<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات شهرچاپ</title>
        <link>https://virgool.io/printcity/feed</link>
        <description>سفارش بنر و سازه های نمایشگاهی https://printcity24.ir/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:06:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/pcodc8c7ymyu/9uy6to.jpeg</url>
            <title>شهرچاپ</title>
            <link>https://virgool.io/printcity</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرهنگ نوآوری</title>
                <link>https://virgool.io/printcity/innovation-culture-nal3px9hhk7g</link>
                <description>در نشستی که با صاحب نظران در مورد زیست بوم هنر و رسانه داشتم، موبایل آقای تهرانچی خالق نرم افزار &quot;بادصبا&quot;صدای بی موقع اذان را اعلام کرد.به شوخی به ایشان گفتم: گویا نرم افزارتان خراب است!پاسخ داد: اگر مایلید نماز عصر را به موقع بخوانید الان وقتش است.آنجا متوجه شدم ایشان مرز شیعه وسنی را درنوردیده و محصولش را برای همه مسلمانان فراهم کرده است. این تفکر؛ ناشی از ذهن باز و رصد نیازهای واقعی مسلمانان در گوشه گوشه جهان است. در آن نشست گفتم: &quot; آقای طهرانچی صدای اذان را که مدت‌هاست از ماُذنه‌های مساجد‌ ما رخت بر بسته، به وسیله محصول فناورانه‌اش به خانه‌های ما بازگردانده است. اگرچه این نرم افزار برای دنیایش چیزی نداشته لیکن برای آخرتش توشه سنگینی آماده کرده است.&quot;اندیشیدن خارج از چارچوب، اغلب نیازمند پیوند ایده‌های موجود در فضای دانش و اطلاعات نوآور با ایده های دیگر افرادی است که در حوزه‌های مختلف فعالیت دارند و خارج از قلمرو او هستند. نوآورانی که برای کشف و آزمایش ایده‌ها از طریق یک شبکه متشکل از افراد گوناگون زمان و انرژی صرف می‌کنند به نتایج و دیدگاه‌های کاملاً متفاوتی دست می‌یابند. این نوآوران برخلاف مدیران اجرایی که با هدف دستیابی به منابع، فروش محصولات و یا تقویت روابط کاری خود اقدام به شبکه‌سازی می‌کنند، شبکه را به عنوان ابزاری برای آشنایی با افراد با پیش‌زمینه‌های ذهنی و دیدگاه‌های مختلف به منظور گسترش دانش خود و دریافت بازخوردهای لازم نسبت به ایده‌هایشان به کار می‌گیرند.اما همین نوآفرینان باید بدانند زمان آن‌که یک شرکت به آرامی در بازار داخلی خود رشد کند و به تدریج در خارج از کشور گسترش یابد به پایان رسیده است. دنیا بیش از حد به هم متصل است و بازرگانان به دنبال محصولات جدیدی که قرار است در کشورهای دیگر تولید یا تغییر شکل داده شوند هستند.بنابراین همه این کارآفرینان و نوآوران باید کسب و کار و بازارهایشان را از ابتدای کارکردشان جهانی ببینند.به همین خاطر مثالی از یک نوآور جوان به نام مهندس مهدی طباطبایی در عرصه هنر را زدم که مفاهیم دینی را به شکل کامیک استریپ (salamcomics) در می آورد. با مشاوره و منتورینگ اصولی توانستم او را در عرصه بین الملل فعال و بازار محصولات او را فراتر از مرزهای کشور ترسیم کنم. در غیر اینصورت بدون حمایت و هدایت، امکان داشت کتاب‌های کامیک او در قفسه کتاب فروشی‌های داخلی خاک بخورد. حال آنکه اکنون از پنجره اینستاگرام به همه جهان راه یافته است و مشتریان او از جای جای جهان، خرسندی خود را از خرید این محصول اعلام می‌کنند. محصولی که در داخل کشور با قیمت تمام شده ایرانی تولید و با قیمت فروش خارجی صادر می‌گردد.مقاله مربی کسب و کار یا منتور من را بخوانید.مهدی طباطبایی salam comicsبوم نقاشی یا دوربین عکاسی یک هنرمند یکجا ثابت نمی‌ماند چون خلاقیت او اجازه نمی‌دهد که ثابت و بی‌تحرک باشد. بنابراین او در طبیعت، شهر، محل رفت و آمد مردم و یا در خلوتگاه شخصی خودش می‌تواند دست به آفرینش تابلویی جدید یا عکسی دیدنی بزند. هنرمند نیازمند آرامش توام با ابزارآلاتی است که مرتبط با کار اوست. ما نمی‌توانیم یک آفرینند‌ه‌ی خلاق را در چارچوب از پیش تعیین شده حفظ کنیم. باید فرصت بال‌ زدن خلاق و آفرینش‌گر را به او بدهیم.اما برای فضا دادن به کارآفرینان هنرمند می‌توانیم:۱. ابزار کار او را فراهم آوریم؛۲. بازار محصولات او را فراهم آوریم؛۳. ارتباط او با مشتریانش را تسهیل کنیم؛۴.موانع قانونی بر سر کارش را به حداقل برسانیم؛۵.جایگاه اجتماعی او را ارج نهیم؛۶. فرصت آزمایش و خطا به او بدهیم؛و به یک معنا تسهیلگر کار او باشیم.طبق نظر کلایتون کریستنسن، خالق نظریه نوآوری مخرب –یکی از تاثیرگذارترین نظریه‌های حوزه کسب و کار در قرن 21 -  نوآوران پنج مهارت اکتشافی دارند:۱. تجمیع۲.پرسش‌گری۳. مشاهده۴. شبکه سازی.5 آزمایشهمیشه برایم یک پرسش باقی مانده است که&quot; نوآوران را در کدام یک از این پنج مهارت می‌توان یاری رساند؟&quot;گویا نوع اندیشیدن آنها با انسان‌های دیگر متفاوت است و باید در خلوت خاص خود و در آزمایشگاه‌های شخصی‌سازی شده خود دست به آزمایش و خطا بزنند. لذا نمی توان دست آنان را در محیط‌های غیرسفارشی‌شده آزاد گذاشت تا با تخیلات و تفکرات نوآورانه خود دست به آفرینش‌های جدید بزنند. چیزهایی که انسان‌های امروز به آن نیاز دارند.