<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات شنا در نهر آموزش و پرورش</title>
        <link>https://virgool.io/nahrap/feed</link>
        <description>الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ/ ۴۲ نحل/ همانان که [در برابر مصایب، و حوادث و آزار دیدن از دیگران] صبر کردند و فقط بر پروردگارشان توکل می کنند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 22:01:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/rosqphrw0pwr/4t1g50.jpeg</url>
            <title>شنا در نهر آموزش و پرورش</title>
            <link>https://virgool.io/nahrap</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بخش‌نامه‌ها، زبانت را ساخته‌اند؛ تو بگو ? از خودت چه داری؟!!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D8%A8%DA%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-reeqyynty2ob</link>
                <description>این یک مکالمه‌ی فرضی است.نمی‌گویم «گاهی نباید درس داد!» بلکه می‌گویم «بیشترِ وقت‌ها نباید درس داد!». می‌گویند واقع‌بین باش؛ می‌گویم واقع نیست اما صحیح‌بینی همین است.می‌گویم: در غیرِ جایش حاضر نیستم درس دهم.درس را نباید داد......وقتی که مانعِ تربیت است!علم را نباید داد......وقتی که مخاطب، به اهلیَتَش نرسیده!زمان را نباید غنیمت دانست......وقتی که برای دل‌زده‌کردن است!- می‌گوید: تو این‌گونه می‌کنی، پس من چه کنم؟!می‌گویم: در دریای چه‌کنم‌های ناپاک، چه نکنم مهم‌تر است!- می‌گوید: کوتاه بیا و با درس دادن، تربیت کن!می‌گویم: درس را نباید داد، وقتی که مانع تربیت است!!!- التماس‌کنان و من‌بمیرم‌گویان می‌گوید: درس را هم باید داد!می‌گویم: درس را قانون گفته و بر زبانت افتاده؛ تربیت را قانون نگفته و بر زبانت نیست!بخش‌نامه‌ها، زبانت را ساخته‌اند؛تو بگو ? از خودت چه داری؟!!</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Apr 2022 16:14:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برای تحولِ آ.پ. در آتش قدم بزنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D9%90-%D8%A2%D9%BE-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-atfvmaja4xwo</link>
                <description>بسم الله(محوریتِ این پست: اولیای دانش‌آموزان)قبل از هر گونه اقدامِ تحولی، به این نکته‌ها توجه کنید?چگونه برای تحولِ آ.پ. در آتش قدم بزنیم؟1️⃣ به طور کلّی باید آماده‌ی هجمه‌ها بود.2️⃣ معمولا ولی‌ای که پیگیر کار دانش‌آموز است در اکثر موارد و به خصوص در دوره‌ی ابتدایی و راهنمایی، مادر اوست. بنابراین معمولا در صورت نگران شدن والدین، احتمالا طرف مواجهه‌ی معلم، جنس زن و در جایگاهِ مادر است. 3️⃣ اولیا به سبک قدیمیِ آموزش عادت دارند و عرف‌شکنی‌های آموزشی معمولا برایشان نگران‌کننده است. 4️⃣ در مواردی پیش می‌آید که انتقادی که به روش شما دارند را به خودتان نمی‌گویند و از نفوذشان در اداره استفاده می‌کنند و حتی بدون رعایت سلسه مراتب مستقیما گله‌ی عرف‌شکنیِ شما را پیش مسئولین اداره‌ی کل استان می‌برند. 5️⃣ مدیر در منگنه‌ی فشارِ پایین (اولیا) و فشارِ بالا (اداره) قرار