تئاتر همه چیز می گذرد تو نمی گذری

تئاتر همه چیز می گذرد تو نمی گذری
تئاتر همه چیز می گذرد تو نمی گذری

نقد تئاتر همه چیز می گذرد تو نمی گذری
کارگردان : رضا بهرامی

در همه چیز می‌گذرد، تو نمی‌گذری با اجرایی طرفیم که نه روایت‌گر است، نه سرگرم‌کننده به معنای متعارفش. اینجا بدن‌ها زبان‌اند و سکوت، صدا. تئاتری در مرز تجربه و تعلیق، که مخاطب را نه از طریق منطق، که با حسی مبهم اما پیوسته درگیر خود می‌کند.

بازی‌ها
بدن‌ها در این نمایش «بازی نمی‌کنند»، بلکه زیست می‌کنند. بازیگران با کمترین ابزار بیرونی و بدون اتکا به دیالوگ، سنگینی و کشش زمان را بر صحنه جاری می‌سازند. درونی‌بودن بازی‌ها به خلق فضایی باورپذیر و تنیده‌شده در اجرا کمک کرده؛ اجرایی که از دل تمرین و تمرکز برخاسته است. (تک تک بازیگران متمرکز و درخشان ظاهر شدند)

تعامل با مخاطب
تماشاگر در این نمایش دعوت نمی‌شود، بلکه به درون کشیده می‌شود. بدون خطاب مستقیم یا درهم‌شکستن دیوار چهارم، با استفاده از مکث، ریتم کند، ایستایی‌های بلند و سکوت، اجرا پیوسته نگاه تماشاگر را می‌رباید. این تعلیقِ بدون شتاب، مخاطب را به مشارکتی درونی وادار می‌کند.(حتی شاید از معدود دفعاتی بود که در نمایش لمس شدم و چشم در چشم)

طراحی نور و سایه
نور، در این اجرا صرفاً ابزار دیدن نیست؛ خودش یک کاراکتر است. سایه‌ها تبدیل به ردپای حافظه‌، غیبت‌، و خاطره می‌شوند. طراحی سایه‌ها نه‌تنها چشم‌نواز، که معنا‌ساز است؛ ترکیبی از خلاقیت بصری و تماتیک که به‌شدت با فضای مفهومی اثر هماهنگ است.

ریتم و ضرباهنگ
سرعت آگاهانه‌ی ریتم، از جمله انتخاب‌های جسورانه‌ی کار است. اما این انتخاب، هم منبع قدرت و هم پاشنه‌ی آشیل نمایش است. در برخی مقاطع، ایستایی‌ها کیفیتی شاعرانه و تأمل‌برانگیز دارند، ولی گاه در مرز کسالت قرار می‌گیرند و نیاز به تدوین دقیق‌تری در ضرباهنگ حس می‌شود.
---
امتیازدهی

بازی‌ها | ۷.۸ از ۱۰
طراحی نور و سایه | ۸.۰ از ۱۰
ریتم و ضرباهنگ | ۷.۲ از ۱۰
ارتباط با مخاطب | ۸.۰ از ۱۰

میانگین نهایی | ۷.۵ از ۱۰

نوشته : سعید رهنما