ویرگول
ورودثبت نام
Hermione
Hermioneکولی! میان آتش،رقص شبانه ات کو؟
Hermione
Hermione
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

آنچه گذشت.

بسم الله الرحمن الرحیم

اواخر بهمن من و کیمیا دعوا کردیم.منجر به این شد که من کمی مغرورانه و تا حدی دلشکسته بهش بگم من از این خونه میرم.ته دلم گفتم منتظر بمون تا همخونه ی بهتری گیرت بیاد! اونم از سر غرور و دلشکستگی اصراری به موندن من نکرد و اینطوری شد که سرِ یه چیز سطحی،من طی چند روز وسایلمو کارتن کردم و از اون خونه رفتم.

خونه پیدا نکردم،با یه دو دوتا چهارتای ساده تصمیم گرفتم برگردم شهرمون و پرونده ی یزد موندنم به شش ماه نرسیده،بسته شد.تجربه ی سخت ولی قشنگی بود.خاطرات تلخ زیادی ام پشت سر گذاشتم.اگر به عقب برگردم بازم انجامش میدم.موفقیت نبود اما شکست هم نبود.یه چیز سرِپا نگهم داشته،این اطمینان که تا جایی که تونستم کش اومدم و انعطاف نشون دادم،در رابطه با کارم،در رابطه با کیمیا و...

اما حالا دوباره برگشتم سر خونه ی اول؛

فرار از کنکور،کار،درس.

یه هفته بعداز برگشتنم به خونه،جنگ شد.مثل دفعه قبل شکه نشدم،انتظارش رو داشتم اما خبر ترور نفر اول مملکت،شخصی که قبولش داشتم،به همم ریخت.سوگ رو بلد نیستم هضم کنم.هیچوقت بلد نبودم.هنوز در مرحله ی انکارم.هنوزم مرگ اینهمه آدم رو باور نمیکنم و هیچ حسی رو ادراک نمیکنم،چنان عادی ام انگار که هیچ اتفاقی نیوفتاده.

در قامت یک نوجوان دارم زندگی میکنم.چیزهایی رو تجربه میکنم که در نوجوانی باید تجربه می کردم.الان کمی معذبم از نوجوانی کردن،اما میدونم که باید تجربه کنم.تجربه کنم تا بفهمم قراره چه مسیری رو در آینده طی کنم.

بفهمم کی ام،کجام،و کجا باید برم.

تجربه تجربه تجربه

پای عمل در میونه و عمل کردن هیچوقت آسون نبوده.

نوع پوششم تا حدی تغییر کرده،عذاب وجدان گرفتم،شاد شدم،خورد تو ذوقم،اذیت شدم،کنایه خوردم،غر شنیدم و...ولی ادامه اش دادم چون این زندگی منه و من دیگه یه نوجوان درگیر احساسات نیستم،یک نوجوان بالغم که کاملا آگاهانه دارم تصمیماتی رو عملی می کنم.

باید بپذیرم که در ابعادی از زندگیم کاملا تبدیل به پوسته ایی خالی از معنا شده بودم و حالا لازم دارم دوباره بسازم و کشف کنم و معنا پیدا کنم.و باید جراتش رو داشته باشم.

هنوزم از کنکور وحشت دارم و نمیدونم قصه ی من و کنکور به کجا میرسه،هنوزم درگیرم و کلنجار میرم و میترسم.

نمیدونم بعدش چی پیش میاد.

خونه ایی که روشن بود.
خونه ایی که روشن بود.

پی نوشت:لعنت به وطن فروش.

۴۱
۰
Hermione
Hermione
کولی! میان آتش،رقص شبانه ات کو؟
پست‌های ویرگول
پست‌های ویرگول
پست‌های کاربران ویرگول پس از تایید در این انتشارات قرار می‌گیرند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید