<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات خودمونی‌های پینورست</title>
        <link>https://virgool.io/pinorest/feed</link>
        <description>پینورِست، تجربه‌ یه اقامتِ دوست‌داشتنی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:00:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/f59oene3sti9/nepvzg.png</url>
            <title>خودمونی‌های پینورست</title>
            <link>https://virgool.io/pinorest</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور از راه دور مصاحبه کاری موفقی داشته باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-fyb18dxnv9bh</link>
                <description>ما توی دوره‌ای زندگی می‌کنیم که به دلایل مختلفی دورکاری اتفاقی طبیعی شده. خیلی از ما بیشتر همکارانمون رو هرگز توی دفتر کار نمی‌بینیم و به غیر از میز کارهای مجازی و جلسه‌های اسپرینت آنلاین و با اسکایپ و گوگل میت، دور هم جمع نمی‌شیم.همین موضوع برای مصاحبه‌های کاری هم اتفاق افتاده. الان دیگه خیلی طبیعی شده که مصاحبه‌های کاری، لااقل چندین نوبت اولشون، کاملا به صورت مجازی اتفاق بیفتن. به خصوص در تیم‌هایی که حضورشون در یه دفتر کار حیاتی نیست.منتها همین موضوع کار رو برای مصاحبه‌کننده‌ها و مصاحبه‌شونده‌ها کمی سخت کرده. مثل خیلی از موضوعات دیگه که کمتر در محیط کارها سابقه داشتن، برای مصاحبه از راه دور هم اصول رفتاری مشخص و از پیش تعیین‌شده‌ای در کار نیست. اما می‌شه روی بعضی از مهم‌ترین اصول توافق ضمنی کرد. توی این مطلب ما می‌خوایم یه بار از سمت مصاحبه‌شونده به موضوع بپردازیم و یه بار از سمت مصاحبه‌کننده. اگه به زودی قراره سر مصاحبه کاری حاضر بشین یا از اون بدتر و سخت‌تر؛ اگر به زودی قراره دنبال عضو جدید برای تیم‌تون باشین و مصاحبه بگیرین، با ما همراه باشین.اگه مصاحبه‌شونده هستینپس رزومه‌تون رو فرستادین جای مورد علاقه‌تون و حالا مطمئن نیستین که چطوری باید آنلاین مصاحبه کرد؟ قبل از شروع مصاحبه این چند تا نکته خیلی مهم رو رعایت کنین.۱. وضعیت اینترنت خرابهوضعیت اینترنت توی ایران قابل اعتماد نیست. قطعی برق و قطعی اینترنت و کندی اینترنت همگی چیزای معمولی هستن و هم شما این رو می‌دونین و هم مصاحبه‌کننده و شرکتی که داره با شما مصاحبه می‌کنه. برای همین عوض شدن زمان مصاحبه چیز کاملا عادی‌ایه.اگر برق یا اینترنتتون قطع شد یا نت کند بود، ناراحت نشین، هول نکنین و نگران هم نباشین. کافیه زمان مصاحبه رو جابه‌جا کنین. به مصاحبه‌کننده به هر طریق ممکن تماس بگیرین و براشون مشخص کنین قضیه از چه قراره. مطمئنا اونا هم درک می‌کنن و یه زمان جدید براتون در نظر می‌گیرن.۲. قبل مصاحبه با نرم‌افزار مصاحبه آشنا بشینحتما قبل از این که برین سر مصاحبه کار کردن با نرم‌افزاری که برای مصاحبه قراره ازش استفاده کنین رو بشناسین. خیلی از مصاحبه‌ها الان با گوگل میت، اسکایپ، نرم‌افزار تیمز مایکروسافت و واتس‌اپ اتفاق می‌افتن.اکثر این نرم‌افزارها هم تحت وب در دسترس هستن و هم به صورت موبایلی. برای این که خیال خودتون رو راحت کنین و اضطراب نداشته باشین، کار کردن با این نرم‌افزارها رو یاد بگیرین. هر مشکلی (مثل کار نکردن لینک مصاحبه) رو قبل از مصاحبه به طرف مقابل اطلاع بدین. شاید مشکل از سمت شما نباشه.بعد از این که از نرم‌افزار مطمئن شدین و با دوستاتون یکی دو بار امتحانش کردین. حتما از این که صدا و تصویرتون مناسبه و نرم‌افزار میکروفون و دوربین درست کار می‌کنه مطمئن بشین.۳. لباس مناسب هنوز مهم‌ترین بخشههنوزم پوشیدن لباس مناسب خیلی مهمه. سعی کنین تا جای ممکن حرفه‌ای لباس بپوشین. یعنی درسته که سر کار از راه دور خیلی از ما لباس خونه می‌پوشیم. ولی برای مصاحبه بهتره که لباس رسمی به تن کنین.۴. کیفیت تصویر مهمهکیفیت تصویر شما خیلی مهمه. برای همین داشتن دوربین مناسب خیلی مهم‌تره تا داشتن مانیتور مناسب. سعی کنین نورپردازی مناسبی رو انتخاب کنین. شاید فکر کنین کیفیت دوربین از همه‌چیز مناسب‌تره. ولی به حرف ما اعتماد کنین که از سر تجربه بهتون می‌گیم: نور! نور! نور! نور از همه‌چیز مهم‌تره.اگر برای مصاحبه کردن از دوربین گوشی خودتون استفاده می‌کنین، یادتون نره که دوربین باید کاملا بدون حرکت باشه. برای همین اگر پایه و گیره ندارین، برای گوشیتون یه سکوی موقت درست کنین جوری که هم نور مناسب باشه و هم ثابت باشه.۵. این چند نکته‌ی ریز رو هم یادتون نره:. بچه‌ها و حیوانات خانگی رو به طور موقت از دور و برتون بندازین بیرون.. محیط آروم و بدون صدا و بدون حواس‌پرتی پیدا کنین.. یه بک‌گراند انتخاب کنین که خیلی عجیب نباشه و حواس کسی رو هم پرت نکنه. یه بک‌گراند طبیعی حتی یه دیوار سفید یا کتابخونه خیلی مناسبه.. حواستون به محدوده زمانی و اختلاف زمانی بین خودتون و مصاحبه‌کننده باشه. حتی اگر می‌تونین ساعت اون شهری که مصاحبه‌کننده داره ازش بهتون زنگ می‌زنه رو وارد گوشی تلفن همراهتون کنین.. به هیج وجه بدون هدفون، ایرفون یا هندزفری مصاحبه نکنین. هم کیفیت صدای خودتون بهتر می‌شه هم صدای مصاحبه کننده رو بهتر می‌شنوین.. مستقیم به جلو و به دوربین نگاه کنین. به پایین، اطراف یا تصویر خودتون نگاه نکنین (هر قدرم که وسوسه‌کننده باشه که مدام به چهره خودتون خیره بشین).اگه مصاحبه‌کننده هستینبرای مصاحبه‌کننده‌ها یه سختی خیلی مهمی که هست اینه که دیگه نمی‌تونن طرفشون رو تمام و کمال ببینن و یه سری نکات رو از روی ظاهر و زبان بدن طرف مقابل متوجه بشن. خیلی از مصاحبه‌کننده‌ها برای این که بتونن طرفشون رو ارزیابی واقعی کنن به این موضوع وابسته هستن. منتها فعلا چاره‌ای نیست! پس این چندتا نکته رو رعایت کنین:۱. قبل از هرچیز با تیم خودتون هماهنگ بشیناز این به بعد قراره مصاحبه‌ها آنلاین برگزار بشن؟ خب این که خیلی خوبه. ولی باید با هم‌تیمی‌های خودتون هم هماهنگ باشین. یعنی اگر توی تیم منابع انسانی هستین، باید این موضوع رو به اطلاع مدیرای تیمای دیگه هم برسونین. با کسانی که براتون نیروی انسانی پیدا می‌کنن موضوع رو در میون بذارین. یه کاری کنین همه تیم در این مورد کاملا توجیه باشه.مثلا با هم‌تیمی‌هاتون سند رد و بدل کنین. به مصاحبه‌کننده‌ها آموزش بدین. نکته‌های مهم مصاحبه آنلاین رو با هم مرور کنین و سعی کنین برای مشکلات احتمالی توی مسیر، راه حل مناسب پیدا کنین. وقتی همه افراد درگیر پروسه کاملا توجیه شدن، برین سراغ قدم‌های بعدی مثل تهیه سخت‌افزار و نرم‌افزار مناسب برای مصاحبه آنلاین!۲. ترفند‌های معمول مصاحبه حضوری سر جاشههنوزم باید یه سری نکته و استاندارد رو رعایت کنین. مثلا این که سوالات استاندارد بپرسین، سیستم امتیازدهی استاندارد داشته باشین و بلافاصله بعد از هر سوال امتیازی که فکر می‌کنین درسته رو بدین. اینطوری بعدا می‌تونین واقع‌بینانه انتخاب کنین. حالا که مصاحبه رو نرم‌افزاری برگزار می‌کنین، جدول‌بندی و نمره‌دهی و انتخاب کاندیدهای مناسب رو هم می‌تونین آنلاین و با نرم‌افزارهای مناسب انجام بدین.حتما یادداشت برداری کنین. یه نکته‌ای که شاید موقع مصاحبه حضوری خیلی طبیعیه ولی موقع مصاحبه آنلاین که آدم درگیر نرم‌افزار میکروفون و چیزای دیگه‌ست واضح نباشه.در ضمن مصاحبه آنلاین رو دقیقا همونقدر حرفه‌ای برگزار کنین که مصاحبه‌های حضوریتون رو برگزار می‌کنین. این یعنی موبایلتون سایلنت باشه، کسی موقع مصاحبه حواستون رو پرت نکنه، بک‌گراند مناسب باشه، نور مناسب باشه و همیشه هم به مصاحبه‌کننده نگاه کنین.۳. مطمئن بشین که مصاحبه‌شونده برای وصل شدن به شما مشکلی ندارهاگر لازم بود دو سه بار با مصاحبه‌شونده در مورد این که آیا بلده با نرم‌افزار کار کنه، آیا مشکلی نداره با اینترنت و این که آیا متوجهه که زمان مصاحبه کیه، چک مجدد کنین.مطمئن بشین که همکارانتون با مصاحبه‌شونده تماس گرفتن، اونا رو توجیه کردن که قراره چه اتفاقی بیفته، اسم و مشخصات و سمت اداری شما رو به مصاحبه‌شونده اطلاع دادن و تقریبا بهش گفتن که باید انتظار چه چیزی رو داشته باشه. همین خودش روی روند مصاحبه خیلی تأثیر داره و جلوی خیلی از ناهماهنگیا و ناراحتیا رو می‌گیره.۴. فرهنگ کاری رو همون سر مصاحبه منتقل کنینیه بخشی از مصاحبه حضوری اینه که طرف مقابل میاد توی محیط کاری شما و با فرهنگ کاری اداره یا استارت‌آپ یا شرکت شما آشنا می‌شه. ولی حالا که به احتمال قوی نیروی شما قراره دورکار باشه یا لااقل تا یه مدت براش ممکن نیست بیاد با فرهنگ کاری شما آشنا بشه، وظیفه انتقال فرهنگ کاری می‌افته به گردن شما.سعی کنین تا جای ممکن صادقانه و به دور از غلو و درشت‌نمایی mission و vison شرکت‌تون رو برای طرف مقابل توضیح بدین. در مورد این که اگر مصاحبه‌شونده در نهایت به تیم شما بپیونده توی چه مدل تیمی قراره کار بکنه توضیح بدین. از این که باید انتظار چه مدل کار کردنی رو داشته باشه براش تعریف کنین. چون یادتون نره که الان نیروی کار خوب خیلی کمه. همونقدر که شما دارین کاندیداهای خودتون رو انتخاب می‌کنین، مصاحبه‌شونده هم داره کاندیداهای خودش رو محک می‌زنه. حقوق فقط تا یه جایی مهمه. از اون مهم‌تر الان فرهنگ کاریه.۵. مصاحبه‌شونده‌هاتون رو بی‌خبر نذارینبعد از این که روند مصاحبه‌ها به پایان رسید و برای اون موقعیت شغلی مورد نظرتون کاندیدهای مناسب رو انتخاب کردین، برای مصاحبه‌شونده‌های دیگه یادداشت تشکر بفرستین. بهشون اطلاع بدین که نتیجه نهایی چی بوده، اگر لازم بود از همکاراتون بخواین با تماس تلفنی نتیجه رو دقیقا اطلاع بدن.خیلی وقتا کسایی که توی مصاحبه پذیرفته نشدن دوست دارن دلیلش رو بدونن یا فیدبک بگیرن. یادداشت برداشتن موقع مصاحبه این خوبی رو داره که می‌تونین بعدا به طرف مقابل اطلاع بدین که فیدبک شما چیه.در ضمن از مصاحبه‌شونده‌ها برای بهتر شدن روند مصاحبه آنلاین فیدبک بگیرین و از این فیدبک استفاده کنین. به هر حال مصاحبه آنلاین چیز جدیدیه و فیدبک طرف مقابل می‌تونه روی بهبود کار شما تأثیر زیادی بذاره.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Tue, 23 Nov 2021 22:05:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با گوش‌هایت به سفر برو: بهترین پادکست‌های سفری فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-ia8rjc3annvc</link>
                <description>برای بیشتر اهالی سفر این روزا خونه تنها مقصده. اما به لطف تکنولوژی‌هایی مث پادکست حالا می‌تونیم بدون این که خونه رو ترک کنیم، با گوش‌هامون دنیا رو کشف کنیم.این پادکست‌هایی که برای معرفی بهتون انتخاب کردیم یه فرق عمده‌ای با پادکست‌های معمولی سفر دارن. فرقشون اینه که جای دادن اطلاعات خام، سعی کردن روی ابعاد مختلف سفر مثل ایده‌پردازی و فکر کردن و مکالمه‌ با آدم‌های اهل سفر تمرکز کنن. صداهای شهرها و طبیعت و حیات وحش رو ضبط کنن و گوشای شما رو مهمون این صداها کنن.این پادکستا می‌خوان یادمون بندازن که زندگی از دریچه‌ی سفر و ماجراجویی چقدر زیباتره و گوشه‌گوشه‌ی این دنیای هنوز زیبا چقدر آدم و ایده و تصویر برای اکتشاف و هم‌رسانی داره.این شما و این لیست پادکستای سفری فارسی که از بقیه یه پله بالاترن.رادیو آهنگ سفریکی از جالب‌ترین رادیو‌ها/پادکستا در مورد سفر یه پادکستیه به اسم آهنگ سفر که یه فرق جالب با بقیه پادکستای سفر داره و اونم اینه که خاطره‌ها و قصه‌ها و سفرنامه‌های خود ما آدمای عادی رو هم داخلش می‌تونین پیدا کنین.ایده این پادکست گویا از یه اینفلوئنسر سفر شروع شده که توی اینستاگرام عکس‌هاش رو می‌ذاشته و هر سری با آماج سوالای مختلف روبه‌رو می‌شده و تهش اینقدر سوالا زیاد می‌شدن که فرصت نمی‌کرده به همه جواب بده. شاید خیلی از شما که اهل سفر هستین و توی اینستاگرام در موردش می‌نویسین تجربه مشابهی رو داشته باشین. راه حلی که آهنگ سفر پیدا کرد این بود که پادکست بسازه و از سیر تا پیاز قضیه رو بذاره جلوی شنونده‌ها.در ضمن شنونده‌هاش و مخاطبانش هم می‌تونن هر وقت دلشون خواست داستان سفر خودشون رو ضبط کنن یا بنویسن و بفرستن برای رادیو آهنگ سفر و داستان‌های جالب انتخاب می‌شن و به صورت یه اپیزود پخش می‌شن.یه کار جالب دیگه‌ای که رادیو آهنگ سفر می‌کنه اینه که قبل از شروع هر تعطیلاتی کلی پیشنهاد جالب و اقتصادی برای سفر کردن پیش پای خواننده‌هاش می‌ذاره.خلاصه اگه اهل خاطره‌ شنیدن و نوشتن هستین این رادیو رو توی Apple Podcasts و شنوتو از دست ندین.رادیو ماجراسفر آدم رو عوض می‌کنه. این یه جمله‌ایه که هزار بار توی زندگیمون شنیدیم. یا این که «آدم رفقاش رو توی سفر می‌شناسه». اینا همه‌ جمله‌های حکیمانه‌ای به نظر می‌رسن. ولی راستی‌آزماییشون چطوریه؟یه راهش اینه که بشینیم پای صحبت این سفرکرده‌ها و سفر رونده‌ها و تجربه‌های منحصربه‌فردشون رو بشنویم. بشنویم که چطوری در مورد سفر صحبت می‌کنن و در مورد ایده‌هایی که سفر به ذهنشون انداخته و سبک زندگی‌های مختلفی که توی سفرهاشون دیدن و جواب‌هایی که به مسائل مختلف توی سفر و با سفر کردن پیدا کردن.هر ماجرای رادیو ماجرا صحبت با یه آدمه که واقعا اهل سفره و زندگیش با سفر تعریف می‌شه. هر ماجراش یه دنیای جدیدی پیش روی شما باز می‌کنه و باعث می‌شه به چیزایی فکر کنین که شاید قبل از این خیلی ساده از کنارش رد می‌شدین.رادیو ماجرا وارد فصل دومش شده. از دستش ندین: پادکست رادیو ماجرا | لست سکند (lastsecond.ir)پادکست چرخ منتا به حال به این فکر کردین که چرخ چه تأثیر مهمی روی سفر داشته؟ چرخ تفاوت‌های خیلی زیادی توی سفر ایجاد کرده.به قول خود علیرضا سعادت گوینده‌ی چرخ من این پادکست با هدف انتقال تجربه بین اهالی سفر درست شده و مخاطبش همه‌ آدمای عشق سفر هستن و مهموناش هم کسایی که با چرخ می‌رن سفر و اونم نه هر سفری. سفرهای خاص و متفاوت.مثلا اپیزود اول این پادکست در مورد محمد کنگانی، مردیه که از کسانی که دوچرخه‌سوار هستن و سفرهای طولانی‌مدت می‌رن حمایت می‌کنه. داستان جالب محمد رو توی پادکست چرخ من بشنوین.رادیو چرخ من مدت زیادی نیست که شروع به کار کرده و برای همین خوب وقتیه که همراهش بشین. این پادکست رو می‌تونین از ناملیک بشنوین.پادکست خاطرات لک لکیتا حالا شده پای صحبت یه آدم خوش‌سفر بشینین که داره در مورد دردسرهایی که توی فلان سفر کشیده براتون ما شور و شوق حرف می‌زنه؟دیدین گل از گل این آدما می‌شکفه و چقد خوش‌صحبت می‌شن؟ درسته که کلی دردسر کشیدن ولی تهش از این که همه‌چی به خوبی و خوشی تموم شد خیلی هم خوشحالن و حالا فرصت دارن توی فراغت خاطر به ماجرایی که از سر گذروندن بخندن.داستان پادکست خاطرات لک لکی هم دقیقا یه همچین چیزیه. محمد نادری یه آدم اهل سفره که سال‌هاست کارش رو گذاشته کنار و تموم وقت و انرژیش رو گذاشته روی سفر. یه بار که داشته برای یکی از دوستاش خاطره یکی از سفراش رو تعریف می‌کرده دوستش بهش پیشنهاد می‌کنه که همین خاطره رو یه پادکست کنه و اینطوریه که خاطرات لک لکی متولد می‌شه.خاطرات لک لکی رو می‌تونین توی ناملیک بشنوین.رادیو جولونرادیو جولون با صدای گرم کیمیا خسروی و سالار موسوی تا حالا ۴۲ قسمت داشته. هر قسمت رادیو جولون به قول کیمیا خسروی در مورد یک مقصد یا یه موضوع مربوط به سفره.خوبی رادیو جولون اینه که سالار و کیمیا خودشون حسابی اهل سفر هستن و حسابی هم با اهالی سفر ایرانی در ارتباط هستن و با خیلی‌هاشون رفیقن. برای همین هر اپیزود جولون مهمان‌های ویژه‌ای داره که نه فقط در مورد موضوع برنامه به صورت حرفه‌ای صحبت می‌کنن که در مورد ایده‌ها و فکرهای مختلفی که در مورد این موضوعات به ذهنشون می‌رسه هم بحث می‌کنن.کلاً هیچ ایده‌ای رو بدون زیر و رو کردن رها نمی‌کنن و بعد از این که هر قسمت رادیو جولون تموم می‌شه کلی چیز دارین که می‌تونین در موردش فکر کنین و احساس می‌کنین واقعا به سفر رفتین و با یه کوله‌بار تجربه و خاطره و سوغات فکری برگشتین.اپیزود آخر رادیو جولون در مورد سفر با دوچرخه رو به هیچ وجه از دست ندین.راستی یه فرق اساسی دیگه جولون با بقیه اینه که سایت خیلی سرحال و به روزی هم داره که حتما می‌تونین از مطالب بلاگش هم استفاده ببرین:https://radiojoloun.com</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Sat, 02 Oct 2021 16:53:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امکان فضای باز یادگیری، یک معیار برای انتخاب شغل!</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%BA%D9%84-m6nkjjwqmb1k</link>
                <description>هر کدوم از ما معیارهای مختلفی برای انتخاب یک موقعیت شغلی داریم، مسائلی مثل شرح شغلی، حقوق و مزایا، ساعت کاری، دوری و نزدیکی مسیر، محیط کار و خیلی موارد ریز و درشت دیگه که هر کسی با توجه به شرایط خودش و خلقیات شخصی‌ش توی اولویت می‌ذاره. اما یه سری معیارها هستن که توی کار درمی‌آن. یعنی یه جورایی زاویه‌های پنهانی هر شغل هستن که از قبل معلوم نیست و باید رفت توی دل کار تا مشخص بشن. همیشه بخشی مهمی از این معیارها به برمی‌گرده به محیط و فضای کاری که شاید نشه توی یه قالب مشخص و تعریف شده اون رو ارائه کرد و توی هر شغل و سازمان و حتی هر فردی متفاوته.اینجا می‌خوام از تجربه خودم صحبت کنم. تجربه‌ای که یکی از مهم‌ترین معیارهام برای انتخاب شغل شد و کمک کرد تا بتونم یکی از عوامل پنهانی برای انتخاب یه موقعیت شغلی برام خیلی مهمه رو بشناسم که اسمش رو گذاشتم: امکان فضای باز یادگیری!امکان فضای باز یادگیری چیه؟در مورد اینکه محیط کار باید پویا باشه، اطلاعات در جریان باشه و اهمیت فضای یادگیری و رشد در اون خیلی خوندیم و شنیدیم. اما برای من به شخصه فقط در حد تئوری و جزو حرف‌های قشنگ استارتاپی بود. حالا ولی به عنوان کسی که یه تجربه ملموس و واقعی از حضور و فعالیت توی محیطی با امکان یادگیری داره، باید بگم که اهمیت این موضوع اونقدر برام زیاد شده که حالا تعریف خودم رو از اون دارم و اون رو به عنوان یه عضو جدانشدنی از فضای کاریم می‌دونم.عبارت &quot;امکان فضای باز یادگیری&quot; شاید کمی گنگ به نظر بیاد اما تلاش دارم که بتونم در ادامه اون رو به روشن‌ترین شکل ممکن تعریفش کنم.&quot;امکان فضای باز یادگیری&quot; در یک عبارت یعنی محیط کار آموزشی تبادلی. خیلی ساده بخوام بگم از نظر من محیط کاری که در اون، افراد فارغ از موقعیت شغلی‌شون که ممکنه در بالاترین جایگاه سازمان باشه یا جایگاهی پایین‌تر همواره احساس کنن که توی دوره کارآموزی‌شون هستن و نه تنها باید دنبال یادگیری و آموختن باشن بلکه باید نشون بدن که مفاهیم جدید رو در سریع‌ترین زمان و به بهترین شکل ممکن یادگرفتن.اما چطور می‌شه امکان فضای باز یادگیری رو توی محیط کارمون پیاده کنیم؟ راه حل این مساله توی تعریفش هست؛ باید سعی کنیم یه محیط کار آموزشی رو شبیه‌سازی کنیم. اگه همیشه یعنی در هر شرایطی مثل مواقع بحرانی یا برعکس در آروم‌ترین و روی روال‌ترین زمان‌های سازمان، تسک‌های افراد طوری تعریف بشه که افراد برای به انجام رسوندن اون‌ها ناگزیر به یادگیری بشن و سراغ آموزش برن ما موفق شدیم که یه محیط کار آموزشی بسازیم. حالا  اگه این شرایط آموزش و یادگیری در یه فضای آزاد و جاری و تبادلی اتفاق بیفته یعنی افراد بتونن آزادانه سوال بپرسن و چالش‌هاشون رو مطرح کنن و از هم کمک بخوان به امکان فضای باز یادگیری دست پیدا می‌کنیم.پینورست؛ فضای امنی برای یادگیریپینورست همون جاییه که این عبارت ساخته شد و مفهومش درست و سر جای خودش توی ذهن من شکل گرفت.ما توی پینورست یک قانون نانوشته داریم که می‌گه: اگه چیزی رو بلد نباشی هیچ اشکالی نداره و نباید از ندونستنش و پرسیدن راجع بهش خجالت‌زده بشی اما اون چیزی که بده اینه که نری سراغ یادگرفتنش یا از کسی درموردش کمک نخوای. این قانون تبدیل شده به روتین کارهای ما توی پینورست و توی اولویت تسک‌هامونه. توی هر اسپرینت یا همون دوره معمولا دو هفته‌ای که تسک‌هامون تعریف می‌شه، ممکن نیست تسکی نباشه که مجبور نباشیم برای انجام دادنش بریم سراغ سوال کردن از گوگل به طوری که حتی ساعت‌ها مشغول خوندن یه مقاله بشیم.توی پینورست ازت کارهای جدید خواسته نمیشه تا به رخت کشیده شه که یه چیزی رو کمتر بلدی یا حتی بلد نیستی بلکه واسه اینه که بری سراغ یادگیری چیزهای جدید تا هم به خودت چیزی اضافه شه وهم به مجموعه! و اینجوریه که امکان فضای باز یادگیری کار می‌کنه.به خاطر همینه که همیشه می‌گم پینورست برای من فقط یه محیط کاری که توی اون فعالیت و درآمد دارم نیست و برام شبیه یک محیط‌ آموزشیه. یه محیط اموزشی که مطابق با جدیدترین روش‌های آموزشی دنیا کلاس‌ها و آموزش‌هاش رو بر اساس تجربه و کارگاه‌های عملی پیش می‌بره!</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 13:32:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا عاشق UI/UX Design شدم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-uiux-design-%D8%B4%D8%AF%D9%85-jbqx7lvhqhkz</link>
                <description>چی می‌شد اگر همه سر کاری بودن که بهش علاقه داشته باشن؟!خدارو شکر می‌کنم که من سر کاری هستم که بهش شدیدا علاقه دارم. حالا کار من چیه ؟!طراح رابط و تجربه کاربری که کمتر کسی به این اسم صداش می‌کنه و بیشتر از UI/UX Designer استفاده می‌کنن.چرا من عاشق این کار هستم؟تا حالا شده به وسایل اطرافتون نگاه کنین و بگین اگر این وسیله نبود چقدر زندگیم عوض می‌شد؟ مثلا اگر کنترل تلوزیون وجود نداشت شما برای عوض کردن شبکه هر بار باید می‌رفتین دم تلوزیون تا شبکه عوض کنین. این تجربه زندگی راحتی که الان داریم رو مدیون طراحانی هستیم که دغدغه راحت‌تر زندگی کردن ما رو داشتن.پس من هم به عنوان طراح در حوزه طراحی اپلیکیشن و وبسایت می‌تونم نقشی توی بهبود تجربه زندگی دیگران داشته باشم که همین باعث علاقه من به این کار می‌شه.اصلا UI/UX یعنی چی؟اگر بخوام برای اون هایی که معنی UI  و UX رو نمی‌دونن به زبان ساده توضیح بدم اینجوری می‌شه گفت:  UI مخفف عبارت User Interface Design به معنی طراحی رابط کاربریه. در واقع UI طراحی بخشی از وب‌سایت یا اپلیکیشنه که کاربر اون رو مشاهده می‌کنه و بیشتر به جنبه‌ی گرافیکی موضوع می‌پردازه. اینکه ظاهر هر بخش به چه صورت باشه تا جلوه‌ی مناسبی به وب‌سایت بده رو طراح بخش  UI  مشخص می‌کنه.مثلا ظاهر نوار منو چجوری باشه یا رنگ دکمه‌ها با رنگ اصلی سایت یکی باشه یا نه.کلمه UX مخفف عبارت User Experience Design به معنی طراحی تجربه‌ی کاربریه. به احساسات و راحتی کاربر حین کار کردن با اجزای مختلف سایت گفته می‌شه و جنبه‌های تعامل کاربر رو با هر بخش در نظر می‌گیره. اینکه وب‌سایت ما طوری طراحی شده باشه که هر بخش به راحتی در دسترس کاربران قرار بگیره و برای کار کردن با هر قسمت راحتی کاربر در نظر گرفته بشه، مسائلی از طراحی  UX ‌هستند.مثلا در منو چه گزینه هایی باشه یا باکس جستجو کجای سایت قرار بگیره.معمولا به اشتباه تصور می‌شه UI و UX چون معنای متفاوتی دارن پس دو چیز جدا هستن. ولی اینطور نیست. توی طراحی، این دو رشته مکمل هم هستن و به کمک هر دوی اون‌هاست که می‌تنیم طراحی زیبا و کاربردی داشته باشیم. ممکنه سایتی رو ببینین که ظاهر خوبی در نگاه اول داشته باشه، ولی با کار کردن با اون نظرتون به کلی نسبت به اون سایت تغییر کنه.البته لازمه که به این نکته هم اشاره کنم که توی ایران معمولا این دوتا فیلد کاری ادغام می‌شن و توی آگهی‌های کاری معمولا شرکت ها دنبال UI/UX Designer  می‌گردن. در صورتی که عنوان‌های UX Designer و UI Designer هم وجود دارن. البته همون‌طور که گفتم، این دو تا فیلد انقدر مکمل هم هستن که اگر بخوای توی یکی از این عنوان‌ها کار کنی، باید با بخش دیگه هم آشنایی کامل داشته باشی.  روندی کاری من چجوریه؟ اگر بخوام روند کاری که یه طراح رابط و تجربه کاربری داره رو براتون توضیح بدم، اینجوریه که به 5 فاز تقسیم می‌شه که هر فاز کارهای مربوط به خودش رو داره که هرکدوم یه مقاله جداگونه می‌طلبه.۵ ت : تحقیق – تحلیل – تولید – توسعه – تستالبته لازمه این نکته رو هم اضافه کنم که این روند تمام شدنی نیست و ممکنه مدام تکرار بشه.من به عنوان یک عضو تیم دیزاین پینورست، علاوه بر انجام این 5 فاز، کارهای گرافیکی مثل طراحی لوگو و طراحی آیکن و تصویرسازی هم انجام می‌دم. که پیشنهاد می‌کنم بهتون اگر می‌خواید طراح رابط و تجربه کاربری بشید، در حوزه کارهای گرافیکی هم تخصص پیدا کنین. چون توی اکثر شرکت‌ها کارهای گرافیکی هم از شما می‌خوان.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 16:29:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از داشتن شغل دوم جان سالم به در ببریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-voplrjprehc3</link>
                <description>خیلی از ما به خاطر وضعیت اقتصادی یا نیاز به ذخیره کردن پول یا حتی تعدد علاقه‌هایی که داریم دو شغله هستیم. بعضی از ما هم به خاطر شرایطی که اینترنت فراهم کرده می‌تونیم در کنار شغل اداری و اصلیمون یه شغل دورکاری یا فری‌لنسری هم داشته باشیم.فارغ از این که چرا شغل دوم داریم داشتن دو تا شغل برای هر کسی می‌تونه خسته‌کننده و استرس‌آور باشه و حتی باعث بشه وضعیت جسمیمون به خطر بیفته. به عنوان کسی که الان چهار سال و نیمه که دو شغل داره می‌خوام بهتون چند راهکار ساده برای کنار اومدن با شغل دوم پیشنهاد بدم. به این امید که شما هم بتونید بهتر با دوشغله بودن کنار بیاید.۱. بهتره حوزه کاری شغل دومتون با شغل اولتون فرق داشته باشهمثلا اگر از ملزومات شغل اولتون اینه که تمام مدت پشت کامپیوتر بشینید بد نیست شغل دومتون هیچ ربطی به کامپیوتر یا پشت‌میزنشینی نداشته باشه.یه شغل دومی انتخاب کنید که فیزیکی باشه و فعالیت بدنی داشته باشه یا نیاز داشته باشه از خونه بیرون برید. اگر شغل اولتون همچین شرایطی داره پس بد نیست شغل دومتون توی خونه باشه و پشت کامپیوتر!۲. حواستون به سطح استرسی که تحمل می‌کنید باشهالبته که همه کارها همراه خودشون یه میزانی از استرس دارن و این اصلا عجیب نیست. ولی اگر شغل اولتون یه شغل مسئولیت‌زاست که باعث شده وضعیت معده‌تون بهم بخوره و مجبور باشید هر سه ساعت یه بار قرص ضد اسید معده مصرف کنید بهتره شغل دومتون کم‌استرس باشه.مثلا اگر توی شغل دومتون بهتون پیشنهاد پست‌های مدیریتی یا نظارتی شد بهتره قبول نکنید. درسته که مسئولیت بیشتر یعنی پول بیشتر ولی پول بیشتر خیلی وقتا یعنی استرس بیشتر.سعی کنید جوری بار این دو کفه ترازو رو تنظیم کنید که از استرس بیمار نشید.استرس بیش از حد نه فقط باعث بیماری‌های گوارشی می‌شه که به هیچ وجه برای سلامتی عمومی بدن (به خصوص پوست!) خوب نیست.۳. ارزش وقتی که برای شغل دوم می‌ذارید دو برابر وقتیه که برای شغل اول می‌ذاریداگر مجبورید شغل دوم داشته باشید لااقل شغلی رو انتخاب کنید که بیشتر از حداقل حقوق براتون درآمدزایی داشته باشه.مثلا اگر کار فری‌لنسری می‌کنید در نظر بگیرید که زمانی که برای شغل دوم می‌ذارید لااقل یک‌و‌نیم برابر شغل اولتون برای شما ارزش داره و دو برابر این میزان هم از شما انرژی می‌گیره.مثلا اگر کسب‌وکار اینستاگرامی دارید و سفارش قبول می‌کنید، اگر معلم خصوصی هستید، اگر با تولید محتوا و ترجمه سر و کار دارید، اول از هرچیزی مطمئن بشید زمانی که می‌ذارید ارزشش رو داره.۴. شغل اولتون رو فراموش نکنیداگر شغل دومی دارید بد نیست به مدیرتون هم در موردش اطلاع بدید. به خصوص اگر شغل اول و دومتون توی یه حوزه باشن. مثلا اگر توی یه شرکت در نقش تعیین‌کننده استراتژی نقش دارید و شغل دومتون توی یه شرکت دیگه‌ست که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم این استراتژی روش تأثیر داره باید با مدیرتون این موضوع رو در میون بذارید.به خصوص اگر قراردادهای شغلی امضا کردید که شما رو از داشتن شغل دوم توی حوزه مشابه منع کرده باشن.حفاظت از اسرار و جلوگیری از تداخل اهداف بخشی از هر کاریه. در نهایت هم محافظت از شغل اولتون همیشه اولویت داره. مگر این که از شغل اولتون بیزار باشید. در اون صورت پیشنهاد می‌گم در اسرع وقت از شغل اولتون بیرون بیاید و خیال خودتون رو راحت کنید.۵. حتما یکی دو روز در هفته استراحت مطلق داشته باشیدالبته قبول دارم که در همون روز تعطیل می‌تونید کلی از کارهای عقب‌افتاده شغل اول یا دومتون رو انجام بدید. شاید اصلا شغل دومتون رو جوری انتخاب کردید که آخر هفته‌ها باشه.در هر صورت اگر تونستید یکی دو روز در هفته یا لااقل یکی دوتا از بعدازظهرها رو برای استراحت مطلق و جذب انرژی کنار بذارید.وسوسه کار کردن روز تعطیل خیلی قویه. ولی تهش باور کنید که هیچ‌کس نمی‌تونه ۷/۲۴ کار کنه.۶. برای درآمدی که از شغل دوم دارید هدف مالی مشخص داشته باشیداگر قرار نیست تا ابد دوشغله باشید بد نیست هدف مالی مشخصی برای درآمد شغل دومتون داشته باشید.یعنی از قبل بدونید چقدر نیاز دارید و وقتی اون میزان نیازتون رفع شد از شغل دومتون کناره بگیرید یا کمترش کنید و بذاریدش توی حالت آب‌نمک.اگر شغل دوم داشتن برای روی آب شناور موندن‌تون حیاتیه، سعی کنید بخشی از این درآمد رو بذارید برای کارایی مثل تعطیلات رفتن یا خریدن یه چیز جالب برای خودتون. مثلا بازی کامپیوتری یا یه چیزی که حالتون رو خیلی خوب می‌کنه یا شغل دومتون رو خیلی راحت‌تر از قبل می‌کنه.۷. روابط انسانی‌تون رو فراموش نکنیدقبل از برداشتن شغل دوم یادتون باشه با آدمای مهم زندگیتون این موضوع رو کاملا طی کرده باشید.ببینید اونا هم راضی هستن و می‌تونن با این کمتر بودن شما در طولانی‌مدت کنار بیان؟ ترتیبی بدید که لااقل برای روابط مهم زندگیتون وقت کافی داشته باشید.در نظر داشته باشید اگر هیچ‌وقت در دسترس نباشید بعد از یه مدتی رفقاتون به شما زنگ نمی‌زنن و برای هیچ فعالیت و دورهمی‌ای دعوتتون نمی‌کنن چون می‌دونن که در دسترس نیستید.خلاصه این که همیشه راه‌هایی برای کسب درآمد بیشتر هست ولی دوست و رفیق و روابط فردی‌تون همیشه قابل جایگزین شدن نیستن.۸. مواظب سلامتی و بدنتون باشیدبرای ورزش کردن هم وقت کنار بذارید. ولی فقط موضوع ورزش کردن نیست. آفتاب خوردن، استراحت دادن به چشم‌ها، از پشت میز کنار اومدن، غذای سالم و به موقع خوردن، آب به اندازه کافی نوشیدن. اینا همه مهمن و نباید فراموش بشن.موضوع اینه که شما در نهایت یه سرمایه اصلی و مهم دارید و اونم سلامتی بدنتونه. اگر بهش توجه نکنید خرج زیادی روی دستتون می‌ذاره و در ضمن باعث می‌شه از همه‌ کارهای دیگه هم وا بمونید. پس اول سلامتی بعد کار. چون هدف نهایی خود پول نیست. خرج کردنش برای خودمون و برای آدمای مورد علاقه‌مونه.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 11 Aug 2021 17:07:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نترس، ایده بده!</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%87-ojotdkbhye7v</link>
                <description>اگر مثل من از ایده دادن می‌ترسی، این جا برات از تجربه‌ای که توی مدت کوتاهی که دارم با پینورست هم‌کاری می‌کنم نوشته‌م تا ببینیم چطور می‌تونیم توی محیط کاری، حتی اگر دورکار و دور از همکارهامون باشیم، جرات کنیم ایده‌هامون رو به اشتراک بذاریم.هرکاری با ایده‌ اولیه شروع می‌شه. حالا که قراره با هم توی گروه جمع شیم، ایده‌ دادن برای شروع همه‌ی کارها، می‌شه اولین قدمی که باید با هم برداریم.توی ایده دادن باید بدونیم که اول از همه نباید بترسیم. پس نترس! ایده بده!ایده ندارم!ایده نداشتن امکان نداره! از اون‌جایی که ذهن انسان همیشه در حال فکر کردنه و متوقف نمی‌شه، پس حتما  ایده داری، ولی بهش توجه نمی‌کنی. برای توجه و بیرون کشیدن ایده‌ از لایه‌های زیرین ذهنت، اول به خودت اعتماد کن و بعد بدون همون چیزی که الان داری بهش فکر می‌کنی و خام و ناکافی و خنده‌دار می‌دونیش، اگه خودش هم مستقیما به کار نیاد، می‌تونه جرقه‌ای برای ایده‌های بزرگتر باشه، پس نترس و بلند بیانش کن.هدف رو بشناس و برای اون ایده پردازی کناول از همه باید بدونی کاری که قراره براش ایده‌پردازی کنی چیه. هدف کار و تمام عواملی که برای اون کار فراهم هستن و روش تاثیر می‌ذارن رو بشناس و نتیجه‌ی کار رو هم در نظر بگیر تا بتونی ایده‌های خوبی بدی.همه‌جا رو زیر نظر داشته باشاین‌که فکر کنی اگه عملکرد رقبا و شرکت‌های دیگه رو ببینی و از کارهاشون ایده بگیری، یعنی کپی، اشتباهه!یکی از بهترین راه‌ها برای ایده‌یابی و پرورش ایده‌ها قطعا بررسی شرکت‌های دیگه‌ست. کارشون رو ببین، تا هم ایده‌های جدید بگیری و هم به چشم منتقد به ایده دیگران نگاه کنی. ولی یادت باشه قرار نیست اون‌ها رو عینا اجرا کنی!ایده‌هات رو بنویسرسیدن ایده به ذهن آدم، ساعت و روز نداره و هر زمانی می‌تونه یه ایده‌ی توپ به ذهنت برسه، ولی همون لحظه فرصت به اشتراک گذاری با همکارهات رو نداشته باشی. پس حتما، یه جایی رو برای نوشتن ایده‌هات داشته باش که توی فرصت مناسب ارائه بدی.فرصت‌ها رو پیدا کنکاری که ما توی پینورست می‌کنیم، برگزاری جلسات برین‌استورم برای به اشتراک گذاری ایده‌هامونه. حالا این جلسات می‌تونن روتین هفتگی یا ماهانه باشن، یا برای کاری که قراره در جدول زمانی انجام بشه، درخواست برین‌استورم می‌کنیم و دور هم جمع می‌شیم تا با اشتراک گذاری ایده‌هامون و صحبت کردن درموردشون، کار اصلی رو جلو ببریم.ایده‌‌ی بد رو بشناسهمیشه که همه‌ی ایده‌ها نباید خوب باشن تا بشه ارائه‌شون داد. می‌تونی با همکارهات جلساتی برای ارائه ایده‌های بد داشته باشی. این جلسه هم باعث می‌شه ترس‌ بیان ایده توی خودت و همکارهات از بین بره و هم جلسه‌ای بامزه و پر از خوشگذرونیه. این‌طوری ایده‌ها رو هم فیلتر کردید تا زمان ارائه ایده‌های مناسب وقت‌تون سر این ایده‌ها نره.ایده‌ی خوب رو بشناساین‌که تشخیص بدی ایده‌ای که داری خوبه یا نه، بستگی به همه‌ی این چیزهایی داره که تا الان گفتم، پس اول از همه مطمئن باش می‌دونی برای چه کار و هدفی داری ایده‌پردازی می‌کنی، دوم این که اگه اون ایده در جای دیگه اجرا شده، نتیجه کارشون رو ببین و با حوزه‌ی کاری خودت مقایسه و بررسی کن. اگه فکر می‌کنی خوبه ولی نه به حد کافی، نادیدهَ نگیر و بگو، حتما بقیه می‌تونن کمکت کنن تا ایده رو پرورش بدی ولی اگه فکر می‌کنی ایده بدی نیست ولی به خوب بودنش هم شک داری، بازم قایمش نکن و بگو، دادن ایده‌ی بد کسی رو نکشته :)ایده‌ رو در مقیاس کوچیک آزمایش کنبعضی ایده‌ها نیازه که اجرا بشن تا بفهمیم شدنی هستن یا نه. ولی ریسک این که در مقیاس بزرگ بخوایم انجام بدیم رو هم به جون نمی‌خریم، پس اگه ایده رو قبلا دیگران تا حدودی اجرا کردن، می‌تونیم نتیجه‌ی کار اون‌ها رو بسنجیم و مقایسه کنیم یا خودمون در مقیاس کوچک و جوری که بهمون آسیبی نرسه، اجرایی کنیم تا نتیجه رو ببینیم و تصمیم بگیریم قابل اجرا در کار اصلی هست یا نه.خلاصه این‌که وقتی داری توی گروه کار می‌کنی، این‌که ایده بدی و ایده‌های بقیه رو گوش کنی، هم به خودت و ذهنت کمک می‌کنه هم با بقیه همکار‌ها تونستی یه ارتباط خوب در راستای کار و اهداف مشترک‌تون داشته باشی.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 15:15:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سختی‌های گذار از هم‌تیمی به مدیر تیم؛ من تیر خوردم اما شما با این پنج توصیه جلو برین</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%86-qxfnuseplntk</link>
                <description>یکی از سخت‌ترین تجربه‌هایی که در زمان کار توی محیط استارت‌آپی داشته‌م تغییر موقعیتم از هم‌تیمی به مدیر تیم بوده. به خصوص که تا قبل از اون توی موقعیت‌هایی کار می‌کردم که نیازی به همکاری با دیگران نداشتن (از کار فری‌لنسری گرفته تا کار در پوزیشن‌های اپراتوری که فقط به یک نفر نیاز داشتن و به صورت پروژه‌ای تعریف می‌شدن.)دلیلش هم این بود که تغییر موقعیت شغلی از عضو تیم به رهبر تیم نیاز به تغییر دیدگاه اساسی داره. این تغییر دیدگاه واقعا کار ساده‌ای نیست. از اون کارهایی هم نیست که بشه دورش زد یا ساده از کنارش گذشت.به عنوان عضو یک تیم یا اپراتور، همیشه به موقع سر کار حاضر می‌شدم. کاری که نیاز بود رو انجام می‌دادم. اگر توانایی انجام کاری رو نداشتم قبولش نمی‌کردم و معمولا همه توانایی‌های لازم برای انجام کاری که قبول می‌کردم رو داشتم. موقعیت راحت و بی‌دردسری که واقعا وسوسه برانگیزه.ولی بالاخره برای من هم اتفاق افتاد. بالاخره توی یکی از تجربه‌های شغلی‌م از هم‌تیمی به رهبر تیم ارتقا پیدا کردم و باید اعتراف کنم این تغییر ناگهانی لااقل اولش اونقدر که باید خوب پیش نرفت.سه ماه اول همچین تغییری خیلی حیاتیه. به خصوص که خیلی از آدم‌ها توی همون سه ماه اول نظرشون رو در مورد روش کاری شما شکل می‌دن. درسته که هم‌تیمی‌هاتون توی همون سه ماه همراه شما هستن، ولی یادتون نره که حالا نوع رابطه‌تون کاملا عوض شده و کنار آمدن با همچین تغییر بزرگی آسون نیست.اولین تغییری که ممکنه متوجهش بشین اینه که مدیرهای هم‌رده و بالادستی‌تون موفقیتتون رو جور دیگه‌ای برآورد می‌کنن. یک زمانی کافی بود کارتون رو صد درصد و به درستی انجام بدین که همه تشویق‌ها رو نصیب خودتان کنید. اما حالا وضعیت فرق کرده. حالا شما باید از طریق بقیه کارتون رو به ثمر برسونید. همون آدم‌هایی که ماه‌ها و در مواردی حتی سال‌ها با هم همکار و رفیق بودین. شما مسئول حفظ کیفیت کار هستین ولی کاری که شما مستقیما به انجام می‌رسونین مورد ارزیابی قرار نمی‌گیره.توی همچین موقعیتی به خصوص بار اول ممکنه چند اشتباه کوچک مرتکب بشین. توی این نوشته می‌خوام به عنوان کسی که این فرآیند رو از سر گذرونده چند پیشنهاد و توصیه به شما بکنم. شاید با در نظر داشتن همین چند توصیه ساده، این تغییر دیدگاه و موقعیت کاری برای شما راحت‌تر پیش بره.۱. شنونده خوبی بودن مهمه اما گوینده خوبی هم باشیدیکی از توصیه‌های کلیشه‌ای به کسایی که تازه مدیر می‌شن اینه که شنونده خوبی باشن. به نظرم شنیدن یه توانایی ضروریه. نه فقط برای پست رهبری گروه، بلکه برای هر موقعیتی که در اون هستیم. این که بتونیم بفهمیم دیگران چی می‌خوان و چه انتظاراتی دارن به ما کمک می‌کنه انتظارات خودمون رو در قبال اون‌ها تنظیم کنیم. چی از این بهتر؟ولی یکی از مهم‌ترین وظایف یک مدیر و رهبر تیم اینه که بتونه انتظاراتی که از تیمش داره رو به درستی به اون‌ها منتقل کنه. بتونه به ساده‌ترین شکل و با کمترین سوء تفاهم از تیمش بخواد فعالیت‌های مشخصی رو انجام بدن. اشتباه نکنین. منظورم انگیزش و شور توی دل آدم‌ها انداختن نیست. همون انتقال پیام ساده هم گاهی می‌تونه مشکل باشه اگر از کلمات درستی استفاده نکنیم.فراموش نکنین یکی از انتظارات اصلی تیم شما از شما اینه که براشون خیلی واضح مشخص کنین چی  کار باید بکنن. شما در موقعیتی هستین که نسبت به کل پروژه دید بهتری دارین. باید بتونین این چشم‌انداز رو دقیق و ساده منتقل کنین. برای همین اگر متوجه شدید نمی‌تونین چیزی که می‌خواین رو به درستی منتقل کنین، روی بهبود این توانایی‌تون سرمایه‌گذاری بیشتری کنین.۲. در نقش جدیدتون شبیه یک عضو تازه گروه عمل کنینیکی از سختی‌های رهبر تیم شدن همینه. به خصوص وقتی مدت زیادی توی یک تیم حضور داشته باشین. آدم‌هایی که ماه‌ها باهاشون رابطه همکاری داشتین حالا قراره از شما دستور بگیرن و این خیلی وقت‌ها نه برای شما خوشاینده و نه اون‌ها.تقریبا راهی برای دور زدنش وجود نداره. شبیه اینه که استخونی که جا افتاده رو بشکنیم تا جور دیگه‌ای جوش بخوره و این دردناکه. هم برای شما و هم برای اون‌ها. بیشتر روابط انسانی توی همون چند ماه اول به خودشون شکل نهایی می‌گیرن.چطور می‌تونیم رابطه‌ای که شکل گرفته رو بدون زیر پا گذاشتن سابقه ارتباطی‌مون با همکاران‌مون تغییر بدیم؟ یک راه حل ساده اینه که به نقش جدیدتون به عنوان ورود مجدد به تیم نگاه کنین.یک بار دیگه خودتون رو به گروه معرفی کنین. به عنوان یه انسان جدید و یه عضو تازه وارد گروه بشین. حتی اگر نیاز بود به هم‌تیمی‌های سابق‌تون اجازه بدین با پرسش و پاسخ و به چالش کشیدن و دادن بازخورد یک بار دیگر شما و ارزش‌ها و مرز‌های شما رو بشناسن و بدونین از نظر شما موفقیت فلان پروژه یعنی چی یا انتظار شما از اون‌ها به عنوان مدیر تیم چیه.یک راه ساده دیگه هم اینه که تجربه‌های شخصی‌تون که تا قبل از این به خاطر هم‌تیمی بودن نمی‌تونستین از اون‌ها صحبت کنین رو به اشتراک بذارین. همه این‌ها باعث می‌شه وجه تازه‌ای از خودتون بروز بدین. اینطوری تیم شما با آدم تازه‌ای روبه‌رو می‌شه و باید رابطه متفاوتی باهاش شکل بده.۳. از دانسته‌های قبلی‌تون به عنوان هم‌تیمی استفاده کنینیکی از موقعیت‌های ویژه‌ای که یک مدیر تازه که تا قبل از این هم‌تیمی بوده داره اینه که از انتقادها و ناراحتی‌ها و نقاط ضعف و قوت هم‌تیمی‌هاش آگاهه. خیلی بهتر از یک مدیر بیرونی می‌دونه که هم‌تیمی‌هاش با چه سبکی کار می‌کنن، چه وقت‌هایی بیشترین بازدهی رو دارن و چه زمانی نیاز به استراحت و شارژ مجدد دارن.از همین موقعیت ویژه استفاده کنین. با تیم‌تون جلسه‌های یک به یک بذارین و بهشون کمک کنین خودشون با توجه به نقاط قوتی که شما از اون‌ها می‌شناسین به راه‌حل‌ها دست پیدا کنن. نقاط ضعف اون‌ها رو پوشش بدین یا از اون بهتر، ترکیب هر تیم رو جوری ببندین که خود اعضای گروه نقاط ضعف هم‌دیگه رو پوشش بدن.این که بدونین هر کدوم از اعضای تیم شما چه انتظارات و نقاط ضعف و قوت و خواسته‌ها و ناراحتی‌ها و خستگی‌هایی دارن به شما کمک می‌کنه به اون‌ها بهتر در رسیدن به خواسته‌هاشون کمک کنین و سختی‌ها رو تا حد ممکن براشون‌ کمتر کنین. شاید با یک تغییر موقعیت ساده یکی از همکاران سابق‌تون بتونین کاری کنین که از گروه استعفا نده یا با یک تغییر ساده در روتین، کاری کنین آدم‌ها کار کمتری بکنن و بازده بیشتری داشته باشن.۴. فرمانده باشین نه مدیر؛ یا به قولی به وقتش توی سنگر باشینتوی سنگر بودن یعنی هم‌تیمی‌های شما باید ببینن که اگر ازشون می‌خواین این هفته اضافه‌کاری کنن به این معنیه که شما هم همراهشون دارین اضافه‌کاری می‌کنین. اگر تا ساعت ۱۲ شب دارن دود چراغ می‌خورن شما هم لااقل تا ساعت ۱۲ شب کنارشون هستین و دارین با اون‌ها همکاری می‌کنین. اگر شما رو فیزیکی نمی‌بینن (دورکاری) چراغ سبز کنار آواتار پیام‌رسان محیط کار مجازی‌تون روشنه. همیشه در دسترس هستین و پابه‌پاشون حرکت می‌کنین. سوالی داشتن جواب می‌دین و کمک خواستن کمک می‌کنین.در واقع قراره شما رو با کیفیت کار دیگران بسنجن ولی این که شما هم خودتون در کنار تیم‌تون باشین خیلی مهمه. به قول معروف کاری که انتظار دارین رو نمایش بدین. به تیم‌تون نشون بدین انتظاری که از اون‌ها دارین غیر واقعی نیست.۵. مهارت‌های سابق‌تون رو رها کنین و مهارت‌های تازه‌ای به دست بیاریناین هم کار سختیه. به خصوص که احتمالا دلیل ترفیع گرفتن‌تون همین مهارت‌هایی بوده که داشتین. ولی حالا وقتشه که استفاده‌ دائم از اون مهارت‌ها رو رها کنین و مهارت‌های تازه‌ای رو توی خودتون پرورش بدین.تفکر انتقادی و تبیین  استراتژی و هدایت کردن هم‌تیمی‌های سابقتون به مقصد نهایی. درسته شاید شما بتونین کاری که برای یک عضو تیم‌تون یک روز طول می‌کشه رو در عرض یک ساعت به پایان برسونین. اصلا شاید وسوسه بشین دقیقا همین کار رو بکنین. لااقل اینطوری از کیفیت نهایی کار مطمئن می‌شین، نه؟نه. فراموش نکنین که شما یک تیم هستین. این کار نه فقط فایده‌ای برای اعضای تیم نداره که شاید باعث ناراحتی و دلزدگی ‌اون‌ها بشه. حتی ممکنه وظیفه‌شناسی و علاقه اون‌ها به کار رو هم پایین بیاره. شما حائل امنیتی تیم خودتون هستین ولی قرار نیست کار اون‌ها رو براشون انجام بدین.وظیفه‌ شما حالا اینه که توانایی‌های هم‌تیمی‌های سابق‌تون رو جوری پرورش بدین که اون‌ها هم بتونن در عرض یک ساعت همون کار شما رو انجام بدن. حالا که مدیر تیم هستین احتمالا حرفتون رو هم بهتر می‌شنون و به شما بهتر اعتماد می‌کنن.فراموش نکنین وظیفه شما اینه که از طریق دیگران کار کنین نه به جای اون‌ها.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 17:51:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دردسرهای مدیر شبکه‌های اجتماعی بودن</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-cplzhukas7ci</link>
                <description>هر کار و حرفه‌ای دردسرهای خودش رو داره که اگه واقعا دوستش داشته باشی، اون دردسرها تبدیل به چالش‌ها و شیرینی‌های خاص اون کار می‌شن. مثلا وقتی شغل آتش‌نشانی رو انتخاب می‌کنی، می‌پذیری که ممکنه اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی برات بیفته. یا وقتی معلم می‌شی، می‌پذیری که همیشه باید به روز و در حال مطالعه باشی. این دردسرها یا در واقع «چالش‌ها» یه جاهایی هم میرن سراغ کارشناس‌ها یا مدیرهای شبکه‌های اجتماعی. توی این مقاله می‌خوایم چندتا از این چالش‌ها رو با هم مرور کنیم.۱. حواست به گوشی‌ت باشه!وقتی که مسئولیت کاری به این پویایی رو داری، وقتی مخاطبت نه یکی دو نفر، بلکه هزارها و میلیون‌ها نفر هستن، مجبوری هر ساعتی از روز آنلاین باشی تا جواب کامنت‌ها و دایرکت‌ها رو بدی و اگه مشکلی پیش اومد مدیریت کنی.۲. مودب باش!درسته که همیشه و همه‌جا و توی هر موقیعت کاری‌ای لازمه که مودب باشی، اما ممکنه توی این پوزیشن در حالی که بهت فحش می‌دن مجبور باشی لبخند بزنی و دیگران رو به آرامش دعوت کنی و گاهی بهشون حق بدی و با صبوری رفتار کنی. در حالی که شاید توی زندگی واقعی، حداقل کاری که می‌کردی این بود که مکان رو به نفع تمدد اعصابت ترک می‌کردی. پس مسئول شبکه‌های اجتماعی بودن خودش می‌تونه یه تمرین باشه برای آدم صبورتری بودن!۳. حرکت کن!وقتی مسئولیت شبکه‌های اجتماعی یه کسب‌وکار رو قبول می‌کنی، مجبوری همیشه در حال حرکت باشی و هیچ‌وقت از پا نایستی. شبکه‌های اجتماعی باید گاهی هر روز و حتی روزی چند بار به روز بشن. هر برنامه‌ای هرچندوقت یه بار نسخه جدیدی ارائه می‌ده که لازمه همیشه در جریانش باشی و از قابلیت‌های جدیدش سر در بیاری. از طرفی، باید همیشه گوش به زنگ اخبار و اتفاقات اجتماعی باشی و واکنش درست و به موقع نشون بدی. پس یک  مدیر شبکه‌های اجتماعی لازمه که با سرعت همین شبکه‌ها حرکت کنه .۴. از دور، نزدیک و واقعی باش!شبکه‌های اجتماعی، کانال‌های ارتباطی آدم‌ها از راه دوره. هیچ‌وقت نمی‌تونی واقعا نزدیک و در کنار آدم‌ها باشی، اما باید سعی کنی نزدیک و واقعی هم باشی. باید حواست باشه که تصویر و متنت اونقدر نزدیک به واقعیت باشه که انگار نشستی کنار آدم‌ها و داری باهاشون حرف می‌زنی.۵. به کپی‌رایت احترام بذار!درسته که خیلی‌ها توی ایران این قانون رو رعایت نمی‌کنن و محتواهای زیادی وجود دارن که  بدون اجازه و بی‌نام‌ونشون ازشون استفاده می‌شه، اما احترام به حق مالکیت، همون کاریه که باید انجام بدی تا برند خوش‌نامی داشته باشی.۶. با محدودیت‌ها بساز!محدودیت‌ها همه‌جای زندگی وجود دارن. یکی از اون جاها هم توی شغل‌مونه. وقتی کار بازاریابی  و خصوصا تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دی، متوجه می‌شی که محدودیت‌ها چقدر امکانات و ابزارهای مورد نیازت رو ازت گرفته و جایگزین خوبی برات نذاشته. گاهی مجبوری ساعت‌ها تلاش کنی تا به نتیجه‌ای که توی پنج دقیقه می‌تونستی دست‌پیدا کنی برسی. اینجور وقت‌ها، لازمه همه راه‌ها رو رفته باشی، همه ابزارها رو بشناسی و به همه میانبرها آشنا باشی.۷. خودت رو تکثیر کن!وقتی کارشناس یا مدیر شبکه‌های اجتماعی هستی، مجبوری چندتا صدا و چندتا لحن و چند نوع نگاه داشته باشی. برای هر شبکه، مخاطب‌های مختلف داری و در نتیجه لازمه که خیلی راحت بتونی صدات رو عوض کنی و با نگاه دیگه‌ای با مخاطبت صحبت کنی. مثلا لحنی که برای توییتر استفاده می‌کنی، با لحن اینستاگرام متفاوته. پس لازمه که به چندتا نسخه از خودت دست‌پیدا کنی تا کارت راحت‌تر بشه!</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jun 2021 18:12:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره‌ آدم‌ها و روابط سمی در محیط کار</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%A7-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-gxv1iv3qy8qd</link>
                <description>شروع روابط کاری هم مثل رابطه‌های عاطفی و دوستانه پرهیجانه. آدم‌ها در حال کشف و شهود و شناخت هم و ساخت خاطره‌های مشترک هستن. پس مثل هر رابطه دیگه‌ای، رابطه با همکارهای تازه و حتی کار تازه، توی محیط کار تازه، یه دوره ماه عسل داره. دوره شیرینی که همه رو مجذوب می‌کنه و باعث می‌شه بهترین خودشون رو نشون بدن و خوش‌بینانه به اطرافشون نگاه کنن. اما وقتی این دوره کوتاه می‌گذره، تازه چشم‌هامون رو به حقایق باز می‌شه؛ بعضی جاها می‌لنگه!آدم‌های سمی، توی همه‌جای جامعه هستن و توی زندگی‌مون زیاد باهاشون مواجه می‌شیم. توی رابطه‌های عاطفی، روابط دوستانه، حتی خانواده. محیط کار هم بخشی از همین جامعه‌ست و گاهی سروکار پیدا کردن با این آدم‌ها اجتناب‌ناپذیره. اما روابط سمی توی محیط کار، یه کمی با جاهای دیگه زندگی متفاوته. ما می‌تونیم از دوستان سمی، پارتنرهای سمی و حتی خانواده‌های سمی فاصله بگیریم،‌ اما آیا همیشه می‌شه که کارمون رو به خاطر یه شخص عوض کنیم؟ اینجا می‌خوایم درباره شخصیت‌های سمی توی محیط کار صحبت کنیم و اینکه چطور می‌تونیم رابطه‌مون رو با این آدم‌ها مدیریت کنیم؟اما قبل از هرچیز باید بدونیم که سمی یا تاکسیک بودن یه ویژگی منفی اکتسابیه. یعنی کسایی که ویژگی‌های آدم‌های سمی رو دارن، از بدو تولد سمی نبودن. یا حتی توی همه بخش‌های زندگی‌شون و روابط دیگه‌شون سمی نیستن. خیلی وقت‌ها محیط از افراد، آدم‌های سمی می‌سازه. یعنی بستری رو فراهم می‌کنه که توش رفتارهای مخرب پیدا کنن. یا حتی ممکنه خود ما هم همچین ویژگی‌هایی داشته باشیم. پس این مقاله قصد متهم کردن هیچ‌کسی رو نداره و فقط دوست داریم با شناختن این ویژگی‌ها، دید بازتری از خودمون و همکارانمون داشته باشیم و راه‌های مقابله باهاش رو یاد بگیریم.اصلا «سمی» یعنی چی؟«سم» توی ذهن همه ما یه تعریف مشخص داره. ماده‌ای که هرجایی قرار بگیره، بافت‌های اون ناحیه رو تخریب می‌کنه، آلوده می‌کنه و در نهایت باعث مرگ می‌شه. حالا آدم‌ سمی یعنی چی؟ آدمی که ما رو می‌کشه؟مرگ نه به اون معنی، اما یه جورایی آره!آدم سمی رفتارهای مخربی داره که اون رفتارها رو توی محیط اطرافش پخش می‌کنه. محیط یا آدم‌های دیگه رو آلوده می‌کنه و در نهایت یا باعث پخش ویژگی‌های منفی خودش بین آدم‌های دیگه می‌شه، یا محیطی که توش قرار داره رو غیرقابل تحمل و مسموم می‌کنه.آدم‌های سمی توی کار چه ویژگی‌هایی دارن؟اگه این ویژگی‌ها رو توی اطرافیانتون یا حتی خودتون می‌بینین، باید به فکر پاکسازی و سم‌زدایی باشین.۱. درگوشی،‌ پشت سر بقیه حرف می‌زننجدا از اینکه غیبت و پشت‌سر دیگران بدگویی کردن با وجود همه لذت‌هایی که داره، کلا کار بد و غیراخلاقی‌ایه، اما آدم‌هایی که توی محیط کار زیاد غیبت یا «خاله‌زنکی» می‌کنن، آدم‌های خطرناک‌تری هستن. چون اطمینان رو سلب می‌کنن، محیط رو متشنج می‌کنن و درگیری ذهنی بی‌جا درست می‌کنن. اصلا اگه توی یه شرکت یا یه مجموعه‌ای، غیبت کردن پشت همکارها یه کار روتین شد، بدونین که محیط حسابی سمی شده و باید به فکر سم‌زدایی باشین.۲. زیاد توی کارهای بقیه دخالت می‌کنناین‌جور آدم‌ها حتی وقتی ازشون نظر نخوای هم نظر می‌دن. توی کارها و زندگی شخصی‌تون سرک می‌کشن و بهتون یه چیزهایی رو تذکر می‌دن. حریم شخصی‌تون رو ازتون می‌گیرن و باعث می‌شن احساس معذب‌بودن بکنین. مثلا خیلی راحت و بی‌دلیل مبلغ حقوقتون رو می‌پرسن. یا درباره زندگی شخصی‌تون سوال‌های شخصی می‌پرسن. یا توی کاری که تخصص و صلاحیت ندارن نظر می‌دن. خیلی خودشون رو نزدیک و صمیمی نشون می‌دن یا اصرار دارن نزدیک و صمیمی باشن،‌ در حالی که اصلا حس آدم‌های صمیمی که خیر و صلاحت رو می‌خوان رو بهت منقل نمی‌کنن. بیشتر باعث احساس ناامنی و کلافگی می‌شن و عصبی‌تون می‌کنن. فراموش نکنیم که حریم شخصی جای خیلی مهمی توی زندگی کاری و اجتماعی‌مون داره.۳. ذهن منفی‌باف دارن!احتمالا نیاز به توضیح نداره! ذهنی که زیاد منفی‌بافی می‌کنه و فقط نکته‌های منفی رو می‌بینه، معمولا خطرناکه. کم‌کم دید شما رو به همه‌چی منفی می‌کنه. درسته که بعضی‌ها نکته‌های منفی‌ای رو می‌بینن که ممکنه ما نبینیم. یا مثبت‌اندیشی زیاد هم خوب نیست. اما ما درباره آدم‌هایی حرف می‌زنیم که مدام غر می‌زنن و از همه‌چیز ایراد می‌گیرن و با همه‌چیز مخالفت می‌کنن. نه توی یه روز خاص،‌ یا توی یه شرایط روحی خاص. همیشه!۴. رقابت بی‌جا مانع کسب است!درسته که رقابت به ذات کار بدی نیست و اتفاقا می‌تونه یه جاهایی هم باعث پیشرفت بشه. اما مسئله فقط یه حس رقابت کوچیک و تلاش برای بهتر کار کردن نیست. درباره وقتی صحبت می‌کنیم که این رقابت باعث تخریب می‌شه. اگه احساس می‌کنین همکارهاتون رقیب‌هاتون هستن و باید شکستشون بدین،‌ اوضاع زیاد جالب نیست. آدم‌هایی که همه‌چیز رو مسابقه و رقابت می‌بینن، برای برنده شدن می‌تونن هر کاری بکنن. از جرزنی‌های کوچیک و دروغ‌های ریز، تا کمر بستن به تخریب بقیه و چنگ زدن به همه‌چیز برای بالا بردن خودشون و حتی گرفتن اعتمادبه‌نفس دیگران برای به دست آوردن حس قدرت بیشتر.۵. حسادت آرامش رو می‌گیرهاگه کسی توی کارش پیشرفت کنه، تشویق بشه، حقوق بیشتری بگیره یا پاداش دریافت کنه، این آدم‌ها نه تنها خوشحال نمی‌شن، که ناراحت هم می‌شن. معمولا هم ناراحتی‌شون رو در قالب تیکه انداختن نشون می‌دن. یا بی‌دلیل باهات بد می‌شن یا ممکنه شروع کنن به تخریبت توی جمع.۶. حیله‌گر مکار!معمولا این آدم‌ها باور کردنی نیستن. ممکنه از بدجنسی‌شون شوکه بشین. چون ظاهرشون دوست و همراه و صمیمیه. یا درواقع ظاهرشون با باطن‌شون اصلا هم‌خونی نداره. برای همین وقتی به لایه‌های بد و مخرب شخصیت‌شون پی می‌برین، شوکه می‌شین و مثلا باور نمی‌کنین آدم به این مهربونی، زیرآبتون رو زده باشه. این‌جور آدم‌ها می‌تونن همه ویژگی‌های بالا رو داشته باشن و از بقیه هم خطرناک‌تر باشن. چون نمی‌شه دقیقا فهمید چه شخصیتی دارن.چه‌جوری آدم‌ها و روابط سمی رو مدیریت کنیم؟شاید باورتون نشه اما توی این مورد هم پیش‌گیری بهتر از درمانه. بهترین آدم‌ها توی محیط‌های سمی می‌تونن تبدیل به آدم‌های سمی بشن و سمی‌ترین‌ها هم می‌تونن توی محیط سالم تبدیل به آدم‌های سالم بشن. این رو هم در نظر بگیرین که هر عامل بیرونی و درونی‌ای می‌تونه یه محیط سالم با آدم‌های سالم رو تبدیل به یه محیط آلوده کنه و خراب کنه. پس می‌تونین به عنوان مدیر یه مجموعه یا حتی عضو تاثیرگذاری از یه مجموعه، از محیط اطرافتون مراقبت کنین. مثلا اولین بارقه‌های رفتارهای سمی رو شناسایی کنین و قبل از پخش شدن یا تکرار شدنش بذرش رو از بین ببرین.کاری که ما توی پینورست برای جلوگیری از سمی شدن محیط کردیم، ترتیب دادن جلسه‌های هفتگی رترو بود که می‌تونین اینجا درباره‌ش بیشتر بخونین. ما توی این جلسه‌های هفتگی درباره چیزهای منفی هفته جلوی هم صحبت می‌کنیم. از گیری که توی کار داریم تا مشکلی که با رفتار خاصی داریم. این باعث می‌شه عادت کنیم جلوی هم حرف بزنیم، نه پشت سر هم. یا باعث می‌شه نکته‌های منفی رو مرور کنیم و براش راه حل پیدا کنیم و این نکته‌ها و به اصطلاح «غُرها» تبدیل به گره‌های ذهنی‌مون نشه. چون گره‌های ذهنی می‌تونن به مرور خطرناک و آسیب‌زننده بشن.اما اگر نتونستین از سمی شدن محیط پیش‌گیری کنین و به خودتون اومدین و دیدین چندتا همکار تاکسیک دارین که مدام رفتارهای مخرب دارن و از شما انرژی می‌گیرن یا باعث نارضایتی از کارتون شدن، می‌تونین این روش‌ها رو امتحان کنین:۱. فاصله بگیرینسعی کنین تا جایی که لازمه از این آدم‌ها فاصله بگیرین. مخصوصا اگر کسایی هستن که زیاد غیبت می‌کنن یا زیاد توی کارهاتون دخالت می‌کنن.۲. نزدیک بشین!همیشه هم فاصله گرفتن و نادیده گرفتن آدم سمی جوابگو نیست. گاهی لازمه که ببینیم مشکل کجاست و باهاش هم‌دلی و همراهی کنیم. مثلا حس حسادت و رقابت، از ضعف میاد. گاهی می‌تونیم با تقویت مهارت‌های اون فرد و بالا بردن اعتماد به نفسش، رفتارهای مخرب رو هم ازش بگیریم.۳. جلوی چرخه رو بگیرینگاهی می‌شه بازی رو عوض کرد یا اونقدر توی بازی وارد نشد که نتیجه متفاوت بشه. مثلا اگه به جای همراهی، جواب منفی‌بافی‌های کسی رو با جمله‌های مثبت بدی، چرخه شکسته می‌شه. ذهن منفی‌باف دیگه سودی توی منفی‌بافی نمی‌بینه، چون همراهی نمی‌شه و خدا رو چه دیدین؟ شاید کم‌کم نکته‌های مثبت رو هم دید!۴. کمک بگیرینهمیشه هم سم‌زدایی و مراقبت کار ما نیست. گاهی لازمه از کسی دیگه کمک بگیریم. مثلا مدیر بخشمون یا مدیر منابع انسانی. گاهی هم‌فکری لازمه تا بتونیم با هم کاری انجام بدیم. فقط یادتون باشه که این کمک گرفتن تبدیل به غیبت کردن و یا هرنوع رفتار سمی دیگه‌ای نشه!</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jun 2021 18:19:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور در روابط عمومی پینورست به جنگ کرونا رفتیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%85-esoqjvziq7np</link>
                <description>به بهانه روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی تصمیم گرفتیم کمی در مورد بحران کرونا صحبت کنیم و نقشی که روابط عمومی پینورست  در مدیریت چالش‌هایی که این همه‌گیری برای کسب و کارمون به وجود آورد، داشت.کسب و کار ما اجاره اقامتگاهه و در این یک سال و خورده‌ای که همراه با کرونا سپری کردیم در هر دوره اوجی که پشت سر گذاشتیم با بحران‌های مختلفی دست و پنجه نرم کردیم. گاهی این بحران‌ها باعث شدن توی برنامه‌ها و رویه‌هامون تغییرات اساسی بدیم. باعث شدن از یه زاویه متفاوت و به قولی خارج از جعبه به کسب‌وکارمون نگاه کنیم و مسائل رو یه جور دیگه ببینیم.اولین و بزرگترین چالشاولین و بزرگترین چالشی که ما در پینورست باهاش روبه‌رو شدیم یه دوراهی سخت بود؛ تشویق مردم به سفر به دلیل ماهیت کسب و کارمون یا دعوت اون‌ها به خونه‌نشینی و قرنطینه به علت مسئولیت اجتماعی که به دوشمون بود. هر انتخاب نادرست و حرکت اشتباهی توی این شرایط که حساسیت‌های عمومی بالا بود می‌تونست به یه بحران روابط عمومی تبدیل بشه.اولین اقدام ما توی این موقعیت آهسته کردن میزان و نرخ فعالیت‌مون توی شبکه‌های اجتماعی بود تا فرصت داشته باشیم تصمیم درستی برای ادامه بگیریم.از طرفی اون اوایل هیچ تخمینی از مدت زمانی که درگیر این همه‌گیری خواهیم بود نداشتیم و حتی خیلی‌هامون تصورمون بر این بود که این شرایط موندنی نیست و نهایت دو تا سه ماه همراه ماست. اما همین موضوع خودش ما رو با چالش جدیدی همراه می‌کرد که آیا نیاز به تغییرات اساسی در سطح استراتژی‌های کلان کسب و کار داریم یا همه‌چیز موقتیه؟واکنش ما به این شرایط این بود که به جای برنامه‌ریزی‌های طولانی‌ مدت، طول دوره‌های تصمیم‌گیری‌مون رو کوتاه‌تر بکنیم تا بتونیم تصمیمات واقعی‌تر و عملی‌تری بگیریم.مساله دیگه‌ای که توی پینورست باهاش مواجه شدیم این بود که از همون روزهای اول اعلام همگانی شیوع، تیم پینورست هم اولین روزهای دورکاری‌ش رو تجربه کرد و چالش مدیریت کارها در دورکاری هم به دو موضوع قبلی اضافه شد. باید تلاش بیشتری برای هماهنگی بین اعضا و تیم‌های مختلف انجام می‌گرفت. این خودش روند کار رو آهسته‌تر می‌کرد.چاره کار این بود که جلسات روتین بین مدیران تیم‌ها رو به صورت مرتب برگزار می‌کردیم تا برای مقابله با بحران‌های احتمالی آمادگی لازم رو داشته باشیم.در مجموع یک ماه اول، این سه چالش، موضوعات اصلی دستور کار روابط عمومی پینورست بودن که باید براشون برنامه‌ریزی می‌کرد. اولین ایده و راهکار، انجام یک سری فعالیت‌های برندی بود تا مبادا به خاطر محدودیت‌هایی که توی فعالیت‌مون ایجاد می‌شد از یاد بریم. اما چطور؟«مسافرت رفتن» تنها بخش لذت‌بخش سفر نیست و خاطره‌ها و رویاها و آرزوهای ما هم بخشی از سفر رو تشکیل می‌دن. برای همین از خاطرات سفر گفتیم و از این که وقتی همه‌گیری به پایان رسید مایلیم کجا باشیم. از طریق شبکه‌های اجتماعی‌مون که درگاه ارتباطی ما با مخاطب‌هامون بود، آدم‌ها رو دعوت به مشارکت کردیم تا هم از فضای کسب‌وکارمون دور نشیم و هم مسئولیت اجتماعی خودمون رو به جا بیاریم.کرونا حالا حالاها قصد رفتن نداشتبا گذشت یک فصل در کنار کرونا و نرسیدن بوی بهبود ز اوضاع جهان، دیگه کم‌کم داشتیم مطمئن می‌شدیم که برای ادامه نیاز داریم که کلان‌تر فکر کنیم و وقتشه که یه کمی سمت و سوی حرکت‌‌هامون رو عوض کنیم. تغییر الگوهای زندگی و رفتار مردم به ویژه در صنعت سفر و گردشگری به ما نشون می‌داد که برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌های قبلی دیگه جوابگو نیست و نیاز به راهکارهای خلاق‌تر و جدیدتری داریم.توی این مدت اتاق‌های فکر و جلسات زیادی برگزار کردیم که حاصل اون‌ها شد کمپین‌ها و برنامه‌های مختلف و در نهایت فیچرهای جدید پینورست از جمله: برنامه سفر به نزدیک، کمپین شمالبازی، فیچر واحدهای استریل، کمپین صداگردی و فیچر واحدهای نمونه.فیچر خانه‌های استریل که در زمان کرونا به سایت پینورست اضافه شد.تهدیدها و فرصت‌هاتبدیل تهدید به فرصت! شاید این جمله خیلی کلیشه‌ای شده باشه و بارها توی موقعیت‌های مناسب و نامناسب ازش استفاده شده باشه، اما ما این اتفاق رو تا حد خوبی تونستیم توی پینورست رقم بزنیم. بحران کرونا برای ما زمان خرید و اجازه داد تا محصول جدیدمون رو با فیچرها و طراحی جدید ارائه کنیم. محصولی که خیلی بیشتر از قبل منطبق با نیازهای مشتری‌مونه. چه مهمان و چه میزبان.در نهایت اینکه هیچ وقت نمی‌تونیم از این همه‌گیری به عنوان یک نقطه عطف توی کارنامه کاری‌مون نگاه کنیم و همه‌مون خوب می‌دونیم که این فاجعه جهانی چه اثراتی روی زندگی آدم‌ها توی سراسر دنیا داشته که بعضیاش غیر قابل بازگشته. اما می‌تونیم ازش یاد بگیریم که چطور بحران‌های این شکلی رو پشت سر بگذاریم.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Sat, 22 May 2021 13:20:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپین صداگردی پینورست</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA-j0sy3bjoopxa</link>
