برداشتی از کتاب شیطان اثر تولستوی

به نام تمام کسانی که فریاد آزادی سر دادند اما جوابی جز گلوله دریافت نکردند.

اولین اثری بود که از تولستوی خوندم و راضیم.

تولستوی بدون اینکه بدونه، داستانی مینویسه که بعد ها فروید ازش تاثیر میپذیره و نظریه شخصیت رو پایه ریزی میکنه (البته کمی گرایشات مذهبی داره و از عینک مذهب این داستانو نوشته که من به اون کاری ندارم و صرفا زاویه روانشناختیش رو مدنظرم قرار دادم)

این داستان به «تعارض بین اید و سوپرایگو» میپردازه.

فروید میگفت شخصیت ما دارای سه بخش هست: اید، ایگو و سوپرایگو که هر کدوم سهمی در رفتارهای ما دارند.

اید اون بخش از شماست که میخواد «امیال غریزی» و هرچیزی که باعث «لذت» میشه رو فورا به دست بیاره مثل غذا، سکس و ... . تنها چیزی که برای اید مهمه به دست آوردنه و اهمیتی به عواقب نمیده. مثلا اگه تمام شخصیتتون بر پایه اید باشه و از کسی ناراحت باشید، اید به شما میگه که با کف پا برید تو صورت اون شخص و شما هم اون کارو انجام میدید!

سوپرایگو اون بخش از شخصیت شماست که برپایه تربیت والدین و محیطی که توش بزرگ شدید ایجاد شده. «باید ها و نباید ها، درست و غلط و خوب و بدی» که در بچگی به شما گفتند جزو سوپرایگوی شما هست. در واقع وجدان (دادگاه درونی که بر اساس باور ها و ارزش ها هست) از همین سوپرایگوئه. مثلا اگه بر پایه سوپرایگو باشید و از کسی ناراحت باشید و در کودکی بهتون یاد داده باشن که هیچوقت دعوا نکن و هر وقت ناراحت شدی فرار کن، شما فرار میکنید.(چون همینطوری یاد گرفتید). سوپرایگو نمیتونه جهان شمول باشه چون ارزش ها و هنجارهای هر فرهنگی متفاوته.

ایگو بخش بالغ و آگاه شخصیت شماست. بخشی که بر پایه «واقعیت و عقل» رفتار میکنه. درواقع بین اید و سوپرایگو تعادل برقرار میکنه. مثلا اگه برپایه ایگو باشید و از کسی ناراحت باشید، با کف پا تو صورتش نمیرید، چون «فکر میکنید» که اینکار باعث میشه دعوا شدیدتر بشه. یا فرار نمیکنید، چون «فکر میکنید» که با اینکار چیزی حل نمیشه، بلکه خیلی ساده بهش میگید بابت فلان رفتارت ازت دلخورم و …

تولستوی به شکلی باور نکردنی (حداقل برای من) و کاملا مستقیم به تعارض بین اید و سوپرایگو در شخصیت یوگنی ایرتنیف میپردازه. در حدی که هرکسی که میخواد نظریه شخصیت فروید رو بخونه، کافیه این داستان رو بخونه تا کلیتش رو متوجه بشه. بیراه نیست که فروید از تولستوی تمجید میکرده!

در میان جدل اید و سوپرایگو، یوگنی ایرتنیف به یکیشون میبازه که قرار نیست بهتون بگم، خودتون بخونید !!

در نهایت اگه مثل من به واکاوی روان انسان و تناقض ها و پیچیدگی های اون علاقه مندید، این کتاب برای شماست.