شاهزاده ی رویاها

نمیدونم بعدها که این متنو بهت میدم بخونی ری اکشنت درمورد تایتلش چیه ولی خب جالبه که بدونی دقیقا تو شاهزاده ی سوار بر اسب سفیدی برای من .

بیشتر از یک ساله که خوابتو میبینم . نه میدونم کی ای ؟ کجایی؟ فقط توهم ناخودآگاه منی؟ اصلا من یه روزی میبینمت یا نه؟

ولی میدونم هروقت که از خوابی که درمورد تو دیدم بیدار میشم ، حس میکنم از دستت دادم. غم اون لحظه رو نمیتونم واست توصیف کنم که هی دارم زور میزنم دوباره به اون خواب برگردم و در خروج تا مدت نامعلومی که دوباره توی رویاهام سر و کلت پیدا شه ، بسته میمونه.

دیشب دوباره خوابتو دیدم و برای اولین بار همو توی خوابم بوسیدیم . میتونم بگم بهترین بوسه ای بود که توی زندگیم تجربه کردم . آقای محترم شاهزاده ، خیلی برای من امنی . دوستم میگفت : بعدها که توی زندگی واقعی دیدمت درست وسط اولین بوسه ی عاشقانمون قراره همه ی خوابهام برام دژاوو بشن . منم گفتم که بهت میگم : خیلی قبل ترازینکه حتی بشناسمت درموردت کلی چیز به دوستام گفتم .

حقیقتش من تجربه های خوبی از روابط عاشقانه ندارم . هیچوقت عشقی که لایق زندگی کردنش بودم رو دریافت نکردم و همیشه داشتم به آدما یاد میدادم که چجوری باید عاشقم باشن ، چجوری منو بلد باشن .

ولی تو حتی از توی خوابامم منو بلدی. توی خوابم ازم پرسیدی که کجا میتونی منو پیدا کنی و منم آدرسشو بهت دادم . هنوز زمان اون موقعیت نرسیده و من حسابی دلتنگتم . شاید باورت نشه ولی مربی یوگامم گفت تورو توی الهاماتش کنار من دیده و جوری توصیفت کرد بدون اینکه بدونه من خوابتو میبینم که انگار از نزدیک دیدتت.

لحظه شماری میکنم برای بودنت توی زندگیم . لطفا بیا و همه ی عشقی که به سختی و قطره ای توی زندگیم دریافت کردم رو برام جبران کن . نمیخوام بیشتر ازین فکر کنم که عاشق من بودم چقدر کار سخت و غیر ممکنیه . بیا و بهم ثابت کن که دوست داشتن من اسون ترین کار جهانه .

منتظرتم💗