<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات شبکه اکوموتیو</title>
        <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/feed</link>
        <description>مطالب مرتبط با رسانه اکوموتیو که سایر نویسندگان ویرگول منتشر می کنند. (ایمیل: info@ecomotive.ir)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:13:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/v9k8vjpa8lgy/y7dxpz.png</url>
            <title>شبکه اکوموتیو</title>
            <link>https://virgool.io/network-Ecomotive</link>
        </image>

                    <item>
                <title>«بی‌دود» یا «با پول»؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84-g0vekcikmebv</link>
                <description> اسم و نماد «بی‌دود» حدود 2 سال است که شروع به فعالیت کرده آنهم با هدف ترویج فرهنگ دوچرخه‌سواری و کاهش آلودگی شهری با شعار بازگشت پروانه‌ها به شهر و با کمک خود مردم. اما در هر حرکت مفیدی یا به‌ظاهر مفیدی هم می‌توان نیات شخصی داشت و این خودخواهی و برای رضای خدا موش نگرفتن را نیز «آدام اسمیت» موجه کرده است ولی در اینجا چند نکته قابل بررسی میماند.«بی‌دود» ایستگاه‌های دوچرخه زیادی را با کنترل بالا در نقاط مختلف شهر قرار داده است ولی قابل‌توجه‌ترین نکته این است که در شهری آلوده و در نقاطی که استعداد هوای ناسالم در آن‌ها بالاتر است افراد را به دوچرخه‌سواری دعوت می‌کند. ایراد اینجاست که توجه به آلودگی اولیه شهر و بعد ترویج یک ورزش هوازی مدنظر واقع نبوده است.شما یک دوچرخه از بیدود اجاره می‌کنید و در نقاط آلوده شهر شروع به یک تمرین هوازی می‌کنید پس ادعای افزایش سلامتی در این مرحله زیر سؤال می‌رود. شما در آلودگی بسیار اقدام به دوچرخه‌سواری می‌کنید و آن‌هم در آلوده‌ترین نقاط شهر.آیا این قضیه در افزایش سلامتی شما مؤثر است یا مصرف آلاینده‌ها را در شما بیشتر می‌کند؟ این درحالی است که آمارها نشان دهنده مصرف بیشتر هوا برای ورزش دوچرخه سواری نسبت به پیاده‌روی است. از طرفی تمام دوچرخه‌ها یکسان و با ارگونومی یک‌شکل برای همه افراد در نظر گرفته شده که این خود سلامت شما را تهدید می‌کند. زانو و ستون فقرات شما با استفاده از این دوچرخه‌ها در خطر درازمدت قرار می‌گیرند.حال کمی هم محاسبه عددی بکنیم؛به فرض «بی‌دود» 10هزار دوچرخه دارد که از این تعداد به فرض 5هزار دوچرخه فعال هستند، با احتساب 190هزار تومان ودیعه برای 5هزار دوچرخه رقم 950میلیون تومان استحصال می‌شود و از طرفی به ازای هر نیم ساعت استفاده هزار و پانصد تومان به‌حساب «بی‌دود» واریز می‌شود که اگر در روز فقط 2 ساعت استفاده شود روزانه 30میلیون تومان و به ازای ماهیانه 900میلیون به‌حساب «بی‌دود» واریز می‌شود که در سال رقمی حدود 10 میلیارد در سال عاید «بی‌دود» شده است.اگر فقط نصف این ارقام در بانک دچار سود شوند ماهیانه حدود 80 میلیون نیز از سود برخوردار می‌شوند که خود در سال حدود 1 میلیارد تومان است.حال قیمت دوچرخه‌ها برای «بی‌دود» به فرض خرید از کف بازار حدود 2 میلیون تومان تمام شود پس حدود 20 میلیارد تومان هزینه دوچرخه شده است که با احتساب عواید در بالا بازگشت سرمایه در حدود سال رخ می‌دهد.مصرف‌کنندگان در مواجهه با « بی‌دود» در تبلیغ فرهنگ دوچرخه‌سواری و کاهش آلودگی توجهی به نکات بالا نمی‌کنند و حتی نمی‌بینند که حمل‌ونقل عمومی هم به‌صرفه‌تر است و هم سلامتی آن‌ها را بیشتر و در درازمدت پایدارتر حفظ می‌کند و متأسفانه درگیر یک سانتیمانتالیسم تبلیغاتی می‌شوند.«بی‌دود» برای مثال می‌توانست موتورها و دوچرخه‌های برقی را ابتدا با کم کردن سود و بیشتر کردن زمان برگشت سرمایه خود و به‌صورت محدودتر وارد چرخه کند تا هم آلودگی به‌صورت پایدار و مطمئن کم شود و هم صرفه اقتصادی خدمت به هزینه برای مردم توجیه شود و به‌صرفه‌تر فرض شود.از طرفی در کشور ما ثبات قانونی برای یک فعالیت خدماتی اجتماعی وجود ندارد. ما شاهد استفاده عام بانوان از خدمات بی‌دود هستیم و این در حالی است که قانون صریحی علیه استفاده بانوان از موتور و دوچرخه وجود ندارد و همین عدم وجود قانون دست نهادهایی مانند پلیس را برای برخورد سلیقه‌ای و ... باز میگذارد. بی‌دود برای شروع میتوانست با کمک حقوقدانان به راحتی به دنبال شفافیت قانونی برای بخش دوچرخه سواری باشد و بعد استارتاپ خود را تاسیس کند ولی با وجود این شرایط به راحتی میتوان بی‌دود را معلق کرد و اگر فعالیت بی‌دود معلق شود تکلیف هزینه‌ها و ودیعه‌ها و کارکنان چه میشود؟خلاصه اینکه مردم طی یک توهم زیبای تبلیغاتی تنفس حین دوچرخه‌سواری بدون ارگونومی مناسب را باقیمت «نابصرفه» انجام می‌دهند و در این میان کلیه ادعاهای «بی‌دود» و تبلیغات این استارتاپ زیر سؤال می‌رود چون اثرات درازمدت مخرب آن بیشتر از اثرات مفید آن برای مردم است ولی قطعاً سود خوبی برای سرمایه‌گذاران «بی‌دود» دارد. </description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>سعید</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 16:21:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور با شنیدن صدای مشتریان، مدیر محصول بهتری باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-sozcg5klf7ex</link>
                <description>بی‌شک، مدیرانی که می‌توانند صدای مشتریان خود را بشنوند شرکت‌های موفق‌تری دارند؛ اما به عنوان شخصی که در جایگاه مدیریت محصول در یک سازمان مشغول به فعالیت هستید، چطور می‌توانید به صورت مستقیم با مشتریان سازمان خود ارتباط برقرار کنید؟در این متن به طور خلاصه و با اشاره به چند تکنیک کلیدی در حوزه مدیریت محصول تلاش می‌کنم تا از تجربیات خودم برای برقراری این ارتباط مستقیم با مشتریان بنویسم.گفت‌وگوی رودر رو با کاربران نهایی از هر فرصتی برای برقراری ارتباط با مشتریان و کاربران نهایی محصول خود استفاده کنید. اگر در همایش یا رویدادی شرکت می‌کنید و بخت با شما یار است که برخی از کاربران و استفاده کنندگان محصول خود را می‌بینید حتما و حتما با آنها صحبت کنید و از آن‌ها بخواهید تا تجربیات و احساس خود را از کار کردن با محصولات با شما در میان بگذارند. اگر شرکت شما هنوز به آن اندازه‌ای بزرگ نیست که می‌توانید با برنامه‌ریزی و زمان‌بندی درست به تمام کارهای خوپد برسید پیشنهاد می‌کنم که به صورت فصلی تعدادی از کاربران خود (اعم از کاربران خوشحال و کاربران ناراحت) را به شرکت خود دعوت کنید و با نظرات آن‌ها آشنا شوید. اگر شرکت‌تان بزرگ شده یا به هر دلیل امکان رودررویی مستقیم با کاربران خود را ندارید حداقل زمانی را در روز به بخش پشتیبانی رفته و مستقیما تلفن‌ها را پاسخ دهید و صدای مشتریان خود را بشنوید. این یکی از کم‌دردسرترین و کم‌هزینه‌ترین راه‌هایی است که به شما کمک می‌کند تا با تجربیات خوب و بد کاربران نهایی محصول‌تان آشنا شوید و بعضا ایده‌های خوبی از این مکالمات به‌دست آورید. فراموش نکنید که محصولات عالی در کنار اطلاعات، آمار و ارقام دقیق مورد نیاز به درک صحیح از رفتار و خواسته‌های کاربران‌شان دارند.ممکنه بخواهید بدونید که مدیریت محصول چیست یا کی باید چی‌کار کنه؟ از آزمون و خطا نترسید لازم است برای درک نیازمندی مشتریان خود در کنار صحبت‌های رودر رو واکنش‌های آنها را نسبت به محصولات خود به صورت واقعی ارزیابی کنید. از تکنیک‌های تست A/B غافل نشوید. شرکت‌های بسیار بزرگی وجود دارند که به لحاظ امکانات و قابلیت‌ها اشباغ شده‌اند اما همچنان با تکنیک‌هایی مثل تست A/B تلاش می‌کنند تا تجربه کاربری مشتریان خود را بهبود بخشند. این شرکت‌ها از این تکنیک‌ها برای بهبود الگوریتم‌های جستجو، بهبود نمایش برخی المان‌ها یا قابلیت‌های کمتر استفاده شده و حتی تغییر در نمایش نتایج جستجوها برای این بهبودها استفاده می‌کنند. فقط برای استفاده از این تکنیک به میزان درصد توزیع نمایش برای کاربران دقت داشته باشید تا در عین حالی که تست‌های خود را به انجام می‌رسانید، باعث آزار کاربران هم نشوید.تحلیل رفتار کاربران از ابزارهای تحلیل رفتار کاربران استفاده کنید تا به صورت ملموس و واقعی نحوه کارکردن و عکس‌العمل‌های کاربران خود را بسنجید. نحوه کارکردن و استفاده واقعی محصولات شما بین کاربران می‌تواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار شما قرار دهد.بیست توانایی تا رسیدن به یک مدیرمحصول بیست هم مطلب دیگری هست که پیش‌تر منتشر کرده بودم و می‌تونید بخونید.آنچه کاربر به آن نیاز دارد گاهی اوقات در اختیار قرار دادن امکانات زیاد موجب سردرگمی کاربران می‌شود. طی تحقیقاتی که انجام شده است، در حدود ۴۵ درصد از قابلیت‌های نرم‌افزاری موجود در سیستم‌های نرم‌افزاری هیچ‌وقت توسط کاربران استفاده نمی‌شود. گاهی لازم است که با امکانات کم محصول خود را لانچ کنید. امکاناتی کم و در عین حال کاربردی. اگر بتوانید تنها سه قابلیت کلیدی که مورد نیاز کاربران است را به طور کامل در اختیار آن‌ها قرار دهید، به مراتب کاربران وفادارتری خواهید داشت تا بی‌نهایت امکانی که هیچ‌گاه مورد استفاده و نیاز کاربران نبوده است.اگه این مطلب براتون مفید بود، خوشحال می‌شم با بقیه دوستانتون هم به اشتراک بگذارید، کانال تلگرام من رو هم دنبال کنید و اگه ایده تکمیل‌کننده‌ای داشتید در مورد این موضوع یا سوالاتی که در حوزه مدیریت پروژه و مدیریت محصول براتون پیش میاد با من در ارتباط باشید قطعا تا جایی که بتونم بی‌دریغ کمک خواهم کرد.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>محسن احمدی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 14:37:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در یکسال فعالیت نوین هاب چه اتفاقاتی افتاده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-f0wifljsusd6</link>
                <description>نوین هاب در یکسال فعالیت خود با همراهی و حمایت شما توانسته یکی از  بهترین ابزارهای دیجیتال مارکتینگ در ایران باشد و هر روز نیازهای شما را  بهتر برآورده کند و کمک کند که با خیال راحت‌تر و البته پر قدرت‌تر  شبکه‌های اجتماعیتان را مدیریت کنید. در سالی که گذشت نوین هاب بیش ۱۱۰۰۰۰ پست در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد و بیش از ۵۴۰۰ اکانت متصل شد.بخشی از این امارها:بیش از ۱۱۰۰۰۰ پست از طریق نوین هاب به شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که از این آمار می توانید درصد هر شبکه‌ اجتماعی را ببینید:از این تعداد پست بصورت میانگین ۳/۶ و ۳/۱ پست در روز برای اینستاگرام و تلگرام بوده که به تفکیک هر شبکه اجتماعی را اینجا ببینید:بیش از ۵۴۰۰ اکانت از شبکه‌های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام، فیسبوک،  توییتر، پینترست، تامبلر، لینکدین، آپارات و بله به نوین هاب متصل شده است  که درصد هر شبکه اجتماعی را در این تصویر ببینید:در یکسال فعالیت نوین هاب یکی از همراهان بیش از ۷۵۶۰ دقیقه در نوین هاب  آنلاین بوده است که از صدها همراه عزیزی است که این موفقیت را برای نوین  هاب رقم زده است.در پست‌های منتشر شده میانگین ۳۶۶ کاراکتر در هر پست استفاده شده است و  بصورت میانگین ۱۰/۱ هشتگ استفاده شده است.و با توجه به تصویر بالا تلاش شده که همواره تیم نوین هاب در کنار شما  باشد و سئوالات و پیشنهادات شما را بشنود و در جهت بهبود مشکلات تلاش کند.در اینفوگرافیک زیر می‌توانید اطلاعات بیشتری از یکسال نخست فعالیت نوین هاب را ببینید:دریافت اینفوگرافیک نوین هاباز اینکه نوین هاب را همراهی می‌کنید سپاسگذاریم.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>نوین هاب</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 13:33:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 استارت‌آپ عجیب و غریب، بخش پایانی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A2%D9%BE-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-yx6gcn49p2kr</link>
