بررسی مشکلات نیروی انسانی در اکوسیستم استارتاپی ایران

مدتیست با یک شرکت سرمایه‌گذاری همکاری میکنم. یکی از پروژه هایی که در این بین داشتیم بررسی اکوسیستم شهرستان‌ها برای ورود این شرکت سرمایه گذاری به آنجا بود. شهری که بررسی کردیم، مشهد بود. مشهد دومین شهر بزرگ ایران و یکی از قطب‌های استارتاپی کشورمان است. با توجه به حجم زیاد مطلب، قصد دارم آن را در قالب چند بخش ارائه کنم.

اکوسیستم استارتاپی چیست؟

تفاوت های زیادی بین استارتاپ ها و سایر شرکت ها وجود دارد. در گذشته مقاله ای در مورد تعریف دقیق استارتاپ ارائه کردم که میتوانید از طریق لینک زیر آن را مشاهده نمایید:

تعریف جامع و دقیق استارتاپ

اما چیزی که به آن اشاره نکردم این است که یک استارتاپ به تنهایی و بدون سایر اجزای مرتبط با آن، نمی‌تواند زنده بماند. برای بقاء یک استارتاپ نیاز به بخش های مختلفی در سطح جامعه وجود دارد تا به پیشرفت آن کمک کنند. آنچه برای استارتاپ مهم است، رشد بسیار سریع است، اما این رشد به وجود نمی آید مگر اینکه سایر بخش های جامعه به آن کمک کنند. به این اجزا، اکوسیستم استارتاپی میگوییم.

اجزای مختلف یک اکوسیستم استارتاپی کدام است؟

قبل از هر چیز به این نکته اشاره کنم که به دلیل تحریم های خارجی و "خودتحریمی" داخلی، متاسفانه ارتباط جامعه استارتاپی ایران با خارج کشور قطع شده است و دیگر کشورها راغب به کمک به ما نیستند. پس تمام بخش های اکوسیستم را باید خودمان به صورت بومی سازی شده ایجاد کنیم.

لیست اجزای اکوسیستم استارتاپی از نگاه ویکی‌پدیا:

  • ایده‌ها، ابتکارات و تحقیق ها. (مثلا: حقوق دارایی‌های معنوی )
  • آموزش‌های کارآفرینی
  • استارتاپ‌ها در مراحل مختلف
  • کارآفرینان
  • اعضای تیم‌های استارتاپی
  • سرمایه گذاران فرشته
  • منتورهای استارتاپی
  • مشاوران استارتاپی
  • سایر افراد فعال در حوزه بیزینس
  • افراد مختلف از شرکت های مختلف که فعالیت‌های استارتاپی انجام میدهند
  • رویدادهای استارتاپی

در قسمت اول این سری مطلب میخواهم در مورد موتور محرکه اکوسیستم استارتاپی، یعنی نیروی انسانی (کارآفرینان و اعضای تیم های استارتاپی)، بنویسم.

بررسی وضعیت نیروی انسانی در اکوسیستم استارتاپی ایران

حقیقت محض در مورد اکوسیستم استارتاپی ایران این است که، کمبودهای بسیار زیادی داریم و هنوز تا ایده‌آل ها فاصله فراوانی داریم. اما در قسمت نیروی انسانی مشکلات بسیار حاد است. در ادامه برخی از این مشکلات توضیح میدهم:

مشکل اول، عدم تفکیک وظایف

بسیار دیده شده که تعدادی مهندس (مخصوصا برنامه نویسان) دور هم جمع میشوند و بدون داشتن دانش کارآفرینی اقدام به راه اندازی استارتاپ میکنند. شاید در گذشته، ایده هایی با این روش به سرانجام رسیده باشند، اما در بازار رقابتی الان، این روش به نتیجه نخواهد رسید.

که یک برنامه نویس خوب، لزوما یک کارآفرین خوب نیست!

اما متاسفانه این طرز فکر در بین نیروهای فنی نهادینه شده است و فقط زمانی آن را درک میکنند که بخاطر عدم داشتن مهارت های کارآفرینی شکست بخورند.

مشکل دوم، کمبود نیروی انسانی فعال در استارتاپ‌ها

چیزی که مشخص است تعداد افراد فعال در جامعه استارتاپی ایران بسیار کمتر از حد انتظار است. گرچه دانشجویان رشته های مدیریت، اقدام به راه اندازی استارتاپ میکنند، اما حقیقت این است که دانش تئوری آنها که اکثرا مربوط به کشورهای غربیست، برایشان کارساز نخواهد بود و در نهایت محکوم به شکست هستند.

