خدا واقعا دوستم داره؟

خدا دوستم دارد؟

این پرسش، واژه‌ای است که همواره در میان اطرافیانمان به گوش می‌رسد، اما سوال اصلی این است: چرا این سوال برایت پیش آمده است؟ چرا حاضر نیستی از خودت بپرسی: من چرا این سوال را پرسیدم؟ چرا فکر می‌کنم خدا دوستم ندارد؟ ریشه این سوال از کجاست؟ آیا مشکل از خداست؟

چرا فکر می‌کنی مشکل از خداست، هنگامی که مشکل اصلی از خودت است؟ خودت را از یاد برده‌ای، اما خدا همیشه در وجودت هست و تماشاگر زندگی‌ات. مگر یک سازنده، آنچه را که ساخته، در نیمه‌راه رها می‌کند؟ آیا ممکن است از چیزی که به وجود آورده، متنفر شود یا آن را دوست نداشته باشد؟
همان‌طور که همه ما می‌دانیم، خداوند خالق ماست و هنگام آفرینش، بخشی از وجودش را در وجود بشر تزریق می‌کند. پس خداوند تو را آفریده، آفریده‌ای که از خود اوست و البته تو را دوست دارد. اما هنگامی که خودت را فراموش کنی، هنگامی که به سوی پروردگارت نمی‌روی و او را در انتظار می‌گذاری، از او دور می‌شوی. در این لحظه، سوالی در تاریکی ذهن تو شکل می‌گیرد: "خدا دوستم ندارد، چرا خدا دوستم ندارد؟"
خدا دوستت دارد، اما تو آنقدر دور شده‌ای که در چاله‌ای از تاریکی فرو رفته‌ای و فاصله گرفته‌ای. تو خدا را گم کرده‌ای و در این حال، می‌نالی که خدا دوستم ندارد. اگر ریشه این جمله را دریابی، خواهی فهمید که مشکل از خودت است، نه از خدا.
خداوند همیشه در کنار توست، اما این تویی که باید به سوی او بازگردی و نور وجودش را در زندگی‌ات دوباره بیابی. در این بازگشت، می‌توانی عشق و دوستی خدا را در قلبت احساس کنی و درک کنی که او همیشه در انتظار توست. 🌟❤️✨