<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات نشر نوین</title>
        <link>https://virgool.io/nashrenovin/feed</link>
        <description>ناشر کتاب‌های توسعه فردی و کسب و کار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 12:06:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ujhewhx05igt/guggyo.png</url>
            <title>نشر نوین</title>
            <link>https://virgool.io/nashrenovin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازی بینهایت - نوشته سیمون سینک (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/httpsvirgoolioaghaghandiinfinitgame-hwfegtj8in3w</link>
                <description>دو نوع بازی وجود دارد. بازی محدود و بازی نامحدود. در بازی محدود شرکت‌کننده‌های بازی مشخص و معلوم‌اند و همه برای رسیدن به هدف از پیش تعیین‌شده تلاش می‌کنند. مثلاً فوتبال نمونه‌ای از این بازی‌هاست که در قالب قوانینی و با حضور داور بازیکنان سعی می‌کنند تا باکسی امتیاز بیشتر برنده‌ی بازی باشند. در چنین بازی یک آغاز یک میانه و نهایتاً یک پایان داریم.دربازی‌های نامحدود اما بازیکنان لزوماً معلوم نیستند و قانونی دقیق جزو قوانین عرفی بر آن حاکم نیست. هر بازیکن با روش خاص خود بازی می‌کند و هر زمان قادر است تا بازی خود را تغییر دهد. در چنین بازی “پیروزی” بی‌معناست و هدف باقی‌مانده در بازی است. کسب‌وکار چنین بازی است که در آن بردوباخت مفهومی ندارد. یا در مثالی دیگر تابه‌حال رخ نداده که بعد از پایان حیات یک شخص او را برنده‌ی زندگی بنامیم.در دنیای امروز اغلب رهبران از پیروزی سخن می‌گویند و هدف را برتری بر رقیب می‌دانند و در چشم‌انداز خود سعی می‌کنند شماره یک دنیا باشند. چنین طرز فکر محدود در یک بازی نامحدود مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند. یک کسب‌وکار می‌تواند شرکت‌کننده‌های زیادی داشته باشد که برخی هنوز وارد نشدند و هرکدام استراتژی خاص خود را دارند. در این بازی قوانین مشخصی جز قانون اساسی یا قانون بین‌الملل وجود ندارد. بازیکنان در بازی نامحدود هیچ‌وقت به انتها نمی‌رسند و تنها با کمبود منابع یا ته کشیدن اراده لازم برای کار ممکن است زمین بازی را ترک کنند. بنابراین در این بازی کسی موفق است که ماندگاری بالاتری داشته باشد.به‌عنوان یک مثال می‌توان رقابت ماکروسافت با اپل بر سر بازار پخش موسیقی در سال ۲۰۰۶ را بیان کرد. استیو بالمر مدیرعامل اسبق ماکروسافت با ارابه‌ی زون‌فون ادعا کرد که درنهایت اپل را شکست خواهد داد. بااینکه کیفیت زون‌فون بسیار بالا بود اما هدف محدودی را انتخاب کرده بود. مدیران اپل بر این عقیده استوارند که باید نسبت به محصول قبلی خود، محصول برتری تولید کنند و هدف رضایت مشتری از محصول و تغییر بازار است. این در حالی است که هدف ماکروسافت صرفاً جذب بازار اپل بود.در یک بازی بی‌نهایت نمی‌توان سازمان را با موفقیت‌هایش در یک چارچوب زمانی سنجید، بلکه ارزش واقعی سازمان همان تمایل سایرین به کمک برای اعتلای شرکت در بلندمدت است. مثلاً کمپانی لگو باهدف ساخت بازی‌های خلاقانه‌تر و جذب کودکان بیشتر به این بازی‌ها در کسب‌وکار حاضر شد. چنین هدفی قالب زمانی مشخصی ندارد و نشاءت گرفته از خواسته‌ی اکثر کارکنان این شرکت است.بازیکنی که طرز فکر نامحدود دارد به دنبال بقا در بازی است و سعی دارد تا محصولی تولید کند که افراد بیشتری آن را بخواهند. درحالی‌که بازیکن با طرز فکر محدود به دنبال ساخت محصولاتی است که بیشتر بفروشد. پرسش چه چیزی برای من بهتر است از یک طرز فکر محدود می‌آید و پرسش چه چیزی برای ما بهتر است یک طرز فکر نامحدود. ازآنجایی‌که رهبران با طرز فکر محدود تمرکز نامتناسبی بر نتایج کوتاه‌مدت دارند، غالباً با هر استراتژی را نادیده می‌گیرند تا نتایج را در آمار و ارقام بالا ببرند. مثلاً تعدیل نیروی کار، یا استفاده از مواد اولیه ارزان‌تر و یا رشد از طریق اکتساب و بازخرید سهام.سه نکته را باید در نظر گرفت:· ما نمی‌توانیم در مورد محدود بودن یا نبودن بازی تصمیم بگیریم· حضور یا عدم حضور بر عهده‌ی ماست· انتخاب نوع طرز فکر بر عهده‌ی ماستهر رهبری که خواهان به‌کارگیری طرز فکر نامحدود است باید ۵ اصل را پیروی کند:1. طرح یک هدف آرمانی2. تشکیل گروه مبتنی بر اعتماد3. مطالعه روی رقبای ارزشمند4. کسب آمادگی برای انعطاف‌پذیری وجودی5. نمایش شجاعت لازم برای رهبریدر پست بعدی در مورد این اصول می‌نویسم.علی قندیپاییز ۹۸</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>علی قندی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2019 17:25:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب بازی بی‌نهایت - قسمت آخر</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-eg4v7yemxuu5</link>
                <description>کتاب &quot;بازی بی‌نهایت&quot; نوشته سایمون سینک که توسط تیم ترجمه نشر نوین آماده سازی و منتشرشده از اون کتاب‌هاس که خوندنش خیلی لذت بخشه. اتفاق جالبی که در مورد این کتاب افتاد، نشر نوین حق انتشار فارسی کتاب رو خرید و همزمان با نسخه انگلیسی که در دنیا منتشر شد در ایران هم زیر چاپ رفت و بدست علاقه‌مندانش رسید که از این بابت خیلی کار قشنگی بود و واقعا باید به بچه های نشر نوین آفرین گفت.ادامه‌ی قسمت دومفصل نهمتمرکز بیش از حد بر روی شکست رقیب نه تنها با گذشت زمان ما را فرسوده میکند بلکه میتواند منجر به خاموش شدن خلاقیت درونی میشود. وقتی از آقای مولالی مدیرعامل جدید کمپانی فورد پرسیدند چه ماشینی سوار میشود صادقانه گفت: لکسوس بهترین ماشین موجود در بازار است! باید سعی کنیم سایر بازیگران را دشمن خود ندانیم رقبای ارزشمند میتوانند کمک کنند تا متوجه شویم برای چه در حال تلاش هستیم. کور شدن برای رسیدن به هدف فروتنی را کاهش میدهد و تکبر را افزایش میدهد و مانع بروز خلاقیت میشود.فصل دهمشروع فصل با داستانی از زندگی والت دیزنی آغاز میشود اینکه چقدر انعطاف پذیر بود و چگونه توانست چالش های بزرگ زندگیشو با انعطاف پذیری بالا به فرصت های نامحدود تبدیل کنه. بر روی لزوم انعطاف پذیری در کارها و زندگی تاکید میکند. رهبر نامحدود با هدف آرمانی خودش به خارج از صنعت و مایل ها دورتر مینگرد به مکانی که برای دیدنش باید خیال پرداز بود.فصل یازدهم:شجاعت رهبری کردن! این فصل مثل بقیه فصول با یه مثال باحال و جالب از یه شرکت شروع میشه و بعدش میرسه به داستان های اخلاقی که استفاده از طرز فکر نامحدود در دنیایی که در احاطه محدودیت ها قرار داره مسلما میتونه به قیمت موقعیت شغلی یک رهبر تموم بشه. در رهبری نامحدود برای هر تصمیمی باید شجاعت بخرج داد. رهبری کردن با استانداردهایی بالاتر از استاندارد اخلاقی نیاز به شجاعت داره. بهترین رهبرها و بهترین شرکت ها اولویت اول رو به افراد و به مردم میدهند نه به اعداد  و سودهارهبری که خودش را در اولویت بالاتری نسبت به گروه قرار میدهد باعث ظهور کارمندانی میشود که پیشرفت خودشان به سلامت شرکت ترجیح داده میشود.ما نمی‌توانیم بازی را انتخاب کنیم. نمی‌توانیم قواعد بازی را انتخاب کنیم. فقط می‌توانیم انتخاب کنیم که چطور بازی کنیم.پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را از اینجا تهیه کنید و به طور کامل و دقیق مطالعه کنید.</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 11:41:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه ذهنی کتاب کار عمیق</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-x8sv4iidyeyo</link>
