<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات اسوه</title>
        <link>https://virgool.io/osvehjournal/feed</link>
        <description>دوهفته‌نامه سیاسی مذهبی 
هیئت عاشقان ثارالله دانشگاه علوم پزشکی تبریز
مطالب انتشار یافته در این انتشارات صرفاً در اینجا انتشار می‌یابند  و مربوط به اکانت منتشرکننده نیستند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 18:36:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/i925i5anh1cl/yewsho.png</url>
            <title>اسوه</title>
            <link>https://virgool.io/osvehjournal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رمضان در حوالی سرزمین مقدس</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-h7derhmzvuii</link>
                <description>جوامع بشری همواره از نوعی توهم آ گاهی در رنج هستند که این وضعیت زمانی خطرناک می شود که انسان‌ها با استفاده از بهره گیری از این توهم در تلاش برای ایجاد ارتباط با همنوعان خود برآیند اقدامی که در ظاهر بسیار خوب تلقی می شود ولی در نتیجه کار به یک فاجعه ختم خواهد شد برای این منظور ما مصاحبه با آقای محمد سامان اقدامی فعال فرهنگی ساکن لبنان انجام دادیم تا با این کار شناخت بهتری نسبت به مسئله ماه رمضان در جوامع عربی الخصوص لبنان به دست آوریم. در این مصاحبه اشاراتی درباره فلسطین و سیاست خارجه ایران نیز صورت گرفته.سلام خدمت شما. اول از همه لطفاً خودتان را معرفی کنید. شما در لبنان زندگی می کنید آیا ماه مبارک رمضان تاثیری در ایجاد وحدت در میان مذاهب مختلف اسلامی داشته؟ و آیا این همدلی را میتوان در کمک های مالی که مردم به هم میکنند دید همانند کمک های مومنانه در ایران؟بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می‌کنم خدمت شما. بنده قبل از عرض هرچیز ماه مبارک رمضان را خدمتتان تبریک عرض می‌کنم و ایام شهادت امام علی(علیه‌السلام) را تسلیت می‌گویم. حقیر محمد سامان  اقدامی هستم. آن‌طور که دوستان می‌گویند فعال جهان اسلام، فعال فرهنگی و رسانه‌ای هستم و آینده‌پژوهی خوانده‌ام.در سؤال خود دربارهٔ بحث کمک‌های مردمی پرسیدید و اینکه در ایران این کمک‌ها انجام می‌شود. آيا در لبنان هم این کمک‌ها هست؟ خوب، اگر خاطرتان باشد، چند ماه پیش رهبری از بحث مواسات صحبت کردند. حقیقتش این است که من آن بحث مواسات را در لبنان به‌شکل خیلی خوب و خیلی وسیع‌تر از ایران دیدم و خصوصاً در ماه مبارک رمضان برای خودم یک مقدار زیادی غافل‌گیرکننده بود؛ یعنی شما حجم کمک‌هایی که می‌شود به مردم مختلف، چه طبقهٔ فقیر جامعه چه طبقه ای که حالا ظاهراً فقیر نیستند، می‌توانند وضع خوب یا متوسطی داشته باشند، شما نشسته‌اید و دَرِ خانه زده می‌شود و می‌بینید دو سه تا بسته یا یک کارتون آورده‌اند که مواد غذایی مختلف مثل میوه و روغن و از این‌جور چیزها [هست]... کاش در همین حد که در لبنان هست در ایران نیز می‌بود. حال چه دلایلی دارد که این حجم در لبنان هست دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. یکی از دلایلش کرامتی است که کلاً در عرب است... یعنی این کرامت عربی معروف است. شما اگر سر سفرهٔ عرب نیز بنشینید، پذیرایی که از مهمان می‌کنند معروف است. دلیل دیگر آن به بافت اجتماعی لبنان برمی‌گردد. شما می‌دانید لبنان حدود ۱۸ طایفه دارد و یکی از این طایفه‌ها شیعه هستند. باز خود شیعه تقسیمات مختلفی دارد: تقسیمات سیاسی. وقتی این‌جوری است (یعنی این قطعه‌قطعه بودن هست) شما بهتر می‌توانید برنامه‌ریزی کنید برای کمک‌کردن و بیشتر مواظب و بیشتر مراقب آن شریحه یا آن جماعت یا آن گروهی هستی که به شما منتسب هستند؛ لذا شیعیان سعی می‌کنند واقعاً حواسشان باشد به کرامت شیعه، به امامت شیعه؛ کما اینکه این موضوع را امام موسی صدر بنیان‌گذاری کرد و در واقع امام موسی صدر این را به محل خوبی رساند (از قبل این بوده است) و تا همین الان هم سعی می‌شود که این مواظبت باشد که شیعه کریمانه زندگی کند. یک دلیل هم این می‌تواند باشد.و اینکه حالا این کمک‌ها از چه طرفی انجام می‌شود، از طرف‌های مختلفی انجام می‌شود. بعضی از کمک‌ها کمک‌های مردمی است؛ حتی مردمی که وضعشان خوب نیست سعی می‌کنند یک مقداری پول کنار بگذارند برای کمک. یک مقداری از متولین است: کسانی که وضعیت مالی خوبی دارند. یک مقداری از کسانی است که از اعضای خانواده آن‌ها کسی فوت کرده است، سعی می‌کنند برای آن مرحوم کمک کنند و مقداری هم کمک‌های تشکیلاتی و تنظیماتی است که در واقع از جهات مختلف چه از حزب‌الله، از حرکت امل، امداد انجام می‌شود. نکتهٔ جالب این قضیه در اینجاست که این فقط به بخش کوچکی انجام نمی‌شود؛ یعنی تنها به افرادی که فقر آن‌ها واضح است کمک نمی‌شود. به همهٔ مردم کمک می‌شود؛ چون ممکن است فقر عده‌ای واضح نباشد ولی واقعاً در پنهان نیازمند باشند و خدمت شما عرض کنم که... این نکتهٔ خوبی است. به گمان من این نکته می‌تواند الگوی خوبی برای ایران باشد که مردم، خود مردم، گروه گروه جمع شوند و فامیل‌ها و دوستانشان را کمک کنند؛ ولو اینکه در ظاهر دچار فقر نباشند. البته گفتیم این فقط در شیعه نیست. در اهل سنت هم هست. حتماً در مسیحیت نیز وجود دارد؛ ولی در شیعه خیلی وسیع تر و پررنگ تر است احتمالاً.و نکتهٔ دیگری که می‌خواهم بگویم هم از این است که این کمک‌ها درست است که بخش اعظمی که شیعه کمک می‌کند به شیعه می‌رسد؛ ولی به اهل سنت و دیگران نیز کمک می‌شود؛ خصوصاً با توجه به وضعیت بدی که لبنان دارد (بحران اقتصادی که دارد)‌ همین الان شما یک کارت‌هایی هست که شما می‌توانید از سوپرمارکت خرید کنید و تخفیف ویژه بگیرید. این کارت‌ها فقط این جور نیست که بچه های حزب‌الله داشته باشند؛ نه هرکسی این کارت را داشته باشد؛ حتی مسیحیان و سنی‌ها نیز می‌توانند از این استفاده کنند.به نظر شما بر خورد مردم لبنان باماه رمضان با نوع بر خورد مردم ایران متفاوت است ؟یکی از نکاتی که شاید جالب باشد، این است که ماه رمضان در کشورهای اسلامی خصوصاً در کشورهای عربی ببینید در ماه رمضان آن تعاملی که باعث می شود کشورهای اسلامی و کشورهای خصوصاً عربی تفاوت‌هایی با کشور ما دارد. شما عید نوروز را در کشور ما تصور کنید که چقدر مردم در این عید جنب‌وجوش دارند، از قبل عید نوروز خانه‌تکانی می‌کنند و به خانه‌های همدیگر می‌روند. دقیقاً همین را شما در ماه رمضان می‌بینید؛ یعنی ماه رمضان کاملاً در کشورهای عربی از جمله کشور لبنان تبدیل می‌شود به عید. لذا شما می‌بینید که در ماه رمضان علاوه بر زینت‌بندی که در شهرها می‌شود، دید و بازدید هایی می‌شود؛ البته امسال کرونا هست. دید و بازدید مقداری کم شده است. تا ما می‌رسیم به عید فطر و در عید فطر می‌بینیم که یک عید دقیقاً مثل عید نوروز است؛ یعنی عرب‌ها می‌گویند عید، عین ما که می‌گوییم عید لباس می‌خرم کسی نمی‌گوید نوروز؛ چون همه می‌دانند عید یعنی نوروز. این‌ها هم وقتی می‌گویند عید لباس می‌خریم معلوم است که کدام عید را می‌گویند. به‌خصوص عرب‌های مسلمان این‌گونه‌اند. معلوم است که عید فطر را می‌گوید؛ حتی عیدالاضحی که عید قربان است را نمی‌گوید. عید فطر را می‌گوید. این تعامل خوبی که جامعه عربی از جمله جامعه لبنان با ماه رمضان دارد، چیزی است که واقعاً عید حساب می‌کنند. چه در زینت‌بندی خیابان‌ها چه در دید و بازدید‌ها چه در برنامه‌های مختلفی که مربوط است به رمضان و چه حتی در برنامه‌های مختلفی که در رسانه‌ها دارند این را ما می‌بینیم. البته گاهی این‌ها رنگ‌وبوهایی که می‌گیرد که رنگ وبوهای خوبی نیست. حال من به شما یک چیز جالب بگویم. مثلاً حتی شبکه‌های مسیحی که خیلی چیزها را رعایت نمی‌کنند، خیلی از برنامه‌هایشان را که به ماه رمضان می‌رسند تعطیل می‌کنند. برنامه‌های طنز و رقص و ساز و... باز یک سری برنامه‌های دیگر می‌گذارند که احترام ماه رمضان حفظ شود. البته این موج تلویزیونی ماه رمضان که در کشورما هم گاهی اوقات دیده می‌شود؛ یعنی سریال‌های مختلف و برنامه‌های مختلف متأسفانه در کشورهای عربی هم هست. حالا شبکه‌هایی مثل المنار یا صراط که شبکه‌هایی دینی‌تر هستند، این ها زیاد این‌جور نیست. ولی خیلی از شبکه های دیگر موجی است که سریال‌های مختلف، برنامه‌های گفت‌وگو و تاک‌شوهای مخلتف و گاهی اوقات این از حد خود زیادتر می‌شود و خارج می‌شود تا جایی که چند سال است سیدحسن نصرالله درباره این صحبت می‌کند و اعتراض می‌کند که این جور نباید باشد که مردم صبح تا شب پای تلویزیون باشند. ماه رمضان مال این‌ها نیست و مال مسائل دیگر است. به نظرم این می‌تواند الگوی خوبی می‌تواند باشد برای کشور ما که تعامل ما هم با ماه رمضان تعامل عید شود. هم دولت ما هم حکومت ما و هم کشور ما عید فطر را چند سالی است که دو سه روز تعطیل می‌شود ولی یک نوع تعاملی داشته باشیم با عید فطر بهتر از اینکه الان هست تا یواش یواش این فرهنگ جا بیفتد.برخورد مسیحیان  لبنان نسبت به ماه مبارک رمضان چگونه است؟همان طور که شما هم اطلاع دارید، لبنان کشوری است که ۱۸ طایفه دارد از مسیحی و مسلمان گرفته خود مسیحیان نیز طوایف مختلفی دارند: ارتدوکس، کاتولیک خود شیعیان علوی‌ها هستند. شیعیان اثنی‌عشری هستند دروزها هستند و اهل سنت طوایف مختلفی اند که لبنان دارد. خوب مسیحی روزهٔ خودشان را دارند. شما می‌دانید که روزه‌ای که مسیحیان دارند با روزه‌ای که مسلمانان دارند فرق دارد و خیلی از آنان التزام دارند؛ یعنی پایبند هستند به اصول دینی درباره روزه گرفتن. مسلمانان نیز روزه خودشان را دارند. مدل روزه مسیحی ها تقریباً اینجوری است که فرآورده‌های حیوانی را تقریباً نمی‌خورند یا از یک ساعتی تا ساعتی آن‌ها هم امساک دارند از بعضی غذاها؛ اما مثل ما نیستند.یک اتفاق در کشوری که چند فرهنگی است خوب این مراعات گاهاً دیده می‌شود؛ یعنی وقتی یک مسیحی می‌بیند که یک مسلمان روزه گرفته است این مراعات را می‌کند در خیلی از مواقع و حتی خیلی از مواقع در واقع این سفره‌های مشترک است. حالا نه حالتی که این سفره‌های مشترک خیلی وسیع شوند. ولی اگر ببینیم که طرف همسایه مسیحی داشته باشد، احتمال دارد که بیایند کنار هم غذا بخورند. امسال هم تقریباً یک زمان شد روزه‌های مسیحی‌ها با  مسلمانان. البته ما جلوتریم ولی تقریباً نزدیک به هم بود. این مراعات هست. این ارتباط دوگانه و مشترک بین مسلمانان و مسیحیان هست چه مسلمانان شیعه و چه مسلمانان سنی.به نظر شما کشور  و مردم ما چطور می توانند از ظرفیت های موجود در ماه مبارک رمضان استفاده مطلوب ببرد؟ما باید ببینیم جوانان ما نخبه‌های ما مسئولین ما حالا اول مردم. طبق فرهنگ امام خمینی و رهبری عزیز که همیشه مردم را محوریت کار قرار می‌دهند که کارشان درست است. مردم ما جوانان ما نخبگان و دانشجویان ما باید بیایند بشینید و بررسی کنند. این شاید در یک مصاحبه‌ای که حقیر انجام می‌دهد نمی‌گنجد... بارش فکری انجام شود. ذهن‌انگیزی به قول آینده‌پژوهان انجام شود که واقعاً چه استفاده می‌شود کرد از این فرصتی که ماه مبارک در اختیار ما قرار داده است. من گاهی اوقات مثال می‌زنم که مثل بازی والیبال یک نفر پاس می‌دهد و الان وظیفه توست که بپری و آبشار را بزنی. خوب خدا این فرصت را در اختیار ما قرار داده است. برنامه‌های مخلتفی می‌تواند اجرا شود. در همین فضای مجازی که امروز ارتباطات ما را بیشتر کرده است، می‌توانند قشر جوان ما از فضا استفاده کنند... باز هم‌افزایی با امت اسلامی در کشورهای مختلف بتوانند مباحث مختلفی برنامه‌های مختلفی داشته باشند. چه برنامه‌های فکری، چه برنامه‌های عبادی مشترک چه در برنامه‌های مواسات و کمک می‌تواند این اتفاق بیفتد. نشانهٔ این قضیه را من هوشمندی امام خمینی می‌دانم در اعلام کردن روز قدس که باز هم فلسطین را محور امت و جهان اسلام قرار داد.