<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات نسل امروز</title>
        <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/feed</link>
        <description>دوست دارم مطالبی که فکر می کنم خیلی جالب هست رو توی نسل امروز بزارم تا هر کی دوست داشت ببینه و ازش لذت ببره.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:13:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>نسل امروز</title>
            <link>https://virgool.io/nasle-emrooz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گوگل ترندز، گاوصندوق، INSTEX !!</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B2-%DA%AF%D8%A7%D9%88%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-instex-vkrt59jelqvx</link>
                <description>گوگل ترندزچند روز پیش دوستی لینکی برایم فرستاد از محصولی به قیمت 60 میلیون تومان. اولین چیزی که به ذهنم رسید:1- من که خودم یه آدم آنلاینم 60 میلیون تومن پول رو عمرا آنلاین پرداخت نمی‌کنم.2- حالا این چی هست؟و خب طبیعتا بعد از دومین فکر روی لینک کلیک کردم. محصول چه بود؟ گاوصندوق. این همه پول! برای گاوصندوق؟ مگر دارایی‌های یک نفر چقدر می‌تواند ارزش داشته باشد که 60 میلیون تومان بدهد برای گاوصندوق، آن هم فقط یکی!.اما کم کم موضوع جذاب‌تر شد.نکته‌ای که برایم در وهله اول خیلی جالب بود به سلیقه بازار بر می گشت. گاوصندوق دکوراتیو. یعنی نیازی که بازار از گاوصندوق انتظار دارد دیگر تنها به تامین امنیت در برابر سرقت ختم نمی نمی شود. خواستم دوری بزنم و در باب موضوع کمی تعمق و همزمان تفریح کنم.این بود که سری به گوگل ترندز زدم.نمودار خیلی برایم جالب بود. یک پیک خیلی خیلی خیلی شدید در جستجوی عبارت گاوصندوق در دی ماه 1384. عدم امنیت. احتمالا آن روزها و تب و تاب و ترس از اتفاقات غیر منتظره باعث چنین تغییر و افزایش علاقه به چنین محصولی شده بود.بعد از افتی به همان شدت، عبارت گاوصندوق خیلی آرام آرام شروع به ترند شدن می‌کند. بله. قطعا یکی از دلایل آن استفاده بیش تر مردم از اینترنت است. اما وقتی یکی دوسال گذشته را میبینید، کمکان آن رشد و بلکه با شیب بیشتر در حال رخ دادن است. قطعا دلیل آن را نمی توان استفاده در افزایش استفاده از اینترنت دانست.Spitamanبه نظرم آمد شاید، البته به صورت شهودی باید بگویم قطعا، همه ما در حال «احساس خطر کردن» هستیم. طبیعی هم هست. همه به هزار و یک دلیل که بگذریم، درآمد ریالی‌شان را به دلار تبدیل می‌کنند. کجا چندرغاز دلار را نگهداری کنند؟بله، گاوصندوق. حالا برخی دکوراتیو، یک عده دیجیتال یک عده هم هر چی گرانتر بهتر!.پیشنهاد می کنم به این وبسایت سری بزنید. نظرتان درباره قیمت گاوصندوق و ویژگی‌هایش کلی تغییر خواهد کرد.شما چه طور فکر می کنید؟برایم جالب است که بدانم.</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>آرش حمله داری</author>
                <pubDate>Mon, 25 Feb 2019 13:06:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهدای مجوز صرافی ارز دیجیتال به پلتفرم Coincheck توسط آژانس خدمات مالی ژاپن</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%88%D8%B2-%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-coincheck-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-ltullsow3gru</link>
                <description> بر اساس گزارشی که توسط وب سایت خبری کوین تلگراف ژاپن (Cointelegraph Japan) به نقل قول از یک ابلاغیه رسمی در تاریخ ۱۱ ژانویه منتشر شد، آژانس خدمات مالی با نام اختصاری FSA (Financial Services Agency) کشور ژاپن، مجوز کامل صرافی ارز دیجیتال را به پلتفرم Coincheck اعطا کرد تا فعالیت‌های خود را در این کشور ادامه دهد. این دستاورد تقریبا یک سال پس از رویداد سرقت نیم میلیارد دلاری در یک حمله‌ي هکرها حاصل شد.Coincheck یک پلت‌فرم صرافی ارز دیجیتال و کیف پول بیت کوین است که در سال ۲۰۱۴ تاسیس شد. خدمات صرافی Coincheck شامل تبادل پول فیات (پول بی پشتوانه، پولی که به خودی خود فاقد ارزش است و بنا بر قانون دولت ارزش‌گذاری شده است) یا بیت کوین یا اتریوم می‌شود. Coincheck عضوی از انجمن بلاک چین ژاپن و البته یکی از توسعه‌دهندگان عمده‌ی استانداردهای استفاده از ارز دیجیتال برای دولت ژاپن است.بلاک چین (blockchain) یک پایگاه داده‌ی توزیع شده و رمزنگاری شده است. بنابراین هیچ کسی توانایی دستکاری سابقه‌ی تراکنش‌ها را نخواد داشت و سابقه‌ی تراکنش‌ها به شکلی واضح در اختیار کاربران آن قرار می‌گیرد. یکی از کاربردهای شناخته شده‌ي بلاک چین ارزهای دیجیتال هستند که بر روی این بستر پایه‌گذاری شده‌اند. این فناوری امنیت را در ارزهای رمزگذاری شده تامین می‌کند. ارز دییتال پول رمزنگاری شده‌ای است که با نام‌های پول الکترونیک، پول مجازی، رمز ارز یا ارز رمزی نیز شناخته می‌شود. اولین ارز دیجیتال که بر پایه بلاک چین به بازار آمد بیت کوین (bitcoin) بود.پلتفرم Coincheck که در ژانویه سال ۲۰۱۸ مورد تهاجم قرار گرفت و توکن‌های آلت کوین (altcoin، ارزهای دیجیتالی که پس از بیت کوین عرضه شدند و خود را جایگزین مناسبی برای بیت کوین می‌دانند) به ارزش ۵۳۰ میلیون دلار را در یک لحظه از دست داد، اکنون به جمع صرافی‌های دارای مجوز قانونی و رسمی بازار ژاپن پیوسته است.آلتکوین‌ها ارزهای دیجیتالی هستند که پس از بیت کوین به روی کار آمدند؛ بسیاری از آلتکوین‌ها بر مبنای اصول بیت کوین ساخته شده‌اند و با تغییر در فرایند استخراج یا نحوه تغییر تراکنش‌ها عرضه شدند.این یک گام مهم و برجسته برای صرافی و گروه واسط بازرگانی آنلاین Monex است که Coincheck را در ماه آوریل به قیمت استثنایی ۳۳.۵ میلیون دلار خریداری کرد.گروه Monex صرافی Coincheck را دستخوش تغییراتی سازمانی کرد؛ در طی این تغییرات سازمانی، Yusuke Otsuka مدیر ارشد عملیاتی Coincheck بر کنار شده و Toshihiko Katsuya یکی از کارمندان Monex جایگزین او شد. همچنین Koichiro Wada موس و مدیرعامل اجرایی Coincheck، تنزل رتبه پیدا کرد.علاوه بر این، Coincheck ارزهای دیجیتالی مانند دش (Dash، نوعی ارز دیجیتال که در گذشته با نام دارک کوین و نیز اکس کون شناخته می‌شد)، زی‌کش (ZCash، نوعی ارز دیجیتال که در مقایسه با سایر ارزهای دیجیتال از جمله بیت کوین امنیت بیشتری دارد)، مونرو (Monero، نوعی ارز دیجیتال که در سیستم‌عامل‌های لینوکس، ویندوز، مک‌اواس، اندروید و FreeBSD قابل اجرا است) را از فهرست ارزهای دیجیتال خود حذف کرد؛دلیل این کار، خطر جلوگیری این ارزهای دیجیتال از پیروی قوانین ضد پول شویی توسط کمپانی بود.بر اساس گزارشی که در تاریخ ۱۱ ژانویه توسط گروه Monex منتشر شد، Coincheck به‌صورت ویژه در اداره مالی Kanto ژاپن ثبت شده است.گروه Monex یک کمپانی خدمات مالی مستقر در توکیو ژاپن است که در ۵ آوریل 1999 تاسیس شد.در این بازه‌ی زمانی، توسعه‌دهندگان با روندی آهسته عملکرد را به کاربران و سازمان‌ها بازگردانده و سکه‌های به‌سرقت‌رفته‌ را مدیریت کردند.ژاپن در سال گذشته به دنبال پیاده‌سازی یک طرح قانونی و رسمی برای وضعیت آشفته‌ی تنظیمات امنیت صرافی‌ها بوده است تا امنیت صرافی‌ها را افزایش بدهد. علی‌رغم تشدید قوانین، همچنان حملات در مقیاس کوچک ادامه دارند؛ تا جایی که پلتفرم ژاپنی صرافی ارز دیجیتال Zaif در ماه سپتامبر مورد تهاجم قرار گرفت و در حدود ۲۰ میلیون دلار در این سرقت از دست داد.همچنین، وبسایت خبری کوین تلگراف (Cointelegraph) در روز جمعه در رابطه با تحقیق دولت ژاپن بر روی امنیت صرافی‌های ارز دیجیتال در کرده جنوبی خبر داد که در نتیجه‌ی این بررسی‌ها کمتر از یک سوم پلتفرم‌های این حوزه عملکرد رضایت‌بخشی داشته‌اند.fa.counos.io ? https://fa.counos.io/%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%88%D8%B2-%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-coincheck-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86 </description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>Counos Coins, رمز ارزی برای تبادلات مالی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jan 2019 09:22:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صحبت کردن با فرزند</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-mwftp9xrdazx</link>
