تجربیات استفاده از rTMS

درمان rTMS یا «تحریک مغناطیسی مکرر مغز» برای بسیاری از افرادی که از افسردگی، اضطراب یا وسواس فکری رنج می‌برند، نقطه‌ی عطفی در مسیر درمان بوده است. بیشتر بیماران، وقتی برای اولین بار نام این روش را می‌شنوند، تصور می‌کنند با شوک الکتریکی یا درمان‌های تهاجمی طرف هستند. اما پس از چند جلسه، درک آن‌ها کاملاً تغییر می‌کند؛ چون متوجه می‌شوند که rTMS برخلاف روش‌های قدیمی، هیچ درد یا بستری‌شدنی ندارد و در عین سادگی، تأثیری عمیق بر عملکرد مغز می‌گذارد. (منبع: سایکوهیل | https://psychoheal.com/)

یکی از بیماران که سال‌ها از افسردگی مزمن رنج می‌برد، تعریف می‌کرد:

«بعد از دو جلسه هنوز مطمئن نبودم تأثیری داشته باشد. اما از جلسه‌ی چهارم به بعد، انگار ابرهای تیره از ذهنم کنار رفت. صبح‌ها راحت‌تر از خواب بیدار می‌شدم و انگیزه‌ام برای انجام کارها برگشت.»

این حس، بین بسیاری از مراجعه‌کنندگان مشترک است. آن‌ها می‌گویند ذهنشان آرام‌تر شده، افکار منفی کاهش یافته و حتی کیفیت خوابشان بهتر شده است. جالب‌تر اینکه اکثرشان بدون استفاده از داروهای سنگین روان‌پزشکی یا با کاهش مصرف دارو، به این تغییرات دست یافته‌اند.

روند درمان rTMS از نگاه بیماران

درمان rTMS معمولاً در محیطی آرام و بدون درد انجام می‌شود. بیماران روی صندلی مخصوص می‌نشینند و کویل مغناطیسی کوچکی روی بخش مشخصی از سرشان قرار می‌گیرد. این کویل، پالس‌های مغناطیسی ملایمی به نواحی خاصی از مغز ارسال می‌کند که در تنظیم خلق و تصمیم‌گیری نقش دارند؛ به‌ویژه ناحیه قشر پیش‌پیشانی (DLPFC).

بسیاری از بیماران در اولین جلسه کمی استرس دارند، اما همان‌طور که خودشان می‌گویند، تجربه‌ای کاملاً متفاوت از چیزی است که تصور می‌کردند. یکی از مراجعه‌کنندگان چنین توصیف کرده است:

«من از سوزن، دارو و شوک می‌ترسم. اما rTMS اصلاً درد نداشت. فقط صدای تق‌تق منظم می‌شنیدم و احساس لرزش خیلی ملایمی روی پوست سر داشتم. بعد از چند دقیقه، بدنم کاملاً ریلکس شد.»

بیشتر افراد در جلسات ابتدایی ممکن است کمی احساس فشار، ضربه‌ی خفیف یا سوزش در ناحیه تماس کویل داشته باشند، اما این حس به‌مرور کاهش می‌یابد. مدت هر جلسه حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه است و فرد بلافاصله می‌تواند به کارهای روزمره‌اش برگردد.

بیماران معمولاً پس از ۱۰ تا ۱۵ جلسه متوجه تغییراتی در روحیه خود می‌شوند. بعضی‌ها گزارش می‌دهند که افکار منفی یا وسواس‌گونه‌ای که مدام تکرار می‌شده، دیگر به همان شدت ذهنشان را درگیر نمی‌کند. برخی دیگر هم از بازگشت انگیزه، بهبود تمرکز و انرژی بیشتر برای فعالیت‌های روزانه صحبت می‌کنند.

یک بیمار مبتلا به اضطراب شدید می‌گفت:

«قبل از rTMS حتی در محیط‌های شلوغ احساس تپش قلب و ترس داشتم. بعد از چند جلسه، بدنم آرام‌تر شد. هنوز اضطرابم کاملاً از بین نرفته، اما حالا می‌دانم می‌توانم کنترلش کنم.»

