<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات نقدینو !</title>
        <link>https://virgool.io/naghdino/feed</link>
        <description>نقد و بررسی بهترین فیلم ها همراه با اخبار مربوط بهش ! :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:33:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/u0zwgnbeyjiv/khlir3.png</url>
            <title>نقدینو !</title>
            <link>https://virgool.io/naghdino</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین فیلم های در حوزه موسیقی ایران از گذشته تا کنون</title>
                <link>https://virgool.io/naghdino/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-udv75lgogox0</link>
                <description>فیلم های ایرانی درباره موسیقی در سینمای ایران معمولا طرفداران زیادی  دارند. ما در این مطلب به معرفی محبوب ترین فیلم های ایرانی درباره موسیقی در ایران پرداختیم.سینمای ایران در نیمه دوم دهه هفتاد گشایش‌های زیادی را تجربه کرد. از گرفتن پروانه ساخت موضوعات سیاسی ملتهب و تابوشکنی‌هایی همچون «آژانس شیشه‌ای» تا تولید فیلم ایرانی در باره موسیقی و عشق و عاشقی دختر و پسر! آن روزها شادمهر عقیلی که محبوبیت فوق‌العاده‌ای داشت، تصمیم گرفت مهارت و استعداد خود را در سینما هم امتحان کند و در چندین فیلم سینمایی نقش‌آفرینی کرد. حالا بیست سال از آن روها می‌گذرد و تاکنون فیلم‌های زیادی با حضور کم و بیش موسیقی در این 20 سال ساخته شده است.مطرب-بهترین فیلم ایرانی درباره موسیقیاین فیلم‌ها یا به طور کلی درباره یک خواننده و نوازنده هستند یا در بخش‌هایی از فیلم کاراکتر خواننده و نوازنده در آنها تعیین‌کننده است. با ما همراه باشید تا برترین فیلم های ایرانی درباره موسیقی را بررسی کنیم.آنچه در ادامه می‌خوانید:معرفی بهترین فیلم های ایرانی درباره موسیقی و خوانندگیفیلم سینمایی پر پروازفیلم سنتوریو …معرفی بهترین فیلم های درباره موسیقی ساخته شده در ایراندر ادامه برای معرفی پرطرفدارترین فیلم های ایرانی با موضوع موسیقی و خوانندگی پرداخته ایم.فیلم سینمایی پر پروازپر پرواز- بهترین فیلم ایرانی درباره خوانندگیمحصول: سال 1379کارگردان: خسرو معصومیژانر: درام عاشقانهبازیگر نقش خواننده: شادمهر عقیلی | سایر بازیگران: زیبا بروفه، مرجان شیرمحمدی و منوچهر آذر«پر پرواز» را می‌توان اولین تجربه جدی سینمای ایران در زمینه فیلم های ایرانی درباره خوانندگی به شمار آورد. داستان «پر پرواز» درباره بابک خواننده‌ای محبوب و پرطرفدار است که آلبومش مجوز انتشار در ایران را نمی‌گیرد. بابک به کمک نامزد خود ستاره در تلاش برای پیدا کردن راهی است تا بتواند موافقت وزارت ارشاد را برای انتشار کاستش دریافت کند که در این بین با یاسمن، دوست صمیمی ستاره آشنا می‌شود. یاسمن به ستاره و بابک اطمینان می‌دهد که به کمک دوستان پدرش می‌تواند مشکل مجوز را برای بابک حل کند. اما مدتی بعد مشخص می‌شود که خود یاسمن، عاشق بابک شده و سعی می‌کند او را متقاعد کند تا پس از ازدواج با یکدیگر، برای کنسرت و انتشار آلبوم و حضور در مارکت جهانی با هم به آمریکا بروند.پر پرواز- برترین فیلم ایرانی درباره خوانندگیاین فیلم در زمان خودش جزو فیلم‌های خط‌شکن سینما بود و در کنار موضوع عاشقانه جذابش، حضور ستاره برتر موسیقی پاپ هم برگ برنده‌اش به حساب می‌آمد. به همین دلیل با موفقیت و توجه فراوانی رو به رو شد و هنوز هم از ماندگارترین فیلم های ایرانی در مورد موسیقی است.فیلم سینمایی سنتوریفیلم سنتوری- جذاب ترین فیلم ایرانی درباره موسیقیمحصول: سال 1385کارگردان: داریوش مهرجوییژانر: درامبازیگر نقش خواننده: بهرام رادان | سایر بازیگران: گلشیفته فراهانی، مسعود رایگان و سیامک خواهانی«سنتوری» یکی دیگر از توقیفی‌های مهم ژانر موسیقیایی سینمای ایران است. این فیلم به دلیل ترکیب خوب بازیگران، قصه جذاب، تابوشکنی‌های مختلف و البته صدای متفاوت آن روزهای بازار موسیقی، یعنی محسن چاوشی از خاطره‌انگیزترین فیلم های ایرانی با موضوع موسیقی  است است.فیلم سنتوری-  فیلم درباره موسیقی«سنتوری» ماجرای یک نوازنده سنتور به نام علی بود که به دلیل مهارت بالایش در میان مردم به علی سنتوری معروف بود. او ابتدا در عروسی‌ها و جشن‌ها هنرنمایی می‌کرد و به هنرجویان خود سنتور تدریس می‌کرد. در یکی از همین رفت و آمدها، با هنرجویش هانیه صمیمی شد و این دو عاشق یکدیگر شدند. در ادامه در حالیکه علی سنتوری روز به روز درحال موفقیت و پیشرفت بود، با انتخاب‌های اشتباه دوستان و تصمیم آنها برای زمین زدن علی، در دام اعتیاد گرفتار شد و روز به روز بیشتر غرق شد. کار به جایی رسید که هانیه او را ول کرد و با دوست صمیمی علی رابطه برقرار کرد و علی از طرف خانواده هم طرد شد. دیگر او پناهی جز سقف آسمان و هروئین نداشت.سنتوری- بهترین فیلم های در حوزه موسیقیصدای محسن چاوشی و ترانه‌های ماندگاری که برای این فیلم خواند در کنار بازی درخشان بهرام رادان و گلشیفته فراهانی این فیلم را به یک اثر تماشایی و درجه یک در کارنامه داریوش مهرجویی تبدیل کرده است.