احتمالاً لبخند؛

معمولاً در اکثر مواقع یه غم خیلی بزرگ یه گوشه از وجودم نشسته ولی آدمی نیستم که خوشحال نباشم؛ درواقع وجودم درگیر یه پارادوکس عجیب ولی شیرینه. هم غمگینم هم خوشحال و این به نظرم پررنگ‌ترین ویژگیِ زندگیه.


باتوجه به چالشی که سید ح گذاشت، من هم می‌خوام از چیزایی بگم که خوشحالم می‌کنن:

1) پول؛ من بسیار آدمی‌ام که طرفدار پوله ولی حس می‌کنم رابطهٔ یه طرفه رو دارم باهاش تجربه می‌کنم که امیدوارم اونم به زودی عاشقم بشه و دوباره به سمتم برگرده. پول داشته باشم حتی اگه غمگین باشم بازم خوشحالم، نمی‌دونم چطور توضیحش بدم ولی احتمالاً روشن باشه!

2) راه رفتنِ بی‌هدف توی خیابونای مشهد مخصوصاً خیابون راهنمایی. البته قطعا که تنهایی نه، با دوستام.

آبمیوه+بوی عطر تاجیکِ راهنمایی+تقلای مردم برای زیستن= آرامش
آبمیوه+بوی عطر تاجیکِ راهنمایی+تقلای مردم برای زیستن= آرامش

3) کتاب جدید خریدن یا حتی کتابْ هدیه گرفتن. تا دو روز، خدا رو بنده نیستم مگر اینکه همون کتابو یه روزه تموم کنم.

:)
:)

4) چت کردن با آدمایی که دوستشون دارم و قلباً حسِ نزدیکی دارم بهشون.


5) تنهایی؛ یکم اعتیاد پیدا کردم بهش که اعتیادِ درستیه به نظرم. بعضی وقتا همه رو از خودم می‌رنجونم که بتونم یکم بیشتر تنها باشم و کسی باهام حرف نزنه.

6) نوشتن داستانی که بعدش با خودم بگم واو! چی نوشتی غزالی! و از این نوشته‌های دیالوگ‌محورم خیلی خوشم میاد و بعد از نوشتن‌شون از ذوق بسیار می‌خوام سر به بیابون بذارم.

7) وقتی چاوشی آهنگ جدید می‌ده بیرون واقعا خوشحال می‌شم هرچند که باید با آهنگاش، خون گریست.

8) غیبت کردن با خواهرم.

9) وقت گذروندن با گربه‌ها و سگ‌ها؛ به من باشه نسل همه رو منقرض می‌کنم و فقط گربه‌ها و سگ‌ها رو نگه می‌دارم توو دنیا.

دخترک قشنگم:
دخترک قشنگم:

10) برای همیشه‌رفتنِ اون استادی که این ترم، هلاکمون کرد و هنوزم مطمئن نیستم قراره به خاطر بحث‌های فمینیستی که توی کلاسشون داشتم بهم چند بدن.


11) وقتی می‌بینم یه نفر طرفدار حقوق زنانه و از سرِ تظاهر یا جلب توجه نیست و قلباً به چنین چیزی اعتقاد داره.

12) خوش‌حالت موندن موهام. کم پیش میاد چنین چیزی ولی وقتایی که قرار نیست جایی برم تصمیم می‌گیرن خوش‌حالت باشن!:)

13) چایی خوردن‌های نصفه شبی توی خوابگاه یا خونه یا اصلا وسط بیابون؛ فقط چایی باشه.

14) وقتی می‌بینم یه نفر، حیوونا رو دوست داره و بهشون محبت می‌کنه.


15) نور؛ وقتی رو لباسم، رو دستم، رو صورتم یا حتی رو کتابم می‌بینمش.

نور و خونه قدیمی؛)
نور و خونه قدیمی؛)

16) و آخری هم: حال ایران‌مون خوب بشه قطعا اون روز، عید منه.


پ.ن: خوشحال بودن، کار سختی نیست. از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم زیاد سخت نگیرم و با جریان زندگی پیش برم؛ از همون روز احساس می‌کنم زندگی اونقدرام به درد نخور نیست.

همیشه به عشق🧡