بنابراین از پنج مهارت اکتشافی نوآوران شاید بتوان به مهارت شبکه سازی اشاره کرد. تنها مهارتی که سازمان ها و متولیان رشد نوآوری در کشور می‌توانند یاریگر آن باشند. یعنی فضاهای متناسب و مورد علاقه نوآوران را به گونه‌ای طراحی و معماری کنند که این نیاز همیشگی آنان به صورتی که با جامعه جهانی ارتباط مستمر داشته باشند برآورده گردد.شبکه سازی  یکی از مهارت های اکتشافی نوآوران استما در کشورمان مقلدان خوبی برای بسترسازی رشد وتوسعه خلاقیت و نوآوری نبوده‌ایم. چون دیدگاه متفاوتی نسبت به سایر کشورهای پیشرفته داریم. فکرمی‌کنیم با ترغیب آموزش و تحصیل در مدارس و دانشگاه به وظیفه‌مان در تربیت نسل خلاق پایان داده‌ایم؛ درصورتی که این آغاز راه است.</description>
                <category>شهرچاپ</category>
                <author>مهدی تیزابی مشهدی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jun 2023 12:08:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی کسب و کار من است</title>
                <link>https://virgool.io/printcity/entrepreneurship-is-my-business-uzuvgqxiv2gz</link>
                <description>كسب و كار هميشه از آنچه تصورش را داريم سخت‌تر است؛ اما زماني كه تصوير كامل‌تری در ذهن داشته باشيم راحت‌تر به نتيجه مي‌رسيم.سال 1372 كه از دانشگاه شهيد بهشتي به قصد فعاليت در صنعت خراسان خداحافظي کردم جز تلاش نفس‌گير و رويارويي با موانع پياپي چيزي نيافتم. صنعت آجر، شيشه ايمني، بسته بندي، خودرو، سلولزي و چاپ صنايعي بودند كه روحيه لطيف مرا درهم پيچيدند و فراز و نشيب‌هاي زيادي در زندگي‌ام ايجاد كردند. هر صنعت برايم داستان جداگانه‌اي داشت كه تئوري‌هاي علمي مرا به چالش مي‌كشيد.در آجر، به بهره‌وري اندك آن؛ در شيشه ايمني، به اتلاف انرژي؛ در سلولزي، به عدم نوآوري و در خودرو، به عقب افتادگي از صنعت دنيا مي‌انديشيدم.تنها صنعتي كه مرا مجاب كرد تا توقف كنم، صنعت چاپ بود. (هم به‌خاطر به روز بودنش و هم ماهيت ذاتي‌اش كه از كودكي مرا مجذوب خود ساخته بود). بخاطر نداشتن سرمايه از چاپ سیلک (سيلك اسكرين) آغاز كردم. همچنان كه تاروپود تورهاي اكرايني و سوئيسي به تار و پود وجودم گره مي‌خورد؛ بافتي محكم از روحيه هنري و صنعتي در من مي‌ساخت تا بتوانم به سرعت از يافته‌هاي علمي خويش در اين صنعت استفاده كنم. با تلاش و مطالعه و بدون بهره‌گيري از شيوه استاد –شاگردي، توانستم تمام سطوح سيلك اسكرين (نايلون، كاغذ، شيشه و پارچه) را به سرعت بپيمايم. هرگز فراموش نمي‌كنم كه در كارگاه كوچكم، واحد تحقيق و توسعه ايجاد كرده و با نيازسنجي بازار براي اولين بار در كشور پرده‌هاي دست‌نويس پرده‌نويسان را بصورت سيلك اسكرين به توليد انبوه رساندم. آن زمان نه ثبت اختراع برايم مهم بود و نه احتياجي به رزومه طولاني داشتم. با سرعت موفق به شناخت گوشه‌هايي از بازار niche market شدم؛ به‌طوري كه براي اولين بار پارچه‌هاي ضد آب را براي روكش موتور سيكلت چاپ مي‌كردم و در تلويزيون تبليغش را مي‌ديدم.هم‌جواري با دو صنف تابلوسازان و شركت‌هاي تبليغاتي منجر به كشف نيازي شد كه در تقاطع آگاهي من از ورود دستگاهي به ايران قرار گرفت. كاترپلاتر ساخت كشور ژاپن مرا به نقطه‌اي رساند كه جزو اولين افرادي در شرق كشور باشم كه با انتقال اين فناوري؛ سطح وسيعي از بازار را در اختياربگيرم. همه تابلوهاي شهرداري، آستان قدس رضوي، مخابرات، شركت گاز، اداره راه، شركت‌هايي مثل ال جي، سامسونگ و حتی بانك‌ها به‌وسيله دستان قدرتمند تابلوسازاني تهيه مي‌شد كه استيكرش را ما به آنان تقديم مي‌كرديم. هيچ اتوبوس، تاكسي و خودروی پليسي در شهر نبود كه يكي از محصولات ما را در بدنه خودش نداشته باشد و اين به من انگيزه‌اي دو چندان مي‌بخشيد.ابتداي دهه 80 را هرگز فراموش نمي‌كنم كه بيشتر مديران سازمان‌هاي دولتي و خصوصي مرا مي‌شناختند؛ چون از خدمات ما بهره مي‌بردند.ما پا را فراتر از تصور آنان گذاشتيم. به‌جاي مراجعه مشتريان به ما، خدمات ما در نمايشگاه بين‌المللي مشهد ارائه مي‌شد. تنها مجموعه‌اي بوديم كه علاوه بر خدمات برش كامپيوتري؛ كليه ملزومات را دركنار دستگاه‌ها داشتيم.چون صرفا سود حاصل از خدمات، قدرت صعود به‌سوي قله‌هاي بالاتر را نداشت؛ بنابراين فروش مواد اوليه در كنار خدمات، ما را به مرحله بعدي سوق داد.ورود به عرصه چاپ لارج فرمت (شهرچاپ)نياز بعدي مشتريان (سازماني – انفرادي) چاپ عريض بود و ما بهترين كانال رفع اين نياز شديم. با ورود به عرصه چاپ عريض و آشنايي با تكنولوژي روز دنيا (با حضور در چند نمايشگاه خارج از ايران) و شناخت ظرفيت‌هاي موجود، گام به گام به سمت تكميل دستگاه‌هاي مرتبط با اين صنعت حركت كردم.