نقد نمایش سلول

نمایش سلول
نمایش سلول

نمایش سلول — خنده‌ای که از پشت میله می‌آید
نوشته: سعید رهنما


بند اعدامی آخرین جایی است که انتظار داری شب یلدا را آنجا بگذرانی. محسن زرآبادی‌پور هم احتمالا می‌دانسته که همین فاصله بین انتظار و واقعیت، تمام بار درامی نمایشش را حمل می‌کند. دو سرباز زندان، شب یلدا را انتخاب می‌کنند که با زندانیان بند اعدامی باشند. تصمیمی که در ظاهر ساده است و در باطن پر از لایه‌های نانوشته. از همین نقطه سلول شروع می‌شود، کمدی اجتماعی که خودش را در تناقضی قرار داده که اگر درست مدیریتش کند، می‌تواند ماندگار باشد.

زرآبادی‌پور متن را با پوریا گلستانی نوشته و کارگردانی را هم خودش به عهده گرفته. این تصمیم یک شمشیر دولبه است. از طرفی کنترل کاملی روی اثر دارد، از طرف دیگر گاهی کارگردان باید چیزهایی را ببیند که نویسنده نمی‌بیند. در سلول این دوگانگی جاهایی خودش را نشان می‌دهد، اما نه به شکلی که کار را از ریل خارج کند.

چیزی که نمایش را زنده نگه می‌دارد، انرژی گروه بازیگران است. وحید نفر و حسین میرزاییان خط اصلی را می‌برند و ریتم صحنه را در دست می‌گیرند. اتفاقا در این نمایش توازن گروه بهتر از آن چیزی است که معمولا در کمدی‌های پرگروه می‌بینیم. هر شخصیت جای خودش را می‌شناسد و تلاش نمی‌کند بیشتر از سهمش در صحنه باشد. زرآبادی‌پور که خودش هم در نمایش بازی می‌کند، در این بخش خویشتن‌داری قابل احترامی نشان داده.

کمدی اجتماعی ژانری است که در ایران اغلب یا به شوخی‌های سطحی تبدیل می‌شود یا به موعظه‌های مستقیم. سلول واقعا تلاش دارد که از هر دو فرار کند، که خودش دستاورد کمی نیست، طنز نمایش از موقعیت می‌آید نه از جوک، و این تفاوت اساسی است. وقتی یک سرباز، در بند اعدامی از چیزهای کاملا روزمره حرف می‌زند و کنارش زندانی‌ای نشسته که شاید فردایی نداشته باشد، خنده‌ای که در سالن شکل می‌گیرد تلخ‌تر از آن است که راحت بیاید و برود. این تضاد، قوی‌ترین لحظه‌های نمایش را می‌سازد.

اما سلول، یک مشکل ساختاری دارد که از نیمه دوم بیشتر خودش را نشان می‌دهد. نمایش در لحظاتی نمی‌داند کجا می‌خواهد برود. میان کمدی و درام اجتماعی، گاهی جایگاه خودش را گم می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد که منطق داستانی را کمی لرزان می‌کنند. یلدا به عنوان عنصر مرکزی اثر، پتانسیل بیشتری داشت. شب انتظار و روشنایی در میان تاریکی می‌توانست عمیق‌تر با فضای بند اعدامی درآمیزد، اما این امکان کامل به تصویر کشیده نشده است.

با همه این‌ها، سلول نمایشی است که یک نیاز واقعی در تماشاگر ایرانی را لمس کرده. یازده هزار تماشاگر در دو ماه و شب‌های مداوم سولداوت، حرفی را می‌زنند که منتقد نباید نادیده بگیرد. مردم برای این نمایش آمده‌اند، چون چیزی در آن هست که می‌شناسند، چیزی از جنس واقعیت روزمره که در قاب یک بند اعدامی به تصویر کشیده شده. این شناخته شدن، خودش ارزش است.

امتیازات:

بازیگری | ۷,۵/۱۰

فیلم‌نامه | ۶,۵/۱۰

کارگردانی | ۷/۱۰

تاثیرگذاری کلی | ۷/۱۰

- - -

پ.ن: در نقد سلول از زاویه یک کمدی اجتماعی به نمایش نگاه شده نه تئاتر فرمی و به همه دوستداران این فرم توصیه می شه. خدا قوت به همه عوامل ...