°•مرثیهای برای واژهها•°

نوشتن،
نه تفنن است و نه سرگرمی؛
نوشتن،
تجلیِ جانِ خستهایست که در هیاهوی جهان،
پناهی جز واژهها نمییابد.
هر سطر،
زخمیست که با ظرافتِ قلم،
بر پوستِ دل نقش میزند؛
نه برای خونریزی،
بلکه برای رهایی.
من،
دختریام که با واژهها نفس میکشد،
با نقطهها سکوت میکند،
و با ویرگولها،
میان درد و امید، مکثی کوتاه میگذارد.
نوشتن،
برای من،
آیینِ زندهماندن است.
در جهانی که صداها گم میشوند،
من با نوشتن،
خودم را بازمییابم.
هر دلنوشته،
قطرهایست از دریای ناپیدای درونم؛
و هر خواننده،
مسافریست که بیآنکه مرا بشناسد،
در ساحلِ احساساتم قدم میزند.
من نمینویسم تا دیده شوم،
من مینویسم تا نباشم فراموششده.
تا ردّی از من،
در دلِ کسی بماند،
که شاید هیچگاه نامم را ندانست،
اما واژههایم را حس کرد.
و اینگونه،
هر دلنوشته،
تکهای از جانِ من است،
که با مهر،
به جهان سپرده میشود.
"از دلِ من، برای دلهایی که شبیه مناند..."
📜🖋
@Sirius493138
#_az_man
مطلبی دیگر از این انتشارات
نوشتهی اول و اندکی نیچه
مطلبی دیگر از این انتشارات
𝙇𝙤𝙫𝙚..
مطلبی دیگر از این انتشارات
خانهی من