                <description>از کجا شروع شد؟ما توی پینورست هر کاری از دست‌مون برمی‌آد می‌کنیم تا آدم‌ها توی سفر احساس راحتی کنن و از سفرشون لذت ببرن. اصلا تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم که این جمله «هیچ جا خونه خود آدم نمی‌شه» حرف دل خیلی‌ها بعد از سفر نباشه و به جاش بگن «چقدر حس خونه داشت». به خصوص این روزها که شرایط سفر کردن متفاوت شده و معیارهای انتخاب‌‌مون هم سخت‌گیرانه‌تر شده و برای یه اقامت چند ساعته دقت و وسواس خیلی بیشتری به خرج می‌دیم.اما راستش خسته شدیم از بس این مدت کم و با محدودیت سفر کردیم و جاهایی که خواستیم رو نتونستیم بریم. الان هم شاید هنوز محدودیت‌هایی وجود داشته باشه و خیلی‌هامون اون‌طوری که دلمون می‌خواد راحت و آسوده نمی‌تونیم بریم سفر.خیلی فکر کردیم که چه کاری ازمون برمی‌آد تا به اندازه خودمون توی خوب کردن حال اطرافیان‌مون اثرگذار باشیم. این بود که شروع کردیم به خیال پردازی کردن. پیش خودمون گفتیم که هر چی باشه کسی نمی‌تونه جلوی خیالمون رو بگیره و می‌تونیم توی خیال‌مون به هرجایی که می‌خوایم سفر کنیم. مبنای اصلی این سفر خیالی رو گذاشتیم روی صداهایی که توی سفر می‌شنویم و به خاطر همین هم اسم این کمپین شد صداگردی.داستان بازی چی بود؟تصمیم گرفتیم یه کمی هیجان رو هم به این سفر خیالی‌مون اضافه کنیم. یه بازی طراحی کردیم که توی ۶ تا صدا و ۶ تا عکس خلاصه می‌شد و مخاطب‌مون باید حدس می‌زد که کدوم صدا برای کدوم عکسه. این عکس و صداها رو با کمک ۶ تا از دوست‌های اینفلوئنسرمون که توی این کمپین باهامون همکاری داشتند از آرشیو سفرهاشون انتخاب کردیم.هر کسی می‌تونست بیشترین حدس درست رو بزنه شانسش هم توی قرعه‌کشی صداگردی ما بیشتر می‌شد. اگه دوست داری تو هم همراه این کمپین شی کافیه هشتگ #صداگردی رو توی اینستاگرام سرچ کنی تا همسفر بقیه شی یا حتی خودت به این هشتگ صدا اضافه کنی و دیگران رو با خودت همسفر کنی!سه پست شرح کمپین و شش پست مسابقه در صفحه اینستاگرام پینورستبا سارا توی جنگل ارفه‌ده روی برف‌ها راه رفتیم. همراه علی و مونا دم غروب روی  شن‌های ساحل قدم زدیم. با محمدرضا سوار قطار لرستان شدیم. سوگل ما رو تا  دشت آفتابگردون زنجان برد و در نهایت با نگار راهی بازار تبریز شدیم و از اونجا  با مینا تا آبشار لاتون رفتیم.  https://www.instagram.com/p/CMXb7VRgaUY/  https://www.instagram.com/p/CMXc5SGHRu1/ کمپین چطوری پیش رفت؟توی آخرین روزهای اسفند ۹۹ کمپین رو شروع کردیم و ۶ روز ادامه داشت. اولش مطمئن نبودیم که چند نفر حاضرن با ما هم‌مسیر بشن، اما کم‌کم با اولین قدم‌هایی که برداشتیم همسفر‌های زیادی همراه‌مون شدن. به طوری که در نهایت کمپین صداگردی ۲۵۰ هزار بار توسط کاربرهای اینستاگرام دیده شد که ۴۳ درصدشون از فالورهای اینستاگرام پینورست نبودن و باعث شد بتونیم صدامون رو به گوش افراد بیشتری برسونیم.توی مسابقه هم اتفاق‌های جالبی افتاد؛ ۳۵۰۰ نفر توی مسابقه صداگردی شرکت کردن و بیشتر از ۴۶۰۰ تا کامنت برامون گذاشتن که باعث نرخ مشارکت ۱.۷ درصدی توی کمپین شد. برامون جالب بود که ۹۰ درصد از کسانی که توی مسابقه شرکت کرده بودن، حدس درست زده بودن و در نهایت به قید قرعه توی یه قرعه‌کشی که به صورت لایو از صفحه اینستاگرام پینورست پخش شد به سه نفر سه جایزه بابت همراهی‌شون دادیم؛ یه کنسول‌ نینتندو سوییچ،‌ یه ساعت هوشمند سامسونگ و یه ایرپاد اپل.جایزه‌ها به دست صاحبان‌شون رسیدن و اون‌ها هم با این پیام‌های قشنگ‌شون حالمون رو خوب کردن. همین همراهی‌ها یه قوت قلبی شد برامون که این مسیر رو ادامه بدیم و آدم‌های بیشتری رو با خودمون همراه کنیم تا بتونیم به کمکشون کارهای بیشتری و بزرگتری انجام بدیم.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 28 Apr 2021 13:32:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میزهای کار ما در خانه یا شعبه‌هایی از پینورست</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D9%85%DB%8C%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-woky3u6bk40s</link>
                <description>‪یه جایی خوندم که امروز، روز جهانی تمیز کردن میز کار توی خونه‌ست، اولش به نظرم فقط یه مناسبت جهانی بانمک اومد اما یهو یادم افتاد که الان بیشتر از یه ساله که منی که عادت به خونه موندن و یه جانشینی ندارم، یه میز کار واقعی توی خونه دارم که بخش زیادی از وقتم رو پشتش می‌گذرونم. از قضا یکی از عادت‌های عجیبم هم  اینه که موقع کار میزم باید حسابی مرتب باشه و هر روز قبل شروع کارم،‌ زمانی رو صرف تمیز کردن میزم می‌کنماونجا بود که فهمیدم چقدر این مناسبت به حال و هوای این روزهای من نزدیکه و یاد اولین روزهایی افتادم که قرار شد یه میز کار جدا برای خودم داشته باشم.برای کسی مثل من که عادت به فضاهای پرهیاهوی استارتاپی داره و کار کردن توی فضاهای کار اشتراکی براش شیرینه،  پشت میز نشستن هیچ‌وقت عادی نمی‌شه، کسی که عادت داشت هر روز با کلی آدم حرف بزنه و زمان خوردن ناهارش رو طوری تنظیم کنه که همکارهای بیشتری توی لانچ‌روم باشن، شروع دورکاری و توی خونه کار کردن، یه اتفاق جدید و عجیب بود ‪و حالا یک سال می‌گذره از اولین روزی که باید توی خونه کار می‌کردم.البته از حق نگذرم اولش خیلی هم با ناراحتی و دلتنگی از فضای کار شروع نشد،‌ بالاخره که هر چیز تازه‌ای، همراه خودش کلی ذوق از امکان‌های جدیدی داره که برای آدم درست می‌شه، حتی اگه خلاف عادت‌هامون باشه.. مثلا اولش ذوق این رو داشتم که می‌تونم زمانی که برای آماده شدن و رفتن به محل کارم صرف می‌کنم رو بخوابم و این‌جوری ساعت خواب بیشتری داشته باشم. یا از شر ترافیک عصر خلاص شدم و حالا بعد از تموم شدن کارم سریع‌تر می‌تونم برم سراغ کارهای موردعلاقه‌ی دیگه‌م.. یا حتی واسه من که پوشیدن لباس رسمی همیشه سخت بوده، کار کردن با لباس راحتی یه امتیاز ویژه محسوب می‌شد. به همین دلیل شاید اون اول خیلی هم از شرایط ناراحت نشدم و حواسم نبود که زندگی داره به کل مسیر خودش رو عوض می‌کنه...اوایل هر جایی که دستم می‌آمد کار می‌کردم.. پشت میز آشپزخونه، روی کاناپه، بعضی موقع‌ها روی زمین و حتی روی تخت.. خلاصه از این تنوع لذت هم می‌بردم..اما کم کم احساس کردم که نیاز دارم یه جای مخصوصی برای کارم درست کنم، چون که زندگی‌ شخصی و کارم انگار داشت یکی می‌شد و نمی‌تونستم دیگه مرز بین‌شون رو ببینم. از طرفی دیگه کم‌کم داشت باورم می‌شد که این شرایط موقتی نیست و یک سال بلکه بیشتر درگیر اون خواهم بود.پس تصمیم گرفتم یه جایی رو مشخص و آماده کنم و به طور رسمی اونجا کار کنم و کم‌کم تبدیل شد به محل کارم و الان برام بیشتر از یه میز ساده است و شده یه شعبه از پینورست!بعد هم از همکارام، که اون‌ها هم یک‌ساله خونه‌شون رو تبدیل به محیط کارشون کردن، خواستم که برام از میزکارشون عکس بفرستن. عکس‌هایی که پیداست هرکدوم دنیای خودشون رو دارن.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 10 Mar 2021 18:51:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جواب یک سوال سخت، یا چرا نباید به باغ وحش برویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/zoo-dgth1hdabx7d</link>
                <description>اگه مثل من آدم به نسبت تنبلی باشین، می‌دونین که بهترین راه جواب دادن به سوال‌های فلسفی وجودی که عموما هم باعث افسردگی و اختلالات هویتی می‌شن، رفتن سراغ ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین جواب‌هاست. من هم مثل همه یک دوره‌ای از زندگی‌م رو درگیر این سوال بزرگ و اساسی شدم که: برای چی توی این دنیا هستم؟ واقعا هم مدتی دنبال جوابش گشتم. ولی درنهایت وقتی دیدم هرچی بیشتر می‌گردم، بیشتر توی خودم فرو می‌رم و دچار مشکلات هویتی بیشتری می‌شم، همون‌جا دست نگه داشتم و با یه جواب کلی و تکراری، سر و ته ماجرا رو هم آوردم: «برای اینکه توی هرجایی که هستی در حد توان خودت تاثیرگذار باشی.»خوبی این جواب اینه که هم همه ابعاد زندگی رو شامل می‌شه، هم یهو مسئولیت عجیب‌غریبی روی دوشت نمی‌ذاره، چون می‌گه «در حد توان خودت». مثلا ممکنه توانت در همین حد باشه که وقتی یکی داره دروغ می‌گه، بهش بگی دروغ نگو چون دروغ‌گفتن کار بدیه. یه وقتی هم ممکنه توانت این باشه که درجه‌های عالی رو طی کنی و جایزه صلح نوبل بگیری. بستگی داره در لحظه حالت چطور باشه. ولی به هرحال دیگه تا دفعه بعد که درگیر این بشی که الان اینجا باید چی کار کنم، سرت گرمه.تاثیر گذار باش، حتی اگه اخراج شدیاولین روزهایی که وارد پینورست شدم، همه تیم‌ها درگیر راه‌اندازی سایت جدید بودن. به طبع اون، من هم شروع کارم توی تیم مارکتینگ و محتوا، همزمان شد با انتخاب کردن و انتقال دادن محتواهای سابق بلاگ به بلاگ جدید. البته این اتفاق بدی هم نبود. چون توی مدت فشرده، با کل تاریخچه پینورست و محتواهایی که تا امروز تولید کرده آشنا می‌شدم. توی همین بررسی‌ها بود که چشمم خورد به چندتا محتوا با عنوان‌های: بهترین باغ‌وحش‌های ایران یا بزرگترین باغ‌وحش‌هایی که باید در ایران ببینید.همین‌جا بود که چراغ بالای سرم روشن شد و جمله «هرجا که هستی در حد توان خودت تاثیرگذار باش» همراه با «ما نباید کسی رو تشویق به بازدید از باغ وحش کنیم» با اکو توی ذهنم پخش شدن.چرا نباید باغ وحش بریم؟فکر می‌کنم آخرین‌باری که باغ‌وحش رفتم، مربوط به دوران دبستان و اردوهای مدرسه بود. بقیه روزهای کودکی و نوجوانی‌م هم اگر قرار به تفریح بود، شهربازی و پارک و سینما انتخاب‌های جالب‌تری بودن تا باغ‌وحش. اما از یک جایی به بعد این پرهیز از باغ‌وحش رفتن معنای تازه‌ای گرفت: تماشای حیوان‌های توی قفس، وقتی می‌تونن آزاد و توی شرایط طبیعی و ایده‌آل زندگی کنن، نه تنها سرگرم‌کننده نیست، که ناراحت‌کننده هم هست.دلایل زیادی برای جواب به این سوال وجود داره: چرا نباید باغ وحش بریم؟اگه بخوام مختصر بگم، اکثر باغ وحش‌ها حیوان‌ها رو به اسارت می‌گیرن تا وسیله‌ای درست کنن برای سرگرمی ما آدم‌ها. اگه درنظر بگیریم که حیوانات هم موجودات زنده‌ای هستن که حق زندگی توی محیط طبیعی و زیستگاه اصلی‌شون رو دارن، چرا باید به عنوان انسان اونقدر خودخواه باشیم که فقط برای سرگرمی و تفریح خودمون، موجود دیگه‌ای رو بدبخت کنیم؟ از اون مهم‌تر شرایط بد نگهداری حیوانات توی باغ وحش‌هاست. کمتر جایی هست که به حیوانات خوب رسیدگی کنن. غذای سالم و خوب بهشون بدن، به موقع سلامتشون رو چک کنن و یه محیط مناسب برای زندگیشون فراهم کنن. خیلی از حیوانات داخل باغ وحش‌ها هم از روند طبیعی زندگ‌یشون دور هستن و هم مریض و افسرده شده‌ن. البته این نکته برای آکواریوم‌ها و سیرک‌ها هم صادقه. ماهی‌ها و موجودات آبزی که محیط زندگیشون از دریا و اقیانوس به آکواریوم‌های کوچیک و بزرگ تغییر کرده و یا حیواناتی که برای سرگرمی ما توی شرایط سخت قرار می‌گیرن و زندگی می‌کنن.اگه باغ وحش نریم، مشکلات حل می‌شه؟قطعا با تحریم ما، نه باغ وحش‌ها به این زودی‌ها تعطیل می‌شن و نه حیوانات خوشبخت و آزاد می‌شن. همچنان محیط زیست توی خطره و باغ وحش‌ها فقط بخش کوچیکی از مشکلات محیط زیستی ما هستن. اما مگه همه حرکت‌ها از قدم‌های کوچیک شروع نمی‌شن؟ هرچی که بازدید از این مکان‌ها کمتر باشه، سرمایه کمتری براشون صرف می‌شه و به نتیجه‌های بهتری می‌رسیم. ممکنه حتی این هزینه جاهای بهتری صرف بشه. آره باغ وحش ها خوب نیستن، اما همه‌شون هم بد نیستن. مثلا بعضی از این باغ وحش‌ها، محل زندگی حیوان‌های آسیب‌دیده‌ایه که دوره بهبودی‌شون رو طی می‌کنن، یا به خاطر مشکلاتی که دارن، بهترین جا برای زندگیشون توی همین باغ وحش‌هاست. یا بعضی جاها منطقه‌های محافظت‌شده هستن. یعنی هم حیوانات دارن توی محیط طبیعی زندگیشون ادامه حیات می‌دن و هم ما می‌تونیم زندگی‌شون رو ببینیم. پس چه بهتر که اگر قصد سرگرم شدن از طریق تماشای حیوانات رو داریم، بریم سراغ اینجور جاها که هدفشون بیشتر حمایت از حیواناته، تا آسیب‌زدن به زندگیشون.بالاخره حرفم رو زدم؟بله. از قضا همون روز جلسه‌ای داشتیم و دغدغه‌م رو توی جلسه مطرح کردم. گفتم به‌نظرم بهتره مطالب باغ‌وحش‌ها رو حذف کنیم، حتی اگر قرار باشه از نظر سئو و … بهمون آسیب بزنه، اما حداقل اینو می‌دونیم که دروغ نگفتیم که پینورست حامی محیط زیسته.همین چندتا جمله کافی بود. بدون توضیح بیشتر، تصمیم بر این شد که مطالب مربوط به باغ‌وحش‌ها از وبلاگ پینورست حذف بشن. با همه کلیشه بودنش، اما واقعا اینجا برای من نقطه روشنی از روزهای کاری‌م بود. فهمیدم مسیر رو درست اومدم و جای درستی رو برای کار انتخاب کردم؛ چون اینجا جاییه که نه تنها به دغدغه‌های محیط زیستی من اهمیت می‌ده، که این‌ها بخشی از دغدغه‌های اصلی خودش هم هست.نویسنده: سپیده علیزاده</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 03 Mar 2021 19:31:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اوکی‌آر به زبان ساده؛ از نقطه امنت بیا بیرون!</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/okr-d9whfuzg6ijl</link>