از نظر علمی، این تغییرات به دلیل افزایش فعالیت نورون‌ها در بخش‌های کم‌فعال مغز و تنظیم تعادل شیمیایی بین انتقال‌دهنده‌های عصبی مثل دوپامین و سروتونین است. پزشکان می‌گویند که rTMS به نوعی مغز را «دوباره آموزش» می‌دهد تا واکنش‌های طبیعی خود را بازیابد.

احساسات و نتایج بلندمدت بعد از درمان rTMS

وقتی از بیماران درباره نتیجه‌ی نهایی درمان می‌پرسیم، بیشترشان از بازگشت حس زندگی، تمرکز ذهنی و ثبات روحی صحبت می‌کنند. یکی از جملات پرتکرار بین بیماران این است:

«انگار ذهنم دوباره روشن شده. دیگر درگیر افکار تکراری و ناامیدی نیستم.»

برخی از بیماران حتی اشاره کرده‌اند که روابط اجتماعی‌شان بهبود یافته و توانسته‌اند بعد از مدت‌ها دوباره به کار یا تحصیل برگردند. یکی از آن‌ها چنین گفت:

«قبل از درمان، حتی تماس با دوستانم برایم سخت بود. احساس می‌کردم انرژی هیچ کاری را ندارم. اما حالا احساس می‌کنم دوباره خودم شده‌ام.»

از سوی دیگر، پزشکان و درمانگران نیز گزارش می‌دهند که اثر درمان rTMS در بیماران پایدارتر از روش‌های دارویی است، به شرطی که جلسات طبق برنامه کامل انجام شود و سبک زندگی فرد (مثل خواب، تغذیه و فعالیت بدنی) نیز اصلاح گردد.

بعضی از بیماران در کنار درمان، جلسات روان‌درمانی یا CBT را هم ادامه می‌دهند و این ترکیب نتایج را تقویت می‌کند. یکی از بیماران که همزمان تحت درمان شناختی‌رفتاری بوده، گفته بود:

«rTMS کمک کرد ذهنم بازتر شود و بهتر بتوانم در جلسات درمانی تمرکز کنم. حالا وقتی درمانگر از من می‌خواهد احساساتم را تحلیل کنم، راحت‌تر می‌توانم حرف بزنم.»

نکته‌ی قابل توجه دیگر، نبود عوارض جدی است. برخلاف داروهای ضدافسردگی که ممکن است باعث افزایش وزن، بی‌خوابی یا بی‌میلی جنسی شوند، rTMS تقریباً بدون عارضه است. تنها در درصد کمی از بیماران سردرد یا خستگی موقت گزارش شده که معمولاً با استراحت برطرف می‌شود.

در مورد دوام نتایج نیز، تجربه بیماران نشان می‌دهد که اثرات مثبت درمان می‌تواند تا ماه‌ها باقی بماند. برخی از افراد بسته به شرایط خود، هر چند ماه یک بار برای جلسات تقویتی بازمی‌گردند تا مغز در حالت تعادل بماند.

در نهایت، چیزی که از صحبت بیماران rTMS برمی‌آید این است که این روش فقط یک درمان فیزیکی نیست، بلکه نوعی بازآفرینی امید است. بسیاری از آن‌ها پس از سال‌ها تجربه‌ی داروهای متعدد و شکست‌های پیاپی، حالا احساس می‌کنند دوباره کنترل زندگی‌شان را در دست گرفته‌اند.

جمع‌بندی

تجربیات واقعی نشان می‌دهد که درمان rTMS می‌تواند تغییری بنیادین در زندگی افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب و اختلالات وسواس فکری ایجاد کند. این روش بدون نیاز به دارو، بدون درد و بدون بستری، به مغز کمک می‌کند تا الگوهای سالم‌تر فعالیت عصبی را بازیابد.

اگرچه نتایج در همه‌ی بیماران یکسان نیست و نیاز به ارزیابی دقیق توسط متخصص دارد، اما بازخورد بیماران حاکی از آن است که rTMS نه‌تنها علائم را کاهش می‌دهد، بلکه کیفیت زندگی را نیز بهبود می‌بخشد.

برای بسیاری از کسانی که سال‌ها با افکار منفی، بی‌انگیزگی یا اضطراب مزمن دست‌وپنجه نرم کرده‌اند، rTMS فرصتی دوباره برای شروعی تازه بوده است — شروعی با ذهنی آرام‌تر، متعادل‌تر و امیدوارتر.