از طرفی نیروهای فنی نیز در ابتدای کار و در جوانی وارد دنیای استارتاپ‌ها میشوند و چون تجربه کافی ندارند شکستشان غیر قابل اجتناب است. اما به مرور که کسب تجربه میکنند بیشتر میل به استخدام شدن در سایر شرکت ها پیدا میکنند و از فضای استارتاپی دور میشوند.

مشکل سوم، عدم همکاری و درک متقابل کارآفرینان و مهندسین

کارآفرینان بخش فنی را چیز ساده ای میدانند و نیروی فنی را مانند کارمندان اداری تصور میکنند. آنها تصور میکنند که میتوانند نیروهایی با حقوق ماهانه ۲میلیون تومان استخدام کنند تا کارهای فنی استارتاپ آنها را انجام دهند.
از طرف دیگر نیروهای فنی، اعتقادی به ضرورت وجود سایر بخش‌ها در یک شرکت ندارند و تصور میکنند که همه چیز یعنی محصول و سایر مدیران و کارکنان شرکت کار خاصی انجام نمی‌دهند و یک محصول که از دید خودشان خوب است، میتواند موجب تضمین موفقیت شرکت شود.
در این زمینه خواندن مقاله زیر خالی از لطف نیست:
چرا شرایط اقتصادی برنامه نویسان رضایت بخش نیست

مشکل چهارم، ترس از بازار

با توجه به عدم ثبات بازار و اتفاقات اخیر (پسا ترامپ)، بسیاری از نیروهای فنی (اغلب نیروهای با تجربه) از ورود به بازار و شروع کسب و کار جدید هراس دارند. این شاید بزرگترین مشکل اکوسیستم ما باشد. تلاطم‌های اخیر بازار موجب شد، بسیاری از افرادی که قصد شروع استارتاپ جدید دارند، منصرف شوند. در صورتی که استارتاپ‌های واقعی میتوانند از این شرایط بهترین نتیجه را به دست بیاورند.
شاید این بزرگترین تهدید برای جامعه استارتاپی ایران باشد. اگر استارتاپ جدیدی شکل نگیرد سایر قسمت‌های اکوسیستم هم کاربردی ندارد. دیگر تمام منتورها، شتابدهنده‌ها، مراکز رشد، سرمایه‌گذاران و... نمیتوانند کاری انجام دهند، اگر استارتاپی وجود نداشته باشد. تمام اکوسیستم حول محور استارتاپ‌ها تشکیل شده است و بدون هسته مرکزی، کل اکوسیستم از هم خواهد پاشید.

مشکل پنجم، کمبود تخصص

در مورد کمبود نیروی انسانی در جامعه استارتاپی توضیح دادم، اما همین جامعه اندک نیز بسیاری از تخصص ها را کم دارد. اطلاعات تئوری که در دانشگاه های مدیریت آموزش داده میشود در دنیای واقعی زیاد کاربردی نیست، از طرفی مهندسین و نیروهای فنی که باید توسط دانشگاه ها و دانشکده های فنی و مهندسی تربیت شوند، دانش متناسب با بازار کار را ندارند.

در اینجا مشکل اصلی از طرف دانشگاه هاست که سرفصل دروس خود را بر اساس دانش اساتیدشان انتخاب میکنند و نه بر اساس نیاز بازار کار. شاید باورش سخت باشد اما برخی دانشگاه ها همچنان برای برنامه نویسی Visual Basic آموزش میدهند.

عمده تخصص‌هایی که دچار کمبود در آن‌ها هستیم از این قرار است:

۱- زمانی که استارتاپ‌ها خیلی کوچک هستند و نیاز به چابکی دارند: در این مرحله نیاز به دانش و درک استارتاپی از مسئله وجود دارد، اینکه چگونه نیازهای واقعی مشتری تشخیص داده شود و چگونه سریعترین راه حل برای آن نیازها ارائه شود. البته کتاب‌های فراوانی در این زمینه وجود دارد، اما اول اینکه ایرانی ها رابطه زیادی با کتابخوانی ندارند و دوم اینکه بسیاری از مسائل تجربی و یا شهودی است و قابل یادگیری از روی کتاب نیست.