فیلم خشم و هیاهوخشم و هیاهو- پرطرفدارترین فیلم درباره خوانندگیمحصول: سال 1394کارگردان: هومن سیدیدرام: جنایی معماییبازیگر نقش خواننده: نوید محمدزاده | سایر بازیگران: رعنا آزادی‌ور، طناز طباطبایی و سعید چنگیزیان«خشم و هیاهو» ماجرای خواننده‌ای به نام خسرو است که نوید محمدزاده نقش او را بازی می‌کند. او با وجود اینکه همسر و فرزند دارد، به واسطه شهرت و ارتباطش با طرفدارانش در کنسرت‌ها، عاشق دختری می‌شود که طناز طباطبایی نقش او را بازی می‌کند. رابطه عاطفی بین این دو به گونه‌ای پیش می‌رود که زندگی خسرو با زن قبلی‌اش از هم می‌پاشد و با ادامه این روند، جنازه همسرش در خانه پیدا می‌شود! حالا مشخص نیست که قاتل چه کسی است. «خشم و هیاهو» که از رمانی به همین نام برگرفته شده، به نظر بسیاری از مخاطبان بر اساس زندگینامه واقعی ناصر محمدخانی و ارتباط او با زنی به نام شهلا جاهد ساخته شده است. این فیلم را می‌توان یکی از برترین آثار درام معمایی بعد از انقلاب نیز به شمار آورد.فیلم سینمایی مطربمطرب-پر بیینده ترین فیم درباره موسیقیمحصول: سال 1397کارگردان: مصطفی کیاییژانر: کمدی اکشنبازیگر نقش خواننده: پرویز پرستویی و عایشه گل | سایر بازیگران: الناز شاکردوست، محسن کیایی و مهران احمدی«مطرب» که لقب پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما را با خود یدک می‌کشد، آخرین فیلم مصطفی کیایی کارگردان سریال «هم‌گناه» است. در این فیلم پرویز پرستویی نقش خواننده‌ای قدیمی و کاباره‌ای به نام ابراهیم خوش‌سینه را بازی می‌کند. او که جز هنر و خوانندگی کار دیگری بلد نیست، به خاطر پسرش و با تلاش‌های دخترش به ترکیه می‌رود و آنجا تصمیم می‌گیرد با خواننده معروف ترکیه، کنسرت مشترک برگزار کند.فیلم سینمایی مطرباین فیلم با وجود استقبال عامه مردم، به شدت مورد انتقاد بخش عظیمی از مخاطبان و منتقدان و صاحب‌نظران سینما قرار گرفت و خیلی‌ها آن را یک عقب‌گرد کامل در کارنامه کاری مصطفی کیایی دانستند. جدا از این صحبت‌ها، پرویز پرستویی در این فیلم بعد از سال‌ها دوباره در یک کمدی پرفروش و محبوب، نقشی جذاب ایفا کرده و البته هنرنمایی خوب «عایشه گل» هم در «مطرب»، از نکات جالب این اثر به شمار می‌رود. «عایشه گل» خواننده جوان ترک، بعد از حضور در «مطرب» و استقبال مخاطبان ایرانی، عنوان کرده بعید نیست دوباره در فیلم های ایرانی درباره موسیقی حضور داشته باشد.کلام آخرفیلم های زیادی در ایران درباره موسیقی ساخته شده است. اگر بخواهیم به تک تک آن ها بپردازیم شاید از حوصله بحث خارج باشد. ما در این مقاله به پرطرفدار ترین فیلم های ساخته شده در حوزه موسیقی پرداختیم. نظر شما درباره این فیلم ها چیست؟ شما کدام یک را دیده اید؟</description>
                <category>نقدینو !</category>
                <author>Sara Kamali</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 14:08:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ژان والژان و ژاورِ درون خود را بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/naghdino/%DA%98%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%84%DA%98%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%90-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-khymtclpej9j</link>
                <description>تحلیلی بر دو شخصیت سریال بینوایان با اقتباس از کتاب ویکتورهوگوبینوایانهمواره یک کتاب دو جلدی قطور در کتابخانه مادر، من را دعوت به مطالعه می کرد اما مشغله های روزانه هیچ گاه فراغتی فراهم نکرد تا شهامت باز کردن این کتاب را پیدا کنم. تا اینکه یکی از شبکه های فارسی زبان، پخش سریال بینوایان البته با اقتباس از کتاب ویکتورهوگو را آغاز کرد. فرصت را غنیمت شمردم تا با ژان والژان و  دیگر شخصیت های این داستان آشنا شوم. تنها دورنمای من از بینوایان، ماجرای شمعدان ها و حرکت هوشمندانه کشیش بود. این سریال 6 قسمتی از روزهای آخر حبس ژان والژان در زندان پس از حدود 20 سال محکومیت آغاز می شود و تا مرگ او جلو می رود. فارغ از نقاط ضعف و قوت این سریال، می خواهم در این نوشتار تنها به تحلیل دو شخصیت ژان والژان و بازرس ژاور بر اساس آنچه در سریال پخش شد، بپردازم.