                <description>برای یادگیری بهتر هنگام مطالعه سعی می کنم نقشه ذهنی از کتاب درست کنم.عکس زیر نقشه ذهنی مربوط به کتاب کار عمیق است.قطعاً باید خود کتاب را مطالعه کنید و  این نقشه ذهنی بیشتر برای آشنایی و دوره کتاب مورد استفاده قرار خواهد گرفت.این کتاب را می توانید از  نشر نوین تهیه کنید.نکته: موارد موجود در نقشه ذهنی دقیقاً معادل چیزی که در کتاب ذکر شده نیست.</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>شهروز جعفری</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 18:32:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب بازی بی‌نهایت - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-zfvhx9wfxpci</link>
                <description>کتاب &quot;بازی بی‌نهایت&quot; نوشته سایمون سینک که توسط تیم ترجمه نشر نوین آماده سازی و منتشرشده از اون کتاب‌هاس که خوندنش خیلی لذت بخشه. اتفاق جالبی که در مورد این کتاب افتاد، نشر نوین حق انتشار فارسی کتاب رو خرید و همزمان با نسخه انگلیسی که در دنیا منتشر شد در ایران هم زیر چاپ رفت و بدست علاقه‌مندانش رسید که از این بابت خیلی کار قشنگی بود و واقعا باید به بچه های نشر نوین آفرین گفت.این کتاب آنقدر خوب  منو جذب کرد که یک هفته ای تمومش کردم. ترجمه کتاب خیلی روُن و خوبه. از اون طرف نویسنده با موضوعاتی که مطرح میکنه و مثال هایی که در خلال مباحث میزنه کاملا قضیه جا می افته. کتاب یازده فصل داره که من به طور خلاصه بعضی از قسمت هاش رو اینجا گردآوری کردم تا اگر تمایل داشتید این کتاب رو بخرید و به صورت کامل مطالعه کنید.در قسمت اول کتاب آقای سینک هدفشو از نوشتن کتاب بیان میکنه و میگه اگه برای کارها چارچوب بُرد و باخت بزاری و موفقیت و شکست رو تعریف کنی شاید در کوتاه مدت بتونی چیز خوبی ازش در بیاری اما مطمئن باش در دراز مدت جواب نمیگیری و داستان برات خیلی خطرناک میشه. نویسنده اعتقاد داره اخراج های دسته جمعی، محیط های کاری پر از استرس، ارجحیت دادن به سهامداران، پاداش به کارکنان سمی، پاداش به رهبرانی که بیشتر از کارکنانِ شون به خودشون اهمیت میدن تمام این موارد باعث کاهش وفاداری و مشارکت در مشکلات شده و ناامنی و اضطراب رو دو چندان میکنه. بعدش اضافه میکنه که بهتره در حد توانمون دنیا رو بسازیم. دنیایی که توش قراره اکثریت ما هر روز صبح با انگیزه بیدار شیم، احساس امنیت کنیم و با رضایت برگردیم سر خونه و زندگیمون.فصل اول:تعریفی کلی از بازی محدود و بازی نامحدود.در بازی محدود شرکت کننده مشخصه، قوانین بازی ثابته و هدف از پیش تعریف شده و وقتی بهش برسی بازی تمومه در بازی های محدود سه قسمت داریم: آغاز، میانه و پایان که قصه تموم میشه.در بازی نامحدود شرکت کنندگان نامعلوم هستن، قانون دقیقی نداریم، کارها دلخواهه و زمان نامحدوده در انتها چیزی هم بعنوان پیروزی وجود نداره.بعد یه مقایسه ی خفن میکنه بین کنفرانسی که چن سال پیش هم در مایکروسافت و هم در اپل داشته و سطح تفاوت هایی که در این دو کمپانی دیده رو بیان میکنه.یه سری از تعاریف رو برای مخاطبش شفاف بیان میکنه و میگه بالام جان ازدواج یا دوستی برنده یا بازنده ای نداره، مفهومی تحت عنوان پیروزی در سیاست جهانی وجود نداره! وقتی برای یه بازی نامحدود از طرز فکر محدود استفاده کنی مشکلات زیادی دامن گیرت میشه. به معیارهایی مثل اول بودن، خوب بودن، بهترین بودن فکر کن ... خوب هم فکر کن.نویسنده اعتقاد داره که رهبران با تفکر محدود بازی میکنن تا مسابقه به پایان برسه و پیروز بشن کلا دنبال پیروزی هستن. بازیکن نامحدود چیزی میسازه که عوایدش برای خریدارانش‌‌ﻪ. کمپانی یا بِرندی که نامحدود بازی میکنه به خودش صرفا فکر نمیکنه به کارمندانش، اقتصاد، جامعه و کشورش فک میکنه. بازیکن محدود به نقطه پایان فک میکنه و از غافلگیری متنفره و از اختلال میترسه! دیدگاه نامحدود مسیر نوآوری رو هموار میکنه.رهبری که طرز فکر نامحدود داره دنبال کمپانی های معمولی نمیره. مثال خیلی باحالی در این قسمت میزنه و میگه کمپانی تولید کننده چاقوهای سوئیسی بعد از 11 سپتامبر دچار مشکلات خیلی زیادی شد چون تعداد خریدارانش بشدت کاهش پیدا کرده بود. هر شرکت دیگه‌ای جای اونا بود تعدیل نیرو می‌کرد اما اونا اومدن سبک وسیاق رو عوض کردن و بجای چاقو، عطر و لوازم مسافرتی و ساعت مچی تولید کردن به این میگن انعطاف پذیری. وقتی با یه طرز فکر محدود وارد یه بازی نامحدود میشی احتمال گرفتار شدنت توی یه باتلاق خیلی زیاد میشه و به طرز جنون آمیزی به منابعی دست میندازی که بتونی در بازی بمونی و همین کار باعث میشه همه چیز رو نابود کنی. رهبری با طرز فکر محدود از عملکرد کمپانی بهره میگیره تا ارزش دوران خدمت و رزومه‌ی کاری‌شو بالا ببره. یکی از بزرگترین اشتباهات بیشتر رهبران اینه که فکر میکنن باید برای رقیباشون شاخ و شونه بکشن. یه طرز فکر محدود، فرهنگ یه سازمان رو نابود میکنه.هر رهبری که خواهان پیاده سازی تفکر نامحدوده باید موارد زیر رو رعایت کنه:1. طراح یه هدف آرمانی باشه2. تیم‌هایی رو تشکیل بده که مبتنی بر اعتماد باشه3. بر روی رقبای ارزشمند مطالعه کنه4. آمادگی لازم برای انعطاف پذیری رو داشته باشه5. شجاعت لازم برای رهبری رو داشته باشهنویسنده بازی محدود رو با قمار کردن مقایسه میکنه و میگه بازی محدود مثل قماره وقتی برنده میشی دوپامین توی بدنت آزاد میشه و حس شادی عجیبی داری دوس داری ادامه بدی ... باید خیلی قوی باشی تا در برابرش مقاومت کنی.فصل دوم:در ابتدای این فصل یه مثالِ برگ ریزونی میزنه در مورد زندگی آقای واویلوف که در زمان جنگ جهانی دوم کلی بذر جمع کرده بود ، اما دولت شوروی این بنده خدا رو گرفت و نابودش کرد و اگر دولت به ایشون بها میداد شاید مردم دچار اون گرسنگی و قحطی حاصل از محاصره ارتش آلمان نمیشدن و مابقی داستان .... در انتها میرسه به این پند اخلاقی که هر هدف آرمانی یه چشم انداز ویژه ای داره به سوی آینده ای که هنوز نیومده. وقتی به هدفی باور داشته باشی برای سازمان هر کاری میکنی چون اعتقاد داری سازمان هم در راستای هدف تو حرکت میکنه. در سازمان هایی که اهداف محدودی دارند هیچ وقت شما عاشق شغلی که دارید نخواهید شد.در این قسمت هدف آرمانی تعریف میشه که منظور یه هدفیه که مربوط به آینده اس و و منطبق با خواسته های خودِ فرد شکل میگیره و در طول زمان اصلاح میشه در ضمن هدف آرمانی باید 5 ویژگی داشته باشه:1. برای مقصود مشخصی باشه2. پذیرا باشه3. خدمت محور باشه4. آرمان گرایانه باشه5. منعطف باشهانسان ها همیشه حس تعلق رو دوست دارن عضوی از یه گروه بودن براشون خوشاینده حالا فکرشو بکن یه گروه هدفی شفاف و صریح داشته باشه مسلما اشتیاق ما شعله‌ور تر میشه. حواسمون باشه که کارکنان یه سازمان رو بر اساس فرهنگ سازمانی استخدام کنیم چون برای آموختن مهارت ها همیشه فرصت هست.رهبری خادمانه یعنی هدایت سازمان به گونه ای که عواید اصلی کمک ها به سمت پایین دست سرازیر بشه .کارمند وفادار حس اهمیت از سمت رهبرشو دریافت میکنه و در عوض بهترین ایده هاشو ارائه میده . همیشه خودتو برای هدفی فراتر از محصول تعریف کن. هدفی رو انتخاب کنیم که ماندگار باشه و برای مشتریانش جالب. وقتی پیروز میشی جشن بگیر ولی به این پیروزی اکتفا نکن بازی همچنان ادامه داره این پیروزی ها یه مشوق برای ادامه راهه. حواست جمع باشه هدف آرمانی باید مکتوب بشه.</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Thu, 31 Oct 2019 16:41:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کار عمیق - قسمت آخر</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-ggim3ehdhnxs</link>