۲- زمانی که استارتاپ‌ها بزرگ می‌شوند و نیاز به مدیریت سازمانی دارند: این تخصص‌ها شامل مهارت‌های نرم، مدیریت، رهبری، مسائل لجستیکی، نیروی انسانی، مسائل حقوقی و... می‌باشد. یکی از بحران‌هایی که اکوسیستم استارتاپی ما در آینده نزدیک با آن مواجه خواهد شد، عدم وجود مدیر (مخصوصا مدیران C-Level) به اندازه کافیست.

۳- نیاز به استفاده از تکنولوژی‌های خاص وجود دارد: یعنی استارتاپ نیاز به استفاده از تکنولوژی هایی دارد که دانش آن در اختیار چند شرکت محدود است و به صورت عمومی در دسترس نیست. معمولا این مشکل هنگامی که استارتاپ‌ها بزرگتر میشوند بیشتر میشود.

مشکل ششم، کمبود انگیزه و الگوی موفق در شهرستان‌ها

شهرستان‌ها باید موتور تولید نیروی فنی برای اکوسیستم استارتاپی باشند، اما متاسفانه این جریان وجود ندارد. نیروهای فنی کمتر رغبت به حضور در استارتاپ‌ها دارند. نمونه استارتاپ‌های موفق شهرستانی بسیار کم است و این موضوع باعث شده است انگیزه نیروهای شهرستانی برای کار در استارتاپ‌ها کم شود.

همچنین نیروهای متخصص و با تجربه به تهران یا به خارج کشور مهاجرت میکنند و این موضوع مشکل نیروی انسانی در شهرستان‌ها را دو چندان میکند.


راه حل چیست؟

معمولا سعی میکنم در پایان نقد و بررسی هایی که انجام میدهم، راه حل نیز ارائه کنم تا سازنده تر عمل کرده باشم.

برخی از مشکلاتی که در بالا به آنها اشاره شد، قابل حل از سمت اکوسیستم استارتاپی نیست. مثلا:

  • ارتباط دانشگاه‌ها با بازار کار قطع شده است و نیروهای مناسب تربیت نمی‌کند
  • تحریم‌ها اجازه استفاده از بسیاری ابزارها را نمی‌دهد
  • فیلترینگ و "خودتحریمی" در بسیاری از موارد استارتاپ‌ها را فلج کرده است
  • مشکلات اقتصادی باعث شده افراد از راه اندازی استارتاپ منصرف شوند

اما برخی دیگر از مشکلات را میتوانیم داخل اکوسیستم حل کنیم. درواقع همه چیز به خودمان برمی‌گردد. مثلا:

  • شروع به یادگیری کنیم. اگر دانشگاه ها نمیتوانند وظیفه خود را به خوبی انجام دهند، هرکسی میتواند خودش شروع به کسب دانش و تجربه کند.
  • کنار گذاشتن ترس از شکست و ورود به دنیای استارتاپی. شکست نمک کارآفرینی و پیش‌زمینه موفقیت است، پس از آن نترسید.
  • تشویق دیگران به حضور در استارتاپ‌ها. استارتاپ‌های موفق زیادی در کشور داریم که درآمدهای بسیار بالایی نیز دارند. اکوسیستم استارتاپی ایران همچنان جوان است و جا برای کار زیاد است.
  • برجسته کردن و اهمیت دادن به استارتاپ‌های موفق شهرستانی. اینکار باعث میشود برای استارتاپ‌های شهرستانی الگوسازی شود تا انگیزه آنها برای ورود به دنیای استارتاپ‌ها بیشتر شود.

در پایان

متاسفانه اکوسیستم استارتاپی ما دچار وارونگی شده است، در همه جای دنیا به این صورت است که ابتدا استارتاپ‌ها شکل میگیرند و سپس بر اساس نیاز آنها، سایر بخش های اکوسیستم (منتورها، شتابدهنده‌ها، مراکز رشد و ...) شکل میگیرند. در ایران این اتفاق وارونه است. در حال حاضر کمبود استارتاپ داریم و ازدیاد منتور و شتابدهنده و ... . حتی با وجود اینکه گفته میشود صندوق های سرمایه گذاری جسورانه (VC) در کشور کم است، اما به نظر من الان VC به اندازه کافی وجود دارد و استارتاپ کم است.

با تشکر از: علیرضا معمار