ماجرای میان ژان والژان و بازرس ژاور بیش از هرچیز من را به یاد این جمله از امام صادق(ع) در کتاب تذکره الاولیای عطار می اندازد: هر آن معصیت که اولِ آن ترس بُود و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند و هر آن طاعت که اول آن امن بود و آخر آن عُجب، بنده را از حق دور گرداند. مطیع با عُجب عاصی است و عاصی با عذر مطیع. (عُجب = غرور و خودپسندی)انگار همه ماجرای این دو انسان که در باور جامعه و عامه یکی خیر (ژاور) است و دیگری شر(ژان والژان)، در همین عبارت بیان شده است. ژان والژان مردی بلند قامت و قوی هیکل که گویا بخاطر دزدیدن یک قرص نان به 20 سال حبس گرفتار شده، در زندان با بدترین رفتارها، تحقیرها و شکنجه ها مواجه می شود. با این همه تحقیر و توهین انگار هنوز در اعماق وجودش روزنه ای روشن باقی مانده باشد، جان یکی از زندانبان ها را در حین کار اجباری نجات می دهد. با این کار توجه ژاور (ژاندارم وقت زندان) به او جلب می شود. ژاور که گویا از این حرکت ژان والژان آزرده شده و یا با باورهای او هماهنگ نیست، روی ژان والژان حساس می شود. از نظر ژاور زندانیان انسان هایی از حیوان پست ترند که هیچ امیدی به اصلاح و بهبود آنان نیست و هرگونه بدرفتاری با آنان جایز است. هر زندانی صرفا یک شماره دارد و از نام و نام خانوادگی محروم است. زیرا او دیگر انسان نیست و فاقد هویت محسوب می شود.ژان والژان و ژاور در زندانژان والژان با انبوهی از این تحقیرها سرانجام با گذرنامه ای زرد از زندان آزاد می شود. شادی او که در میان سبزه زار نام خود را بلند صدا می زند، بسیار تأثیر گذار است. وقتی وارد جهان بیرون می شود، بدلیل داشتن گذرنامه زرد و شاید فضولی های ژاور، در مقابل کاری که انجام می دهد، حقش را می خورند و او ناچار به سکوت است. تا اینکه شب را در گوشه خیابان استراحت می کند و پیرزنی به او خانه کشیش را نشان می دهد. کشیش که به معنای واقعی از مردان خداست به گرمی از او استقبال می کند و پس از پذیرایی مفصل متوجه می شود که ژان والژان زجر زیادی کشیده است. تلاش کشیش برای اینکه با او درباره انسانیت و بخشش و دوری از نفرت حرف بزند بی فایده است چون ژان والژان خشمگین تر از آن است که بتواند این حرف ها را بپذیرد. کسی که در تمام عمر قربانی بی عدالتی از سوی انسان ها شده، چگونه می تواند انسانی را دوست بدارد یا ببخشد. آن شب ژان والژان که به لطف ژاور باور کرده ذاتاً انسانی دزد و گناهکار است، اقدام به سرقت از منزل کشیش می کند و فردا وقتی پلیس او را به دِیر باز می گرداند، آن صحنه معروف و تاریخی و تأثیر گذار رقم می خورد. کشیش علاوه بر اینکه پلیس را قانع می کند که ژان والژان دزد نیست، بلکه شمعدان های نقره را هم به او می دهد و می گوید: اینها را جا گذاشته بودی دوست من. پس از خروج پلیس از آنجا، کشیش آخرین حرف خود را به او می زند. «فراموش نکنید، هرگز فراموش نکنید که به من وعده داده اید این نقره ها را در آن راه صرف کنید که مرد باشرفی شوید.ژان والژان که هیچ بیاد نداشت که وعده ایی داده باشد، ساکت ماند. اسقف هنگام تلفظ این کلمات، روی هر کلمه تکیه کرده بود. آن گاه با ابهت گفت: ژان والژان، برادر من، شما از این پس دیگر به بدی تعلقی ندارید. بلکه متعلق به خوبی هستید، این جان شما است که من از شما می خرم. از افکار سیاه و از جوهر هلاکش می رهانم و بخدا تقدیمش می کنم.» (بینوایان، ج1، ص 280)ژان والژان که در شوک به سر می برد، نعره ای می کشد و از آنجا خارج می شود.«سخن حقیقی، نتیجه کار و حال است، نه ثمره حفظ و قال؛ از عیان است نه از بیان؛ از اسرار است نه از تکرار؛ و از جوشیدن است نه کوشیدن» (عطار، تذکره الاولیا)در بین راه به کودکی آوازه خوان بر می خورد و درآمد آن روز کودک را،  به زور از او می گیرد. کودک ناراحت و عصبانی از او دور می شود. اما ژان والژان که انگار به راستی روحش را به کشیش فروخته، از این کار خود پشیمان می شود. کودک دور می شود و دیگر صدای ژان والژان به گوش او نمی رسد. این آخرین باری است که ژان والژان از کسی دزدی می کند.پس از این ماجرا ژان والژان همواره در راه نیک قدم برمی دارد اما ژاور بعنوان گذشته او سایه به سایه دنبال او می آید تا به یادش آورد که او همان انسان گناهکاری است که از کودکی سکه ای را دزدید. ژان والژان خود را وقف کوزت می کند، هر کاری برای خوشبختی و آرامش کوزت انجام می دهد تا جفایی که به خیال خود در حق فانتین (مادر کوزت) کرده است را جبران کند. کذت را همچون فرزند خود عزیز می دارد و در حد پرستش دوستش دارد. حتی وقتی کوزت عاشق می شود، ژان والژان که قصد کشتن معشوق کوزت را دارد سرانجام جان او را نجات می دهد و شرایطی را فراهم می کند تا کوزت به وصل معشوق برسد. در هیچ کار خیری درنگنمی کند و به هر کس تا می تواند کمک می کند. اما آن قدر خود را گناهکار می داند که هیچ یک از نیکی هایی که در حق کوزت، شوهرش و دیگران کرده را در زندگی به حساب نیاورده و در پایان خود را یک گناهکار و محکوم فراری معرفی می کند و از زندگی کوزت بیرون می رود. ژان والژان حتی خود را لایق دوست داشته شدن بعنوان پدر از سوی کوزت نمی داند.در این طرف ماجرا ما ژاور را داریم. فردی که واقعا انسان بدی نیست فقط انقدر احکام، پررنگ تر از اخلاق جلوی چشم او را گرفته که نمی تواند انسانیت را ببیند. او پس از تعقیب و گریزهای فراوان زمانی ژان والژان را در یک شورش خیابانی پیدا می کند که مرگ و زندگی اش به دستان ژان گره می خورد. در این هنگام ژان والژان او را از مرگ نجات داده و تنها به این نکته اکتفا می کند که دلیلی برای کشتن او نمی بیند. ژان والژان که بخاطر اختلافش با کوزت بر سر معشوق او، بسیار شکسته و بر این باور است که کوزت از او متنفر است، خودش نشانی خانه اش را به ژاور می دهد تا اگر از این شورش زنده بیرون آمد، او را در آنجا دستگیر کند. ژاور پس از اینکه سرانجام موفق به دستگیری ژان والژان می شود، تحت تأثیر شخصیت او قرار می گیرد و او را آزادمی کند.