                <description>من سعی دارم در این نوشته خلاصه ای از مطالب کتاب را گردآوری کنم. این خلاصه ها از نظر بنده مهم بوده و صرفا دیدگاه های شخصی منه و بیشتر تلاشم اینه که کتاب رو بخرید و بخونید و لذتشو ببرید. (سه فعل خریدن، خواندن، لذت بردن رو صرف کنید) جهت درک بهتر مطلب توصیه میکنم قسمت های قبلی این نوشته رو بخونید.در این بخش از کتاب حرف از مدیتیشن مولد میشه جایی که فقط فیزیک بدن مشغوله و ذهن آزاد. کارهایی مثل پیاده‌روی، رانندگی و دویدن. وقتی سراغ مدیتیشن مولد میروید ذهن مستعد حواس پرتیه و بفکرهای مختلفی فرو میره ولی اصل موضوع رو فراموش نکنید. سعی کنید طوطی‌وار چیزی رو حفظ نکنید برای اینکه بتونید دقیق یه موضوعی رو به خاطر بسپرید راه های زیادی هست تصور کنید آخرین اتفاق مهم زندگیتون چیه؟ یا فضاسازی کنید. تصور واضحی از آنچه میبینید مجسم کنید. تمرینات ذهنی رو به صورت منظم تکرار کنید. مثلا  تصور کنین در منزل و یا محل کار در حال قدم زدن هستید لوازم و ابزارهای اطراف خودتون رو نام ببرید و محل قرارگیریشون رو مشخص کنید.چرا ابزارهای شبکه ای رو انتخاب می‌کنیم؟ دو نوع رویکرد نسبت به ابزارها داریم:1. رویکرد &quot;هرگونه مزیت&quot; که اعتقاد داره اگه ابزاری حتی یه مزیت مثبت داشته باشه میتوانیم ازش استفاده کنیم.2. رویکرد، &quot;صنعتگر نسبت به انتخاب ابزار&quot; مثلا اعتقاد داره ابزار رو در شرایطی باید انتخاب کنیم که اثرات مثبتش از اثرات منفی بیشتر باشه.با خودمون صادق باشیم. ابزارهای شبکه ای که انتخاب میکنیم چه تاثیری در فعالیت های کلیدی مون داره؟ مثلا توئیتر چه تاثیری میتونه در زندگی یه روزنامه نگار داشته باشه؟وقتی وقتمون رو برای فعالیت هایی با تاثیرات زیاد سرمایه گذاری میکنیم اساسا پاداش بیشتری کسب میکنیم. هر چن وقت یکبار جشن بسته بندی بگیرید. به صورت رسمی سرویس ها رو غیرفعال نکنید. استفاده از سرویس ها رو متوقف کنید. نیاز نیست بریم همه جا جار بزنیم کافیه آرووم و آهسته تموم کنیم! بعد از سی روز که سرویس رو کنار گذاشتیم از خودمون بپرسیم: آیا روزهایی که سرویس رو ترک کردم روزهای خوبی بودن؟ آیا برای کسی اهمیت داشت که این سرویس رو ترک کردم؟ اگر جواب این سوالات خیر بود یعنی معطل نکن و سرویس رو ترک کن. اگر سرویس رو من نداشته باشم چه چیز مهمی رو از دست میدم!؟ همین ترس از دست دادن باعث میشه زندگی ما تحت تاثیر قرار بگیره. در زندگی مجازی میبینم که تو، منو لایک میکنی پس من هم باید تو رو لایک کنم و به همین راحتی کیفیت از بین میره.سرویس هایی مثل توئیتر، اینستاگرام و فیس بوک برای به یغما بردن طراحی شدن تا اطلاعات شخصی و توجه شما را به تبلیغ کنندگان بفروشند. تمام این سرویس ها سرگرمِ‌مون میکنن اما در طرح کلی زندگی ما خواب و خیال کم ارزشی هستن.وقتی ساعت کاری کمتری داریم عاقلانه مصرفش میکنیم و به همون زمان کم احترام میزاریم و سعی میکنیم هدرش ندیم. در این قسمت نویسنده توصیه میکنه یک دفتر پیدا کنیم که کارها رو در اون زمانبندی کنیم.برای انجام کار عمیق باید یاد بگیرید با زمان خودمون محترمانه برخورد کنیم. از فیلترهایی استفاده کنید تا دنیای اطراف تون رو خلوت کنید یعنی نیاز نیست حتما همه جا آدرس ایمیل تون رو بنویسید و یه کوه ایمیل دریافت کنید.در انتهای کتاب یه جمله خیلی قشنگ داریم که میگه: انجام کارهای سخت و تغییرات در عادت ها، پیش زمینه انجام کارهای عمیقه ...</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 18:34:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کار عمیق - قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-ponfrdmrslqt</link>
                <description>من سعی دارم در این نوشته خلاصه ای از مطالب کتاب را گردآوری کنم. این خلاصه ها از نظر بنده مهم بوده و صرفا دیدگاه های شخصی منه و بیشتر تلاشم اینه که کتاب رو بخرید و بخونید و لذتشو ببرید. (سه فعل خریدن، خواندن، لذت بردن رو صرف کنید) جهت درک بهتر مطلب توصیه میکنم قسمت های قبلی این نوشته رو بخونید.نویسنده یه جایی از کتاب مثال خیلی جالبی میزنه: &quot;ذهن‌های بزرگ مثل هنرمندان فکر میکنن و مثل حسابداران کار میکنن.&quot; این کتاب مستقیم بهت میگه برای رسیدن به موفقیت هیچ راهی نیست مگه مغزت رو به عالی‌ترین حدِ خودش برسونی. بعد مثال ها از آدم های معروف و شناخته شده شروع میشه. مثلا: جی کی رولینگ برای نوشتن کتابش به هتل گرانقیمتی رفت و یا آقای بیل گیتس در طول هفته های فکریش عادت های عمومی و تعهدات خانوادگی‌شو فراموش میکنه و فقط به ایده ها فکر میکنه. در قسمت های بعدی سراغ روش‌ها و چگونگی انجام کار عمیق میریم و چک لیستی تهیه میشه تا کارها را به بهترین شکل ممکن پیش ببریم. البته من خودم فک میکنم هر آدمی بر اساس نیازی که داره باید چک لیست رو برای خودش تهیه کنه. وقتی خودتو از همه چیز رها میکنی میتونی هموونی باشی که هستی... یادت باشه وقتی کار تموم شد دیگه تموم شده ساعت کاریتو افزایش بده ولی وقتی پاتو از محل کار گذاشتی بیرون دیگه همه چیز تموم شده و تو برای خودتی.ذهن آگاه و ذهن ناخودآگاه چیه: ذهن آگاه مثل یه کامپیوتر خونگیه برنامه هایی داره که بر اساس همون برنامه ها پاسخ هایی رو به درخواست کننده‌اش تحویل میده این مثال ذهن خودآگاههذهن ناخودآگاه مثل مرکز داده های گوگله الگوریتم های آماری و انبوهی از اطلاعات بدون ساختار که همه یکجا جمع شدن!برای تصمیم‌هایی که توی زندگیت میگیری و نیاز به قوانین محکمی داری مثل محاسبات ریاضی ذهن خودآگاه درگیر میشه. اما وقتی با مقادیر زیادی اطلاعات و قیدهای مبهم طرفی ذهن ناخودآگاهت وارد بازی میشه. حالا وقتی به ذهن آگاهت استراحت میدی ذهن ناخودآگاهت فرصت پیدا میکنه تا خودی نشون بده و پیچیده ترین و خفن‌ترین چالش‌های حرفه ای رو در خودش تغییر بده. یادمون باشه ظرفیت ما برای انجام کار عمیق در یک روز محدوده چون بیشتر انرژی ما در طول روز صرف کارهای عمیق میشه انتظار نداشته باشیم شبها بتونیم خروجی خوبی از خودمون ارائه بدیم. همیشه برای خودمون روال بزاریم مثلا روال تعطیلی، روال انجام کار، ... از کلماتی بعنوان اتمام کار استفاده کینم. مثلا کاری که تموم میشه به خودت بگو: یِس تموم شد !! بزار همه فکر کنن قاطی کردیقانون دوم: در ابتدای این فصل مستقیم میریم سراغ آدم‌هایی که صبح زود بلن میشن میرن کلیسا! برای باورپذیری ما که هنوز این آدم ها منقرض نشدن نویسنده آدرس همه شون رو هم میده تا مطمئن بشیم این یه داستان واقعیه! یه تعهد روزانه ...ذهن رو باید از وابستگی به حواس پرتی جدا کنید در غیر اینصورت نمیتونید کار عمیق انجام بدین. وقتی چن تا کار با هم انجام میدی ذهنتو کاملا خراب میکنی این واقعا نتیجه یه تحقیق علمیه. وقتی چن لحظه تنهایی یا توی یه کافه نشستی و برای چن دقیقه منتظر دوستت هستی ودر اون چن لحظه به موبایلت نگاه میکنی یعنی مغزت برای انجام کار عمیق آماده نیست.قانون اول: از طریق روال ها و عادت ها کار عمیق رو به برنامه اضافه کنیم.قانون دوم: حد نهایی را به میزان قابل توجهی بهبود بدیم.در این فصل یاد میگیریم توانایی‌هامونو بهبود بدیم و تمرکز شدید داشته باشیم. یه اصطلاح بکار میبره به اسم زهرزدایی دیجیتال یعنی یه روز در هفته از فناوری های اینترنتی دوری کنید. اما یادمون باشه با یه گُل بهار نمیشه اما با تلاش میشه خیلی کارها رو کرد.مثل همیشه میره سراغ مثال، آقای تدی روزولت را مثال میزنه که زمان مطالعه عمیقش بسیار زیاد بود زمان دانشجویی کم پشت میز تحریریش میشست اما تمرکزش بسیار شدید بود. برای انجام کارهاتون ضرب العجل بزارید چه مدت زمانی نیاز داری؟ شمارش معکوس بزار مثلا با موبایل. یادمون باشه کار عمیق نیاز به تمرکز داره، تمرکز زیاد هم بی حوصلگی میاره برای غلبه بر این درد باید مقاومت کنیادامه دارد ...</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2019 18:49:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کار عمیق - قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-iwmridgnrt8c</link>