                <description> Spud PicklesSpud Pickles یک شرکت توسعه برنامه کاربردی در یوتا است. این شرکت برنامه‌های سفارشی برای افراد و کسب و کارها را توسعه می‌دهد و همچنین به آن‌ها کمک می‌کند که این برنامه‌ها را حفظ کنند. ولی این قسمت عجیبش نیست “ُSpud Pickles”  جایی است برای مجموعه برنامه‌های تسخیر و احضار روح! این برنامه‌ها توسط افراد حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای برای شناسایی آنچه که ممکن است فعالیت‌های فرا طبیعی باشد، مورد استفاده قرار می‌گیرند. این برنامه‌ها به طور باورنکردنی پرطرفدار هستند، و اعضای جامعه جستجوی ارواح به طور منظم از این تارنما دیدن می‌کنند تا داستان‌ها و ویدئوهای خود را درباره اتفاقات فراطبیعی ارسال کنند.The Something Store ​کمی بیشتر از هشت سال پیش، بنیانگذاران The Something Store یک ایده داشتند. اگر »هر چیزی» در اینترنت به فروش می‌رسد، چرا «چیز» را نفروشیم؟ ​ بسیاری از مردم به ساده لوحی این فکر می‌خندیدند و آن را به کناری می‌انداختند. اما نه این آدم‌ها. در عوض، آن‌ها با این ایده شروع کردند و یک وب سایت تجارت الکترونیک راه‌اندازی کردند.این مفهوم عجیب و غریب است اما کارساز هم هست. مشتریان سفارش می‌دهند و ۱۰ دلار می‌پردازند. در عوض این پول، آن‌ها چیزی دریافت می‌کنند. نکته این است که آن‌ها تا زمانی که سفارش را دریافت کنند نمی‌دانند چه چیزی دریافت خواهند کرد. این شرکت به سادگی تضمین می‌کند که این مورد جدید، ارزش حداقل ۱۰ دلار یدارد، ارسال آن رایگان است و برای فروش در ایالات‌متحده نیز کاملا آزاد و قانونی می‌باشد. این سفارش می‌تواند یک ابزار آشپزخانه، یک قطعه هنری اصلی، یک ساعت یا هر نوع اقلام دیگر باشد.Prize Candle ​چه کسی عشق را به عنوان هدیه دوست ندارد؟ آن‌ها برای همه بی‌عیب و نقص هستند، از همکاران تا خویشاوندان دورPrize Candle  یک شرکت است که شمع‌های سازگار با محیط‌زیست و را تولید و به فروش می‌رساند، اما با یک پیچش هوشمندانه. شمع‌ها هر کدام شامل حلقه‌ای هستند که مشتری تنها پس از سوزاندن شمع می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد. حلقه به یک کد جایزه متصل می‌شود. هر حلقه تضمین شده‌است که حداقل ۲۵ دلار ارزش داشته باشد، اما اگر مشتری یک کد برنده جایزه داشته باشد، حلقه او با تضمین ۵،۰۰۰ دلار خواهد بود. ​از زمان شروع آن، خط تولید برای شامل گنجاندن بمب‌های حمام و شمع‌های سه تایی، که شامل سه حلقه در هر شمع می‌شود، افزایش‌یافته است. احتمال برنده شدن یک جایزه بزرگ به وضوح یک جاذبه بزرگ است، چرا که این شمع‌ها به طور دیوانه‌وار بعنوان هدیه و هم برای خریدهای شخصی مشهور شده‌اند. Diedinhouse.com ​تا حالا فکر کردی کسی در خانه شما مرده است یا نه؟ تا حالا فکر کردی خانه‌تان زمانی برای فعالیت‌های مربوط به تولید شیشه بوده یا نه؟ ​اگر علاقه داشته باشید می‌توانید آن اطلاعات را به ازای ۱۱.۹۹ دلار دریافت کنید.Diedinhouse.com  در میان کاربران بسیار محبوب است. برای آن‌هایی که پدیده‌های عجیب را در خانه‌های خود تجربه کرده‌اند و یا شایعات مربوط به فعالیت‌های صاحبان قبلی را شنیده‌اند. همچنین توسط مشتریانی که می‌خواهند قبل از خرید ملک تحقیق کنند مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شرکت تنها دو سال پیش تاسیس شده‌بود، اما در حال حاضر توانایی انجام جستجو در همه ۵۰ ایالت آمریکا را دارد. برنامه‌های رشد آتی شرکت نیز شامل گسترش کار به کشورهای دیگر می‌شوند. ​</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>egerd</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 11:16:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرنما (Persona) یا شخص خریدار کسب‌وکار شما کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D9%86%D9%85%D8%A7-persona-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-asatbtuxdwsg</link>
                <description>کاربرنمای خریدار از خلال کلمات واقعی یک خریدار واقعی خلق می‌شود و می‌تواند به شما بگوید که مشتری آینده‌ی‌تان در برابر گزینه‌هایی که شرکت شما برای حل مسأله‌اش ارائه می‌دهد چگونه فکر می‌کند و چه اقدامی انجام می‌دهد. خیلی بیشتر از اینکه کاربرنما شامل نمایه‌ی (پروفایل) یک بعدی از افرادی باشد که روی آنها تأثیرگذار هستید، یا بیشتر از آن که نشان‌دهنده‌ی نقشه‌ی مسیر آنها باشد، کاربرنمای خریدار در عمل، بینش‌هایی را در مورد تصمیم‌گیری خریدار- نگرش‌های خاص، دغدغه‌ها و معیارهایی-نشان می‌دهد که باعث می‌شود شرکت شما یا شرکت رقیب را به عنوان راه‌حل انتخاب کند و یا حتی انتخابی نکند و به وضع موجود راضی بماند.کاربرنمای خریدار فقط توصیفی از خریدار شما نیست. همان‌طور که تجربه‌ی صدها نفر از شرکا و مشتریان شما می‌تواند به شما نشان دهد که تشکیل نمایه‌ی خریدار به تنهایی، باعث تولید کاربرنماهای متعدد می‌شود و تقریبا هیچ راهنمایی کافی‌ای برای بازاریابی در اختیارتان قرار نمی‌دهد.اما هنگامی که شما بینشی در مورد آنچه که خریداران شما در رابطه با انجام کسب‌وکار با شما فکر می‌کنند پیدا کنید، از جمله شنیدن نقل قول‌هایی از افرادی که اخیرا تصمیم به حل یک مشکل مشابه گرفته‌اند، به شما  دانش لازم  را برای هم‌راستا کردن تصمیمات بازاریابی‌تان - از موقعیت‌سنجی و انتقال پیام از طریق بازاریابی محتوا گرفته تا توانایی فروش - را با انتظارات خریدار شما فراهم می‌آورد.بنابراین ROI یا Return of Investment به همین سادگی حاصل می‌شود: زمانی که بتوانید به خریداران‌تان برای ارزیابی رویکردتان به حل مسأله، به زبان خودشان کمک کنید، می‌توانید رابطه‌ی اعتمادی با آنها بسازید که رقبای‌تان نتوانند با آن سازگاری ایجاد کنند.پنج حلقه‌ی بینش خریدار برای کاربرنمای خریدار۱- ابتکار عمل در اولویتچیزی که باعث می‌شود خریدار برای راه‌حلی که شما ارائه می‌دهید هزینه کند چیست؟ و در مورد خریدارانی که با وضع موجود راضی هستند چه چیز متفاوت است؟نکته‌ها و مثال‌ها:ابتکار عمل در اولویت را با نقاط دردناکی که بر اساس قابلیت راه‌حل خود آن را مهندسی معکوس کرده‌اید اشتباه نگیرید.قصد شما شناخت موقعیت‌های فردی یا سازمانی است که باعث می‌شود خریدار شما زمان، بودجه یا سرمایه‌ی سیاسی‌اش را برای حل آن درد بپردازد.برای مثال، ممکن است حدس بزنید که کاربرنمای خریدار در حوزه‌ی اجرای بازاریابی، در زمینه‌ی معیارهای بازاریابی یا خودکارسازی پویش‌ها درد(مسأله) دارد. در حالی که بینش کاربرنمای خریدار به شما نشان دهد که کدام بخش از اجرای بازاریابی در راه‌حل‌های خودکارسازی بازاریابی مورد پذیرش‌تر هستند و کدام یک از مقبولیت کمتری برخوردارند و چرا.۲- عوامل موفقیتکاربرنمای خریدار شما انتظار دستیابی به چه نتایج عملیاتی و شخصی را با خرید راه‌حل شما دنبال می‌کند؟نکته‌ها و مثال‌ها:عوامل موفقیت بیان کننده‌ی مزایا هستند، اما این بینش چنانچه از دیدگاه کاربرنمای خریدار باشد بسیار دقیق‌تر و قابل استنادتر است. برای مثال، ممکن است در حال حاضر بر کاهش هزینه به عنوان عامل اثرگذار بر راه‌حل خود تأکید داشته باشید، در حالی که بینش کاربرنمای خریدار باعث می‌شود که طبقه‌بندی و میزان کاهش هزینه‌ای را که خریداران در نظر دارند را شناسایی کنید.مثال‌هایی از نتایج شخصی عبارت‌اند از تأثیر بر گروه هم‌سالان، گسترش حوزه‌ی نفوذ خریداران، یا افزایش توانایی آنها در کنترل اموری درباره‌ی محیط پیرامون خود.۳- موانع شناسایی شدهچه دغدغه‌هایی باعث می‌شود که خریداران شما به این باور برسند که راه‌حل شما یا سازمان‌تان بهترین گزینه‌ی انتخابی نیست؟نکته‌ها و مثال‌هاانتظار دریافت بینش در مورد محصول یا موانع خاص شرکت که دیگر در مورد شما صدق نمی‌کند (یا هرگز وجود نداشته‌اند).این ادراک اغلب ناشی از تجربه‌ی منفی با راه‌حل‌های مشابه، تعامل‌های آنلاین، یا بازخورد مستقیم از گروه‌های هم‌سان می‌باشد.موانع دیگر مربوط به موانع شخصی یا تجاری است که مانع سرمایه‌گذاری خریدار شما می‌شود. مثال‌ها شامل نیاز برای تغییر فرآیند کسب‌وکار، مقبولیت توسط کاربر نهایی، یا سایر مسائل مرتبط با سیاست می‌باشد. ۴- مسیر خریداراین بینش جزئیاتی در مورد اینکه چه چیزی و چه کسی بر خریدار شما هنگام ارزیابی گزینه‌های انتخابی‌اش و انتخاب گزینه‌ی نهایی تاثیر می‌گذارد را روشن می‌سازد.نکته‌ها و مثال‌هابرای کمک به پیدا کردن بانفوذترین کاربرنمای خریدار، این بینش به شما کمک می‌کند پیدا کنید که کدام یک از کاربرنماها دارای بیشترین تأثیر برای تصمیم‌گیری در مورد ادامه‌ی ارزیابی راه‌حل در هر کدام از مراحل فرآیند هستند. (نکته: خریدار اقتصادی یا تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی به اندازه‌ای که فکر می‌کنید اثرگذار نیستند.)به شما کمک می‌کند که اولویت‌های سرمایه‌گذاری بازاریابی‌تان را تعیین کنید، شما لازم است بدانید که خریدارتان در هر مرحله از ارزیابی تصمیم به چه منابعی اعتماد می‌کند. برای مثال، مدیر اجرایی بازاریابی نباید برای تصمیم در مورد کنفرانس آنلاین یا برنامه‌ریزی یک رویداد آفلاین، به منابع یکسانی تکیه کند.برای پیام‌ها و محتواهای متقاعدکننده، بینش فرآیند خرید، معیارهای تصمیم‌گیری، عوامل موفقیت، و موانع شناسایی شده‌ای را که دارای بیشتری اثر بر انتخاب خریدار در هر مرحله می‌باشد را مشخص می‌کند.۵- معیارهای تصمیم‌گیریکدام یک از جنبه‌های رقابتی محصولات، خدمات، راه‌حل‌ها و یا شرکت شما از دید خریدارتان دارای بیشترین اهمیت است و انتظارات آن ها در مورد هر کدام چیست؟نکته‌ها و مثال‌هاشما خواهید دانست که کدام یک از قابلیت‌های‌تان دارای بیشترین اثر در انتخاب خریدار شما برای معامله با شما می‌باشد. (نکته: این نکته معمولا شامل جدیدترین یا منحصربفردترین ویژگی شما نمی‌باشد).این بینش به شما در مورد تصمیم‌گیری‌های شما درباره‌ی پیام‌های تبلیغاتی یا بازاریابی محتوایی شما اطلاعات می‌دهد و هم مسأله‌ی خریدار و هم جوابی که خریدار می‌خواهد بشنود را روشن می‌سازد.برای مثال، اگر خریدار دنبال راه‌حل «کاربری آسان» است، بینش معیار تصمیم‌گیری مشخص می‌کند که این کاربرنما به دنبال «کاربری آسان» در کدام یک از جنبه‌های راه‌حل شماست و اینکه ساده‌ترین راه‌حل از نظر او چگونه تعیین می‌شود.منبع : https://www.buyerpersona.com/what-is-a-buyer-persona</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>ثنا</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jun 2019 16:27:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حمل و نقل در شهر هوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%AD%D9%85%D9%84-%D9%88-%D9%86%D9%82%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-ocl0de5uvisw</link>