بازرس ژاور بینوایاناو در آخرین صحبت با همکارش با چشمانی اشک آلود به جمله ای ناتمام اکتفا می کند: یک نفر پیدا می شود و همه باورهایی که یک عمر با آنها زندگی کرده ای را ....او همچنین در نامه به رئیس خود درخواست می کند تا رفتارهای بهتری با زندانیان صورت گیرد و سپس به زندگی خود خاتمه می دهد.اما احساس گناه و تقصیر با ژان والژان باقی می ماند و روزهای پایانی عمر خود را به همان جایی باز می گردد که تولد دوباره یافته بود و به دِیر خدمت می کند.در تمام طول این داستان، بیننده ژاور را به عنوان انسانی کور می بیند که هیچ چیز جز یک کینه و عقده جلوی چشم او را نگرفته اما در پایان مشخص می شود که مشکل ژاور کینه و عقده نیست، باورهای عمیق و غیرقابل انعطاف، احکام قانونی و عُرف است که به او مجالی برای دیدن حقیقت و انسانیت نمی دهد. در واقع ژاور ذاتا انسان بدی نیست، بلکه زندانی واقعی اوست. او اسیر معیارهای مطلق است در جهانی که همه چیز تابع نسبیت است. وقتی همه باورها و اعتقاداتش زیر سوال می رود، تاب این در هم شکنی را ندارد و به زندگی خود پایان می دهد.ژان والژان اما کار خیر می کرد بی آنکه ذره ای به فکر پس انداز آن در حساب آن دنیای خود باشد یا منتی بر سر خدا بگذارد. او آن قدر خود را گناهکار و بدهکار می دانست که هیچ گاه از کارهای نیکش به خود غره نشد. آن مرد عصبانی، دیگر یکبار بخاطر زندگی و شرایط پیش آمده، تعقیب و گریزها، رنج ها و سختی هایی که متحمل شد، لب به گلایه نگشود و بار زندگی خود را به دوش کشید. هیچ لذتی را برای خود در دنیا نخواست، او خود را وقف کوزت کرد و پس از ازدواج کوزت به دِیر رفت تا به خدا خدمت کند.ژان والژان بینوایان   آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه کار به نام من دیوانه زدند                                        مطیع با عجب عاصی است، عاصی با عذر مطیع.و حالا باید نگاهی به خودمان بیندازیم. همه ما در درون خود یک ژاور داریم و یک ژان والژان. شاید گاهی کورکورانه بر اساس معیارهایی برگرفته از جامعه، عرف، قانون، خانواده، مذهب و ... یا غرور ناشی از عبادت و خدمت، انسان هایی را مورد قضاوت قرار داده باشیم؛ یا شاید در مواقعی فراتر از عقل و منطق گذشت کرده باشیم. اما چند بار کار نیکی را بدون اینکه حساب و کتاب ثواب آن را داشته باشیم انجام داده ایم؟این دیگر به ما بستگی دارد که می خواهیم کدام شخصیت درون ما پررنگ تر جلوه کند. دو شخصیتی که لزوما شر هم نیستند. نکته جالب نیز همین جاست. گاهی انتخاب های ما میان خیر و شر نیست بلکه میان دو خیر یا دو شر است.                    الا یا ایها الساقی ادر کاسا وناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل هامطلبم را با جمله ای دیگر از امام صادق (ع) در کتاب تذکره الاولیای عطار به پایان می رسانم.نقل است که صادق(ع)  از ابوحنیفه پرسید که: عاقل کیست؟ گفت: آنکه تمییز کند میان خیر و شر. صادق گفت: بهایم نیز تمییز توانند کرد میان آنکه او را بزنند و آنکه او را علف دهند. ابوحنیفه گفت: نزدیک تو عاقل کیست؟ گفت: آنکه تمییز کند میان دو خیر و دو شر، تا از دو خیر خیرُالخیرین اختیار کند و از دو شر خیرُالشرین برگزیند.</description>
                <category>نقدینو !</category>
                <author>mahsa.rahnama</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 21:59:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان با من برقص، فیلمی که باید بارها دید</title>
                <link>https://virgool.io/naghdino/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-kp8c3ottrgix</link>
                <description>جهان با من برقص سروش صحتجهان با من برقص از آن دست فیلم هایی است که با یکبار دیدن شوق نوشتن را در فرد شکوفا می کند. فیلمی که در تمام طول مسیرِ سینما تا خانه تو را همراهی می کند. پس از ترک سالن سینما، با برخورد هوای سرد زمستان به صورتت، مشاهده اولین تکه از آسمان، اولین درخت و شنیدن صدای ضعیف اولین پرنده میان هیاهوی شهر احساس می کنی که زندگی و دنیا را با همه مزخرفاتش چقدر دوست داری...رویکرد فیلمدر واقع جهان با من برقص از یک نگاه حال و هوای فیلم «باغ های کندلوس» را در یاد زنده می کند. روایت چند دوست قدیمی در مواجهه با رنج و اجتناب ناپذیرترین حقیقت زندگی، مرگ؛ آن هم در مناظر شمال کشور. اما روایت جهان با من برقص، برگرفته از همین امروز ماست، از همین لحظاتی که نشسته ایم و در ابزاری هوشمند مشغول مطالعه این مطلب یا پُست هستیم. برگرفته از معضلات امروز ما، عادات و رفتارهای ما، دغدغه ها و نگرانی هایمان...