شماره ۴: ایجاد چشم انداز و استراتژی محصول

در دنیای همیشه در حال توسعه مدیریت محصول، داشتن چشم‌انداز محصول واضح و استراتژی مشخص برای موفقیت بلند مدت ضروری است. داشتن یک چشم انداز محصول متقاعد کننده برای تیم شما الهام الهام بخش خواهد بود، سهامداران را همسو می کند و توسعه محصول را هدایت می کند.در واقع چشم انداز همچون نقطه ای در دوردست هاست که هرچند وقت یک بار بایستی سر خود را بلند کنیم و ببینیم که آیا همچنان در حال حرکت به سمت آن نقطه هستیم یا خیر. در همین حال، یک استراتژی درست و حسابی مسیر دستیابی به آن چشم انداز را با تعیین اهداف روشن و گام های عملی ترسیم می کند.

طراحی استراتژی و نقشه راه محصول
طراحی استراتژی و نقشه راه محصول


در چهارمین شماره از سری مطالب مدیریت محصول، نحوه ایجاد چشم انداز قوی برای محصول و ایجاد استراتژی که محصول شما را برای موفقیت آماده می کند، بررسی خواهیم کرد. ما همچنین به نمونه‌هایی در دنیای واقعی می‌پردازیم، نحوه اعمال این اصول را نشان می‌دهیم و چک لیستی برای تعریف چشم‌انداز و استراتژی خود ارائه می‌کنیم.

چشم انداز محصول چیست؟

چشم انداز محصول عبارتی واضح و مختصر است که هدف نهایی محصول شما را مشخص می کند. این در مورد اهداف یا ویژگی های کوتاه مدت نیست، بلکه بیشتر به تصویر بزرگ تر مربوط می شود - آنچه می خواهید محصول شما به آن برسد و ارزشی که در دراز مدت به کاربران و کسب و کار ارائه می دهد.

چشم انداز محصول را به عنوان ستاره شمالی خود در نظر بگیرید - این چشم انداز به کل تیم شما جهت می دهد و همه را به سمت یک هدف مشترک همسو می کند، حتی در مواجهه با چالش های روزمره و تغییر اولویت ها. گاها در کسب و کارهای مختلف فرصت های جدیدی پدیدار می شوند که ممکن است منجر به کسب سود و رشد قابل توجهی برای کسب و کار شما شوند. اینکه انتخاب کنید به این فرصت ها بله بگویید یا خیر با در نظر گرفتن چشم اندازی که برای محصول خود طراحی کرده اید تعیین می شود. چشم انداز را همیشه جلوی چشم خود دارید و هر قدمی که بر می دارید بایستی با آن سنجیده شود.

ویژگی های کلیدی یک چشم انداز قوی محصول:

  • الهام بخش: باید با ارائه آینده ای مطلوب به تیم و سهامداران شما انگیزه دهد. چشم انداز بایستی آنقدر بزرگ باشد که همه اعضای تیم حاضر به تلاش و جنگیدن برای رسیدن به آن باشند.
  • مشتری محوری: باید به وضوح ارزشی را که محصول شما به مشتریان ارائه می دهد، مشخص کند. در نهایت در هر کسب و کار و محصولی این مشتری است که به دنبال رفع نیاز خودش می باشد و حاضر است برای راهکاری که به وی می دهید به شما هزینه پرداخت کند. پس قاعدتا مشتری باید در وهله اول و مرکز توجه قرار داشته باشد. البته با در نظر گرفتن اینکه رفع نیاز وی منجر به کسب سود برای ما می شود.
  • بلندمدت: باید بر اهداف و تاثیرات گسترده تر تمرکز کند، نه دستاوردهای کوتاه مدت. اینکه یک چشم انداز برای خود متصور شویم و بتوانیم طی مدت کوتاهی به آن برسیم دیگر چشم انداز نیست. چشم انداز اغلب دست نیافتنی است و هر موقع که احساس می کنیم خیلی به آن نزدیک شده ایم بایستی چشم انداز را دورتر کنیم و سخت تر. به نحوی که کمتر قابل دستیابی باشد و همچنان لازم به تلاش و تلاش و تلاش داشته باشد.
  • واضح و مختصر: یک چشم انداز عالی محصول را می توان به راحتی توسط همه افراد درگیر درک کرد و به خاطر آورد. به علاوه اینکه چشم انداز بایستی قابل درک و فهم برای عموم مردم باشد. با زبان ساده بیان شود و واضح و مختصر باشد.

