<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مجله کارآفرینی و استارتاپ اکسیژن</title>
        <link>https://virgool.io/oxygen/feed</link>
        <description>هوای تازه کسب و کار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:01:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/eyc0r6ojtwbj/ryvidc.png</url>
            <title>مجله کارآفرینی و استارتاپ اکسیژن</title>
            <link>https://virgool.io/oxygen</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از رویا تا حقیقت ، از خوابیدن تا جنگیدن</title>
                <link>https://virgool.io/oxygen/httpsvirgoolioamomendoostdreamtruth-antvz9a85wqm</link>
                <description>سلام ;))) ، می دونم توی این وضع جامعه زیاد حوصله ندارید پس زود میرم سر اصل مطلب ...قبل از شروع این رو هم بگم این مطالب نظر شخصی خودمه و ممکنه بعضی ها با اون مخالف باشند.خوب کلا سه دسته آدم داریم :هدایت گران :  به گروهی می گن که به یسری از افراد وظایف می دن و اون ها رو هدایت می کنند.کارکنان : گروهی هستند که از هدایت گران وظایف دریافت می کنند.استفاده کنندگان محض : گروهی که عشق و حال می کنند ؛)) و از ماحصل هدایت گران استفاده می کنند.گروه اول حدودا ۱۰ درصد جامعه رو شامل میشه و ۹۰ درصد دیگه جامعه تحت تأثیر همین گروه اولن ، یعنی خلاصه بگم هر اتفاقی که توی دنیا می افته ، می شه گفت زیر دست این گروهه ؛ چه جنگ هایی که شروع شد ، چه خوراکی هایی که اختراع شد ، چه تکنولوژی هایی که عرضه شد و چه نگرش هایی که باور شد :D همین هدایت گران هم باز به دو دسته یک درصدی و نه درصدی تقسیم می شند. کل جهان با تصمیماتی که یک درصدی ها می گیرند ، می چرخه . خوب من که توی این مقاله باهاشون کاری ندارم :| ، شما هم کلا کار به کارشون نداشته باشید بهتره :))) تفاوت های گروه یک درصدی و نه درصدی خیلی زیاده ولی بارز ترین تفاوتش که توی این مطلب هم باهاش کار دارم اینه که هیچ فرد عادی ای اصلا نمی تونه وارد گروه یک درصدی بشه ولی درِ گروه نه درصدی ها همیشه به روی شما بازه مثل خیلی های دیگه که واردش شدن از هنری فورد و جان دیویس راکفلر گرفته تا مارک زاکربرگ ....الان با خودت می گی من توی ایرانم شرایطم فرق می کنه ، آره قطعا خیلی فرق می کنه ، ولی یادت باشه گرافیت توی سختی و فشاره که تبدیل به الماس می شه مثل خیلی هایی که الان داخل ایران حرف هایی برای گفتن دارند مثل احد عظیم زاده ، بهروز فروتن ، برادران محمدی و خیلی های دیگه ... همه چی به خودِ آدم بستگی داره.این بحث خیلی مهمه که واقعا هرکسی نمی تونه جزء گروه نه درصدی (هدایت گران) باشه در واقع اگه هرکسی می تونست جزء این گروه باشه باید ۵۰ ، ۶۰ درصدی رو براش در نظر می گرفتیم :)))) باید توی خونِت باشه ؛ یه مثال بزنم تا بهتر حق مطلب ادا بشه ، استیو جابز رو با استیو وزنیاک در نظر بگیرید ، وزنیاک از نظر فنی فوق العاده عالی بود ولی خونِ کارآفرینی و مدیریتی نداشت ولی در دسته کارکنان بی نظیر بود. ولی برعکس وزنیاک ، استیو مهارت فنی آنچنانی نداشت ولی از نظر مدیریتی حرف نداشت جدا از شخصیتش :(( فقط اینطوری هم برداشت نکنید که هرکسی که هدایتگره پس دانش فنی پایینه هم داره چه بسا خیلی ها بودن و هستند که هم از نظر فنی و هم از نظر مدیریتی بی نظیر بودند و هستند.این دو گروه یعنی هدایت گران و کارکنان خصوصیات جالبی دارند :خصوصیات کارکنان کلا اهل ریسک نیستند دوست دارند که یه حقوق ثابتی داشته باشند و بدون حاشیه زندگیشون رو سپری کنند ، ایده خاصی مدنظرشون نیست و به زندگی خطی عادت کردند، منتظرند یه نفر بهشون دستور و یا کاری رو واگذار کنه و اون ها هم انجام دهند ،البته باید این رو هم متذکر بشم که بعضی از این افراد به ناچار این گروه رو پذیرفتن ، بالاخره زندگی هم خرج داره :)و اما خصوصیات هدایت گرانبر خلاف کارکنان تا دلتون بخواد اهل ریسک اند البته از نوع منطقیش ؛) ناامید نمی شند ، یه بار شکست خوردند دو بار ، سه بار ... این رو می دونند که بالاخره به موفقیت می رسند مثال دمه دستی هم جناب استیو جابز که بعد از اینکه از اپل اخراج شد (حالا بعضی ها هم می گن که خودش استعفا داده) نا امید نشد و یه شرکتی رو از اول بنا کرد و با فروش سهام اون شرکت دوباره به اپل برگشت. افراد موقعیت شناسی اند می دونند که الان جامعه به چی نیاز داره و برای حل اون مشکل روز ها حتی سال ها فکر می کنند برای مثالش هم می شه از فیسبوک نام برد ،ایده اش از یه نیاز ساده آدم گرفته شده ، انسان ها آدم هایی اجتماعی اند دوست دارند همیشه از حال هم با خبر باشند ، مطالبی از خودشان برای دوستانشان به اشتراک بگذارند پس این نیاز فرصتی شد برای هدایت گران تا اون رو برطرف کنند ، البته نا گفته نماند که ایده فیسبوک برای خوده مارک زاکربرگ نبوده. و آخر هم بیشترشون ثروت کلان رو دوست دارند (البته کیه که بدش بیاد).