می‌گیرد و اگر خودش توان کافی نداشته باشد این فشار را بدون حجاب، به شما منتقل می‌کند.6️⃣ روش‌های عرف‌شکن و تحولیِ شما احتمالا باعث فشار بر همکاران‌تان هم می‌شود. توقعات دانش‌آموزان و اولیا نسبت به همکارتان هم تغییر می‌کند و این تغییرِ توقع، باعث می‌شود که همکارتان از شما توقعی پیدا کند که ملاحظه‌ی کار او را هم داشته باشید و باعث فشار بر او نشوید.7️⃣ توصیه‌ی رهبر انقلاب این است که در کارِ تحولی در آ. پ. ملاحظه‌کاری و محافظه‌کاری را کنار بگذارید؛ در عین حال که این‌دو منافاتی با نقدشنوی و نقدپذیری ندارند.8️⃣ تحول، گل و بلبل نیست! به خصوص اوایلش! اوایلش بیشتر قدم زدن در ?آتش است! ??گل‌وبلبلی‌اش اگر محقق بشود ممکن است چند هفته یا چند ماه یا چند سال طول بکشد.چند ساله‌هایش ابهّتِ بیشتری دارند?.</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Mar 2022 15:42:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«مطالبه از» و «راهکار به» آقای رئیسی برای تحول در آموزش‌وپرورش</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3%DB%8C-caj3aqnv167o</link>
                <description>خطاب به مسئولین: لطفا برای بررسی این مقاله، وقت بگذارید! ان‌شاءالله که سودش فراگیر است و این که باید اهل پذیرفتن دردسر هم باشید. فقط آقای رئیسی قرار نیست این مقاله را بخواند؛ برای شما هم هست! اما شما اگر یک مسئولِ ثبات‌طلب هستید که میز و کولر اتاق‌تان را دوست دارید، این مقاله مناسب شما نیست! حرکت این مقاله، به سمت تحول است. …و این‌که تلاش نویسنده‌ی این مقاله، فقط با قلم نیست(!)؛ بنابراین مدام در حال دست‌وپنجه نرم‌کردن با خلأهای قانونی است که جلوی تحولاتِ خودجوش و کفِ‌ساختاری را می‌گیرد.بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمسلام آقای رئیسی!اکنون که این مطلب را می‌نویسم قرآن در کنار من است و خدا را بر دل و انگشتان تایپ‌کننده‌ی خود گواه می‌گیرم که صلاح جامعه را در نظر بگیرم و کلماتم به گونه‌ای باشد که نفعش صرفاً معطوف به خود نباشد و گستره‌ی منفعتش متوجّه به قشر عامّی (اعم از مستقیم و غیرمستقیم) از جامعه باشد.بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ…!در آموزش‌وپروش فعلی، من و دوستان جوان انقلابی‌ام اجازه نداریم که با هم متحد شویم به این شکل که در کارِ معلمی‌مان یک تقسیمِ کارِ علنی شکل بگیرد و هر کدام‌مان زمینه‌ی خاصی از کار معلمی را به عهده بگیریم. ما را موظف کرده‌اند (حالا عُرفاً یا قانوناً) که هر کدام‌مان تک‌نفره تمام کارهای معلمی را انجام دهیم.اگر یک {{?«معلم»}}، یک «تخصصِ خاص» (مثل برنامه‌نویسیِ رایانه، گرافیک، گویندگی، نویسندگی وَ وَ وَ… هرچه!) داشته باشد و بخواهد از آن برای«اصلاح زیرساختی از زیرساخت‌های آموزش‌وپرورش»یا«افزودنِ امکانی بر امکاناتِ آموزش‌وپرورش»استفاده کند، طبیعتاً باید بر {{?همان‌تخصص!}} در کارِ معلمیِ خودش تمرکز کند و ممکن است نتواند بر خیلی از امور دیگری که عرفاً و بی‌خود(!) به معلمی چسبانده‌اند و همچنین اموری که ذاتاً و طبیعتاً(✅) با معلمی همراه است، تمرکز کند.