معنی شعر شوق مهدی (عج) فارسی هشتم

معنی شعر شوق مهدی (عج) فارسی هشتم
معنی شعر شوق مهدی (عج) فارسی هشتم


برای دیدن نمونه سوال امتحانی فارسی هشتم، اینجا کلیک کنید.

شوق مهدی (عج)

گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟ *** گفتا: تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است!

گفتم ای امام چرا روی زیبای تو از دیده من پنهان است؟ او گفت: دلبستگی تو به دنیا مانند پوششی است که مانع دیدن می‌شود وگرنه چهره من آشکار است.

گفتم که از که پرسم، جانا نشان کویت؟ *** گفتا: نشان چه پرسی؟ آن کوی، بی‌نشان است!

گفتم ای عزیزتر از جان، از چه کسی نشانی تو را بپرسم؟ گفت: بیهوده به دنبال نشانی هستی، زیرا آن مکان آدرس و نشانی ندارد.

گفتم: مرا غم تو، خوش‌تر ز شادمانی *** گفتا که در ره ما، غم نیز شادمان است!

گفتم: برای من، غم عشقت از شادمانی دوست داشتنی‌تر است. گفت: در راه پیروی از ائمه، غم نیز مانند شادی است.

گفتم که سوخت جانم، از آتش نهانم *** گفت: آن که سوخت، او را، کی ناله، یا فغان است؟!

گفتم جان من از آتش اشتیاق دیدار تو سوخت. گفت: کسی که دلباخته باشد و واقعا در آتش عشق بسوزد، ناله و اندوهی ندارد.

گفتم: ز «فیض» بپذیر، این نیم‌جان که دارد *** گفتا: نگاه دارش، غم‌خانه تو جان است!

گفتم: این جان ناقابل و بی‌ارزش را از فیض (تخلص شاعر) قبول کن. گفت: جان خود را نگه دار زیرا که جان تو خانه عشق امام است.

معنی لغات شعر شوق مهدی (عج) :

نهان: پوشیده و پنهان

رخ: صورت

عیان: آشکار

فغان: ناله و فریاد