گویا نشستن های مداوم در تاکسی برای نوشتن تاکسی نوشت، آنچنان نگاه جامع و کاملی از دغدغه های روحی جامعه امروز به سروش صحت بخشیده که به زیبایی هرچه تمام تر ما را با رنج های زندگی از دیدگاه کمدی (رویکرد فلسفه مدرن) و نه تراژدی مواجه می کند. تراژدی معمولاً آرمانگرا، درگیر جدیت، بی نظم و قهرمان پرور است. کمدی اما عمل گرا، بازیگوش، منظم و ضد قهرمان است. جهان با من برقص نمونه بارز رویکرد کمدی به رنج است.جهان با من برقص فیلمی سراسر هوشمندانه است که با ظرافت، لطافت و طنازی خاصی انسان را با پدیده هایی همچون رنج از دست دادن عزیزان، کنار نیامدن با اتفاقات تلخ گذشته، مرگ، طلاق، پدیده شوگر ددی، عشق های جوانی، ترس از ازدواج، ترس از تنهایی، وجدان و همه دغدغه های روحی روانی که یک انسان مدرن در حال دست و پنجه نرم کردن با آن است، مواجه می کند و با نشاندن لبخندی بر گوشه لب مخاطب، از کنار تک تک آنها می گذرد.عناصر فیلمسروش صحت، برخلاف خودش که به گفته مهران مدیری، فردی بی نظم و پلشت است، اما در اثر خود آنچنان نظمی روا داشته که مخاطب از ابتدا تا انتها بدلیل احترامی که به شعورش گذاشته شده، او را ستایش می کند. همه پیام فیلم در دیالوگ گنجاده نمی شود و با رفتار یا نشانه ها می توان پی به نکات مختلف برد. در واقع هیچ دیالوگ یا صحنه ای در فیلم بی هدف و بی پیام نیست. فیلم سرشار از نشانه است بطوریکه دلت می خواهد بارها و بارها آن را ببینی و کالبد شکافی اش کنی. کادرها هوشمندانه بسته شده و هر کدام را می توان از چند جنبه بررسی کرد از جهت وارد شدن بازیگر به کادر گرفته تا آخر. شخصیتی در فیلم اضافه نیست و هر شخصیت پیام یا مفهومی دارد. همچنین هیچ شخصیتی در فیلم سفید یا سیاه نیست. شخصیت ها خاکستری اند. در عین حال هیچ چیز پیچیده نیست و روح سادگی بر فیلم حکمفرماست.فیلم سرشار از تکه های طنزی است که پس از معرفی شخصیت ها، در راستای مواجهه با یکی از حقایق تلخ زندگی بکار برده می شود. هربار که حقیقتی تلخ مانند اجتناب ناپذیری مرگ، یادآوری می شود، صدای خنده نیز در سالن سینما می پیچد و این چیزی نیست جز نبوغ و هوش سروش و همکارش.سروش صحت، اهل پایان باز نیست، او قصه دوست دارد و هر قصه پایانی دارد. بنابراین قصه را تمام می کند اما داستان از ابتدا به گونه ای هوشمندانه روایت می شود که پایان قصه، پایان ماجرا نیست. در واقع قصه های سروش صحت همچون خودش انقدر جاری و روان هستند که مخاطب یادش می رود این فقط یک قصه بود و بر این باور است که شخصیت های داستان نیز همچون بینندگان از دل قصه بیرون آمده و به زندگی ادامه می دهند.ارتباط با عناصر طبیعت، حیوانات، دریا و... همچنین حضور موسیقی بعنوان یکی از اصلی ترین عناصر فیلم، از دیگر جذابیت های جهان با من برقص است. موسیقی روح سیال بر این فیلم است و زندگی جهان را می نوازد.بازیگران نیز انگار هرکدام بهترین خود را تا به امروز ارائه می دهند. براستی که بازی ها همه ستودنی است و با هیچ شخصیتی احساس بیگانگی نمی کنی.امضای سروش صحت نیز در فیلم بسیار ظریف و زیبا گنجانده شده، اجرای قطعه ای موسیقی با لهجه اصفهانی.پیام فیلمسروش صحت با این فیلم پیام صلح می دهد. نه به جهان و نه به دیگر کشورها بلکه به نسل ها. به نسلی که نمی تواند با پلنگ ها، رپر ها، شاخ های اینستا و به قولی هیولاهای بی هویت، پررو و عجول ارتباط بگیرد. در این فیلم به شکلی ریز و زیرپوستی نشان می دهد این نسل صریح و بی پروا که صراحتش ادب را زیر سوال می برد هم نسلی سیاه یا سفید نیست. بلکه او هم نسلی خاکستری است که شاید حرف هایی برای گفتن داشته باشد و بتوان با او حرف زد. نگاهی به زندگی دارد که خیلی هم بی معنا نیست. در جستجوی شادی است، بر اساس باور اشتباهی که خودمان به او دادیم. در جستجوی لذت است، بر اساس آموزش های نادرست روانشناسی در قرن اخیر. اگر سطحی می بیند، اگر سطحی حرف می زند ناشی از خوراک فکری است که رسانه ها و خودمان به خورد او داده ایم. شاید وقتش رسیده که دریابیم انسان برای یافتن شادی آفریده نشده است. رنج و شادی در کنار هم معنا پیدا می کند. به گفته مارک منسون، «آنچه موفقیت شما را تعیین می کند این پرسش نیست که «می خواهید از چه چیزی لذت ببرید؟»، بلکه پرسش درست این است که «می خواهید چه رنجی را تحمل کنید؟». راه شادکامی راهی پر از خراب کردن و سرافکندگی و شرمساری است. »قطعا فیلم جهان با من برقص خالی از اشکال نیست. اما نقاط قوت فیلم آنچنان پررنگ است که پس از یکبار دیدن آن را ستایش خواهید کرد.پیام اصلی فیلم در مواجهه با مرگ به چند جمله پایانی باز می گردد.شاید مرگ را دوست نداشته باشم اما دیگر از آن نمی ترسم...زمانی برای خانه ام پولی از دوستی قرض کردم، وقتی خواستم پولش را برگردانم گفت: این قرض توست برای دیگری...جهان با من برقص را ببینیددر پایان، اگر می خواهید کتابی بخوانید که حالتان را خوب کند، جهان با من برقص را ببینید.اگر می خواهید فیلمی ببینید که پس از بلند شدن از صندلی تان، شما را به وجد بیاورد و با لبخندی شما را تا خانه همراهی کند، جهان با من برقص را ببینید.اگر می خواهید با رنج هایتان مواجه شوید، اما نمی دانید چگونه، جهان با من برقص را ببینید.و اگر دلتان گرفته و فکر می کنید این فقط شما هستید که نمی توانید با برخی از مسائل کنار بیایید، جهان با من برقص را ببینید.جهان با من برقص را ببینید و با دیدگاه فلسفه مدرن، آشنا شوید. رویکرد کمدی به رنج.مهسا رهنما #جهان_با_من_برقص</description>