                <description>ماجرا از اینجا شروع شد که گفتن از این به بعد ۸ و نیم صبح پنجشنبه، جلسات هفتگی اوکی آر داریم! پنج‌شنبه؟ ۸ و نیم صبح؟ این که فاجعه‌ست!برای ما که پنج‌شنبه‌ها رو یک بهشت برای بیشتر خوابیدن می‌دیدیم قبول این شرایط راحت نبود.فکر می‌کردیم قراره  کلی حرف‌های تکراری و شعاری بشنویم! از همین حرف‌های رایج بین تیم‌ها؛ ما باید با هم باشیم. رو به جلو و جوان ایرانی سلام!اما اینطور نشد. اصلا اوکی آر همین رو می‌خواست بهمون بگه؛ قرار نیست عذاب بکشی و حس کنی کل هفته رو مثل یک ماشین فقط تسک انجام دادی و تصوری از مسیری که داری طی می‌کنی نداشته باشی.همه چی فراتر از روند ماشینی‌ایه که داری انجام میدی.یه جورایی همه مردم دنیا دچار افسردگی کاری هستن و اوکی آر با یه دید واقع‌بینانه می‌خواد دلیل، راه حل و تغییرات لازم رو توی سیستم کاری نوین بهمون یاد بده. به نظر حداقل  یک بار آشنایی با مفهوم اوکی‌آر برای سیستم‌های کاری agile از خیلی از مسائلی که در ادامه توی تیم بوجود میاد جلوگیری می‌کنه.حالا اصلا اوکی آر چی هست؟توی سیستم جدید کاری که هممون اون رو به اسم سیستم agile به معنی چابک می‌شناسیم و بیشتر توی استارت‌آپ‌ها اونو می‌بینیم، جلساتی مثل اسپرینت پلن هفتگی، جلسات درون‌تیمی و Retro برگزار می‌شه. اما ماحصل واقعی این جلسه‌ها تسک‌هایی هست که از قبل برای ما به منظور یک هدف مشخص در نظر گرفته شده یا بدتر از اون برای یک هدف نامشخص! صرفا همه تبدیل به ماشین تولید فیچر یا محتوا می‌شیم.یعنی چیزی مثل همون سیستم سنتی اما یه‌کم شیک‌تر!مشکل کجاست؟طبق یه آمار خیلی جالب فقط ۱۳ درصد از کل کارمندان دنیا توی  کارشون involved هستند. یعنی با کارشون درگیرن و برای بهتر انجام دادنش انگیزه دارن.اما برای بقیه، کار وظیفه‌ایست درک‌ناشدنی!چرا؟ چرا باید یک عضو از یک تیم ندونه که کارش توی کل شرکت چه تاثیری می‌ذاره؟اصلا ممکنه به خاطر این ندونستن کاری انجام بده که آسیب رسان باشه؟شاید بهش دقت نکرده بودیم ولی باید بدونیم با این مدل کار کردن در بهترین حالت فقط به خود فرد آسیب می‌رسونه و در حالت واقع‌بینانه، به کل تیم و شرکت!حالا راه حل اوکی آر برای ۸۷ درصد آدمای دیگه دنیا چیه و چطور همه چیز رو با یک روند تکرارشونده می‌خواد بهبود بده؟مدیرها اولویت‌های شرکت رو می‌دونن؟اوکی‌آر می‌گه توی خیلی از استارت‌آپ‌ها و کمپانی‌ها خود مدیران هم ۵ اولویت اصلی تیم‌شون رو نمی‌دونن و یا همه چیز رو اولویت‌ می‌دونن که در اون صورت واویلا!یا اولویت‌هاشون رو خیلی هم خوب می‌شناسن ولی به خاطر عدم اطمینان به اعضا، با کل تیم درمیونشون نمی‌ذارن.یا مثلا فوق کاری که انجام می‌دن نوشتن ۳ تا هدف خیلی کلی روی برد شرکته که سال به سال خاک بیشتری روش می‌شینه!هر ۴ حالت اشتباهه و نه سودی برای مدیران نه اعضای تیم داره!راه حل اوکی آر بری اولویت‌شناسی چیه؟به جای سالی یه بار، هر سه ماه  باید objective های  یک تیم مشخص و پیگیری بشن.حالا هر هدفی هم نه! ما یک هدف کاربردی و نه شعاری می‌خوایم.خب حالا  باید بدونیم objective چیه و چطور باید مشخص بشه؟بذارین براتون مثال بزنم. از ما خواسته شده بود اهداف ۳ ماه آینده‌ زندگی شخصی‌مون رو بنویسیم. بعد از بررسی نوشته‌هامون فهمیدیم حتی خیلیامون نمی‌دونیم فرق هدف با راه حل چیه؟درواقع همه ما راه حل‌هایی برای هدفی که گوشه ذهنمون گم شده بود رو نوشته بودیم. مثلا کلاس زبان رفتن برای ما یک هدف بود اما متوجه شدیم در واقع هدف دلیلیه که به خاطرش باید کلاس زبان رفت! که اگر اون هدف رو از گوشه ذهنمون بکشیم بیرون و روی کاغذ بنویسیمش قطعا راه حل و actionهای بیشتری هم جز کلاس زبان براش پیدا می‌شه.به این هدف‌های واقع‌بینانه ۳ماهه objective می‌گیم.هدف‌های سالانه فراموش می‌شن و هرکدوممون تو زندگی شخصی هم نگاه کنیم اینجور هدف‌ها رفتن ته صندوقچه‌ ذهنمون و کلیدش هم گم کردیم.پس اولین قدم نوشتن هدفه! چجور هدفی؟ objectiveهای سه ماهه واقع‌بینانه!شاید فکر کنین باز هم که همون شد! مدیرها بین خودشون بنویسن و ما اجرا کنیم؟نه! داستان اینه که قراره به جلسات روتین استارت‌آپی خودتون جلسات ۳ماهه چک اوکی آر هم اضافه کنین!میشن و ویژن کمپانی شما مشخصه، مدیران هر تیم به همراه همه اعضای تیم  با دید کل کمپانی، نه دید تیمی، اول هر کوارتر(فصل) objectiveها رو برای رسیدن به هدف اصلی کمپانی می‌نویسن. جایی هم می‌نویسن که تک تک اعضا بهش دسترسی داشته باشن! مثل یک فایل گوگل شیت.ابزار اندازی‌گیری پیشرفت کار- key resultحالا از کجا بفهمیم کارها داره سمت هدف۳ماهه پیش می‌ره؟اوکی‌آر می‌گه برای این موضوع نیاز به چند ابزار اندازه‌گیری دارین!سوال اینجاست! چطور ابزاری؟ براساس چه ویژگی‌هایی این ابزارها انتخاب میشن؟اول کار انتخاب درست این ابزار که بهش key result می‌گن یکم سخته! key resultها باید قابل اندازه‌گیری باشه. اندازه‌های کمیتی!برای هر objective در هر تیم به صورت جداگانه حداقل سه ابزار اندازه‌گیری انتخاب میشه باز هم با نظر همه!کی ریزالت‌ها یا باید عددی باشن یا درصدی. مثلا برای رسیدن به درآمد در کمپانی، در این بازه زمانی ۸۰ نفر باید از ما خرید کرده باشن. این درسته چون قابل اندازه‌گیریه. اما اگه فقط بگیم «افزایش فروش»، معیاری برای اندازه‌گیریش نداریم.و مرحله یکی مونده به آخر هم انتخاب action ‌هاست. یعنی کارهایی که باید برای این اهداف انجام داد. اگر مثالمون یادتون باشه یعنی همون کلاس زبان رفتن!حالا تمامی تیم‌ها مثل تیم مارکتینگ، تیم پروداکت و...objective ‌هایی که گاهی حتی برای رسیدن بهشون به تیم دیگری نیاز دارن رو یک بار دیگه با بقیه تیم‌ها به اشتراک می‌ذارن و اینطوری توی این سه ماه همه چیز روشن و شفاف جلو می‌ره.روند تکرارشونده اوکی آر همینه و هر کوارتر همین موضوع باید تکرار بشه.اگر اوکی آر و این روند تکرارشونده ۳ماهه نباشه؟تصور کنید که باید به یه مقصد مشترک برسید و هر تیمی جدا جدا براش تلاش میکن!  بعضی‌ها براش از زیر زمین تونل می‌کنن و بعضی‌ها از روی زمین پل می‌زنن . اون‌هایی که تونل می‌کنن زیر پای اون‌هایی که پل می‌سازن رو خالی می‌کنن و برعکس. آخرش هم مونده خستگی و مقصد دور و دست‌نیافتنی و جای فعلی نامطمئن!هدف اصلی اوکی آر چیه؟از نقطه امنت بیرون بیا!هدف اصلی اوکی آر همینه! نقطه امن همه ما توی کار نگاه خروجی محوره. هرکدوم بیشتر خروجی تولید کرده باشیم حس بهتری داریم. چون فکر می‌کنیم بهتر کار کردیم.وقتی تونستیم از نقطه امن بیرون بیایم و نگاهمون نتیجه محور بشه، دیگه حس ماشینی کاری از بین می‌ره و چارچوبی که دورمون  کشیدیم شکسته می‌شه.نمی‌دونم چقدر توی زندگی شخصی‌تون هم تجربه‌ش کردین اما وقتی از دایره امنی که دورتون کشیدین تا همه چیز سر جاش بمونه بیرون میاین، تازه زندگیتون از اون نقطه شروع می‌شه.و شاید با اوکی آر تازه زندگی درست شغلی شروع بشه یا حداقل بهبود پیدا کنه!</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Mon, 08 Feb 2021 16:48:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پینورست؛ اجاره کوتاه‌مدت بهشت‌های فیروزه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA-bkout85wobkj</link>
                <description>همیشه داستان شکل‌گیری ایده‌‌ها جذابن؛ دنبال کردن خطی که ابتداش می‌رسه به اولین جرقه‌ها. ما هم این مدت، به بهونه‌ی لانچ سایت جدید پینورست و اضافه شدن همکاران تازه به تیممون، یه بار دیگه مسیر کارمون رو مرور کردیم و رسیدیم به نقطه اول؛ جایی که ایده‌ی پینورست توی ذهن‌مون جرقه زد و کل این مسیر پر فراز و نشیب اما شیرین رو برامون ساخت. دوباره هدف‌هامون رو مرور کردیم و مثل یه داستان دنباله‌دار، برای خودمون و دوست‌های تازه‌مون تعریفش کردیم. متنی که در ادامه می‌خونین، داستان شکل‌گیری پینورست و مسیر حرکتشه که توی هفته‌نامه شنبه چاپ شده. دوست داشتیم داستانمون رو اینجا هم ثبت کنیم، تا هرازگاهی بهش برگردیم و دوباره مرورش کنیم تا مثل امروز، لبخند به لبامون بیاره. «ایده‌ی پینورست موقع یک سفر دسته‌جمعی دوستانه به شمال به ذهن‌ اولین‌نفرهایمان رسید. دنبال یک جای بکر می‌گشتیم که ده سال قبل پاتوق ما چندنفر بود. هر چقدر گشتیم و جاده را بالا و پایین کردیم فایده نکرد. دیدیم خیلی از نقطه‌های سبز پاتوق باصفایمان، حالا تبدیل به ساختمان‌های تازه شده‌ است.ساختمان‌هایی که خالی بودند و با درهایی بسته و حفاظ‌هایی که محل پرخاطره‌ی ما را پنهان کرده بودند. میزبانی در کار نبود تا بخواهد ما را راه بدهد یا راهی نشان‌مان بدهد و ما بودیم و چند ساعت بلاتکلیفی و تنهایی.جرقه‌ی اصلی همان‌موقع زده شد. وقتی که احساس کردیم یک تکه از بهشت‌ همان حوالی گم شده است. از آن به بعد خواستیم چیزی بسازیم که دیگر هیچ تکه‌ی فیروزه‌ای از بهشت گم نشود و برای این کار باید همه‌‌ی چیزهایی که آن اطراف می‌دیدیم با ظرافت خاصی دوباره به هم وصل می‌شدند. این همان‌جایی بود که پینورست Pinorest وارد قصه شد.اجاره کوتاه‌مدت راه نجات طبیعتبرای نسل‌های قبلی ما خریدن ویلا و داشتن خانه‌ی تابستانی انگار یک اجبار همیشگی بود. هر کسی که دستش می‌رسید، باید این کار را می‌کرد. منتهی طبیعت و منظره‌های بکر مثل تی‌شرت نیستند که بشود بی‌نهایت از هر طرح‌شان تولید کرد تا قرار باشد هر کسی برای خودش چندتا داشته باشد و چندبار بپوشد و توی گنجه ردیف کند.هر چقدر که بعد از سفرمان همه‌چیز دست‌نخورده بماند و اثر منفی‌ از ما باقی نماند باید خوشحال‌تر باشیم. هر تاثیر کوچک ما، هر چیزی که برای خودمان می‌سازیم، حتی یک چادر زدن ساده و اطراق کردن و درست کردن یک آتش کوچک، ممکن است ردی بسازد که برای مدت طولانی‌ در طبیعت باقی بماند.بنابراین همان‌طور که یک روز خریدن دی‌وی‌دی و خریدن نوار کاست را کنار گذاشتیم، حالا وقتش شده که مفهوم مالکیت را در مورد ویلاهای شخصی تغییر بدهیم. همان‌طور که مشترک سرویس‌های موسیقی و فیلم می‌شویم، به همان ترتیب هم می‌توانیم مشترک اقامتگاه‌های همدیگر بشویم. این‌طور هر کدام‌مان صاحب یک لیست بزرگ می‌شویم که هیچ انتهایی ندارد و هر موقع که بخواهیم دقیقا به همان اندازه که نیاز داریم، متعلق به ما می‌شود.وقتی اقامتگاه‌ها را با هم به اشتراک می‌گذاریم دیگر نیازی به ساخت‌وساز بی‌رویه نیست. اجاره‌ی کوتاه مدت خانه‌های بومی با روش اصولی به نفع طبیعت و به نفع مردم محلی و توسعه پایدار منطقه است. این‌طور معماری منطقه با ساختن هتل‌های عظیم به هم نمی‌ریزد و اقتصاد منطقه از دست مردم محلی خارج نمی‌شود.پینورست ابزاری برای وصل کردن مهمان‌ها و میزبان‌هاماموریت ما این است که ظرف ۵ سال دیگر «تمام اقامتگاه‌های زیبا و سالم ایران» با مهمان‌ها به اشتراک گذاشته شوند تا نیاز نباشد «هیچ بهشت بکری» برای ساخت‌وساز زیر چرخ‌های لودر له شود.ما قبل از این که یک نرم‌افزار و وبسایت مدرن باشیم، یک اجتماع هستیم. یک اجتماع از آدم‌هایی که عاشق سفر و ییلاق و قشلاق کردن‌اند. یک اجتماع از افرادی که «کیفیت» لحظه‌ها برایشان مهم است و دنبال تجربه‌ی چیزهای «اصیل و طبیعی» می‌گردند. ما نگران هزینه‌های مالی اضافه‌ایم ولی نگران هزینه‌های نامرئی‌ هم هستیم، مثلا قیمت طبیعت، قیمت فرهنگ محلی و قیمت خیلی چیزهای دیگر که روی هیچ اتیکتی نمی‌آید.نرم‌افزاری که ما ساخته‌ایم فضای میزبانی گذشته را به فضای میزبانی حرفه‌ای تغییر می‌دهد. میزبان‌های حرفه‌ای ما به کمک امکانات نرم‌افزاری و پشتیبانی ما می‌توانند طوری اقامتگاه‌ها را مدیریت کنند که از تمام ظرفیت‌های محیط اقامتگاه استفاده شود. میزبان‌های حرفه‌ای ما طوری پشتیبانی می‌شوند که به راحتی بتوانند مواظب «آرامش» و «استقلال» مهمان‌های خودشان باشند و البته به هیچ‌قیمتی حاضر نشوند اصالت محیط اقامتگاه‌شان را از بین ببرند.یک آموزشکده رایگان برای حفاظت از زندگیدر پینورست برای میزبان‌ها تقویم‌کاری، برنامه‌ریز روزانه و ابزارهای مدیریت درخواست‌های رزرو ساخته‌ایم و همچنان کلی ابزار کارراه‌انداز دیگر برای میزبان‌هایمان در راه است و مشغول توسعه‌شان هستیم. چه شما میزبان یک ویلای تک باشید و چه یک مجتمع باصفای توریستی و یا اقامتگاه بومگردی، قرار است قدرت برنامه‌ریزی و کنترل یک مدیر تمام عیار در دست‌تان باشد.ولی ما قرار نیست همینجا متوقف شویم. در آموزشکده میزبانی پینورست با کمک متخصص‌های کارکشته دانشگاهی به رایگان برای خودمان و میزبان‌هایمان دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنیم که چطور مصرف آب واحدهایشان را کاهش بدهند، چطور زباله‌هایشان را بازیافت کنند و آلودگی‌ها و مصرف انرژی را کاهش بدهند.شما فیروزه‌ای را آبی می‌بینید یا سبز؟فرهنگ اجاره کوتاه‌مدت و اشتراک‌گذاری فضاهای اقامتی باعث می‌شود که از امکانات موجود بهترین استفاده ممکن را بکنیم و به همین‌خاطر نسبت به روش‌های قدیمی‌تر اقامت، یک راه‌حل اقتصادی‌ و در عین حال دوست‌دار محیط‌زیست به حساب می‌آید.ما به مهمان‌های ویژه‌مان که سفیرهای «کاهش آلودگی» و «حفاظت از محیط زیست» هستند، «بلیط سبز پینورست» می‌دهیم که در تمام اقامتگاه‌های ما بتوانند با تخفیف ویژه اقامت داشته باشند. کافی است به greenticket@pinorest.com ایمیل بزنید و توضیح بدهید که در سفرتان قرار است چه برنامه‌ ویژه‌ای برای حفظ محیط زیست داشته باشید یا قرار است چه کمکی به اقتصاد محلی بکنید تا ما را هم به عنوان شریک در کنار خودتان داشته باشید.وقتی نزدیک به ۷۵ درصد از مهمان‌هایمان در نظرسنجی‌ها گفتند که «اصالت محل اقامت» و «حفاظت از محیط زیست» در انتخاب‌شان برای اجاره کوتاه مدت ویلا، سوئیت و آپارتمان مبله تاثیر دارد، دل‌مان قرص شد که در مسیر درستی هستیم.لوگوی فعلی پینورست هم به همین خاطر با ۸۱ درصد رنگ آبی و ۶۵ درصد رنگ سبز، رنگ‌آمیزی شده (از نظر ترکیب رنگ RGB). رنگی تقریبا فیروزه‌ای که هم به رنگ آبی آسمانی دیده می‌‌شود و بعضی‌ها هم آن را به رنگ سبز می‌بینند.حداقل ۲۰۰۰ سال است که فیروزه‌ی ایران در دنیا مشهور است. به سلیقه‌ی ایرانی‌ها قصرها و گنبدها و مسجدها را باید با آبی فیروزه‌ای می‌پوشاندند چون این رنگ سمبل بهشت بر روی زمین بود.فیروزه سنگی زنده است و هر کسی که با فیروزه سر و کار داشته می‌داند فیروزه به جلا و به مراقبت نیاز دارد.  خیلی از مواد شیمیایی خورنده می‌توانند به فیروزه صدمه بزنند. پس می‌تواند استعاره‌ی خیلی خوبی از ماموریت همیشگی ما باشد. ماموریتی برای مراقبت از مهمان‌ها و میزبان‌هایمان و البته مراقبت از بهشت‌های روی زمین، مراقبت از مردم محلی هر ناحیه و بافت‌های زنده‌ی معماری و اقلیم‌های طبیعی اطراف‌مان.داستان نسخه‌ی جدید ماما هم مثل هر استارتاپ ایرانی دیگری در این سال‌ها مسیر پر پیچ و خمی طی کردیم. در www.PINOREST.com  تیم ساختیم و اندازه‌گیری کردیم و طراحی کردیم و دو مرتبه اندازه‌گیری کردیم و طراحی کردیم و این وسط بارها و بارها عوامل بیرونی برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت ما را به هم ریخت و ما سریعاً خودمان را با وضعیت تطبیق دادیم و باز از نو اندازه‌گیری کردیم و طراحی کردیم و این چرخه همچنان ادامه دارد.از فروردین ۱۳۹۷ سه نسخه MVP لانچ کردیم و فرضیه‌های مختلف‌مان را با کاربرهای واقعی امتحان کردیم. فقط در یکی از مراحل توسعه ناچار شدیم نسخه‌ای از محصول که حاصل ششصد هزار خط کد بود را از نو دوباره توسعه بدهیم. منتهی این‌بار با فازبندی متفاوت، مستندسازی بیشتر و تغییر معماری محصول‌مان برای منفعت بیشتر کاربر نهایی. آن هم در شرایطی که به خاطر همه‌گیری کرونا مجبور شدیم بسیاری از ویژگی‌های محصول را از نو طراحی کنیم.تعهدمان برای رسیدن به ماموریت‌مان باعث شد که در هر شرایطی مسیرمان را رو به جلو پیدا کنیم. تعهدی که ما و مهمان‌ها و میزبان‌هایمان را همدل کرده تا واقعا به نقطه‌ای برسیم که نیاز نباشد «هیچ بهشت بکری» برای ساخت‌وساز زیر چرخ‌های لودر له شود و صنعت گردشگری ایران به توسعه پایدار برسد.واکنش ما به همه‌گیری کوید ۱۹در ابتدای همه‌گیری کوید ۱۹ در شبکه‌های اجتماعی کمپینی با هشتگ #ردمحبت راه انداختیم. خیلی‌ها این روزها شیفت‌های اضافه در بیمارستان ماندند، بعضی‌ها ماسک اهدا کردند، ماده ضدعفونی پخش کردند، بعضی‌ها بیشتر مراقب آدم‌های اطراف‌شان بودند، حتی بعضی‌ها سعی کردند جلوی شایعات را بگیرند تا به همه اطلاعات درست راجع به بیماری برسانند. خیلی‌ها رد محبت‌شان برای همیشه بر روی دل‌های ما ماند و این موضوع مسئولیت ما را سنگین‌تر از همیشه کرد.برای مراقبت از مهمان‌ها و میزبان‌هایمان در این چندماهه جدا از هشداردهی بر اساس وضعیت شهرهای مبداء و مقصد و ترویج دستورالعمل‌های بهداشتی، حتی به صورت موقت ناچار به قطع سرویس‌دهی شدیم ولی این موضوع باعث شد تلاش کنیم حتی برای کسانی که برای سفرهای ضروری نیاز به اقامت دارند، به دنبال تدارکات فنی ویژه‌ای باشیم.بنابراین واحدهای استریل را به عنوان الگوی بهداشتی اقامت ضروری در زمان کرونا سازماندهی کردیم. از میزبان‌ها رعایت سختگیرانه چک‌لیست‌های بهداشتی را خواستیم، بین رزروها زمان حائل قرار دادیم، خط ویژه گزارش موارد بهداشتی را راه‌ انداختیم و حتی بعد از پایان اقامت هم برای پیگیری وضعیت سلامت با مهمان‌هایمان در تماس ماندیم.به نظر ما در شرایط فعلی چه در پینورست چه در تمام اکوسیستم استارتاپی ایران و دنیا، امیدواری ما، توانایی ما برای واکنش سریع نسبت به نیازهای ضروری و تلاش ما برای اطلاع‌رسانی شفاف بهترین راه حل ممکن برای آینده است.»</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 17:18:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش جشن یلدای پینورست در فضای کار اشتراکی فینوا</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/pinorest-yalda-zwhtcaaerwcn</link>