                <description> داره کتک می خوره، ولی می گه اشکال نداره، محکم تر هم زدی، اصلا مهم نیست.بعد از این که حسابی کتک خورد، می گه دستت درد نکنه، امروز خیلی عالی بود.وقتی هم می خواد از در بره بیرون می گه: می دونم فردا تعطیله، اما اگر اشکال نداره، فردا هم می آم، دوباره من رو بزنی.این داستان کسی است که می خواهد در مسابقات بوکس شرکت کنه و مربی خصوصی گرفته و مربی کلی او را می زند تا آماده بشود برای مسابقات.یعنی از این که کتک می خورد، ناراحت که نمی شود،هیچ،کلی هم کیف می کند و در نهایت از مربی که او را کتک زده تشکر می کند.هنگامی هم که می خواهد از مربی اش جدا شود، مربی کلی به او امر و نهی می کند.یعنی می گوید: از فردا، این غذاها را نخور، این ساعت باید بخوابی و کلی دستورات دیگر.اما اگر همین فرد را به همان شکل کتک بزنند، ولی علت کتک خوردنش را نداند، از این کتک خوردن لذتی که نمی برد، هیچ، کلی هم احساس حقارت و بدبختی و شکست می کند.یعنی در یک اتفاق مشابه، فردی چون علت کتک خوردنش را می داند، کلی پیشرفت می کند و همان فرد اگر علت کتک خوردنش را نداند، کلی عقب می افتد.در مورد تربیت فرزند هم همین گونه است.یعنی اگر قرار است فرزندتان را تنبیه (البته نه بدنی) کنید، خواهشا علت تنبیه را واضح و دقیق به او بگویید.یعنی دقیقا بداند که چه کار اشتباهی کرده.یعنی قبل از تنبیه کردن، فکر کنید که چه توضیحاتی باید به او بدهید.این که ما وارد منزل بشویم و شروع کنیم به داد و بیداد کردن و فرزند ما نداند که بابت چه رفتاری دارد تنبیه می شود،اثر مثبت که ندارد، هیچ، اثر منفی هم دارد.(نکته: البته قرار نیست بابت هر رفتاری که فرزندمان می کند او را تنبیه کنیم.بسیاری از این شیطنت ها جزو خصلت کودکان است و باعث پیشرفت آن ها می شود)در ضمن وقتی که تنبیه تمام شد، خواسته ها و توقعاتتان را و این که باید چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را نه، به او بگویید.(در ضمن، خودتان عامل باشید)*اگر در مورد این نوشته نظری دارید، ممنون می شم، بفرمایید*پیش به سوی جامعه ی آرمانی </description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>مرتضی باقری زاده</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jan 2019 08:10:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاقِل چون خَر...!(کتاب)</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%90%D9%84-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%90%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%B1-rxr6qq1xvsvd</link>
                <description>«خرنامه»یا«منطق الحمار»برگرفته از کتابی است که سال 1306 هجری قمری به چاپ سنگی در 173 صفحه در تهران به عنوان« الحمار یحمل اسفارا»چاپ شده است.کتاب ترجمه و اقتباس آزادی ست از کتاب            «خاطرات یک خر»نوشته:«کنتس دوسگور» فرانسوی که اهتمام ترجمه و اقتباس آن را به«میرزا حسن خان اعتمادالسلطنه»نسبت داده اند.«خرنامه»کتابی است طنز از زبان یک خر با فهم و کمالات و فرهیخته همچون سایر خرها(!).کتاب حاوی مطالبِ انتقادی،اجتماعی،اخلاقی و حتی سیاسی است.از آنجا که زمان چاپ کتاب،نزدیک به اواخر دوران قاجار است،نثر کتاب کمی با زمان حال فرق دارد ولی آقای علی دهباشی_که زحمت بازنویسی و ویرایش کتاب را کشیده است_معنی کلمات نا آشنا را در زیر هر صفحه آورده است. کتابهای«خرنامه»و«خاطرات یک خر»هر دو در بازار کتاب موجود است.ولی اگر از بنده که هر دو کتاب را دارم و هر دو را نیز خوانده ام،بپرسید که کدامیک را بخوانیم؟به شما کتاب«خرنامه» را پیشنهاد می کنم.چاپ پنجم همین کتاب 220 صفحه ای را خواندمبخش هایی از کتاب«خرنامه»:«خدمت سرور مهر گستر خودم آقا میرزا جعفر.ای مخدوم عزیز من!از آن التفات و توجّه که همیشه نسبت به این خادم بارکش و ارادت کیش بردبار خود داشتید،ممنونم!لیکن به نوعِ ما که جماعتِ خران هستیم به طورِ حقارت،نظر فرموده،حیوانِ بی شعور و از شعار تربیت دور تصوّر می کردید.برای اینکه جنابعالی  را به درستی از عالم خران آگاهی باشد،لازم دیدم این رساله را ترتیب نموده به حضور عالی تقدیم کنم...دیگر نه جنابعالی و نه آنها که شرح حال مرا مطالعه خواهند نمود،نخواهند فرمود:احمق مثل خر،نفهم مثل خر،سرکش مثل خر،تنبل مثل خر،بلکه خواهند سرود:عاقل چون خر،عالم چون خر،مطیع چون خر،کارکن مثل خر،عرّ عرّ عرّ...»(صفحه 53 و 54 کتاب)«انسان گمان می کند که اشرف مخلوقات است و آنچه او می داند دیگران نمی دانند.ای انسان مغرور!دانسته  باش که آنچه تو می دانی ما نیز می دانیم،و آنچه ما می دانیم شما نمی دانید.»(صفحه57)«...در یک مرتع چندین خر و گاو می چرند و به هم چندان آزار و اضرار(ضرری)نمی رسانند.جنابعالی انصاف دهید!آیا ممکن است در یک مسند دو وزیر جلوس کند؟یا در یک مملکت دو امیر حکومت کنند؟...ما جماعت خران از امتیازات که بر شما داریم یکی این است:به قدر اشتهای خودمان که خوردیم و سیر شدیم،خدا را چون  روزی رسان می دانیم به فکر ذخیره و اندوخته فردا نمی افتیم،و  شماها هنگامی که از نعمای(نعمت های)الهی بهره مند می شوید،به جای اینکه لذّت ببرید و شکر کنید به خیال ذخیره و اندوخته،حواسِ خود را پریشان می دارید و نمی دانید که چه می خورید.»(صفحه68 و 69 کتاب)«شماها متولد شدید در کذب!نموّ کردید در کذب!زندگی می کنید در کذب!چگونه ترک عادت می توانید؟آنچه می گوئید و آنچه می کنید،سراپا کذب است!آنچه می کنید و آنچه می گوئید،به خلاف آنهاست که خیال می نمائید!این است که«کذب»طبیعت ثانوی برای شما شده است...اگر در میان شما کسی به راستی حرکت کند و مخالف طبیعت ثانوی رفتار نماید،به خطا رفته است،چرا که در مقابل صدق،جز کذب نمی بیند...»(صفحه85 و 86 کتاب) درد دل:متعجم که چگونه در ایران کتابی چون«بیشعوری»نوشته خاویر کرمنت،یک شبه ره صد ساله را می رود و به چنان شهرت عجیبی می رسد و کتاب«خرنامه»که به مراتب خواندنی تر و لایق تر است،مهجور می ماند.تیتر مطالبی که از ابتدای این هفته منتشر کردم: این آموزگاران بی جیره مواجب! حیف،پدرم باید رئیس سازمان پدافند غیرعامل می شد! گفت و گوهای پراکنده(سه)آخرین مطالبی که همراهان عزیزم در چالش«حال خوبتو با من تقسیم کن»منتشر شدند: https://virgool.io/@Asaiesh_Asodeh/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-wpjd7cnklrqi  https://virgool.io/@ana.137588/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-peq4yqtqjmk1  https://virgool.io/namakSabz/%D9%86%D9%85%DA%A9-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D9%85-d7dymtkzgbxx  https://virgool.io/@shima_sedaghat/%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-zmfzsjkv7rpq حُسن ختام:آهنگ قدیمی«یه حمومی سیت بسازم چل ستون چل پنجره»(شوخی نیست ها،چهل تا ستون، چهل تا پنجره!)رو برای شما انتخاب کردم.برای اینکه کمی به حال و هوای زمان ترجمه کتاب«خاطرات یک خر»توسط«میرزا حسن خان اعتمادالسلطنه»،نزدیک شویم:  https://www.aparat.com/v/UQz68/%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D9%84 </description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>Dast Andaz</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jan 2019 22:50:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان| اگه از دستت بدم، چی میشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%85-%DA%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-zh0o0x0ly8zv</link>