چگونه یک چشم انداز محصول ایجاد کنیم؟

ایجاد چشم انداز محصول الهام بخش نیاز به درک عمیق کاربران، بازار و ماموریت شرکت شما دارد. در اینجا یک فرآیند گام به گام وجود دارد که به شما کمک می کند تا چشم اندازی برای محصول خود ایجاد کنید:

مرحله ۱: هدف محصول خود را مشخص کنید

مشکل اصلی که محصول شما برطرف می کند چیست؟ چرا این مشکل در دنیای واقعی وجود دارد؟ این سوالات به شما کمک می کند تا هدف اصلی محصول خود را مشخص کنید.

مثال:

برای Airbnb، چشم انداز محصول ممکن است این باشد: "ایجاد جهانی که در آن هر کسی می تواند به هر جایی تعلق داشته باشد." این ساده، الهام‌بخش و متمرکز بر تجربه کاربر به واسطه ایجاد یک جامعه بسیار بزرگ و دسترسی به خانه‌ها در سراسر جهان است.

مرحله ۲: مخاطبان هدف خود را شناسایی کنید

کاربران اصلی شما چه کسانی هستند؟ درک مخاطبان هدف شما به شکل‌دهی چشم‌اندازی کمک می‌کند که مستقیماً برای نیازها و آرزوهای آنها طراحی شده است.نداشتن شناخت دقیق از طیف مشتریان اصلی شما ممکن است مسیر شما را برای رسیدن به انتخاب همیشگی محصول شما توسط آن ها صعب العبور کند. در حالیکه با دانستن اینکه دقیقا برای چه طیف افرادی محصولات خود را طراحی می کنید، به شما در دیدن آن نقطه در دوردست ها (چشم انداز) کمک بسیاری می کند.

مثال:

برای ابزار بهره وری مانند Trello، چشم انداز ممکن است این باشد: "تقویت تیم ها برای همکاری یکپارچه و انجام کارها به طور موثر." این چشم انداز مستقیماً با مخاطبان تیم ها و متخصصانی که به ابزارهای همکاری مؤثر نیاز دارند صحبت می کند. این موضوع که به دنبال تیم هایی باشید که در آن ها انجام کارها به صورت موثر اهمیت دارد بخش مهمی از ویژگی این مخاطبان است. در واقع شما نمی توانید هر تیمی را برای استفاده از ترلو دنبال کنید. چون آن ها به این ویژگی که شما در محصول خود گنجانده اید علاقه ای نشان نمی دهند پس به سختی می توانید آن ها را مجاب به ماندن و استفاده کردن کنید.

مرحله ۳: روی تأثیر بلندمدت تمرکز کنید

تاثیر ماندگاری که محصول شما بر صنعت، مشتریان شما یا جهان خواهد داشت چیست؟ فراتر از ویژگی‌ها فکر کنید - در نظر بگیرید که چگونه محصول شما زندگی کاربرانش را تغییر می‌دهد یا فعالیت های تجاری را در دراز مدت بهبود می‌بخشد. این اثرات خیلی بزرگ تر از یک یا چند قابلیت که در محصول خود قرار داده اید می باشد. در واقع تاثیر بزرگتری است که مجموع این قابلیت ها با خود به همراه دارند و زندگی و کار کاربرانش را تحت الشعاع قرار می دهند.

مثال:

چشم انداز محصول تسلا را می توان اینگونه توصیف کرد: «تسریع انتقال جهان به انرژی پایدار». این در مورد ساخت خودروهای الکتریکی نیست، بلکه در مورد تغییر چشم انداز انرژی است.

مرحله ۴: آن را به یاد ماندنی کنید

بهترین چشم اندازهای محصول کوتاه، ساده و به راحتی قابل یادآوری هستند. همه اعضای تیم شما باید بتوانند این چشم انداز را بازگو کنند و بفهمند که چگونه کارشان در دستیابی و رسیدن و حتی در مسیر چشم انداز قرار گرفتن کمک می کند.

مثال:

چشم انداز اسلک می تواند این باشد: "برای ساده تر کردن، دلپذیرتر کردن و اثربخش کردن زندگی کاری." مختصر، واضح و همزادپنداری با آن آسان است.