⚠ چنین معلمی نمی‌تواند (یا بعضاً نباید) خود را از پست معلمی به پست اداری (در همان آموزش‌وپرورش) منتقل کند به این امید که چنین تحول‌هایی را از آن‌جا برای سایر معلمان رقم بزند. چون در بسیاری از مواقع، وقتی یک معلم به نیّتِ خیری(!) از پُست معلمی خارج می‌شود و خود را اداری می‌کند، تمرکزش بر آن اهداف هم از دست می‌رود! بنابراین، زمینه‌های قانونی را باید برای معلم در همان معلمی‌اش فراهم کرد! چون لمسِ اهداف در همان‌جا است و ایده‌های تحولی در همین کفِ معلمی ساخته می‌شود.در بسیاری از مواقع، همین معلمان، صاحبِ تخصص‌هایی هستند که شخصاً (یا به کمک دوستانِ معلم و غیرمعلم‌شان) می‌توانند ایده‌های‌خودشان را خودشان کلید بزنند. به این‌ها نگذارید که شر برسد(!) البته اگر خیر برسد هم که معقول‌تر است!در تماسی تلفنی که با یکی از دوستانم که او هم معلم است داشتم، برایم با یک حساب سرانگشتی گفت: «۵۴۰ مورد نمره‌دهی دارم که هنوز تمام نشده!» (واقعاً زمان زیادی گذشته و هنوز گرفتار نمره‌دهیِ مستمر و پایانی است?‍♂️!). او سراپا استعداد است و تخصص‌های فرامعلمیِ بسیاری دارد. او این توان را دارد که زیرساخت‌ها را شخصاً کلید بزند (ما هم همین‌طور و بقیه هم همین‌طور)!توجه کنید که ما الان در آموزش‌وپروش، نیروهای دهه‌هفتادی و دهه‌هشتادیِ جوان داریم که زیر پای خسته‌گانِ باسابقه لِه می‌شوند یا به حال‌شان دچار می‌شوند!دو حرکتِ مهم وجود دارد:? حرکت اول: ? کارهای اضافیِ معلمی حذف شود و معلم گرفتارِ۱. ⚠ سنّت‌های بی‌خود۲. ⚠ عُرف‌های بی‌توجیه۳. ⚠ قانون‌های بی‌خاصیت۴. ⚠ نکاتِ علمیِ منسوخ‌شده…نشود. حرکت دوم: ? شرایطِ قانونی و عُرفی (که هردو مهم است) برای تحول توسط نیروهای خودجوشِ کفِ ساختار (که معمولا جوان هستند) فراهم شود. حرکت‌های تحولیِ خودجوش، اشاره به این سه دارد:۱. ?امکانات‌سازیِ خودجوش۲. ?زیرساخت‌سازیِ خودجوش۳. ?️‍♂️حرکت‌های مطالبه‌گرانه در برابر خلأهای قانونی (یعنی ممکن است تغییرِ یک قانون، زمان ببرد اما کارِ تحولی را نمی‌توان معطّل کرد!)و هم‌چنین این موارد در این مسیرْ مطرح‌اند:۱. تقسیم‌کارهایی که گاهی به شکل خودجوش بین معلمان شکل می‌گیرد و تصمیم به اداره‌ی اشتراکی کلاس می‌گیرند، باید حمایتِ عرفی شود. ظاهرا این مورد بیشتر، مشکلِ عرفی دارد تا قانونی و همان عرف‌ش کار خودش را می‌کند. توجه کنید که معلمان اگر تقسیم‌کارِ خودجوش برای اداره‌ی کلاس را شروع کنند، بعدش خلأهای قانونی‌اش هم پیدا می‌شود ولی الان مسائل عرفی‌اش اصلاً اجازه‌ی قدم‌برداشتن نمی‌دهد!در هر صورت اداره‌ی اشتراکی کلاس، یک امر ضروری است و نباید معطّل بماند!?نام‌گذاری این بند: {{حمایت از اداره‌ی اشتراکیِ کلاس و تقسیم‌کارِ معلمان}}۲. با توجه به ظرفیت بالای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای تاثیرگذاری بر عُرف و اذهان مردم (و به خصوص بر ذهنیت والدین از رویکردهای آموزشی)، نیاز است که «هنرمندان رسانه‌ای» برای همکاری با «معلمان»، در بحثِ «عُرف‌سازی‌های پاکِ آموزشی» (در نقطه‌ی مقابلِ مافیای آموزشی) به کار گرفته شوند.?