                <description>من سعی دارم در این نوشته خلاصه ای از مطالب کتاب را گردآوری کنم. این خلاصه ها از نظر بنده مهم بوده و صرفا دیدگاه های شخصی منه و بیشتر تلاشم اینه که کتاب رو بخرید و بخونید و لذتشو ببرید. (سه فعل خریدن، خواندن، لذت بردن رو صرف کنید) جهت درک بهتر مطلب بهتر است قسمت اول این نوشته را بخوانید.در فصل سوم نویسنده سراغ آقای فورر میره و سعی میکنه زندگی این آهنگر رو تشریح کنه که با کمک دستاش و مشقت فراوان کار فلز انجام میده. این آدم عجیب خلاقیت‌هاشو محدود نمیکنه و با مواد اولیه تعامل داره. در شغل آقای فورر باید ماهرانه با آهن برخورد کنی و ضربات حساب شده ای بهش وارد کنی. هیچکس از آقای فورر خرده نمیگیره که چرا از فیس بوک استفاده نمیکنه اما اگر من و شما این کار رو بکنیم برچسب غیرعادی بودن بهمون زده میشه که دلایل خودشو داره . در قسمت بعدی در مورد زندگی عمیق توضیح داده میشه که صرفا از لحاظ اقتصادی سودآور نیست بلکه زندگی خوبی هم برای آدم ها به ارمغان میاره. تصوراتی که در متن فکری انسان ها شکل میگیره اگر مثبت باشه زندگی بهتر و باحال تری رو ایجاد میکنه. حالا فکر کنید جهان اطراف شما بشه جهان صندوق پیام های ایمیلی یا تلگرامی مسلما اون جهان اصلا جهان خوبی نیست. در این قسمت نویسنده سراغ چیزی میره که برای خودِ من خیلی جالب انگیز بود: نتیجه تحقیقات نشون میده که اکثر مردم تصور میکنن با استراحت کردن زندگی شادتری رو دنبال خواهند کرد یعنی کمتر کار میکنم و بیشتر استراحت میکنم اما نتیجه مطالعات میگه این یه تصور کاملا اشتباهه بعضی افراد هستن که در محل کار نسبت به زمان استراحت شادتر هستن. در این فصل نویسنده از طریق علم روانشناسی برای خواننده ثابت میکنه که کار عمیق هم خوبه هم باعث شادی میشه. نویسنده اعتقاد داره که شغل ها باید به سمتی حرکت کنه که کارمندان در شغل هاشون غوطه ور بشن اگه این اتفاق صورت بگیره قطعا کارهای بهتری حاصل میشه.بعد از تمام این موارد نویسنده یه سری قانون میزاره که چطور با استفاده از اینها میتونیم محل کار بهتری ایجاد کنیم تا کارمندها کار عمیق انجام بدهند و اسم این قوانین رو میزاره &quot;دستگاه خوش روانی&quot;به اعتقاد روانشناس ها افراد از لحظه ای که از خواب برمیخیزند تا لحظه ای که دوباره به خواب میروند با تمایلاتشان می جنگند از اغواگری تلویزیون و اینترنت بگیرید تا .... حالا نیروی اراده رو میتونیم به عضله ای تشبیه کنیم که تحلیل میره و خسته میشه حالا باید کارهای روتین رو به زندگی عادی خودمون برگردونیم. حال تصور کنید که وسط یک میهمانی یا بعد از یک وب گردی لذت بخش تصمیم دارید کار عمیق انجام دهید قطعا نیروی اراده شما در برابر این تصمیم ضعیف خواهد بود اما اگر زمان و مکان آرامی را مشخص کنید که هر روز عصر آن کار را انجام میدهید برای شروع کارهای سخت اراده کمتری نیاز خواهید داشت.مثال هایی زده میشود از افراد موفقی که سال هاست ایمیل های خود را بسته اند و فقط از آدرس های پستی استفاده میکنن. افرادی که نه توئیتر دارند و نه اینستاگرام ... بعد از بیان این موارد نویسنده دسته بندی جالبی انجام میدهد میگوید بعضی انسان ها به صورت کلی حواس پرتی و کم عمقی را از زندگی خود حذف کرده اند مثلا به صورت کلی ایمیل را کنار گذاشته اند و بعضی دیگر به صورت مقطعی و زمانی اینکار را انجام میدهند. اسم این روش را هم حالت دومُدی میگذارد. نویسنده اعتقاد داره که در حالت دومدی اگر شما به درستی دلیل نبودن خودتونو شرح دهید و اعلام خوبی داشته باشید معمولا مردم حق رو به شما میدهند و به خارج از دسترس بودن شما احترام میزارن. در این فصل روش های مختلفی از انجام کار عمیق برای شما تعریف میشه روش هایی مثل ریتمیک، دومدی، روزنامه نگاریمثال هایی زده میشود از افراد موفقی که سال هاست ایمیل های خود را بسته اند و فقط از آدرس های پستی استفاده میکنن. افرادی که نه توئیتر دارند و نه اینستاگرام ... بعد از بیان این موارد نویسنده دسته بندی جالبی انجام میدهد بعضی انسان ها به صورت کلی حواس پرتی و کم عمقی را از زندگی خود حذف کرده اند مثلا به صورت کلی ایمیل را کنار گذاشته اند و بعضی دیگر به صورت مقطعی و زمانی اینکار را انجام میدهند. اسم این روش را هم حالت دومُدی میگذارد. نویسنده اعتقاد داره که در حالت دو مدی اگر شما به درستی دلیل نبودن خودتونو شرح دهید و اعلام خوبی داشته باشید معمولا مردم حق رو به شما میدهند و به خارج از دسترس بودن شما احترام میزارن. در این فصل روش های مختلفی از انجام کار عمیق برای شما تعریف میشه روش هایی مثل ریتمیک، دومدی، روزنامه نگاریادامه دارد ...</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 20:04:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کار عمیق - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-ltz4naorik3r</link>
                <description>ناشر این کتاب نشر نوینه و اصلا نیازی به تعریف و تمجید نداره و فکر نمیکنم کسی باشه که اسمشونو نشنیده باشه نویسنده کتاب آقای کال نیوپورت و مترجم خانم ناهید ملکیه. وقتی روی جلد کتاب رو نگاه میکنید یاد ضرب المثل: رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون! می افتید. اونجا که نوشته: &quot;قوانینی برای تمرکز در دنیایی آشفته.&quot;ترجمه کتاب خوب و روان صورت گرفته البته در بعضی موارد که بحث اصطلاحات تخصصی به میان می‌آد باید بگم ترجمه به صورت نه چندان مطلوبی انجام شده ولی در یک جمع‌بندی منصفانه باید اذعان کرد که ترجمه کتاب خوبه. در حین بیان موارد و رخدادها مثال‌های نویسنده خیلی بجا و مناسبه و بیشتر مثال ها هم جنبه علمی و آزمایشگاهی داره و میشه به صحت و درستی شون اعتماد کرد که همین امر باعث میشه مطلب بهتر در ذهن خواننده کتاب جا بیوفته. وقتی کتاب رو تموم میکنید با کلی اصطلاحات جالبِ جدید آشنا میشید و طرز تفکرتون نسبت به خیلی کارهایی که تا الان انجام میدادید و فکر میکردید درست بوده عوض میشه و نسبت به خیلی کارها بیشتر عمیق خواهید شد. نویسنده کتاب برای تموم چالش هایی که ایجاد میکنه راه حل هم داره و بعضی جاها پا رو فراتر میزاره و چک لیست هم تحویل‌تون میده پس بی درنگ کتاب رو از سایت نشر نوین سفارش بدید و مطمئن باشید حالشو میبرید.من سعی دارم در این نوشته خلاصه ای از مطالب کتاب را گردآوری کنم. این خلاصه ها از نظر بنده مهم بوده و صرفا دیدگاه های شخصی منه و بیشتر تلاشم اینه که کتاب رو بخرید و بخونید و لذتشو ببرید. (سه فعل خریدن، خواندن، لذت بردن رو صرف کنید)در همون ابتدای کتاب، کلمات کار عمیق و سطحی تعریف میشه و باید سعی کنید این تعریف رو حسابی به خاطر بسپرید چون تا انتهای این کتاب 250 صفحه ای با این تعریف ها درگیر هستید. بعد از این تعاریف نویسنده میره سراغ شخصیت های معروف و موفق  از وودی آلن تا بیل گیتس ... نویسنده اعتقاد داره در دنیای امروز سه دسته از انسان ها میتونن موفق باشن:اول: کارگران با مهارت های بالا.دوم: فوق ستاره ها.سوم: مالکانبرای رسیدن به دو مورد اول فقط کافیه یاد بگیرید که چطور کار عمیق انجام دهید و در مورد آخر کمتر اظهار نظر میکنه بعد توضیح میده که چطور علم ثابت میکنه که با تمرکز شدید میتونیم مهارتی خاص در بدن ایجاد کنیم. مثال های زیادی در کتابه که چطور افراد توانستند موفق شوند. برای اینکه تولید کننده‌ی بهترین چیزها باشید نیاز دارید که در مدت طولانی با تمرکز کامل و بدون حواس پرتی روی یک وظیفه کار کنید. تمام این مدینه فاضله رو برای شما میسازه و یکدفعه میاد یه مثال نقض با جک دورسی میزنه! و توضیح میده که چرا آقای دورسی نیازی به انجام کار عمیق نداره . نویسنده اعتقاد داره بخش های زیادی از کار و اقتصاده هست که اصلا نیازی به کار عمیق نداره. بعدش کلی در مورد اوپن آفیس و سیستم همکاری های امروز و مزایاش توضیح میده و بعد میگه اینا همه هزینه های حواس پرتی بزرگی هم به همراه داره و خبر ندارید این کارها چقدر میتونه بد و هولناک باشه.