سوال از شما:‌ بنظر شما چشم انداز مجموعه اسنپ چیست؟

سوال از شما:‌ بنظر شما چشم انداز گلرنگ درباره ورود به فضای تکنولوژی با توجه به سرمایه گذاری های اخیر که انجام داده است چیست؟

از چشم انداز تا استراتژی: تبدیل چشم انداز به عمل

هنگامی که چشم انداز محصول خود را تعریف کردید، گام بعدی ایجاد یک برنامه استراتژیک است که این چشم انداز را زنده کند. یک استراتژی اهداف، ابتکارات و گام های خاصی را که باید برای دستیابی به چشم انداز بلندمدت خود پشت سر بگذارید را مشخص می کند. بدون استراتژی، چشم انداز شما یک ایده بدون مسیر روشن برای اجرا باقی می ماند. در واقع برای اینکه بتوانید گام به گام با قدم های کوتاه در گذر زمان به آن نقطه در دوردست ها (چشم انداز) برسید بایستی یک نقشه راه داشته باشید. این نقشه راه همان استراتژی محصول شما به حساب می آید.

عناصر کلیدی یک استراتژی محصول موفق:

  • اهداف و مقاصد: نتایج قابل سنجشی که باید برای پیشرفت به سوی چشم انداز خود به دست آورید چیست؟ با رسیدن به چه نتایجی می توانید بگویید که در مسیر درستی قرار دارید؟
  • بازار هدف و جایگاه یابی در آن: محصول شما برای چه کسی است (مخاطب) و چگونه در بازار متمایز خواهد شد؟
  • نقشه راه و اولویت ها: ابتکارات، ویژگی ها یا پروژه های کلیدی که برای پیشبرد پیشرفت روی آنها تمرکز خواهید کرد، کدامند؟
  • معیارها و شاخص های کلیدی عملکرد: چگونه موفقیت را در این مسیر اندازه گیری می کنید؟

مراحل ساخت یک استراتژی محصول برنده

مرحله ۱: تعیین اهداف واضح و قابل اندازه گیری

با تعیین اهداف کلیدی خود شروع کنید. اینها باید اهداف مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و محدود به زمان (SMART) باشند که به شما کمک می کند به سمت چشم انداز محصول خود حرکت کنید. در نظر داشته باشید که باید اهداف بزرگتر را به نقاط عطف کوتاه مدت تقسیم کنید.

مثال:

اگر چشم انداز محصول شما «تغییر شیوه مدیریت مالی کسب و کارهای کوچک» است، اهداف استراتژیک شما ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  1. رسیدن به 100000 کاربر فعال تا پایان سال
  2. کاهش ریزش 20٪ در شش ماه
  3. گسترش به دو بازار جدید در عرض 12 ماه

مرحله ۲: بازار هدف و جایگاه خود را شناسایی کنید

استراتژی شما باید مبتنی بر درک عمیق از بازار هدف و نحوه متمایز کردن محصول خود باشد. تحقیقات بازار را برای شناسایی مشخصات مشتری ایده‌آل خود انجام دهید و سپس پیام خود را برای برجسته کردن ارزش منحصر به فرد محصول خود بسازید. این کار را احتمالا بایستی چندین بار به صورت دوره ای انجام دهید تا به بهترین بازار و جایگاه در آن بازار برسید و بقیه مسیر را با سرعت بیشتری ادامه دهید.

مثال:

برای یک نرم افزار مدیریت پروژه، بازار هدف شما می تواند کسب و کارهای کوچک تا متوسط ​​باشد که با پیگیری وظایف و همکاری تیمی مشکل دارند. استراتژی شما می تواند بر روی سهولت استفاده و مقرون به صرفه بودن تمرکز کند، در مقایسه با رقبایی که ممکن است شرکت های بزرگتر با نیازهای پیچیده تر را هدف قرار دهند.

مرحله ۳: نقشه راه خود را اولویت بندی کنید

با در نظر گرفتن اهداف و جایگاه خود در بازار، ویژگی ها و ابتکارات کلیدی را که باید در چند فصل آینده اولویت بندی کنید، تعریف کنید. نقشه راه محصول شما باید منعکس کننده تعادلی بین ارائه ارزش مشتری و دستیابی به اهداف تجاری باشد.