                <description>همه‌چیز از جایی شروع شد که فهمیدیم قراره روزهای طولانیِ قبل از لایو شدن سایت جدید، توی طولانی‌ترین شب سال تموم بشه. پس شروع کردیم به برنامه‌ریزی برای جشن‌گرفتن این دو تا اتفاق مهم: لایو شدن سایت جدید پینورست و شکسته شدن کمر شب‌های طولانی و تاریک!جشن یلدا در محیط کار اشتراکی فینوااما خب طبعا معنی جشن گرفتن توی این روزهای قرنطینه با همیشه فرق می‌کرد. باید سعی می‌کردیم با کمترین تماس، از راه دور و با فاصله خوشحالیمون رو با هم و با دیگران سهیم بشیم. ما هم که همیشه از ایده‌پردازی برای اتفاقات نو استقبال می‌کنیم، پس دست‌به‌کار فکر کردن شدیم و همین شد که تونستیم یکی از به‌یادموندنی‌ترین یلداهای پینورست رو جشن بگیریم.فضای کار اشتراکی فینوا، شریک خوشحالی پینورستاز اونجایی که بخشی از تیم پینورست توی فضای کار اشتراکی فینوا مشغول به کار هستند (یادمون باشه مفصل درباره دلیل این تصمیم براتون بنویسیم)، فکر کردیم چی بهتر از جشن گرفتن کنار تیم‌های استارتاپی دیگه، که یا کارشون توی مرحله حالای ماست، یا در شرف رسیدن به این مرحله هستن و یا این مرحله رو گذروندن و رفتن سراغ مراحل بعدی پیشرفت کسب و کارشون.میز یلدای فینواما برای جشن حضوری تدارک خاصی ندیدیم، اما برای کسایی که توی محیط فینوا حضور داشتند چندتا برنامه درنظر گرفتیم که بتونن تنهایی توی یه کار جمعی شرکت کنن و البته کسانی هم که حضور نداشتند رو هم فراموش نکردیم. ما برای همه برنامه ویژه درنظر گرفتیم!سفر در چمدان پر خاطره؛ از راز جنگل تا هنر دست بلوچ‌هابعد از اینکه ایده‌هامون رو پرداختیم و تصمیم‌هامون رو گرفتیم و سورپرایزهامون رو پیدا کردیم، باید می‌گشتیم دنبال چیزی که همه‌ی این ایده‌ها رو توی خودش جا می‌داد. خب چی بهتر از چمدون؟ چمدونی که این بار به جای اینکه برای سفر به شهرها و کشورها بسته شده باشه، با خودش سفر هدیه بیاره.چمدون‌های پینورستما برای هرکدوم از اعضای پینورست و اعضای فعال فضای کار اشتراکی فینوا یه چمدون هدیه در نظر گرفتیم. (البته چمدون‌های کوچیک کاغدی!) توی هر چمدون رو با چندتا چیز پر کردیم: کارت تبریک و کد تخفیف رزرو اقامتگاه (برای روزهای بعد از کرونا)، بافته‌های کوچیک هنر دست زنان بلوچی، چندتا کاغذ اوریگامی و کارت‌های راز جنگل که داستانشون مفصله!توی چمدون‌ها چه خبره؟رازهایی که گوشه‌های فینوا پنهان شدند!اگر بازی راز جنگل رو یادتون باشه، هرکدوم از شرکت‌کننده‌ها باید توی جنگل گشت می‌زدند و رازهای پنهان زیر کاج‌های جنگل رو می‌دیدند تا به رازی که باید می‌رسیدند! ما هم دوست داشتیم با خاطره‌ی بازی راز جنگل یه بازی جدید طراحی کنیم. پس کارت‌های اون بازی رو جمع کردیم و توی چمدون‌ها گذاشتیم و تصویر زیر کاج‌ها رو هم گوشه‌های فضای کار پنهان کردیم تا هر کدوم از بچه‌های فینوا بتونن توی یه بازی جمعی، بدون اینکه دور هم جمع بشن شرکت کنن.کارت‌های بازی راز جنگلالبته این بازی جایزه هم داشت. هر کسی که تصویر کارتش رو پیدا کرد یه هدیه‌ی اضافه می‌گرفت.حالا چرا کاغذ اوریگامی؟پینورست دوست داره تا جای ممکن زباله تولید نکنه و حافظ محیط زیست باشه. اصلا شکل‌گیری پینورست هم همچین داستانی داره که بعدا مفصل درباه‌ش براتون می‌گیم.درناهای شب یلدایی ماهمین هدف هم باعث شد تصمیم بگیریم هر کاغذی که توی چمدون گذاشتیم رو بتونیم بعدا به اوریگامی تبدیل کنیم. هر چمدون دو تا کاغذ داشت. یکی شرح داستان پینورست بود و یکی هم شرح بازی راز جنگل. پشت هر کاغذ هم یه نقشه برای ساخت اوریگامی تا یادگاری‌های موندگار برای شب یلدا بسازیم.حافظ خوانی و بقیه‌ی رسم‌های یلدا، کنار بچه‌های فینوافینوا طبق برنامه هر سال یلدا رو جشن گرفت. اما اینبار، هم به اجبار تعداد کمتری توی این جشن شرکت کردند و هم با شکل و شمایل متفاوت‌تری. همه ماسک زدیم و توی فاصله‌های زیاد دور هم جمع شدیم تا فال حافظ بگیریم و خبرهای جدید کسب‌وکارمون رو اعلام کنیم و با هم بیشتر آشنا بشیم.طهورا مدیر روابط عمومی پینورستطهورا، مدیر روابط عمومی  و محمدرضا، مدیر مارکتینگ پینورست هم توی این برنامه صحبت‌های کوتاهی درباره خبر لایو شدن سایت و هدیه‌های جشنمون داشتند.حرف آخر؛ آرزوهای خوبپینورستی‌هایلدای امسال هم با همه‌ی محدودیت‌هاش به ما خوش گذشت. تونستیم دوست‌های جدید پیدا کنیم و جشنمون رو با ریسک پایین برگزار کنیم. اما با این حال همه‌ی ما برای طولانی‌ترین شب سالِ بعد یه آرزوی مشترک داشتیم؛ بتونیم دوباره دور هم جمع بشیم و چمدون‌هامون رو برای سفرهای واقعی ببندیم.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 23 Dec 2020 20:49:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلسات رترو؛ راهی برای بقای تیم</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%88-pjwvzsflh9up</link>
                <description>از اونجایی که ما توی پینورست از مدل کاری اجایل (Agile) استفاده می‌کنیم، یک سری مناسک رو به صورت روتین انجام می‌دیم. دیلی پلن (Daily plan)، اسپرینت پلن (Sprint plan)، رترو میتینگ (Retro meeting) و اسپرینت ریویو (sprint review) مهم‌ترین مناسک مدل کاری ما هستند که سعی می‌کنیم بهشون وفادار باشیم.رترو یکی از جلساتیه که ما توی پینورست بعد از پایان هر اسپرینت و قبل از شروع اسپرینت بعدی برگزار می‌کنیم. جلسه‌ای که یه جورایی خالی‌مون می‌کنه و بعدش می‌تونیم آماده اسپرینت بعدی بشیم. حالا در ادامه می‌خوایم بیشتر درباره جلسه رترو بگیم. اینکه رترو چیه، چطور برگزار می‌شه و اصلا چه هدفی رو دنبال می‌کنه؟جلسه رترو چیه؟خیلی وقت‌ها، خصوصا توی دوره‌های دورکاری ممکنه که ما متوجه فشاری که روی خودمون و دیگرانه نشیم. فقط به مرور زمان احساس می‌کنیم که خسته شدیم، به اندازه کافی انگیزه نداریم یا می‌بینیم که همکارانمون دارن انرژی کاری‌شون رو از دست می‌دن. جلسه‌های رترو برای این برگزار می‌شن که بتونیم نقطه‌های مثبت کارمون رو ببینیم و دلیل موفقیتش رو بررسی کنیم و متقابلا هم نقاط منفی و آزاردهنده کارمون رو پیدا کنیم و برای برطرف کردنشون کمک بخوایم یا خودمون دست به کار بشیم.جلسه‌های رترو بین هر اسپرینت برگزار می‌شن ولی با اسپرینت ریویو تفاوت دارن. توی جلسه‌های رترو بیشتر چیزهایی رو بررسی می‌کنیم که شاید جزئی‌تر باشن، دیده نشن یا غیرقابل پیش‌بینی بوده باشن.توی هر جلسه رترو سه تا سوال اصلی از همه‌ی اعضای تیم پرسیده می‌شه:۱. توی اسپرینت قبل چه چیزهایی خوب پیش رفتن؟۲. توی اسپرینت قبل چه چیزهایی جای بهبود داشت؟۳. قدم‌های بعدی چیه؟وقتی هرکدوم از اعضای تیم به این سوال‌ها جواب می‌دن، تازه متوجه چیزهای کوچیکی می‌شیم که ذهنمون رو مشغول کرده‌ان و روی کارمون تاثیر گذاشته‌ان.جلسه‌های رترو چطور برگزار می‌شن؟توی جلسه‌های رترو معمولا سرپرست تیم مسئول مدیریت جلسه می‌شه. برای این جلسه لازمه که اعضای تیم دور هم جمع بشن. همونطور که گفتیم، جلسه رترو سه سوال اصلی داره که باید همه اعضا بهش جواب بدن. می‌تونین روی یه تخته وایت‌برد، یا یه سیستم متصل به پروژکتور یا تلویزیون، سوال‌های جلسه و جواب هر کدوم از اعضای تیم رو بنویسین تا بتونین به جمع‌بندی بهتری برسین.تجربه به ما ثابت کرده ممکنه توی جلسه‌های اول یا حتی دقایق اول جلسه، اعضای تیم اونقدری احساس راحتی نکنن که حرف‌هاشون رو بدون فیلتر بیان کنن. اما به مرور زمان، یخ جلسه‌ها آب می‌شه و کم‌کم حرف‌های اصلی زده می‌شه.جلسه رترو دقیقا برای بیان همون چیزهایی برگزار می‌شه که گفتنشون سخته یا شبیه به «غر زدن» می‌مونن. برای همین از یه جایی به بعد سوال «توی اسپرینت قبل چه چیزهایی جای بهبود داشت؟» تبدیل به سوال محبوب اعضای تیم می‌شه تا بتونن مشغله‌های ذهنیشون رو بیرون بریزن تا برای حلشون تصمیم‌گیری بشه.نکته مهم توی برگزاری جلسات رترو اینه که باید سلسله مراتب سازمانی حذف بشن. یعنی همه‌ی اعضای تیم هم‌سطح هم باشن و همه بتونن راحت و بدون خجالت حرف بزنن.سایت اتلسین که سال‌هاست نرم‌افزارهای مدیریت پروژه می‌سازه، پیشنهاد می‌کنه توی جلسه‌های رترو حواسمون به چندتا نکته باشه.۱. اول اینکه به جلسه رترو شخصی نگاه نکنین و از مسائل برداشت شخصی نکنین.۲. با ذهن باز و فکر روشن به جلسه گوش بدین۳. به تجربه دیگران احترام بذارین۴. مدت‌زمانی که درباره‌ش صحبت می‌کنین رو مشخص کنین (مثلا آخرین اسپرینت)۵. به جای اینکه دنبال مقصر باشید، روی بهتر کردن اوضاع و پیشرفت تمرکز کنیدما توی پینورست به خاطر قرنطینه و دورکاری، همچنان جلسات رترومون رو به صورت آنلاین برگزار می‌کنیم. یکی از مزیت‌های رتروی آنلاین اینه که می‌تونیم به صورت ناشناس حرف‌هامون رو بزنیم. اپلیکیشن‌های زیادی برای جلسه رترو وجود دارن که همون تحته وایت‌برد رو با امکانات پیشرفته‌تری در اختیارمون قرار می‌دن و همه اعضای تیم می‌تونن همزمان بهش دسترسی داشته باشن.ما برای جلسات رتروی آنلاینمون از اپلیکیشن Retro App استفاده می‌کنیم.از ما بیشتر بخوانید: برنامه‌ها و ابزارهایی که دورکاری را برایمان راحت‌تر کردندرترو چه مزیت‌هایی داره؟ناراحتی‌های ریز و درشت توی همه‌ی تیم‌ها و سر همه‌ی کارها به‌وجود میان. مهم اینه که چه برخوردی با این ناراحتی‌ها داشته باشیم؟ بهشون اهمیت ندیم تا خودشون از بین برن؟ شروع کنیم به غر زدن‌های در گوشی؟ یا مطرحشون کنیم و دنبال راه‌حل باشیم؟مهم‌ترین مزیت جلسه‌های رترو اینه که می‌تونیم به ناراحتی‌ها و مشکلات درون تیم و کار بها بدیم تا حل بشن. بعضی وقت‌ها می‌فهمیم با شیوه کاریمون داریم یکی از همکارانمون رو آزار می‌دیم، یه وقت‌هایی می‌فهمیم ناراحتیم و اصلا ناراحتیه رو ندیدیم، یه وقت‌هایی هم می‌فهمیم مشکلی که پیش اومده حاصل یه سوء تفاهم بوده.البته جلسه‌های رترو فقط برای این نیست که از ناراحتی‌ها حرف بزنیم. رترو بهمون این امکان رو می‌ده تا یه اسپرینت رو از زاویه‌های مختلف نگاه کنیم. ببینیم دلیل موفقیت‌هاش چی بوده، چی مانع پیشرفت شده و با توجه به همه این‌ها، می‌تونیم چه کارهایی انجام بدیم که توی اسپرینت بعد اوضاع از هر نظر بهتر باشه و یه سری از مشکلات دیگه پیش نیان.رترو باعث می‌شه کم‌کم یاد بگیریم چطور از زاویه‌های مختلف به کاری که انجام می‌دیم نگاه کنیم؛ اینجوری می‌تونیم جای همکارانمون فکر کنیم و مشکلات و موانع رو از دید اون‌ها هم ببینیم. یا مثلا بفهمیم برای ادامه همکاری سالم لازمه که بعضی از رفتارهای خوب و بدمون رو تغییر بدیم. همینطوری می‌شه که کم‌کم اونقدر از نظر فکری به هم نزدیم می‌شیم و همدیگه رو می‌شناسیم، که همه‌ی کارها بهتر و اصولی‌تر پیش می‌رن.اگر دوست دارین درباره مدل کاری که پینورست انتخاب کرده و اصطلاحاتی که توی این مقاله ازش استفاده کردیم بیشتر بدونین، می‌تونین این مقاله از سایت اسکرام رو بخونین</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Wed, 04 Nov 2020 19:04:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ها و ابزارهایی که دورکاری را برایمان راحت‌تر کردند</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-zeeuiq63zlpk</link>
                <description>توی روزهای همه‌گیری کرونا، انتخاب پینورست برای ادامه کار، دورکاری اعضای تیم بود. این انتخاب ما رو با چالش‌هایی هم روبرو کرد. یکی از این چالش‌ها، پیدا کردن برنامه‌ها و ابزارهایی بود که به کارمون نظم بده و به‌عنوان تیم هماهنگمون کنه. مثلا اپلیکیشن‌هایی برای برگزاری جلسات، به اشتراک گذاشتن فایل‌ها، برنامه‌ریزی و ایجاد تسک و …در ادامه می‌خوایم از اپلیکیشن‌هایی که این روزها به کمکمون اومدن تا دورکاری رو برامون راحت‌تر کنن بگیم.از ما بیشتر بخوانید: تجربه دورکاری در روزهای کرونا از نگاه اعضای پینورستآسانا Asanaما از آسانا برای مدیریت و نظم‌بخشیدن به تسک‌ها استفاده کردیم. خیلی از تیم‌ها سراغ ترلو Trello و اپ‌های دیگه رفتن، ولی تجربه بهمون ثابت کرد که آسانا برای کار ما نتیجه‌ی بهتری داره.حالا چرا آسانا؟ چون آسانا داشبوردهای مدیریتی کاملی داره. امکان ویوهای مختلف تسک‌ها رو می‌ده. مثل Calendar view ، Timeline view و Board view. همچنین آسانا امکان ایجاد Follow Up تسک و Sub تسک هم داره.همه‌ی این‌ها باعث می‌شه با دید بهتری بتونیم تسک‌هامون رو دنبال کنیم و براشون برنامه‌ریزی کنیم. مدیریت تسک‌ها با امکانات آسانا خیلی راحت‌تره و نظارت بهشون بدون دردسر انجام می‌شه.مایکروسافت تیمز Microsoft Timesما صحبت‌های درون تیمی رو روی مایکروسافت تیمز انجام می‌دیم. خیلی از شرکت‌ها اسلک Slack رو برای این کار انتخاب کردند. ولی محدودیت‌های اسلک توی حالت رایگانش به ضرر تیم پینورست بود. مایکروسافت امکان ساخت گروه برای تیم‌های مختلف داره و جلسات آنلاین رو هم می‌تونیم روی همین اپلیکیشن برگزار کنیم.ما برعکس تیم‌های دیگه سراغ Zoom برای مصاحبه‌ها و کنفرانس‌های آنلاین نرفتیم و همه کارهامون رو با تیمز انجام می‌دیم. تماس صوتی و تصویری تیمز امکانات زیادی داره که هرکدوم جزو مزایاش حساب می‌شن. مثلا می‌تونیم همزمان جلسه رو ضبط کنیم یا روی وایت‌بورد مجازی‌ش نوت‌برداری کنیم. یه امکان بامزه هم داره که می‌تونیم وسط جلسه دستمون رو با لمس یه آیکون مشخص بالا ببریم تا حرف توی حرف نیاد و به نوبت صحبت کنیم.گوگل درایو Google Driveما برای اشتراک‌گذاری فایل‌هامون با اعضای دیگه‌ی تیم از گوگل درایو استفاده می‌کنیم. گوگل داک و گوگل شیت بیشترین کاربرد رو بین تیم‌های پینورست دارن.از مزیت‌های اصلی گوگل درایو فضای ابری قدرتمند و امکان دسترسی همزمان چند نفر به یک فایله. اینجوری همزمان چند نفر می‌تونن روی یه فایل کار کنن و کارها سریع‌تر پیش بره.بعضی از تیم‌ها از OneDrive و Dropbox برای اشتراک‌گذاری فایل‌هاشون استفاده می‌کنن. اما ما هنوز لزومی برای جایگزین کردن این برنامه ندیدیم.گوگل کلندر Google Calendarگوگل کلندر همونطور که از اسمش پیداست یه تقویم هوشمنده. اینجا می‌تونیم جلسات و برنامه‌هامون رو وارد کنیم. می‌تونیم به تقویم بقیه اعضای تیم دسترسی داشته باشیم و روزهای حضورش و ساعت جلساتش رو ببینیم تا بتونیم برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشیم.توی گوگل کلندر نقشه مکان یا لینک جلسه آنلاین رو هم می‌تونیم تنظیم کنیم که پیش‌برد کارها رو راحت‌تر هم می‌کنه.ما تا امروز به اپلیکیشن و ابزار دیگه‌ای برای تقویم برنامه‌هامون نیاز پیدا نکردیم. اما بعضی از تیم‌های دیگه از برنامه‌ی worldtimebuddy استفاده می‌کنن.از ما بیشتر بخوانید: راه‌حل‌های پینورست برای مشکلا دورکاریفیگما Figmaفیگما یه برنامه تخصصیه که تیم دیزاین پینورست ازش استفاده می‌کنن. فیگما یه فضای ابریه که می‌شه همزمان یک تصویر رو به چند نفر نشون داد،‌ همزمان چند نفر روی یک پروژه کار کنن و همینطور نظرات خودشون رو در قالب کامنت روی بخش‌های مختلف تصویر بنویسن.همچنین دولوپرها می‌تونن با فیگما از تصاویر خروجی URL بگیرن. بعضی از تیم‌ها از برنامه‌های دیگه‌ای مثل Sketch هم استفاده می‌کنن.رترو اپ Retro Appما توی پینورست عادت داشتیم هر هفته جلسات رترو برگزار کنیم تا اسپرینت قبلی رو از جهت‌های مختلف بررسی کنیم و با دید بهتری وارد اسپرینت جدید بشیم. اما عدم حضوری فزیکیمون جلسات رترو رو با مشکل روبرو کرد.رترو اپ بهمون کمک کرد تا بتونیم این جلسات رو آنلاین برگزار کنیم. یکی از مزیت‌های اپ رترو اینه که می‌تویند به صورت ناشناس حضور داشته باشید و نظراتتون رو بنویسید تا هیچ حرف نگفته‌ای باقی نمونه.اتندنس بات AttendanceBotاین یه بات حضور و غیابه که حکم ورژن پیشرفته‌ی دستگاه انگشت‌زنی توی شرکت‌ها رو داره. این بات برای تیم‌های تا ۵ نفر رایگانه و می‌شه از امکاناتش استفاده کرد.اتندنس بات به جز حساب و کتاب ساعت‌های کاری، امکان درخواست مرخصی هم داره که مستقیم برای رئیس تیم فرستاده می‌شه. اینجا می‌تونید تایم استراحتتون رو هم اعلام کنید.اتندنس بات به راحتی روی مایکروسافت تیمز و اسلک قابل تنظیمه.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Mon, 26 Oct 2020 19:29:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه حل‌های پینورست برای مشکلات دورکاری</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-n0nzsifjsev2</link>