در مورد پیام های فوری و وقفه های کوتاهی که در زندگی ما ایجاد میکنه میگه و اعتقاد داره گسیختگی های این پیام رسان ها ویرانگره. و همین گسیختگی زمان تکمیل کار رو بشدت طولانی میکنه. اگر ما در محیطی کار کنیم که بلافاصله بعد از هر پرسشی پاسخی وجود داشته باشه یا به بخش خاصی از اطلاعات دسترسی داشته باشیم این کار سبک زندگی را ساده تر میکنه. بعد نویسنده خانم مایر مدیرعامل یاهو رو مثال میزنه که در سال 2013 کارمندانش رو منع کرد تا در زمانی که در منزل هستند کارهای شرکت را انجام بدهند. زیرا اعتقاد داشت کارمندانی که در خانه کار میکنند به اندازه کافی به سیستم متصل نمی‌شوند. نویسنده دوباره میره سراغ شبکه های اجتماعی و اینجا مستقیم توییتر رو هدف میگیره یه مثال از خانم آلیسا رابینز میزنه ایشون یه خبرنگار معروف و چیره دسته اما دائما مجبوره کارشو رها کنه و توئیت کنه تا خواننده هاش از این توئیت ها خرسند بشن. و اعتقاد داره این روش رو اصلا نمیشه درست دونست.توضیح میده که برای رسیدن به کار عمیق باید خیلی موارد رو در زندگی کنار بزاریم مواردی مثل: لایک کردن، تگ کردن، توئیت کردن، رابرا عکس گذاشتن و ... دردنیای امروز اگه میخوای موفق باشی، اگه میخوای فرق داشته باشی باید اولویت اول زندگیت کار عمیق باشه اما متاسفانه نیست!ادامه دارد ...</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2019 11:03:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب پوست در بازی</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-fawrk4maguh3</link>
                <description>نسیم نیکولاس طالب؛ همین اسم کافیه تا برای خوندنِ کتابش مشتاق بشی. کتابِ &quot; پوست در بازی&quot; از اون کتاب ها نیست که هر وقت و هر ساعتی که دوست داشتی بگیری دستت و بخونیش! واقعا باید روی خط به خط کتاب تمرکز کنی تا بتونی مفهوم رو به صورت کامل درک کنی. مطالب کتاب سنگینه اما فوق العاده زیباست. خودِ آقای طالب یه جایی از کتاب میگه:این کتاب پس از لاس زدن عمیق و بدون برنامه با ریاضیات حاصل شده است.اول کتاب مترجم کلی برات توضیح میده که چرا اسم کتاب رو اینطوری ترجمه کرده و بعد با یک مقدمه طولانی مواجه میشی. فصول کتاب تقریبا از هم تفکیک شده است و بدون رعایت اولویت میشه مطالب رو خوند. اوایل کتاب یکمی سخته که باهاش ارتباط برقرار کنی (حداقل برای من اینجوری بود) اما اواسط کتاب خیلی علاقه‌مند میشی که قصه رو بدون وقفه دنبال کنی، حقیقتش آخرآی کتاب خسته شدم و هی با خودم میگفتم پس چرا یکدفعه اینطوری شد؟ اگه بخوام به یه جمع بندی برسم میگم خوندنِ این کتاب خوبه و عمده نظر نویسنده اینه که عدالت، شرافت و فداکاری که بزرگترین چیزهای وابسته به زندگی انسان ها است را برای ما توضیح بده. همیشه خوندن یه کتاب بهتر از نخوندنشه!!بریده هایی از این کتاب:کسی که ریسکی را نمی‌پذیرد نباید در فرآیند تصمیم گیری دخالتی داشته باشد.بوروکراسی ساختاری است که شخص به راحتی از عواقب اقداماتش جدا میشود.چرند گویی در مقیاس بزرگ بسیار ساده تر از چرندگویی در مقیاس کوچک است.نفرین مدرنیته باعث شده که جمعیت ما روز به روز پر میشود از افرادی که در توضیح دادن بهتر از فهمیدن هستند.رفتار ثابت با کل جهان روی کاغذ عالی است، در عمل فاجعه است.ما در عمل کردن بسیار بهتر از درک کردن هستیم.وقتی پیش بینی شما ارزشی ندارد پس هزینه ای هم برای آن پرداخت نمی‌شود.افرادی که حرف میزنند باید عمل کنند و تنها افرادی که عمل میکنند باید حرف بزنند.قانون ایده آل انسان هاست اما با تعدد قاضی های فاسد چه کنیم؟قوانین در حال گذرند، این اخلاقیات هستند که پابرجا می‌مانند.اگر توزیع فضایی یکسان باشد اقلیت خود را بر اکثریت تحمیل خواهد کرد.هرچقدر طرف کافر تر باشد، ذهنش هوشمندتر شده و قابلیت وی برای کنترل نکات و ابهام ها افزایش خواهد یافت.قانون اقلیت میگوید یک اقلیت متعصب میتواند دموکراسی را کنترل و نابود کند.انقلاب ها همیشه توسط اقلیتِ دارای فکر قوی هدایت میشود.اگر افراد را تحت یک ساختار خوب تنها بگذارید خودشان از پس کارها بر می‌آیند.کسی که برای مدتی تحت استخدام بوده شواهد پررنگی از سرسپردگی را نشان میدهد.بهترین برده کسی است که حقوقی بیشتر از حدش به او می‌دهید و خودش هم این موضوع را میداند و به همین دلیل همیشه کابوس از دست رفتن این شرایط را دارد.کارآمد نیستی مگر برای کاری که میکنی ریسک کنی.جامعه دوست دارد قدیس ها و قهرمانان همیشه مجرد باشند.جای تعجب نیست که شرکت های بزرگ افراد خانواده دار را ترجیح میدهند، تحت اختیار گرفتن این افراد که ریسک از دست دادن دارند بسیار ساده تر است.منشا حسادت مردم فقیر نیستند که نگران بهبود شرایط خودشان باشند، بلکه این فقر در طبقه کارمندی و دفتری شکل میگیرد.هیزم های قدیمی را بسوزانید، شراب قدیمی را بنوشید، کتاب های قدیمی را بخوانید. دوستان قدیمی را نگه دارید.فکت ها درست هستند و اخبار جعلی می‌باشند.ایستادگی پای حقیقت در حالی که حقیقت منفور است فضیلت بسیار مهمی است زیرا برایتان هزینه دارد.عشق بدون ایثار دزدی است.میزان اعتقاد شما به یک چیز می‌تواند تنها از طریق میزان ریسک پذیری شما برای آن نشان داده شود.همه چیزهایی که رخ میدهند دارای دلیل خاصی نیستند اما هرچه بقا می یابد بنا به دلیل خاصی بقا یافته است.</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>ashkanp</author>
                <pubDate>Tue, 01 Oct 2019 22:57:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت های اتمی</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-tiku8fufhdrq</link>
                <description>عادت های اتمی، نتایج شگفت انگیزگویا قول داده بودم که از کتاب عادت های اتمی جیمز کلیر خلاصه ای بنویسم؟ آره؟باشه چسب الساعهاولا پیشنهاد میکنم حتما کتاب رو بصورت کامل بخونیش، این کتاب تو پرفروش ترین های نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال و آمازون بوده، امیدوارم این خلاصه من مقدمه ای باشه برات تا کل کتاب رو بخونی. نکات بسیاری توش هست.خب از اسم کتاب مشخصه چی میخواد بگه به ما : عادت های کوچک روزانه در نهایت به تفاوت های بسیار بزرگ منجر میشن.حالا چرا عادت های کوچیک و روزانه به تفاوت های بزرگ منجر میشن؟؟ (تو کتاب چند تا مثال آورده که چون طولانیه نمیگم :)). فقط اینو بگم که عدد 1 رو در نظر بگیر اگه روزی یک درصد پیشرفت کنه در یک سال 37 برابر رشد کرده !!!!! و برعکسش در مدت یک سال روزانه یک درصد پسرفت کنه نزدیک به صفر میرسیه(اختلاف صفر و 37 زیاده) شکل زیر رو ببین. این قدرت اثر مرکبه پیشنهادم اینه کتاب اثر مرکب دارن هاردی رو هم بخونی، بسیار عالیه.قدرت اثرمرکبموفقیت محصول عادت های روزانه است نه تحولاتی طولانی مدت، پس مهم نیست الآنت چجوریه و چقد موفقی مهم اینه که آیا عادت های روزانه ات منتهی به موفقیت میشه برات؟؟؟پس تا اینجا اینجور شد که اگه روزی فقط یه ذره بهتر از دیروز باشی (تو هر زمینه ای که عشقت میکشه) در نتیجه در اون زمینه عالی میشی.یکم برم تو فاز انگیزشی:جیم ران میگه اگه میخوای فرد موفقی باشی باید رفتارت رو به اون سطحی برسونی که موفقیت بیاد سمتت (نگرفتی؟ خودمم نفهمیدم. یکم اینور اونور گفتم انگار). یجور دیگه بگم: اون فردی که قراره بهش تبدیل بشی خیلی مهم تر از کاریه که الآن انجام میدی، ولی در نهایت کاری که الآن انجام میدی مشخص میکنه به چه کسی تبدیل میشی در آینده. (دیگه ازین بیشتر در توانم نیست).یه لحظه وایستا، عادت چیه اصلا؟ آفرین. عادت رفتاریه که بر اثر تکرار زیاد تثبیت شده و برای انجامش نیاز نیست فکر کنی بدنت اتومات انجامش میده (مثال: اگه دست راستی با دست چپت اسمتو بنویس، میبینی تمرکزت زیاد میشه، خودکار رو محکم تر میگیری ولی هنوز به خوبی دست راستت نمیتونی بنویسی چرا؟ چون به اون عادت کردی ولی با چند مدت تمرین با اونم میتونی).حساب کن عادت های خیلی خوبی رو در خودت تثبیت کردی که بدون تمرکز و فکرکردن روشون، روزانه دارن تو رو برای رسیدن به هدفت هل میدن. چقد خوب.