                <description>به شهری که مولفه های زیر را داشته باشد،شهر هوشمند میگوییم(این مولفه ها ثابت نیستند اماجزو مولفه های اصلی اند)1. مدیریت هوشمند شهر2. شهروند هوشمند3. محیط زندگی هوشمند4. محل زندگی هوشمند4. اقتصاد هوشمند 5. حمل و نقل هوشمند 6.انرژی هوشمند  آنچه که بیشتر مدنظر من است،بررسی جایگاه حمل و نقل هوشمند در شهر است. شهرهای هوشمند نیاز به خدمات حمل و نقل هوشمند دارند. جابه جایی مناسب افراد، کالاها و خدمات، سرعت رشد و توسعه یک منطقه را افزایش می دهد. یک شبکه حمل و نقل مناسب و به هنگام و کارآمد یک عامل حیاتی و یک شاخص عملکرد صحیح برای یک شهر است. در نبود کانال های رفت و آمد مناسب، زندگی برای مردم ساکن در مناطق شهری متوقف می شود.مزایای مهم شبکه حمل و نقل هوشمند 1-مدیریت حمل و نقل عمومی2- امنیت و ایمنی3-توسعه کسب و کارهای مبتنی بر موبایل4-صرفه جویی در زمان5-کاهش آلودگی هوا</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>ساراستوده</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jun 2019 14:33:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک نفر میتواند انگیزه ۱۰ نفر را بگیرد!</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%DB%B1%DB%B0-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-ku7fyhw1uu6c</link>
                <description>انگیزه خود را فراموش نکنید! انگیزه کارآفرینی داشته باشید؟یکی از سخت ترین شغل ها کارآفرینی است پس باید مواظب افرادی که به تیم تان وارد می شوند بشوید که چه کسانی به تیم تان می آیند و می روند و چه می گویند گاهی وقت ها حرف یک نفر میتواند انگیزه ۱۰ نفر را بگیرد. کارآفرینی خود سخت است و شما آن را برای خود سخت تر نکنید. در این مسیر ممکن است به چالش ها و مشکلات بسیاری بر بخورید و اینجا است شروع زمزمه ها گاهی ابعاد یک کار را میتوان اینقدر بزرگ کرد که دیگر آن اشتیاق به باد برود. کل کار شما در کارآفرینی شوق و انگیزه تمام نشدنی به سوی هدف است و همیشه راهی برای رسیدن به آن است، پس اجازه ندهید با یک حرف نامربوط شوق و انگیزه اتان را از شما بگیرند شما ارزش آفرین خواهید شد این ها چیز هایی است که شما باید باور داشته باشید. از کسانی که فقط موانع را می بینند دوری کنید ، امیدوارم شما جز این دست از آدم ها نباشید. ادامه دهید مطمئن باشید موفق خواهید شد باور داشته باشید به همه ‌چیز به کارتان و با حرف ها نشکنید از آدم های منفی دوری کنید از انسان هایی که کارشان تفرقه و کسانی که ساز جدایی سر می دهند دوری کنید.دیو آرل از Chefmade معتقد است :&quot;شروع کسب و کارهای جدید دشوار است چون شما مجبور هستید کارهای زیادی را با تعداد اندکی افراد انجام دهید. برای یک تیم کوچک غرق شدن در کار و تلاش فراوان آسان است.لازمه این کار شور و اشتیاق عظیمی است که یک کسب و کار را هدایت میکند و آن را از زمین بلند می کند ، به همین دلیل حتی وجود مقدار اندکی  انگیزه ضروری است.موسسان باید با شور و عشق کارشان را شروع کنند و این اشتیاق را در میان تیم خود تزریق کنند.اگرچه فکر میکنم همیشه انگیزه به یک دلیل کاهش می یابد: یکدلی و احترام.اگر شما به شکلی موثر به اعضای تیمتان ثابت کنید که میزان اهمیت و دشواری شغلشان را درک می کنید آنها نیز عشق و غرور را در مشارکت خود خواهند یافت.&quot;دل نگرانی ها را کنار گذارید و صاف بایستید  چون ممکن است در آینده در مسیر زندگی و موفقیت با شرایطی روبه رو‌ شوید که گویی انگار یک کامیون از روبه رو میخواهد به شما بزند ولی مطمئن باشید اگر صاف بایستید و بسویش حرکت کنید راهش را کج میکند چون راننده ترسو تر از آن است که بخواهد به شما بزند البته جدا از آن دیه سنگینی هم دارد ? ولی از شوخی بگذریم این‌ یک تمرین زور آزمایی است که‌ باید باور داشته باشید و هیچ‌موانع و مشکلی شما را فراری ندهد.فقط فقط به هدفتان ایمان داشته باشید و قبل از آن به خودتان ایمان داشته باشید!کوین داوم از inc می نویسد &quot;شناسایی انگیزه یا دلیل واضحی برای انجام  کاری به خصوص، در متعهد ماندن به قول هایی که می دهید اهمیت زیادی دارد. آگاهی از پیامدهای به پایان رساندن و یا ناتمام گذاشتن آن کار نیز به حفظ این تعهد کمک می کند.او در نهایت توصیه می کند حتماً طرحی یک صفحه ای، کامل و مهلت دار برای رسیدن به اهداف مورد نظر داشته باشید.&quot;</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>یوسف علی پور</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2019 20:59:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها راه ممکن برای حضور NGOها در کنار استارتاپ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/ngo-and-startups-adsahc5imitm</link>
                <description>در میان روزهای سرد اقتصاد ایران، چندی پیش رئیس سازمان توسعه فناوری کشور از ضرورت حضور NGOها (سمن‌ها - مخففِ سازمان‌های مردم نهاد) در حوزه کسب و کارهای مجازی و کمک به استارتاپ‌ها برای توسعه این حوزه گفت.از آنجا که این نگاه از سوی یکی از مسئولان دولتی طرح شده است، قاعدتا نشان از خالی کردن بار مسئولیت از سمت دولت به سوی سازمان‌های مردمی دارد. باید پذیرفت دولت دوازدهم، همانند پیشینیان خود به وظیفه اصلی دولت که قانون‌گذاری و حمایت قانونی از استارتاپ‌هاست عمل نکرده و در شرایط فعلی، با عملکردی منفعلانه توانایی استفاده از این پتانسیل بزرگ را ندارد.در صحبتی که با آویده علم‌جمیلی از روزنامه اعتماد داشتم، نگاهم را در ارتباط با چگونگی کمک NGOها به استارتاپ‌ها بیان کردم که متن کامل آن در تصویر زیر قابل دریافت است. اما به صورت خلاصه، می‌توان گفت تنها در یک صورت حضور NGOها در کنار استارتاپ‌ها موفقیت آمیز خواهد بود، و آن حضور سازمان‌های مردم نهاد محلی (local) در کنار استارتاپ‌هاست. سازمان‌هایی که هم در حدود خود بر روی کیفیت خدمات و محصولات استارتاپ‌ مورد نظر نظارت داشته باشند، و هم مصرف‌کنندگان را به دریافت خدمت/محصول آن استارتاپ ترغیب کنند.جهت خواندن راحت‌تر متن، بر روی تصویر زیر کلیک کنید ? حضور NGOها در کنار استارتاپ‌ها (متن صحبت با روزنامه اعتماد)</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>صادق ترابیان</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2019 13:45:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه ام رو میگم از یک قدمی ورشکستگی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-pgttx69s8rma</link>
                <description>چندروز پیش بود که طبق برآورد ها و شاخص های اعتبار سنجیمون داشتیم توی کسب و کار خوب پیش میرفتیم و این برای اولین بار بود بعد از سالیان متوالی که به معنی واقعی درآمد خوبی حاصل شده بود و نتیجه زحماتمون روی سایت های مبنای وردپرس و مبنا استور داشتیم میگرفتیم اما ناگهان با ارور اتصال به دیتابیس در کلیه سایت های میزبانی شده روی سرور ایران برخورد کردیم.در ابتدای امر به لحاظ تجربه سعی کردیم مشکل رو رفع کنیم اما از دسترس ما خارج و MySql اجرا نمیشد با پشتیبان سخت افزاری شرکت تماس گرفتیم و مورد رو اطلاع دادیم فرمودند که بله هارد های سرور دچار ایراد شده و امکان تهیه بک آپ در حال حاضر نیست و ماجرا انقدر پیچیده شد که تمامی کاربران و مشتریان با من تماس میگرفتن و همکاران که سایت ما و خودتون باز نمیشه و ما هم بارها توضیحات و لحظه به لحظه گزارش میدادیم که در حال حاضر این مشکل و این راه حل وجود داره . مسئولیت این اتفاق کاملا با خود ما می بوده و به خاطر اینکه بک آپ هایی که به صورت اتوماتیک بر روی گوگل درایو ذخیره میشدند رو از چندماه قبل این امکان رو حذف کرده بودیم و در لیست کار برای بازسازی این امر چیزی وجود نداشت به دست فراموشی سپرده شده بود خلاصه و مفقد عرض کنم خدمت شما که در حال فروپاشی و در مرض یک ورشکستگی بزرگ قرار گرفتیم که با همت دوستان و همکاران عزیزمن آقایان مردانیان و جناب شفیعی این مشکل رفع شد و اگر نمیشد سالیان درازی که زحمت کشیدیم از بین میرفت و تمامی پروژه های آنلاین ما هم دچار ایراد و باعث دوباره کاری های بسیار زیاد و بعلاوه از بین رفتن اعتماد میان کاربران و مشتریان میشد، بازهم از دوستانی که مارا یاری کردند تشکر میکنم .اما چه درس هایی من گرفتم که باعث شد با شما در میان بزارم؟اینکه همیشه باید از اطلاعاتم یک نسخه پشتیبان تهیه کنماینکه همیش لیست کارها رو منظم و در یک سیستم مدیریتی یکپارچه تری داشته باشم مطالعه بیشتر کنم ( حقیقتش زمانی که کاری از دستم برنمی اومد به مطالعه یک کتاب به اسم دستهای طلایی پرداختم و بیشتر مقالاتی مربوط به شکست و موفقیت رو هم خوندم و از دل این شکست، زمان مجال داد تا کمی مطالعه کنم و یک کار جدیدی رو در کنار کارهای قبلی ایجاد کنیم، که البته بعدا مفصل راجع بهش صحبت میکنم  )شکست معنیش این نیست که همه چیز تموم میشهچقدر چالش های مختلفی تو کسب و کار هست و باید درس بگیرمدرباره اینکه مطالعه بیشتر کنم :یکی از دوستان جناب امیری توی یک صحبت دوستانه گفتش برای اینکه بتونی بزرگ بشی باید شکست بخوری و هی شکست بخوری اما نکته اینجاست که فکر میکنی داری یاد میگیری شاید شکست هایی که میخوری هر دلیلی داشته باشند اما اگر یک شکست تکرار بشه هیچی یاد نگرفتی این رو هم اشاره کرد که ممکن شکست رنگ و بوی دیگه ای داشته باش اما جنسش همون پس مراقب باش درست شکست بخوری باید انقدر شکست های مختلف و چالش های زیادی رو پشت سر بزاری که بتونی موفق بشی و تاکید کرد که تو چند سال عمر داری که اینهمه شکست بخوری اینهمه تجربه کنی یا چندبار زندگی میکنی پس لزوما شاید نباید شکست بخوری و تجربه های تلخ و شیرین رو خودت داشته باشی کتاب بخون بیشتر راه رو رفتی من هم به این نتیجه واقعا رسیدم .همین کار به ظاهر کوچیک نزدیک بود کار و زندگیمون رو نابود کنه ولی خب بخیر گذشت و درس بزرگی شد .پیشنهاد میکنم حتما کتاب دستهای طلایی اثر رابرت کیوساکی و دونالد ترامپ رو بخونید. و هزار بار بک آپ بگیرید از اطلاعاتتون...ممنون که وقت گذاشتید و همراه بودید. مرتضی براتی</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>مرتضی براتی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jun 2019 18:53:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا یک کسب و کار میتونه کامیونیتی داشته باشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-ytfd0nyuuvbz</link>
                <description>بی مقدمه میشه گفت که نه فقط جواب این سوال مثبته بلکه رفته رفته کسب و کارها ناچارن برای بقاء و توسعه خودشون Community Building یا -به زبان فارسی- اجتماع سازی کنن! در واقع اگه از این فرصت استفاده نکنن خیلی زود بازی رو به رقبا خواهد باخت.چه اتفاقی داره میفته؟در دوران تحول دیجیتال (که ما نسل اولی این دوره هستیم) دسترسی به ابزارهای تولید بخصوص در صنایع دیجیتال، هم خیلی زیاد شده و هم خیلی ارزون! تا جایی که حتی فقط با گوشی موبایل می‌تونی بخشی از یک کسب و کار باشی و یا خودت یک کسب و کار بنا کنی.مثل آقای Gem Hounter که یک دانشجوی ایرانی است و از طریق فروش سیگنال (محتوای تحلیلی/خبری) در کانال VIP به تنهایی تونسته بازار داغی در زمینه رمزارز ایجاد کنه.به قول آلوین تافلر با پدیده تولیصرف کننده (Prosumer) روبرو هستیم. یعنی اون دسته از مشتریانی که فقط مصرف کننده نیستن، بلکه میتونن تو بخشی از فرآیند تولید کمک کنن. عبارت Prosumer ترکیبی از دو واژه Consumer و Producer هست.تو همین ادبیات هست که اپل برخلاف سایر رقبا بجای اینکه بخش Help desk رو به هندیا برونسپاری کنه میاد و یه کامیونیتی از خود مشتریان محصولات اپل تشکیل میده. یعنی هر وقت خودشون با مشکل مواجه شدن با مکانیزم و سیستم مشخصی این مشکل مطرح و حل میشه.با عینک فرآیندی و سیستمی بخوایم به این قضیه نگاه کنیم، در واقع بخش مهمی از زنجیره کسب و کار اپل از داخل مرزهای شرکت به بیرون و به میان مشتریان منتقل شده. در عین منجر به بهبود نرخ پاسخگویی و پشتیبانی و در نهایت کاهش هزینه ها شد.باشگاه مشتریان چه فرقی با کامیونیتی داره؟علیرغم اینکه مقایسه این دو با هم اساسا کار اشتباهیه، ولی اولین تفاوت فاحش در اینه که تو کامیونیتی شاهد اتفاق Together و Collaboration بین کاربران هستیم ولی تو باشگاه مشتریان یک شرکت اومده و عده‌ای از مشتریان رو با هدف فروش بیشتر دائم بهشون نوتیف میفرسته و ... .هدف باشگاه مشتریان در بهترین حالت، ایجاد وفاداری و حفظ مشتریان فعلی است؛ پس هنوز هم شرکت داره به مشتریان خود بعنوان یک مصرف کننده صرف نگاه میکنه. در حالی که در اجتماع‌سازی به دنبال درگیر کردن مشتریان و سایر ذینفعان در بخشهای مختلف زنجیره شرکت هستیم. هدف اجتماع‌سازی، استفاده از پتانسیل و قدرت مشتریان در راستای اهداف شرکت (اهداف مشترک) است.اول کسب و کار بوجود میاد یا اول کامیونیتی؟جواب این سوال باشه طلب شما تا بعدا بهش بپردازیم و همچنین بهانه‌ای باشه برای حضورتون در رویداد هفته بعدمون (سه شنبه 11 تیر) که در محل سازمان مدیریت صنعتی برگزار میشه. این رویداد رایگان هست و از طریق لینک زیر می تونید ثبت نام کنید:لینک ثبت نام در رویداد بیزکامداستان عکس اول متن چیه؟عکس مربوط به اجتماع کسب و کاری موتورسواران هارلی دیویدسون تحت عنوان H-O-G است. این اجتماع با بیش از یک میلیون عضو در 1400 نقطه از جهان نمونه ای موفق و پایدار از اجتماع سازی برای کسب و کار است.با شنیدن داستان و جزئیات مربوط به این کامیونیتی به ابعاد بیشتری از چیستی Business Community Building پی می بریم. اما خب پرداختن به این کیس نیاز به زمان و فرصت مفصل داره که طبق برنامه قراره در رویداد بیزکام سه شنبه درباره ش صحبت کنیم.درباره بیزفانوبیزفانو فقط اون چیزی نیست که در پروفایل ویرگول نوشته شده. بلکه مهمتر از این موارد گفته شده، بیزفانو قراره یک کامیونیتی باشه ... ما را در ساختن این کامیونیتی همراهی کنید! در صفحات اجتماعی منتظر حضور گرمتون هستیم. آیدی ما در اینستا، تلگرام، لینکدین و توئیتر یکسان بوده و با عبارت @bizfano در دسترس هست.سوال اصلی که منجر به نوشتن این مطلب شد رو به شکل دیگه ای از شما میپرسم. آیا یک کسب و کار ایرانی میتونه کامیونیتی (اجتماع کسب و کاری) داشته باشه؟ یا اینکه فقط در حد باشگاه مشتریان متوقف شدن؟</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>بیزفانو</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 16:54:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 نوع از انواع بازاریابی محتوا را بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/5-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-tadmjkdgho1c</link>
                <description>امروزه بازاریابی محتوا به یکی از قدرتمندترین استراتژی های بازاریابی دیجیتالی برای کسب و کارها در هر اندازه و صنعتی تبدیل شده است. با این حال، زمانی که استراتژی خود را توسعه می دهید، می توانید تصمیم بگیرد که کدام نوع از بازاریابی محتوا برای رشد کسب و کار شما مورد استفاده قرار بگیرد.در زیر، من در مورد 5 نوع از بازاریابی محتوا بحث خواهم کرد که برای تعامل با مشتریان و افزایش فروش استفاده می شود.1. وبلاگ هاوبلاگ نویسی یکی از محبوب ترین انواع بازاریابی محتوا برای کسب و کارهای کوچک است. و به دلایلی! وبلاگ ها یکی از بهترین راه ها برای بهبود جستجوگرها هستند و ترافیک بیشتری را از موتورهای جستجو به سایت شما هدایت می کنند. زمانی که مصرف کنندگان کلمات کلیدی مرتبط را جستجو می کنند سایت هایی که وبلاگ دارند با احتمال بیشتری در صفحه اول موتورهای جستجو مانند Google می آیند. این می تواند به شما کمک کند که از بودجه بازاریابی محدود خود، به بهترین وجه استفاده کنید.وبلاگ نویسی نه تنها بهینه سازی موتور جستجوگر شما را بهبود می بخشد، بلکه یک راه عالی برای ایجاد رابطه با مشتریان فعلی است. هر چه محتوای شما ارزشمند تر باشد، بیشتر احتمال دارد مخاطبان هدف شما را در برگیرد. 2. فیلم هااگر می خواهید در بازار دیجیتال در رقابت باقی بمانید، باید راهی پیدا کنید تا مخاطبان هدفتان را جذب کنید و آنها را به سرعت درگیر کنید. مصرف کنندگان امروزه محتوای ویدیوی بیشتری نسبت به گذشته مشاهده می کنند و یک سوم از فعالیت های آنلاین مربوط به تماشای محتوای ویدئویی می شود. این واقعیت باعث می شود که ویدیو یکی از بهترین انواع بازاریابی محتوا برای دستیابی به مشتری های هدف باشد، مهم نیست که صنعت شما چه چیزی باشد. ویدئو به افزایش زمان صرف شده در سایت ها کمک می کند. هرچه مشتریان زمان بیشتری را در وب سایت شما صرف کنند، شانس شرکت شما برای فروش بیشتر می شود. اگر می خواهید از قدرت ویدئو استفاده کنید، باید بدانید که مخاطبین شما بیشتر جذب چه نوع محتوایی و موضوعاتی خواهند شد.3.  اینفوگرافیکاینفوگرافیک جهت آموزش مخاطبان و ارائه اطلاعات مفید است. این نوع بازاریابی محتوای بصری به بیننده ها کمک می کند تا داده ها و آمار را به راحتی تجسم کنند. شما می توانید از اینفوگرافیک برای توضیح یک موضوع پیچیده، ارائه آمار از آنچه کسب و کار شما را فراهم می کند و یا حتی ارائه یک نمودار از محصول خود استفاده کنید.4. مطالعات موردییکی دیگر از انواع ارزشمند بازاریابی محتوا، مطالعه موردی است. مطالعات موردی اساسا داستان مشتری است که نشان می دهد که چگونه کسب و کار شما به یک مشتری یا مشتری موفق تبدیل شده است. شرکت ها می توانند از مطالعات موردی برای برجسته سازی برنامه های خاص یا استفاده از خدمات و محصولات خود استفاده کنند. این نوع محتوا به مصرف کنندگان کمک می کند تا بدانند چگونه برند شما می تواند در زندگی یا کسب و کار آنها ارزش افزوده ایجاد کند.اگر شما قصد استفاده از مطالعات موردی را دارید، به طور استراتژیک، مشتریانی را انتخاب کنید که محصولات یا خدمات شما به نحو قابل توجهی برایشان سودمند بوده است. 5. کتاب های الکترونیکیکتاب های الکترونیکی یک نوع مؤثر از محتوا هستند که کسب و کارها میتوانند برای ارایه ارزش برای مشتریان خود استفاده کنند. کلید واژه در اینجا ارزش است. کتاب شما باید نوعی اطلاعات مفید و بینش در مورد نیازها و چالش های مخاطبان هدف ارائه دهد. مانند بسیاری از انواع دیگر بازاریابی محتوا، هدف از کتاب های الکترونیکی ایجاد ارتباط با مصرف کنندگان هدف است به طوری که آنها به نام تجاری شما اعتماد کنند و در هنگام خرید، به سمت شما آیند. توجه داشته باشید که کتاب های الکترونیکی نیازمند سرمایه گذاری هستند و ساختن آنها بیشتر طول می کشد.  منبع:::https://www.lyfemarketing.com/blog/types-of-content-marketing/ </description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>رز رفیعی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 16:45:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمین خاکی استارتاپی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-phwgb3ltyj2j</link>
                <description> استارتاپ ها و کسب و کارهای اینترنتی به قدری رشد کردن که احتمالا به زودی شعار &quot;هر ایرانی یه کسب و کار اینترنتی&quot; رو خواهیم داشت. حالا چه صاحب و موسسش باشه (که البته میدونیم ۹۹ درصد افراد CEO و فاندرن) چه کارشناسش (بلا نسبت).خوبه قبل از استفاده از هر چیزی دفترچه راهنماشو بخونیم. کار کردن در فضای استارتاپی یا کلا آنلاین هم یه سری نکات و فرهنگ مخصوص به خودشو داره که در ادامه به چند مورد اشاره می کنم.کار گروهیاساس رشد یک استارتاپ کار گروهی و تیم ورکه. استارتاپ دقیقا همون ماشینیه که اگه یه تیکه ش با بقیه هماهنگ نباشه کار نمی کنه. پس سعی کنید فرهنگ کار گروهی رو در خودتون رشد بدید.خلاقیت به میزان لازمهممون از تبلیغای خشک و رباتیک تلویزیونی بیزاریم چون هیچ خلاقیتی ندارن. تجربه نشون میده که حتی یه مقدار خلاقیت ساده باعث رشد عجیب در جذب مخاطب و محبوبیت برند ما میشه. حتی خیلی وقتا بسیاری از هزینه های ما رو (به خصوص در تبلیغات) کاهش میده. در غیر این صورت باید برید پیش متخصصین سئویی که کارشون اینه: &quot; نمایش تضمینی سایت در صفحه اول گوگل فقط با ۱۰۰ هزار تومن&quot;! چند وظیفه بودنامکان داره در اوایل دوران فعالیت استارتاپ، درست همون موقعی که کسب و کار هنوز نوزاده و پا نگرفته، علاوه بر شغل و وظیفه اصلیمون، مجبور بشیم وظایف دیگری رو هم به عهده بگیریم و به قول بزرگان علم و ادب مالتی تسک باشیم. البته حواستون جمع باشه چون امکانش هست مدیر جان با این سیستم حال کنه و تا آخر به اجبار با همین فرمون ادامه بدید.یادگیری، یادگیری، یادگیریبزرگترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری هر شخص روی خودشه. نذارید کار و مشغله شما رو از یاد خودتون ببره. همیشه یاد بگیرید. از همکارا، از رقبا، از گوگل. مدام در حال توسعه و به روز رسانی دانش هاتون باشید. خوبه که هر روز یک مقدار از وقتمون رو به یادگیری بگذرونیم. شک نکنید مدیرتون هم پایه ست. چون بعدا همین دانش به نفع کسب و کار خواهد بود.بررسی عملکرد رقبااگر در کسب و کارتون رقیبی ندارید که خوش به حالتون. اما اگر دارید و احتمالا قدیمی تر از شماست، حتما و حتما آنالیزش کنید. بررسی فعالیت هاش تو شبکه های اجتماعی، وب سایتش، پشتیبانیش و … همه و همه میتونه به شما در مسیر پیشرفت کمک کنه.سنجش مداوم عملکرد خودهیچ حرکتی عاقلانه نیست مگر اینکه نتیجه ش سنجیده بشه. هر تغییر یا فعالیتی بدون سنجش و نتیجه گیری، مثل اینه که اون تغییر یا فعالیت اصلا انجام نشده. در هر زمینه و تخصصی ابزارهایی برای سنجش عملکرد وجود داره. اونا رو پیدا کنید و ازشون استفاده کنید.تعامل با همکارانهر از چند گاهی با سایر همکارا (چه در واحد خودمون چه واحد های دیگه) جلساتی بذاریم و صحبت کنیم. خیلی از ایده های جدید در همین جلسات متولد میشن. همچنین این تعامل ها نقاط قوت و ضعفمون رو به خوبی مشخص می کنن.انتقاد پذیریهیچ کس کامل نیست (البته روی صحبتم با کسایی که دیجیتال مارکترن نیستا، اونا همشون خفنن). پس سعی کنیم همیشه انتقادها رو بپذیریم. کسانی که از بیرون به ما نگاه می کنن با دید وسیع تری ما رو میبینن.ایجاد ارتباط با سایر اعضای سازماناگر در سازمان بزرگی کار می کنید که افراد زیادی در اونجا مشغول به کار هستن، سعی کنید دایره ارتباطات سازمانیتون رو گسترش بدید. این آشنایی ها به شما کمک میکنه که بتونید از تجارب دیگران استفاده کنید.  اگر در کار هم جایی به مشکل خوردید از اونا می تونید کمک بگیرید.آشنایی با فضای آنلاین و کسب و کارهای دیگردنیا دنیای ارتباطاته. البته منظور بنده بند پ نیست. مثل یه گیک، یه خوره، مدام در حال گشتن و بالا پایین کردن اینترنت باشید. سعی کنید همه کسب و کارهای اینترنتی و استارتاپای دیگه رو بشناسید. حتی باهاشون لینک بشید. این لینکا خیلی کمک میکنن. احتمال کارکردن در ساعات طولانیدر یک استارتاپ، اول و آخر کار دست ماست و هیچ وقت قرار نیست کسی از یه سیاره دیگه بیاد و کمکمون کنه. خیلی وقتا برای به پایان رسوندن کاری که برای انجامش تعهد دادیم یا برای رسیدن به تارگت، مجبوریم ساعات بیشتری کار کنیم. البته میشه با برنامه ریزی مناسب این فشارها رو کمتر کنیم.صرفا بر روی پول و حقوق تمرکز نکنیدحقوق و دستمزد بحث بسیار مهمیه و هیچکس منکرش نیست. اما در مورد حقوق چند نکته رو به یاد داشته باشید.- همیشه یک تعادل منطقی بین حقوق و کسب تجربه برقرار کنید. امکان داره یک سال حقوق پایین دریافت کنید اما به قدری تحربه کسب کنید که به یک فرد با ارزش تبدیل بشید و در محل های کاری بعدی، دریافتی شما چند برابر حقوق قبلیتون باشه و تمام اونا رو جبران کنه.- توانایی ها و ارزش هاتون رو بسنجید و بر اساس ارزش واقعیتون درخواست حقوق کنید. بدترین بلایی که یک سازمان می تونه سر یک کارشناس بیاره اینه که بیشتر و حتی چند برابر ارزش ها و توانایی هاش بهش حقوق بده. تجربه ثابت کرده که اینجور افراد ضربه های بدی خواهند خورد.پیشگام و خودجوش باشیدبهترین نیروهای یک کسب و کار افرادی هستن که خودجوش عمل میکنن و کمتر منتظر بقیه هستن. البته خودجوش بودن با خود رای بودن و بی توجهی به سایرین تفاوت داره. سعی کنید همیشه فعال و پیشگام عمل کنید.   </description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>عرفان اعتماد</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 12:02:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش اسپید در رونق کسب و کارهای شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%82-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-kzch4wx4bpim</link>
                <description>با اسپید در اینستا و تلگرام راحت بفروشید!خیلی از کسب و کارهای کوچک از شبکه‌های اجتماعی برای فروش کالا استفاده می‌کنند. این کسب و کارهای خانگی یا خانوادگی نقش مهمی در رونق بازار محصولات مصرفی، کالاهای تزئینی، پوشاک، زیورآلات و ... دارند و به کاهش بیکاری و استقلال اقتصادی بسیاری از افراد کمک کرده‌اند. احتمالا شما هم دنبال کننده‌ی بعضی از کانال‌های فروش محصولات یا صفحه‌ی اینستاگرامی یک کسب و کار اینترنتی بر مبنای شبکه‌های اجتماعی هستید و یا خودتان در همین زمینه مشغول فعالیت تجاری باشید. اگر صاحب یک کسب و کار اینستاگرامی هستید و یا قصد راه‌اندازی آن را دارید، طبیعتا رساندن محصول به دست مشتری و دریافت مبلغ آن یکی از چالش‌های همیشگی شماست.بسیاری از فروشندگان اینترنتی علاقمندند به محض ارسال محصول برای مشتری، مبلغ خرید را مستقیما در حساب خودشان دریافت کنند. در مقابل طبق فرهنگ خرید در جامعه ما، خیلی از خریداران ترجیح می‌دهند پول جنس را زمانی بپردازند که محصول را دریافت کرده‌اند و آن را لمس کرده‌اند. از طرفی این چالش وقتی بزرگ‌تر می‌شود که شرکت توزیع شما مسوول دریافت پول از مشتری باشد.طبیعتا برای بسیاری از ارائه دهندگان خدمات حمل و توزیع بسته، چه پول را نقد از خریدار بگیرند و یا با دستگاه کارتخوان متحرک از مشتری دریافت کنند، گردش مالی زمان‌بر خواهد بود.در واقع با توجه به روال جاری بانکی مراحل اداری رساندن پول از خریدار تا فروشنده بین یک تا سه روز طول می‌کشد و از آنجایی که نمی‌توان برای هر تراکنش جداگانه این مسیر را طی کرد، زمان تسویه حسابِ شرکت حمل و نقل با فروشگاه طولانی‌تر هم می‌شود. اما اسپید این مشکل را به روشی بسیار ساده حل کرده است؛ این شرکت با ثبت شماره شبا مشتریان در دستگاه‌های کارتخوان (POS) سفیران اسپید، این امکان را ایجاد کرده که پول دریافتی از مشتریان در مقابل در منزل‌شان مستقیما به حساب فروشگاه آنلاین واریز شود.این سرویس پرداخت مستقیم در بسیاری از  شرکت‌های پخش و توزیع وجود ندارد.شاید بپرسید تکلیف پول‌های نقدی که سفیران اسپید دریافت می‌کنند چه می‌شود؟اگر چه اسپید در تلاش است این روش سنتی دریافت پول نقد از مشتریان را حذف کند، اما فعلا با توجه به شرایط موجود، سفیران اسپید این مسوولیت را هم بر دوش دارند. پول‌های دریافتی از مشتریان هر کسب و کار هر روز تجمیع می‌شود و وارد سیستم مالی می‌شود. بهینه‌سازی نرم افزار مالی اسپید این امکان را فراهم کرده که شرکت‌ها بتوانند هر سه روز یک بار با اسپید تسویه حساب کنند. محصولات ارزان، هزینه ارسال ارزانیکی از ویژگی‌های فروشگاه‌‌های اینستاگرامی و تلگرامی پایین بودن قیمت محصولات عرضه شده است. مثلا ممکن است قیمت فروش یک پیراهن در این فروشگاه‌ها تنها 20 هزار تومان باشد. در آن صورت با احتساب کرایه‌ی یک پیک موتوری در تهران که حداقل 15 هزار تومان خواهد بود، مشتری رغبتی برای خرید پیدا نخواهد کرد. در اینجا مزیت قیمت رقابتی خدمات حمل و نقل اسپید بیشتر به چشم می‌آید؛ نرخ استفاده از خدمات اسپید برای ارسال هر محصول ثابت است (بین 8 تا 10 هزار تومان)  و این موجب می‌شود هزینه تمام شده برای هر خرید مشتریان به شکل منصفانه‌ای پایین بیاید. به این ترتیب مشتری هم تمایل بیشتری برای خرید از فروشگاه اینستاگرامی یا تلگرامی خواهد داشت. به این ترتیب حتی صاحب کسب و کار این انتخاب را دارد که با کسری از سود خود، هزینه ارسال کالا را به مشتری را خود بر عهده بگیرد و ارسال رایگان محصول را به عنوان مزیت فروشگاهش به مشتریان اعلام کنداستفاده از الگوریتم‌های هوشمند مسیریابی و توزیع برای ارسال سریع‌تر سفارش‌ها، امکان انبار موقت کالاها بیش از آمار فروش روزانه در اسپید و داشتن نیروهای باتجربه و برخورد محترمانه‌ی سفیران اسپید با مشتریان به عنوان ویترین اسپید و کسب و کار فروشنده‌ی کالا از دیگر ویژگی‌هایی است که بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی اینستاگرامی و تلگرامی را برای استفاده از خدمات اسپید قانع کرده است. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد خدمات حمل و نقل سریع در تهران از طریق اسپید به وبسایت اسپید به آدرس http://speeddeliv.com/business مراجعه کنید.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>Speeddeliv</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2019 09:11:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیرمحصول خوب / مدیرمحصول بد</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%AF-dardglzyzhsg</link>
                <description>سلام به همه دوستان.من نه مدیر محصول هستم نه زیاد در موردش مطلب خوندم و مطلبی که قراره بخونین فقط قسمتی از یک فصل کتاب سختی کارهای سخت (به انگلیسی: The Hard Thing About Hard Things) هستش. عنوان فصل هم &quot;مواظب افراد، محصولات و منفعتت باش; به همین ترتیب&quot; هستش. کتاب فوق العاده‌ای هست زیاد نمیخوام در مورد خود کتاب بنویسم کافیه یه سرچ کوچولو بکنین. انتشارات آریانا قلم ترجمه روانی کرده برای این کتاب. حتما بگیرین بخونین.خب بریم سر تعریفی که بن هاروویتز برای مدیرمحصول کرده با این پیش نوشته که چرا اصلا خواسته تعریفی از مدیر محصول خوب و بد داشته باشه. از این به بعد متن دقیق خود کتاب هستش که نقل میشه.وقتی در نت اسکیپ گروه مدیریت محصولات سرور را اداره میکردم، از اینکه هریک از اعضای تیمی که به من سپرده شده بود درک متفاوتی از کارشان داشتند خیلی احساس سرخورردگی کردم بالاخره، حسی در درونم گفت که هیچ‌کس در این صنعت شغل مدیر محصول را تعریف نکرده است. آنچه در ادامه می‌آید تلاش من برای انجام این کار و پایین آوردن فشار خونم بود.مدیرمحصول خوب / مدیرمحصول بدمدیرمحصول خوب شناخت خوبی از بازار، محصول، خط محصول و رقبا دارد و بر پایه‌ای قوی از دانش و اطمینان عمل میکند. مدیرمحصول خوب، مدیر عامل محصولش است. مدیرمحصول خوب مسئولیت را تمام و کمال می‌پذیرد‌‌ و موفقیت خودش را برا‌ساس موفقیت محصولش می‌سنجد. مدیر محصول خوب مسئول ارائه محصول مناسب در زمان مناسب و تمام الزامات تحقق این امر است. مدیرمحصول خوب شرایطی را که در آن کار می‌کند (شرکت، جذب درآمد، رقبا و غیره) میشناسد و مسئولیت طراحی و اجرای برنامه پیروزی را بر عهده میگیرد(عذر و بهانه نمی‌آورد).مدیرمحصول بد تا دلت بخواهد عذر و بهانه دارد. سرمایه گذاری کافی نبود، مدیر مهندسی کودن است، در مایکروسافت ده برابر تعداد مهندس‌های ما روی این محصول کار می‌کنند، سرم خیلی شلوغ است، به اندازه کافی راهنمایی نمی‌شوم. مدیر عامل شرکت چنین بهانه‌هایی نمی‌آورد، پس مدیر‌عامل محصول نیز نباید این کار را بکند.مدیرمحصول خوب همه وقتش را صرف سر‌وکله زدن با سازمان های مختلفی نمی‌کند که باید باهم کار کنند تا محصول مناسب در زمان مناسب ارائه شود. او تمامِ وقت تیم محصول را نمی‌گیرد، وظایف گوناگون را مدیریت پروژه‌ای نمی‌کند و قفل بازکن مهندس ها نیست. او جزئی از تیم محصول نیست، بلکه تیم محصول را مدیریت میکند. تیم‌های مهندسی به مدیر‌محصول خوب به عنوان یک «ابزار بازاریابی» نگاه نمی‌کنند. مدیر‌محصول خوب، باید همتای مدیر مهندسی در بازاریابی باشد.مدیرمحصول خوب اهداف را با سرعت و دقت تعریف می‌کند، «چیستی» (و نه «چگونگی») و مسیر رسیدن به این چیستی را مدیریت میکند. مدیرمحصول بد وقتی از خودش راضی است که «چگونگی» کار را تعیین کند. مدیرمحصول خوب ارتباطات نوشتاری و کلامی سریع دقیقی با بخش مهندسی برقرار می‌کند. مدیرمحصول خوب جهت دهی غیر‌رسمی نمی‌کند، بلکه صرفا اطلاعات را به صورت غیر‌رسمی جمع‌آوری می‌کند.مدیرمحصول خوب تضمین ایجاد می‌کند، سوالات متداول را پاسخ میدهد و ارائه‌ها و گزارش‌هایی تهیه می‌کند که برای فروشندگان، کارکنان بازاریابی و مدیریان اجرایی کاربرد اهرمی دارند. مدیرمحصول بد از اینکه همه روزش را زیر هجمه سوالات نیرو‌های فروش گذرانده گله می‌کند. مدیرمحصول خوب نقص‌های جدی محصول را پیش‌بینی می‌کند و راه‌حل های عملی برای آن می‌سازد. مدیرمحصول بد همه روز در حال آب ریختن روی آتش است.مدیرمحصول خوب در مواجهه با موضوعات مهم رویکردی نوشتاری در پیش می‌گیرد، موضوعاتی از جمله فشنگ های نقره‌ای رقابتی، انتخاب های دشوار مربوط به طراحی، تصمیمات سخت مربوط به محصول و حمله به بازارها یا عقب نشینی از آنها. مدیرمحصول بد نظرتاش را شفاهی بیان می‌کند و زانوی غم بغل می‌گیرد که «دست های پشت پرده» اجازه نمی‌دهند کار انجام شود. وقتی هم که شکست خورد، مدعی می‌شود که چنین روزی را می‌دیده است.مدیرمحصول خوب تمرکز تیم را معطوف به درآمد و مشتریان می‌کند. مدیرمحصول بد تیم را روی تعداد قابلیت‌هایی که رقبا مشغول ساختن آن‌اند، متمرکز میکند. مدیرمحصول خوب محصولات خوبی را تعریف می‌کند که با تلاش زیاد قابل ساهتن هستند. مدیرمحصول بد محصولات خوبی را تعریف می‌کند که امکان ساخت آنها وجود ندارد یا اینکه اجازه می‌دهد مهندسان هرچیزی که خودشان می‌خواهند، بسازند (یعنی سخت‌ترین مسئله را حل کنند).مدیرمحصول خوب در طول دوره طراحی محصول به ارائه ارزش برتر به بازار فکر می‌کند و در طول مرحله ورود به بازار به فکر دستیابی به سهم بازار و تحقق اهداف درآمدی است. مدیرمحصول بد فرق ارائه ارزش، هم‌پایی با قابلیت های رقبا، قیمت گذاری و همه گیری را به خوبی درک نمی‌کند. مدیرمحصول خوب مشکلات را تجزیه می‌کند. مدیر محصول بد همه مسائل را باهم ترکیب می‌کند.مدیرمحصول خوب راجب داستانی که می‌خواهد در رسانه ها نوشته شود فکر می‌کند. مدیرمحصول بد راجع به بیان تمامی قابلیت ها و ارائه بیشترین دقت فنی در پاسخ به رسانه‌ها فکر می‌کند. مدیرمحصول خوب از رسانه‌ها سوال می‌کند. مدیرمحصول بد به همه سوالات رسانه‌ها پاسخ می‌دهد. مدیرمحصول خوب فرض می‌کند که اعضای رسانه‌ها و جامعه تحلیل‌گران واقعا باهوش هستند. مدیرمحصول بد می‌پندارند خبرنگاران و تحلیل‌گران کودن هستند زیرا زیرا ظرافت‌های فناوری خاصش را درک نمی‌کنند. مدیرمحصول خوب در ایجاد شفافیت از آن طرف بام می‌افتد. مدیرمحصول بد حتی بدیهیات را هم توضیح نمی‌دهد. مدیرمحصول خوب کارش و موفقیتش را تعریف می‌کند. مدیرمحصول بد همواره به دنبال کسی است که کارش را تعیین کند.مدیرمحصول خوب هر هفته سروقت گزارش وضعیتش را ارسال می‌کند، زیرا منظم و منضبط است. مدیرمحصول بد فراموش می‌کند گزارش وضعیتش را به موقع ارسال کند، زیرا ارزشی برای نظم و انضباط قائل نیست.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>علیرضا نظامی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 12:46:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا به دانشگاه رفتم(تا حدودی طنز)+ویدیو</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%AA%D8%A7-%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B7%D9%86%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-xtfwb8mks1wt</link>
                <description>در واقع دلایل زیادی برای رفتن یه آدم به دانشگاه وجود داره که از اون جمله میشه به دلایل کلیشه‌ای مثل کسب علم و دانش، راه یابی به صنعت، فعالیت‌های فرهنگی-هنری، دختربازی و ... اشاره کرد (خدایا از همشون بیزارم. الان که به یادشون افتادم داره عقم می‌گیره)خب بگذریم، من دلایل زیادی برای رفتن به دانشگاه داشتم و مهم‌ترین اونها «خواب آسوده و راحت» بود. شاید کمی عجیب به نظر بیاد؛من از درس و دانشگاه و یک‌جانشینی و کلاً انجام کارهای بیهوده متنفرم. اما با این وجود بدجوری برای رفتن به دانشگاه تلاش می‌کردم. گویی خداوند شخصاً بهم نظر کرده و مستقیم بهم دستور داده باشه که: «بخوان»ولی واقعیتش اینه که «تحصیل علم» برام مهم نبود؛ من پدر مستبدی داشتم و مجبور بودم همیشه رأس ساعت 7 صبح از خواب بیدار شم(امروز به همین ویژگیِ پدر گرامی بسنده می‌کنم ولی در قسمت‌های بعد، شما رو با زوایای پنهان شخصیتی اون بزرگوار بیشتر آشنا خواهم کرد) و این قضیه به شدت برام سخت بود.این بهترین راه برای آزادی من بود که دانشگاه قبول شم، از شهر خودمون دور باشم و بتونم تا دلم می‌خواد بخوابم.می‌دونید از نظر من، «خواب» شیرین‌ترین لذت دنیویه. و امان از کسایی که این لذت رو از آدم دریغ می‌کنند.خلاصه که به بهانه‌ی همین قضیه‌ی به این سادگی ما پامون به دانشگاه باز شد اما روحم هم خبر نداشت که این قدم چه اتفاقات عجیب و غیرمترقبه‌ای رو برام رقم خواهد زد؛ به قول حضرت حافظ:مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است                                         کجا همی روی ای دل به این شتاب کجا(که البته به این اتفاق‌هایی که اشاره کردم هم در داستان‌های بعد خواهم پرداخت) ما رفتیم دانشگاه و با مقوله ی جالب و دردناکی به عنوان «امتحان» آشنا شدیم. و امتحان است و لذت درس خوندن لحظه‌های آخر و خلاصه ماجرای «شب امتحان»یادش بخیر یه دوستی داشتم که رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم، از سر کلاس تا شستن لباس و غیره و غیره همه چیزمون با هم می‌گذشت. این دوستم پسر بسیار باهوشی بود و به واقع، مفهوم ِ«انجام درست و بهینه‌ی کار در زمان‌های بحرانی» رو معنی می‌کرد. و اصولاً در زمینه‌های علمی، خودم رو به روی این دوست عزیز &quot;دایورت&quot; می‌کردم به این ترتیب که هر کاری اون می‌کرد ازش پیروی می‌کردم مثلاً می‌گفت از اینجاها سوال نمیاد، منم نمی‌خوندم، می‌گفت امروز تا اینجا بخونیم کافیه، منم تا همون جا می‌خوندم، می‌گفت بقیه شو فردا صبح بیدار شیم بخونیم، که تو این زمینه به طرز عجیبی مشعوف می‌شدم و با پیشنهادش اعلام موافقت می‌کردم.و نکته‌ی جالب همینجاست که وقتی از خواب بیدار می‌شدم و می‌دیدم اون هنوز خوابه، بدون اینکه صداشو در بیارم به ادامه‌ی خواب می‌پرداختم.و برسیم به قسمت جالب قضیه:خب بالتبع با توجه به اینکه کل ترم چیز زیادی از خزعبلات علمی حالیمون نشده بود و شب‌های گذشته رو هم که به چال کردن شلغم زیر خاک مشغول بودیم؛ پس فقط یک شب رو فرصت داشتیم که درس بخونیم و اون هم شب قبل امتحان بود.تا اینجاش رو گمون می‌کنم با اکثر ابناءِ بشر حس مشترکی رو تجربه کرده‌ایم.اما این بخش قضیه برای من و دوستم واقعاً منحصر به فرد بود. اونم اینکه این شب به یاد موندنی رو با نوشیدن قهوه لذت‌بخش‌تر می‌کردیم.عه؟!!! شما هم همین کار رو می‌کردید؟ می‌دونم این نکته‌ی عجیب ماجرا نیست. نکته اینجاست که ما درست به فاصله‌ی چند دقیقه بعد از نوشیدن قهوه به خوابی می‌رفتیم که انگار به عالم ذر بازگشته و باری‌تعالی هیچ علاقه‌ای به گسیل ما به دنیای مادی نداشت.قهوه ... بله همین نوشیدنی تلخ مزه و عجیبی که عموماً برطرف کننده‌ی خواب هستش برای ما تاثیر متفاوتی داشت. و همونجوری که قبلاً هم اشاره کردم، برای من، «خواب» شیرین ترین لذت دنیویه و اون تجربه خواب بسیار شیرینی رو بهم هدیه داد که تقریباً میشه گفت جای دیگه‌ای تجربه‌ش نکرده‌مبه هر حال بعد از اتمام دوره‌ی کارشناسی باید تصمیمی برای زندگی می‌گرفتم و من کاملاً هوشمندانه، ادامه‌ی تحصیل رو انتخاب کردم؛ اما این بار نه برای آزادی، بلکه برای تجربه‌ی مجدد «قهوه و خواب شیرین شب امتحان»اینکه از توی خواب و بیداری ساعت گوشیت زنگ بزنه که پاشو این مباحث رو بخون، ولی تو ملافه روی سرت بکشی و بگی : «گـــوووررر پـــــــــدر امــــــتـــــحـــــان»حالا از شوخی گذشته بدن انسان یه ساعت بیولوژیکی خاصی داره و در صورتی که خلاف اون بخوای عمل کنی، تمام برنامه هاتو بهم میریزه(که ما از همین ویژگیش جهت افزایش لذت و رفاهمون بهره برداری می‌کردیم).بهتون توصیه می کنم این ویدیو رو هم در ادامه‌ی خاطرات چرت و پرت من ببینید که در خصوص تأثیرات قهوه ست و ساعت مناسب نوشیدن اون...باشد که بیندیشیدhttps://bit.ly/2IvQReS</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>navid.gohar.4071</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 11:51:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرکت طراحی وب؛ 5 راه شناسایی شرکت طراحی وب معتبر</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D8%9B-5-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%88%D8%A8-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%B1-p0t2esfwqzgv</link>
                <description>ویژگی های یک شرکت طراحی وب خوب و معتبر  که بسیاری از آنها در سراسر جهان مشغول به کار هستند را در این نوشته بررسی خواهیم کرد.این شرکت ها، خدمات متعددی به مشتریان خود می دهند و در سال 2019 - 1398 که این مطلب را می نویسم،طراحی وبسایت با آنچه در سالهای 1998 از آن انتظار بود،کاملا متفاوت شده است.شرکت های طراحی وب علاوه بر طراحی وبسایت برای مشتریان خود، تولید محتوا، بهینه سازی صفحات وب ، مدیریت وبسایت، مدیریت شبکه های اجتماعی، راهکارهای تبلیغاتی و خیلی از موارد دیگر را به مشتریان خود می دهند.انجام پروژه طراحی وب اصول داردشرکت های طراحی وب در ایران بصورت اینترنتی و حضوری مشتری جذب می کنند و اگر شما نیازی در این زمینه داشته باشید، به یکی از دو روش با شرکت های متعددی روبرو شده اید.شاید هنوز هم نتوانسته اید که یک شرکت معتبر را شناسایی کنید یا تردید دارید که کدام شرکت بهتر است!ما در این مطلب سعی داریم به شما کمک کنیم تا یک شرکت معتبر را شناسایی کنید و بتوانید شرایط مقایسه را بهتر بدانید.1- نمونه کار قویبه طور طبیعی وقتی می خواهید با شخصی یا گروهی همکاری کنید باید بدانید که ایشان دارای چه رزومه ای هست،چه وبسایت هایی را قبل از آن طراحی کرده است.این وبسایت ها دارای ظاهر، امنیت و راهکارهای متفاوت می باشند و باید به دقت بررسی شوند.نمونه هایی را که شرکت در وبسایت خود دارد یا زمانی که با آنها تماس می گیرید به شما ارائه می شود،می تواند اولین و یکی از بهترین راه های شناسایی شرکت معتبر باشد.2- نحوه برخورد و ارائه اولیهدر مورد اول بیان کردیم که نمونه کارهای قوی یک شرکت می تواند دلیل مهمی برای شروع یک همکاری باشد.بهتر است بدانیم نحوه ی برخورد و ارائه ی اولیه یک شرکت نیز می تواند مهم باشد.برای مثال با شما تماس می گیرند و بازگو می کنند که تا فردا رزومه ای از فعالیت های شرکت برای شما ارسال خواهد شد اما تا 3 روز بعد از آن چیزی برای شما ارسال نشده است!این می تواند دلیلی باشد بر اینکه آن شرکت برخورد خوبی با مشتریان خود ندارد و به حرفهای خود متعهد نیست.حتی اگر بهترین رزومه ی اجرایی را نیز داشته باشد،بهتر است با چنین شرکت هایی همکاری نکنید.