مراسم قرائت قرآن در ایرانو این را هم باید مواظب باشیم که یک سری مواضع جایشان در ماه رمضان نیست. ماه رمضان ماه وحدت امت اسلامی است. چیزی که بارها رهبری فرمودند. اینکه ما بیایم به یک سری مسائل اختلافی بپردازیم به بهانه بیان فضائل اهل بیت و امیرالمؤمنین، خصوصاً گاهی دیده می‌شود که از تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی ایران یک شبکه پرطرفداری مثل شبکه سه در وقت سحر به بهانه بیان فضائل امیرالمؤمنین گاهی اوقات یک سری مسائل اختلافی بیان می‌شود. این با نص بیانات رهبری مخالف است. این با فرهنگی که امام به ما نشان دادند مخالف است. بزرگوارانی مانند رهبری و امام کاملاً مدافع این اند که عقاید مسلمانان، عقاید مختلف خصوصاً شیعه  گفته شود و از آن دفاع شود اما بیان این عقاید وقتش مهم است مکانش مهم است. در مکان‌های عمومی مثل تلویزیون گفته نشود. در وقت مناسبی گفته بشود. این‌ها نکاتی است که ما باید توجه کنیم و کفران نعمت نکنیم. این نعمتی که به ما دادند برای ایجاد وحدت اسلامی کفران نعمت نداشته باشیم.با توجه به نزدیکی به روز قدس اهمیت این روز در چیست و تا چه اندازه می تواند تاثیر گذار باشد؟در مورد مسئله فلسیطین و روز قدس، این را باید بار دیگه بصیرت و هوشمندی و فهم درست امام خمینی از مسائل ببینیم که آمد در ماهی که ماه امت اسلامی است، دست گذاشت روی چیزی که درد مشترک امت اسلامی است. شما می‌دانید که امام ما از اول انقلاب ما را یک انقلاب اسلامی می‌دانست و فقط یک انقلاب شیعی نمی‌دانست. لذا جمهوری اسلامی ایران شد اسم کشور ما نه جمهوری شیعه ایران و ثابت هم کرد که جمهوری اسلامی ایران در عمل هم دغدغه‌اش دغدغه امت اسلام است. مرحوم شهید حاج قاسم سلیمانی کسی بود که بیشترین کمک‌ها را به گروه‌های فلسطینی کرد. واقعاً این هم یک بهانه‌ای می‌تواند باشد، یک فرصت خوبی می‌تواند باشد برای اینکه امت اسلامی به قول بوصله و به قول ما قطب نما را دوباره پیدا کند. در این ماهی که درون امت اسلامی پاک می‌شود در این ماهی که برون امت اسلامی یک شکل می‌شود به یک سمت حرکت کند و آن هم سمت فلسطین و سمت بیت‌المقدس، درد مشترک امت اسلامی و دشمن مشترک امت اسلامی که رژیم صهیونیستی باشد. ما توی تمام این سال‌ها چه در بیان و چه در عمل نشان داده‌ایم که پشت فلسطین هستیم و بیشترین کمک‌ها را به فلسطین داشته‌ایم. ما مثل کشور سعودی نیستیم که عملاً راه را برای اسرائیل و آمریکا باز کنیم، مثل امارات نیستیم که با اسرائیل سازش کنیم و مثل ترکیه هم نیستیم که در زبان از اسرائیل حرف بزنیم ولی در عمل باج بدهیم. ما همه جانبه از فلسطین دفاع کرده‌ایم. من به گمانم می‌رسه این ماه می‌تواند ماه بسیار خوبی باشد برای اینکه مسئله فلسطین بار دیگر تکرار شود و اینجا هم بار دیگر وظایف گروه‌های مردمی است؛ یعنی اینکه ما از این حرکت شعاری و اینکه فقط روز قدس بریم بیرون بگذریم واقعاً. من بعضی اوقات می‌بینیم تعدادی از دوستان شعارهایی می‌دهند مثلاً به رئیس‌جمهور خودمان فحش می‌دهد. خوب این روزی که روزی خاص است و در چشم تمام جهان است. انتظاری که می‌رود خصوصاً از گروه‌های دانشجویی با توجه به اینکه شما نیز دانشجو هستید، از اول ماه رمضان و چند ماه قبل از آن بنشیند و قضیه فلسطین را زنده کنند و حتی بتوانند با دانشجویان کشورهای مختلف ارتباط بگیرند تا بتوانند حرکات مشترکی داشته باشند در روزهای منتهی به روز قدس و خود روز قدسیک راه‌پیمایی روز قدس چقدر می‌تواند مؤثر باشد در آزادی فلسطین... بنده قبلاً هم گفتم ببینید نفس راه‌پیمایی روز قدس اتفاق بسیار خوبی است. اول انقلاب که ما سفارت اسرائیل را تعطیل کردیم و سفارت فلسطین را درست کردیم و یاسر عرفات آمد و از همین حرف‌ها. هنوز هم که هنوز است وقتی با گروه‌های فلسطینی صحبت می‌کنیم از این اتفاق به نیکی یاد می‌کنند. روز قدس هم یقیناً تأثیرگذار است؛ ولی مشکل ما این است که تعامل با روز قدرس شاید تعامل حداقلی شود. عرض کردم خدمتتان، اینکه ما در روز قدس جمع شویم و به خیابان برویم یک تعامل حداقلی است که خیلی اوقات مثلاً بعضی جاها شعار‌های فلسطین هم داده نمی‌شود فقط شعارهای داخلی داده می شود. این باید از قبل از ماه رمضان شروع شود و تلاش‌های گسترده‌ای شود؛ مخصوصاً در این سال‌ها که کروناست از ظرفیت فضای مجازی استفاده بشود که روز قدس به اصطلاح سیاسی رسانه‌ای ساعت صفر شود. ساعت صفر یعنی چی؟ زمانی که یک موشک می‌خواهند پرتاب کنند چقدر مهندسان و پژوهشگران مختلف تلاش می‌کنند. تا می‌رسند به آن روزی که شمارش معکوس می‌شود و ساعت صفر می‌شود و پرتاب اتفاق می‌افتد. روز قدس هم همین ساعت صفر است که باید قبل از آن کارهای زیادی شود. روز قدس به نظر حقیر تأثیر بسیار زیادی دارد ولی ما از آن استفاده حداقلی می‌کنیم که این هم برمی‌گردد کلاً به تعامل آن به قضیه فلسطین که شاید برمی‌گردد به مسئله اینکه هنوز خیلی از ما باور نکردیم فلسطین اولویت اصلی جهان اسلام است.به نظر شما اختلافات به وجود آمده میان گروهی فلسطینی تا چه اندازه می تواند باعث اسیب ارمان فلسطین شود و این اختلافات را چطور ارزیابی می کنید؟این اختلافاتی که شما بین فلسطینیان فرمودید این‌ها چیزهای جدیدی نیستند. حتی قبل از انقلاب اسلامی که فلسطینیان در اردن و لبنان حضور داشتند این اختلاف‌ها بود. و این اختلاف‌ها یک بحث آن وقتی بحث قدرت سیاسی پیش می‌آید طبیعی است. وقتی بحث منافع و تضاد و اشتراک منافع پیش می‌آید طبیعی است. بحث دیگر آن به اختلاف مبانی و این‌ها کشیده شود؛ مثلاً‌ قبل از ۴۰ یا ۵۰ سال پیش که جریان‌های فلسطینی در لبنان و اردن بودند (آن زمان که انقلاب اسلامی هم نشده بود) جریان‌های چپ بر فلسطین غالب بودند. اسلامگرایان هم بودند ولی خوب شخصیتی مثل ابوعمار بود که می‌توانست این‌ها را مدیریت کند و جمع کند. هرچند اینکه به گواه شهدا و تاریخ، همان زمان هم کسانی بودند که قصد توطئه علیه ابوعمار و یاسر عرفات داشتند. از کدام یاسر عرفات صحبت می‌کنیم؟ از یاسر عرفاتی که مبارز بود هنوز اهل سازش نشده بود.بعدها هم که جریان جهاد تشکیل شد، جریان حماس تشکیل شد این اختلاف‌ها بود. الان ما این سه جریان اصلی و بزرگ که فتح و حماس و جهاد بشوند خوب مبانی‌شان با یکدیگر مختلف است. مبدأ فتح یک مبدأ سازشگرانه‌ای است. بودجه‌اش را از غرب می‌گیرد (ظاهراً مقداری هم از عربستان سعودی می‌گیرد)؛ اما مبتدا حماس و جهاد اسلامی از مبارزه است. این اختلاف‌ها هم خیلی مواقع از مبدأ پیش می‌آید خیلی وقت‌ها هم از اختلافات سیاسی پیش می‌آید. اینکه این اختلاف‌ها ضربه می‌زند. خوب بله... یعنی همیشه این اختلافات ضربه می‌زند و در مسیر مشکل ایجاد می‌کند. هرچند سرنوشت مسیر را جریان‌های سازشگری مثل فتح نیستند که معین می‌کنند. سرنوشت را جریان‌های مبارزی همچون حماس هستند که تا الان معین کردند و از این به بعد هم معین خواهند کرد.وضعیت اسرائیل را چطور می بینید ؟ببینید امروز جمهوری اسلامی در خارج از کشور (داخل را صحبت نمی‌کنم) در بهترین حالت خودش قرار دارد. ایران در عراق حضور دارد. حضور مؤثر هم دارد. در سوریه حضور دارد. در لبنان حضور دارد. در فلسطین حضور دارد و در یمن هم حضور دارد. به نوعی ما اسرائیل را محاصره کرده‌ایم و ما بیخ گوش کشور منافقی مثل عربستان هستیم. پس ما در بهترین حالت خودمان قرار داریم. از آن طرف اسرائیل روزگار چندان خوبی ندارد. در همین دو سال چهار انتخابات مجلس داشته‌اند؛ یعنی مدام مجلس تشکیل می‌شد به هم می‌ریخت و دوباره و نتانیاهو اعتراض می‌کرد... و این علاوه بر اعتراضاتی که داخل اسرائلیل می‌شود خصوصاً بعد از کرونا. شما دیدید همین چند وقت پیش یهودیان هریدی که جزء یهودیان اصولگرا (با خنده)‌ و تندروی اسرائیلی هستند مراسمی داشتند و پل ریخت و اینجور بساط‌ها. پس اگر ما با یک چشم تیزبین نگاه کنیم. فضای خارج از ایران را چه کشورهای دشمن ایران را چه وضعیت خودمان را این نما برای ما آشکارتر می شود که به تحلیل بهتری از شرایط می‌رسیم. به گمان حقیر، امروز شرایط جمهوری اسلامی در خارج از ایران به‌شدت خوب است و به‌شدت استثنایی است و برگ برنده دست ماست ولی از آن سو شرایط دشمن‌ها خیلی وقت‌ها شرایط خوبی نیست. در خیلی از نقاط شرایط خوبی نیست.باتوجه به وضع آشفته ای که در سیاست خارجی کشور به وجود امد این وضع چه تاثیری در خارج برای ما به وجود آورده و آیا می تواند زمینه بحرانی بزرگ باشد؟ببینید من قبول ندارم که سیاست خارجی ما اوضاع آشفته‌ای دارند. همین‌طور که رهبری هم فرمودند در تمام کشورها استراتژی و راهبرد اصلی سیاست خارجی در سطحی بالاتر از وزارت خارجه تعیین می‌شود. این به معنای این نیست که وزارت خارجه در تعیین آن هیچ نقشی ندارد. یقیناً وزارت خارجه نقش دارد؛ اما نقش منحصربه‌فرد و اصلی وزرات خارجه نقش اجرایی است. اینکه ما بگوییم وضعیت ما در خارج از کشور آشفته است،ما امروز وضعیت خوبی داریم در خارج از کشور و ما امروز داریم اسرائیل را محاصره می‌کنیم. اما خوب ما هر پدیده‌ای را نقاط مثبت و منفی و قوت و ضعف را ببینیم. ما متأسفانه بعد از بحران سوریه و کمک ما در سوریه، از نظر سیاسی و از نظر نظامی از نظر سطح دولت و حکومت وضعیت خوبی داریم. اما در ارتباط با مردم منطقه، من نمی‌گویم وضعیت بد است اما وضعیت ما وضعیت حتی نمی‌خواهم بگویم وضعیت چندان خوبی نیست... اما تهدید‌آمیز است. یعنی ما دچار تهدیدیم چرا؟‌ چون مردم منطقه بعد از در واقع ورود ما در جنگ سوریه نگاه بدی پیدا کردند. نگاه مردم منطقه آقای اصلی عزیز به صراحت به شما بگویم، نگاهی است که ما الان به عربستان در قضیه بحرین. ما نمی‌گوییم عربستان در قضیه بحرین ورود پیدا کرد و ورود غیرقانونی پیدا کرد و انقلاب مردم بحرین را به هم زد. همین نگاه را مردم منطقه دارند خصوصاً مردم سنی منطقه خصوصاً آن‌هایی که با ما هم‌پیمان نیستند نسبت به حضور ایران در سوریه... و لذا... حالا اینکه چرا این اتفاق افتاد یک دلیل عمده‌اش برمی‌گردد به ضعف رسانه‌ای ما. شما نگاه کنید آمریکا وقتی حمله می‌کند به عراق جنگ هیبریدی می‌کند؛ یعنی هم جنگ‌ رسانه‌ای می‌کند هم جنگ اقتصادی می‌کند هم جنگ نرم می‌کند و هم جنگ سخت می‌کند تا خوب مردم جهان، کشور خودش و مردم منطقه را قانع کند که من باید به عراق حمله کنم. ما مردم خودمان را نتوانستیم قانع کنیم که ما باید در سوریه حضور پیدا کنیم. چه برسد به مردم منطقه چه برسد به همپیمانان خودمان و چه برسه به مردم سوریه که خوب این یک اشتباهی بود که ما انجام داده‌ایم و متأسفانه قبول هم نمی‌خواهیم بکنیم که این اشتباه را انجام داده‌ایم که ما در حوزه جنگ رسانه‌ای و جنگ نرم در منطقه به‌شدت ضعیف عمل کردیم. من عمدهٔ دلیل این را این می‌دانم که کسانی که مسئولیت امور را به‌عهده گرفته‌اند افرادی هستند که بیشتر تخصصشان تخصص نظامی است و تخصص رسانه‌ای و فرهنگی ندارند و این را هم نمی‌خواهند قبول کنند که در این زمینه تخصص رسانه‌ای و فرهنگی ندارند و خوب کار نمی‌کنند و خب ما تبعات آن را متأسفانه داریم می‌بینیم. اگر ما هدفمان ایجاد تمدن اسلامی است که باید همه امت اسلامی در کنار همدیگر قرار بگیرند این راهش نیست. این راهی که ما قشر عظیمی از امت اسلامی را از دست بدهیم یقیناً ما را در رسیدن به هدفمان ناکام می‌گذارد.صحبت که زیاد شده است و رهبری نکتهٔ آخر را فرمودند. من فقط چند نکته را بگویم. اول اینکه بچه حزب‌اللهی واقعاً باید به این بلوغ برسد که نقدپذیر باشد. ما همه پدیده‌های انسانی هستیم. تشکیلات تنظیماتی که ما داریم مؤسساتی که ما داریم همه پدیده‌های انسانی هستند و باید نقدپذیر باشیم؛ یعنی هیچ اشکالی ندارد اگر یکی امروز بیاید به سردار بزرگوار ما حاج قاسم سلیمانی نقد بکند؛ حتی اگر آقای ظریف باشد که خوب ظاهراً رفاقت دیرینه‌ای هم داشته‌اند با حاج قاسم سلیمانی. فکر نکنم هیچ کسی نافی این نکته باشد. خوب این هم کاملاً مشخص است که میدان و دیپلماسی با همدیگر حرکت می‌کنند و در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند و خیلی وقت‌ها میدان کمک می‌کند دیپلماسی را پشتیبانی می‌کند  باعث می‌شود که دیپلمات‌ها قوی‌تر و مطمئن‌تر بتوانند حرکت کنند. این را هرکس می‌تواند بفهمد. در واقع، چطور باشد کسی که ادعای استادی روابط بین‌الملل مثل آقای ظریف را دارد، من تعجب می‌کنم ایشون واقعاً نمی‌توانند بفهمند این را؟ یقیناً ایشون هم می‌توانند بفهمند.اما نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم و به گمانم نکتهٔ مهمی است. قبل از آن این را بگویم درباره میدان و دیپلماسی که اوایل مذاکرات ایران و اوایل دوران آقای روحانی که مذاکرات ایران شروع شد با 5+1 و آمریکا می‌خواهم از نقش ایران به شما بگویم. ایران با آمریکا مذاکره کرد و خیلی از کشورهای مقاوم دیگر می‌گفتند که خوب حالا هم که ایران هم مذاکره است. ایران که دیگر اوج مقاوت بود و ایستادگی بود و رفت مذاکره کرد و ما متأسفانه دیدیم که بعد از آن برخی جریان‌های مقاومت هم به این سمت رفتند؛ ازجمله دیدار رائول کاستروی کوبایی با باراک اوباما. مقام معظم رهبری یک سخنرانی دارند. در آن سخنرانی می‌گویند که این‌ها، دشمنان ما، می‌خواهند که ما را به زانو دربیاورند. چرا می‌خواهند ما را به زانو دربیاورند؟ تا به باقی بگویند که دیدید این ایران که در رأس مقاومت بود تنازل کرد. شما که دیگر چیزی نیستید. لذا مقاومت ما مقاومتی است که رمزی است و نمادین (مقاومت به معنای این نیست که واقعی نیست. به معنای این که الگوست برای دیگران) لذا من همان موقع یادم است که ما بعد از مذاکرات که جو داشت به این سمت ما آزمایشات موشکی داشتیم که این آزمایش‌های موشکی توسط سپاه انجام شد که آن موقع بود همان موقع اصلاح طلبان و همان دوستانی که مذاکره می‌کردند اعتراض می کردند که این چه وقت آزمایش موشکی است. اتفاقاً آن زمان وقتش بود که نشان دهند ایران هنوز همان ایران انقلابی و مقاوم است.نکته‌ای که به گمانم می‌رسد که در بحث آقای ظریف مهم است، حالا سوای این مباحثی که این یک بازی انتخاباتی بود یا نه ببینید ما کشورمان کشوری است که یک نوع مدل از نظام جدید تقریباً آورده است. نظامی که ریاست جمهوری است و تقریباً در سه قوه قضاییه، مجلس و ریاست جمهوری وجود دارد و در رأس این قوا رهبری وجود دارند. ما شاید یک مدل از این مدل را در بعضی از حکومت‌ها مثل کشور انگلستان و حتی در دوران مشروطه ببینیم؛ ولی حقیقت این است که این با آن شاید شکلش یکی بشود وگرنه از نظر مفهومی و ما هُوَ تفاوت زیادی دارد. مسئله اینجاست که خوب آقای ظریف اعتراض می‌کند به دخالت یک نهاد حکومتی مثل سپاه قدس در مسئلهٔ دیپلماسی. چند وقت پیش، آقای وحید جلیلی اعتراض می‌کند به دخالت بعضی از نهاد‌های انتخاباتی در بعضی از امور مثل انتخابات. چند وقت قبل‌تر آقای سرافراز، مدیر مستعفی تلویزیون، اعتراض می‌کند به دخالت بعضی از نهاد‌های انقلابی و بعضی از نهادهای زیر نظر دفتر رهبری در بعضی از امور مثل تلویزیون. احمدی‌نژاد اعتراض می‌کند به همین قضیه. امروز هم آقای ظریف. یعنی طیف‌های مختلف می‌آیند و اعتراض می‌کنند؛‌ کسانی که محافظه‌کار نیستند. من اصلاً درباره درست بودن یا غلط بودن این نکته حرف نمی‌زنم. نکته من سر این است که این یواش یواش ممکن است ما را به یک بحران حکمرانی بکشاند که ما یک سری تنظیمات و سازمان‌ها و تشکیلاتی داریم که این‌ها تشکیلات جمهوری و انتخاباتی هستند مثل ریاست جمهوری و بعضی از تشکیلات ما هستند که این‌ها به‌نوعی انتصابی هستند و زیر نظر رهبری هستند. این اختلاط نقش‌ها با همدیگر و این بازی‌گری سیاسی که این‌دوتا ایفا می‌کنند (این تشکیلات انتخابی و انتصابی ایفا می‌کنند)‌ تا الان چند بار مشکلاتی ایجاد کرده است. خوب من ترسم این است که اگر مدیریت نشود، فردا بحران سیاسی و بحران ساختاری ایجاد می‌کند؛ کما اینکه رهبری و امام تز آن‌ها بر این است که مردمی بودن و جمهوری بودن کشور حفظ شود؛ ولی ما متأسفانه داریم می‌بینیم که نهاد‌های حکومتی ما روز به روز دارند گسترده‌تر می‌شوند و بازیگری آن‌ها بیشتر می‌شود. یک عده هم قصد دارند از این قضیه چون حیاط خلوت آن‌ها متأسفانه می‌شود. حقیر فکر می‌کنم که یکی از مهم‌ترین مسائل درباره آقای ظریف این مسئله است که باید مدیریت شود و این زنگ خطر برای جمهوری اسلامی است. اتفاقی که افتاد و تا بیرون از مرزهای ایران به رسانه‌های دنیا رسید. این به گمان حقیر باید مدیریت بشود.با تشکر از گفته ها و زمانی که برای مصاحبه اختصاص دادید آیا نکته دیگری هم هست بخواهید اضافه کنید؟من نکتهٔ دیگری را ندارم؛ یعنی به اندازه ده مصاحبه مزاحم شما شدم. فقط یک نکته را بگویم که نکتهٔ خیلی مهمی است. ببینید چون داریم دربارهٔ فلسطین، روز قدس و فضای بین‌الملل صحبت می‌کنیم. رهبری عزیز ما مأموریت ما را مشخص کرده است. ما در آینده‌پژوهی و در برنامه‌ریزی یک مفهومی داریم به‌نام mission به انگلیسی که یعنی مأموریت. هر سازمانی و هر شخصی باید مأموریتش مشخص شود و بر اساس آن مأموریت فعالیت و بازیگری انجام دهد. مأموریت را معمولاً در سازمان‌ها leader مشخص می‌کند یعنی یک طبقهٔ بالاتری از manage و مدیریت. خوب ما و کشور ما لیدر دارد. رهبر ما مأموریت ما را در عرصهٔ بین‌الملل بعد از شهادت حاج قاسم مشخص کرده و آن انتقام سخت است و رهبری ما انتقام سخت را در سه سطح برای ما مشخص کردند. یکی انتقام ما از قاتلان شهید سلیمانی بود و تقسیم کردند به دو تا:‌ هم آن کسی که کشته و هم آن کسی که دستور داده. یعنی چه شخص ترامپ و چه شخصی که در واقع در آن هواپیما نشسته بوده و شلیک کرده. در سطح دوم آمدند و از شکست هیمنه آمریکا صحبت کردند و در بحث سوم آمدند و از اخراج آمریکا صحبت کردند و وقتی که این صحبت را رهبری کردند گفتند که مردم کشور ما و مردم منطقه. پس مأموریت ما مشخص است.مردم منطقه یعنی ما. مردم در جمهوری اسلامی ایران باید با مردم منطقه هماهنگ باشند که برای انجام سه مأموریت: 1. شکست هیمنهٔ آمریکا؛ 2. اخراج آمریکا از منطقه و 3. انتقام از قاتلان شهید سلیمانی.التماس دعادانلود شمارهٔ پانزدهم نشریه اسوه</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 08:26:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من کیستم؟ (قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-eivkoan7fjjz</link>
                <description>در شمارهٔ قبلی خواندیم:می‌توان گفت مغز، واسطه‌ای بین قوهٔ ادراک نفس و جسم است.می‌توان گفت چشم، واسطهٔ قوهٔ باصرهٔ نفس و جسم است.می‌توان گفت گوش، واسطهٔ قوهٔ سامعهٔ نفس و جسم است.می‌توان گفت رحم در مادر، واسطهٔ قوه صورتگری نفس و جسم است.بنابراین جسم صورت نازلهٔ نفس است.چشمانتان را برای لحظه‌ای ببندید و سوار اتوبوس حقیقت شوید!به ادامهٔ سفر علمی‌مان برای یافتن حقیقت خود، خوش آمدید!دو شماره از شروع این سفر می‌گذرد و حالا خوب می‌دانید که حقیقت انسان، ماورای جسم اوست و اگر جسم قدرت و قوه‌ای دارد، در واقع از نفس او یا به بیان عامیانه‌تر از روح او نشئت می‌گیرد.مثلاً گفتیم که تفاوت یک انسان مرده با همان انسان در حالی که زنده بود چیست؛ با اینکه همان اعضا و بافت‌های بدن را دارد؛ اما تفاوتی میان بافت چشمانش در حالت مرده و زنده‌اش هست که یکی می‌بیند و دیگری نه.و از این رو بود که اثبات کردیم نفس ناطقه و قوه‌های آن، تدبیر تمام امور بدن را برعهده دارند و این قوهٔ تدبیر، در مغز به‌عنوان یک واسطه بین نفس و جسم جمع شده؛ اما تمام قوای نفس در مغز آدمی نیست؛ چرا که مغز بدون چشم نمی‌بیند، مغز بدون گوش نمی‌شنود، مغز بدون بینی که مجرای ورود عطر و بو به ریه می‌باشد، نمی‌تواند اکسیژن به دست آورده و یا مولکول‌های عطر را دریافت کند. باید چشمی باشد که نور در شبکیهٔ آن متمرکز شده، با اعصابی به مغز راه داشته باشد. باید گوشی باشد که اصوات را جمع کرده و پردهٔ آن لرزیده، و به طرق مختلف عصبی، پیام را به مغز انتقال دهد.فلذا، مغز به‌تنهایی تمام قوای نفس را دارا نیست و قوهٔ باصره یا دیدن، سامعه یا شنیدن، لامسه یا حس و سایر قوای حیوانی، در اندام‌های دیگر به ظهور و حضور رسیده‌اند.و از بررسی این مطالب بود که سؤال می‌کنیم:این ارتباط و واسطه‌گری بین جسم و نفس، به چه نحو است؟برای اینکه سؤال را بهتر توضیح دهیم، دو نوع ارتباط بین دو شی را بیان می‌کنیم:یکمبه ارتباط بین یک بنّا و ساختمانی که می‌سازد توجه کنید. بنّا بعد از ساختن ساختمان، می‌تواند ادعا کند که آشپزخانه آن را که محل پخت‌وپز می‌باشد، خود ساخته است و آن را طراحی نموده است، یا مثلاً حال و پذیرایی منزل را ساخته و یک‌به‌یک آجرهای آن را کنار هم قرار داده است.اما هم من هم شما، خوب می‌دانیم که ساختمان ساخته شده توسط بنا، بعد از ساخت، هیچ ارتباط وجودی با بنا ندارد؛ یعنی بنا کارش را کرد و تمام شد و حتی اگر بمیرد، ساختمان خراب نخواهد شد. با اینکه می‌گوییم آشپزخانه این خانه را فلان بنا ساخته؛ اما آیا بعد از فوت بنا، دیگر آشپزخانه همان مکان سابق نیست؟!معترفیم که هست، و می‌پرسیم:آیا ارتباط بین جسم و نفس، چنین ارتباطی است؟دومخورشید را در نظر بگیرید که هر لحظه در حال تابیدن است و انوار نورانی خود را به سمت زمین روانه می‌کند.حال اگر خورشید را از بین ببریم، نور او باقی می‌ماند؟معترفیم که خیر. با نابودی خورشید، نوری از آن باقی نمی‌ماند و نور خورشید تا زمانی هست که خورشید هست.حال می‌پرسیم:آیا رابطهٔ بین نفس و جسم انسان این گونه است؟جواب این است که؛ بله!و منظورمان از اینکه می‌گوییم:«جسم صورت نازله نفس است» همین است!برای درک این مطلب، توضیحاتی را برای شما ارائه می‌کنیم:اولاً باید بدانیم موجود چیست؛می‌گوییم موجود، آن چیزی است که وجود دارد.یعنی وجود داشتن، ویژگی یک موجود است.حال می‌گوییم اگر موجود، وجود دارد، پس وجود چیست؟اینجا فلاسفه در پاسخ ما می‌گویند که وجود، امری است بسیار بدیهی که همگان آن را می‌فهمند، حتی اگر با کلمات بیان نشود، یعنی ما می‌دانیم وجود داشتن یعنی چه، می‌دانیم موجود چیست، شاید نتوانیم از بین این‌ها خود وجود را تعریف کنیم؛ اما درک قابل‌قبولی از آن داریم.مثلاً می‌دانیم که وقتی کتابی را لمس می‌کنیم، درختی را می‌بینیم، با انسانی روبه‌رو می‌شویم، همهٔ این‌ها وجود دارند و به عبارت بهتر می‌دانیم که همه این‌ها، «وجود» را دارند.یعنی وجود در آنهاست، یا اگر بهتر بگوییم وجود هستند و جز وجود نیستند.اگر مطلب سنگین بود و آن را درک نکردید، صبور باشید، به وجود فکر کنید، دربارهٔ آن در اینترنت و کتب فلسفی جست‌وجویی کنید و اگر جای شما باشم، به آثار فلسفی علامه طباطبایی(ره) و یا آموزش فلسفه به زبان ساده اثر آیت‌الله مصباح یزدی(ره) سری می‌زنم.بگذریم، ما توضیح مطلب خودمان را می‌دهیم و امیدواریم شما با مطالعهٔ بیشتر، برگردید و ادامه این متن را بخوانید که:همه چیز وجود است، و جز وجود نیست؛ چرا که موجود بودن یعنی جود داشتن، و این وجود، در بطن هرآنچه که موجود است، هست!خب، چرا این مطلب را مطرح کردیم؟ چه ارتباطی می‌تواند به سؤال ما داشته باشد؟می‌گوییم که وجود، مراتبی دارد، یعنی رتبه به رتبه و مرحله به مرحله است.مثلاً، بیایید بین دو موجود مقایسه کنیم؛ اول یک دانهٔ سیب، و دوم یک حیوان مثل گربهاگر به زندگی دانهٔ برنج که جزو گیاهان محسوب می‌شود دقت کنید، می‌بینید کل زندگی آن محدود به این چرخه است که دانه بوده و در خاکی کاشته شده است و بعداً آب و خاک و کود و هرآنچه که نیاز دارد بر آن اثر کرده، باعث جوانه‌زدن و رشدش شده‌اند، و در نهایت سر از خاک درآورده و نهالی شده و آخرسر هم درخت سیب بزرگی شده است.بعد از مدتی هم میوه می‌دهد و دوباره این چرخه تکرار می‌شود.اما بچه گربه این‌طور نیست، بچه گربه چرخهٔ زندگی پیچیده‌تری دارد و می‌تواند حتی در حد و توان خودش، یاد بگیرد چگونه شکار کند، یاد بگیرد چگونه غذا طلب کند و حتی شرطی شده و در اثر آن، با به صدا در آوردن زنگی، گرسنگی خودش را اعلام کند!فکر کنم به مفهوم رتبه رتبه بودن وجود پی بردید، هم درخت سیب و هم گربه وجود دارند و از جنس وجودند، اما یکی به‌اصطلاح «نبات» و دیگری به‌اصطلاح «حیوان» نامیده می‌شود.این رتبه رتبه بودن را این‌طور تصور کنید که ستون عمودی بلندی دارید و پله‌پله روی آن کنده‌کاری کرده‌اید.اولین پله را خدا بنویسید، دومین پله را ولی خدا، سومین پله را فرشتگان، چهارمین پله را جن و جنیان، پنجمین را حیوانات، ششمی را نباتات و هفتمی را جمودات که سنگ و خاک و امثال آن‌ها باشند.شاید بپرسید که جایگاه انسان کجاست؟ که می‌گوییم انسان تنها موجودی است که می‌تواند بالا برود و به خدا برسد و یا آنقدر خود را پست و ناچیز کند که از حیوانات هم بدتر شود.بگذریم. سخن را کوتاه کرده و می‌گوییم به هرحال خواستیم شما را به اینکه وجود مراتبی دارد آشنا کنیم و بعد با توضیحاتی که در شمارهٔ بعدی خواهیم آورد، اثبات کنیم که منظورمان از اینکه «جسم صورت نازله‌ای از نفس است» چیست، و این ارتباط بین خورشید و نور او، چگونه می‌تواند شبیه به ارتباط بین نفس و جسم انسان باشد و درنهایت آیا می‌توان گفت نفس مرتبهٔ بالاتری نسبت به جسم است یا خیر!با ما همراه باشید... .دانلود شماره سیزدهم نشریهٔ اسوه</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 10:10:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دربست قبرستان</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-xkugjidekyvd</link>