نام‌گذاری این بند: {{رسانه برای پاکی و نه برای مافیا}}۳. مدیران توجیه شوند که زیرساخت‌سازی و امکانات‌سازی، ممکن است نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. تحمّلِ مدیرانِ مدارس، از معلمانِ کفِ ساختار برای امکانات‌سازی، ممکن است در حد دو ماه باشد (به اقتضای بازه‌ی سال تحصیلی). این مدیران، خودشان تحت فشارِ توقّعِ دیگران هستند، پس این فشارها باید از مدیران برداشته شود تا بتوانند به زیردستان‌شان اجازه‌ی زیرساخت‌سازی و کارِ طولانی‌مدت (حتی طولانی‌تر از بازه‌ی سالِ تحصیلی) بدهند.?نام‌گذاری این بند: {{آرامش دل مدیر}}۴. سازوکارهای نگران‌کننده‌ی والدین درباره‌ی نتیجه‌ی تحصیلی برداشته شود و بیشتر به رشدِ درون‌جوشِ علمی توجه شود! قُرص‌کردنِ دلِ والدین نسبت به نتیجه‌ی تحصیلِ فرزندشان (با تضمینی که ساختار و قانون به آن‌ها خواهد داد)، فشارها را از مدیرانِ مدارس و از کارکنانِ اداریِ آموزش‌وپرورش برمی‌دارد. این بند، معنای مرسومِ سنجش را زیرسوال می‌برد و معانیِ تحولیِ جدیدی را برای سنجش، مطرح می‌کند! توجه کنید که مثبت‌سازیِ سنج، به معنای حذف الزام نیست؛ تحصیل می‌تواند ?هم الزامی باشد و ?هم سنجش‌ش مثبت باشد.منفی‌گراییِ نابه‌جا در سازوکارِ سنجش در آموزش‌وپروش، فشار زیادی را بر خانواده‌ها وارد کرده. خانواده‌ها هم این فشار را به معلّم، مدیرِ مدرسه و اداره منتقل می‌کنند.?این فشار و استرس در فضای مدارس و حتّی ادارات(!)، پیچیده و تربیتِ فطری و طبیعی را فلج کرده!?نام‌گذاری این بند: {{مثبت‌سازی قضاوت‌های تحصیلی}}۵. سازوکارهای منفی‌گرای سنجش، نگرانی والدین را ایجاد کرده. نگرانی والدین، برای‌شان نیازِ مصنوعی ساخته. با توجه به فرصت‌طلبی مافیای آموزشی و فشارهای مالی‌ای که بر اولیا خواهند آورد، باید معلمانی که زیرساخت‌سازی می‌کنند، برای ساختنِ زیرساخت‌های همگانی و رایگان، حمایتِ قانونی و عرفی شوند تا نیازهای والدین، گره نخورد به امکاناتِ خارج از نظام رسمی و عمومی!اگر {{زیرساخت‌سازی‌های همگانی و رایگان}}، ?مبنایی و قَدَر و همه‌فن‌حریف و جامع و مولِّد و دائم شوند (که توصیف‌ش در آیات ۲۴ تا ۲۷ سوره‌ی ابراهیم به عنوان «کلمه‌ی طبیه» آمده)؛ آن‌گاه مافیای آموزشی (که توصیف‌ش در همان آیات با عنوان «کلمه‌ی خبیثه» آمده) دیگر دلیل و توجیهی برایش برای باقی‌ماندن نمی‌ماند?‍♂️!یعنی بعدش مافیا خودش باید خودش را بکُشد، پس‌زده‌شود و کسی محلّ‌ش نگذارد! (مافیا باید به مرضِ «لَامِسَاس»ـِ جنابِ سامری در آیه‌ی ۹۷ سوره‌ی طه دچار شود!)?نام‌گذاری این بند: {{شجره‌ی طیبه‌ی زیرساخت‌سازی}}۶. به تدوینِ «سندِ تحولِ زیرساخت‌های الکترونیکی» برای آموزش‌وپرورش باید فکر و اقدام کرد و در ۱.تدوین و ۲.اجرایی‌کردن‌ش باید از جوانانِ صاحب‌تخصص و صاحب‌استعداد استفاده کرد.?نام‌گذاری این بند: {{تدوین سند برای زیرساخت‌سازی الکترونیکی}}۷. بند ۴م (مثبت‌سازی قضاوت‌های تحصیلی) به مسائل تئوری قضاوت وابسته است. بنابراین در پردازش آن باید از صاحب‌نظران قضاوت هم کمک گرفت. در بند ۴م صحبت از این پیش می‌آید که کِی و چگونه به قضاوت بپردازیم. مثالی از تئوری قضاوت: «نَحنُ نَحكُمُ بِالظّاهِرِ وَاللّهُ يَتَولَّى السَّرائِرَ(شرح اصول الكافى، ج ۸ ، ص ۱۷۳)» این روایت در این‌جا چنین کاربرد دارد: از سندِ زیرساخت‌سازی (بند ۶) این انتظار می‌رود که بتواند آن عینیت‌هایی را که برای قضاوتِ تحصیلی نیاز است به ما بدهد! فضای الکترونیکی، عینیَّت‌هایی را برای قضاوت می‌سازد.