خب برای تثبیت عادت خوب چه کنم؟چهار تا چیز یادت باشه:1- عادتت رو آشکار کن: روی کاغذ بیار، بهش فکر کن، به بقیه بگو که میخوای چه عادتی رو شکل بدی و... .2- عادت رو جذاب کن: مثلا اگه دوست داری آهنگ گوش بدی بگو دو دقیقه اول موسیقی یه لیوان شیر میخورم، اینجوری کم کم از شیر خودرن خوشت میاد هنگام خوردن شیر حس خوب داری(مثل چایی هیئت میمونه بخاطر حال خوبی که هیئت بهت میده چایی بعدش میچسبه).3- عادت رو آسون کن: محیط رو آماده کن، تعداد موانع رو کم کن، مدت زمانش رو اوایل کار کم کن مثلا 2 دقیقه روزانه ورزش کنم و... .4- کاری کن این عادت برات رضایت بخش بشه: مثلا بعد انجام به خودت پاداش بده (یه سیب زمینی سرخ کرده چرب با یه نوشابه خانواده مشکی بعد از یه ورزش دو دقیقه ای !!!!!).خب برای ترک عادت بد چی؟برعکس بالایی ها1- نا آشکارش کن: کمتر در معرض این عادت باش (مثلا گوشی رو از خودت دور کن).2- از جذابیتش کم کن: به عوارض بدش فکر کنی کافیه به نظرم.3- موانع رسیدن بهش رو زیاد کن(مثلا سیگار رو با بسته نخر، نخی بخر، نیاز شد باید چند صد متر راه بری و بخریش. خیلی مواقع تنبلی نمیذاره یا موقع رفتن پیشش نظرت عوض میشه).4- نا خوش آیندش کن: مثلا به ازای هر نخ سیگاری که میکشی به دوستت 10هزار تومن بده(غلط کرده، بدش به خودم :)).والسلام، شد تمام.</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>HadiBayat</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 13:57:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی کتاب «طرز فکر» نوشته کارول دِوِک</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%90%D9%88%D9%90%DA%A9-prvwi6kftggp</link>
                <description> اگر به موضوع رشد فردی (Personal Growth) علاقه‌مند باشید، احتمالا کتاب  طرز فکر – روانشناسی نوین موفقیت (Mindset: The New Psychology of Success) - (لینک آمازون) رو در لیست پیشنهادی کتاب‌خانه‌های مختلف دیدین. کتاب سال ۲۰۰۶ برای اولین بار منتشر شد. مثل خیلی از کتاب‌های این حوزه، صدر نشین فروش نیویورک تایمز و آمازون هم بوده.قبل از شروع بررسی محتوا کتاب، می‌خوایم یکم با نویسنده اون یعنی کارول دِوِک (Carol Dweck) آشنا بشیم. دکتر کارول اِس دِوِک، یکی از شناخته‌شده‌ترین محققان جهان در زمینه‌های شخصیت، روان‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی رشد است. ایشون استاد روانشاسی دانشگاه استنفورد هستند و یک کتاب علمی هم قبلا با نام طولانی «نظریه‌های خویشتن، نقش آن‌ها در انگیزش، شخصیت و توسعه» نوشته که توسط سازمان همیاری آموزشی جهان، به‌عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شده.کتاب طرز فکر توسط نشر نوین و ترجمه شهلا ثریاصفت به‌فارسی ترجمه شده. البته شاید ترجمه‌های دیگه‌ای هم داشته باشه. اما من چاپ چهارم این کتاب رو از این نشر مطالعه کردم.خب بریم سراغ کتاب. کتاب طرز فکر ما رو با دو مدل طرز فکر آشنا می‌کنه. دو مدل طرز فکری که با شناخت اونا می‌تونیم تصمیم بگیریم که چطوری میشه بهتر تصمیم گرفت! طرز فکر رو در موارد متفاوتی مثل کسب و کار، ورزش، ترتیب فرزند، مدرسه و دانشگاه و روابط عاطفی بررسی میکنه. طرز فکر – روانشناسی نوین موفقیت نویسنده در مورد اینکه چطور شد که در مورد این مدل طرز فکرها شروع به بررسی کرده؛ این رو میگه که وقتی جوان بودم در تحقیقات متوجه رفتارهای بچه‌ها در موقع پازل حل کردن شدم.دِوِک در مورد واکنش این بچه‌ها در مواجه با یک سری پازل صحبت می‌کنه. پازل‌هایی که پشت سر هم سخت‌تر می‌شد. یک سری بچه‌ها نا امید میشن و دیگه دوست ندارن ادامه بدن. اما اون یک سری واکنش متفاوت رو هم می‌بینه. دقیقا جمله یکی از بچه‌ها رو نقل می‌کنه که با خودش گفته: من عاشق چالش هستم!در نهایت کارول دِوِک تحقیقات خودش رو منتشر می‌کنه و به دو مدل طرز فکر می‌رسه.یک) طرز فکر ثابتاین طرز فکر اینطوری هست که میگه آدم‌ها به یک سری ویژگی‌های تغییرناپذیر اعتقاد دارن. یعنی هرکس یک سری ویژگی‌ها، توانایی‌ و استعدادی رو از اول داره. و این مقدارش ثابته و تغییر نمی‌کنه. افراد با این طرز فکر مدام هم در حال اثبات ویژگی‌ها و توانایی‌های خودشون هستن.دو) طرز فکر رشداین طرز فکر به قابل تغییر بودن اعتقاد داره. یعنی اینکه هر کسی با تلاش و تمرین می‌تونه پیشرفت کنه. یعنی هر یک از ویژگی‌های اولیه هر آدمی با تمرین و تلاش می‌تونه پرورش پیدا کنه. و یک نکته مهم اینکه در طرز فکر رشد، موفقیت به‌معنای یادگیری هست نه اثبات با‌هوش‌ بودن!خب این از تعریف‌های کلی این دو طرز فکر که تا آخر کتاب باهاشون کار داریم. حالا به‌قول مسعود فراستی بریم و یکم این عناوین رو چکش بزنیم.افرادی که طرز فکر رشد دارن صرفا به‌دنبال چالش نیستن، بلکه ازش لذت می‌برن. چرا؟ چون می‌دونن که باهاش رشد می‌کنن. کلا از هر چیزی که باعث بشه اونا رو یه قدم جلو ببره، استقبال می‌کنن.نقل‌قول معروفی در دهه ۶۰ میلادی بود که می‌گفت: «شدن» بهتر از «بودن» است. این دقیقا چیزی هست که افرادی با طرز فکر رشد به دنبالش هستن. اما در طرز فکر ثابت، اجازه «شدن» داده نمیشه! چون اونا باید از قبل اینطوری باشن. دوباره داره به اون موضوع ثابت بودن ویژگی‌ها اشاره می‌کنه دقیقا. معنای شکست در این دو طرز فکریکی از مواردی که تفاوت خیلی بنادین باهم دارن در طرز فکرهای مختلف به مفهوم شکست بر می‌گیرده. اینکه چه برخودی با شکست میشه هم موضوعی هست که دوباره تا آخر کتاب خیلی بهش اشاره میشه.طرز فکر رشد شکست رو کاملا مثل یک تجربه می‌دونه. یعنی شکست به‌معنای تموم شدن نیست. اگر برخورد طرز فکر ثابت رو بخونید بهتر متوجه مدل تفاوتش یعنی طرز فکر رشد می‌شید.در طرز فکر ثابت شکست، از عمل شکست خوردن (من شکست خوردم) به هویت (من شکست‌خورده هستم) تبدیل میشه.در انتهای بخش دوم کتاب یک سری سوال مطرح میشه که خیلی مفصل هم به‌هر کدوم جواب داده شده. در این قسمت چندتا رو خیلی سریع بررسی می‌کنیم.سوال) طرز فکرها دائمی هستن؟خیر. طرز فکر بخش مهمی از شخصیت شما است اما قابل تغییر هست. باید طرز فکرها رو شناخت و به ویژگی‌های هر کدوم فکر کرد.سوال) آیا می‌توانیم ۵۰/۵۰ باشیم؟بازم خیر! میگه اگر فرض کنیم که مثلا ویژگی‌های هنری من ثابت هستن ولی هوش من می‌تونه توسعه پیدا کنه، یعنی یک بخش رو با یک طرز تفکر و بخش دیگه رو با یک طرز تفکر دیگه داریم هدایت می‌کنیم. افراد هر طرز فکری در هر حوزه‌ خاصی داشته باشند، همان طرز فکر هدایت‌کننده آن حوزه خواهد بود.سوال) طرز فکر ثابت خودم را دوست دارم، اینکه می‌دانم چه توانایی و استعدادی دارم و کجا هستم، باید رهاش کنم؟غیر مستقیم میگه آره ?نویسنده میگه اگر آن را دوست داشته باشید باید آن را نگه دارید اما بعدش دوباره اشاره می‌کنه که باید از از هر دو طرز فکر آگاه باشید و تفاوت‌های اون‌ها رو بدونید.دو جمله کلیدی هم در این فصل از کتاب وجود داره.طرز فکر ثابت در مسیر توسعه و تغییر مانع ایجاد می‌کند.طرز فکر رشد، نقطه شروع تغییر است.حقیقت توانایی و دستاورددر فصل سوم به این موارد اشاره میشه که اگر دانشمندان بزرگ طرز فکر رشد نداشتن، نمی‌تونستند کشف، اختراع و دستاوری رو ارائه بدن. چون نمی‌تونستن به رو به جلو باشن و پیشرفت کنن.همچنین به این مورد، به‌درستی اشاره می‌کنه که موفقیت‌ها یک‌شبه نیستند. پشت هر موفقیتی یک مسیر طولانی قرار داره. که اراده رسیدن به اون و تلاش، از طرز فکر رشد میاد.در این‌جا مثل خیلی از قسمت‌های دیگه کتاب، یک داستان رو داریم. از یک معلم با طرز فکر رشد. در اصل همه‌جای کتاب از این داستان‌ها است اما این داستان یه مدل پرسیدن رو مطرح میکنه که جالبه.میگه یکی از دبیرستان‌های بد از لحاظ سطح علمی در لس آنجلس، دبیرستان گارفیلد بود. معلمی به‌نام جیمی اسکلنته برای درس دادن انتگرال به اونجا رفته بود.