و در پایان استفاده کنندگان محضهرکسی که به دنیا می آید ناخواسته جزء این گروه از انسان ها هست و رفته رفته با اختیار می تونه جایگاه خودش رو مشخص کنه ، این گروه افراد ارزشمندی اند ؛) آره درسته ! اگر این افراد نباشند هدایت گران چه کسانی رو هدایت کنند و در ارتباط با این ، کارکنان برای چه کسانی کار کنند ؟؟ در کل اگر این افراد نباشند هیچ گردش مالی ای رد و بدل نمی شه ... پس خیلی مهمند ، خوب یه گریزی به بحث فلسفی بزنیم :))) می شه گفت حتی خوده هدایت گران هم بخشی از استفاده کنندگان هستند مثلا هر روز صبح جف بزوس با ماشین هوندای خود که توسط یک هدایت گرِ دیگه ای ساخته شده به سر کار می ره همین بحث رو هم برای کارکنان می شه تعمیم داد ، خوب یذره پیچیده شد :)))) برای همین اسم بخش رو گذاشتم استفاده کنندگان محض.خوب با این تفاسیر فکر کنم گروه خودتون رو پیدا کردید ؟ از گروهتون راضی هستید؟ اگه نه ، با خودت تصمیم بگیر از همین الان به بعد هر روز یه قدم نزدیک تر بشی به اون گروه مد نظرت هر چند قدمات هزارم میلیمتری باشه ، حالا بعضی از دوستان هم گروه هدفشون استفاده کنندگان محضه :) خوب اشکال نداره شما نمی خواد قدم برداری همین سرِ جات بشین تا خدایی نکرده خسته نشی.و این هم تمام شد و رفت ... خودت موندی و رویاهات، بلندشو براشون بجنگ ...</description>
                <category>مجله کارآفرینی و استارتاپ اکسیژن</category>
                <author>علی مومن دوست</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jan 2019 02:40:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ هایی که برای سرمایه‌گذاران جذاب است</title>
                <link>https://virgool.io/oxygen/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-deluqpezwxfe</link>
                <description> شمار استارتاپ‌ها روز به روز در حال گسترش است. اصلا تا چند سال گذشته کمتر کسی می‌دانست که استارتاپ چیست و چه نوع کسب‌وکاری است اما این روزها این واژه ارزشمند به ادبیات کلامی مردم عادی هم وارد شده و به عبارت دیگر بین عموم مردم جا افتاده است. در ادامه این مقاله می‌خواهیم از استارتاپ‌هایی برای‌تان بگوییم که به احتمال خیلی زیاد امسال به رشد و شکوفایی فوق‌العاده‌ای می‌رسند. با ما همراه باشید:یک باشگاه تناسب اندام درجه یک در گوشی موبایل شما با موو ویثنام شرکت: موو ویث (Move With)مبلغ سرمایه‌گذاری: ۳.۸ میلیون دلارزمینه فعالیت استارتاپ: این اپلیکیشن، یک مربی تناسب اندام شخصی است که صدای مربیان خبره و معروف را در اختیار شما قرار می‌دهد. در واقع تمرینات مربیان بزرگ و ماهر در زمینه فعالیت‌های ورزشی مانند: دویدن، دوچرخه‌سواری و ورزش با میله، ورزش‌های ذهنی مانند یوگا و تمرینات روحی مثل مدیتیشن و مراقبه را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. تمرینات صوتی در زمینه‌های مختلف ورزشی به شما در انجام تمرینات کمک شایانی می‌کند.علت رشد: یوری کیم خبر از رشد ۱۰۰ درصدی این اپلیکیشن در ابعاد مختلف به طور ماهانه داده است. استقبال شدید از این اَپ نشان می‌دهد که با یکی از پرآوازه‌ترین‌ها و بهترین‌های ۲۰۱۸ طرف هستیم. این برنامه تمام چیزهایی را که برای رسیدن به سلامت جسم و روان نیاز دارید به صورت یک‌جا به شما ارائه می‌کند. در واقع با پوشش دادن انواع تمرینات ورزشی در سطوح مختلف و تلفیق آن با مدیتیشن و... باعث می‌شود که این اپلیکیشن به یک باشگاه خصوصی مدرن و درجه یک برای‌تان بدل شود.زوم پیتزا، ربات‌هایی که پیتزا درست می‌کنندنام شرکت: زوم پیتزا (Zume Pizza)مبلغ سرمایه‌گذاری: ۴۸ میلیون دلارزمینه فعالیت استارتاپ: این استارتاپ از هوش مصنوعی و ربات‌ها و برنامه‌های اتوماسیون در دریافت سفارش، پخت و تحویل پیتزایی داغ و خوشمزه به مشتریان بهره می‌گیرد. به نظر می‌رسد که ورود زوم باعث تحولی شگفت‌انگیز در دنیای فست‌فود خواهد شد.علت رشد: چه چیزی جذاب‌تر از اینکه تعدادی ربات، غذای شما را آماده کنند؟ از این حرف‌ها که بگذریم، رباتیک و هوش مصنوعی باعث می‌شود که سفارشات مشتریان ۱۰۰ درصد شخصی‌سازی شوند، سرعت و قیمت فست‌فود کاهش پیدا کند و همه از وضعیت (مشتری و فروشنده) راضی باشند.ارنی: بازپرداخت خودکار و بی‌دردسرنام شرکت: اِرنی (Earny)مبلغ سرمایه‌گذاری: ۲.۵ میلیون دلارزمینه فعالیت استارتاپ: این استارتاپ یکی از جالب‌ترین‌های ۲۰۱۸ است. زیرا با بررسی ایمیل و تراکنش‌های مالی صورت‌ گرفته از سوی هر کاربر و با بررسی تغییرات و افت‌های احتمالی قیمت که موجب می‌شود فرد مشمول دریافت وجه اضافی پرداخت‌شده در خریدهایش باشد، وجه اضافی که خرج شده را به کاربر بازمی‌گرداند. یعنی اگر خریدی صورت بدهید و مشخص شود که زیادتر از حد لازم پرداخته‌اید وجه اضافی به شما مسترد می‌شود.علت رشد: ارنی به حفاظت هر چه بیشتر از قوانین پرداخت و نظارت بر قیمت‌ها کمک می‌کند و باعث می‌شود که کاربران و مشتریان از مزایای خریدی امن و به صرفه بهره ببرند.ریپل و پرداخت در سطح جهان به کمک فناوری بلاک‌چیننام شرکت: ریپل (Ripple)مبلغ سرمایه‌گذاری: ۹۳.۶ میلیون دلارزمینه فعالیت شرکت: ریپل، شبکه‌ای است که به کمک فناوری بلاک‌چین یعنی فناوری مورد استفاده برای تجارت با بیت‌کوین به بانک‌ها و افراد عادی کمک می‌کند تا بی‌واسطه به هر نقطه‌ای از جهان پول بفرستند و پول دریافت کنند. مدیرعامل این استارتاپ،  بِرَد گارلینگ‌هاوس یعنی رئیس سابق AOL  مدیر اجرایی قبلی یاهو است.علت رشد: فناوری‌های بلاک‌چین قطعا روز به روز در دنیا فراگیرتر و گسترده‌تر خواهد شد. سیستم‌های متکی بر بلاک‌چین دارای مزایای بسیاری هستند: امنیت، سرعت، عدم وجود مرز و محدودیت برای تجارت و تراکنش‌های جهانی. در نتیجه بدیهی است که یکی از بمب‌های استارتاپی ۲۰۱۸، ریپل خواهد بود.هودی، تحلیلی قوی از وضعیت ورزشکاران در سطوح مختلفنام شرکت: هودی (Hudi)مبلغ سرمایه‌گذاری: ۱۰۸.۹ میلیون دلارزمینه فعالیت شرکت: هودی نرم‌افزاری برای تحلیل فعالیت‌های ورزشی ورزشکاران و مربیان در سطوح حرفه‌ای مختلف است. ورزشکاران و مربیان با آپلود ویدیوهای تمرینات خود تحلیلی دقیق از وضعیت ورزش خود دریافت می‌کنند.علت رشد: استارتاپ هودی را تعدادی از دانشجویانی که بعد از فارغ‌التحصیلی به عنوان دستیار در تیم فوتبال هاسکرز فعالیت می‌کردند با یاری هم در لینکولن نبراسکا راه‌اندازی کردند. امروز این نرم‌افزار از سوی بیش از ۶ میلیون ورزشکار، ۱۵۰ هزار تیم و در ۳۰ رشته ورزشی مختلف استفاده می‌شود. از کاربران این برنامه عالی می‌توان به تیم‌های مهم دنیا نظیر: منچستریونایتد، نیوانگلندپاتریوت و تیم بسکتبال آمریکا اشاره کرد. شهرت این نرم‌افزار پایش را به برنامه‌های ویدئویی فیسبوک هم باز کرده است.ادامه این مطلب را از اینجا بخوانید:استارتاپ هایی که برای سرمایه‌گذاران جذاب است</description>
                <category>مجله کارآفرینی و استارتاپ اکسیژن</category>
                <author>اکسیژن | odo.ac</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jan 2019 11:44:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه این کارآفرینان زیر 20سال در جاهای مختلف دنیا در حال متحول کردن فضای کسب‌وکار هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/oxygen/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-20-%D8%B3%D8%A7%D9%84-sxrziehucejh</link>
                <description>نسل بعد در حال ظهور نیست! همین حالا می‌توانید آنها را ببینید. در ادامه 9 کارآفرین جوان معرفی شده‌اند. با ما همراه باشید.نسل بعدی نوآوران از کجا ظهور می‌کنند؟ این سوالی نابه‌جاست: چرا که هم اکنون در برابر دیدگانتان قرار دارند. در ادامه 9 نفر از کارآفرینان زیر 20 سال معرفی می‌گردند که در شرکت‌های بزرگ در حال کسب درآمد هستند. برخی از این افراد محصولات جدید و نوآورانه به بازار معرفی می‌کنند، و برخی دیگر چشم‌اندازهای جدیدی را از زمینه‌های پیچیده‌تر نظیر ‌سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر را هدف قرار داده‌اند. این 9 کارآفرین تنها مشتی از خروار انرژی، هوش و بلندپروازی نسلشان شمرده می‌شوند. تاثیری که این افراد روی دنیای خود می‌گذارند، تا سال‌ها پابرجا باقی خواهد بود.الینا مورس 13 ساله Alina Morseبنیان‌گذار و مدیرعامل، زالی‌پاپس Zollipopsایده تولید آب‌نبات‌های زالی‌پاپس (Zollipops) زمانی به ذهن الینا مورس رسید که تنها هفت سال داشت. در آن زمان به او گفته شده بود که آب‌نبات چوبی به دندان‌ها آسیب می‌رساند. به این ترتیب او هدف خود را داشتن انواعی از آب‌نبات قرار داد که برای دندان‌ها مفید باشند. بعدها الینا با بیش از 100 بار تلاش با کمک پدرش در این کار موفق شد: آنها شکر را با شیرین‌کننده‌های طبیعی نظیر زایلیتول و اریتلیتول جایگزین کردند که اثبات شده سطح پلاک و باکتری‌های دهانی را کاهش می‌دهند. شرکت هول فودز (Whole Foods) طرح آنها را برگزید تا آب‌نبات‌های آنها (که بعدها با تافی و هاردکندی دنبال شدند) به چند محصول رده بالا در فروشگاه آمازون تبدیل گردیدند. پس از این موفقیت الینا در چند برنامه تلویزیونی حضور یافت. الینا می‌گوید: «من هیچ گاه در زندگی خود ریسکی ندیدم؛ چرا که احساس می‌کردم چیزی برای از دست دادن ندارم». امروزه آب‌نبات‌های او در 7500 فروشگاه فروخته می‌شوند و انتظار می‌رود تا امسال در خرده‌فروشی‌ها بین 5 تا 6 میلیون دلار سود به همراه داشته باشد. والدین الینا در واقع برای او کار می‌کنند: مادرش طراح سبک و برنامه‌ریز زمانی است، در حالی که پدرش مدیر شرکت بوده و با او در برنامه‌های تجاری شرکت می‌کند (زالی‌پاپس در حال حاضر 6 کارمند تمام‌وقت و نیز چندین پیمانکار مستقل دارد). هر چند که شرکت توانایی چشم‌گیری در گسترش بازار خود دارد، الینای 13ساله در حال حاضر قصد دارد بین کار و زندگی خود تعادل برقرار نماید. الینا می‌گوید: «گاهی دوستانم می‌گویند مرا در تلویزیون دیده‌اند، ولی به جز این مورد، من تفاوتی با دیگران ندارم. دوست دارم دقیقا این گونه باشم».موزیا بریجز 16 ساله Moziah Bridgesبنیان‌گذار و مدیر خلاق، Mo’s Bowsموزیا بریجز همواره خوش‌تیپ بوده است. او تنها 9 ساله بود که با لباس رسمی (کت و شلوار و کراوات) در خیابان‌های ممفیس دوچرخه‌سواری می‌کرد. موزیا به ویژه علاقه زیادی به پاپیون‌های منحصربه‌فرد و عجیب و غریب داشت؛ ولی نمی‌توانست آنها را با طرح و الگوی مورد علاقه خود پیدا کند. او از مادربزرگ خود خواست تا به او یاد دهد چگونه می‌تواند پاپیون بدوزد و این کار درست نقطه آغاز شرکت Mo’s Bows  بود. بریجز می‌گوید: «در آغاز من پاپیون‌های خود را نمی‌فروختم و آنها را با چیزهایی مثل بسته‌های چیپس عوض می‌کردم». ولی با افزایش تعداد سفارش‌ها تصمیم گرفت که آنها را واقعا بفروشد. از سال 2011 موزیا تقریبا 700.000 دلار از فروش پاپیون درآمد داشته و به همین خاطر در برنامه شبکه ای.بی.سی حضور پیدا کرده است. همچنین او یک قرارداد یک ساله با سازمان ملی بسکتبال ایالات متحده امضا کرده تا پاپیون‌هایی منقش به طرح تمام تیم‌ها تولید نماید. با رشد شرکت Mo’s Bows ، صاحب جوان آن قصد دارد مهارت‌های خود را نیز گسترش دهد. او امیدوار است در دانشکده طراحی پارسونز نیویورک حضور داشته و یک خط تولید کامل لباس را تا 20 سالگی ایجاد نماید. «قصد دارم تمامی مهارت هایم را نمایش دهم». او اضافه می‌کند که در نخست باید: «گواهینامه‌اش را گرفته و یک جیپ بخرد!»ریچل زیه‌تس 18 ساله Rachel Zietzبنیان‌گذار و مدیرعامل، شرکت Gladiator Lacrosse ریچل زیه‌تس درباره فراز و نشیب‌های زندگی کارآفرینانه خود می‌گوید: «موانع زیادی در مسیر موفقیت وجود دارند که بزرگ‌ترین آنها نوجوان بودن است!» او در 13 سالگی شروع به تولید محصولات بادوام، و ارزان‌قیمت برای تمرین ورزش مورد علاقه‌اش (لکروس) نمود. با رشد کسب‌وکار در شرکت Gladiator Lacrosse  زندگی او به تعادل رسید. «برای من روزهای تحصیل به مانند روز‌های کسب‌وکار هستند و ضمن انجام مدیریت جدی زمان گاه لازم است به آموزگار خود توضیح دهید که بخشی از کلاس او را برای شرکت در یک همایش درباره کسب‌وکارتان را از دست می‌دهید». در پنج سال گذشته ریچل برند خود را تا تبدیل شدن به یک محصول در سطح خرده‌فروشی‌های ملی گسترش داده و انتظار می‌رود در سال جاری بیش از 2 میلیون دلار سود داشته باشد. در این تابستان محصولات Gladiator Lacrosse در رقابت‌های جهانی لکروس به کار گرفته شدند که به شکل مستقیم از شبکه ای.اس.پی.ان پخش گردید. ریچل در حال حاضر دانشجوی سال اول در رشته مطالعات اقتصادی دانشگاه پرینستون است و قصد دارد تا کسب‌وکار خود را گسترش دهد. او به عنوان یک مدیرعامل کهنه‌کار آماده است تا نظراتی را که از تجربه ارزشمند او به دست آمده، در کلاس مطرح سازد. «دوست دارم بدانم که نظراتم درستند یا نادرست و اگر نادرستند چرا؟!»ابی کیچر 18 ساله Abby Kircherبنیان‌گذار و مدیرعامل، شرکت Abby’s Betterزمانی که ابی برای نخستین بار کره بادام زمینی مفید برای سلامتی خود را در اولین نمایشگاه تجاری محصولات طبیعی در بالتیمور عرضه کرد، مردم آن را پسندیدند. آنها نسبت به ابی اطمینان کمتری داشتند. او می‌گوید: «در آن زمان 15 ساله بودم. هنگامی که با خریداران درباره محصولاتم صحبت می‌کردم، آنها به پدر و مادرم نگاه می‌کردند؛ چرا که تصور داشتند آنها مسئولیت کار را به عهده دارند». ولی من روی حرفم ایستادم. با کنار گذاشتن ابهامات نتیجه نهایی تشویق‌کننده بود و بدین ترتیب یک سرگرمی مبتنی بر سلامت در آشپزخانه والدین ابی کم‌کم به تاسیس شرکت Abby’s Better انجامید. شرکتی که محصولات آن در ساحل شرقی و غرب میانه و در فروشگاه‌ها با سودی بیش از 1 میلیون دلار در سال 2018 به فروش رسید. Abby’s Better که تیمی متشکل از 12 کارمند است (شامل والدین و دو برادر ابی) برای این کارآفرین جوان به مثابه یک دوره فشرده رهبری بوده است. او می‌گوید: «من از سرشکستگی چیزهای فراوانی آموختم». او می‌افزاید: «نمی‌توانید برای موفقیت تنها به تجربه خود اتکا نمایید. باید از کمک، راهنمایی و پشتیبانی دیگران استفاده کنید». حتی با در نظر گرفتن یک تیم پشتیبانی قوی، ابی می‌داند که ساعات ارزشمند زیادی را در سنین نوجوانی خود صرف کرده تا به یک مدیرعامل جوان تبدیل گردد: «به عنوان یک نوجوان من نتوانستم با دوستان خود باشم و یا در مهمانی‌ها شرکت نمایم؛ چرا که داشتم محصولی را آماده یا برای آن بازاریابی می‌کردم». او چنین می‌افزاید: «از سوی دیگر رفتن به دانشگاه من عقب افتاده که واقعا حیف است! ولی من بابت هیچ چیز متاسف نیستم. اداره یک کسب‌وکار تمامی فکر و ذکر انسان را به خود مشغول می‌سازد، اما ارزش آن را دارد. چون می‌دانید که برای رسیدن به اهداف خود تلاش می‌کنید، نه اهداف دیگران» .برنان آگرانوف 18 ساله Brennan Agranoffبنیان‌گذار و مدیرعامل، HoopSwaggبرنان آگرانوف در اورگان به دنیا آمد که فاصله زیادی با دفتر مرکزی شرکت نایکی ندارد. او و دوستانش دیوانه نایکی بودند. ولی در 13سالگی هنگامی که دوستان او جوراب‌های 14 دلاری مخصوص بسکتبال نایکی را خریدند، آگرانوف این کار را چندان جذاب نمی‌دید. او دوست داشت متفاوت باشد. او یک جفت جوراب را با نقش‌های جذاب به صورت آنلاین خرید که 40 دلار برایش آب خورد. او می‌گوید: «من تعداد بیشتری می‌خواستم ولی این قیمت کاملا مسخره بود!» برنان آگرانوف 9 ماه تمام را صرف تحقیق درباره فرایند چاپ نمود، یک طرح کسب‌وکار تهیه کرده و والدینش را مجاب ساخت تا 3000 دلار در کار او ‌سرمایه‌گذاری نمایند. با این کار شرکت HoopSwagg تاسیس شد که یک برند جذاب تولیدکننده جوراب‌های بسکتبال با طرح‌های چشم‌گیر بود. 5 سال بعد و زمانی که او 20 کارمند و 700 طرح اصیل داشت، توانست در آن سال بیش از 1.6 میلیون دلار درآمد داشته باشد. او برای تمرکز بیشتر روی کارش تحصیل در دانشگاه را کنار گذاشته و به تازگی یک شرکت جدید دیگر با نام , PetParty تاسیس کرده است. این شرکت جدید تصاویری از حیوانات (به ویژه گربه و سگ) را روی جوراب‌های سفارشی چاپ می‌کند. آگرانوف می‌گوید: «مفهوم محصولات سفارشی با برگشت سود سریع چیزی است که من فکر می‌کنم صنعت به سوی آن در حال حرکت است.»آنتون کلینگسپور 18 ساله Anton Klingsporموسس و شریک، شرکت Indicina Venturesآنتون کلینگسپور هنگامی که شش ساله بود با حضور در جلسات کاری شرکت  خانوادگی (با کت و شلوار و کراوات سایز خودش!)، قدم به عرصه کسب‌وکار گذاشت. ولی در سنین نوجوانی او در شرکت ‌سرمایه‌گذاری خود مشغول بود. از همه بیشتر ایجاد یک وبسایت با نرم‌افزار کاری برای او کارساز گردید که به هم‌کلاسیانش اجازه می‌داد (تا در ازای یک هزینه معقول) بدون مراجعه به وبسایت آدیداس بتوانند کفش‌های سفارشی Yeezy را خریداری نمایند (او هیچ گاه از سوی آدیداس با مشکلی روبرو نگردید، ولی چند نامه تهدیدآمیز مبنی بر منع فعالیت از دیگر شرکت‌هایی دریافت نمود که برنامه‌های مشابهی را در دست اجرا داشتند). در پایان سال 2016 او با سرمایه‌ای که از شرکت قبلی خود به دست آورده بود و البته مقداری ‌سرمایه‌گذاری از جانب خانواده توانست شرکت Indicina Ventures را در مایامی بیچ تاسیس نماید. کارکرد این شرکت دوجانبه است. از یک سو به عنوان مرکز رشد و از سوی دیگر به عنوان یک شرکت ‌سرمایه‌گذاری عمل می‌کند. این در حالی است که هدف یگانه‌ای برای آن تعریف شده است: کمک به رشد ایده‌های کارآفرینان جوان که توسط شرکت‌های ‌سرمایه‌گذاری بر مبنای ریسک سنتی از آنها استقبال نمی‌شود. به عقیده او که تمرکز خود را روی استارتاپ‌های فناورانه متمرکز ساخته و به ویژه به آن متولدین دهه 70 و 80 توجه دارد تا در یوتیوب حضور مؤثر داشته باشند: «در نوآوری سن یک عامل تعیین کننده نیست!» کلینگسپور می‌گوید: «اگر به یک کلاس مهدکودک وارد شده و سوال کنید می‌خواهید در آینده چه کاره شوید؟ بیشترین تعداد بچه‌ها خواهند گفت: در یوتیوب فعالیت می‌کنیم.» به تازگی ارزش دارایی‌هایIndicina  به 53 میلیون دلار رسیده و در این شرکت هر چیز از شرکت‌های نوپای هوش مصنوعی گرفته تا کسب‌وکارهای مدیریت استعداد دیده می‌شود. آنتون هم اکنون به دنبال شرکای مناسب برای کمک به مدیریت این شرکت است در حالی که یک هدف بلندپروازانه دیگر را در سر می‌پروراند؛ تکمیل مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در یک دوره کوتاه 4 ساله. هر چند که اظهار می‌دارد: «خیال پردازانه است، ولی هدفم را این گونه تعریف کرده‌ام!»کیانا کیو 20 ساله Keiana Cavéبنیان‌گذار، شرکت Mareکیانا کوی در 15 سالگی مجذوب تلاش‌های انجام شده برای پاکسازی لکه نفتی شرکت نفت بریتانیا در سال 2010 شده بود. کنجکاوی باعث گردید تا این نوجوان علاقه‌مند دانش از اساتید دانشگاه تولین (واقع در نزدیکی محل حادثه) بخواهد اجازه استفاده از آزمایشگاه‌های دانشگاه را برای پژوهش به او بدهند. در این بین او چیزی را کشف کرد که پیش‌تر کسی از آن اطلاعی نداشت: در آب دریا مواد سمی سرطان‌زا در حال شکل‌گیری بودند. کوی که در حال حاضر بیست ساله بوده و مقطع کارشناسی دانشگاه میشیگان تحصیل می‌کند، می‌گوید: «من در آغاز تلاش کردم تا با چاپ مقالاتی درباره این موضوع توجه دیگران را جلب نمایم، ولی این کار مستلزم صرف زمانی طولانی بوده و مقالات علمی در میان مردم عادی چندان محبوب نیستند». از جایی که او اعتقاد داشت تاسیس یک شرکت کار را سریع‌تر پیش می‌برد، استارتاپ Mare را با هدف یافتن راه‌هایی برای خنثی کردن این مواد سمی تاسیس نمود تا بتواند از آسیب‌رسانی آنها به موجودات دریایی و در نهایت انسان‌ها جلوگیری نماید. کیانا کیو با درخشش در یک رقابت دانشجویی در دانشگاه ام.آی.تی توجه مدیر اجرایی شرکت Chevron را به خود جلب کرد که به ‌سرمایه‌گذاری 1.2 میلیون دلاری و کمک به ایجاد یک تیم 14 نفره از کارمندان انجامید. شرکت Mare در اوایل سال جاری توسط یک شرکت نفت و گاز خریداری شد و خروج کیانا به عنوان بنیان‌گذار این شرکت به او آزادی تجاری و زمان کافی را برای تمرکز روی پروژه جدیدش داد: توسعه یک قرص پیش‌گیری از بارداری غیرهورمونی و با قابلیت فروش بدون نسخه. او با خنده می‌گوید: «خداحافظ انرژی، سلام داروسازی!». کیانا درباره بیان جزئیات طرح خود بسیار محتاط است؛ ولی اعتقاد دارد که شرکای او در حرفه جدید تمام تلاش خود را برای نتیجه‌گیری انجام می‌دهند. در این جا نیز او امید دارد شرکتی جدید تاسیس کند تا امکان کاری فراهم شود که از طریق نشر مقالات علمی امکان پذیر نیست. او می‌گوید: «همان گونه که توانستم ذهن مردم را درباره پاکسازی لکه نفتی تغییر دهم، می‌توانم نگرش آنها را دوباره عوض کنم.»زاندرا کنینگهام 17 ساله Zandra Cunninghamبنیان‌گذار و مدیرعامل، شرکت محصولات آرایشی و بهداشتی Zandraزاندرا کنینگهام به مانند بسیاری از دختران جوان دیگر دلبسته برق لب‌هایش بود. زمانی که تنها 9 ساله بود به کمک مادر خود و با به کارگیری مواد و راهنمایی‌هایی  که به صورت آنلاین و در یوتیوب دریافت می‌کرد، شروع به تولید پمادهای لب خاص خود نمود. او محصولات خانگی را در کلیسایی واقع در بوفالوی نیویورک عرضه کرد. او می‌گوید: «روزی یک خانم در عوض پماد لب به من یک دلار داد. درست همان لحظه بود که به خود گفتم می‌توان از این راه پول درآورد». زاندرا با استفاده از محصولات کاملا طبیعی فرمول‌های جدیدی را آزمایش کرده و در این راه هر شکست را به راهی برای کسب انگیزه تبدیل کرد. او با خنده می‌گوید: «نخستین صابونی که تولید کردم یک فاجعه بود! با این حال بوی خوبی داشت و کف زیادی هم می‌کرد! برای همین ما به کار خود ادامه دادیم». او در دوره تابستانی KidBiz که برای جوانان در دانشگاه ایالتی بوفالو برگزار گردید، شرکت کرد تا مبانی ایجاد یک کسب‌وکار را بیاموزد. در نهایت با موفقیت در رقابت دانشجویی به میزبانی شرکتEtsy  توانست جایگاهی ثابت در همکاری با شرکت خرده فروشی هدایا بیابد. از این نقطه، کسب‌وکار زاندرا روی ریل افتاد: امروزه شرکت محصولات آرایشی و بهداشتی زاندرا تولیدات خود را در تنوع‌های مختلفی ارائه می‌کند. سود این شرکت به 1 میلیون دلار رسیده و با شراکت با شرکت Target  این احتمال وجود دارد که رشد بیشتری نیز داشته باشد. این در حالی است که زاندرا کنینگهام هنوز هم به فکر استحکام بخشیدن به مبانی کاری خود است. او می‌گوید: «قرار است از این پاییز به دانشگاه بروم. بعضی از من می‌پرسند چه نیازی به دانشگاه رفتن داری؟ در پاسخ آنها باید گفت که همواره چیز جدیدی برای یادگیری وجود دارد.»ایزابلا رز تیلور 17 ساله Isabella Rose Taylorبنیان‌گذار و مدیرعامل، شرکت Isabella Rose Taylor ایزابلا رز تیلور به مانند هر کارآفرین دیگری مسیر پر افت و خیزی را پیموده است. او برند مد خود را برای زنان جوان تنها زمانی تاسیس کرد که 8 ساله بود. این برند جای خود را به سرعت در خرده فروشی‌ها و مغازه‌های محلی باز کرد. در سال 2015 همکاری با شرکت Nordstrom  باعث گردید که طرح‌های او خیلی زود در سراسر ایالات متحده گسترش یابند. ولی با رسیدن میزان فروش به سطح میلیون دلاری، ایزابلا تلاش کرد تا با تامین منابع و تولید، خود را با این رشد همگام سازد. او می‌گوید: «قرارداد با شرکت Nordstrom  ما را مجبور کرد تا رشد سریعی داشته باشیم. به گونه‌ای که پس از اتمام قرار داد مجبور شدم تغییر ساختار داده و بسیاری از مسائل را به گذشته بازگردانم.» او دقیقا این کار را انجام داد. همکاری با خرده فروشان بزرگ را متوقف کرده و برای تحصیل در دانشکده طراحی پارسونز در نیویورک در رشته بازاریابی مد، زادگاه خود (آستین) را ترک نمود. او از آن تاریخ محل زندگی خود را تغییر داده و در کلاس‌های آنلاین کسب‌وکار دانشگاه نیویورک شرکت می‌کند. در حال حاضر ایزابلا به شکلی راهبردی به ایجاد شراکت و تقویت برندش می‌اندیشد (به مانند همکاری با شرکت بی.پی.تین در سال 2017) و شرکایی را برای کمک به بازسازی و تقویت شرکت برای حضور مجدد در بازار خرده فروشی یافته است. او می‌گوید: «اکنون اطلاعات بیشتری درباره تولید و توزیع محصول دارم، ولی از تاثیر آن سال‌ها در تخصص نمی‌توان چشم پوشی نمود. با داشتن یک تیم کاری خوب می‌توانم به شکوه تصویر بزرگ از آینده بیندیشم».مطالب مرتبط:شما صاحب کسب و کار هستید یا کارآفرین؟بزرگترین چالش‌هایی که پیش روی یک کارآفرین استشما یک کارآفرینید؛ مشتری‌ها به اندازه‌ی ارزشتان پول می دهند</description>
                <category>مجله کارآفرینی و استارتاپ اکسیژن</category>
                <author>اکسیژن | odo.ac</author>
                <pubDate>Sat, 17 Nov 2018 11:02:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 راه برای جبران شکست در استارتاپ‌تان</title>
                <link>https://virgool.io/oxygen/4-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%86-yk3rjvefrook</link>
                <description>حتی اگر اوضاع چندان خوب نیست شکست برای یک کارآفرین بسیار سخت است. حتی تهدیدش هم قلب آن فرد را می‌شکند. اما اگر ایلان ماسک از آن جان سال به در برد، شما هم می‌توانید.«موفقیت یک معلم کثیف است؛ او افراد باهوش را اغوا می‌کند که فکر کنند شکست نمی‌خورند.» - بیل گیتستحقیقات کاترین شاو از دانشگاه استندفورد و فرانسیس لافونتاین از دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد که کارآفرین‌های که دفعه اول شکست می‌خورند شانس بیشتری برای موفقیت در دفعه دوم دارند. همچنین این تحقیقات نشان می‌دهد هرچقدر بیشتر این افراد در شغل اولی خود بمانند، در شغل دوم خود شانس بیشتری برای موفقیت دارند. پس پشت هر شکستی یک نکته مثبت وجود دارد.اما باز هم شکست باعث شکسته شدن قلب افراد می‌شود. درهرحال، کارآفرین‌ها می‌خواهند استارت‌آپی راه اندازیی کنند که شکست نخورد. و شکست زمانی که پول و زمان زیادی را صرف آن کردید دردناک‌تر هم می‌شود. اما در هر شکستی یک درس باارزش و تجربه‌ای عالی برای کسب کردن است.در آخر اگر تسلیم نشوید، بزرگ‌تر و قوی‌تر از آنچه فکرش را می‌کنید می‌توانید بازگردید. پس اگر شغلی که انتخاب کردید راه سختی را در پیش گرفته است، موارد زیر را حتماً بخوانید:1. چیزی که دوست دارید را بسازید و سرمایه‌گذاران هم طرفدار شما می‌شوند«تنها راه اینکه کاری را عالی انجام دهید، عشق به کار است» = استیو جابزبزرگترین اشباهی که خیلی از کارآفرین‌ها انجام می‌دهند گذاشتن تمام بودجه خود برای ساختن چیزی است که نه کسی آن را دوست دارد و نه کسی آن را باور دارد. خیلی از این افراد فقط برای وارد شدن به بازار چیزهایی را انتخاب می‌کنند که طرفدار زیادی دارند، نه چیزهایی که خودشان دوست دارند.کوتاه بگوییم: همین عشق، باور و اشتیاق است که در زمان سختی‌ها شما را در کار نگه می‌دارد.