حبس آنلاین

این روزها دوری اجباری از اینترنت باعث شده به کتاب‌هایی که روی میزم جمع شده بودن دوباره رجوع کنم. یک کتابی میخوندم در مورد محمود صلاحی که اهل موریتانی بود و در زندان گوانتانامو سال‌ها بی‌گناه حبس می‌کشه، تو یک جایی از کتاب وقتی تو اوج غم تو زندان با خودش فکر میکنه یا این شعر از احمد مطر شاعر عراقی می‌افته، که برای ما هم خوندنیه.

در سلولم ایستاده‌ام و به حال خود می‌اندیشم.
این منم که در بندم یا نگهبانی که بیرون سلول ایستاده ؟
بین من و او دیواری قرار دارد که که گوشه‌ای از آن سوراخ است
من از سوراخ دیوار، روشنایی را میبینم و اون از همان سوراخ تاریکی را
او هم مانند من خانه‌ای دارد و احتمالا همسر و فرزندانی و درست مثل من به فرمان مقامی بالاتر به اینجا اومده