                <description>در سراسر دنیا سوانح جاده‌ای هزینه‌های مالی، جانی و زمانی بسیاری را بر دوش دولت‌ها و جوامع قرار می‌دهد. این هزینه‌ها در کشورهای جهان سوم نسبت به کشورهای صنعتی نسبتاً بیشتر بوده و درصد بسیاری از مرگ‌ومیرها را تصادف‌های جاده‌ای به خود اختصاص داده است از آنجایی که جلوگیری از سوانح تحت هیچ‌گونه شرایطی ممکن نیست. امروزه با پیشرفت‌های وسیع مهندسی و تکنولوژیکی تلاش‌های گسترده‌ای در جهت بهبود شرایط کنترل و مدیریت رسیدگی به سوانح جاده‌ای صورت گرفته است که از آن جمله می‌توان ایجاد فضای مناسب حمل‌ونقلی، بهبود شرایط هندسی جاده‌ها و افزایش تجهیزات ایمنی را در سطوح مختلف جاده‌ها و معابر نام برد.مدیریت سوانح امروزه به‌عنوان امری مهم در کنترل مدیریت جامع ترافیک جاده‌ای قلمداد می‌گردد و اهداف آن: 1. رسیدگی سریع به تصادفات و کاهش جراحات امدادرسانی به قربانیان؛ 2. از بین‌بردن موانع ایجاد‌شده برای عبور دیگر وسایل نقلیه و کاهش هزینه‌های وارده در اثر ترافیک؛ 3. جلوگیری از تصادفات ثانویه و افزایش خسارات در این راستا لازمهٔ بهبود مدیریت سوانح استفاده مناسب و با برنامه از تجهیزات و امکانات با بررسی دقیق نیازهای هر نوع حادثه و ایجاد هماهنگی و مدیریت بین اکیپ‌ها و سازمان‌های اجرایی، برای رفع مشکلات ناشی از حادثه می‌باشد.(1388، بلوکیان رودسری، آرمان؛ لاله سرخی)در بروز حوادث مختلف رانندگی و تصادفات جاده‌ای کارشناسان دلایل مختلفی را بیان کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین دلایل مربوط به حرکات خطرناک راننده است. راننده‌ای که مهارت زیادی در زمینهٔ آشنایی با خودرو و نحوهٔ کنترل آن ندارد، می‌تواند موجب حوادث مرگباری در جاده‌ها شود. اما تنها نبود مهارت نیست که به بروز تصادف منجر می‌شود، بلکه مصرف مواد مخدر، داروهای خواب‌آور و مشروبات الکلی که انسان را از حالت عادی خارج می‌کنند، از مهم‌ترین دلایل بروز سوانح رانندگی هستند.در تصادفات رانندگی نباید از نقش عابر پیاده به‌راحتی چشم‌پوشی کرد؛ زیرا برخی از عابران پیاده در شرایط مختلف، رفتارهای پرخطری از خود بروز می‌دهند؛ به‌عنوان نمونه به‌جای عبور از خط عابر پیاده و پل‌های مخصوص عابران، از وسط خیابان رد می‌شوند و با این کار می‌توانند حادثه‌ساز شوند. افزون بر عوامل مورد اشاره، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که یکی دیگر از دلایل افزایش حوادث رانندگی، فشار زیاد کاری بر رانندگان است؛ زیرا به دلیل مخارج کمرشکن زندگی، تورم و گرانی بسیاری اوقات شاهدیم که افرادی که رانندگی می‌کنند، چندشغله هستند تا از این طریق بتوانند معاش زندگی خود را تأمین کنند. در این شرایط خستگی و خواب بر فرد غلبه می‌کند و تعادل وی را در رانندگی به هم می‌زند.رفتارهای پرخطر در رانندگی، علاقه‌مندی به سبقت‌های غیرمجاز، نداشتن تمرکز، خودنمایی و تلاش برای جلب‌توجه دیگران از اساسی‌ترین دلایل رفتاری در وقوع تصادفات به شمار می‌روند. به‌طور کلی عوامل انسانی به‌تنهایی نمی‌توانند دلیلی برای وقوع سوانح جاده‌ای باشد. نباید فراموش کرد که استاندارد خودروهای تولید داخل و برخی از خودروهای وارداتی در سطح پایینی قرار دارند و تا زمانی که این نقص‌های فنی برطرف نشود، نمی‌توان انتظار داشت که حوادث رانندگی کاهش پیدا کند. هرچند که در سال‌های گذشته طرح‌هایی برای جایگزین‌کردن خودروهای فرسوده در کشور اجرا شد؛ ولی مشاهده می‌شود هنوز برخی از خودروهای ناوگان حمل و نقل جاده‌ای فرسوده است.در کنار فرسودگی خودروها، مجهز نبودن آن‌ها به کیسهٔ هوا، ترمزهای ضد قفل، کمربندهای ایمنی مناسب و مقاوم نبودن بدنهٔ خودروها از دیگر عوامل خطرآفرین در رانندگی است که نباید نقش آن‌ها را در کنترل یا رخ‌دادن سانحهٔ جاده‌ای نادیده گرفت.همچنین دربارهٔ تأثیرات اقتصادی و حقوقی سوانح رانندگی می‌توان گفت که ضررهای ناشی از تصادفات رقم بسیار زیادی را تشکیل می‌دهد. در هر تصادف و یا حادثه جدا از ضررهای روانی ضررهای مالی چون هزینه‌های بیمارستانی و هزینه‌های کفن‌ودفن و دیه و در مورد خودرو هزینه‌های صافکاری، رنگ و تعمیرات به راننده یا خانوادهٔ وی تحمیل می‌شود. در سال این ارقام مبالغ زیادی خواهد بود. برآورد مالی مجلس ایران در سال ۱۳۹۵ گویای این است که تصادفات رانندگی خسارتی معادل ۷ درصد تولید ناخالص داخلی در ایران به بار می‌آورد. آثار حقوقی تصادفات نیز یعنی جبران ضرر و زیان‌های ناشی از تصادفات. این ضررها می‌تواند مادی باشد یا اجتماعی-روانی. ضررهای مادی یعنی جبران هزینه‌های ناشی از تصادف خودرو یا هزینه‌های بیمارستانی است. ضررهای اجتماعی-روانی یعنی بازداشت راننده و زندانی‌شدن او که از نظر روانی لطمه‌هایی به خود راننده و خانواده‌اش می‌رساند.اگر نگاهی به آمار تلفات رانندگی در ۱۸ سال گذشته بیندازیم، تا قبل از دوران پاندمی، نموداری که شیب آن سال‌ها روند کاهشی به خود گرفته بود حالا دوباره رو به صعود دارد و سالانه ایرانیان بیشتری در جاده‌ها جان خود را از دست می‌دهند.به گزارش روزنامهٔ شهروند، اگرچه سال ۹۴، تعداد جان‌باختگان تصادفات رانندگی در ایران به کمترین عدد در دو دههٔ گذشته رسید و با ۱۶ هزار و ۵۸۴ نفر، امید کاهش این مصیبت همیشگی زنده شد، اما سال ۹۵ این روند ادامه پیدا نکرد و سال ۹۷ هم تاکنون روی خوشی به این کاهش نشان نداده است. آمار رسمی پزشکی قانونی ایران نشان می‌دهد در شش ماه نخست ۹۷، تعداد جان‌باختگان تصادفات رانندگی 1.7 درصد نسبت به مدت مشابه در سال قبل افزایش داشته است. بر اساس این آمار، در شش ماه نخست ۹۷، ۸ هزار و ۸۴۱ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست دادند که این آمار در مقایسه با مدت‌زمان مشابه سال ۱۳۹۶، 7.1 درصد افزایش داشته است. علاوه‌بر این همچنان درصد مردانی که جان خود را در جاده‌ها از دست می‌دهند بسیار بیشتر از زنان است و در سال ۹۷ هم از مجموع ۸ هزار و ۸۴۱ متوفی حوادث رانندگی، ۶ هزار و ۸۶۴ نفر مرد و یک هزار و ۹۷۷ نفر زن بوده‌اند.اگر امید به زندگی در کشور ۷۵ سال در نظر گرفته شود، به‌ازای هر مرگ ناشی از سوانح ترافیکی، ۴۰ سال عمر هر ایرانی از دست می‌رود. سالانه حدود 6.5 درصد درآمد ناخالص ملی کشور یعنی چیزی حدود ۳۹ میلیارد دلار صرف کل رخداد سوانح ترافیکی می‌شود. بر اساس آمار رسمی پزشکی قانونی، سالانه بیش از ۵۰ درصد جان‌باختگان حوادث جاده‌ای ۲۰ تا ۵۰ سال دارند.دی‌ماه ۹۸ بود که زهرا ساعی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت بر ضرورت پیش‌بینی بودجه‌ای ویژه برای ایمن‌سازی جاده‌های برون‌شهری تأکید کرد و گفت: «ایمن‌سازی جاده‌های مناطق مرزی موجب افزایش تعاملات با استان‌ها و شهرهای اطراف، رونق و توسعه اقتصادی بیشتر آن‌ها می‌شود.»وی یادآور شد: «جاده‌های برخی مناطق کشور به دلیل پرتردد بودن بسیار حادثه‌خیز هستند؛ بنابراین ضروری است با همکاری نمایندگان آن‌ها در مجلس در بودجه‌های سالانه اعتباراتی در نظر گرفته شده و با اولویت صرف ایمن‌سازی، دو بانده‌کردن و تعریض جاده‌های پرخطر شود.»همچنین محمدرضا بادامچی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، وضعیت جاده‌های برون‌شهری کشور را بسیار اسفناک دانست و گفت: «بودجه ایمن‌سازی جاده‌ها صرف حوادث غیرمترقبه می‌شود.»عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی افزود: «ایران کشوری حادثه‌خیز است و به‌طور مداوم در کشور با بحران‌هایی مواجه می‌شویم در واقع وقتی جاده‌ای در دست تعمیر است و بحرانی پیش می‌آید، مجبور می‌شوند بودجه را صرف حوادث غیرمترقبه کنند و از ایمن‌سازی جاده‌ها غفلت می‌شود.»وی با انتقاد از اینکه بسیاری از جاده‌ها از استانداردهای کافی برخوردار نیستند، تصریح کرد: «برخی از جاده‌ها هم متناسب با تعداد خودروها نیست و نیازمند تعریض و بهسازی هستند.»البته که دوران کرونا و مسائلی که برای کشور و ترددهای رانندگی پدید آورده است، موجب تغییراتی در آمار سوانح رانندگی شده است؛ اما همچنان نباید از خطرات ناشی از عدم ساخت صحیح زیرساخت‌های کشور در حوزهٔ راه‌ها غفلت کرد.منابع: خبرگزاری‌های ایسنا، ایرنا و خانه ملتدانلود شماره سیزدهم نشریهٔ اسوه</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 10:02:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسه در مه</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87-ziz7seiylvpf</link>
                <description>همه چیز از یک سؤال شروع شد؛ سهیل ورودی جدید رشته پزشکی، دانشجوی خوش‌تیپ و سرزبان‌داری که تا آن زمان بزرگ‌ترین دغدغه‌اش درس و نهایت اطلاعش از اسلام نمازخواندن و روزه‌گرفتن بود. وارد مسجد شد و تا امام جماعت را در حال رکوع دید، خود را به نزدیک‌ترین صف می‌رساند. ناگهان پس از نماز متوجه شد، حاج یوسف، استاد معمم اخلاق اسلامی کناره دستش نشسته است. روی گشاده استاد و کتابی که پیش رویش قرار داشت، به سهیل کمی جسارت بخشید تا سؤالی را بپرسد که برای همیشه مسیر زندگی‌اش را عوض کرد: استاد به شما نمی‌آید اهل رمان خواندن باشید؟!ماجرای این مقالات، سلسله جلسات پنج‌شنبه ظهرهای این استاد و شاگرد درباره مفاهیم کتاب انسان 250 ساله است؛ مجموعه‌ای از سخنرانی‌های مقام معظم رهبری در سال 53 و شرح و بسط ایدئولوژی سیاسی ائمه اطهار در برخورد با غاصبان بنی‌امیه و بنی‌عباس... .استاد یوسف: سهیل جان، این‌طوری به من نگاه نکن عزیزم. عیدی می‌تواند یک اسکناس نیمه‌راه باشد که به خوابگاه نرسیده تو را کنار گذارد یا سخنی موزون و موجز که دنیا و آخرتت را با هم تأمین کندسهیل: حاجی جان چون می‌دانم انتخاب من تأثیری در تغییر روش تربیتی استاد ندارد پس چاره‌ای جز موافقت ندارم؛ ولی مادیات هم اگر به‌جا استفاده شود می‌تواند توشه‌ای برای آخرت باشد... .این‌طور که به نظر می‌رسد در مورد عیدی گرفتن مصری! پس هر دو را بهت می‌دهم، به شرطی که آسیاب به نوبت باشد... . هنر بزرگی که رهبری در انسان 250 ساله به خرج دادند این است که هم گذری بر حوادث تاریخی دوران 14 معصوم داشتند و هم وقایع این 250 سال را تعبیر و تبیین کردند. درست است که مطالعه تاریخ به خودی خود ثمرات فراوانی دارد ولی وقتی صحبت اهل بیت به میان می‌آید، صرفاً با تاریخ و بیوگرافی یک انسان حکیم، یک سیاستمدار عادل و عارف واصل طرف نیستیم، بلکه با قریب‌ترین جلوه‌های پروردگار و غریب‌ترین ابعاد روحی و ذهنی برای بشریت روبرو هستیم. پس حلاجی وقایع مرتبط با این بزرگواران نیز جز از یک عالم متخصص برنمی آید؛ یکی در زمره حضرت آقا! حالا نکته اینجاست، پس وظیفه ما نسبت به این مفاهیم چیست؟