایسه نحوه بازنمایی دو گلزن ایران مقابل نیوزلند یعنی رامین رضاییان و محمد محبی مربوط باشد.

بررسی حدود ۴۵ هزار محتوا در بسترهای داخلی و خارجی نشان می‌دهد ۵۷ درصد محتواها به رامین رضاییان و ۴۳ درصد به محمد محبی اختصاص داشته است. اما تفاوت اصلی نه در حجم محتوا، بلکه در نوع روایت‌هاست.

رامین رضاییان؛ قهرمان فوتبالی بسترهای داخلی

در بسترهای داخلی، رضاییان تقریباً به طور کامل در چارچوبی فوتبالی بازنمایی شده است. بیشترین محتواها به گل او، پاس گلش، انتخاب به عنوان بهترین بازیکن زمین، حضور در تیم منتخب مسابقات و ثبت رکوردهای جدید اختصاص داشته‌اند. بسیاری از کاربران و کانال‌ها او را «بهترین بازیکن زمین» یا «رکورددار جدید فوتبال ایران» معرفی کرده‌اند.

همچنین رکورد گل‌زنی در دو دوره مختلف جام جهانی و تبدیل شدن به یکی از موفق‌ترین گل‌زنان تاریخ ایران در این رقابت‌ها، به یکی از مهم‌ترین روایت‌های پیرامون رضاییان تبدیل شد. در کنار این موارد، مصاحبه او در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که گفته بود «مسائل داخلی ایران به شما ربطی ندارد» نیز بازتاب گسترده‌ای یافت و برای بسیاری از کاربران به نمادی از تمرکز بر فوتبال و پرهیز از سیاسی شدن گفتگوها تبدیل شد.

محمد محبی؛ از گلزن تا سوژه سیاسی

در نقطه مقابل، بخش قابل توجهی از توجه کاربران خارجی به محمد محبی نه به دلیل گل‌زنی او، بلکه به دلیل شادی پس از گلش شکل گرفت. در بسیاری از محتواها، حرکت دست محبی به شکل اسلحه به عنوان یک پیام سیاسی تفسیر شد و برخی کاربران آن را متوجه تماشاگران حامل پرچم شیر و خورشید یا مخالفان جمهوری اسلامی دانستند.

بسیاری از محتواها خواستار ورود فیفا به موضوع، بررسی انضباطی رفتار محبی یا حتی محرومیت او از مسابقات شدند. در موارد متعدد، کاربران تلاش کرده‌اند این حرکت را به رخدادهای سیاسی، اعتراضات و حتی اعدام‌های اخیر پیوند بزنند.

در مقابل، گروهی دیگر از کاربران این انتقادات را اغراق‌آمیز دانسته و تأکید کرده‌اند که شادی گل محبی مشابه شادی‌های رایج در فوتبال جهان است و نباید به آن معنای سیاسی نسبت داد. با این حال، حجم بالای واکنش‌ها نشان می‌دهد شادی پس از گل محبی به یکی از جنجالی‌ترین موضوعات فضای مجازی پس از مسابقه ایران و نیوزیلند تبدیل شده است.

تحلیل بیش از ۶۸ هزار محتوا پیرامون نخستین بازی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد فضای گفتگوهای کاربران فارسی‌زبان بیش از آنکه حول فوتبال شکل گرفته باشد، تحت‌تأثیر روایت‌های سیاسی و هویتی قرار داشته است. دو مضمون «جام جهانی به عنوان میدان اعتراض سیاسی» و «تفکیک تیم ملی از جمهوری اسلامی» به تنهایی بیش از دو سوم کل محتواها را تشکیل می‌دهند و نشان می‌دهند بخش مهمی از کاربران مسابقات فوتبال را در چارچوبی فراتر از ورزش تفسیر می‌کنند.

در همین حال، مقایسه روایت‌های شکل گرفته پیرامون رامین رضاییان و محمد محبی نیز تفاوت معنادار فضای داخلی و خارجی را آشکار می‌کند. رضاییان عمدتاً به واسطه عملکرد فنی، رکوردشکنی و افتخارآفرینی دیده شد؛ در حالی که محبی بیش از آنکه به عنوان گلزن ایران شناخته شود، به دلیل تفسیرهای سیاسی از شادی پس از گلش به سوژه‌ای جنجالی تبدیل شد. این تفاوت نشان می‌دهد یک رخداد واحد در زمین فوتبال می‌تواند در بسترهای مختلف، روایت‌هایی کاملاً متفاوت و حتی متضاد تولید کند؛ روایتی که شاید مهم‌ترین ویژگی جام جهانی ۲۰۲۶ در فضای مجازی فارسی‌زبان باشد.

منبع: لایف‌وب