فضای الکترونیکی، {{عینیَّت‌هایی}} را برای قضاوتِ تحصیلی می‌سازد.قضاوت تحصیلی، قرار است {{مثبت‌گرا}} باشد.پس عینیت‌هایی می‌خواهیم که به دردِ قضاوتِ مثبت بخورد!?نام‌گذاری این بند: {{کار تخصصی بر تئوریِ قضاوتِ تحصیلی}}✋صَلّی‌الله‌ُعَلَیْکِ‌یافاطِمَةُالزَّهْراء??</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jun 2021 11:52:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«کفِ ساختار»، برای تحول!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-o3bcqqgyxwqb</link>
                <description>(از نگاهِ محمدباقرِ سلیمی:) تحوّل، از آن‌چه در دلِ یک شخص هست شروع می‌شود و به اتصالِ دل‌ها ختم می‌شود.نگاه مقام معظم رهبری به جمهوریت، صرفاً برای مقبولیت نیست! بلکه جمهوریت برای رشد فکر است. جمهوریت، مسیرِ رشد و اثرگذاری را برای افرادِ کفِ ساختار، ایجاد می‌کند.برای آموزش‌وپرورش، چنین مطالبه داریم که ساختار به گونه‌ای باشد که در این مقاله می‌بینید. ما ابتدا از تشکل‌های مردمیِ معلمان، ایجاد نمودهای اولیه‌ی چنین ساختاری را انتظار داریم و سپس تزریق چنین رویکردی را به ساختارِ رسمیِ آموزش‌وپرورش مطالبه می‌کنیم:ـــــــــــــــــــــ۱) افرادِ کفِ ساختار، باید «احساسِ تاثیرگذاربودن» بکنند.۲) موانعِ «حرکت‌های آتش‌به‌اختیار»، برداشته شود.۳) متخصصانِ آتش‌به‌اختیار را باید «به هم معرفی کرد و بین‌شان صمیمیت ایجاد کرد».ـــــــــــــــــــــموردِ دوم و سوم، احساسِ تاثیرگذاربودن را در وجودِ شخصِ کفِ ساختار، زیاد می‌کند ?پس این دو مورد، باعثِ موردِ اول هستند! یعنی خلاصه‌ی این سه‌مورد می‌شود مدیریت احساس تاثیرگذاری در کفِ ساختار!و ?جالب است ادعا کنیم که بیشتر از این نمی‌خواهیم!?چرا بیشتر از این‌سه‌مورد نمی‌خواهیم?؟!?☝چون که افرادِ کارساز، خودشان در کفِ ساختار وجود دارند!سوال‌های جزئی‌ترهر یک از افراد کف ساختار، چه هویتی و علایقی و توانایی‌هایی دارد(با نگاهِ فراچارتی!)؟!در چه نقاطی، اتصال این افراد به هم، کلید می‌خورد؟!ابزارهای صمیمت‌شان چیست؟!احساس اثرگذاری‌شان چه ابزارهایی می‌طلبد و چه موانعی دارد که باید برداشته شود؟!?صلوات? بر محمّد و خاندانِش?✋!…که اثر هم یعنی «وجود» و «صدا»♬ و «نگاه»? و «دستِ»? محمد در این عالَم!</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jun 2021 18:52:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکی از فصل‌های «سند تحول» را بخوانید که فقط نصف صفحه است!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/bayaniye-mamuriat-r2bm7ootddrl</link>
                <description>بسم الله، سلام دوستان✋!داشتم سند تحول را ورق می‌زدم. به فصلی رسیدم که فقط نصف صفحه است و دلم نیامد با این اختصارش کسی از خواندنش محروم شود??بیانیه‌ی مأموریتوزارت آموزش و پرورش مهم‌ترين نهاد تعلیم و تربيت رسمی عمومی، متولی فرآیند تعلیم و تربيت در همه‌ی ساحتهای تعلیم و تربیت، قوام‌بخش فرهنگ عمومی و تعالی بخش جامعه اسلامی بر اساس نظام معیار اسلامی، ?با مشارکت خانواده?، نهادها? و سازمان‌های دولتی و غير دولتی???? ? است. اين نهاد مأموريت دارد با تأکيد بر ?