فکر کنم حداقلش این است که آن‌قدری بصیرت داشته باشیم که خط‌مشی اصلی هر جریانی را درک نماییم و گول ظواهر رنگ و لعاب‌دارش را نخوریم. آفرین پسرم، همچنین بتوانیم با استفاده از این مبانی موضع‌گیری‌های ولی جامعه را هضم و جذب نماییم، وقتی ایشان یک «ت» بگوید، ما تا تهش رفته باشیم. البته این از باب فردیش، در باب جمعی نیز تبیین کردن این مفاهیم برای جامعه هدف خودمان لازم و واجب است... . پس چقدر خوب می‌شود اگر ما نسبت به هر مطلبی نگاه نقادانه داشته باشیم، هدف نویسنده یا گوینده را از طرح آن و زمان مطرح‌شدنش درک و تأثیر آن بر فکر و رفتار خویش را بررسی نماییم تا بتوانیم وظایف مذکور را به نحو احسنت انجام دهیم. خب بریم سراغ ادامه بحثمان تا ان‌شاالله فصل امام سجاد را به پایان رسانیم. همان طور که جلسات گذشته هم به طور مفصل بحث کردیم، حضرت آقا می‌فرمایند «شیوه‌های آن حضرت به دنبال ایجاد زمینة مساعد برای یک حرکت عظیم اسلامی است که منتهی به حکومت علوی و اسلامی شود، به طور خلاصه، این شیوه‌ها در «تبیین و توضیح» برای عده‌ای، در «سازماندهی» برای جمعی دیگر و در «راهنمایی و راهگشایی» برای گروهی دیگر خلاصه می‌گردد. در کنار این، تلاش‌های دیگری را نیز در زندگی امام سجاد می‌یابیم. مانند برخورد این بزرگوار با سررشته دارانِ فکر و فرهنگ در جامعة اسلامی یعنی علما و شعرا. این‌ها کسانی بودند که فکر و جهتِ ذهنی مردم را هدایت می‌کردند...» یعنی در واقع نقش رسانهٔ حکومت طاغوت را داشتند. البته در کتاب بیانات و نامه‌های هوشمندانه امام اجمالاً به رشته تحریر درآمده است که توضیح اضافه بر آن، مانند تزیین یک باغچه با گلهای مصنوعِی، آن را از لطافت و طراوت می‌اندازد. پس هدف من از طرح این نکتهٔ اتفاقاً مبتلا به، چرایی و چگونگی عملکرد امثال این رسانه‌ها و ضرورت برخورد با آن‌هاست. خب سهیل جان شما بفرما که حضرت اقا در این باب چه سخنانی را ایراد فرموده‌اند؟حضرت آقا می‌فرمایند «خلفای ستمگر و جائر برای اینکه بتوانند بر مردمی که معتقد به اسلام بودند، حکومت داشته باشند، چاره‌ای نداشتند جز اینکه ایمان قلبی مردم را نسبت به آنچه که می‌خواستند انجام دهند، جلب کنند. زیرا آن روز هنوز زمان زیادی از صدر اسلام نگذشته و ایمان قلبی مردم به اسلام به قوت خود باقی بود و اگر مردم می‌فهمیدند بیعتی که با این ظالم کرده‌اند بیعت درستی نیست، و این ظالم شایستهٔ خلافت رسول‌الله(ص) نیست بدون شک تسلیم او نمی‌شدند. به همین جهت خلفای جور، حداکثرِ استفاده را از محدثین و علمای دینی آن زمان می‌کردند، و آنها را به آنچه که خود مایل بودند وادار می‌ساختند و از آن‌ها می‌خواستند، احادیثی را از زبان پیامبر و صحابة بزرگ آن حضرت طبق میل و خواستة شان جعل کنند...» چند نمونه‌اش را حضرت آقا فرموده‌اند مثل حدیث جعلی از محمد بن شهاب زهری، یکی از شاگردان و نزدیکان پیشین امام سجاد که بعدها در اختیار دستگاه قدرت قرار گرفت: «با ایمان و قداست نباید کوچ و عزیمت کرد مگر به سوی سه مسجد، مسجدالحرام، مسجدِ مدینه و مسجدالاقصی، و آن سنگی که در مسجد الاقصی رسول خدا پای خود را روی آن سنگ گذاشته، در جایگاهی چون کعبه قرار می‌گیرد...» در شرح این حدیث، خود رهبری می‌فرمایند «این حدیث مال آن زمانی است که عبدالله بن زبیر بر مکه مسلط است و هر وقت مردم می‌خواستند به حج بروند، مجبور بودند در مکه، در منطقه‌ای که زیر نفوذ عبدالله بن زبیر است چند روزی بمانند و این فرصتِ بسیار خوبی به عبدالله می‌داد تا علیه دشمنان خویش و از همه مهمتر عبدالملک مروان تبلیغات کند... از این رو، انگیزة جعل این حدیث، همین است که مردم را از کمرِ همت بستن به سوی خانه خدا و مدینه منصرف و رهسپار فلسطین سازد، زیرا فلسطین جزئی از شام و تحت نفوذ عبدالملک بوده است... .» شیطان هرکس را به روش خودش فریب می‌دهد. تو در نظر بگیر همین حدیث در زمانی مطرح شد که سطح سواد مردم بسیار کمتر از زمان حال بوده است، حال بگذریم که امثال این خدعه‌ها هنوز هم عده‌ای را فریب می‌دهد. علی‌ای حال در زمان حاضر هم رسانه‌ای قدرتمندتر عمل می‌کند که جامعه هدفش را مخالف‌ترین مخاطبانش در نظر گیرد و فرض کند قرار است، تنها روی آن‌ها کار کند. آن موقع است که باطل را در لباس حق بر ذهن مردم می‌نشاند. در انتخاب تیتر و عکس‌هایش دقت می‌نماید و اجازه می‌دهد تنی چند از نظرات مخالفینش هم مطرح گردد. اما برآیند کارش به کجا می‌رسد، ده تا خبر می‌دهد که نه تای آن را طوری تدوین کرده است که دهمی حتی اگر اعلامش، به نفع جبهه حق هم باشد، مخاطب دقیقاً برداشتی متضاد را داشته باشد. این‌گونه هم اهداف شومش را جلو می‌برد و هم نشان می‌دهد رسانهٔ بی‌طرفی است. خب بالاخره یک‌بار هم موقع اذان شد و نوبت به شما نرسید سهیل خان! حالا عیبی نداره، ناراحت نباش، بیا این عیدی دومت رو هم بگیر تا خدایی نکرده موقع اذان نفرینمان نکنی، یادت باشد هفته بعد سه جمله طلایی از بخش امام زین‌العابدین را به‌عنوان حسن‌ختام این بخش پربرکت و عیدی بنده آماده کنی... . چیه، خب من به چشم عیدی بهش نگاه می‌کنم، تو مختاری هرطور دوست داری فکر کنی!دانلود شماره سیزدهم نشریه اسوه</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 09:52:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکیزوفرنی با تب امپراتوری</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-iwrpwmr7twvv</link>
                <description>ترکیه کشوری است که این روز ها نامش را به‌عنوان کسی که به خاک همسایگانش دست‌اندازی می‌کند می‌شناسیم؛ رویای ترکیه برای عراق چیست؟جمهوری ترکیه در دو دههٔ گذشته یکی از قربانیان گروهک‌های تروریستی در جنوب‌شرقی خود است. از چند سال قبل، دولت ترکیه با ورود به عرصهٔ نظامی درصدد خرید انبوه و تولید تجهیزات نظامی برآمده است و از این امکانات برای مبارزه با گروه‌های تروریستی در جنوب شرقی خود استفاده کرده است؛ تا جایی که تعداد عملیات‌های تروریستی در داخل کشور خود را به میزان زیادی کاهش داده است. با این وجود این کشور پس از پاکسازی مناطق آلودهٔ کشور خود، به بهانهٔ مبارزه با منشأ اصلی این گروهک‌ها و به زعم خودش ضربه به این گروهک‌ها عملیات‌هایی را در شمال عراق انجام داده است. این عملیات‌ها در ابتدا محدود بود و اکثرا از طریق بمباران هوایی انجام می‌شد؛ ولی رفته‌رفته رنگ‌و‌بوی این عملیات‌ها تغییر کرد. از 31خرداد سال گذشته بود که ترکیه به بهانهٔ حمله‌های متعدد از مناطق شمالی عراق که محل حضور عناصر گروهک پ‌ک‌ک است، عملیات گسترده‌ای را علیه مواضع عناصر پ‌ک‌ک آغاز کرد. هرچند در این عملیات‌ها عناصر مسلح هدف قرار می‌گرفتند، افراد غیرنظامی نیز از این حمله‌ها بی‌بهره نمی‌ماندند. هدف از این حملات که به مناطق قندیل و گارا اصابت می‌کردند، قطع ارتباط این مناطق با سنجار بود تا عملاً ارتباط محور عراق و سوریه این گروهک‌ها که در شمال سوریه نیز فعال هستند قطع شود. فعالیت این گروهک‌ها از زمان ایجاد ائتلاف بین‌المللی که در ظاهر برای مبارزه با داعش وارد عراق و سوریه شدند زیاد شد. پس از اشغال سنجار توسط داعش و قتل عام ایزدی‌ها، تعدادی از عناصر مسلح YPG (شاخهٔ پ‌ک‌ک در سوریه) برای پاکسازی مناطق کردنشین عراق وارد این مناطق شدند. یکی دیگر از بهانه های ترکیه برای عملیات های خود در عراق حضور این نیروها در شهر سنجار بود؛ ولی این شهر درسال ۲۰۱۷ میلادی به تصرف نیروهای مردمی و ارتش کشور عراق در آمده بود و این دلیل آنکارا به احتمال زیاد فقط بهانه‌ای برای عملیات در این شهر است؛ چرا که پیش‌تر رئیس جمهور این کشور نیز با اشاره به حضور عناصر پ‌ک‌ک در سنجار گفته بود: «ممکن است شبانه به سنجار حمله کنیم».اما مهم‌تر از همهٔ این‌ها چراغ سبز دولت مرکزی عراق و مسعود بارزانی برای انجام عملیات در شمال عراق است. از طرف دیگر ترکیه در چند ماه اخیر، تعداد زیادی پایگاه و باند فرود در شمال عراق ایجاد کرده است تا به گمان خودش منطقهٔ حائلی را در خاک عراق ایجاد کند؛ آن چیزی که از چیدمان پایگاه‌ها دیده می‌شود این است که اگرچه اکثر این پایگاه‌ها در نزدیکی مرز ترکیه هستند؛ ولی وجود پایگاهی در دهوک و چند نقطهٔ دیگر که دور از مرز دو کشور هستند نیز نشان‌دهنده طمع آنکارا برای حضور عمیق‌تر و طولانی‌تر در خاک عراق است؛ همچنین اظهارات مقامات آنکارا مبنی بر عملیات‌های دیگر در خاک عراق این اندیشه را در ذهن تداعی می‌کند که آنکارا دنبال ایجاد پایگاه‌های جدید در مناطق مرکزی‌تر خاک عراق است.اما ویژگی این مناطق چیست؟ پاسخ خیلی روشن است: نفت. آنکارا به‌دنبال منابع انرژی است تا از هزینه‌های زیاد خرید نفت خود را برهاند. حتی تلاش‌های آنکارا برای کشف منابع انرژی در  دریای مدیترانه نیز در همین راستا است.این مسئله را در روی‌آوردن آنکارا به فتنه‌های قومی در منطقه می‌توان به‌خوبی دید؛ وجود ترکمن‌ها در استان نینوا و کرکوک و دست‌گذاشتن دولت ترکیه بر روی این موضوع را می‌توان در همین راستا دید. به‌طور خلاصه با درنظر‌گرفتن اقدامات دولت حاکم بر ترکیه به این نتیجه می‌شود رسید که اگر آنکارا دست از اینچنین اقداماتش برندارد تاوان آن را به‌سختی پرداخت خواهد کرد. حالا باید منتظر ماند تا ببینیم که خیالات رئیس جمهور نئوعثمانی ترکیه به واقعیت خواهد پیوست یا نه؟!دانلود شماره «سیزدهم» نشریه اسوه</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 09:43:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرارداد ایران و چین</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-bsfe9pzlamah</link>
                <description>بهمن ماه ۹۴ و در جریان سفر رئیس‌جمهور چین به ایران موضوع سند راهبردی ۲۵ ساله مطرح می‌شود؛ تا اواخر سال ۹۷ متأسفانه از طرف دولت ایران تحرک چندانی در این باره مشاهده نمی‌شود (احتمالاً دولت همچنان تصور می‌کرد از آمریکا و اروپا نهایتاً آبی گرم خواهد شد). اما شهریور سال ۹۸ و همزمان با حضور آقای ظریف در پکن اعلام می‌شود که ایران پیش‌نویس اولیه دربارهٔ سند ۲۵ ساله را به مقامات چینی ارائه خواهد کرد. دولت چین با اخذ این پیش‌نویس و با پذیرش چارچوب آن، نکاتی دربارهٔ آن نوشته و پیش‌نویس دومی به ایران ارائه کرده و ایران نیز با اعمال نظرات خود پیش‌نویس سوم را تهیه کرده است و آنچه در جلسهٔ اخیر هیئت دولت تصویب شده همین پیش‌نویس سوم بوده است که احتمالاً یک دور دیگر دادوستد پیش‌نویس‌ها قبل از توافق نهایی در کار خواهد بود.اکنون با تصویب پیش‌نویس سوم در هیئت دولت گمانه‌زنی‌های زیادی درباره این توافق در فضای رسانه‌‌ای کشور مطرح شده و جناح‌های سیاسی مختلف بر اساس نگرش خود به قضاوت دربارهٔ آن پرداخته‌اند. در این فرصت، چند نکته به نظر می‌رسد که حائز اهمیت بوده و باید به آن‌ها توجه کرد.در روابط بین‌الملل، دولت‌ها، توافقات فی‌مابین را بر مبنای منافع ملی خود تنظیم می‌کنند و سعی بر این است که بیشترین منفعت و کمترین ضرر از توافق انجام گرفته با دولت مقابل بدست آید. با توجه به تجربهٔ ناموفق برجام، دولت یازدهم باید تا جایی که می‌تواند جانب احتیاط را رعایت کند. البته این نکتهٔ مثبتی است که دولت بالاخره تصمیم گرفت که خارج از برجام به سمت توافقات دوجانبه با کشور‌های مشترک‌المنافع حرکت کند و به قول خودش منتظر گلابی‌های برجام [که معلوم نیست اصلاً وجود خارجی داشته باشد یا نه!] نماند.یکی از روزنامه‌های زنجیره‌‌ای درباره این توافق تیتری با عنوان «چرخش به سمت شرق» زده بود. چین شاید در نگاه ایدئولوژیک اشتراکات کمی با جمهوری اسلامی داشته باشد اما آنچه که مهم است منافع مشترکی است که دو کشور را به سمت یک توافق حرکت می‌دهد. ضمناً که در قطعنامهٔ اخیر شورای امنیت علیه کشورمان، چین یکی از دو کشوری بود که به قطعنامه رای منفی داد و این نشان از نزدیک شدن دو کشور به همدیگر است. کشور چین یک کشور قدرتمند و صاحب تکنولوژی و اقتصاد قوی در عرصهٔ جهانی بوده و همچنین یک کشور پرجمعیت است که از این جهت یک بازار بزرگ برای کالاهای ایرانی به شمار می‌رود. با توجه به اهمیت این توافق، همدلی بیش از پیش مسئولین از دولت تا مجلس مورد نیاز است؛ زیرا این توافق هر منفعتی که داشته باشد همهٔ ملت از آن بهره‌مند خواهند شد و هر ضرری که داشته باشد متوجه همه است.