                <description>نوشته‌ی: جمشید محبی - بهمن 1394ما داشتیم نمایشنامه‌ی «داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد» را دورخوانی می‌کردیم. او نقش مرد را می‌خواند و من نقش دختر را. نه اینکه بازیگری، چیزی باشیم، نه. ما داشتیم نمایشنامه‌ی داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد را دورخوانی می‌کردیم، فقط به این دلیل که ازش لذت می‌بردیم، همین!بهِم علاقه داشت، حالا نه شبیه علاقه‌مندی‌هایی که به طور معمول مردها به زن‌ها نشان می‌دهند اما خب در مجموع می‌توان گفت بهم علاقه داشت. مرا به آبگیری تشبیه می‌کرد که ماهی تنهایی، درونم اسیر است و منِ آبگیر نمی‌گذارم ماهی درونم آزاد شود و راهش را تا اقیانوس پیدا کند. می‌گفت آبگیر هر چقدر هم همه چیز تمام و مُصفا باشد، اقیانوس که نمی‌شود! هر از گاهی هم ماهی خانوم درونم را «ماده ببر» توصیف می‌کرد که از بس توی سیرک نمایش داده و به خاطر دیگران زندگی کرده، اصالتش را از دست داده است. وقتی هم کلافه می‌شدم که بالاخره ماهی‌ام یا ماده ببر، سرد و بی‌احساس سر تکان می‌داد که هر ماده ببری در حقیقت یک ماهی است و ماهی‌هایی از آن دست ماهی‌ای که من هستم، ماده ببر هم هستند؛ اینست که می‌گویم می‌توان گفت بهم علاقه داشت!دیوانه بود؟ نه، موافق نیستم. مرد عجیبی بود و به شدت غیرقابل پیش‌بینی. می‌توان گفت دنیایی متفاوت از دنیای دیگر آدم‌ها، آدم‌های نرمال اطراف‌مان داشت. شاید هم زیادی می‌فهمید، شاید هم هیچکدام اما در هر حال دیوانه نبود؛ این را مطمئنم.ما توی «اتاق کوچیکه»‌ی خانه‌ی من، پشت میزی دو نفره، روبروی هم می‌نشستیم و حرف می‌زدیم و چای می‌نوشیدیم و نمایشنامه‌ی داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد را دورخوانی می‌کردیم که فقط ازش لذت ببریم. چیزهای دیگر هم می‌خواندیم، مثلا «سلینجر» می‌خواندیم که هر دوی‌مان کارهایش را دوست داشتیم و او شاید بیشتر حتی. یک روز لابلای چای و حرف و آفتابی که بی‌پرده ما را فرا گرفته بود به ذهنم رسید که بگویم شبیه «سیمور» است؛ بلند بالاتر از هر بلند بالایی، دانای کل و مرشد خانواده‌ی «گلس» و اسطوره‌ی کارهای سلینجرِ مرموز. بله، شبیه سیمور بود یا دست کم دلش می‌خواست مثل او باشد و مثل او رفتار کند که البته طبق معمول اشتباه حدس زده بودم! رو ترش کرد که سیمور را نمی‌پسندد، نه به خاطر اینکه زندگی خواهر و برادرهای کوچکترش را خراب کرد، بلکه به این دلیل که تصمیم گرفت ازدواج کند، آنهم آدمی که این قدرها احمق نبود که بتواند زنی را خوشبخت کند! «بادی» را فرد قابل قبول‌تری می‌دانست، دست کم بابت اینکه در عین متفاوت بودن، نبوغ سر و کله زدن با آدمها را هم داشت. از نظر او نامه‌ی بادی به «زویی» جزو مهمترین اسناد تاریخ بشر بود.اتاق کوچیکه کشف او بود. اتاقی پشت عمارت اصلی خانه؛ پر از حضور همیشگی خورشید. من اتاق کوچیکه را خیلی سال بود فراموش کرده بودم. خب، تقصیری هم نداشتم؛ توی مسیر تردد روزمره‌ام نبود، البته دروغ چرا، اگر هر روز هم می‌دیدمش، بعید بود آنطور که او معطوفش شده بود، توجهم را جلب کند. اتاق کوچیکه برای من تا قبل از اینکه او کشفش کند، بخشی از معماری کل خانه بود که در بهترین حالت می‌شد به عنوان انباری ازش استفاده کرد اما بعدتر که او در همان روزهای اول رفت و آمدش به خانه‌ی من، کشفش کرد، خرت و پرت‌های سال‌های دور و نزدیک را ریخت بیرون و دستی به سر و گوشش کشید، اتاق کوچیکه شد جایی که هر وقت قرار بود لابلای مشغله‌های فراوانم، سراغ دلم را بگیرم، می‌رفتم آنجا که با سلیقه نقاشی‌اش کرده بود، چند تکه از یک عالمه پنجره‌های رو به باغ را شیشه رنگی انداخته و پرده‌های نازک توری آویخته بود، جوری که مزاحم هجوم نور نشوند و بلد باشند در باد برقصند و آن میز دوست‌داشتنی و دو صندلی روسیِ روبروی هم که در لذت‌بخش‌ترین نقطه‌ی اتاق قرا گرفته بودند. آنجا شد پاتوق ما برای حرف زدن و چای نوشیدن و خواندن. همان اوایل خیلی نامتعارف ازم خواست اتاق کوچیکه را بدهم به او، مال او باشد و من بی‌تأمل پراندم که «تو کشفش کرده‌ای، پس مال توست» و او برای اولین و آخرین باری که من دیدم، لبخند زد؛ گرم و گیرا.آن روز که داشتیم نمایشنامه‌ی داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد را دورخوانی می‌کردیم، محض اینکه فقط لذتش را ببریم، حرف کشید به اتاق کوچیکه و او گفت که حس خوب و ویژه‌ای به آنجا دارد، انگار که سرزمینی بکر و دست نخورده را کشف کرده باشد از آن دست کشف کردن‌ها که خود را تنها آدم آنجا ببیند و احساس مالکیتی برخواسته از امنیت خاطری حاصل از نوعی وابستگی عاطفی بهش دست بدهد؛ این قدر عزیز. بی‌درنگ حرفش را تصدیق کردم، چون افراد دیگری هم حرف‌هایی شبیه همین بهم زده بودند، حالا نه این قدر عمیق اما خب منظورشان همین بود. این را بهش گفتم و ادامه دادم که مثلا یکی از دوستانم که عکاس است، وقتی چند دقیقه توی اتاق کوچیکه روی همان صندلی که او نشسته، می‌نشیند، احساس مستی بهش دست می‌دهد و یک بار حتی از فرط مستی حرف‌های نامربوط زد و کار رسما داشت به جاهای باریک می‌کشید. بعد برایش اعتراف کردم که اتاق کوچیکه با او برایم طعمی ویژه پیدا کرد، طوری که از داشتنش احساس بهتری می‌کردم توی زندگی؛ حس می‌کردم با وجود اتاق کوچیکه چیزی مدام در من می‌تپد و این ادامه داشت تا چند وقت پیش که «حقوقدان» برای اولین بار پا به آنجا گذاشت و نشست درست روی همان صندلی که او حالا نشسته و من با وجود او بویی می‌شنیدم شبیه بوی دل‌انگیز جنگل‌های سرزمین‌های دور. حقوقدان دیر به دیر می‌آمد و هر وقت هم می‌آمد کم حرف بود و زیاد نمی‌ماند. کمی می‌نشست، بیتی شعر برایم روی کاغذ با خودکار خوشنویسی می‌کرد و می‌رفت اما هر بار بعد از رفتنش، نفس کشیدن برایم سخت می‌شد، رمق از تنم می‌رفت و احساس می‌کردم زندگی‌ام چیزی مهم کم دارد. حقوقدان که می‌رفت، ساعت‌ها کف اتاق کوچیکه ولو می‌شدم و نمی‌فهمیدم چه مرگم است.نمی‌دانم چی شد که یکهو سرِ دلم برایش باز شد، چون اساسا همه چیز را بهش نمی‌گفتم و معمولا فقط از چیزهایی حرف می‌زدم که می‌دانستم می‌تواند توی آنها بهم کمک کند. بعد که حساب کردم، دیدم زیاد هم بد نشد در مورد حقوقدان چیزهایی بهش گفتم.ساکت و خونسرد داشت تماشایم می‌کرد. ازش پرسیدم نمی‌‌خواهد چیزی بگوید؟ زیر لب و جویده گفت که تا الان فکر می‌کرده فقط اوست که توی اتاق کوچیکه رفت و آمد دارد و فقط اوست که روی آن صندلی، روی صندلی‌اش می‌نشیند و باهام چای می‌نوشد و فقط ... و مثل همیشه حرفش را نیمه تمام گذاشت و بی‌هوا رفت سراغ این موضوع که تا آنجا که یادش می‌آید، پدرش همیشه او را «بی‌عاطفه» خطاب می‌کرده، احتمالا بابت اینکه هیچوقت کنش‌ها و واکنش‌های حسی مورد انتظارش را بروز نمی‌داده است. بعد ادامه داد یکی، دو بار خواسته بنشیند باهاش بحث علمی بکند و موضوع را برایش بشکافد، مثلا بگوید چیزی که پدرش مدعی آن است اگر هم درست باشد، بدون شک ریشه در دوران کودکی و محیط خانواده‌اش داشته اما خب، هر بار پشیمان شده و چیزی نگفته است.برای اولین بار در طول آن چند سالی که به اتاق کوچیکه می‌آمد، سیگاری گیراند و بدون اینکه نگاهم کند، سرد و بی‌احساس گفت: «اگه از دستم بدی، چی میشه؟» و خب ناگفته پیداست که چندان جا نخوردم، چرا؟ چون از آن آدم مرموز همیشه انتظار شنیدن چیزهای نامربوط، نصفه و نیمه و تا حدودی اسرارآمیز را داشتم. در جا این حرفش را هم گذاشتم به حساب یکی از همان موضوعاتی که بی‌هوا، بدون توجه به محتوای بحثی که بین‌مان جریان داشت، می‌پراند تا  به قول خودش ماهی درونم را هوایی کند که دست از وابستگی به آبگیر همه چیز تمام بردارد و شجاعت پیوستن به اقیانوس را پیدا کند، اینست که توی روزهایی که سرم کجِ حقوقدان بود و زیاد نمی‌فهمیدم دور و برم چه می‌گذرد، بی‌منظور خاصی، بیشتر با این انگیزه که مثل خودش ادای آدم‌های مرموز را در بیاورم، گفتم: «اگه از دستت بدم، چی میشه؟» که از پشت میز برخاست، سیگار نصفه را داخل ماگ سفیدِ «استارباکسِ» پر از چایی انداخت و در حالی که زیر لب به آواز می‌خواند؛ «حالیا رفتیم و بذری کاشتیم»، خانه‌ام را برای همیشه ترک کرد./ پایانبیشتر بخوانید: https://virgool.io/@jamshidmohebbi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%8F%D8%B4%D8%AA%D9%85-gf3lyoikxpbd  https://virgool.io/@jamshidmohebbi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D8%B7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%AF-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-l1ver86rlsv5  https://virgool.io/@jamshidmohebbi/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85-cw586teym00e </description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>مجموعه داستان‌های جمشید محبی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jan 2019 12:02:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روستای حیرت انگیز قلعه بالا (کویر خارتوران)</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-wshderm4vjl1</link>