رفت و از خودش پرسید: «چگونه می‌توانم به آن‌ها آموزش دهم؟» نه اینکه بپرسه «آیا می‌توانم به آن‌ها آموزش دهم».همچنین پرسید که «چگونه می‌توانند به بهترین شکل یاد بگیریند؟» نه اینکه بپرسه «آیا می‌توانند یاد بگیرند؟»نکته مهم این بود که با این طرز فکر چقدر ساده نحوه پرسیدن و فکر کردن به یک قضیه تغییر کرد. حالا در ادامه این مورد رو هم میگه که در سال ۱۹۸۷ تنها ۳ مدرسه دولتی بودن که در آزمون حساب دیفرانسیل و انتگرال پیشرفته، دانش‌آموزای بیشتری نسبت به بقیه مدارس داشتن. و یکی از اونا هم همین گارفیلد بود. طرز فکر یک قهرمان!کتاب طرز فکر: روانشناسی نوین موفقیت یک فصل ورزشی هم داره. باز هم پر از داستان و تجربه برای خوندن. دو نکته اصلی این فصل رو هم الان بررسی می‌کنیم.اول در مورد نحوه برخود با شکست هست. نه اینکه تجربه هست و این حرفا که قبلا هم زدیم. در مورد مسئولیت پذیرفتن شکست صحبت میکنه. در طرز فکر رشد افراد به‌صورت کامل متوجه اشتباه هستند و مسئولیت شکست رو بر عهده می‌گیرند.جلوتر پیروزی رو هم اضافه می‌کنه. و میگه باید برای پیروزی هم مسئولیت رو برعهده گرفت و بر اون آگاه بود. و یک نکته مهم در راستای همین.دومین نکته این بخش این هست که میگه: مراقب موفقیت باشید!موفیت می‌تواند شما را به طرز فکر ثابت برساند. «من پیروز شدم چون با استعدادم! بنابراین به بردن ادامه خواهم داد». دیگه خودتون مراقب باشید! طرز فکر در روابط عاطفیتو یک رابطه عاشقانه هم باید رشد کرد! خیلی صریح همون اول به این مورد اشاره می‌کنم. چون نکته‌ای هست که در همه قسمت‌های این بخش بهش پرداخته شده.رابطه بدون تلاش، رابطه محکوم به‌فنا است، نه یک رابطه عالی!برقراری ارتباط ارتباط دقیق و درست نیازمند تلاش هست و کاملا به برملا کردن، حل و فصل کردن اعتقادات و باورها احتیاج داره. میگه که کلا رابطه باید تلاش داشته باشه و رو به‌جلو باشه. کاملا هم درسته.یک جمله رو نقد میکنه که شنیدین حتما: آن‌ها پس آن برای همیشه با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند!!! میگه این جمله باید این باشه که: «آن‌ها پس از آن برای همیشه با خوبی و خوشی تلاش کردند»چون دقیقا این جمله آن‌ها با خوبی و خوشی زندگی کردند رو تو کتاب اورده. یک بار دیگه مثل قسمت اَندرو کارنگی، بزنیم بیرون از کتاب. من به‌تازگی با چیزی آشنا شدم در مورد اینکه هنر، مخصوصا ادبیات و در پس اون سینما، داره در مورد عشق به مردم خیانت می‌کنه.رابطه عاشقانه رو یک چیز خیلی سطحی مثل یک نمایش نشون میده. فکر کنید که چقدر فیلم دیدیم که با یک بوسه تموم میشن! این باید شروع یک فیلم باشه! در همین خصوص یک کتابی هست به‌نام «سِیر عشق» نوشته آلن دوباتن، نویسنده سوئیسی. این رمانی هست که دقیقا بر پایه نقد جمله «آن‌ها برای همیشه با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند» نوشته شده. داستانی رو روایت می‌کنه بعد از یک ازدواج و تصویر به واقعیت نزدیک‌تری رو ارائه میده. خب برگردیم به نکات کتاب.نویسنده میگه که تو طرز فکر ثابت، آدم‌ها نمی‌تونن و یاد نگرفتن که چطور با تفاوت‌های هم برخورد کنن. همچنین فکر می‌کنن که مشکلات نشانه نقص‌های عمیق و ریشه‌دار هستند.آخر این فصل هم بعد از بررسی مثال‌ها نمونه‌ها، میگه که بیاید رابطه عاشقانه رو از دریچه طرز فکر رشد نگاه کنید. مشکلات می‌توانند وسیله‌ای برای درک بهتر و صمیمت بیشتر باشند. جمع‌بندی (نظر شخصی در مورد کتاب)کتاب طرز فکر نوشته کارول دِوِک کتاب مهم و پر فروشی بوده. اما من انتظار داشتم بیشتر با یک کتاب علمی طرف باشم. فرم اصلی کتاب مثل تقریبا همه کتاب‌های حوزه رشد فردی هست. نویسنده میاد نظراتش رو میگه و بعد کلی داستان و قصه رو بهت میگه تا حرف خودش رو ثابت کنه.مشکل اینجاست که همه داستان‌ها و چیزهایی که تو کتاب میان، لزوما همه واقعیت نیستن. نویسنده‌های این دست کتاب‌ها در اصل اون داستان‌ها و اتفاقاتی رو انتخاب می‌کنن که نظر خودشون در اون درست در بیاد. این رو خیلی راحت دیگه میشه فهمید.اینکه میگم انتظار کتاب علمی داشتم به این خاطر هست که مثل کتاب «قدرت عادت» نوشته چارلز داهیگ، هم جز همین دسته کتاب‌های رشد فردی حساب میشه. اما از پایه و اساس علمی میاد قضیه و نظرش رو مطرح میکنه. آزمایش و به‌اصطلاح منبع عملی داره.نکته دیگه در این خصوص هست که کتاب تشویق کننده یک مدل نظر هست. کاری به درست و غلط بودن اون نظر ندارم. اما کتاب نباید طوری باشه که بخواد، یعنی طوری نوشته بشه که تو رو هدایت کنه به سمت یک جریان فکری. این مثل یک جور تبلیغ میمونه و اصلا جالب نیست.در مجموع کتاب طرز فکر کتاب خوبی هست و دید خوبی میتونه بده اما به‌شخصه برای من چیز جدیدی جز (صرفا عبارت) طرز فکر رشد و ثابت نداشت.در مورد پیشنهاد دادن یا ندادن کتاب، نظری ندارم.چیزی که مطالعه کردید، بخش‌هایی از مقاله بررسی کتاب طرز فکر بود. منبع</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>رضا توکلی</author>
                <pubDate>Fri, 03 May 2019 18:11:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار عمیق</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/deep-work-akugq9mhsngm</link>
                <description>بعضی کتاب ها رو میخونین و فراموششون میکنین، بعضی ها رو میخونین و بخش کوچیکی از زندگیتون رو تحت تاثیر قرار میدن ولی بعضی از کتاب ها نحوه فکر کردن، کار کردن و زندگی کردن شما رو تغییر میدن.کار عمیق یکی از همین کتاب هاست؛ کتابی از کال نیوپورت درباره قانون هایی برای تمرکز موفق در دنیایی پر از حواس پرتی و شلوغی.با گذر زمان و پیشرفت دنیا سه نوع از افراد زنده میمونن:صاحبان ثروتافرادی که میتونن با تکنولوژی های روز کار کنن و باهاشون سر و کله بزننستاره هایی که در رشته کاری مخصوص به خودشون فعالیت دارنکتاب کار عمیق روی نوع سوم تمرکز داره، برای اینکه تبدیل به این نوع بشین به دو چیز نیاز دارین:حرفه ای شدن در کار های سخت و پیچیده در کمترین زمانداشتن بهترین عملکرد در کمترین زمانکار عمیق کانسپتی هست که این دو رو به هم متصل میکنه.نیوپورت در این کتاب چند توصیه برای بهتر و عمیق تر کار کردن شما داره، نکاتی که در پایین ذکر میکنم کاربردی ترین توصیه ها برای من بودن.۱. خودت رو از دنیای مجازی دور کنتعداد شبکه های مجازی که شما رو از زندگی واقعیتون دور میکنن روز به روز بیشتر و بیشتر میشه و آدما بیشتر داخل این شبکه های مجازی غرق میشن.نیوپورت میگه که ما برای این به شبکه های مجازی رو آوردیم که خودمون رو به همون میزان کم فایده این نوع سایت ها قانع کردیم.میتونیم بگیم که تنها فایده این سایت ها و اپلیکیشن ها متصل کردن ما به دوستان و آشنایانمونه؛ ولی همین فایده میتونه ضرر های متعددی داشته باشه.کال نیوپورت میگه که همونطور که شما در دنیای واقعی موقع کار کردنتون راضی به این نیستین که با هیچکس حرف بزنین پس موقع کار سراغ آشنایانتون توی شبکه های مجازی هم نرین و فقط روی کاری که دارین انجام میدین تمرکز کنین.بهتون پیشنهاد میکنم حتما این ویدیو رو نگاه کنین.۲. به خودت یک زمان مشخص و دقیق برای کار کردن بدهوقتی به خودتون تایم مشخصی برای تمام کردن یک کار بدین مجبورین که از حواس پرتی هاتون کم کنین و بیشتر حواستون رو به کار بدین تا زودتر بتونین تسک هاتون رو به سرانجام برسونین.برای خودتون دِدلاین و هدف مشخص کنید برای مثال من الان برای خودم هدف تعیین کردم که حداکثر توی یک ساعت باید این مقاله رو تموم کنم.روزی دو ساعت کار در تایم مشخص و دارای ددلاین بهتر از ده ساعت کار با وقفه و حواس پرتیه است.۳. برای حل مسائل از قدم زدن، ورزش و تمیزکاری استفاده کنبه جای اینکه به یک پادکست گوش بدین یا آهنگاتون رو بالا و پایین کنین میتونین به ذهنتون یاد بدین که موقع انجام دادن کار هایی مثل ورزش کردن یا تمیز کردن خونه هم میشه مسائل مهم رو حل کرد! اینجوری میتونین در هر حالی که کار مفیدی انجام میدین مشکلات دیگتون هم حل کنید :)میتونین بقیه مطالب کتاب رو از اینجا بخونین.خوشحال میشم نظراتتون رو درباره این پست بخونم، مرسی که وقت گذاشتین ;)/*پارسا هارونی*/</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>پارسا هارونی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 23:58:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بریده‌ای از یک کتاب : فرمول برنامه‌ریزی اثر دیمون زاهاریادس</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B3-i83ht8lwsd3t</link>