در توافق پیش رو باید حتماً این نکته را در نظر داشت که امتیازاتی که احیاناً به طرف مقابل داده خواهد شد بر خلاف منافع ملی و جهت حرکت انقلاب نباشد. بر اساس پیش‌نویس منتشر شده دولت چین مایل به سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز و حمل و نقل عمومی کشورمان است. با توجه به فناوری‌های موجود در چین در این دو حوزه، ایران منافع بسیاری می‌تواند از این توافق در حوزه‌های نامبرده کسب کند. البته جزئیات توافق هنوز مورد بحث بوده و تا توافق نهایی مذاکرات بسیاری باید انجام بگیرد.یک نکتهٔ جالب توجه دیگر در این رابطه ناراحتی وزارت امور خارجهٔ آمریکا از توافق احتمالی پیش رو است؛ به طوری که در صفحهٔ اینستاگرامی خود توافق پیش رو را ترکمانچای دوم نامیده است. آمریکا فکر می‌کرد که بعد از خروج از برجام و اعمال شدیدترین رژیم تحریم‌ها علیه ایران هیچ کشوری به سمت همکاری با ایران نمی‌رود؛ لذا مطرح شدن توافق ایران با چین آن هم به مدت ۲۵ سال یک شکست برای آمریکا در منزوی کردن ایران است. فارغ از آن که منافع ملی ایران هیچ ربطی به آمریکا نداشته و آن‌ها حق دخالت در امور داخلی ایران را ندارند اما همین ناراحتی و عصبانی آن‌ها به عنوان دشمن اصلی ملت ایران از این توافق نشان‌دهندهٔ مسیر درست ایران می‌باشد؛ منتها به شرطی که دولت ایران در این توافق هوشمندانه عمل کرده و حتماً نظر کارشناسان را در توافق نهایی مد نظر قرار دهد. این توافق در صورت اجرایی شدن می‌تواند یک الگو و مشوق برای دیگر کشور‌ها در راستای همکاری با جمهوری اسلامی شود. همچنین به ایران نیز کمک می‌کند تا رژیم ظالمانه تحریم‌ها را دور زده و میانبر‌های اقتصادی برای خود در عرصهٔ بین‌الملل ایجاد کند.با توجه به تلاش کشور‌ها برای پایان دادن به سلطهٔ دلار بر عرصهٔ اقتصاد جهانی، پیمان‌های مالی دو جانبه بین کشور‌ها بر مبنای ارز‌های ملی نیز می‌تواند به تقویت جایگاه ارز هر کشور در مقابل دلار بینجامد که این نیز می‌تواند یکی دیگر از مزیت‌های توافق با چین باشد و ارزش ریال ایران را بالاتر ببرد. امیدواریم این توافق با هوشیاری مسئولین امر در وزارت امور خارجه و دولت تبدیل به یک تجربه موفق در عرصهٔ دیپلماسی شده و منافع اقتصادی سرشاری را برای کشور به دنبال داشته باشد.برای دانلود شماره ۴ نشریه اینجا کلیک کنید</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>نشریه اسوه هیئت عاشقان ثارالله دانشگاه علوم پزشکی تبریز</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jul 2020 12:21:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-le6wus1u37nr</link>
                <description>در نشریۀ شمارۀ قبلی به قوۀ اراده اشاره و راه‌های تقویتش رو گفتیم. در این شماره قراره دربارۀ برنامه‌ریزی حرف ‌بزنیم.حتماً این الفاظ برای شما آشناست: «فلانی چون تو بسیج فعالیت می‌کنه نمراتش افت کرده»، «هیئت نرو درست عقب میفته»، یا «اینکه من کار دارم نمی‌تونم بیام جلسه سخنرانی». همۀ این‌ها یک مفهوم مشترک دارن که ما نمی‌تونیم در کنار درس و دانشگاه به کارهای دیگه‌ای مشغول بشیم. اما ما در اطرافمان می‌بینیم کسانی هستند که هم در دانشگاه خوب درس میخونند و هم به کارهای دیگه مثل ورزش و مجالس مذهبی میرسن. وقتی از این دسته دانشجوها نحوه این کارهاشون رو می‌پرسیم جواب میدن: «با برنامه‌ریزی همه این‌ها عملی میشه.» بله ما با برنامه‌ریزی صحیح می‌تونیم به همه کارهایمان برسیم و هیچ موقعی، وقت کم نیاریم.بعد از اینکه اهمیت برنامه‌ریزی رو احساس کردین، میخوام براتون از کلام نورانی معصومین شاهد بیارم تا به اهمیت برنامه‌ریزی ایمان بیارین.حضرت علی(ع) به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، (و همه فرزندانش و هرکسی که وصیّت‌نامۀ حضرت به دستش میرسه) وصیّت کرد: «اوصیکما...بتقوی اللّه و نظم امرکم: شما دو نفر را به تقوای الهی و نظم و برنامه‌ریزی در کارها سفارش می‌کنم.» در این زمینه رسول خدا(ص) فرمود: «الامور مرهونةٌ باوقاتها: هر کاری در گرو زمان خودش است.» از طرفی اگر برای کاری فرصت داری و با برنامه‌ریزی در زمانش انجام ندادی دچار حزن و اندوه می‌شوی.در این باره پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اضاعةٌ الفرصة غصّةٌ: ضایع کردن فرصت (در مسیر غیر صحیح) غصّه می‌آورد»حالا که دلمون با کلام نورانی معصوم منور شد یه تعداد نکته در مورد برنامه‌ریزی براتون می‌نویسم.اول اینکه از تجربیات خودتون تو گذشته و صد البته تجربیات اطرافیانتون استفاده کنین چرا که مولای علی(ع) می‌فرمایند: « تجربه‌ها بهترين آموزگارند.»دوم نوع تقسیم بندی زمان هست که نباید نه از این ور بوم افتاد نه از اون ورش. امام رضا (ع) درباره می‌فرمایند: «کوشش نمائید اوقات روز شما چهار قسمت باشد؛ ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای همفکری و همدلی و مشورت و گفت و گو با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف می‌سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح نیروی انجام وظائف ساعات دیگر را تأمین نمائید.»توجه به این نکته هم خیلی مهمه که توی کارهاتون اهم و مهم داشته باشید. ما نمی‌تونیم به همۀ کارهایی که مد نظر داریم بپردازیم چون که وقتمون برای همۀ کار‌ها کفاف نمیده؛ پس لازمه که بدونیم کدوم کار رو الان و کدوم کار رو بعداً باید انجام بدیم. امام علی(ع) هم در این بحث میگه: «کسی که به کارهای گوناگون بپردازد خوار شده پیروز نمی‌گردد.»و نکتۀ آخر اینکه آرمان‌گرا نباشید و متناسب با وقت و توانایی خودتون برنامه‌ریزی کنید. در غیر این صورت نمی‌تونید اون برنامه‌ریزی رو عملی کنید و قوۀ ارادتون (که خیلی مهمه) مخدوش میشه. والسلام </description>
                <category>اسوه</category>
                <author>نشریه اسوه هیئت عاشقان ثارالله دانشگاه علوم پزشکی تبریز</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jul 2020 11:39:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوکر و آنارشیسم کور</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%AC%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D9%88-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%B1-uhacieul2mww</link>
                <description>31اوت 2019 بود که منتشر شد و هیاهیوی عجیبی در دنیا به راه انداخت. با اینکه آمریکا در سال حدود 900 فیلم ساخته و روانه بازار می‌کند فقط تعداد انگشت‌شماری از آن‌ها باید دیده‌شوند و به عبارتی دیگر خواسته و ارادۀ کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی هالییوود است که دنیا مجبور به تماشای برخی از آن‌هاست. سرمایه‌داران و صاحبان کمپانی‌های فیلم‌سازی که خودشان در وال‌استریت حساب مالی دارند و یا صاحبان کارخانه‌های اسلحه‌سازی‌اند. عموم این افراد یهودی و از اصلی‌ترین افراد شاخص در نظام سرمایه‌داری ایالت متحده آمریکا حساب می‌شوند و در این اندیشه‌اند تا افکار و آرمان‌های بشریت را کانالیزه کرده و آن‌ها را در لباس «رویای آمریکایی» در آورند، و تا حد زیادی هم موفق شده‌اند.جوکر را هم باید در زمرۀ فیلم‌هایی قرار داد که دنیای خودش را نه در سالن‌های تاریک و بسته سینما که بعد از تماشا و در جامعه‌ها می‌سازند. باید در زمرۀ فیلم هایی قرار داد که برای تماشا نیستند؛ بلکه جهانی ماوراء خودآگاه ما خواهند ساخت که نمی‌توانیم از آن فرار کنیم. شاید کسی در آن زمان نمی‌توانست درک کند چه جهانی بعد از فیلم آفریده خواهد شد اما وقتی این روز‌ها به تظاهرات مردم آمریکا که با مرگ وحشتناک جورج فلوید،سیاه‌پوست آمریکایی،کلید خورد و اکنون در سراسر ایالت‌های آن تسری یافته‌است، نگاهی می‌اندازیم، صحنه‌های مشابهی در ذهن ما تجسم می‌یابد که گویی آن‌ها را جایی دیده‌ایم؛آری ،در سکانس پایانی فیلم جوکر و صحنه‌هایی از اغتشاش عمومی در حمایت از قهرمان دلقکشان.فارغ از تحلیل فنی فیلمنامه اثر و تکنیک کارگردانی آن،در این مقاله قصد داریم به جنبه‌های جامعه‌شناسی و سیاسی فیلم بپردازیم. «جورج هواکو» مؤلف و نظریه‌پرداز غربی در نظریه‌‌ای در مورد جامعه‌شناسی سینما معتقد است که سینما به عنوان یک مدیوم یا رسانه جدی، تم‌های اجتماعی، فرهنگی و به طور کلی تم‌های خودش را از جامعه اخذ می‌کند و سینما و سینماگر آن‌ها را پرورش می‌دهد و در قالب فیلم و سریال با مختصات فرمی و خاص خودش می‌ریزد. بعد از پرروش در قالب فیلم، به جامعه بر می‌گرداند و دیالکیتک فضای اجتماعی از یک سو و فیلم و فیلمسازان از سوی دیگر به وجود می‌آید که تأثیرگذاری فیلم در اینجا معنا پیدا می‌کند. یکسری تم‌هایی در عرصۀ اجتماع وجود دارد که اساساً در مایه ساخت فیلم‌های سینمایی استفاده می‌شود و بعد از آن با تأثیرگذاری بیشتری در جامعه مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. در مورد فیلم جوکر نیز همین اتفاق افتاده است و آن چیزی که روزی به عنوان آشوب و آنارشیسم در جامعه وجود داشته به درون فیلم آمده است و بعد از آن دوباره به جامعه بازگشت پیدا کرده است اما با تأثیرگذاری دوچندان؛ قطعاً در مورد این فیلم نیز همین اتفاق افتاده است.در واقع،سازندگان فیلم برآنند تا اعتراضات مدنی مردم آمریکا که برخاسته از حس آزادی‌خواهیشان برضد نظام نئولیبرالیسم حاکم در این کشور است، به نوعی به سمت هرج و مرج اجتماعی بکشانند و به آن‌ها القا کنند که اعتراض به رژیم سرمایه‌داری که نماد آن در فیلم «توماس وین» یا همان پدر بتمن است، به جایی نخواهد رسید و آنارشیسم برآمده از احساسات مردم سرانجام کور خواهد شد.فیلمساز، تاد فیلیپس، از ابتدای فیلم با میزانسن خاص و حرکت دوربین حول شخصیت اصلی، قصد دارد در مخاطبان حس سمپاتی نسبت به «جوکر» به ظاهر آنتاگونیست، ایجاد کند و گویی جلوه کند که انگار این شخصیت، فردی نقاب زده بر چهره‌های مخفی خودشان است؛ سپس در ادامه به تدریج «آرتور فلک» با توجه به خلقیاتش متوجه می‌شود، کشتن تنها چیزی است که به او حس مقصود، معنا و زیبایی می‌بخشد، حالتی که آرتور با یک رقص گناه به مخاطبان منتقل می‌کند. در واقع این رقص زیباشناسی حس کشتن را در مخاطب به شدت تحریک می‌کند و او را به آنارشی می‌کشاند. در پایان، وقتی پدر و مادر بروس وین کشته می‌شوند او باید مشغول ناله و زاری باشد، اما کارگردان با تراولینگ عامدانه دوربین، همه چیز را به آینده و به اعتلا رسیدن بروس وین (بتمن) واگذار می‌کند. اما برای این پروسه نجات، زمان بسیاری زیادی برای بزرگ شدن بتمن نیاز دارد. در واقع منجی این جامعه پس از مرگ توماس وین، فرزند سرمایه‌دار اوست و این تصویر تصدیق می‌کند که جوکر فیلمی در جهت پیروزی نظام نئولیبرال آمریکاست. نئولیبرالیسم به تعبیر نظریه‌پردازان فرانکفورت، نوعی از توتالیتاریسم تمام عیار و یک ایدئولوژی تمامیت‌خواه است.این ایدئولوژی تمامیت‌خواه با منطق یکدست‌ساز خودش در راستای سلطۀ قشر بسیار کوچک سرمایه‌دار، در انبوه توده‌های مردم است و هر مانعی را که بر سر راه خودش ببیند با خشونت هرچه تمام‌تر سرکوب می‌کند؛ این سرکوب و خشونت  با کمک ابزارهای مختلف رخ می‌دهد: رسانه‌ها، پلیس، سیستم نظامی، ارتش، نظام آموزش، تبادل نمادین و همه ابزارهای سخت و نرمی که سرمایه‌داری مدرن که شکل متأخر آن نئولیبرالیسم است توانایی بهره‌گیری از آن را دارد. اما مسئله اینجا است که فضای رئال آمریکا اساساً فضای فیلم نیست و تفاوت جنبش اجتماعی که داریم می‌بینیم با فیلم، در این است که پایان در اینجا لزوماً در دست سرمایه‌داری مدرن و لیبرالیسم نیست و فضای کاملاً رئال است که در آن فرد خشونت کف خیابان را که ناشی از نژادپرستی و تعارض طبقاتی است را از نزدیک لمس می‌کند و این با پایان فیلم که زیرکانه بخواهد به نفع سرمایه‌داری پایان یابد همسو و همراه نیست. در نهایت در ذهن مخاطب فیلم یک مقایسه رخ می‌دهد که قاعدتاً فضای واقعیت و ریالیتی خودش را بر فرد و توده‌ها تحمیل می‌کند و قاعدتاً جوکریسم به معنای دقیق کلمه اتفاق نمی‌افتاد.