                <description>با دوستان جان تصمیم گرفتیم جایی بریم که تا حالا نرفتیم، جایی که بکره و کلی ارامش داره!  پیدا کردنش سخت بود و باید کلی تحقیق میکردیم اخه میدونین بهترین جاها روی نقشه نیست!! بله مقصد جذاب این سفرمون منطقه حفاظت شده خارتوران هست! یه منطقه ای که هنوزم میشه توش یوز نایاب ایرانی، گور و قوچ و خیلی از حیواناتی که نسلشون در معرض انقراضه پیدا کرد. این منطقه حوالی روستای قلعه بالا تو صد و بیست کیلومتری شهر با صفا و سرسبز شاهرود هست!بریم سراغ تجربه این سفر حیرت انگیز شب بود سیاه اما روشن، چراغ های کوچک نفتی روستا،  راه برایمان نمایان میکرد، صدای زوزه سگان نوید شبی سرد را میداد، بوی نان داغ تنوری زنان روستا هوش از سرمان برده بود، زنانی با لباس های رنگارنگ‌ و گرم، گونه های سرخ و گیسوان سفید و سیاه که از کنار چارقدهای رنگینشان خودنمایی میکرد، و در بین راه اناری ترکیده همچون یاقوت های قرمز زیر پایمان غلت میزد. لحظه ای درنگ کردیم و به راهمان ادامه دادیم تا به خانه ای که برایمان تدارک دیده بودند برسیم! خانه ارزوهایمان بر روی بلندی بود، چنانکه وقتی در پشت بام آن می ایستادیم اسمان سیاه و شفاف را در دستانمان حس میکردیم! در اتاقمان را باز کردیم پر بود از گرما ‌و مهر و طعم زندگی! گلیم و جاجیم و نمدهای رنگانگ بر روی زمین، سقفی از چوب های درختان کهنسال، و دیوارهایی با نقش و نگارهای ظریف ایرانی! و در ان گوشه بخاری که با هیزم روشن شده بود دل و جانمان را گرم کرد! کوله هایمان را گوشه ای رها کردیم و برای نوشیدن چای به پشت بام خانه ارزوهایمان رفتیم! سرد بود، نور چراغ های نفتی اطرافمان سوسو میکرد و تمام ده زیر پایمان بود! همزمان شعری از سهراب را زیر لب زمزمه میکردیم! مردم بالادست چه صفایی دارند، چشمه هاشان جوشان و گاوهاشان شیرافشان باد!در ذهن خود میگفتم ای کاش اسب سواری بودم و اسبی داشتم و تمام روستا رو میچرخیدم و مست میشدم از عطر نان تازه مادرانی زیبا سیرت. چه سفرهای جانانه ای  میکردم با اسب نجیب و هم پای خودم، چه کوچه باغ هایی را باهم گز میکردیم، چه سیب های سرخی از باغ های پیر و با صفا میچیدیم و چه پیام های شادی بخشی را بین مردمان دیار عشق میپراکندیم. به گمانم بزرگترین اشتباهم این بود که در روستایی پر اب و درخت به دنیا نیامدم اسبی که هرگز نداشتم تا با هم هفت شهر عشق را طی کنیم تا هرکس صدای پایمان را شنید غرق شود در گودالی پر از اب و گل های بنفشه. ادامه دارد...</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>Elham.mohammadi9069</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jan 2019 23:14:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی سنتی در حال مرگ است ؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h3ras7211abr</link>
                <description> دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین این روزها، بیش از هر وقت دیگری زنده و سرشار از زندگی است. اما بازاریابی سنتی در حال مرگ است، و مرگی آهسته، دردناک و بسیار عمومی را تجربه می­کند.  دلیلش ساده است: مشتریان می­‌خواهند، و انتظار دارند صدایشان شنیده شود. متاسفانه بازاریابی سنتی قابلیت ارتباطی دوسویه بین تبلیغ و مشتریان را ندارد چون بر اساس پیش فرض پخش و اشاعه پیش می­‌رود: پارادایم یک به هزار. و این یعنی تنها تبلیغ­ کننده است که می­‌تواند از طریق صحبت با مشتریان تاثیرگذار باشد و یا توجهات را به خودجلب کند حالا به هر روشی، تبلیغات چاپی، رادیو، تلویزیون و حتی برخی از روش­های دیجیتالی. به این ترتیب مشتری نمی­‌تواند ارتباط متقابلی با تبلیغ کننده برقرار کند و به همین دلیل است که بازاریابی سنتی در حال مرگ است.مرگ بازاریابی سنتی و حضور شبکه‌­های اجتماعیاین روزها مشتریان و تبلیغ­ کنندگان می­‌توانند در مکالمه­‌های جذاب و تعاملی شرکت کنند که ارتباطی دوسویه را امکان­‌پذیر می‌­سازد. به این ترتیب، شبکه­‌های اجتماعی مقیاسی برای تبلیغات دهان به دهان محسوب می‌شوند و در نهایت، مشتریان به تبلیغات دهان به دهان بیش از هر نوع رسانه بازاریابی اعتماد دارند.حالا برندها می‌­توانند به مشتریان وفادارشان، هواداران موثر برند، تکیه کنند تا پیا‌‌م ­رسانی را تعیین کنند که به بهترین صورت در فضای شبکه‌­های اجتماعی عمل می‌کنند. در صورتی‌ که توئیتی بین هواداران بارها تکرار شود، برند می‌تواند بودجه بازاریابی برای تسهیل اشتراک­ گذاری آن در بین مشتریان استفاده و آن را برای ایجاد فروش بیشتر تقویت کند. مثلا کمپینی که مشتریان را تشویق می‌کند با اشتراک هرچه بیشتر هشتگ کمپین، شانس خود را برای برد ماشین افزایش دهند.تبلیغات بومی محجوبانه:این نوع تبلیغات به صورت یکپارچه شکل و عملکرد تجربه کاربرهایی را دنبال می­‌کند که محصولی مخصوص آن‌ها طراحی شده ­است، این نوع تبلیغات بسیار موثرتر از تبلیغات سنتی هستند از این لحاظ که تعامل بین مشتری و تبلیغ را تسهیل می­‌کنند، چون مشتریان از اینکه بازاریابی شوند، متنفرند و چون آن‌ها خواستار تبلیغاتی هستند که محتوا و تجربه­ کالا یا خدماتی را با هم ترکیب کنند که آنها در حال مصرف و یا استفاده­‌اش هستند. و وقتی این نوع تبلیغات در بستر شبکه­‌های اجتماعی دیده می­‌شود، تبلیغات بومی بسیار قوی­‌تر ظاهر می­‌شوند و برای برندها بهترین فرصت را به منظور ارتباطی دوسویه با مشتری فراهم می­‎کنند که امروزه بسیار برای مکالمات فروش ضروری به نظر می­‌رسد.شبکه­‌های اجتماعی به دو دلیل خاص موثر هستند. یک، برندها می­‌توانند محتوای ارگانیک موجود را برای خلق آگهی­‌های اسپانسر شده استفاده کنند و دوم اینکه انها می‌­توانند محتوایی را خلق و پخش کنند که دقیقا به صورت ارگانیک از محتوایی پیروی می­‌کند که پیشتر موفق ظاهر شده بود. گرچه، هنوز چالش‌های بسیاری بر سر راه است.اولین و مهم­ترین این چالش‌­ها این است که برندها باید مانند مشتریان بیندیشند و حتما باید اینگونه اندیشیدن را شروع و درک کنند که مشتریانشان چگونه در حال اشتراک و مصرف محتوا هستند.خلق تبلیغات سنتی نیازمند بازاریابان، هنرمندان، طراحان و کپی رایترهای توانمند و با استعدادی است که در دفاترشان می‌نشینند و از هوش و مهارتشان برای پیش‌بینی بعضی از عوامل تقویت بازار هدف استفاده می‌­کنند. اما اکنون با وجود شبکه­‌های اجتماعی، تبلیغ­‌کنندگان می­‌توانند از گفتگوهای مداوم و موجود بین مخاطبانشان‌ استفاده کنند تا به این ترتیب بفهمند چه موارد و عواملی در تبلیغ کالا و خدماتشان برای جذب مشتری مفید و موثر هستند و دوباره تبلیغ را بررسی کنند تا کاملا آن را با ویژگی­‌های برند تطبیق دهند. گرچه، درنهایت فرایند خلاقانه تبلیغ و آگهی به مشتری ختم نمی‌شود بلکه از مشتریان آغاز می­‌شود.با این وجود، برندها برای موفقیت در این نوع استراتژی باید خود را در در نقش ناشر ببینند، و این همان نکته کلیدی است. اگر برندها خود را به جای تبلیغ­ کننده، ناشر تصور کنند، آنها باید خلق محتوایی را آغاز کنند که برای گفتگو آغاز شده ­است نه برای پخش و انتشار در رسانه­‌ها.