                <category>نقدینو !</category>
                <author>mahsa.rahnama</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 19:31:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد،حواشی، بازیگران و اکران فیلم سینمایی مطرب</title>
                <link>https://virgool.io/naghdino/motreb-film-exogzdrllno2</link>
                <description>همه چیز درباره فیلم مطربمعرفی فیلم مطربفیلم مطرب ، فیلمی ایرانی به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی مصطفی کیایی محصول سال 1397 است. ژانر فیلم مطرب، مانند اکثر آثار قبلیِ مصطفی کیایی، کمدی و اجتماعی است. همچنین در این فیلم چند بافیگر از کشور ترکیه حضور دارند که هنوز نامی از آنها برده نشده‌است و فیلم‌برداری این فیلم در اسفند 1397 در شهر استانبول به پایان رسید.فیلمنامه این فیلم دربارهٔ یک خانواده ایرانی است که به نوعی وارد شهر استانبول ترکیه می‌شوند. فیلمنامه فیلم مطرب قبل از «چهارراه استانبول» نوشته شده و قرار بود اتفاقات آن در لندن اتفاق بیفتد، اما پس از تکمیل متن تصمیم گرفته شده داستان در کشوری که از لحاظ فرهنگی نزدیک به ایران است، ادامه داشته باشد.نقد و بررسی فیلم مطرب : نقد و بررسی فیم مطربدهه هشتاد شمسی، روزگاری در سینمای ایران بود که اگر کسی فیلم خوب می‌ساخت با شماتت مردم رو به رو می‌شد و هر چه فیلم بدتر بود فروش بیشتر آن تضمین می‌شد. فیلمسازانی مثل فرحبخش، صلح‌میرزایی و قدکچیان در گیشه‌ها آقایی می‌کردند و سینمای ایران در نازل‌ترین سطح خود از لحاظ ارزش‌های هنری قرار داشت.فیلم جدید مصطفی کیایی به نظر دلش هوای آن روزها را کرده و شمشیر را تمام قد علیه هنر سینما از رو بسته است. «مطرب» یک فیلم نمونه‌وار از ژانر شانه تخم‌مرغی در سینمای ایران است که یک سور هم به فیلم‌فارسی و فیلم‌های کاباره‌ای و کلاه‌ مخملی‌های قبل از انقلاب می‌زند. فیلمی به شدت پرت، عقب مانده و سخیف که در تمام وجوه خود هیچ هدفی ندارد مگر نابودی تمام و کمال ارزش‌ها و در پی آن تنزل سطح سلیقه مردم به پایین‌ترین حد ممکن.فیلم گرامیداشتی برای موسیقی کوچه بازاری است. ابراهیم (پرویز پرستویی) یک خواننده کوچه بازاری است که در بحبوحه‌ی انقلاب شروع به کار می‌کند و با آغاز انقلاب فرصتی برای مطرح شدن پیدا نمی‌کند و راهی زندان می‌شود. پس از آزادی از زندان همواره در آرزوی خوانندگی می‌سوزد ولی به دلایل مختلف موفق به این کار نمی‌شود.پسرش فواد (محسن کیایی) طلب زیادی بالا می‌آورد و به خارج از کشور فرار می‌کند و در آن‌جا خواننده سبک رپ می‌شود. ابراهیم به همراه دخترش زیبا (الناز شاکردوست) و نوازنده‌اش ماشالله (مهران احمدی) از یک فرصت به دست آمده استفاده می‌کنند و راهی ترکیه می‌شوند تا در آن‌جا کنسرتی به نمایندگی از ایران اجرا کنند.مواجهه با پدیده‌ای مانند «مطرب» مواجهه با فیلم‌نامه‌ای فاجعه‌، ساختاری ویران و موقعیت‌ها و شوخی‌هایی به شدت دم دستی است که حتی در بدترین آثار دهه هشتادی که ذکر شد نیز یافت نمی‌شوند. فیلم عقده سطح پایین‌ترین چیز‌ها را دارد. عقده موسیقی دامبولی، عقده یک خواننده ترک و عقده آن‌ور مرزها. کیایی یک تیم عظیم را بی هیچ دلیلی با هزینه‌ای میلیاردی در ترکیه چرخانده و نتیجه‌اش شده «مطرب».«مطرب» قرار است یک کمدی موزیکال باشد؛ مشکل اینجاست که نه کمدی است نه موزیکال. طنز فیلم مطرب به دنبال «رحمان‌ ۱۴۰۰»ها متشکل از تعدادی شوخی جنسی سخیف است که حتی لبخند کمرنگی نیز به لب نمی‌آورند. یکی از شوخی‌های تکرارشونده فیلم دیالوگی است که از دهان همه شخصیت‌های فیلم بیرون می‌آید که در آن قرار است پرده کشیدن و در بستن استعاره‌ای از رابطه جنسی باشد.کیایی عینا همین موقعیت را ۱۰ سال پیش در پایان بندی اولین فیلمش «بعد از ظهر سگی سگی» – متاثر از احتمالا تنها فیلم قبل از قرن جدید که دیده – استفاده می‌کند. فیلمساز حتی قادر به خلق یک موقعیت کمیک در فیلمی که اسم کمدی را دنبال خود می‌کشد، نیست و جالب آن که در سالنی که من فیلم مطرب را دیدم هیچ صدای خنده‌ای از سوی مردم به گوش نرسید.فیلم سینمایی مطرب بخشی از پیشبرد پیرنگ فیلم حول موقعیتی می‌چرخد که فواد دارد. او که به دروغ به ابراهیم گفته در آمریکا وضعش خوب شده و موقعیت پیدا کرده، در واقع در ترکیه زندگی می‌کند و پرستار بچه یک خواننده مشهور ترک به نام نازان است. مشخصا از همان سکانس اول رابطه این دو عجیب به نظر می‌رسد. نازان به قدری معروف است که عکس‌هایش در بیلبوردهای شهر چاپ شده است.