اما جادارد در اینجا نگاهی بیندازیم به تاثیر جوکر در جهان سوم؛ مخرج مشترک با جهان سوم این است که دیگر سرمایه‌داران در اینجا نیستند اما آنارشیست‌ها حضور دارند که تحت فشار اقتصادی و اجتماعی شورش کردند. نقش جوکر دقیقاً اینجا ظاهر می‌شود؛ کاراکتری که در ابتدای امر بی‌خاصیت است ولی توسط دستی که او را در جای خاصی قرار می‌دهد می‌تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. این نکته درباره جهان سوم نیز می‌تواند مصداق داشته باشد؛ اینکه دستی از بالا چنین کاراکتری را در جهان سوم برای جابجایی قدرت قرار دهد. در کشورمان، ایران، نمونه ای از تظاهرات آنارشیستی را در آبان ۹۸ مشاهده کردیم. در این اغتشاشات، معترضان به جای فضای گفت‌وگو و آرامش، در اتمسفری هرج‌ومرج‌طلبانه و به دور از منطق نیل به اهداف خود را خواستار بودند؛ به حدی که به نظر می‌رسید شعارهای آن‌ها برخاسته از حس آرمانخواهی و عدالت‌طلبانه نیست بلکه جنبش‌هایی هدایت شده‌اند. این فیلم و نظایر آن نیز برای جوانِ ایرانِ اسلامی نه یک الگو و اسلوبِ مطالبه‌گری، بلکه باید هشداری برای او تلقی گردد. در پایان باید گفت که «جوکر ببینیم و عبرت بگیریم ولی جوکر نشویم».</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>نشریه اسوه هیئت عاشقان ثارالله دانشگاه علوم پزشکی تبریز</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 18:51:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عقیده بی‌فرجام</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%B9%D9%82%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-gezybj4hbrgv</link>
                <description>هفتۀ پیش بود که بعد از ۸سال که هیچ قطعنامه‌ای علیه ایران تصویب نشده بود، قطعنامۀ سه کشور اروپایی- انگلیس، فرانسه و آلمان- علیه ایران توسط شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علی‌رغم مخالفت چین و روسیه تصویب شد. در این قطعنامه به ایران توصیه می‌شود که در تمامی مکان‌هایی که برای‌ آژانس مشکوک محسوب می‌شوند همکاری کند. اخیراً آژانس به دو مکان تورقوز‌آباد (همان جایی که بعد مطرح شدن توسط نتانیاهو مایۀ خندۀ فعالین مجازی شد ) و آبادۀ مشکوک شده و درخواست بازرسی‌های بیشتری از این دو مکان کرده‌است.این قطعنامه هرچند توصیه‌ای بود ولی شاید بتوان گفت جاده‌صاف‌کنی است برای قطعنامه‌های احتمالی بعدی و یا پاس گلی از اروپا به ترامپ تا او راحت‌تر بتواند جلوی برداشته‌شدن تحریم تسلیحاتی ایران را بگیرد.در واکنش به این اقدام اروپا علی ربیعی، سخنگوی دولت، گفته که این قطعنامه قطعاً بی‌پاسخ نمی‌ماند.این اقدام اروپایی‌ها در حدود دو سال پس از خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت ۹۷ صورت می‌گیرد، همان روزی که روحانی گفت مزاحم توافق (!!!) رفت و از این پس توافق بین پنج کشور دنیا ادامه دارد و به ظریف دستور داد طی تنها چند هفته سازوکارهایی با طرف اروپایی به دست آورند که منافع ایران در برجام حفظ شود. هر چند با توجه به وابستگی شدید کشور‌ها و مخصوصاً شرکت‌های بزرگ اروپایی به آمریکا رسیدن به چنین چیزی نزدیک به محال بود.پس اروپایی‌ها برای اینکه بتوانند برجام را برای منافع خود حفظ کنند ۱۱ تعهد به ایران دادند که هجده ماه بعد، سخنان روحانی در بهمن ۹۸ شرحِ حال خوبی از آن بیان می‌کند:«شما بعد از خروج آمریکا، مگر به ما یازده تعهد ندادید که به آن عمل کنید؟ به کدام یک از آنها عمل کرده‌اید؟ بی‌تردید وفای عهد، اخلاق، تاریخ و شرافت بالاتر از تعرفه ماشین است. انسان که شرافت و عهدش را به خاطر تعرفه زیر پا نمی‌گذارد!» بله! همان طور که پیداست اروپا برجام را به تعرفه‌های آمریکا بر خودرو‌های اروپا فروخته بود. البته دولت دست روی دست هم نگذاشته بود و طی پنج مرحله اقدام به کاهش تعهدات خود در برجام کرد.البته اخلاق و شرافت در دنیای دیپلماسی مخصوصاً از غرب انتظار نمی‌رود و تنها تضمین‌های‌عملی از اروپا که رهبر انقلاب تنها یک روز پس از خروج آمریکا توصیه کردند راهکار خوبی بود.یا اگر واقعاً اروپا خواستار بقای برجام بود، می‌بایست در اعتراض به نقض قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل توسط آمریکا با خروج از برجام، علیه آمریکا قطعنامه‌ای را به شورای امنیت می‌برد؛که نه تنها این کار را نکرد بلکه با وقاحت پیشنهاد جایگزینی توافق ترامپ با برجام داده شد که شدیداً از طرف ایران رد شد.به هر حال این امید دولت به کشور‌های اروپایی-که حتّی خود روحانی گفته بود:«اروپایی‌ها آقا اجازه هستند و آمریکا کدخداست؛ بستن با کدخدا راحت‌تر است.»- همان‌طور که دهۀ هشتاد و قبل‌تر‌ها نیز نشان داده بود، امیدی پوچ بود؛ زیرا همان‌طور که پناه مصدق در ۱۳۳۲ به آمریکا به امید ایستادن جلوی انگلیس جواب نداد بلکه منجر به کودتا با همدستی هردو علیه‌‌ او شد، اینجا هم خیال ایستادن جلوی آمریکا با کمک انگلیس رویایی ییش نبود.حرف آخر ما در این یادداشت این است، اگر واقعا به گفتۀ سخنگوی دولت قطعنامه بی‌پاسخ نخواهد ماند، پس عجالتاً این موارد را در اولویت قرار دهند: اولاً، اگر دولت از آمریکا در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ ناامید شده است، از اروپا نیز ناامید بشود. (هر چند بعضی‌ها هنوز به آمریکا هم امید دارند.) نه به‌ این معنا که دیپلماسی را رها کند بلکه آن را گزینه اضافی «اگر شد، شد. نشد، نشد.» نگاه کند.ثانیاً (و مهم‌تر از قبلی)، از دولت و سایر امیدواران به غرب نمی‌خواهیم تاریخ گذشته را بخوانند، بلکه تنها به تجارب خود در قسمتی از تاریخ که در دست آنان بوده نگاه کنند و محض رضای خدا نه ‌تنها «تغییر راهبرد» بلکه «تغییر عقیده» بدهند. زیرا قبل از اینکه این برجام «برجامِ بی‌فرجام» باشد، این عقیده، «عقیده بی‌فرجام» بود.والسلام علی من اتبع الهدی</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 13:38:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوه اراده</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D9%82%D9%88%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-kmy69htwbrbk</link>
                <description>در نشریه شماره قبل به این نکته پرداختیم که انسان در هر شرایطی نیازمند سبک زندگی الهی می‌باشد؛ حتی زمانی که از نظر علمی و فنی در سطح عالی خود قرار داشته باشد.سبک زندگی به علایق، نظرات، رفتارها و جهت‌گیری رفتاری یک فرد، گروه یا فرهنگ اشاره می کند و البته سبک زندگی الهی یعنی علایق و رفتار و جهت‌گیریمان طبق نظر خداوند متعال باشد. پس ما باید با دستورات الهی آشنا شده، تصمیم گرفته، و به تصمیم‌هایمان جامه عمل بپوشانیم.حتماً در خود یا اطرافیان خود مشاهده کرده‌اید که تصمیمات بسیاری اتخاذ می‌گردد اما به امید رسیدن شنبه، اول ماه، سال جدید و در این روزها اتمام قرنطینه و کرونا؛ قبل از تبدیل به عمل به خاطره تلخ عدم موفقیت در تحقق تصمیمات بدل می‌شود. به عنوان مثال به تصمیم جدی درس خواندن در اول ترم‌ها اشاره کرد که متأسفانه در اکثر مواقع تحقق نمی‌یابند. البته زمان‌هایی هم وجود دارد که ما کار‌های خود را دقیق و سر وقت انجام می‌دهیم؛ مانند ماه رمضان که ماه عمل می‌باشد. کاملاً روشن است ما انسان‌ها هر چه نتوانیم به تصمیمات خود عمل نماییم، همان اندازه مأیوس و ناامید می‌شویم. اکنون این مطلب نمایان می‌شود که تصمیمات هر چه قدر هم که خوب باشند، بدون عمل هیچ ارزشی ندارند.در سبک زندگی الهی یا همان سبک زندگی اسلامی هم ما باید به تصمیماتی که پس از شناخت دستورات الهی می‌گیریم عمل کنیم در غیر این صورت علاوه بر اینکه در دنیا زندگی بر ما سخت می‌شود آخرت سخت‌تری خواهیم داشت.قوه‌ای که تصمیمات ما را به عمل تبدیل می‌کند اراده ماست. هرچه اراده قوی‌تر باشد تصمیمات به وقوع عمل نزدیک‌تر می‌شوند؛ ولی اگر اراده‌ای در میان نباشد انسان به موجودی پر از تصمیمات بزرگ و کوچک مبدل می‌گردد که هیچ‌گاه به عمل منتهی نمی‌شوند.انسان‌های بی‌اراده حتی از انجام دادن کوچک‌ترین کار‌ها نیز عاجزند ولی انسان‌های بااراده میوه هدف خود را هر چه قدر هم دور از ذهن باشد، می‌چینند.پس ما برای اینکه بتوانیم به تصمیمات خود عمل کنیم باید ارادة خود را تقویت کنیم. خب برای اینکه اراده قوی داشته باشیم و از اراده ضعیف دور باشیم چه کنیم؟ برای پاسخ به این سوال باید به این نکته توجه کنیم که رفتار و اعمال ما مستقیماً بر ارادة ما تأثیر می‌گذارد؛ ما هر چه تصمیماتی را که برای عمل به آن‌ها توانایی لازم را داریم جامه عمل نپوشانیم، اراده خود را تضعیف کرده‌ایم؛ و همچنین، هر چه به تصمیمات خود جامه عمل بپوشانیم ارادة خود را تقویت نموده‌ایم. توجه به این نکته ضروری است که این تأثیرات، ناخودآگاه و غیرارادی اتفاق می‌افتد تا آنجا که شاید بلافاصله تأثیر آن را حس نکنیم؛ پس می‌توان نتیجه گرفت که برای تقویت قوه اراده باید به تصمیمات خود چه بزرگ و چه کوچک جامه عمل بپوشانیم. می‌توانیم در شروع کار از تصمیمات خیلی کوچک شروع کرده و با خود عهد ببندیم که در هر شرایطی آنها را انجام دهیم تا اراده‌مان تقویت شود.ضرب‌المثل «سنگ بزرگ نشانه نزدن است» ما را به اهمّیت معقول و قابل انجام تصمیمات یا همان برنامه‌ریزی متوجه می‌سازد. یکی از کار‌هایی که ما را از عمل به تصمیمات خود دور می‌کند، برنامه‌ریزی افراطی می‌باشد. کاملاً واضح است کسی که عادت به این دارد که تا اذان ظهر بخوابد نمی‌تواند در عرض یک روز به سفارش پیامبر مبنی بر بیدار شدن از اذان صبح عمل کند پس معقول بودن برنامه‌ریزی ما را در عمل به تصمیات خود یاری می‌دهد و با این کار می‌توان قوه اراده خود را تقویت نمود.خلاصه مطالب: برای عمل کردن به تصمیمات در هر زمینه‌ای مخصوصاً سبک زندگی اسلامی نیازمند اراده‌ای پولادین هستیم و برای تقویت اراده، باید سعی کنیم علاوه اتخاذ تصمیمات معقول و در حد توان به آنها عمل کنیم در غیر این صورت اراده خود را ضعیف نموده‌ایم.</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2020 00:40:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیا برای عقبی</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D8%A8%DB%8C-eeammxg6trty</link>