از آنجا که سخن و کلام مشتریان قوی­ترین راه افزایش فروش است و شبکه­‌های اجتماعی این فرآیند را نیز در بر می­‌گیرند، برندها باید تمام تلاش و تمرکز خود را بر روی تسهیل ایجاد این نوع گفتگوهای اساسی بگذارند. اما برندها، برای اینکه در این نوع تبلیغات واقعا موفق و تاثیرگذار باشند، باید کاملا پتانسیال توسعه را درک کنند، و آن دسته از محتوای ارگانیک را شناسایی کنند که تاثیرگذاری آن ثابت شده است و سپس پخش این محتوا را افزایش دهند.یکی از راه‌­های اجرای این ایده، جستجو و یافتن تمام محتوای تولیدشده توسط کاربران و انتشارشان از طریق کانال­‌های شبکه­‌های اجتماعی و نمایش نمونه­‌های آن در سایر دارایی­‌های دیجیتال است، به عبارت دیگر ایجاد نوعی تبلیغات کلامی به شیوه­ای برند دار شده، بسته­‌بندی شده و کلی که به نیازهای برند دسترسی دارند.بهترین بخش بازاریابی مدرن این است که واقعا به سود مشتری بوده و این مسئله در طول تاریخ بازاریابی بی­‌نظیر است. زیرا بازاریابی دیگر آن بازاریابی قدیمی که ما با آن آشنا بودیم، نیست بلکه بازاریابی مدرن را می­‌توان تعامل [مشتری و تبلیغ کننده] در [خلق] محتوای مطلوب و ارگانیک دانست. و این به روشنی مرگ بازاریابی سنتی را رقم می­زند.منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ جورچین</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>niloofar.zeinalian</author>
                <pubDate>Sat, 29 Dec 2018 18:59:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما - بخش پنجم (پایانی)</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-fdzyxjr8x1ox</link>
                <description> [ادامه‌ی روش‌های برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه]هیپنوتیزمذهن آرامهیپنوتیزم یا همان خواب مصنوعی نیز می‌تواند مانند روش قبلی یعنی بهره‌گیری از تحریک/تنظیم امواج مغزی مفید باشد؛ اما این بار خبری از تغییر فرکانس امواج مغزی نیست و در عوض، فرد هیپنوتیزم‌کننده در وضعیت خواب مصنوعی و در فضایی ریلکس و پذیرا از سوی هیپنوتیزم‌شونده با وی صحبت می‌کند و پیام‌های مثبت و مؤثری را به ذهن ناخودآگاه وی می‌دهد.خودهیپنوتیزمی نیز یکی دیگر از روش‌های نسبتاً محبوب در این زمینه است - در این خصوص می‌توانید از برنامه‌های صوتی از قبل ضبط شده نیز استفاده کنید. حتی می‌توانید صدای خودتان را نیز برای این منظور ضبط و از آن استفاده کنید تا اثر بهتری دریافت کنید، زیرا در اینجا این صدای خود شما است که وقتی در حالت آرام و ریلکس هستید، تلقین‌های مثبتی را به شما می‌دهد.هشدار: از میان تمام روش‌های ارائه شده در این رابطه، روش آخر (هیپنوتیزم) پیچیدگی‌ها و ظرایف خاص خود را دارد؛ بنابراین، در صورتی که با آن آشنایی کامل ندارید، این مورد را از لیست راهبردهای خود حذف کنید. مطمئن باشید ترکیب روش‌های پیشین برای شما کافی خواهد بود!از کجا بدونیم که داریم درست عمل می‌کنیم؟درست یا نادرست؟یکی از چالش‌برانگیزترین جنبه‌های برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه اینه که نمی‌تونید برید توی ذهن‌تونُ و ببینید که آیا چیزهایی که اونجا هستن هنوز نیاز به تغییر دارن یا نه!در عوض، باید نوعی حس خودآگاهی بسیار قدرتمند در خودتون به وجود بیارید تا بتونید رفتارهای مخرب خودتونُ قبل از اینکه از کنترل خارج بشن شناسایی کنید. مثل یه بازیه؛ افکار و احساسات منفی خودتونُ شناسایی کنید و جهت‌شونُ تغییر بدید... باید هر جور شده این اسب‌های وحشی سرکش رو رام کنید!با این حال، نشونه‌های دیگری هم وجود دارند که با استفاده از اونها می‌تونید ببینید توی مسیر درست هستید یا نه؛ دارید پیشرفت می‌کنید و بهتر میشید یا نه:به تدریج، احساس قدرتمندتر شدن می‌کنید، اعتماد به نفس‌تون بیشتر میشه و خوشحال‌تر میشین.احساس می‌کنید که تمایل بیشتری برای ریسک‌پذیری و مواجهه با چالش‌ها دارید.رویاها و اهداف‌تون دیگه دست‌نیافتنی به نظر نمی‌رسن و اتفاقاً، براتون جالب و مهیج هم میشن.در درون خودتون آرامش عمیق‌تری احساس می‌کنید، یجوری که انگار درگیری‌های داخلی دارن آروم می‌گیرن!در تمام جنبه‌های زندگی، فرصت‌های بیشتری رو برای رشد و موفقیت پیدا می‌کنید.به طور خلاصه،تغییرات به وجود آمده در ذهن ناخودآگاه‌تونُ به خوبی حس خواهید کرد، زیرا تغییر رو در خود درونی و خود بیرونی‌تون به وضوح خواهید دید.این تغییرات ملموس‌تر از اونند که نادیده گرفته بشن.بهبود دائمی و مستمربهبود مستمرنکته‌ی بسیار مهمی که اینجا وجود داره اینه که باید به این فرایند برنامه‌ریزی مجدد زمان بدیم تا اثرات خودش رو به خوبی نشون بده.انتظار نداشته باشید که یه شبه تغییرات شگرفی رو مشاهده کنید؛ البته، برخی اوقات هم ممکنه که خیلی زود نتایجی رو ببینید، اما معمولاً این فرایند برای تکمیل شدن به زمان نیاز داره.پس، ثابت‌قدم و پیگیر باشید تا روش‌هایی که برای ثبت پیام‌های مثبت در ذهن ناخودآگاه‌تون انتخاب کردید جواب بدهند.به محض اینکه این تغییر و تحولات کم‌کم ظاهر بشن و خودی نشون بدهند، می‌بینید که برای ادامه‌ی راه انگیزه‌ی چند برابری پیدا می‌کنین...اما تا اون موقع، دلسرد نشین و بدونید که این تغییرات مادام‌العمر و قدرتمند هستند و ارزشش رو داره که برای رسیدن به اونها صبر و تلاشُ با هم داشته باشین!ارزش اون همه تلاش رو داشت...[پایان]</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>سین صاد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 21:14:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما - بخش چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-jit1qw3oiotm</link>
                <description>[ادامه‌ی روش‌های برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه]موسیقی، اما کدوم موسیقی؟موسیقی مخصوص مغز!روش محبوب دیگه‌ای که برای برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه وجود داره استفاده از آواها و موسیقی‌هاییه که فرکانس امواج مغزی رو به خوبی تغییر میدن.شاید این یکی براتون مثل فیلم‌های علمی تخیلی به نظر برسه، اما پژوهش‌های انجام شده نشون میدن که افرادی که از این موسیقی‌های مخصوص استفاده کردن به طرز شگفت‌انگیزی مثبت‌گرا شده‌اند.برای پیدا کردن این برنامه‌ها یا فایل‌های موسیقی می‌تونین عبارت «Binaural beats» (ضربان‌های دو گوشی) رو جستجو کنین. اما برای این کار هم باید قبلش امواج مغز رو بشناسین. امواج مغز بسته به کاری که دارین انجام میدین، در دسته‌های فرکانسی مشخصی قرار می‌گیرن:گاما وقتی که مشغول فعالیت‌های حرکتی هستیدبِتا وقتی که کاملاً هوشیار و متمرکز هستیدآلفا وقتی که در حال استراحت و ریلکس هستیدتِتا وقتی که خواب‌آلود یا در حالت خواب سبک هستیددِلتا وقتی که در خواب عمیق هستیدکلاً این «ضربان‌های دو گوشی» سبک کارشون اینجوریه که دو تا نوا/آوا با فرکانس‌های مختلف پخش می‌شن تا امواج مغزی شما رو یه جوری تحریک کنن که از الگوی متفاوتی پیروی کنن. جالبه نه؟برای مثال، اگر می‌خواهید از حالت پراسترس به حالت ریلکس برید، باید به آهنگی گوش کنید که حالت آلفا رو تحریک کنه.این آهنگ‌ها یا برنامه‌های پخش‌شون می‌تونن با ایجاد فضای مناسب برای ثبت پیام‌های مثبت به برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه‌تون کمک کنند.پژوهش‌ها نشون دادن که وقتی در حالت ریلکس هستید (مانند وضعیت‌های آلفا یا تتا)، ذهن ناخودآگاه پذیرش بیشتری برای اطلاعات جدید دارد.حالا یه نکته‌ی جالب:استفاده از برنامه‌های مخصوص پخش اینجور موسیقی‌ها همراه با تکنیک‌های قبلی (تلقین یا تصویرسازی) می‌تونه ترکیب بسیار قدرتمندی باشه، زیرا ذهن ناخودآگاه شما اینجوری گاردش رو میاره پایین و شما به راحتی می‌تونین هر پیامی رو که می‌خواید توش ثبت کنین!خلاصه‌ش میشه این:ریلکس کنید و روی تصاویر مثبت متمرکز بشید![ادامه دارد]</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>سین صاد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 10:57:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما - بخش سوم</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-uudhrsnkn4g5</link>