در این میان مشخص نیست او با این همه پول و جایگاه به چه علت فواد را برای پرستاری از فرزندش انتخاب کرده و به او اعتماد می‌کند. بدتر از آن، نازان بی هیچ دلیلی مدام برای فواد قر و قمیش می‌آید و حتی از او می‌خواهد که برای راحتی بیشتر به خانه‌اش نقل مکان کرده و با هم زندگی کنند. فواد نیز او را به عنوان نامزدش به خانواده معرفی می‌کند و کلیشه‌ای‌ترین بهانه‌ها برای فیلمساز جور می‌شود تا از دل این عشق قلابی یک عشق حقیقی بسازد و نازان بشود “عروسِ گل” آقا ابراهیم.خط داستانی زیبا از این هم بدتر است. زیبا رسما در فیلم عقب مانده است. ابتدای فیلم می‌بینیم که عروسی می‌کند و بعد از یک ماه جدا می‌شود. چرا؟ کارکرد روایی این ازدواج چیست؟ اگر انجام نمی‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟ تمام کارهایی که می‌کند احمقانه و منگول‌وارانه است تا جایی که حتی دسیسه می‌کند تا کیف مدارکشان نیز دزدیده شود. تمام این‌ها برای گرفتن پناهندگی است. موقعیتی که در انجام آن با ماشالله شریک است و هر دو سعی می‌کنند تا ابراهیم را راضی به این پناهندگی کنند. قضیه پناهندگی وسط کار رها می‌شود و سر و ته فیلم با یک کنسرت مشترک احمقانه از نازان و ابراهیم هم می‌آید.«مطرب» شرم آور است. حمایت آن از موسیقی‌های مبتذل کوچه بازاری و لاله زار نیز شرم آورتر. ابراهیم مدام می‌گوید که اگر یک ماه دیرتر انقلاب می‌شد چه می‌شد؟ هیچ نمی‌شد. ابراهیم نیز می‌شد یک خواننده کوچه بازاری که جز در میان “برخی” رانندگان تریلی و لات‌های دستمال به گردن طرفداری ندارد و در نهایت نیز شاید ده سالی یک بار شبکه‌های لس آنجلسی از او دعوت می‌کردند تا چند دقیقه قبل از سال تحویل یکی از ترانه‌های پر مغزش را بازخوانی کند.بازیگران فیلم مطرب : بازیگران فیلم سینمایی مطربپرویز پرستویی، محسن کیایی، الناز شاکردوست، مهران احمدی، حسین امیدی، امین مقدمساير عوامل فيلم مطرب : نويسنده و کارگردان: مصطفي كياييآهنگساز: آرمان موسي پورفيلم برداري: حسين جليليصدابردار: امیر نوبختتدوين: نيما جعفري جوزانيطراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویانمدیر تولید: سجاد رحیمیجلوه های بصری: فرید ناصرفصیحیطراح صحنه و لباس: سید مهدی موسویطراح گریم: عباس عباسیدستیار اول کارگردان و برنامه ریز: حسین فلاحمنشی صحنه: سعیده دلیریانتاریخ اکران فیلم مطرب : فیلم سینمایی مطرب قرار بود هشتم آبان و بعد از اتمام ماه صفر در سینماها اکران شود. اما به دلیل مشکلات فنی، اکران این فیلم یک هفته به تعویق افتاد.حواشی فیلم سینمایی مطرب : پوستر فیلم سینمایی مطربپوستر فیلم مطرب کپی یک فیلم هالیوودی : پوستر فیلم سینمایی «مطرب» شباهت خیلی زیادی به پوستر فیلم «دولمایت اسم من است» با بازی ادی مورفی دارد.نظرات مردم درباره فیلم سینمایی مطرب چیست : رضا : سلام، فیلم درام کمدی هست، واقعا زیباست و خاطره ساز برای جوانان دهه پنجاه و شصتمجتبی : فیلم شادی بود. بازیگرها با اینکه یه مقدار به لحاظ فرهنگی دست و پاشون بسته است، ولی باز فیلم خوب و شادی از آب در آوردن. خیلی خاص نبود ولی بد هم نبود. به لحاظ متن طنزگونه، کمی سطحش پائین تر از فیلم “چشم و گوش بسته” بود.دانیال : فیلمه عالی هستش بازی خوبه استاد پرستویی والنازشاکردوشت ومحسن کیایی. بیشتره فیلم درترکیه بازی شده اگه توقیفش نکنن رکورد سینما ایران رو میشکنعمحمد : خیلی فیلمنامه ساده و ابتدایی داشت و فیلم خاصی نبور.فقط بازی درخشان استاد پرستویی زیباش کرده بودریحانه : اگه دنبال خنده هستید نرید این فیلمو چون اصن خبری از صحنه های طنز نیست بازی ها ضعیفه حتی استاد پرستویی.جز یه جمله مثبت ۱۸ ک چن ثانیه مردم خندیدن هیچ تیکه کمدی نداشتنظر شما درباره فیلم سینمایی مطرب چیه؟ این فیلمو دیدید؟ | بقیه مطالب من رو می تونید از این لینک دنبال کنید.</description>
                <category>نقدینو !</category>
                <author>ناهید رحیمی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Dec 2019 08:52:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متری شیش و نیم</title>
                <link>https://virgool.io/naghdino/%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-qwq9perhakfc</link>
                <description>مدت ها بود که برای دیدن فیلم جدید سعید روستایی روز شماری می کردم. تعداد فالوور های پیج اینستاگرام متری شیش و نیم در حالیکه هنوز نه فیلم اکران شده بود و نه هیچ عکس و خبری ازش بیرون اومده بود، نشون می داد که آدم های زیادی مثل من با دیدن #ابد_و_یک_روز و بازی درخشان نوید محمدزاده تحت تاثیر قرار گرفتند و بی صبرانه در انتظار دیدن شاهکار بعدی این تیم بی نظیر هستند. اینکه تا این حد مشتاق دیدن فیلمی باشی که حتی نمی دونی موضوعش چیه واقعا اتفاق عجیبیه که دست کم من تا حالا تجربه اش نکرده بودم. روز اول جشنواره فیلم اکران نشد و زمزمه هایی از توقیف فیلم و حذفش از جشنواره به گوش می رسید. کلا خیلی ناراحت کننده است که علی رغم این همه سخت گیری و ممیزی که در دادن پروانه ساخت و پروانه نمایش و ... می شه، باز هم ممکنه که دقیقه نود اکران یه فیلم متوقف شه ! این اتفاق متاسفانه برای خیلی از فیلم ها افتاده ولی خب خوشبختانه مشکل متری شیش و نیم حل شد و فیلم بالاخره از روز دوم در جشنواره اکران شد.