ابتدا با خريد دستگاه چاپ بنر و چاپ و لمينيت كاغذ، كارگاه را تجهيز كردم سپس كارگاه توليد سازه‌هاي نمايشگاهي (استند، رول آپ، پاپ آپ، قاب فنري) براي نخستين بار در مشهد در كنار چاپخانه راه اندازي شد تا مصرف كنندگان خراساني بتوانند از قيمت وكيفيت مناسب‌تري برخوردار شوند.نمونه‌هایی از سازه رول آپبخاطر هم‌جواري با افغانستان، قسمتي از حجم سفارشات اين كشور همسايه در چاپخانه ما اجرا و ارسال مي‌شد. به‌خوبي ظرفيت موجود تشخيص داده شد ولي عدم امنيت در كشور مذكور اجازه نمي‌داد دستگاهي در آن جا نصب كنم والا مطالعات مقدماتي و نحوه سرمايه گذاري انجام شده بود.ورود به عرصه بازرگانيپس از رسيدن به نقطه بلوغ در منحني اين كسب وكار و نيز موانع كم ورود به اين صنعت، احساس كردم شرق كشور به مرحله‌اي رسيده است كه بايد بي‌نياز از تهران باشد لذا با ايجاد يك‌ &quot;شبكه‌ي فروش چند مالكيتي&quot; (1) اقدام به واردات مواد اوليه اين صنعت نموديم. اولين كشور مبدا چين انتخاب شد و توليدكنندگان چيني از دقت ما دركيفيت كالا متعجب بودند چون تاجران ايراني را به تقاضاي كيفيت پايين مي‌شناختند. محصول موردنظرمان با برند خودمان وارد ايران شد و تا زماني كه اين شبكه داير بود، بركت زيادي براي خريداران و نيز خودمان به همراه داشت.ورود به دنياي نرم افزاربخاطر علاقه‌ام به توليد محتوا و نرم افزارهاي كاربردي، تصميم به ورود به اين حيطه گرفتم. براي شروع يك طبقه از ساختمان چاپخانه تبديل به استوديو صدا و سالن پنل‌هاي تيمي شد. سپس خريد سخت افزارهاي پيشرفته و نصب نرم افزارهاي مورد نياز گام بعدي بود. گام سوم، جذب بهترين استعدادها در تخصص‌هاي مربوطه بود كه در اين زمينه توفيق حاصل شد و بهترين‌ها گردهم آمدند تا اولين نرم افزار توليد گردد. جالب اينجاست كه در مرحله مقدماتي، اولين ايده اين تيم بنام ((ايميجر)) كه مربوط به زوار خارجي حضرت رضا عليه السلام طراحي شده بود در اولين رويداد استارتاپي مركز رشد فرهنگي پارك علم و فناوري مشهد، رتبه اول را كسب نمود اما هدف اصلي نرم افزاري ملي در زمينه تفريح انتخاب شد كه تا مرحله لانچ آن بخوبي پيش رفت و تيم سربلند از توليد آن بيرون آمد.نقش كارآفريني من از سه نفر در زندگي‌ام ناشي مي شود: پدربزرگم؛ كه قاليباف بود و همه مراحل قاليبافي از رنگرزي نخ‌ها و نقشه‌كشي و تون‌كشي دار قالي را خودش به تنهايي انجام مي‌داد و كودكي مرا با خاطرات رنگ‌ها و نخ‌ها پرمي‌كرد؛مادرم كه از لباس نوزاد تا لباس عروس را مي‌دوخت و من با دستان كودكانه‌ام در كار به او كمك مي‌كردم و لذت مي‌بردم. (كه به من درس توليد و اميدواري مي‌آموخت)؛پدرم كه برق كشي، ساختمان سازي، جاده سازي، معماري و در آخر معرق سازي را در عمر بابركتش فراگرفته بود و من از كودكي فقط دوريش را حس مي‌كردم و نيز وسعت انديشه‌اش. (كه به من درس جسارت و مردم‌داري مي‌آموخت).مقاله دیگر من را هم مطالعه کنید: پدر مثل مربیشايد اگر هر سه اين بزرگواران مثل من پاي درس مديريت توليد مهندس حسين زاده، تحليل رفتاري دكتر رضائيان، بازاريابي دكتر روستا، مديريت كارخانه دكترحسيني، برنامه‌ريزي غيرخطي دكتر دري و يا جديدتر مديريت كسب وكارهاي دكتر طالبي و كارآفريني بر بستر فناوري دكتر خاوندكار مي‌نشستند، اكنون من وارث دارايي‌هايشان مي‌شدم ولي دست تقدير چنين خواست كه آنان سلامت نفساني را به من هديه دهند تا به دستان خودم، كسب وكاري مدرن را در كنار حضرت ثامن الحجج عليه السلام پايه گذاري كنم. كسب وكاري كه هرگز آلوده بدسگالي روزگار نشود و اكنون براي فرزندانم باقي بماند تا به نسل‌هاي بعدي انتقال دهند.مقاله من در مورد کارخانه نوآوری را نیز مطالعه کنید.در شهرچاپ؛ همه‌ی نیازهای تبلیغاتی شما برآورده می‌شوند.</description>
                <category>شهرچاپ</category>
                <author>مهدی تیزابی مشهدی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Sep 2021 19:56:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مربی کسب و کار یا منتور</title>
                <link>https://virgool.io/printcity/who-is-mentor-pypwrj3xp4ag</link>
                <description>در متن پیش‌رو،‌ مقصود از کلمه مربی؛ مربی کسب و کار یا منتور است.&quot;شاعران ناپخته تقلید می‌کنند، شاعران پخته می‌دزدند، شاعران بد آن چیزی را که برداشته‌اند زشت‌تر می‌کنند و شاعران خوب آن را به چیزی بهتر یا کاملا متفاوت تبدیل می‌کنند.&quot;تی اس الیوت؛ شاعر و نویسنده انگلیسیدر دنیای آشفته امروز بدون مربی کسب و کار یا منتور نمی‌توان راه را به سلامت طی کرد. سرعت تغییرات به قدری زیاد است که قبل از آن که بر مسئله‌ای مسلط شوید، مسئله دیگر جلویتان سبز می‌شود و اجازه فکرکردن به شما نمی‌دهد. نقش مربی مثل فانوس دریایی است که می‌توانید به اتکا نورآن مسیرتان را پیدا کنید وگرنه امواج تغیییرات شما را به این سو و آن سو می‌برد.کسانی که مربی دلسوز و آگاهی دارند سریع‌تر و سالم‌تر به مقصد می‌رسند؛ چون کمتر دچار دوباره کاری و اشتباه می‌شوند.