شايستگی‌های پايه?، زمينه‌ی دستيابی دانش‌آموزان در سنين لازم‌التعليم طی 12 پايه (چهار دوره تحصيلی سه‌ساله) تحصيلی به مراتبی از حيات طيبه در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و جهانی را بصورت نظام‌مند، همگانی، عادلانه و الزامی در ساختاری کارآمد و اثربخش فراهم سازد. انجام این مهم نقش زیرساختی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی خواهد داشت.</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sun, 09 May 2021 20:00:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متفاوت فکر کردن</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-yimavuz4bjji</link>
                <description>خبری خوندم از درس‌های متفاوتی که در اقصی نقاط جهان در مدارس تدریس می‌شه،  یکی از اونها نظر بنده رو جلب کرد.متفاوت فکر کردن کدام کشور؟    هلندمدرسه «استيو جابز» که در هلند است، فکرکردن به شيوه متعارف را به‌طور کامل رد مي‌کند. در اين مدارس براي هر دانش‌آموز يک برنامه توسعه فردي (IDP) در نظر گرفته مي‌شود، برنامه‌اي که هر شش هفته توسط کودک، والدينش و مربي ارزيابي و تنظيم مي‌شود. براساس نتيجه به دست آمده چالش‌هاي يادگيري شخصي و برنامه زماني براي انتخاب کودک به او پيشنهاد مي‌شود. هدف اين است که بچه‌ها خودشان تحصيلات‌شان را طراحي کنند. در اين مدرسه انتظارات از دانش‌آموزان به صورت يکسان نيست و هر کودک با قابليت‌هاي خودش پيشرفت مي‌کند. اين شيوه به تدريج در ديگر مدارس هلند به‌کار گرفته شد.منبع : آخرین خبر✍ ۲ نکته جالب برام این هست که:۱. شیوه بکار گرفته شده همون مکتب خودمون هست۲. در انتها میگه این شیوه به تدریج در دیگر مدارس هلند به کار گرفته شدیعنی سنت شکنی و ایجاد رویه ای جدیدان شالله ما هم میتونیم ? ...</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>میلاد حبیبی نیا</author>
                <pubDate>Sun, 02 May 2021 12:35:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همت بلند آموزش‌و‌پرورشی دارم، کجا باید ببرمش؟!</title>
                <link>https://virgool.io/nahrap/%D9%87%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%D9%85%D8%B4-pvo8wiiaedpa</link>
                <description>بسم‌اللهسلام✋شما فقط ☝یک آدرس بدهید که من بدانم در آموزش‌وپرورش، همت بلند معلمی‌ام را به چه کسی بدهم تا بگیرد و بر سرم نکوبد؟!???حالم خوبه هنوز?✋به دانش‌آموز؟او که در هر صورت اعتراض دارد! (به بعدی‌ها باید امید داشت!)به والدین؟آن‌ها چون توجیه نمی‌شوند اعتراض می‌کنند و این که دنبال نتیجه‌ی «سریع✊!» هستند!?به اداره؟او می‌خواهد دانش‌آموزان و والدین اعتراض نکنند! (ترس از دو نقطه)به مدیر؟او می‌خواهد دانش‌آموزان و والدین و اداره اعتراض نکنند! (ترس از سه نقطه)شما انتظارتان از کدام بیشتر است؟</description>
                <category>شنا در نهر آموزش و پرورش</category>
                <author>محمدباقر سلیمی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 11:45:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>