                <description>پارسال آخرای زمستون بود که خیلی از ماها اولین روزهای دورکاری رو تجربه کردیم. بعضی‌هامون ترسیدیم و نمی‌دونستیم چطوری باید کار رو از خونه پیش ببریم و چطوری کارمون رو از زندگی جدا کنیم و بین‌شون تعادل ایجاد کنیم. بعضی‌هامون هم ذوق کردیم از اینکه مجبور نیستیم صبح‌ها یک ساعت زودتر از خواب پاشیم و عصرها هم توی ترافیک دم عید گیر کنیم تا برگردیم خونه. اون موقع اما هیچ کدوم فکرش رو هم نمی‌کردیم که قراره دورکاری به یکی از بخش‌های جدانشدنی زندگی‌مون تبدیل شه و حالا حالا باهاش کار داریم داشته باشیم.توی پست قبل از تجربه دورکاری اعضای پینورست گفتیم. حالا می‌خوایم توی این پست از مشکلاتی که توی این مدت باهاشون مواجه شدیم و راه‌حل‌هایی که واسشون پیدا کردیم صحبت کنیم.باید ساعت کاری مشخص باشه!اولین اتفاقی که بهش برخوردیم این بود که انعطاف ساعت کاری توی دورکاری باعث شد بعضی وقت‌ها که به یکی از افراد تیم نیاز بود در دسترس و آنلاین نباشیم و به همین دلیل به قول معروف کار لنگ ما می‌موند. به صرافت افتادیم که براش یه راه حل مناسبی پیدا کنیم. پس با هم قرار گذاشتیم که ساعت‌های کاری مشخصی داشته باشیم و در صورتی که به هر دلیلی نمی‌تونیم توی اون ساعت در دسترس بقیه اعضای تیم باشیم، از قبل اعلام کنیم.کار و زندگی شخصی رو چطور از هم جدا کنیم؟برای مایی که دورکاری یه اتفاق جدید بود، جدا کردن کار و زندگی شخصی یه چالش بزرگ حساب می‌شد. اول از همه عادت نداشتیم که توی محیط خونه کار کنیم؛ جایی که دلیل‌های زیادی واسه حواس‌پرتی وجود داشت. سروصدای بقیه اعضای خونواده، صدای تلویزیون و کلی دلیل دیگه که باعث می‌شد راحت نتونیم روی کار تمرکز کنیم. همین شد که تصمیم گرفتیم محل کارمون و البته ساعت‌های کاری‌مون رو  هم برای خودمون و هم برای بقیه اعضای خونواده مشخص کنیم.علاوه بر این، کار کردن همون‌جایی که غذا می‌خوردیم و استراحت می‌کردیم باعث شده بود که بین کار و استراحت‌مون تفکیکی نباشه و این موضوع حسابی کسل‌ و خسته‌مون می‌کرد. برای همین یه جای مشخص و مخصوصی واسه کار کردن توی ساعت‌های کاری‌مون در نظر گرفتیم و برای غذا خوردن یا انجام چند تا حرکت کششی خستگی‌درکن جای دیگه‌ای از خونه رو در نظر گرفتیم.البته لازم نیست که حتما یک اتاق جدا داشته باشیم. چون امکانش برای خیلی‌ها فراهم نیست. همین که محدوده‌ی کوچیکی از خونه رو مخصوص کار کردن در نظر بگیریم، بخش زیادی از مشکلاتمون رو حل می‌کنه. چطور حس کار تیمی ایجاد کنیم؟اون اوایل خیلی سردرگم بودیم و با وجود استفاده از ابزارهای کمکی برای مدیریت کارهامون نمی‌دونستیم که هر روز کارمون رو باید از کجا شروع کنیم و وقت‌مون رو روی کدوم تسک بگذاریم. این بود که تصمیم گرفتیم هر روز دو تا جلسه استندآپ برگزار کنیم؛ یکی صبح‌ها موقع شروع کار و یکی هم عصرها موقع تموم‌ شدنش. با هم یه ساعتی رو مشخص کردیم تا همه راس اون ساعت توی جلسه آنلاین باشن و بگن که امروز می‌خوان روی چه تسکی کار کنن و وقت بگذارن و عصر هم از میزان پیشرفت کارشون و مشکلاتی که توی انجام اون تسک داشتن بگن. این‌جوری هم با هم معاشرت می‌کردیم و بیشتر حس کار تیمی رو می‌گرفتیم و دلتنگی‌های دورکاری کمتر می‌شد، هم اینکه اعلام کردن تسک‌های روزمون به بقیه باعث می‌شد تا احساس مسئولیت‌پذیری بیشتری نسبت به اون تسک داشته باشیم و در انتهای روز هم حس بهتری از به انجام رسوندش داشته باشیم.چطور با وجود دوری، احساس نزدیکی پیدا کنیم؟هر چی جلو رفتیم نیاز به جلسات حضوری رو بیشتر احساس کردیم و در نتیجه تصمیم گرفتیم که هفته‌ای حداقل یک‌بار برای ساعاتی مشخص توی دفتر جمع بشیم و جلسات حضوری برگزار کنیم. توی این جلسات از هفته‌ کاری که داشتیم با هم صحبت می‌کردیم، از پیشرفت‌هامون، از هدف‌های کاری که محقق شده بود، از مشکلاتی که برامون پیش اومده بود و از چیزهایی که جای پیشرفت دارن و از غرغرها و گله‌هامون گفتیم. این کار به ما کمک کرد که اولا دچار افسردگی و انزوا نشیم و علاوه بر این بتونیم حس مفیدی از کار کردن‌مون داشته باشیم. هم‌چنین این جلسات بهمون کمک کرد که خیلی از سوتفاهم‌هایی که توی دورکاری و به خاطر عدم وجود رابطه نزدیک با هم داشتیم، به سادگی برطرف بشن.ابزارها هم به کمکمون اومدن!خیلی زود فهمیدیم که برای اینکه باز‌دهی کارمون توی این دوران بیشتر بشه، به نظم بیشتر و مدیریت زمان بهتر و قوی‌تری نیاز داریم. در نتیجه کارکردن با ابزارهای جدیدتر و پیشرفته‌تر رو یاد گرفتیم. ابزارهای با امکانات بیشتر رو شناسایی کردیم و حتی ابزارهایی که از قبل از اون‌ها استفاده می‌کردیم، رو به حالت پیشرفته‌شون به روز رسانی کردیم.یکی دیگه از معضلات این روزهامون، نیاز به دسترسی‌ سریع و آسون به محتواها و سندها بود. بدون اینکه از همکارمون بخواهیم که اون رو برامون بفرسته یا باهامون به اشتراک بذاره یا اینکه توی آرشیوهامون گم بشه و نتونیم پیداش کنیم. برای همین از ابزارهای قوی توی این زمینه کمک گرفتیم و همه سندها و محتواهای شرکت رو با دسترسی مشخص آرشیو کردیم. این‌جوری هر زمانی که ‌می‌خواستیم به راحتی می‌تونستیم بهشون دسترسی داشته باشیم. علاوه بر این همه کارهایی که انجام می‌دادیم به راحتی قابل رویت و پیگیری بودن.مشکلات فنی رو چی کار کنیم؟توی این دوران چندباری پیش اومده که سیستم‌هامون خراب شدن یا به دلیلی دیگه امکان کار کردن باهاشون رو نداشتیم، توی این موضوع بچه‌های مدیریت خیلی کمک‌حال بودن و سریع بهمون سیستم رسوندن تا کار عقب نیوفته.اینترنت این روزها نقش کلیدی توی کار کردن‌مون داره، به طوری که اگه دسترسی‌مون قطع می‌شد عملا از محیط کاری‌مون خارج می‌شدیم. بنابراین یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که گهگاهی بهش برمی‌خوردیم قطعی یا اتصال ضعیف اینترنت‌مون بود که بعضی وقت‌ها باعث از دست دادن یا تاخیر جلسات می‌شد. تجربه ثابت کرده معمولا اینترنت‌های سیم‌کارت برای جلسات آنلاین آنتن‌دهی بهتری دارن. بنابراین سعی می‌کنیم برای جلسات تصویری و مهم که به اینترنت قوی‌تری نیاز دارن،‌ از اینترنت سیم‌کارتمون استفاده کنیم. از ما بیشتر بخونید: چطور یه خونه‌ی ضد کرونایی داشته باشیم؟برای حفظ روحیه، مراقب خودمون باشیم!یکی از چالش‌های دیگه‌ای که کم‌کم سروکله‌ش توی دورکاری پیدا شد، این بود که ساعت‌های زیادی رو درگیر کار می‌شدیم و زمان از دست‌مون خارج می‌شد و به خودمون می‌آمدیم و می‌دیدیم ساعت‌ها مشغول کار بودیم. این می‌تونست توی یه بازه زمانی طولانی باعث فرسودگی و افسردگی‌مون بشه. در نتیجه حواسمون رو جمع کردیم و شروع به ثبت ساعت‌های کاری‌مون به کمک نرم‌افزارهای جانبی کردیم.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Mon, 19 Oct 2020 16:11:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه دورکاری در روزهای کرونا از نگاه اعضای تیم پینورست</title>
                <link>https://virgool.io/pinorest/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%AA-c3yy2aive8qf</link>
                <description>اواخر بهمن ۹۸ بود که خبر رو شنیدیم؛ کرونا به ایران هم رسید. بلافاصله هول‌وولاها و رفتارهای متناقض هم شروع شدن. بعضی‌ها انکار می‌کردن، بعضی‌ها اون رو دسیسه‌ی دشمن می‌دونستن، بعضی‌ها ترس برشون داشت و خودشون رو توی خونه حبس کردن، کسایی بودن که دچار وسواس شدن و بعضی‌ها هم محتاطانه رفتار کردن رو از سر گرفتن. اما چیزی که توی همه‌مون مشترک بود، یا حداقل از یه جایی به بعد بهش رسیدیم این بود که «شکل زندگی‌مون رو باید برای مدتی تغییر بدیم».طبعا این تغییر شامل مسائل کاری هم می‌شد و کرونا قدرت تفکیک کار رو از زندگی شخصی نداشت! خیلی از شرکت‌ها حضور نیروهاشون رو شیفتی کردن، بعضی‌ها ساعت‌های کاری‌شون رو تغییر دادن و خیلی‌ها هم دورکاری رو امتحان کردن.ماجرای تجربه‌ی دورکاری ما توی پینورست هم از همین‌جا شروع شد. از همون روزهای اول همه‌گیری کرونا توی ایران، یعنی اواخر بهمن و اوایل اسفند، تصمیم گرفتیم که کار کردن از خونه رو شروع کنیم. البته بعضی از تیم‌ها مثل تیم پشتیبانی، حضورشون توی شرکت لازم بود و برای همین هم به صورت شیفتی و توی مواقع ضروری در دفتر پینورست حاضر می‌شدن.توی این مقاله می‌خوایم تجربه تیم پینورست از دورکاری رو با شما به اشتراک بذاریم. تجربه‌ای که مثل همه‌ی تجربه‌های تازه، مزایا و معایب خودش رو داره.از ما بیشتر بخونید:‌ چطور می‌شه یه خونه ضد کرونایی داشت؟حذف رفت‌وآمد و حاشیه‌هاش به نفع همه بوداولین و مهم‌ترین مزیت دورکاری برای همه‌ی ما حذف پروسه‌ی رفت‌وآمد از خونه به محل کار و برعکس بود. پروسه‌ای زمان‌بر که قبل و بعدش حاشیه‌های خاص خودش رو داره. این پروسه بسته به فاصله خونه از شرکت به زمان‌های متفاوتی هم نیاز داشت. مثلا بعضی از اعضای پینورست به اجبار باید دو ساعت قبل از حرکت به سمت شرکت بیدار و آماده می‌شدن. و به همین نسبت خستگی بیشتری رو تا پایان روز با خودشون حمل می‌کردن.بعد از اجرای طرح دورکاری و با حذف رفت‌وآمد، تونستیم انرژی‌های ذخیره شده رو صرف کارهامون کنیم و به همون نسبت بازدهی بیشتری داشته باشیم.جای خالی ارتباط‌های انسانی احساس می‌شدتوی روزهای دورکاری با اینکه برای همه‌ی کارهای تیمی با هم در ارتباط هستیم، اما ارتباط‌های انسانی کوچیکمون که نقطه‌های روشن کار کردن توی محیط جمعی هستن رو از دست دادیم. مثل تایم‌های استراحت بین روز، زمان ناهار خوردن و همه‌ی دور هم بودن‌های خارج از کاری که یا به حرف‌های دوستانه می‌گذشت، یا به غرهای کاری. خیلی وقت‌ها هم توی همین غرهای کاری و صحبت‌های کوچیک بود که راه‌حل مشکلات پیدا می‌شدن.البته این روزها که سعی می‌کنیم یکی دو روز هفته رو توی دفتر حضور داشته باشیم، دلمون هم کمتر برای هم تنگ می‌شه و مناسک دورهم بودن‌های قبلی رو هم فشرده‌تر برگزار می‌کنیم.مجبور شدیم به برنامه‌های کا‌ری‌مون یه نظم تازه بدهیماین سبک زندگی جدید بالاخره و ناچار راهش رو به سبک کار کردنمون هم باز کرد. حالا دیگه باید همه‌ی برنامه‌هامون رو جور دیگه‌ای تنظیم می‌کردیم. برای باخبر بودن از اعضای تیم،‌ باید راه‌های جدیدی رو امتحان می‌کردیم. نیاز داشتیم برای حفظ تمرکزمون دوباره برنامه‌ریزی کنیم. همه‌ی این‌ها هم خوبی‌هایی داشت و هم بدی‌هایی. اگر بخوایم از خوبی‌هاش بگیم، مثلا اینکه پای اپلیکیشن‌های جدید و حرفه‌ای به زندگی کاری‌مون باز شد. برنامه‌هایی که نظم‌مون رو بیشتر کردن و یه مسیر تازه برای حرفه‌ای‌تر کار کردن بهمون نشان دادن.اما بدی‌ش هم این بود که گاهی بی‌نظمی، برنامه‌ها رو خراب می‌کرد. خصوصا روزهای اول که هنوز نمی‌دونستیم باید چطور با هم هماهنگ باشیم و از برنامه‌های هم باخبر بشیم. البته به مرور، نظم تازه پیدا کردیم و عادت به زندگی کاری جدید، بیشتر مشکلاتمون رو حل کرد.از ما بیشتر بخونید: هنوز باید مواظب کرونا باشیمدورکاری سوءتفاهم‌هایی هم ایجاد کرددورکاری ما با سوءتفاهم‌هایی هم همراه بوده. مثلا اشتباه‌گرفتن دورکاری با ساعت کاری شناور؛ مشکلی که خصوصا توی روزهای اول، به سختی‌های کارمون اضافه کرد. گاهی نیاز به آنلاین بودن هم‌تیمی‌هامون داشتیم و پیداشون نمی‌کردیم. گاهی نامشخص بودن پایان روز کاری باعث ناهماهنگی توی برنامه‌ها شده بود و زحمت تیم‌های دیگه رو چندبرابر می‌کرد. هرچند این مشکل هم مثل مشکلات دیگه، به مرور زمان حل شد. کم‌کم یاد گرفتیم نیازه مثل قبل یا حتی بیشتر از قبل متعهد باشیم. توی ساعت کاری آنلاین باشیم و اگر روز استراحت‌مونه،‌ مرخصی هستیم و یا چند ساعت در دسترس نیستیم،‌ به همه‌ی اعضای تیم اطلاع بدیم.از ما بیشتر بخونید: چطور با بچه‌ها درباره ویروس کرونا صحبت کنیم؟با همه‌ی این‌ها، برنامه‌ی ما برای ادامه‌ی پاندمی چیه؟این پاندمی و کار از خونه برای ما تجربه‌ای شد تا درس‌های تازه‌ای بگیریم؛ از روش‌های مختلف هماهنگی و برنامه‌ریزی و ارتباط، تا تلاش برای پیدا کردن راه‌هایی برای برطرف کردن کمبودها و مقابله با چالش‌های جدید. تجربه‌ی دورکاری به ما ثابت کرد همیشه نیاز نیست حضور فیزیکی داشته باشیم و گاهی اتفاقا حضور فیزیکی نداشتن توی محیط کار، بازدهی‌ بعضی تیم‌ها رو بالاتر می‌بره.این روزها که هنوز خطر بیماری برای تک‌تکمون وجود داره، ما سعی کردیم حضور فیزیکی‌مون در دفتر کار رو به کمترین حالت ممکن برسونیم. بیشتر اعضای پینورست از اواسط فصل بهار و بعد از دورکاری کامل، فقط برای روزهای مشخصی از هفته در دفتر پینورست حاضر می‌شن. بعضی تیم‌ها هم مثل تیم پشتیبانی که حضورشون در دفتر لازم و ضروریه، روزهای کاری رو بین اعضای تیم تقسیم کرده‌ان تا کم‌ترین تجمع رو در محیط کار داشته باشیم.ما سعی می‌کنیم جلساتمون رو آنلاین برگزار کنیم و اعضای هر تیم فقط یکی-دو روز در هفته دور هم جمع بشن تا هم روحیه کار تیمی بینشون شارژ بشه و هم بعضی کارهای لازم رو کنار هم انجام بدن.</description>
                <category>خودمونی‌های پینورست</category>
                <author>پینورست</author>
                <pubDate>Mon, 12 Oct 2020 13:50:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>