ناگفته پیداست که باید همیشه در صفحه رادار منتور دیده شوید. شما هستید که دنبال اویید و نه او دنبال شما. فقط لازم است در صفحه رادار او پیاپی دیده شوید.وقتی از تیم‌هایی که منتورشان بوده‌ام گزارش کار می‌خواهم، غالباً تنبلی می‌کنند و از روی بی‌میلی کارهایی راکه انجام داده‌اند به من انتقال می‌دهند و این بخاطر اهمیت ندادن به نقش مربی‌گری است.مربی، اطلاعات عملیاتی و مالی تیم را برای پایش بهتر عملکرد نیاز دارد و چنانچه اطلاعات ضعیف یا ناقص باشد قطعاً راهنمایی‌های او نمی‌تواند گره‌گشای تیم شود. مثل تعمیرکار خودرویی که باید میزان سوخت، نحوه کارکرد موتور و سر و صدای آن را بداند.اگر مدام در دامنه مانیتورینگ مربی باشید در مسیری اشتباه قرار نمی‌گیرید.تیم های استارتاپی شاید به این تذکر بیشتر نیاز داشته باشند چون سرعت حرکت شان باید با سرعت تغییرات فناوری مطابقت کند و این جز با نگاه کامل مربی، تکمیل نمی‌شود.تیم‌ها شاید در مرز دانش حرکت کنند و نبوغ خود را متمرکز شیوه‌های نوین نمایند اما تجربه کم آنها در پیچ و خم بازار اجازه نمی‌دهد شایستگی‌های محوری خودشان را محک بزنند.مربی با اشراف به بازار و مکانیسم‌های اقتصادی محیطی، بهتر می‌تواند تیم‌ها را در رساندن به هدف یاری نماید. شرایط به وجود آمده از دگرگونی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی همیشه فرصت‌های مطلوبی برای ایجاد کسب و کارهای جدید هستند.یک مربی بهتر می‌تواند ظرفیت حضور ۳۰ میلیون سالمند در سال‌های نه چندان دور را فرصت مطلوبی برای خدمت رسانی به این جمعیت نیازمند درمان و رسیدگی تشخیص دهد؛ چون می‌داند وقتی تعداد افراد بالای ۶۵ سال از ۸ درصد یا میزان ۶۰ ساله‌های آن از ۱۲ درصد عبور کند جمعیت از مرز سالمندی عبور کرده است و فقط کافیست از تجربیاتش برای راه‌های استفاده از این شرایط گرا دهد.تجربه شخصی من می‌گوید میزان حضور مربی همبستگی معناداری با چرخه عمر کسب وکار شما خواهد داشت؛ یعنی بسته به اینکه کسب وکارتان درکجای منحنی قرار می‌گیرد نقش حضور مربی روشن می‌شود. (نمودار را بررسی کنید)در دوران نوزادی که ایده شما در حال شکل‌گیری است، مربی نقش چندانی ندارد و باید شما به فکر تشکیل تیم‌تان باشید اما در زمان دایرکردن تیم، او می‌تواند نقش بسزایی داشته باشد و شما را تا مرحله توسعه و تثبیت همراهی کند. در این مرحله که نقش‌ها ومسئولیت‌ها روشن می‌شود، باید حضور مربی پررنگ‌تر باشد وگرنه به گونه‌ای تشریفاتی و زائد فقط باعث سرگردانی تیم می‌شود؛ سرگردانی از آن جهت که مسئولیت‌ها ناپیدا و نامشخص می‌شوند و کلید مسئولیت‌پذیری در تیم، ناخواسته از سمت مدیر تیم در اختیار مربی قرار می‌گیرد.مربی قرار نیست مدیر باشد مسئولیت بدهد و بازخواست کندقرار است پایش فعالیت‌ها را در نظر بگیرد؛قرار نیست هر فعالیت را به عضوی بسپاردقرار است وزن فعالیت‌ها را به نسبت هر عضو بسنجدمربی؛ کاهش یا افزایش راندمان تیم را درنظر می‌گیرد و مدیر تیم را راهنمایی می‌کند ولی چنانچه تیم به موقع گزارش فعالیت‌هایش را به مربی داده باشد باید نقش مربی در این کاهش و افزایش جستجو می‌شود. نقش مربی در رساندن تیم به حداکثر قابلیت‌ها و توانمندی‌ها چه در سطح فرد و چه در سطح تیم اثر بسزایی دارد. اگر تیم در حد ظرفیت‌های خودش فعالیت نکند، مربی بهتر از هر کسی تشخیص می‌دهد که تیم ناکارآمد است و برای افزایش سطح ظرفیت‌ها تلاش می‌کند تا همه بتوانند در بهترین وضعیت ذهنی، حسی و فیزیکی حاضر شوند، کارشان را بهتر انجام دهند، با هم بهتر کار کنند و به نتایج بهتری برسند.به قول تی اس الیوت؛ اگر می‌خواهید چیزی بهتر یا کاملا متفاوت ایجاد کنید به دنبال مربی‌هایی در زندگی‌تان باشید که موفقیت‌هایی را که می‌خواهید کسب کنید قبلا کسب کرده باشند. با آنها صحبت کنید و از آنها بپرسید چگونه آن موفقیت را کسب کرده‌اند و اگر بخواهند دوباره به همان دستاوردها برسند، چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند؟اگر دوست دارید با نظرات من در مورد مربی‌گری آشنا شوید، مقاله مربی دانش آموزان خلاق را بخوانید.</description>
                <category>شهرچاپ</category>
                <author>مهدی تیزابی مشهدی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Aug 2021 10:32:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مربی دانش آموزان خلاق</title>
                <link>https://virgool.io/printcity/mentorship-and-teens-x4ygpnnhrgw4</link>