مثال:

برای ابزار SaaS با هدف بهبود بهره‌وری، نقشه راه شما ممکن است ایجاد یکپارچگی با ابزارهای محبوبی مانند Google Workspace و Slack را بر اساس بازخورد مشتری و تجزیه و تحلیل رقابتی در اولویت قرار دهد.

مرحله ۴: معیارهای موفقیت را تعریف کنید

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) را برای اندازه گیری پیشرفت ایجاد کنید. شاخص های کلیدی عملکرد شما باید با اهداف استراتژیک شما هماهنگ باشد و به شما بینش روشنی در مورد اینکه آیا تلاش های شما جواب می دهد یا خیر ارائه کند.

مثال:

KPI برای یک محصول مبتنی بر اشتراک ممکن است شامل هزینه جذب مشتری (CAC)، درآمد تکرارشونده ماهانه (MRR) و امتیاز NPS باشد.

نمونه های دنیای واقعی چشم انداز و استراتژی محصول

مثال ۱: چشم انداز و استراتژی محصول Spotify

  • چشم انداز: "برای باز کردن پتانسیل خلاقیت انسان - با دادن فرصت به یک میلیون هنرمند خلاق که از هنر خود زندگی کنند و میلیاردها طرفدار فرصت لذت بردن از آن را داشته باشند."
  • استراتژی: استراتژی Spotify بر گسترش پایگاه کاربران خود از طریق سطوح رایگان و ممتاز، دستیابی به محتوای انحصاری (مانند پادکست) و استفاده از داده‌ها برای شخصی‌سازی توصیه‌ها، و در عین حال افزایش تعداد هنرمندان در پلتفرم متمرکز بود.

مثال ۲: چشم انداز و استراتژی محصول Zoom

  • چشم انداز: "برای ایجاد ارتباطات ویدئویی بدون دردسر و در دسترس جهانی."
  • استراتژی: زوم بر روی سادگی، سهولت استفاده و قابلیت اطمینان متمرکز شده است – اولویت دادن به تجربه اصلی ارتباط ویدیویی. از تعدد ویژگی ها جلوگیری کرد و بر روی دسترسی به جلسات در سراسر دستگاه های دارای ویدیو و صدای با کیفیت متمرکز شد. این موضوع به رشد سریع زوم کمک کرد، به ویژه در طول همه گیری کرونا.

سوالاتی که باید هنگام تعریف چشم انداز و استراتژی خود بپرسید

همانطور که چشم انداز و استراتژی محصول خود را توسعه می دهید، در اینجا چند سوال کلیدی وجود دارد که باید از خود و تیم خود بپرسید:

سوالات مرتبط با چشم انداز:

  • مشکل اصلی محصول ما برای کاربران چیست؟
  • محصول در درازمدت چه تاثیری بر زندگی کاربران خواهد داشت؟
  • محصول ما چه ارزشی برای بازار و کسب و کار خواهد داشت؟

سوالات مرتبط با استراتژی:

  • برای نزدیک شدن به چشم انداز محصول خود باید به چه اهداف خاصی دست پیدا کنیم؟
  • بازار هدف ما کیست و چگونه محصول خود را در جایگاه مورد نظر قرار خواهیم داد؟
  • نوآوری ها و قابلیت های کلیدی که باید روی آنها تمرکز کنیم چیست؟
  • چگونه پیشرفت و موفقیت را اندازه گیری خواهیم کرد؟

سوال از شما: فکر می کنید استراتژی که مجموعه اسنپ در پیش گرفته است چیست؟

سوال از شما: بنظر شما استراتژی تپ سی در زمان ورود به بازار چه بوده است؟

نتیجه گیری: ایجاد و اجرای استراتژی محصول

یک چشم انداز متقاعد کننده محصول، الهام بخش تیم و ذینفعان شما می شود، در حالی که یک استراتژی خوب و حساب شده تضمین می کند که گام های درستی برای رسیدن به آن چشم انداز بردارید. با تعریف واضح چشم انداز بلندمدت خود، تعیین اهداف قابل اندازه گیری، درک مخاطبان هدف و ایجاد یک نقشه راه استراتژیک، به خوبی در راه ساختن یک محصول موفق خواهید بود.