                <description>خب بریم سر اصل مطلب!ذهن ناخودآگاه رو چجوری برنامه‌ریزی کنیم؟برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاهراه‌های مختلف زیادی برای بازنویسی پیام‌های مخرب، مضر یا محدودکننده‌ای که در ذهن ناخودآگاه ذخیره شدن وجود داره.شما می‌تونید به صورت همزمان از تمام این راهبردها استفاده کنید، اما اگه برای شروع فقط یکی یا دو تا از این روش‌ها رو انتخاب کنید کارایی بهتری خواهید داشت. اینجوری می‌تونید به صورت تمام و کمال بهشون توجه کنید نه اینکه از روی بعضیاشون بپرید و تلاش‌هاتونُ کمرنگ کنید!یادتون باشه که همیشه بعداً می‌تونید تکنیک‌های دیگه‌ای رو به مجموعه مهارت‌هاتون اضافه کنید.اثرات محیطیاثرات محیطآیا تا به حال به اثر محیط بر ذهن ناخودآگاه‌تون فکر کردید؟یادتون باشه که ذهن ناخودآگاه شما دائماً در حال جذب اطلاعات، انجام نتیجه‌گیری و شکل‌دهی باورها بر مبنای این اطلاعاته.اگر محیط روزمره‌ی شما پر از منفی‌بافی و کشمکش باشه، معلومه که چه نوع پیام‌هایی جذب ذهن‌تون میشه دیگه.اولین اقدام شما اینه که از همین لحظه اکیداً موارد/عوامل منفی دور و برتونُ محدود کنید.یعنی اینجوری عملاً دارین یکی از راه‌های ورود پیام‌ها/اطلاعات منفی رو می‌بندین.اگه مجبور نبودید (یا نیاز مبرم نداشتید)، اخبار رو تماشا نکنید و سعی کنید وقت زیادی رو با آدم‌های منفی‌نگر نگذرونید.در عوض، دنبال اطلاعات مثبت باشید و بیشتر وقت‌تونُ با افراد مثبت و موفق بگذرونید.با گذر زمان، به تدریج متوجه می‌شوید که پیام‌های امیدوارکننده‌تری جذب ذهن شما می‌شوند و دیدگاه شما را نسبت به خودتان و پتانسیل‌تان تغییر می‌دهند.تصویرسازیتصویرسازیذهن ناخودآگاه شما به خوبی به تصاویر واکنش نشان می‌دهد.تصویرسازی با تصاویر مثبت و الهام‌بخش یکی از بهترین راه‌ها برای برنامه‌ریزی ذهنی شما است.این روش را امتحان کنید: ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در روز صحنه‌های مثبتی را که شما و زندگی‌تان را به تصویر می‌کشند تجسم کنید.برای مثال، تصویرسازی‌های زیر را امتحان کنید:روابط رضایت‌بخشکار عالی و سرشار از اشتیاقیک خانه‌ی زیباتعطیلات استثناییهر چیز دیگری که می‌خواهید وارد زندگی‌تان کنیدهمین طور که این تصویرسازی‌ها را به صورت مستمر انجام می‌دهید، باعث می‌شوید که تصویرهای منفی ذخیره شده از تجربه‌ها، ترس‌ها، نگرانی‌ها و تردیدهای گذشته‌تان مجدداً در ذهن‌تان ترسیم نشوند.برای تقویت هر چه بیشتر قدرت تصویرسازی، هنگام ترسیم این تصاویر و صحنه‌های عالی و شگفت‌انگیز در ذهن خود، اجازه دهید احساسات مثبت و قدرتمند نیز در شما جریان پیدا کنند.اجازه دهید احساس عشق، لذت، شکرگزاری، صلح و آرامش در درون شما جریان پیدا کند، به گونه‌ای که انگار این صحنه‌ها تجربه‌های واقعی شما هستند.ذهن ناخودآگاه شما این پیام‌ها را به گونه‌ای دریافت می‌کند که انگار واقعی هستند!این همان زیبایی واقعی تصویرسازی است - قدرت دور زدن پیام‌های محدودکننده و تمرکز روی تصاویر خوشایندی که همگی آنها درست در ناخودآگاه شما جذب می‌شوند تا بعداً دوباره برای خودتان نمایش داده شوند.تلقینراه‌های سخت و دشوار آخرش به مقصدهای قشنگ می‌رسن...تلقین یکی از کارامدترین روش‌ها برای ثبت پیام‌های مثبت در ناخودآگاه شما است.اگه چند قاعده‌ی ساده‌ی زیر رو هم رعایت کنید، نتیجه‌ی بهتری می‌گیرید:از واژه‌های مثبت و از زمان حال ساده استفاده کنید: مثلاً بگید «من با اعتماد به نفس و موفق هستیم» و نگید «من با اعتماد به نفس و موفق خواهم بود» چون که تمرکز روی شرایط آینده از ویژگی‌های ذهن ناخودآگاه شما نیست؛ ذهن ناخودآگاه فقط الآن رو می‌شناسه. همچنین، حتماً حواس‌تون باشه که از عبارت‌های مثبت استفاده کنید؛ اگه بگید «من شکست‌خورده نیستم» مثل اینه که بگید «من شکست‌خورده‌ام» چون که ذهن ناخودآگاه نمی‌تونه عبارت‌های منفی رو پردازش کنه.احساسات‌تونُ تطبیق بدید: اگه بگید «من ثروتمندم» اما احساس فقر داشته باشید، عملاً پیام‌های متناقضی رو به ناخودآگاه‌تون ارسال می‌کنید. سعی کنید هر چیزی رو که به زبون میارید، احساسات متناظر و مطابق با همون رو هم داشته باشید زیرا ناخودآگاه شما اینجوری تمایل بیشتری برای باور کردنش پیدا می‌کنه.تکرار، تکرار و تکرار: تلقین و جمله‌های تلقینی با یک بار دو بار گفتن اثرشون رو نمی‌ذارن. برای اینکه نتیجه‌ی بهتری بگیرید باید بارها و بارها اونها رو در طول روز تکرار کنید. خوبیش اینه که تلقین‌ها رو باید به خودتون بگید، پس هر وقت دلتون خواست می‌تونید اونها رو با خودتون تکرار کنید.می‌دونید اثر تلقین‌ها رو کی می‌بینید؟ هنگام مواجهه با افکار منفی! ناخودآگاه می‌بینید که این بار ذهن ناخودآگاه شما اونها رو براتون تکرار می‌کنه و به صورت کاملاً خودکار جواب‌شونُ میده![ادامه دارد]</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>سین صاد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 10:09:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما - بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-awp5zbd8xrxf</link>
                <description>ذهن ناخودآگاهحال که به سن بزرگسالی رسیده‌اید، ممکن است فکر کنید که می‌توانید به سادگی پیام‌های مضر یا نادرست را که در سنین پایین‌تر دریافت کرده‌اید حذف کنید.اما این کار به این سادگی‌ها هم نیست!به یاد داشته باشید که تمام این اطلاعات «زیر» سطح آگاهی هوشیارانه‌ی شما یا همان ذهن خودآگاه‌تان ذخیره شده‌اند. تنها زمانی متوجه حضور آنها می‌شوید که می‌بینید پیشروی شما به سمت ایجاد یک زندگی متعادل، موفق و بهره‌ور را محدود می‌کنند.آیا تا به حال تلاش کرده‌اید که به هدفی دست پیدا کنید و هر بار خرابکاری کرده‌اید؟ دیوانه‌کننده‌س، نه؟ صرف نظر از کاری که انجام میدین، باید بدونید که شما ضعیف یا محکوم به شکست نیستید. بلکه، به احتمال زیاد اطلاعات و پیام‌هایی از گذشته در ذهن ناخودآگاه شما ثبت شده‌اند که با شرایط جدیدی که می‌خواهید به وجود بیاورید در تناقض هستند.این خبر خیلی خوبیه برای شما، چون که:اگه برای برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه‌تون وقت بگذارید، می‌توانید به هر چیزی و به هر هدفی دست پیدا کنید.برنامه‌ریزی ذهنی ادامه داره...برنامه‌ریزی مجدد ذهنقبل از اینکه بریم سراغ اینکه چجوری میشه ذهن ناخودآگاه رو مجدداً برنامه‌ریزی کرد، باید بدونیم که:برنامه‌ریزی ذهنی هنوز تا به امروز ادامه داره.با هر تجربه‌ای که کسب می‌کنید، عملاً نتیجه‌گیری‌های مشخصی به دست می‌آورید و پیام‌ها/اطلاعاتی را ثبت می‌کنید که اقدامات آینده‌ی شما را هدایت خواهند کرد.برای مثال، اگه توسط شخصی که براتون مهمه پس زده بشید، به نظرتون چه نوع پیامی در ذهن ناخودآگاه شما ثبت خواهد شد؟ذهن ناخودآگاه شما (مثل یه کارآگاه باهوش) به سرعت میره سراغ خاطرات‌تون و نمونه‌های دیگری از طرد شدن و پس زده شدن رو پیدا می‌کنه - مثل اون دفعه توی بچگی که بهترین دوست‌تون شما را تنها گذاشت تا با بچه‌های دیگه بره گردش و به شما اهمیت نداد - و فوراً به این نتیجه‌گیری می‌رسه که شما دوست‌داشتنی نیستید (یا بی‌ارزش هستید) و مستحق طرد شدنید.حالا نکته‌ی جالبش اینجا است که:اگر تجربه‌ای داشته باشید که با یکی از این باورهای نهادینه شده از گذشته در تناقض باشه، ذهن ناخودآگاه شما یا اون باور رو کلاً ردش می‌کنه یا یه جوری تغییرش میده که با دیدگاه کنونی شما همسو بشه.به مثال زیر دقت کنید:فرض کنید که شما یه باور بنیادی دارید که معتقدید جذاب نیستید و بعد یه فرد جذاب برای شناخت بیشتر شما ابراز علاقه می‌کنه.به احتمال زیاد اولین چیزی که بهش فکر می‌کنید اینه که شوخیه یا سر کاریه! باور نمی‌کنید که شما به نظر این شخص جذاب باشید، زیرا از قبل عقیده دارید که جذاب نیستید.«زیر» سطح آگاهی خودآگاه شما، ذهن ناخودآگاه‌تون داره فریاد می‌زنه: «راه نداره! این بنده خدا انقد جذابه که عمراً نظرش به من جلب شده باشد، یه چیزی اینجا جور در نمیاد...».بعدش هم یا قبل از اینکه اون شما رو طرد کنه شما پسش می‌زنید یا یه جور دیگه یه کاری می‌کنید که دیگه محاله یه رابطه‌ی خوب و عالی بین شما شکل بگیره.وقتی هم که دارید تلاش می‌کنید به اهداف‌تون برسید هم همین اتفاق می‌افته. کم‌کم باور می‌کنید که نمی‌تونید به موفقیت برسید و در نتیجه، به انتظار شکست می‌نشینید و باز روز از نو روزی از نو!احتمالاً می‌تونید موقعیت‌های بسیار زیاد دیگه‌ای رو تصور کنید که در اونها ذهن ناخودآگاه‌تون شما رو محدود می‌کنه، اما برنامه‌ریزی مجدد اون اگه بدونید چجوری انجامش بدید، کار ساده‌ایه. [ادامه دارد]                                                                          . . .</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>سین صاد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 08:04:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پائیز</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D9%BE%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%B2-rzyyrqf90chn</link>
                <description> هنوز ،چند روزی نیست ؛فصل خیال انگیز پائیز تمام شده اما دلم بدجور برایش تنگ شده.برای همین ،شعر &quot;پائیز&quot; را که سروده خودم میباشد ،در این فضا با شما گرامیان به اشتراک میگذارم.پائیز موسم ورق بازی طبیعتورقی که در بهار رخ می نمایدو در صیف به تماشا نشینددست سخاوت درختکه به باغبان می دهد ثمرو در خزان که رقص بادمی دهد به باغ صفاپائیز لبریز از ترانهترانه ی مهاجرت مرغان نغمه خوانکه بر سر شاخه های درختبه تماشا نشیندرقص برگان درختان راکه می افتند و می لغزند و می روند بر جوی آب</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>infomehdi.taheri</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 07:15:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما - بخش نخست</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-tl5uzrjob0as</link>
                <description>. . .هر چیزی که توی ذهن ناخودآگاه‌مون می‌کاریم و با تکرار و با احساس تغذیه‌ش می‌کنیم و پرورشش می‌دیم، یه روزی به حقیقت تبدیل خواهد شد.   - اِرل نایتینگلذهن ناخودآگاه شما قدرت بسیار زیادی در کنترل تجربه‌های زندگی شما داره - از انواع غذاهایی که می‌خورین گرفته تا کارهایی که هر روز تصمیم می‌گیرین انجام بدین، میزان درآمدی که به دست میارید و حتی نحوه‌ی واکنش‌تون به وضعیت‌های پر از استرس.ذره‌ذره‌ی زندگی‌مون توسط باورها و تفسیرهای ناخودآگاه‌مون هدایت میشه.به طور خلاصه، ذهن ناخودآگاه شما مثل ویژگی اتوپایلوت یا همون خلبان خودکار یه هواپیماس. از قبل برنامه‌ریزی شده تا یه مسیر مشخصُ دنبال کنه و شما نمی‌تونید از این مسیر منحرفش کنید مگر اینکه ابتدا جهت‌دهی‌هایی که از قبل در اون برنامه‌ریزی شده رو تغییر بدید.                                                                      . . .ذهن ناخودآگاه چیه؟طرح دیجیتالی گوی یا لامپ پلاسماذهن «ناخودآگاه» بخشی از ذهن شما است که پایین‌تر از سطح نرمال آگاهی فعال شما کار می‌کند.همین حالا شما دارین برای خوندن این واژه‌ها و درک معنای آنها از ذهن آگاه خودتون استفاده می‌کنید، اما در پس این تمرکز ذهنی، ذهن ناخودآگاه شما پشت صحنه شدیداً مشغول کاره و بر مبنای برداشت شما از دنیای اطراف‌تون یه سری اطلاعات رو می‌پذیره (و ثبت می‌کنه) یا کلاً ردشون می‌کنه.روند شکل‌گیری این برداشت یا ادراک کنونی شما از زمانی که نوزاد بودید آغاز شده است.با هر تجربه‌ای که کسب می‌کنید، ذهن ناخودآگاه شما مانند یک اسفنج اطلاعات را به درون خود جذب می‌کند.وقتی که در سنین کودکی هستیم، ذهن ناخودآگاه هیچ کدوم از اطلاعات ورودی رو حذف نمی‌کنه و همه رو درست فرض می‌کنه، زیرا هنوز هیچ باوری از قبل درون اون وجود نداره که بخواد اطلاعات ورودی رو به چالش بکشه، نقض کنه یا رد کنه. پس همه رو قبول می‌کنه. خیلی ترسناکه، نه؟ ذهن ناخودآگاه در سنین کودکی هر چی که بهش بگن درسته یا نادرسته رو قبول می‌کنه. چجوری «باید» بره مدرسه، چجوری نمره‌های خوب بگیره، بعدش بره دانشگاه و در آموزش عالی موفق باشه و الی آخر.اصلاً به همین دلیله که بعضی از تجربه‌ها/خاطرات کودکی در آینده اثرات بسیار زیادی روی زندگی فرد می‌گذارن و بعضاً به سختی قابل حذف شدن هستن و بعضی وقت‌ها هم اصلاً حذف نمیشن. اینا همه بهم مرتبطن.بعضی از این موارد که در کودکی روی می‌دهند می‌تونن در آینده مشکل‌ساز بشن. هر بار که شخصی احمق، بی‌ارزش، کند، تنبل یا ... خطاب می‌شود، ذهن ناخودآگاهش این اطلاعات را برای ارجاع‌های آینده ذخیره می‌کند.همین طور ممکنه در کودکی و به خاطر توانایی‌های فیزیکی‌تون، رنگ پوست‌تون یا وضعیت اقتصادی‌تون، چیزهایی در رابطه با ظرفیت‌ها، استعدادها یا محدودیت‌های پیش روی خود در زندگی آینده‌تان شنیده باشید.زمانی که کودک به سن ۷ یا ۸ سالگی می‌رسد و بر مبنای افرادی که در زندگی‌اش بوده‌اند، برنامه‌های تلویزیونی که نگاه کرده و سایر عوامل اثرگذار محیطی، بنیان محکمی از باورها در ذهن وی شکل می‌گیرد.                                                                      . . .این برنامه‌ریزی ذهنی چه اثری بر شما می‌گذارد؟برنامه‌ریزی ذهنی شبیه کدهای برنامه‌نویسی رایانه‌ایحال که به سن بزرگسالی رسیده‌اید، ممکن است فکر کنید که می‌توانید به سادگی پیام‌های مضر یا نادرست را که در سنین پایین‌تر دریافت کرده‌اید حذف کنید.اما این کار به این سادگی‌ها هم نیست!به یاد داشته باشید که... [ادامه دارد]</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>سین صاد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 06:18:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایل شکست در سوشال مدیا مارکتینگ SMM</title>
                <link>https://virgool.io/nasle-emrooz/%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-smm-zdcnoahdsbnq</link>
                <description> همه ما در دنیای دیجیتال مارکتینگ شکست‌های زیادی را در بازاریابی در شبکه های اجتماعی دیده‌ایم. هر شرکتی از استارت­اپ­‌های کوچک تا شرکت­‌های بزرگ جهانی، ممکن است بر روی رسانه­‌های اجتماعی اشتباه کنند. اما خوشبختانه می‌توان با ساخت و پیروی از راهنمای سبک رسانه‌ی اجتماعی (Social Media Style Guide) از این اشتباهات اجتناب کرد. ایجاد یک راهنمای سبک رسانه‌ی اجتماعی زمان کمی می‌گیرید اما از خطاهای تیم دیجیتال مارکتینگ جلوگیری می‌کند. وقتی تیم دیجیتال مارکتینگ از راهنمای سبک آگاه‌اند و آن­ را می‌فهمند ابهام کمتری در مورد اینکه آیا یک عکس و کپشن و یا متن برای پست کردن مناسب هست یا نه به وجود می­‌آید.     راهنمای سبک رسانه‌های اجتماعی (Social Media Style Guide) : مجموعه‌ای از استانداردها برای انسجام بصری، نحوه نمایش، لحن و هرآنچه مربوط با هویت برند است. style guide یا راهنمای سبک به عنوان یک سند و زبان مشترک در خدمت اعضای تیم دیجیتال مارکتینگ در جهت بازاریابی در شبکه های اجتماعی می‌باشد.  دستورالعمل سبک (برند استایل) چیست و چرا تیم بازاریابی در شبکه های اجتماعی به آن احتیاج دارد؟ دستورالعمل سبک رسانه‌ی اجتماعی به عنوان منبعی است برای اینکه برند شما چگونه ظاهر شود و در بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی چگونه عمل کند. دستورالعمل سبک به شما اجازه می­‌دهد تا تجربه‌­ کاربری منسجمی برای تمام پروفایل‌­های شبکه‌های اجتماعی برندتان ایجاد کنید. دستورالعمل شما شامل رنگ برند، لحن و صدا، دستورالعمل بصری (visual guideline) و هرآنچه برند شما را در رسانه‌های اجتماعی قابل تشخیص کند، می‌­باشد. درواقع دستورالعمل سبک رسانه‌ی اجتماعی یک سند همیشگی است که باید به مرور زمان تغییرکند و تکمیل شود. اگر شما صفحه توییتر و یا  اینستاگرام برندی را ببینید و به نظر بیاید که به وسیله­‌ی ۱۰ آدم مختلف مدیریت می­‌شود، این بدین معنی‌ست که آن برند دستورالعمل سبک ندارد؛ مهم نیست چند نفر به رسانه‌های اجتماعی شما رسیدگی می­‌کنند، لحن و ظاهر تمام توییت‌ها، پست­‌های فیسبوک و کپشن­‌های اینستاگرام شما باید تا قدری ثابت و استوار باشد.  