                <description>((بهترین کاری كه آدم مي تواند براي نوآوراني كه دنبال افكار خوب مي روند انجام دهد، اين است كه به آنها بگويد برای نوآوريشان چه چيزي انجام دهند، تا در مقابل احتمالات موفقيت،‌ موفق باشند)) پيتر دراكر، ص 178، کتاب نوآوري و كار آفرينيمشاهده تعدادي دانش آموز مشتاق كه گام هاي اول را براي شركت در يك رويداد ایده پردازی بر مي دارند، جذاب است؛ اشتياق به اينكه ايده اي دارند كه مي خواهند آن را عملي كنند در چشم هايشان موج مي زند. نه به اقتصاد خرد و كلان جامعه كار دارند و نه به دنبال شهرت اند.همين كه احساس مي كنند می توانند خالق چيزي باشند كه ابتدا در ذهنشان متولد شده است، برايشان  با ارزش است.اينكه ما بزرگترها بپسنديم يا بي خيالشان شويم هرگز از اشتياقشان كم نمي كند.گاهي بي حوصله مي شوند از اينكه توضيح بدهیم چگونه يك ايده را به عمل تبديل كنند. آنها حتي فرصتی براي گفتن نمي دهند. چون مي خواهند گوشي برايشان باشیم تا ايده هایشان را گوش بدهیم.بعضي وقت ها با اينكه مي دانم ايده هايشان حتي قابليت اجرا ندارد ولي جسارت نمي كنم و چيزي نمي گويم؛ طوري عمل مي كنم كه خودشان بفهمند ايده شان در چه موقعيتي است..(( بعضي ايده ها براي آينده خوب هستند يعني وقتشان نرسيده است ))(( بعضي ايده ها براي گذشته خوب بودند يعني وقتشان گذشته است))((بعضي ايده ها براي الان خوب اند يعني وقتشان الان است))اصل تربیتیهميشه در رويدادها اين جملات را به دانش آموزان مي گويم، اگر چه مي دانم آنها كه چسبيده به ايده شان هستند كمتر حرف مرا گوش مي كنند و مي خواهند خودشان به تحقق يافتن يا نيافتن ايده هايشان برسند و من در حالي كه مي دانم بعضي ايده ها اصلا به درد اجرا نمي خورند، به آنها مستقيما چیزی نمی گويم.اين يك اصل تربيتي در ايده پروري است.همين كه در شهرم نوجوانان خوشحالی را مي بينم که مشتاق براي ارائه ايده هايشان هستند، خدا را شکر میکنم. با دیدن جرقه هاي اميد در چشمان تيزبين‌شان براي ورود به عرصه ي توليد، اميدوار مي شوم.ديروز وقتي کميل نوجوان يازده ساله اي كه قصد راه اندازي سايتي را داشت تا پاسخگوی مشكلات فنی مردم باشد، به خودم باليدم كه مربي او شده ام؛ ولي نمي دانستم چگونه به او بگويم كه براي ايده زيبايش، حدو مرزي بگذارد تا قابليت عملياتي داشته باشد و بتواند سرمايه گذاران را براي اجراي طرحش جذب کند. كميل به خوبي از كاربردي بودن طرحش دفاع میکرد ولي سن كم و صبر كمتر او فرصت نمي داد تا به محتواي كلام من پي ببرد.نوجوانان ما مي توانند خودشان را عرضه كنند و به ما بزرگترها بفهمانند كه دنياي آنها با دنياي ما متفاوت است، چون خداوند آنها را براي دنياي خودشان آفريده است. حصاري كه گرداگرد آنان ايجاد كرده ايم اين فرصت را از آنان گرفته است.پرسشگریاز خودم ناراضی ام كه انرژي ده سال گذشته ام را ندارم وگرنه بايد پا به پاي نوجوانان در مسير انديشه ورزي شان همراه شوم. محيط مدرسه فضاي مناسبي براي رشد تخيل شان نبوده است، ولي همین که بدانند كساني هستند كه پاسخ سوالاتشان را بدهند، خوشحال شان می کند.پاسخ به اين سئوالات:چگونه ايده شان را به عمل درآورند؟مسير تحقق ايده شان چیست؟ايده شان را با چه چيزي محك بزنند؟معيار محك زدن ايده هايشان در جامعه كجاست و چيست؟چگونه از ايده هايشان محافظت كنند؟چه كساني خواهان یا خريدار ايده آنان هستند؟آيا مي توانند ايده شان را به كسي بگويند و از او یاری بطلبند؟اين ها سئوالات متداولي است كه نوجوانان در ذهن دارند و ما بايد پاسخگوي مناسبي برايشان باشيم. ضمن آنكه پاسخ اين سئوالات كاملا علمي است و ورود هر غيرمتخصصي آسيب زيادي به روند رشد ايده پروري نوجوانان مي زند.خوشحال هستم از اینکه در كشوري زندگي مي كنم كه نوجوانانش داراي ايده هاي بكر هستند.اميدوارم بتوانم كاري برايشان انجام دهم تا بتوانند ثمربخشي ايده هايشان را ببينند.هيچ چيز براي صاحب ايده دلچسب تر از اين نيست كه ايده اش لباس واقعيت به تن كند و مردمان زيادي از آن نوآوري استفاده ي مطلوب ببرند.مهدي تيزابي مشهديبهار 1400 هجری شمسیاگر دوست دارید نظر من درمورد کارخانه نوآوری مشهد را مطالعه کنید، کلیک کنید.</description>
                <category>شهرچاپ</category>
                <author>مهدی تیزابی مشهدی</author>
                <pubDate>Sat, 01 May 2021 17:43:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوآوران شهری</title>
                <link>https://virgool.io/printcity/city-innovators-wdu7xwyogxcp</link>
                <description>تندیس سلام، میدان شهدا مشهدبهار مشهد، عرصه رونمایی از خلاقیت های بصری است. خلاقان هنری یا &quot;استقبال از بهار&quot; به زائران و شهروندان ، خوش آمد می گویند. این رقص خیال، آنچنان دلنواز است که کوچک و بزرگ را به سمت خود می کشاند تا در کنار تندیس ها و آثار هنری، عکس یادگاری بگیرند.هنوز درخاطرمان هست که میدان جانباز، یک ماکت دستگاه تایپ قدیمی داشت، که می‌توانستیم روی حروف آن بنشینیم و عکس بگیریم یا اینکه در کنار عروسک های شهر موشها در میدان طالقانی، با بچه هایمان خوش بگذرانیم . الان هم خیلی دوست داریم از داخل ماشین به مجسمه ننه نقلی مقابل پارک ملت، دست تکان دهیم. اینها نمادهای قدرتمندی هستند که به سلول های مغز ما کمک می کنند تا از مناسبت ها خاطره بسازیم، خاطره ها را به سمت روایت‌ سوق دهیم، شهرمان را زیباتر ببینیم و در نهایت مراقب شهرمان باشیم.