این نوع برخوردها در ذهن شما تاثیر مستقیم دارد و بهتر بگوییم دیگر نمی توانید اعتماد کنید. اما برعکس، شرکتی با ارائه برخورد عالی چه در صحبت های اولیه و چه در ارائه ی اولیه خود می تواند قابل اعتماد باشد،پس نگران ادامه همکاری نباشد و به آن اعتماد کنید.3-استفاده از ابزارهای حرفه ای و ارائه گزارش از روند اجراییبسیاری از شرکت ها بصورت حرفه ای با مشتریان خود در حین انجام پروژه در ارتباط هستند و به ارائه گزارش هایی به مشتریان خود می پردازند.آنها به خوبی می دانند که مشتری راضی، مشتری دیگری را دعوت به همکاری با این گروه خواهد کرد.آنها به مشتریان خود خدماتی می دهند که دیگران ارائه نمی دهند.آنها با ابزارهای حرفه ای نظیر ترلو (Trello)  با مشتریان خود در ارتباط هستند و یا سیستم های داخلی مناسب خود را دارند و یا ارائه گزارش های حرفه ای از روند اجرایی پروژه را به مشتری خود می دهند که باعث اعتماد به مشتری خواهد شد.اگر فرآیندی پیچیده تر از یک وبسایت اطلاع رسانی ساده دارید،بهتر از مورد بعدی را بخوانید.4-نیازسنجی دقیق از مشتری و ارائه راهکار قبل از شروعاگر وبسایتی قبل از اینکه شروع به همکاری برای طراحی وبسایت داشته باشد،حاضر شد به شما مشاوره دقیق و درست بدهد، مطمئن باشید همان وقتی که برای شما گذاشته است بهترین راهکار برای شماست و این نشان می دهد که شرکت متفاوت تر از آن چیزی ست که شما فکر کرده اید و دقیقا همان چیزی ست که باید باشد.برای وبسایت هایی که خیلی پیچیده تر از یک وبسایت ساده اطلاع رسانی هستند،اگر شرکتی برای شما وقت گذاشت و به شما مشاوره داد،با شما صحبت کرد و نیازهای شما را به دقت بررسی و به شما راهکارهایی را داد.این راهکارها را در قالب یک داکیومنت برای شما آماده کرد و در آن نیز زمان بندی حدودی پروژه را ارائه کرد.به این شرکت احترام بگذارید،این ایده آل ترین چیزی ست که می توان متصور بود.همان چیزی ست که شما می خواهید.در جلسه نیازسنجی دقت داشته باشید که بحث هایی که شما می کنید و انتظاراتی که دارید با بیان کنید و البته بدانید که شرکت نیز به خوبی این صحبت ها را از شما واکشی خواهد کرد :-)))5-پشتیبانی و پاسخگویی خوباین مورد نیاز به بررسی بیشتری دارد،باید با مشتریان این شرکت تماس بگیرید و یا بصورت غیرمستقیم بیشتر بدانید که این شرکت بعد از اینکه کار خود را تحویل داد ، به چه صورت رفتار خواهد کردباید بدانید : مشتریان از این شرکت بخاطر پشتیبانی و پاسخگویی راضی هستند یا خیررفتار کارمندان شرکت چگونه بوده است بصورت تیکت پشتیبانی می کند یا بصورت تلفنی و یا هر دو موردانگیزه لازم کارمندان برای پیگیری موارد خواسته شده اگر تغییراتی خواستید به چه صورت رفتار خواهند کردپایان پشتیبانی طراحی وبسایت چه زمانی می باشدطراحی وبسایت یکی از شغلهای پردرآمد در دنیا و حتی ایران می باشد.خیلی از افراد بصورت شخصی و یا فریلنسری این کار را حتی در منزل خود انجام می دهند.پس دقت داشته باشید که تمامی مواردی که در بالا به آن اشاره کردیم برای افراد حقیقی نیز صادق می باشد.قیمت طراحی وبسایت یکی از دغدغه ی کسب و کارها می باشد، اما من در این باره هیچ حرفی نزدم،چون به این اعتقاد دارم که روی کارهایی که این چنینی قیمت نمی تواند گذاشت و هر شرکتی بسته به شرایطی که خود در نظر گرفته است قیمت را تعیین می کند و مشتریان نیز براساس کیفیت و آیتم هایی که در ذهن دارند هزینه را پرداخت می کنند. در یک کلمه بگوییم که طراحی وبسایت تلفیق علم و هنر می باشد و روی کار هنرمندان نمی توان قیمت گذاشت.خب امیدوارم از این محتوای من خوشتون اومده باشه .اگر هم مواردی هست که من در این نوشته ننوشتم،در قسمت نظرات همین نوشته بگذارید تا به مطلب اضافه کنم.همچنین اگر تجربه ای از کار با شرکت ها و یا اشخاص دارید بازگو کنید.در مورد نوشته های من بیشتر بدانید : من تلاش می کنم محتواهایی بنویسم که برای خوانندگان جذاب باشد.همه  مطالب بصورت حرفه ای برای اشخاص و کسب و کارها نوشته خواهد شد و می توانید درخواست بدهید تا لینک شما به نوشته ها اضافه شود. تولید محتوا بصورت متنی یکی از کارهای مورد علاقه من  و ویرگول نیز یکی از وبسایت های خوب در این زمینه می باشد. اگر برای تولید محتوای خودتون نیاز به کمک دارید، می توانم با  کیفیت عالی برای شما، این کار را انجام دهم. اسپانسری نوشته ها یکی از روش های کسب درآمد من می باشد ;-)این نوشته  1000 کلمه ای  و مناسب برای طراحی وبسایت می باشد.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>علی عباسی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 11:19:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای سال ۹۸ چه تغییراتی در کسب و کار ایجاد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zyk3aalmep5m</link>
                <description>در سال ۱۳۹۸، با توجه به رکود بازار، پیشنهاد می شود این ۳ اصل در ادامه مسیر کسب و کارها اعمال شود.۱) بروز رسانی راهکارهای خود برای همگام سازی با اهدافتقریبا هر شرکتی با گذشت زمان تمرکز و اهداف خود را تغییر خواهد داد. پس از این که از تغییرات آگاهی پیدا کردید، می توانید راهکارهای خود را بروزرسانی کنید. شما نیاز خواهید داشت تا روی اهداف شرکت خود و چیزی که می خواهید در طی سال به آن برسید، کار کنید. اهداف مشخص به شما و تیم شما کمک می کنند که در مسیر خود حرکت کنید.راهکارهای خود را برای همگام شدن با اهداف خود شکل دهید. بعد از آن، این اهداف اولیه هستند که شما را در رسیدن به موفقیت در تجارت کمک خواهند کرد.برای مثال، اگر یکی از اهداف شما این است که دسترسی آنلاین تجارت خود را بهبود بخشید، شما نیاز دارید تا بازاریابی دیجیتالی را به طور برجسته بررسی کنید.۲) مهارت شناخت شخصیت خریداراین عامل می تواند یکی از مهمترین بخش های هر بازاریابی و بروز رسانی تجارت باشد که یک شناخت عمیقی از مشتریان در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار می دهد. هیچ کسی بهتر از شما مشتریان خودتان را نمی شناسد بنابراین با شناخت بهتر شخصیت خریداران خود، تجارت موفق تری خواهید داشت.۳) پیاده سازی اتوماسیون، البته اگر می توانیداتوماسیون به استفاده از نرم افزارها برای کنترل ساده و انجام وظایف تکراری مربوط می شود به طوری که یک شخص عادی به تنهایی نمی تواند از عهده آن بر آید. بسیاری از تجارت ها از اتوماسیون برای کنترل کارهایی مانند ارسال پست ها در رسانه های اجتماعی، بازاریابی از طریق ایمیل و افزایش دامنه ارتباطی با مشتری و.. استفاده می کنند.پیاده سازی اتوماسیون در سراسر تجارت می تواند بسیار موثر باشد چرا که با استفاده از ابزارهای درست، شما می توانید پیام های هدفمند و شخصی را که سبب بهبود شاخص های کلیدی می شوند، ارسال نمایید. اگر شما هنوز هم از اتوماسیون استفاده نکرده اید، سال ۲۰۱۹، سال شروع این فرایند و بروز رسانی تجارت شما خواهد بود.تعدادی ابزار مانند ActiveCampaign و HubSpot وجود دارند که شما می توانید از طریق آنها تلاش های مربوط به بازاریابی های خود را به صورت اتوماسیونی انجام دهید.این ابزارها دارای ویژگی های مفیدی هستند و یادگیری آنها آسان است. قرار دادن اتوماسیون برای کنترل وظایف کلیدی، می تواند یکی از اصلی ترین تغییرها و همچنین مهمترین راهکارها در بروز رسانی تجارت شما باشد. با توجه به برآورد های به عمل آمده، اتوماسیون از اهمیت خاصی برخوردار است و حضور آن در تجارت یک مزیت محسوب می شود.منبع: وب سایت مشاور بازاریابی منصور کیارش</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>منصور کیارش</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2019 11:18:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به کارکنان کلیدی استارتاپتون، سهام اعطا کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B7%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-xydkmri3f5ch</link>
                <description>در مقاله‌های قبلی آکادمی چرخ، در زمینه سهام استارتاپ به مهم‌ترین پارامترها در چگونگی تقسیم سهام استارتاپ میان بنیان گذاران و چگونگی تخصیص تدریجی سهام به افراد و اهمیت آن پرداختیم. در این مقاله قصد داریم به برنامه اعطای سهام به کارکنان کلیدی استارتاپ، تاریخچه آن و مثال‌هایی واقعی از ثروتمند شدن پرسنل استارتاپ‌ها بعد از بورسی شدن آن‌ها بپردازیم.برنامه اعطای سهام استارتاپ به کارکنان کلیدیدر برنامه اعطای سهام استارتاپ به کارکنان نحوه‌ی اعطا و ساختار توزیع سهام مشخص می‌شود.برای مثال فرض کنید ۱۱% از سهام استارتاپ برای کارکنان کلیدی و پرسنل آن که مجموعا ۱۲۰ نفر هستند، کنار گذاشته شده است. در واقع تمامی این افراد به صورت بالقوه می‌توانند اختیار خرید سهام استارتاپ را دریافت کنند.از طرفی موقعیت شغلی و سطح حقوق دریافتی این افراد با هم متفاوت است. بنابراین اهمیت برنامه‌ی اعطای سهام به پرسنل یا Employee Stock Option Plan یا به اختصار ESOP مطرح می شود چرا که در این برنامه مشحص می شود به هر فرد چند درصد سهام استارتاپ و با چه قیمتی، در چه بازه‌ی زمانی و با چه شرایطی اعطا شود.اعطای سهام استارتاپ به کارکنان از چه زمانی مد شد؟ریشه‌ی اعطای سهام به پرسنل یا ESOP به حدود ۶۰ سال قبل در آمریکا برمی‌گردد. در سال ۱۹۵۷ در آمریکا اعطای سهام به عنوان روشی برای جبران خدمات کارکنان البته در سطح مدیران ارشد که از اعضای تیم اولیه تشکیل دهنده‌ی شرکت و سهامدار نبودند شروع شد.یک جمله‌ی معروف از Louise Kelso (حقوقدان و فعال در زمینه‌ی تأمین سرمایه) وجود دارد که می‌گوید:حتی اگر سیستم ما یک سیستم مبتنی بر سرمایه (کپیتالیستی) هم باشد این سیستم زمانی بهتر کار می‌کند که تمامی کارکنان (نه فقط سهامداران و سطوح بالا) در مالکیت و منافع شرکت سهیم باشند.این کار اگر چه سهم از کیک سهامداران قبلی را کاهش می‌دهد اما آنچنان انگیزه‌ای به شرکت و سازمان تزریق می‌کند که منجر به بزرگ‌تر شدن اندازه کیک می‌شود و در نهایت برای سهامداران اولیه نیز بهتر است چرا که سهمی کمتر از کیکی بسیار بزرگتر خواهند داشت.کمی جلوتر می‌رویم و به دهه ۷۰ میلادی که تقریبا اکوسیستم استارتاپی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطر پذیر در دنیا در حال شکل گرفتن بودند، می رسیم. زمانیکه قوانین در امریکا عوض شدند و صندوق‌های بازنشستگی این امکان را داشتند تا ۵ الی ۱۰ درصد از حجم صندوق را به سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها اختصاص دهند.در همان دوران (۱۹۷۵-۱۹۷۶) اپل و مایکروسافت، و بعد از آن کامپیوترهای خانگی ایجاد شدند، اینترنت به وجود آمد و به تدریج سیر عظیم انقلاب دیجیتال در حال رخ دادن بود و کم کم فرهنگ اعطای سهام به سطوح پایین‌تر شرکت‌ها رسید. و دیگر نه تنها مدیران ارشد بلکه تمامی کارکنان می‌توانستند سهامدار شوند.در سیلیکان ولی که نقطه‌ی اصلی تشکیل استارتاپ‌ها در کشور آمریکا محسوب می‌شود اعطای سهام عملا به ابزاری برای شکار سرمایه‌های انسانی و استعدادها تبدیل شد.در واقع با مفهوم اعطای سهام، نه تنها انگیزه بخشی به کارکنان محدود به حقوق و پاداش نخواهد بود بلکه کارکنان در مالکیت شرکت که مفهومی مادام العمر است سهیم می‌شوند.  و این ویژگی منجر به این شد که اعطای سهام به پرسنل در طول زمان محبوبیت بیشتری به دست آورد. از دیدگاه کارکنان و یا پرسنل نیز اینکه آنان بتوانند مالکیت یک شرکت سهامی خاص که در اختیار یک شخص، خانواده و یا گروهی از شرکاست را به دست آورند، یک موضوع ارزشمند محسوب می‌شد.محبوبیت اعطای سهام به کارکنان پس از ایجاد معافیت‌های مالیاتی یا مشوق مالیاتی برای آن، افزایش یافت. در واقع از کسانی که دارای اختیار خرید به سهام بودند در ازای افزایش قیمت سهام، هیچ مالیاتی دریافت نمی‌شد یا مالیات کمتری دریافت می‌شد. در نتیجه در مقایسه با بسیاری از روش‌ها، ابزار بهتری برای حفظ ثروت افراد تلقی می‌شد.امروزه به طور متوسط حدود ۸ درصد از سهام شرکت‌های سهامی خاص در آمریکا در اختیار کارکنان است.یک شبه ثروتمند شدن کارکنان اپل و گوگلبرای درک بهتر مزایای اختیار خرید سهام استارتاپ و اینکه چرا اعطای سهام به کارکنان می‌تواند بی‌نهایت برای آن‌ها جذاب باشد، چند مثال واقعی را مورد بررسی قرار می‌دهیم:شرکت اپل در سال ۱۹۸۰ وارد بورس و از یک شرکت سهامی خاص به سهامی عام تبدیل شد.در لحظه بورسی شدن اپل، رکورد بیشترین تعداد خلق میلیونر در تاریخ شکست.در لحظه‌ی IPO یا سهامی عام شدن اپل ۳۰۰ نفر از سهامداران و پرسنل آن میلیونر شدند. به این معنی که ارزش سهام این افراد بیشتر از یک میلیون دلار شد. بسیاری از این افراد نیز در لایه‌های پایینی سازمان بودند اما به این دلیل که در اوایل تأسیس اپل به آن ملحق شده بودند درصد سهام بیشتری داشتند.برای مثال بسیاری از این افراد وقتی وارد شرکت شده بودند که ارزش اپل ۲ میلیون دلار بود در حالیکه در زمان بورسی شدن ارزش اپل چند صد برابر شد. مثلا اگر ارزش سهام فرد در آن زمان ۵ هزار دلار بوده باشد کافی است ارزش آن ۲۰۰ برابر شود تا این فرد میلیونر شود.رشد ۴۰۰۰ برابری سهام گوگل و میلیونرهای گوگلیدر مورد گوگل داستان جالب تر از اپل است چرا که در اوایل راه‌اندازی، گوگل در رقابت با تعداد بسیار زیادی موتور‌ جستجو بود و برای کارکنان موتورهای جستجویی مانند گوگل، آینده مدل تجاری موتورهای جستجو و چگونگی کسب درآمد آن‌ها مشخص نبود. مدتی بعد جنگ موتورهای جستجو به پایان رسید، تمامی موتورهای جستجوی موجود در آن زمان شکست خوردند و در نهایت یاهو و گوگل باقی‌ماندند که البته هم اکنون یاهو را نیز می‌توان در جرگه‌ی شکست‌خوردگان به شمار آورد پس در واقع گوگل به تنها بازیگر و رهبر بازار تبدیل شد. با این حال مشخص نبود گوگل در آینده به چه موقعیتی می‌رسد و در آن زمان ارزش‌گذاری پایینی داشت و افرادی که در ابتدا به گوگل ملحق شدند به دلیل ارزشگذاری پایین تر گوگل، سهام بیشتری دریافت کردند. پس از آنکه در سال ۲۰۰۸ گوگل در مسیر موفقیت قرار گرفت و مشخص شد فقط گوگل و یاهو باقی‌مانده‌اند، ارزش گوگل نسبت به ارزش‌گذاری سری A آن، ۴۰۰۰ برابر شد. در نتیجه ارزش سهام افرادی که در لایه‌های بسیار پایین این شرکت بودند و مثلا ۱۰۰۰ دلار سهام دریافت کرده بودند (که این عدد حتی برای آشپز مجموعه هم رقم بسیار پایینی محسوب می‌شود) در آن سال ۴۰۰۰ برابر شد و به ۴ میلیون دلار رسید.در یک مثال یکی از مهندسان گوگل را در نظر بگیرید که دیرتر از آشپز وارد شده است و مثلا ارزش سهام آن ۲۰۰۰ برابر شده است و اگر رقم ۵۰ هزار دلار آپشن دریافت کرده باشد، که برای یک مهندس در بازه‌ی زمانی ۲-۳ سال عدد معقولی است ارزش سهام آن در سال ۲۰۰۸ به ۱۰۰ میلیون دلار رسیده است.آشپزی که از همان ابتدا وارد گوگل شده است و کل ۴۰۰۰ برابر شدن ارزش سهام را تجربه کرده است با فرض اینکه اختیار خرید سهام او معادل با ۷ هزار دلار باشد، در سال ۲۰۰۸ و با ورود گوگل به بورس، ثروتی ۲۸ میلیون دلاری کسب کرده است.حال آن که اگر این فرد با زندگی عادی و کارمندی سعی در به دست آوردن این مقدار ثروت داشت، لازم بود چند صد سال و یا حتی چند هزار سال کار کند... مطالب بیشتر در زمینه استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذاری خطرپذیر را وبلاگ آکادمی چرخ مطالعه نمایید.  </description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>آکادمی چرخ</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jun 2019 11:35:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلا های نهادی و فرصت های کارآفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%AE%D9%84%D8%A7-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-yrgj1wdcqxmk</link>
                <description>ستار محمودییکی از مهمترین تفاوت های کارآفرینی  در کشورهای فقیر و درحال توسعه مانند ایران، با کشورهای توسعه یافته مانند آمریکا نبود نهادهای لازم برای کارآفرینی است.(Institutional Void)فرض کنید شهرام یک زنبورداری در روستای دشت رزم استان فارس راه انداخته است و محصولی خاص با کیفیت به اسم ژل رویال عسل تولید می کند، در ابتدایی ترین حالت نبود نهادها، به دلیل نبود پل و جاده های قابل رفت و آمد، امکان فروش محصول عسل شهرام به مشتری ساکن در روستای جنجان که آنطرف رودخانه فهلیان است وجود ندارد. نبود راه های ارتباطی یکی از خلأهای نهادی است که باعث می شود کسب و کار شهرام به مشکل بخورد.بیایید یک مسائل نزدیکتر به واقعیت فعلی شهرام و روستای دشت رزم داشته باشیم. شهرام ژل رویال عسل با کیفیت را تولید می‌کند، بیژن در روستای راشک به این محصول نیاز دارد، ولی به دلیل نبود اطلاع از یکدیگر؛ فروشنده و خریدار از وجود هم خبردار نمی شوند. این کمبود اطلاعات و یا بهتربگوییم نبود اطلاعات، یکی از مهمترین خلأهای نهادی است که امروز با آن روبرو هستیم. در هر دو مثال زده شده، با موانع نهادی روبروهستیم، این موانع عمدتا مختص کشورهای فقیر و در حال توسعه است، بعید است تولید کننده ژل عسل در پنسیلوانیای آمریکا با چنین مشکلاتی روبرو باشد. این خلأها بر سختی کار در کشورهای توسعه نیافته می افزاید، اما از زاویه ای دیگر که به آن بنگریم حامل یک فرصت کارآفرینانه است. کارآفرین می تواند با رفع خلأهای نهادی، هم به کسب و کار شهرام کمک نماید و هم خود درآمدی کسب نماید، با ساختن یک پل یا فراهم آوردن بستر اطلاعاتی که خریدار و فروشنده را بهم مرتبط می نماید، یک کارآفرینی اتفاق می‌افتد.هر چند بدیهی بنظر می‌رسد ولی مسئله کیفیت پل، قابل اعتماد بودن، سادگی دسترسی به پل و یا اطلاعات و البته قابلیت بازتولید آنها، از مسائل مهمی است که کارآفرین باید به آن توجه نماید.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>satar mahmoodi</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jun 2019 09:32:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده آل، مثل مدیر عامل Microsoft در هنگ‌کنگ</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/like-microsoft-ceo-omrm4ppkrhyk</link>
                <description>یکی از جذاب‌ترین سرگرمی‌های این دنیا، «تخیل کردن» یا «تصویر سازی» ذهنی است. برای لحظه‌ای تصور کنید فردا که از خواب بیدار می‌شوید، خودتان را در اتاقی روشن با شیشه‌های قدی بلند پیدا می‌کنید. پرده سفید از جلوی شیشه‌ها کنار رفته است و آسمان خراش‌های شهر هنگ کنگ را در دور دست می‌توانید ببینید. تلفن اتاق زنگ می‌خورد. تلفن را بر می‌دارید و صدای یک نفر را می‌شنوید که از پشت خط می‌گوید: «سلام، صبح‌تون بخیر. راننده دم در منتظرتان هست»از دور، آسمان خراش‌های شهر هنگ‌کنگ را می‌بینیددر کنار تلفن، کارتی با طرح پنجره‌های رنگی Microsoft گذاشته شده است. نامِ کامل و تصویر شما روی کارت هست و در کنار عنوان شغلی نوشته شده: CEOبه قول تیریون لنیستر در آخرین اپیزود سریال بازی تاج و تخت (GOT): «هیچ چیز در دنیا قوی‌تر از یک داستان خوب نیست». ما می‌توانیم به سادگی تخیل کرده، تصویر سازی کنیم و برای دقایقی خودمان را از این زندگی ماشینی نجات بدهیم.هیچ چیز در دنیا قوی‌تر از یک داستان خوب نیستبه احتمالِ زیاد، هیچ‌کدام از ما هیچ‌وقت نتوانیم مدیر شرکت بزرگی مثل Microsoft آن هم در کشور هنگ‌کنگ که زبان رسمی‌شان چینی هست بشویم. ولی اگر روزی مدیر مجموعه کوچک یا متوسط خودتان شدید، بگذارید کارکنان‌تان یک محیطِ زیبای کار را فقط در «تصویر سازی» ذهنی‌شان نبینند، بلکه در آن نفس بکشند و هر صبح‌، به امید دیدن آن از خواب بیدار شوند.این موارد را در اختیار آن‌ها قرار دهید:اسنک رایگان (باور کنید هزینه‌ ایجاد یک میز خوراکیِ جذاب برای کارکنان‌تان، نسبت به سایر هزینه‌های سربارِ شرکت، بسیار بسیار پایین است)لباس راحت، جذاب و مناسب برای محیط کار (غالب شرکت‌های خلاق، این اجازه را به کارکنان خود می‌دهند که آزادانه نوع پوشش خود را انتخاب کنند. اما شما می‌توانید خلاق باشید و با قیمت مناسب، تیشرت‌هایی با لوگوی شرکت‌تان در اختیار آن‌ها قرار دهید)ایونت‌های تیمی (دورهمی‌های غیرکاری و کاملا fun. کمترین کار، اجرای مسابقاتی مثل ادابازی است تا ببینید چه قدر روحیه کارکنان شما تغییر می‌کند و کارمندان‌تان بیشتر بهم نزدیک می‌شوند)میز فوتبال دستی (یا هر چیز دیگری که کارکنانتان را به تحرکت وا دارد، به غیر از پلی استیشن!)دست نگه دارید!قبل از آنکه به 4 مورد بالا فکر کنید، چک کنید پیش از این، موارد زیر را برای کارکنان‌تان مهیا کرده باشید:حقوق مناسب (دلتان می آید با این شرایط، به یک کارمند خوب‌تان فقط ماهی 2 میلیون تومان حقوق بدهید در حالی که دریافتی خودتان بالای 10 میلیون تومان در ماه است؟)احترام به زمان و استعداد کارکنان‌تاناحترام به زندگی شخصی افراد شرکت شفاف بودن موقعیت افراد در برنامه‌های آتی شرکت (کارکنان شما باید خودشان را در حال و آینده شرکت ببینند، و اهمیت نقش خود را بیش از پیش متوجه شوند)با آن‌ها با اخلاق و مهربانی رفتار کنید (شما قرار است یک رهبر باشید، نه یک رئیس)تجهیزات مناسب برای کار آن‌ها در اختیارشان قرار دهید (چرا صندلی شما، قیمتی به مراتب بیشتر از صندلی کارمندان‌تان داشته باشد؟ یا شما سزاوار میوه هستید و آن‌ها بیسکوییت خالی؟)پی‌نوشت 1: تغییرات فوق را آهسته آهسته به کار ببندید تا نتایج مثبت و بی‌نظیر آن را در اثربخشی کارها، بازخورد مثبت مشتریان (B2B و B2C)، حالِ خوب کارکنان، و شرایط هرچه بهتر سازمانِ تحت مدیریت‌تان مشاهده کنید.پی‌نوشت 2: برای آنکه چنین محیط جذابی را در اختیار کارکنانتان قرار دهید، پیش از آن نیاز است فرآیندها را به خوبی تعریف کنید، آن‌ها را بشناسید و بر روی چرخه آن نظارت کاملی داشته باشید. در صورت نیاز برای بررسی این عوامل و یا رشد شرایط سازمانی، می‌توانید با من از طریق شبکه لینکدین یا شماره تماس 09127376930 در ارتباط باشید.</description>
                <category>شبکه اکوموتیو</category>
                <author>صادق ترابیان</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jun 2019 13:24:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>