http://mohammadtaghijavadi.ir
حکومت نظامی یا قرنطینه؟

امروز روز یازدهم از حکومت نظامی بعد از روز ۱۸ دی ، ۱۴۰۴ است همه امکانات ارتباطی به طور کامل قطع شده اما یک راه باقی مانده است و آن دود کردن توسط یک پارچه خیس روی آتش به روش سرخ پوستان آمریکای مرکزی و جنوبی که آن موقع مرسوم بود مانده اما در این بین سرخ پوستانی وجود دارند که خبرهای شما را برای سفید پوستان مزد بده می خوانند و مزدشان را دریافت می کنند از دو روز پیش پیامک دادن آزاد شد همانی که به لطف پیامرسان ها معنی واقعی خودش را از دست داده بود اما بعد از گذران ۹ روز از این نعمت اکنون میدانم که چه لطفی دریغ شده بود این ارتباط چیست که همه آلوده و معتاد آن هستیم؟
مانند برق که اگر در آمریکا قطع شود همه به پلیس زنگ میزنند تا گزارش یک اتفاق نادر را خبر دهند آنجاست که آمار حمله های عصبی و روانی به آنها دست می دهد و ترس تمام زندگی آنها را در بر می گیرد حرفم این است که عادت کردن چقدر عجیب است.
اکنون زندگی زیبا نیست همه گیج و مبهوت از اتفاقی که به سرشان آمده هستند و سوالاتی در ذهنشان تشکیل می شود
چرا در محلی که من زندگی می کنم با من اینگونه رفتار می شود مگر نه آنکه همه گرد هم جمع شده ایم تا یک اجتماع بهتر را تشکیل بدهیم خیلی ها آن حباب براقی که برایشان ساخته بودند فرو ریخته و امروز بهتر از هر روز می دانند که چه بلایی بر سرشان آمده آنها دیر مردم عادی نیستند اگر اعتراض کرده اند امروز به آنها می گویند اغتشاشگر و معاند و ضد بشریت چون روال عادی و چرت نانازی عده ای را پاره کرده اند آنها دیگر متمدن و دوست داشتنی نیستند چون سر بالا آورده و فریاد سر داده اند.
آنها عادی نیستند
من قرنطینه را دیده ام شکل آن اینگونه نبود
من بازداشت را هم دیده ام بازداشت نظامی این نبود ارتباط مزه آن روزهای تلخ را می دهد روزهایی که وقتی از خواب برمی خواستم منگ و گم بودم و خود را سرزنش می کردم که چرا از دستورات سرپیچی کردم دستوراتی که به ضرر من و منفعت مافوقم بود
این روزها مزه کتک می دهد کتک اجباری مزه تلخ داروی دوران کودکی مزه ته خیار زمینی چون خیار درختی ها اغلب تهشان مزه آب می دهد
شاید ما همان سرخ پوستان آمریکایی هستیم که سرکش و اطاعت پذیر نیستیم شاید سفید پوستان به سرزمین ما حمله کرده اند تا منابع ما را به تاراج ببرند و ما را برده خویش کنند آنها دوست دارند ما ۲۴ ساعت شبانه روز را برایشان بیگاری کنیم
آن موقع مردمان دوست داشتنی هستیم همان هایی که مردم هستند نه اغتشاشگر.
آنها می خندند به قیافه ما ولی من آنها را دیده ام قیافه هایشان شبیه به ما نیست بیشترشان کج و کوله هستند آنها به قد و هیکل چهار شانه ما می خندند و هنگام فکر کردن به اینکه این نوکر خوبی برایم می شود لبخند بر لبانشان می آید یا اینکه به به سوار چه آدم های زیبایی شده ایم؟
لحظات تلخ اذیتمان می کند لحظات سختی که برایمان به وجود آورده اند چون امنیت یک عده کم را افراد سرکش و معترض برهم زده اند
من فقط در همان فیلم های وسترن دیده بودم که سرخپوستان را به گلوله می بندند اما امروز در واقعیت هم دیدم که چه شد.
می دانم که چرا سرخپوستان را همیشه زشت و آدم کش نشان می دهند چون سفید پوستان اینگونه می خواهند.
نور از دریچه کوچکی خود را بر ما می رساند و تاریکی را برهم میزند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
عکاسی چیست؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
Inware نمایش مشخصات موبایل
مطلبی دیگر از این انتشارات
تاریخ عکاسی در ایران