شاید اگر این صحنه ها را قبل از ویروس کرونا یادآوری می کردم، توجه کسی را جلب نمی کرد. ولی اکنون برایمان خاطرات مغتنمی شده اند که دوست داریم دوباره به همراه خانواده و دوستانمان تکرارشان کنیم.بی جهت نیست که دیوید کلی در مورد خلاقیت تاکید می کند:&quot; خلاقیت؛ موهبتی کمیاب نیست که تنها عده ای خوش شانس از آن بهره ببرند بلکه بخش طبیعی اندیشه و رفتار انسان است که در بیشتر ما مسدود شده است؛ اما می توان آن را آزاد کرد. رها شدن این بارقه های خلاقیت می‌تواند منافع گسترده‌ای برای ما، سازمان و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم به همراه داشته باشد. انرژی خلاقیت، یکی از با ارزشترین منابعی است که در اختیار داریم و با آن می توانیم راه حل های نوآورانه برای پیچیده ترین مشکلات بشری پیدا کنیم&quot;وقتی خلاق نباشیم ضرر می کنیم؛همه می توانیم خلاق باشیم و با پرورش ذهنی خلاق، زندگی شادتری بسازیم. گاهی با استفاده نکردن از ظرفیتهای ذهنی مان نه تنها به خودباوری خودمان صدمه می‌زنیم، بلکه دیگران را از خروجی‌های خوب افکارمان محروم می سازیم.میدان شهدا با مجسمه برنزی‌اش که به سمت گنبد حضرت رضا علیه السلام تعظیم کرده است، توجهمان را جلب میکرد؛ اما این روزها عملیات اصلاحی خیابان شیرازی فکرمان را درگیر میکند.شهرداری با حذف نرده های فلزی و ایجاد راه های جدید، مسیر خودرو و اتوبوس را به صورت ترکیبی، هموار کرده است . کسبه و مردم به راحتی می‌توانند با هم تعامل داشته باشند و نیز اتوبوس‌های تندرو، مسیر اختصاصی خودشان را دارند. افراد خلاقی که این ایده زیبا را در ذهن داشته اند، اکنون فرصت اجرایی شدن آن را می بینند و به خودشان می بالند.از این مسیر که عبور می کنم به یاد خاطره تلخ روزهای پایانی سال ۱۳۹۷ می افتم. روزی که به چشم خودم آن آشوب غافلگیرکننده را دیدم و نتوانستم به خوبی تجزیه و تحلیلش کنم. کسبه همین محل با اعتراضات پی‌درپی به شهرداری به خاطر نصب نرده های فلزی که کاسبی آنان را مختل کرده بود، معترض شده بودند؛ ولی کسی از مدیران شهرداری پاسخی نداده بود. در آن روز، آنان خودجوش دست به کندن نرده ها زدند. دشمنان فرصت طلب، مزدورانشان را وارد عرصه کردند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. اغتشاش بالا گرفت؛ خواسته های برحق، با منویات باطل، بحرانی ساخت که نیروی انتظامی هم در کنترلش ناتوان شد.خشم مردم شدت یافت؛ به طوری که میدان‌ شهدا صحنه نبرد مردم با مسئولین شهر شد. آن روز نمی توانستم مقصررا پیداکنم.اما امروز، عامل تقصیر را نبود &quot;نوآوران شهری&quot; می‌دانم.اگر ایده جدید تفکیک مسیر بدون نرده آن زمان رخ می داد، قطعاً اغتشاشی در نمی گرفت و مردم را در مقابل مدیران شهر قرار نمی‌داد و خساراتی چنین به بار نمی آورد. درس نگرفتن از اتفاقات گذشته می‌تواند صدمات بیشتری بر بدنه شهری بگذارد.اکنون شهرداری مشهد در مسیر خوبی قرار گرفته است که نباید متوقف شود. نوآوری‌های شهری در واقع همان &quot;نوآوری در پارادایم&quot; هستند که می توان آنها را با اندکی تغییر با زمینه‌های مختلف تطبیق داد:دیروز ایستگاه های دوچرخه کرایه ای، امروز مسیر ویژه دوچرخه سواری.دیروز اصلاح معابر و امروز حذف نرده از خیابان ها.دیروز تابلوهای نورافشان و امروز نوارهای ال ای دی در کف و ستون چهار راه.دیروز نمایشگاه مشهد قدیم، امروز کارخانه نوآوری مشهد.این تغییرات فرصت‌های جدید را خلق می کنند و &quot;نوآوران شهری&quot; را وا می دارند تا کسب و کار خود را در چارچوب شرایط جدید بازآفرینی کنند.شهرداری در اکوسیستم کارآفرینی نقش بسزایی دارد البته اگر بتواند با طراحی بی نقص و ایجاد محیط های پویا، به سمت ارزش آفرینی سوق پیدا کند. فضاهای شهری متعلق به مردم است و هزینه اش را مردم می‌پردازند اما اگر متولی شهر، کار بایسته را در &quot;فرآیند گرایی&quot; بیابد، ارزش آفرینی ایجاد می‌کند و گرنه در تله &quot;وظیفه گرایی&quot; می افتد.و این یک پایان خوب برای یک آغاز خوب نیست؛ باید مسیر نوآوری ادامه یابد تا جوانان خلاق در جستجوی معنا برای زندگی در شهری باشند که پدران و مادرانشان در آن زیسته اند.</description>
                <category>شهرچاپ</category>
                <author>مهدی تیزابی مشهدی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Feb 2021 19:55:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوآوری در کارخانه یا کارخانه نوآوری</title>
                <link>https://virgool.io/printcity/mashhad-innovation-factory-j6itbtfnf7wq</link>
                <description>مهدی تیزابی مشهدیکارشناس ارشد کارآفرینی کسب وکارهای جدیدسی سال قبل در یک اردوی علمی دانشجویی بهمراه استادمان از کارخانه ایران خودرو بازدید کردیم. نصف روز طول کشید تا تمام خط تولید اتوبوس و مینی بوس و پژو که به تازگی راه اندازی شده بود را بازدید کنیم. در طول مسیر خانمی راهنمای گروه شد و مثل بازدیدکنندگان از موزه، به ما خط تولید را توضیح داد.در انتها استاد از ما خواست چنانچه سوالی داریم از راهنما بپرسیم .من از ایشان پرسیدم مسئولیت شما در ایران خودرو چیست؟ وی گفت: مدیر گروه طراحی است که به زعم من منظورش طراحی صنعتی بود اما وقتی از وی پرسیدم نقش شخص شما در این کارخانه چیست؟ اشاره به بدنه اتوبوس ها کرد و گفت: انتخاب رنگ نوار بغل اتوبوس مربوط به خلاقیت شخصی من است.همان جا متوجه شدیم که عمق فاجعه در بزرگترین کارخانه خودروسازی ایران کجاست.اگر صنعت خودروی ما روزهای اضمحلال خود را می‌بیند، نه به خاطر عدم سرمایه مادی بلکه به خاطر نداشتن سرمایه‌های فکری جدید است که نمی‌تواند از پوسته فعلی خود خارج شود .سرمایه‌های فکری برندهای بزرگ شگفتی می‌آفرینندبرای خروج از انجماد، تنها راه، تولید پیوسته ابتکارات جدید، اختراع گونه‌های نو و عرضه چیزی برای دنیا است که از وجود آن بی خبر بوده است. قصه صنعت نساجی، کشاورزی، کامپیوتر و سایر صنایع در ایران بهتر از خودرو نیست. هنوز برای زیر سطح بردن محصولات بیشتر و با کیفیت برتر تقلا می کنیم. هنوز برای اینکه بفهمیم چرا صنعت نساجی ما به نفس نفس افتاد و عرصه را به رقبای بین المللی وا گذاشت به دنبال توجیه هستیم.دانیل اچ پینک در کتاب &quot;یک ذهن کاملاً جدید&quot; میگوید: امروز دیگر پدید آوردن محصول/ خدمت/تجربه یا شیوه زندگی که فقط سودمند باشد کافی نیست؛ آنچه امروز از نظر اقتصادی مهم و از نظر فردی ثمربخش است خلق چیزی است که زیبا، نامتعارف یا دارای بار عاطفی نیز باشد.خلاقیت در ذات خود خوب است اما تا زمانی که به نوآوری ختم نشود گرهی از مشکلی باز نمی کند چون در چنبره افکار شخصی می ماند و فقط مایه دلخوشی صاحب ایده است. نه مردم از آن بهره می‌برند و نه تولید ثروت برای صاحبش می کند.خلاقیت نیاز دارد تا با نوآوری ترکیب شودخلاقیت؛ هنگامی که در چرخه نوآوری قرار گیرد به کارآ بودنش می افزاید و به میزان استقبال در بازار توجه می‌شود.خلاقیت؛ به تنهایی قابل استفاده نیست.خلاقیت فعالیتی ذهنی است که منجر به پدید آمدن ایده های جدید و بدیع می شود ولی نوآوری تبدیل خلاقیت به نتیجه (سود) است. بنابراین نوآوری را باید فرایند طرح ایده نو، کسب دانش لازم به روشهای مختلف، تبدیل ایده و دانش یا فناوری به محصول یا خدمتی جدید، ارائه آن به بازار و پذیرش آن از سوی مشتری دانست.هر پروژه نوآوری به طور معمول با یک ایده آغاز می شود که اغلب شامل نوعی راه‌حل فنی برای نیاز جاری یا آتی مشتری است. پس از پیشنهاد ایده، مرحله جستجوی منابع است تا این ایده به تحقق بپیوندد. هر ایده بسته به پیچیدگی آن شاید برای شکوفا شدن نیازمند چند روز تا چند سال کار و تلاش باشد. این مرحله شکوفایی ایده را &quot;توسعه محصول&quot; می نامیم. وقتی یک محصول توسعه یافت برای تولید و عرضه آن تصمیم گیری می شود و در ادامه هم ممکن است به توسعه بعد از عرضه یا بهبود محصول نیاز باشد.درمورد اینکه چه نوع خلاقیتی ویا چه ایده هایی به درد ما می خورند؟ محتاج کمی توضیح هستیم.ای اف شوماخر، متفکر اقتصاددان، قبل از عبارت معروفش در کتاب کوچک زیباست &quot;انسان کوچک است و بنابراین کوچک زیباست&quot; جمله ای داشت که کمتر مورد توجه قرار گرفت و آن جمله این بود &quot;تردید ندارم که می‌توان به تحول تکنولوژی جهتی نوین داد؛ جهتی که تکنولوژی را به سوی نیازهای حقیقی آدمی یعنی قدرت واقعی انسان بازگرداند&quot;تصویری از ای اف شوماخر در کنار نام کتابمن برای توضیح نیازهای حقیقی آدمی به گفته سیمون سینک تکیه میکنم: ما در مورد این که &quot;چه&quot; کاری انجام میدهیم توضیحاتی داریم، اغلب در مورد این که &quot;چگونه&quot; این کار را انجام می‌دهیم هم می‌توانیم توضیحاتی ارائه دهیم اما به ندرت می توانیم توضیح دهیم &quot;چرا&quot; این کار را انجام می‌دهیم.جوانان خلاق ما در مرحله خلاقیت خوب هستند اما برای تبدیل شدن به نوآوران پیشتاز نیازمند آنند که به &quot;چرایی&quot; ایده شان توجه کنند و اینجاست که حضور قدرتمند مشاوران متخصص وکارآزموده لازمست تا راه را نشان دهند.شتابدهنده، ایده &quot;مکانی برای صاحبان ایده&quot; است تا در کمترین زمان به چرخه نوآوری وارد شوند و به نیازهای حقیقی جامعه پاسخ دهند. این مکان باید متمایز از سایرمکانها باشد چون رخوت و سستی و بوروکراسی موجود در سازمانها، میزان شتاب و رشد ایده را کم میکند و این یعنی از دست دادن فرصت و افزایش هزینه فرصت ها.هم شهر به جوانان خلاق نیاز دارد تا مشکلاتش را بشناسد و راه حل ارائه دهد و هم جوانان به محیطی پویا نیاز دارند تا صرف‌نظر از جنسیت، نژاد و عقیده موانع فکری را درهم شکنند، مرزهای سنتی را از میان بردارند و کسب وکارها را به فراسوی مرزهای پیشرفت «آهسته و پیوسته» هدایت کنند.تاریخچه آموزش کشور ما و حتی سایر کشورها نشان داده اند که عاری از چنین محیطی پویا هستند. سرعت تغییرات در جهان ما بیشتر از آن چیزی است که فکرش را می کنیم. هرگز فکر نمی کردیم ویروسی به حجم ۱۵۰ نانومتر کره زمین به مساحت ۵۵۰ میلیون کیلومتر مربع را تهدید کند.به ظاهر ویروس نانومتری نمی‌خورد که جهان را دگرگون کندهرگز فکر نمی کردیم روزهایی را مشاهده کنیم که روزانه نزدیک به پانصد نفر از هم وطنان مان را از دست بدهیم. هرگز فکر نمی کردیم کسب و کارهایمان دچار تعطیلی های ماهانه شوند. هرگز فکر نمی کردیم ملتها برای ساختن واکسنی بر علیه یک ویروس، مسابقه علمی جهانگیر داشته باشند و هرگز فکر نمی کردیم کودکان و نوجوانان ما ماه ها در خانه بمانند و نیازهایشان را از راه دور برطرف کنند. هرگز در ذهن ما نمی‌گنجید که دیدار عزیزانمان اگرچه در کنارمان هستند اما طولانی شود. پس سرعت تغییرات به ما اجازه نمی‌دهد کند پیش رویم و کند فکر کنیم. جهان منتظر جوانان خلاقی است که سریع بیندیشند، سریع دست به مسئله یابی بزنند و سریع راه حل پیدا کنند.چند جوان خوش فکر وقتی اقدام به راه اندازی &quot;اولین آکادمی خلاقیت در مشهد&quot; زدند ایمان داشتند که ایده نوآورانه آنان به نوجوانان و جوانان فرصت جدیدی میدهد تا خلاقیت های شان را رنگ و لعاب نوآوری بزنند و با بهره بردن از تجارب کارآفرینان در چرخه نوآوری این شهر، عناصری مفید گردند.این آکادمی اندیشه ناب رسیدن به فضای مطلوب جهت پروبال دادن به جوانان توانمند خلاق را بخوبی ترسیم کرد و در مرحله دوم به ایده &quot;کارخانه نوآوری&quot; رسید تا در فضایی وسیع‌تر و مهندسی شده، بتواند در چرخه نوآوری کشور نقش بسزایی داشته باشد. دولت، دانشگاه و بخش خصوصی، سه نهاد اساسی تاثیرگذار در فرآیند تحقیق و توسعه چرخه نوآوری در هر کشوری است. علاوه بر نیاز به پویایی وکارآمدی هریک از این نهادها در فرایند تولید و تبدیل دانش به فناوری یا زنجیره ایده به محصول و سپس خلق ثروت؛ ضرورت برقراری تعاملات اثربخش میان این نهادها نیز بسیار حائز اهمیت است. &quot;کارخانه نوآوری&quot; بخاطر ماهیت ذاتی‌اش به‌راحتی میتواند نقش واسط میان این سه نهاد را بازی کند.ایده &quot;کارخانه نوآوری&quot; ذهنیت نوآوری در کارخانه را اصلاح کرده است. کارخانجات رمقی برای تحقیق و توسعه ندارند و متاسفانه سرریز تحقیقات دانشگاهها و صنایع دفاعی تاکنون کمتر به کمک مراکز تولیدی وکسب وکارهای کوچک آمده است. پس جوانانی که  ایده دارند و نمیتوانند راهی بسوی مراکز یاد شده داشته و یا خصلت کارآفرینی برای خودشان را آموخته اند، چگونه میتوانند مثمرثمر باشند؟خراسان رضوی تقاطع فرصت هاست. فرصت های زیارتی، سیاحتی، کشاورزی، بازرگانی خارجی و خدمات فرهنگی و یا هرگونه فرصت خدمت به زائران و مجاوران درپیش روست. خراسان تاکنون از فرصتهای همجواری با کشورهای جاده ابریشم استفاده بهینه نکرده است. همچنان‌که نتوانسته از منابع طبیعی خودش به خوبی پاسداری کند.زعفران‌کار به سختی پیاز زعفران را در دل زمین می کارد، منتظر باران می شود تا به آن ببارد و در فصل برداشت با دستان پینه بسته اش گلها را از ساقه جدا می کند و تحویل کسانی می دهد تا آن را برایش به اروپا ارسال کنند و آنان با برند خودشان به جهان عرضه کند. این قصه سال های دور و دراز زعفران خراسان است. اکنون می‌شنویم که کشورهای همسایه، زعفران ایران را با عیاری بالاتر تولید می کنند، طوری که محصول ما در میان آن گم شده است.مشابه این قصه در خراسان زیاد است. اما این استان بستر کارآفرینان بزرگ است که تاکنون مطرح نشده اند و نیازمند چهره شدن هستند تا الگوی مناسبی برای جوانان این خطه شوند.&quot;کارخانه نوآوری&quot;میتواند به بنگاه های اقتصادی خرد و متوسط خدمت کند. شاید الگوی نواحی بهبود کسب وکار بتواند با تعیین شاخص های مرتبط با اقتصاد استان کمک کند.تجربه انجام شده نشان داده است گاهی ایده های پرورش یافته توانسته اند بازوی محرک خوبی برای اینگونه کسب وکارها باشند؛ چنانچه در تعامل با هم قرارگیرند. همچنانکه قرارگرفتن در زنجیره ارزش تولید واحدهای صنعتی بزرگ برای کسب وکارهای کوچک جزو وظایف ذاتی مکان فوق خواهد بود.به عقیده پروفسور دوسوتو، باید با بهبود فضای کسب وکار، سرمایه های پراکنده و بی هویت را به سرمایه های موثر وکارآمد اقتصادی مبدل ساخت و من برای تکمیل این سخن اعتقاد راسخ دارم که &quot;باید با ایجاد بستر مناسب، سرمایه های فکری سرگردان را به سرمایه های فکری موثر وکارآمد اقتصادی تبدیل کرد&quot;شاید این کمترین تلاش مفیدی باشد که ما نسل پیشین باید برای نسل آینده مهیا کنیم.اول دی ماه 1399مهدی تیزابی مشهدیکارشناس ارشد کارآفرینی کسب وکارهای جدید</description>
                <category>شهرچاپ</category>
                <author>مهدی تیزابی مشهدی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 20:32:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>