در ادامه می خوام خیلی کوتاه تجربه شخصیم از دیدن فیلم تازه سعید روستایی و مقایسه اش با ابد و یک روز رو با شما در میون بزارم و خب البته به کسانی که فیلم رو ندیدن هشدار میدم که ممکنه بخشی از حرف های من فیلم رو اسپویل کنه، اگر چه که تلاشم رو کردم که تا حد ممکن این اتفاق نیوفته.1- بیشترین سهم رو در فیلم پیمان معادی در نقش یک پلیس مبارزه با مواد مخدر داره و انصافا هم عالی بازی کرده. سایر هنرپیشه ها (حتی نوید محمدزاده) در فیلم نقشی کم رنگ تر از اونچه که شما در بدو امر انتظار دارید، دارند.2- سعید روستایی باز هم به پیامدهای اعتیاد و فروش مواد مخدر پرداخته، اما به جرات میشه گفت که در مقایسه با ابد و یک روز، ابعاد گسترده تری از این معضل رو در سطح جامعه به تصویر کشیده.3- در مورد کیفیت بازی ها، پیمان معادی و پریناز ایزدیار (علی رغم نقش کوتاهش در فیلم) بازی های به مراتب پخته تری از ابد و یک روز ارائه دادند اما در مورد نوید محمدزاده که احتمالا برای خیلی ها مهم ترین دلیل نشستن پای فیلم خواهد بود، به نظرم بیننده در بهترین حالت با یک ورژن دست پایین از محسن ابد و یک روز، شبیه اونچه که قبلا هم ازش در مغزهای کوچک زنگ زده یا بدون تاریخ بدون امضا دیده بودیم مواجه خواهد شد. ناگفته نماند که حتی بهترین هنرپیشه های دنیا هم معمولا در یکی از نقش هاشون به یاد موندنی ترین بازیشون رو ارائه می دند و اساسا تکرار یه همچین پدیده هایی کار ساده ای نیست و عوامل زیادی از سناریو و کاراکتر و چالش هاش گرفته تا حالات روحی خود هنرمند در زمان فیلم برداری در خلق شاهکارهایی مثل محسن ابد و یک روز دخیل هستند.4- یکی از جذابیت های ابد و یک روز برای خود من موسیقی متن فیلم بود که یک دنیا حرف داشت. مثل سکانس رقص نوید محمدزاده روی پلکان خونه که توی یه لحظه با غم موسیقی متن فوق العاده امید رئیس دانا دوباره تمام بدبختی های خانواده تولی خانلو رو بعد از یه شادی کوتاه و گذرا برای آدم تداعی می کرد. به نظرم یکی از تفاوت های آشکار دو فیلم در موسیقی متن بود. متری شیش و نیم یه جوری بود که کلا انگار موسیقی متن نداشت ! 5- در مورد سناریو باید بگم بر خلاف انتظار خود من سعید روستایی نه تنها تلاش نکرده که فضای ابد و یک روز فاصله بگیره، بلکه به نظر میاد تعمدا بخش های زیادی از سناریو کاملا الگو گرفته از ابد و یک روزه ! حتی لوکیشن های ابتدای فیلم دقیقا برای شما حال و هوای ابد و یک روز رو تداعی می کنه و اگر کمی دقت کنید به راحتی می تونید حدس بزنید که توی کدوم قسمت از فیلم سعید روستایی سعی کرده نقطه اوج ابد و یک روز (نرو سمیه) رو در فضای فیلم جدید بازسازی و تکرار کنه !!!6- مورد دیگه اینکه در سناریوی ابد و یک روز شما در ابتدای فیلم با یه شخصیت مثبت مواجه می شدید که اعتیاد رو کنار گذاشته پیش خانواده برگشته داره کار می کنه و سعی می کنه داداشش رو هم ترک بده (پیمان معادی) و در مقابلش یه شخصیت منفی از یه معتاد مواد فروش بی اراده که داره عامل بدبختی تمام خانواده می شه ( نوید محمدزاده) . اما به مرور و در یک سوم پایانی فیلم جای این آدم ها با هم عوض می شد. نوید می شد آدمی که حاضره کارتن خواب بشه ولی خواهرش بر خلاف میلش با کسی ازدواج نکنه و پیمان معادی آدمی که برای منافع خودش می خواد خواهرش رو بفروشه ! در واقع کاراکتر ها به شکل عجیبی خاکستری و واقعی به نظر می رسیدند. البته در متری شیش و نیم هم تلاش های محدودی در این زمینه صورت گرفته ولی در کل به نظرم خصوصا در مورد پیمان معادی که نقش اصلی داستان رو داره خبری از این واقع بینی ها نیست و در فیلم بیشتر تلاش شده پیمان معادی یه پلیس وظیفه شناس که با هیچ رقمی وسوسه نمی شه به تصویر کشیده شه. البته نگفته هم روشنه که ما کلا تو هیچ فیلمی نمی تونیم یه پلیس خلافکار داشته باشیم، چون ما اصلا همچین چیزی توی ایران نداریم ! سطح توقعاتتون رو هم زیادی بالا نبرید چون تا همین جا هم متری شیش و نیم به شکلی تابو شکنانه رفتارهای تند و گاها غیرقانونی پلیس رو به تصویر کشیده و از این حیث تا حد خوبی میشه گفت که یک استثناست. البته اگر اجازه بدند که نهایتا با همین شکل و شمایل اکران شه و به سرنوشت من عصبانی نیستم دچار نشه ...من برای اینکه فیلم اسپویل نشه چیزی از داستان فیلم نگفتم و نقدهام نسبت به سناریوی فیلم که به نظرم خالی از اشکال هم نیست رو میزارم برای بعد ... با تمام اینها معتقدم متری شیش و نیم یکی از بهترین فیلم های امسال جشنواره است. برای ساختنش خیلی خیلی زحمت کشیده شده و حتما ارزش دیدن رو داره فقط نباید سطح انتظارتون از دیدن فیلم رو بر مبنای ابد و یک روز زیادی بالا ببرید ...</description>
                <category>نقدینو !</category>
                <author>Ali_H7521</author>
                <pubDate>Sat, 02 Feb 2019 15:47:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>