برای مثال داستان فیل لیبین را در نظر بگیرید: بعد از فروختن دو کسب و کار که او اشتیاق زیادی برای آنها نداشت، لیبین تصمیم گرفت که شرکت سومی که درست می‌کند با بقیه متفاوت باشد. او و تیمش خودشان را جامعه هدف قراردادند و محصولی ساختند که دوستش دارند و می‌خواهند آن را نگه دارد. محصولی که آنها درست کردند Evernote بود.?به دلیل مشکلات مالی، لیبین به جایی رسید که قصد تمام کردن کار خود را داشت. اما در لحظه آخرلیبین ایمیلی از یک سرمایه‌گذار سوئدی که طرفدار Evernote بود دریافت کرد. این سرمایه‌گذار 500 هزار دلار به آنها داد تا کار شرکت را ادامه دهند. امروز Evernote بیش از 1 میلیارد دلار ارزش دارد.بیشتر بخوانید :محصولاتی که عرضه آنها با شکست مواجه شد (بخش اول)محصولاتی که عرضه آنها با شکست مواجه شد (بخش دوم)2. چیزهایی که درست کار نمی‌کنند را شناسایی کنید«رهبرها به جلو می‌روند و آنجا می‌مانند و استانداردهای که با آنها قضاوت می‌شوند را بالاتر می‌برند و آنها را به چیزی تبدیل می‌کنند که با آنها قضاوت بشوند.» - فردریک اسمیتاز دیدن بازخوردها نترسید. هر چقدر هم عکس‌العمل مردم به خدمات شما بد بود، آن را بپذیرید. درعوض ذهن باز و خلاقی داشته باشید و راه حل‌هایی پیدا کنید که با مشکلات رو به رو شوید و از آن حالت بیرون بیایید.غول ورزشی جهان، آدیداس، در بازاریابی ایمیلی خود اشتباه بزرگی کردند. آنها در عنوان ایمیل خود نوشته بودند «تبریک می‌گوییم، شما از ماراتون شهر بوستون جان سالم به در بردید!» و البته، خیلی از افراد این موضوع را با بمب گذاری ماراتون شهر بوستون در سال 2013 مرتبط کردند که در آن 3 نفر کشته و 260 نفر زخمی شدند.اما آدیداس خیلی سریع عقب نشینی کرد و با یک عذرخواهی عمومی و از صمیم قلب اعتبار خود را دوباره به دست آورد. این کار بهترین عمل بود، چرا که می‌توانست اخبار بد بسیار زیادی به وجود بیاورد.همانطور که کامرون پوتسشر، معاون رئیس شرکت Uber گفته است «این موضوع بسیار مهم است که هر شرکت در زمان مواجه با مشکلات باید با آنها رو راست باشد. هر اشتباهی موقعیتی برای ارتقاء است.»3. موقعیت‌هایی به وجود اورید تا بیزینس شما جایگاهی برای ادامه دادن داشته باشد«اگر موقعیت به سراغ شما نمی‌آید، راهی برایش باز کنید.» - میلتون برلزمان‌هایی می‌رسد که استارت‌آپ شما به موقعیت شکست کامل می‌رسد و شما باید خلاق باشید و مشکل خود را حل کنید. هر چقدر یک راه حل دیوانه یا احمقانه به نظر برسد، تا زمانی که آن را امتحان نکرده‌اید نمی‌توانید بفهمید که خوب است یا نه.ایلان ماسک در وضعیتی گیر کرده بود که چطور بیزینس عقب افتاده SpaceX و Tesla را نجات دهد. خود ماسک موقعیت خود را اینگونه توصیف می‌کند: «من نمی‌توانستم از بین SpaceX و Tesla یکی را انتخاب کنم یا اینکه پولم را بین آنها تقسیم کنم.»همین موقعیت سخت و گیج‌کننده ماسک بود که یک راه حل عجیب را به او الهام کرد. او برای نجات SpaceX قراردادی با ناسا بست. قردادی به قیمت 1.6 میلیارد دلار با ناسا موفقیت آمیز بود و SpaceX را نجات داد. سپس او برای نجات Tesla از SpaceX وامی گرفت و آن را از سرمایه‌گذارهای خود به ارزش 50 میلیون  دلار تقویت کرد. او در شب کریسمس 2008 و چند ساعت قبل از ورشکست شدن Tesla این شرکت را نجات داد.4. تا زمانی که همه چیز درست نشده است سرسخت بمانید«چه فکر ‌کنید می‌توانید و یا نمی‌توانید – حق با شماست.» - هنری فوردخیلی از کارآفرین‌ها فکر می‌کنند شکست یعنی این کسب و کار دیگر جواب نخواهد داد، اما این موضوع خیلی با حقیقت فاصله دارد. شاید آنها همه راه‌ها برای افزایش بهره‌وری و موثر بودن کار را امتحان کرده‌اند، اما بسیار مهم است که در چنین موقعیت‌های سرسخت باقی بمانید و باور نکنید که شکست غیرقابل اجتناب است.آریانا هافینگتون که به خاطر وبسایت انتشار اخبارش مشهور است در اوایل کارش با مشکلات زیادی رو به رو شد تا به موفقیت برسد. برای مثال وقتی که قصد انتشار کتاب دومش را داشت به 36 انتشارات رفت تا بالاخره «بله» گرفت.سپس وقتی که در سال 2005 سایت هافینگتون پست را ساخت، نظر منتقدین چندان جالب نبود، اما هافینگتون تسلیم نشد. او سخت تلاش کرد، و در سال 2011 این وبسایت به 1 میلیارد بازدید رسید و بعد از مدتی به قیمت 315 میلیون دلار توسط AOL خریداری شد.منبع :https://bit.ly/2PBVEh3</description>
                <category>مجله کارآفرینی و استارتاپ اکسیژن</category>
                <author>اکسیژن | odo.ac</author>
                <pubDate>Wed, 17 Oct 2018 09:51:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>