                <description>در سال جدید تصمیم گرفته‌ایم بخش تازه ای را به مقالات کدفرند اضافه کنیم،نام این بخش بریده‌ای از یک کتاب است که در این سری سعی می کنیم بخش های از کتاب های مفید و پرطرفدار در تمامی حوضه ها را با شما به اشتراک بگذاریم تا هم کتاب های خوب و کاربردی را معرفی کرده باشیم و هم سهمی در افزایش سرانه مطالعه در کشور داشته باشیم.کتاب فرمول برنامه‌ریزی (to do list formula: A Stress-Free Guide To Creating To-Do Lists That Work) در اوت۲۰۱۶ به زبان انگلیسی در ۱۰۹ صفحه منتشر شد. این کتابی کم‌حجم و با اندازه‌ای نسبتا کوچک است. بااین‌حال، وقتی به فهرست آن رجوع می‌کنید، با دسته‌بندی‌های بسیاری مواجه می‌شوید.در متن کتاب، هر قسمت بیش از دو صفحه ادامه پیدا نمی‌کند. دلیل این‌همه دسته‌بندی آن است که مخاطب بتواند فقط قسمتی را بخواند که بیشتر در آن احساس ضعف می‌کند و مجبور نباشد تمام کتاب را مطالعه کند. علاوه‌برآن، شما با خواندن فهرست کتاب، می‌توانید مهم‌ترین مطالب کتاب را با کمک واژه‌های کلیدی به‌کار رفته در فهرست متوجه شوید. این کتاب جزو کتاب‌های پرفروش‌ آمازون در حوزه‌ی مدیریت زمان و مدیریت استرس است.فرمول برنامه‌ریزی مناسب چه کسانی است؟این کتاب با زبانی ساده و گویا برای تمام سنین بیان شده است. اگر در برنامه‌ریزی و انجام کارها موفق نیستید و همواره ناامیدی و احساس گناه ناشی از عقب‌ماندن کارها را تجربه کرده‌اید، این کتاب برایتان مناسب است تا اضطراب و استرس حاصل از انباشتگی کارها را از بین ببرد. حتی اگر در انجام فهرست کارهایتان موفق عمل می‌کنید، این کتاب را به‌عنوان مرور دوره‌ای و خلاق‌ترشدن روش‌های برنامه‌ریزی‌تان مناسب می‌دانیم.توصیه‌ی ما به شما این است که حین مطالعه‌ی کتاب، قلم و کاغذ همراه داشته باشید و برنامه‌ریزی خود را قدم‌به‌قدم مطابق با نوشته‌های کتاب پیش ببرید. بدین‌ترتیب ابتدا متوجه ضعف‌های سیستم برنامه‌ریزی خودتان می‌شوید و درپایان، به برنامه‌ریزی مؤثر و انجام‌شدنی دست پیدا می‌کنید. نتیجه‌ی این امر افزایش بازدهی‌تان در انجام کارها و احساس شادی بیشتر در تجربیات روزانه خواهد بود.خلاصه‌ی کتابکتاب فرمول برنامه‌ریزی کتابی عمل‌محور است. علاوه‌بر اطلاعات مفیدی که راجع به چرایی شکست در انجام کارهای برنامه‌ریزی‌شده به مخاطب می‌دهد، استراتژی‌های عملی برای ایجاد سیستم برنامه‌ریزی منحصربه‌فرد برای هر شخص ارائه می‌دهد. شما خواهید توانست ویژگی‌های دلخواهتان از سیستم‌های مختلف را ترکیب و مناسب‌ترین سیستم برنامه‌ریزی را برای خود ایجاد کنید.فواید برنامه‌ریزی اصولیپیش از هر چیز باید بدانید دستاورد برنامه‌هایتان باید چه چیزی باشد. این موضوع در اولین بخش کتاب توضیح داده شده است. کاری که استراتژی برنامه‌ریزی اصولی برایتان انجام می‌دهد، بدین‌شکل است:کنترل روز کاری‌تان را در دست خواهید گرفت.به سررسیدهایتان (Deadlines) دست پیدا خواهید کرد.برنامه‌تان تضمین می‌کند که در‌حال‌انجام کارهای درست در زمان درست هستید.از هدررفتن وقت باارزشتان برای رسیدگی به مشکلات غیرمنتظره جلوگیری خواهید کرد.کارهای بیشتری در زمان کمتری انجام خواهید داد.استرستان را کاهش خواهد داد.تمرکزتان را بهبود خواهد بخشید.ناامیدی و احساس گناهتان را از بین خواهد برد.سخن پایانیقسمت آخر کتاب فرمول برنامه‌ریزی بر نکات مهم تمرکز و آن‌ها را تکرار می‌کند. شاید بتوان گفت چهارچوب اصلی کتاب در این دو صفحه گنجانده شده است. در پایان، به قسمتی از نوشته‌های این قسمت اشاره می‌کنم:امروز شما میلیون‌ها کار برای انجام دارید. اگر به فردا و هفته‌ی بعد و ماه بعد اشاره‌ای نکنیم، به‌خاطرسپردن همه‌ی آن‌ها غیرممکن است. همچنین، سازمان‌دهی آن‌ها به‌طور مؤثر در سرتان هم ناممکن است. راه‌حل ایجاد فهرست‌های برنامه‌ریزی است.دوره های آموزشی کدفرند https://codefriend.ir/2019/04/11/بریده‌ای-از-یک-کتاب-فرمول-برنامه‌ریز/ </description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>کدفرند(دوست برنامه نویس من)</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 05:39:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت های اتمی- مقدمه</title>
                <link>https://virgool.io/nashrenovin/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-dqsolmr0rviu</link>
                <description>جیمز کلیر، نویسنده کتاب عادت های اتمی در مقدمه کتاب از زندگی شخصی اش روایت میکنه. وقتی جیمز دانش آموز دبیرستان بود، به ورزش بیس بال خیلی علاقه داشت و عضو تیم ورزشی دبیرستان بود. در یکی از مسابقات ضربه ای به سرش می خوره که موجب به کما رفتنش میشه و پس از به هوش اومدن تحت چند عمل جراحی قرار می گیره و تا مدتها بعد هم درگیر جلسات فیزیوتراپی و .. بود ولی همچنان  مشکلات جسمی و عصبی ناشی از حادثه پیش آمده، ادامه داشت. بعد از مدتی جیمز تصمیم می گیره دوباره در تیم بیس بال سابقش بازی کنه اما از اون جایی که مهارت هاش به طور قابل توجهی افت کرده بود، از تیم کنار گذاشته میشه. این ماجرا برای جیمز خیلی سنگین بود چون اون همیشه رویای حرفه ای شدن در بیس بال رو داشت و حالا باید از این رویا خداحافظی می کرد.مدتی بعد جیمز تصمیم می گیره وارد کالج بشه و نقطه عطف زندگی اش دقیقا همین جا شکل می گیره. اون موفق می شه به عنوان یه بازیکن آماتور وارد تیم بیس بال کالج بشه که همین هم براش دلگرم کننده بود. جیمز اراده کرده بود که زندگیش رو تغییر بده برای همین شروع می کنه به ساختن عادت های کوچیک و مثبت برای خودش. مثلا شب زود خوابیدن یا مرتب و منظم نگه داشتن اتاقش (کارهایی که اکثر هم کلاسی هاش انجام نمی دادن). این عادت های کوچیک با وجود اینکه به نظر نمی رسید تاثیری در موفقیت داشته باشند اما به جیمز حس کنترل داشتن روی زندگی رو می دادن.بعد از گذشت چند سال جیمز پیشرفت قابل توجهی در درس و ورزش می کنه و حتی جوایز و مقام هایی هم کسب می کنه. هرچند که به دلیل محدودیت هاش تبدیل به فرد خیلی شاخصی در ورزش نمیشه اما می تونه پتانسیل خودش رو به طور کامل شکوفا کنه که همین هم بسیار ارزشمنده.چند سال پیش جیمز شروع می کنه به انتشار یادداشت هایی در مورد ساختن عادت های خوب که مخاطبان یادداشت هاش به مرور زیاد و زیادتر میشن و بعضی از یادداشت ها در روزنامه ها و مجلات به چاپ می رسند. یه ناشر خوب با جیمز قرارداد می بنده برای نوشتن کتابی در این موضوع که در واقع همین کتاب عادت های اتمی هست. از طرف دیگه، خیلی از شرکت ها و حتی مربیان تیم های ورزشی از جیمز دعوت می کنن تا به عنوان سخنران انگیزشی برای کارمندان یا اعضاء تیم سخنرانی کنه و ساختن عادت های موثر رو آموزش بده. خلاصه اینکه همین ساختن عادت های کوچیک موثر  زندگی جیمز رو در طول زمان متحول کرد.این بود خلاصه مقدمه کتاب عادت های اتمی. من که خیلی از کتاب خوشم اومد. امیدوارم برای شما هم مفید باشه.</description>
                <category>نشر نوین</category>
                <author>روزمره هایی با طعم بهبود مستمر</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jan 2019 16:07:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>