اما چرا دستورالعمل سبک رسانه‌ی اجتماعی برند شما تا این حد اهمیت دارد؟ آیا دنبال­‌کنندگان شما به سازگاری و پیوستگی پست­‌های شما اهمیت می­‌دهند؟ در واقعیت ممکن است از مشتریان خود واکنشی بابت انسجام پروفایل­‌های رسانه‌های اجتماعی دریافت نکنید؛ اما این بدان معنی نیست که سبک شما در رسانه‌های اجتماعی بی اهمیت است.در اینجا به چند مزیت استفاده از دستورالعمل رسانه‌ی اجتماعی اشاره می­‌کنیم:به برند شما شخصیت می­‌دهد. آوا، لحن و شخصیت متمایز داشتن برای یک برند از ملزومات اصلی فعالیت در رسانه‌های جدید می‌باشد.می­‌توانید از شکست جلوگیری کنید. همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، وقتی تیم دیجیتال مارکتینگ و مدیریت شبکه های اجتماعی شما بدانند که چگونه برند شما را ارائه دهند، امکان وقوع اشتباه و خطا کمتر می­‌شود.انطباق سریعتر اعضای جدید تیم. کارمندان جدید در تیم دیجیتال مارکتینگ شما از طریق مطالعه دستورالعمل سبک، فهم سریع و بهتری از ارائه‌ی برند شما بر روی رسانه‌های اجتماعی به دست ­آورند.مولفه‌های دستورالعمل سبک: 1-پروفایل رسانه‌های اجتماعی شما:  با مطالب بنیادی شروع کنیم. اولین چیزی که دستورالعمل سبک رسانه‌ی اجتماعی شما باید آن را هجی کند، نمای پروفایل­‌هایی است که در حال حاضر از آن استفاده می­‌کنید. مطمئن شوید تمام پروفایل­‌ها را در نظر بگیرید، نه فقط پروفایل اصلیتان.  از آنجایی که یک برند باید در شبکه‌های اجتماعی مختلفی حضور داشته باشد؛ بخشی دیگر از دستورالعمل سبک رسانه‌های اجتماعی، قراردادهای نام­‌گذاری برای پروفایل­‌های شماست. بنابراین بهتر است که دستورالعمل­‌هایی برای چگونگی تعیین نام کاربری، تنظیم کنید. همچنین برای سناریوهایی آماده شوید که دقیقا نام شرکت شما دردسترس نیست. 2-آوا و لحن برند در سوشال مدیا مارکتینگ:   لحن در شبکه‌های اجتماعی یکی از بهترین روش‌­ها برای تشخیص دادن برند شما از شرکت‌های دیگر است. لحن باید در تمام رسانه­‌ها، چه تبلیغات رسانه­‌ای، تبلیغات در شبکه­‌های اجتماعی، مطالب بلاگ، توییت­‌ها و پست­‌های اینستاگرامی ثابت باشد. به عنوان مثال، اگر لحن شما در اینستاگرام کمدی و خنده­‌دار است، اما لحن پست‌های شما در تلگرام جدی است، موجب می‌شود تا پیام درهمی از برند شما به مخاطب انتقال پیدا کند. 3-گرامر و اصطلاحات:  پست­‌های شبکه‌­های اجتماعی شما باید استانداردهای گرامری خاصی را رعایت کنند. نه تنها اینکه شما محاوره می‌نویسید یا رسمی، از ضمیر من استفاده می‌کنید یا ما. این استانداردها به هر کلمه­‌ای که شما استفاده می‌­کنید گسترش می­‌یابد تا به ایجاد ثبات در محتوای شما کمک می‌­کند. شما می­‌توانید باتوجه به الویت­‌های برندتان، تا آنجا که می­‌خواهید جزئی­‌نگر باشید. 4-قالب بندی پست:  برخی برندها ترجبح می­‌دهند تا فرمت خاصی برای اشتراک گذاری لینک، آپدیت، توییت و انواع پست­‌ها داشته باشند. برای مثال توییت­‌ها ممکن است از فرمت خاصی برای تیتر و لینک و هشتگ استفاده کنند. یا برند شما ممکن است ترجیح دهد که در کامنت اول پست‌­های اینستاگرام به جای کپشن از لیست هشتگ­ استفاده کند. 5-هشتگ‌ها در سوشال مدیا مارکتینگ:  همه از هشتگ‌ها استفاده نمی‌­کنند. بعضی­‌ها تا جایی که تعداد کاراکترها اجازه می‌­دهد هشتگ می­‌چپانند. برخی دیگر دیر به دیر از آن استفاده می­‌کنند. در داکیومنت راهنمای سبک خود به صورت شفاف مشخص کنید که چگونه از هشتگ‌ها استفاده شود.  راهنمای سبک شما باید شامل لیستی از تمام هشتگ‌­های برند شما و کمپین­‌های خاص باشد.برای هر پست در اینستاگرام می‌توان ۳۰ هشتگ استفاده کرد اما توصیه ما به شما این است که به‌جای انتخاب ۳۰ هشتگ معمولی، از پنج هشتگ خاص استفاده کنید. در تلگرام هم هشتگ‌ها می‌توانند نقش دسته‌بندی مطالب شما باشند. همچنین ابر هشتگ‌های خود را ایجاد کنید و براساس هر محتوا هشتگ‌های مخصوص به آن را زیر پست بیاورید. از کپی کردن یک سری هشتگ ثابت در زیر پست‌های اینستاگرام خودداری کنید. با این کار در معرض خطر shadowban می‌باشید.6-دستورالعمل‌های بصری: از آنجا که اکثر رسانه‌های اجتماعی به شدت بصری هستند، راهنمای سبک رسانه­‌های اجتماعی شما باید پارامترها و استانداردهایی برای هر تصویری که به اشتراک می­‌گذارید، تعیین کند.دو نوع عمده از تصاویر برای پوشش دستورالعمل شما وجود دارد:۱-   عکس­‌ها، تصویرسازی­‌ها و ویدیو هایی که در پست­‌ها به اشتراک گذاشته می­‌شوند.۲-   عکس­‌های پروفایل و تصویرسازی­‌های سرتیتر 7-تعامل با رقبا در سطح شبکه‌های اجتماعی:  برند شما چگونه با رقبا در رسانه­‌های اجتماعی برخورد می­‌کند؟ رقابت دوستانه­‌ای بین شما وجود دارد یا کلا آن­‌ها را نادیده می­‌گیرید؟ اگر شرکت شما در یک صنعت رقابتی است، احتمال این وجود دارد که مخاطبین شما، آن­‌ها را به شما معرفی کنند و یا حتی ممکن است مستقیما با برند شما ارتباط برقرار کنند.از دستورالعمل سبک شبکه­‌ی اجتماعی خود، برای توضیح جزئیات این­که چگونه شرکت­تان به این موقعیت­‌ها رسیدگی کند استفاده کنید. بیشتر این‌­ها باید با صدا و لحن برندتان انجام داده شود، اگر لحن شما شوخ است می‌توانید در مقابل رقبای خود نیز به این صورت باشید. 8- مشکلات و مسائل قانونی در بازاریابی محتوایی:  اگر در صنعتی با محدودیت و قوانین هستید، اطلاعات مهم را در دستورالعمل خود قرار دهید. به عنوان مثال ، بسیاری از ادارات دولتی، برای آنچه که می­‌توانند و نمی‌­توانند بر روی رسانه‌ی اجتماعی منتشر کنند قوانینی دارند. همچنین برخی ملاحظات قانونی کلی وجود دارد مانند نقض کپی رایت و یا حتی استفاده از تصویر شخص دیگری بدون اجازه. همیشه بهتر است تمامی این مسائل ابتدایی را پوشش دهید. 9- پاسخ به سوالات: هنگامی که مشتریان سوالات خود را مطرح کنند، محتوای شما را به اشتراک بگذارند و یا با شما تعامل داشته باشند، تیم دیجیتال مارکتینگ شما چگونه باید واکنش نشان دهد؟ استفاده از این روش در دستورالعمل سبک، همه را در یک سمت و جهت قرار می­‌دهد و انسجام ایجاد می­‌کند. شبیه این است که می‌­خواهید با یک سوال در مورد قبض خود به شرکت مخابرات زنگ بزنید. اگر دو نماینده پاسخ­‌های متفاوت به شما بدهند، احتمالا گیج و آشفته خواهید شد. همین مسئله برای شبکه­‌های اجتماعی نیز صدق می­‌کند. حتی اگر افراد مختلفی پروفایل شما را مدیریت کنند، آن‌ها به عنوان برند شما پاسخگو هستند. بنابراین پاسخ آن­‌ها نیاز به ثبات دارد. شخصیت مشتریان (Persona) در بازاریابی شبکه های اجتماعی شخصیت یا پرسونای مشتریان شما مشابه نیست، درنتیجه روشی که شما با آن­‌ها صحبت می­‌کنید نباید یکسان باشد. طیف مختلف مشتریان که با برند شما برخورد می­‌کنند را شناسایی کنید. برای هر پرسونا موارد زیر را در نظر بگیرید:چه نوع پیغامی است که تیم شما باید از آن استفاده کند.عکس­‌های خاصی که این پرسونا را مورد هدف قرار می‌دهد.رنگ­‌هایی که به احتمال زیاد این پرسونا را جذب می­‌کند. درک نیاز­های هر شخصیت به شما این توانایی را می‌­دهد تا کمپین­‌های هدفمند بیشتری خلق کنید و بهتر به هر بخشی را که می­‌خواهید تاکید کنید سبک اجتماعی سفارشی خود را تنظیم کنیدامیدواریم نکات و مثال­‌های این راهنما به شما ایده‌­هایی برای  دستورالعمل سبک رسانه‌ی اجتماعی­تان بدهد. به خاطر داشته باشید که باید سندی زنده و متغیر باشد که دائما در حال رشد و ترقی است. از بخش‌­هایی که به عنوان پایه توصیف کردیم استفاده کنید و دستورالعمل خود را متناسب با نیازهای خود تنظیم کنید. توصیه می‌کنیم که اسناد مربوط به دستورالعمل نمایش در رسانه های جدید را با استفاده از ابزارهای مثل Google Docs و Google sheet بین اعضای تیم دیجیتال مارکتینگ خود به اشتراک بگذارید.برای مطالعه بیشتر وبلاگ جورچین</description>
                <category>نسل امروز</category>
                <author>niloofar.zeinalian</author>
                <pubDate>Tue, 18 Dec 2018 12:35:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>