                <description>در گذشته دور پرواز برای انسان رویایی بیش نبود اما اکنون به حقیقت بدل گشته است. خنک شدن مخصوص پادشاهان و بزرگان بود که به وسیلة بیگاری کشیدن از بردگان تحقق می یافت. اما امروزه اکثر مردم به وسیلة کولر همان خنکای پادشاهان قدیم را می چشند. به لطف پیشرفت در سیستم حمل و نقل مسافت‌های طولانی کوتاه شده و شهر‌ها به همدیگر نزدیک گشته‌اند. زمانی مردم برای نگه داشتن غذا سختی‌های فراوانی متحمل می‌شدند. ولی هم اکنون یخچال در اکثر خانه‌ها این زحمات را از دوش مردم برداشته است. قدیم‌الایام برای خوردن میوة مورد علاقه خود باید تا فصل آن میوه صبر می‌کردیم اما اکنون با کمک گلخانه‌ها در چهار فصل سال تمام میوه ها در دسترس است. زمانی برای تامین آب مورد نیاز خود لازم بود مسافت‌های طولانی طی شود، اما اکنون با پیچاندن یک شیر، آب زلال فرو می‌ریزد. مردم آن دوره وقتی عزیزانشان به سفر دور می‌رفتند مدت زیادی از آنها بی‌خبر می‌ماندند اما امروز به کمک فناوری ارتباطی، هم تصویر و صدای عزیزانشان را می‌شنوند. زمانی ساخت و ساز بناهای بزرگ مستلزم سالیان دراز صبر بود؛ آن چنان که نوة  کسی که دستور ساخت بنا را می‌داد در سنین پیری افتتاح آن را می‌دید؛ لکن امروزه ساخت و سازها سرعت پیدا کرده‌اند.این قبیل مقایسه‌ها به ما می‌آموزد که ما نسبت به گذشته بسیار پیشرفت کرده‌ایم و اگر امکانات حال را به فردی از گذشته بازگو کنیم قطعاً این فکر را خواهد کرد که ما بسیار خوشبخت هستیم و به چیز دیگری احتیاج نداریم.حال به جامعه کنونی بنگرید. آیا واقعاً بشر امروزی درخوشبختی نامحدود به سر می‌برد و از زندگی خود راضی است؟متأسفانه آمار فزایندة خودکشی و نرخ افسردگی جواب خوبی به سوال بالا نمی‌دهند بلکه از این واقعیت پرده بر می‌دارند که انسان معاصر با زندگی دشواری روبرو است.اما واقعاً چه شده؟ ما امروزه به اکثر تمنا‌ها و آرزوهای مردم دیرین رسیده‌ایم ولی به انتظار آن‌ها از خوشبختی نرسیده‌ایم.جواب سوال ما را قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، می‌دهد. خداوند پس از آن که به آدم(ع) و حوا(سلام الله علیها) دستور هبوط به زمین را می‌دهد اضافه می‌کند که هر کس از ذکر من روی برگرداند، زندگی بر او سخت خواهد شد.آری نکته همین جاست.هرگاه از ذکر خداوند دور شویم، با تمام امکانات و پیشرفت‌ها زندگی بر ما سخت خواهد شد. پس برای داشتن آرامش در زندگی و لذّت بردن از آن می‌بایست به یاد خدا بود و از دستورات وی در همة عرصه‌ها به ویژه در سبک زندگی خود اطاعت نمود.با این مقدمه و توجه به این نکته که مسیر بهشت و آخرت از همین زندگی‌های دنیوی ما می‌گذرد و نمی‌توان در زندگی مملوء از یأس و خمودی به هدف والای الهی دست یافت، به لزوم اجرای سبک زندگی اسلامی پی می‌بریم.امید است در طی شماره‌های آتی این نشریه با عنایت حضرت دوست و دعا‌های پدرانه حضرت ولی عصر(عج) به نکات الهی پیرامون سبک زندگی اشاره گردد تا همگی با به کارگیری این نکته‌های ناب، زندگی سرشار از امید و نشاط و پویایی داشته باشیم.</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 18:39:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحریم‌های تسلیحاتی</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA%DB%8C-yinmhovwkerd</link>
                <description>«هند در خرید پهپاد از آمریکا تجدید نظر می کند.»، «آلمان قرارداد خرید پهپاد های آمریکا را لغو کرده و خرید پهپاد ساخت کانادا را در اولویت خود قرار داده است.»در رابطه با اخبار نظامی فوق، فارغ از نوع پهپاد و قیمت‌های فروش، نکته مهم این است که به دنبال آشکار شدن ضعف پهپادهای آمریکایی، پس از سرنگونی گلوبال هاوک، ترامپ دیگر نمی‌تواند مثل بازاریاب‌های فروش کالا برای دوشیدن کشورهای مختلف به سفر برود و باید کتابچة معرفی پهپادهای آمریکایی را راهی بازیافت کند تا بلکه برای چاپ تبلیغات انتخاباتی America firstبه کار بیاییدذکر نقاط قوت سامانه سوم خرداد هم به خبرگزاری‌های خارجی واگذار می‌شود که به قول معروف، خوش‌تر آن باشد که سِرّ دلبران، گفته آید در حدیث دیگران.بد نیست به سوال اصلی این روزها در مورد حق مشروع ایران در برجام یعنی لغو تحریم تسلیحاتی ایران بپردازیم، اینکه چرا احزاب دموکرات و جمهوریخواه در یک اتحاد فراجناحی به پامپئو برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران نامه زده‌اند؟ و ترامپ که الان باید به فکر انتخابات باشد، مشغول مانع‌تراشی برای احقاق این حق شده است؟1) صنایع و نیروهای دفاعی ایران با سبک شدن بار تحریم تسلیحاتی می‌توانند به تکمیل و افزایش توان خود پرداخته و با پژوهش بر محصولات فناورانة روز دنیا، از این موقعیت بهره ببرند و ترامپی که همین الان با وجود فشار حداکثری‌اش در شوک پرتاب ماهواره نور مانده است، وقتی به برداشتن پا از روی گردن این شیر در زنجیر می‌اندیشد، وحشتش بیشتر می‌شود.2) ایران می‌تواند سامانه‌های دفاعی را به کشورهایی مثل سوریه و یمن بفروشد اولین نتیجة این کار حذف نابرابری از جنگ‌های غیرمنصفانة منطقه است؛ یعنی خلبان‌های سعودی و اسرائیلی از این به بعد فقط می‌توانند انهدام مدرسه و بیمارستان را در اتاقک‌های شبیه‌ساز پرواز، بازی کنند.3) فروش صنایع نظامی ایران علاوه بر سود و ارزآوری برای ایران باعث لطمه به صنایع نظامی آمریکا می‌شود.4) رسوا شدن ببر کاغذی از دو دوتا چهارتای اقتصادی برای آمریکا دردناک‌تر است؛ یعنی، این همه تبلیغات هالیوودی برای صنایع نظامی آمریکا با اضافه شدن رقیبی به نام ایران زیر سوال می‌رود.5) با لغو تحریم‌های تسلیحاتی این سوال در ذهن‌ها ایجاد می‌شود که وقتی خرید و فروش تسلیحات آزاد شده چرا دیگر اجناس غیرنظامی و صنعتی و دارویی تحریم هستند؟ یعنی دستگاه دیپلماسی کشورمان گزاره خوبی به دست می‌آورد که می‌تواند از آن برای رفع تحریم های ناعادلانه علیه ایران استفاده کندبرآیند نکات بالا و نکاتی که پنهان مانده است باعث شده تا آمریکا به فکر تمدید تحریم‌های تسلیحاتی بیافتد. سه روشی که آمریکا برای این کار مدنظر دارد عبارتند از:1) صدور قطعنامه جدید از طریق سازمان ملل علیه ایران: باتوجه به مواضع روسیه در این مورد و کدورت فعلی بین چین و آمریکا احتمالا 2 عضو دائم (وتو دار) شورای امنیت مخالف قطعنامه‌های جدید علیه ایران خواهند بود.2) بازگشت به برجام و استفاده از مکانیسم ماشه*: این گزینه به نظر غیرمعقول می‌آید خصوصا با آن شومن بازی‌هایی که ترامپ موقع خروج از برجام از خود نشان داد.3) چکاندن ماشه از سوی کشورهای اروپایی: باوجود این که طرف‌های اروپایی به شفاف سازی‌ها و تعهد ایران به برجام اذعان دارند بعید نیست که ترامپ با حربه‌هایی همچون گذاشتن تعرفه بر خودروهای اروپایی و مسائلی از این دست بتواند این کشورها را باخود همراه کند.در هرصورت آنچه که الان از وزارت امور خارجه انتظار می‌رود این است که به پاسخ توئیتری اکتفا نکرده و با استفاده از نظرات حقوقدانان و متخصصان، پاسخی مستدل برای ادعای آمریکایی‌ها تهیه کنند، اتفاقی که در توافق هسته‌ای رخ نداد و این توافق با ضعف‌های حقوقی امضا شد که تبعات آن همچنان ادامه دارد. امید است وزارت خارجه با افزایش رایزنی سازنده با کشورهای همسو مثل چین و روسیه جبهه‌ای در مقابل زیاده‌خواهی‌های آمریکا باز کند.*مکانیسم ماشه آخرین راه برای حل اختلاف مابین ذینفعان در برجام است. هنگامی که هر یک از طرفین به این نتیجه برسد که طرف دیگر به تعهدات مقرر عمل نمی‌کند می‌تواند از این فرایند برای حل اختلاف استفاده کند. طرف شاکی ابتدا شکایت خود را در «کمیسیون مشترک» مطرح می‌کند. در صورتی که ظرف ۳۵ روز پاسخ قانع‌کننده‌ای از کمیسیون مشترک نگیرد، شکایت خود را نزد شورای امنیت می‌برد. آنگاه شورای امینت فرصت دارد طی ۳۰ روز به این شکایت رسیدگی کند. اگر نتیجه‌گیری شورای امنیت مورد قبول شاکی نباشد، تحریم‌های سابق سازمان ملل باز می‌گردد. به این ترتیب این فرایند موجب می شود که پس از طی یک پروسه ۶۵ روزه تمام تحریم‌های سابق بازگردد. هدف از ایجاد این مکانیسم، جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای با استفاده از گزینه‌های غیرنظامی در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. (به باور متخصصان، ایران برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای به 6 ماه الی یکسال زمان نیاز دارد.) نکته قابل تأمل این است که هر یک از طرفین جداگانه می‌تواند این مکانیسم را با شکایت خود ادامه داده و بدون هیچ مانعی تحریم‌ها علیه ایران را بازگرداند؛ به عبارتی این پروسه به گونه‌ای ترسیم شده است که هیچ کشوری نتواند مسیر بازگشت تحریم‌ها را وتو کند.</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 01:36:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجلس یازدهم و چالش‌های پیش رو</title>
                <link>https://virgool.io/osvehjournal/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-gxue148os7v6</link>
                <description>«وظیفه‌ی مجلس شورای اسلامی، ریل‌گذاری قانونی برای رسیدن کشور به هدف­‌های والاست.» این تعبیر سکاندار حکیم انقلاب از مجلس، در پیام ایشان به مناسبت آغاز به کار مجلس یازدهم است. مجلس یازدهم که روز 7 خرداد ماه رسماً آغاز به کار کرد، به عنوان اولین مجلسی که در گام دوم انقلاب شکل می‌­گیرد، ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. از جمله بیشترین تغییر در منتخبان نسبت به ادوار گذشته، به نحوی که فقط 56 نماینده‌ی مجلس دهم، به مجلس یازدهم راه یافتند. همچنین تعداد قابل توجهی از نمایندگان این مجلس جوان هستند و نیز 174 نفر از نمایندگان مجلس یازدهم، سابقه‌ی قانون‌گذاری ندارند. و نکته‌ی شایان توجه اینکه قریب 220 نفر از نمایندگان، اصولگرا هستند که یکدستی این مجلس را نشان می‌­دهد. این ویژگی‌­ها در کنار شرایط سخت جاری مملکت باعث شده‌است که کار این مجلس برای حل مشکلات کشور به خصوص معضلات اقتصادی کمی دشوار باشد. کاهش مشارکت در یازدهمین دوره‌ی انتخابات مجلس شورای اسلامی حاکی از این است که مردم از مشکلات معیشتی به ستوه آمده و اکثریت اصولگرای مجلس یازدهم می‌توانند از این فرصت پیش آمده برای جلب مجدد اعتماد عمومی استفاده کنند. همان طور که در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت افتتاح مجلس یازدهم آمده است، « آنگاه که نمایندگان مجلس با شناخت درست از شرایط و اولویت‌های کشور، و با حضور فعال و منظم، و با پاکدستی و امانت‌داری، وظیفة قانون‌گذاری و دیگر وظایف خود را انجام دهند، مجلس نقطه‌ی امید مردم و نقطه‌ی اتکای مجریان و به معنای حقیقی در رأس امور کشور خواهد بود.» رهبر انقلاب، در همین پیام، اقتصاد و فرهنگ را در صدر فهرست اولویت‌­های کشور دانستند و پیشرفت در زمینه‌ی عدالت و معیشت طبقه‌ی مستضعف را اولویت کار مجلس خواندند. رئیس عملگرای مجلس یازدهم، آقای قالیباف، که به رغم تلاش‌­های جناح مقابل توانست با اکثریت قاطع بر کرسی سبز ریاست بهارستان بنشیند، نیز به کرات از عزم مجلس یازدهم برای ساماندهی معیشت مردم سخن گفته ­است. با این اوصاف، انتظارات عمومی از این مجلس بالاست. قالیباف در اولین نطق پیش از دستور خود، به لزوم در پیش گرفتن الگوی مدیریت جهادی به عنوان عامل تبدیل تهدیدها به فرصت اشاره کرد و از باور به مبانی قرآنی و سنت­‌های الهی، مردمی کردن حکمرانی و اقتصاد، توجه به معنویت و اخلاق، وحدت کلمه، استفاده از نیروی جوان کشور و توجه ویژه به عدالت، به عنوان 7 اصل الگوی مدیریت جهادی نام برد. او که پیش از انتخابات، صحبت از «وادار کردن دولت خسته به حرکت» می­‌کرد، در این نطق با آشفته و ناکارآمد خواندن الگوی مدیریتی فعلی دستگاه اجرایی کشور، از هدایت دولت به سمت مطلوب سخن گفت؛ که احضار وزرای اقتصاد، نفت، نیرو و راه و شهرسازی، و نیز رؤسای سازمان­‌های امور مالیاتی، بورس و گمرک در اولین هفته‌­های کاری مجلس یازدهم، نشان از عزم مجلس در همین موضوع دارد. همچنین این مجلس به دنبال اصلاح لایحه بودجه سال 99 از طرف دولت است. از طرف دیگر مجلس یازدهم با اعلام وصول طرح «شفافیت آرای نمایندگان»، گام مهمی در تحقق یکی از مطالبات اصلی مردم از مجلس، یعنی شفافیت، برداشته است. تشکیل فراکسیون دیپلماسی و فراکسیون شوراها و مدیریت شهری حاکی از تلاش مجلس یازدهم برای رسیدگی به سایر حیطه‌­ها می­باشد. باید به نظاره نشست و دید که آیا آقای قالیباف در ادامه می­‌تواند مجلس یازدهم را طوری اداره کند که به گفته‌ی خود، ادامه‌دهنده‌ی راه شهید سرافراز اسلام، حاج قاسم سلیمانی باشد و از آرمان‌های اصلی انقلاب کوتاه نیاید؟ از سوی دیگر، آقای روحانی هم که دست خود را به سمت مجلس نو دراز کرده و خواهان اخوت از مجلس شده است، در این یک سال باقی‌مانده کار سختی در مقابل مجلس اصولگرای یازدهم در پیش دارد. اکثریت اصولگرای مجلس منتقد جدی عملکرد دولت به خصوص در مورد اجرا نکردن قوانین مصوب مجلس هستند و به نظر می­‌رسد مجلس یازدهم قصد دارد جایگاه نظارتی خود بر دستگاه‌­های اجرایی کشور را تقویت کند. امید است که با همکاری و تعامل برادرانه دولت و مجلس گام مثبتی در جهت بهبود مشکلات مردم و افزایش اعتماد عمومی برداشته شود.</description>
                <category>اسوه</category>
                <author>smsadeghi</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 01:02:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>